محبت به همسر
مقدمه
همه روشهایی که در اسلام برای تعامل با یکدیگر در محیط خانه آمده، از قبیل سلام کردن، به پیشواز و بدرقه رفتن، خداحافظی کردن، پاکیزگی، زینت و آرایش، قدردانی، عیبپوشی، خوشرویی، خوشزبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر[۱]، برای ایجاد محبت و تحکیم روابط خانوادگی و نوعی ابراز محبت است که این اظهار در ایجاد آرامش و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا دوست داشتن به تنهایی سبب ارتباط پایدار نیست؛ از اینرو پیامبر(ص) فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش «که دوستت دارم» هیچگاه از یاد زن نمیرود و همواره در دلش جای دارد»[۲]. امام صادق(ع) نیز فرمود: «تلاش در افزایش محبت به همسر در حقیقت کوشش برای افزایش مراتب ایمان است»[۳]؛ چراکه نتیجه محبت صادقانه هماهنگی و همراهی است[۴] و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، امنیت که همخانواده ایمان است، نیز هست. پس ایمان امنیتآفرین و آرامشزاست که قرآن در وصف مؤمنان فرمود: ﴿أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ﴾[۵]. اگر پیامبر(ص) فرمود «از دنیای شما بوی خوش و همسر را دوست میدارم و نماز نور چشم من است»[۶] و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشهای این سه در ایجاد پیوند عمیق و آرامشبخش میان انسان با خدا، خانواده و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام زندگی و خوشبختی آدمی رکن اساسی شمرده میشوند؛ چراکه نماز پیوند آرامشبخش انسان با خداست. بوی خوش معاشرت انسان با افراد جامعه را گوارا میکند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز میسازد.
بنابراین شیرینترین لحظات زندگی فرصتهایی است که آدمی به محبوب خود چشم میدوزد و به او مینگرد و سخنی محبتآمیز به او میگوید و نهایت احساس و عاطفه خود را در کلام و نگاهش نشان میدهد و با این ابراز محبت سبک زندگی او را میسازد. سیره رفتاری امامان(ع) در محیط خانه نیز با این لحظات عاطفی و شیرین آمیخته بود؛ چنانکه از پیامبر(ص) نقل شده: اهلبیت(ع) ویژگیهایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهرهمند نبوده و نیست. یکی از آنها محبت به زن است[۷] که نمونههایی از آن در سیره آنان مشاهده میشود؛ برای مثال:
۱. درباره تعامل امیرمؤمنان(ع) با همسرانش چنین نقل شده است که به خوله مادر محمد حنفیه ابراز محبت میکرده و او را «جانالصفا» مینامیده و علت این نامگذاری را حسن و نیکی او میدانسته است[۸]؛ چنانکه در تعبیری علاقه شدید خود به همسر دیگرش اُمامه را اینگونه اظهار کرده است: «تحمل دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»[۹]. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به امام را در پی داشت؛ چنانکه تکریم امام به همسر دیگرش لیلا دختر مسعود همین بازخورد را داشت و این دو به وقت ضربت خوردن امام گریه و بیتابی میکردند؛ به اندازهای که به ابنملجم گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به امیرمؤمنان(ع) نمیزنی»[۱۰]. امهیثم نخعی نیز در شعر خود علاقه شدید اُمامه به امام را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و اندوه مرا بسیار میکند. با از دست دادن شوهر در پی جستن او میچرخد و با ناامید شدن شیون میکند»[۱۱].
۲. درباره تعامل امام حسین(ع) و همسرش رباب نقلهایی در دست است که از آنها برمیآید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونهای که امام صمیمیت این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار میکرد: «به جان تو سوگند، من خانهای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان فدا میکنم و سرزنش احدی در این باره پذیرفته نیست»[۱۲]. آنچه از منابع برمیآید، این است که اشعار یاد شده سروده خود سیدالشهدا است، نه زبان حال آن حضرت و نشانهای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.
البته رباب نیز شخصیت با کرامت و بزرگواری داشت؛ چنانکه هشام کلبی تاریخنگار نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ[۱۳]. این تعبیر از هوش و ادراک و معرفت بالا و شخصیت والای ایشان حکایت میکند و رفتار و سروده وی درباره امام حسین(ع) بر این مطلب گواهی میدهد. او در سفر کربلا همراه امام(ع) بود و پس از شهادت آن حضرت(ع) نیز وفاداریاش را به زبان شعر و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره سیدالشهداء(ع) که با داشتن معانی بلند و زیبا از معرفت، خلوص و ارادت وی به آن حضرت(ع) حکایت میکند چنین است: آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره میبردند در کربلا کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای فرزند پیامبر، خدا از سوی ما به تو پاداش نیکو دهد و در محاسبه الهی تو را از هر زبانی بازدارد. تو آنچنان کوه استواری بودی که من به آن پناه میبردم؛ آن شخصیتی که از سر رحمت و دینداری با ما همنشین بودی. پس از تو چه کسی برای یتیمان و نیازمندان مانده و کیست که مسکینان به او پناه برند و او بینیازشان سازد؟ به خدا سوگند پس از تو سایهای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم[۱۴].
رباب در بیت سوم رفتار عاطفی خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و امام را چون کوهی استوار پناهگاه آرامبخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنانکه در بیت آخر عزم راسخ خود در آینده زندگی بر ترک ازدواج با دیگری را بازگفته است.
به لحاظ روانشناختی نیز میگویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را تحمل میکند و واکنشهایی مانند گریستن، اضطراب، بیقراری، بیخوابی و بیاشتهایی را نشان میدهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روانشناختی و جامعهشناختی خود را در فرد داغدیده نشان میدهد. در بعد فیزیکی، نشانههایی مانند بیماریهای جسمانی، تشدید علایم بیماریهای قبلی و ایجاد شکایات جدید در او پدید میآید. آثار روانشناختی به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، سلامت جسمانی، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، غم، اضطراب، دلمشغولی و مانند آن میشوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان زنان بیوه نیز بسیار است و نمونههایی مانند تغییر رفت و آمدها، عوض شدن نگاهها و تعارضات خانوادگی ایفای نقش میکنند[۱۵]. آنچه میتوان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفهمندی و محبت بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط رباب با امام حسین(ع) مشاهده میشود.
ابنجوزی درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین(ع) این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به ماتم و عزا پرداخت، بیآنکه زیر سقفی برود[۱۶]، هرچند برخی مورخان گفتهاند: رباب پس از شهادت همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به مدینه کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کردهاند[۱۷]؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه خاندان سیدالشهدا(ع) از جمله رباب را روز پس از شهادت همسرش به اسارت بردند[۱۸]. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به فاطمه بنت الحسین منسوب است که پس از وفات همسرش حسن مثنی چنین کرد؛ چراکه زنان محترم و علاقهمند در آن دوره چنین میکردند[۱۹]. در همان حال نقل شده که این شعر سروده لبید[۲۰] بوده که فاطمه بنت الحسین آن را زمزمه کرده است[۲۱] و به نظر میرسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه شعر لبید بسنده کرده باشد، نه آنکه یک سال بر قبر همسرش مانده باشد.
۳. امام باقر(ع) نیز محبت خود به همسرش را نزد مالک بن اعین جهنی[۲۲] ابراز کرده است. مالک روزی نزد امام رفت؛ درحالیکه آن حضرت در خانه همسرش بود و لباس سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفتزده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام انتظار نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را دوست میدارم، پوشیدم»[۲۳]. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است[۲۴].[۲۵]
آثار محبت به همسر
مهرورزی، محبت و عشق زن و شوهر به هم، زمینه را برای آرامش در فضای خانه و میان اعضای خانواده فراهم خواهد کرد. چنین فضایی نتایج بسیار مثبتی را در پی خواهد داشت. افزون بر این، عاملی مؤثر برای پیشگیری از انواع ناراحتیها، کدورتها، اختلافها و کشمکشهای خانوادگی و نیز دارویی شفابخش برای این معضلات خواهد بود. چنین فضای دلپذیری میدان را چندان برای بروز خشم و کینهورزی تنگ میکند که فرد میلی به بروز چنین رفتارهای نادرستی در خود احساس نمیکند. کسانی که یکدیگر را دوست دارند و به هم عشق میورزند، بسیاری از امور ناپسند موجود در طرف مقابل را نادیده میگیرند. حتی برخی امور ناپسند در دیده آنان پسندیده جلوه میکند؛ چراکه به فرموده پیامبر اسلام(ص)، دوستی و محبت موجب میشود بدیهای محبوب دیده نشود[۲۶].
عشق، علاقه، دلدادگی و محبت به همسر، به ویژه بیان و ابراز آن به شیوههای گوناگون، برکات بسیاری برای آنان و همه اعضای خانواده دارد. اشاره به نمونهای از آنها در این مجال مناسب است:
- جلب توجه همسر: ابراز محبت و عشق و علاقه موجب خواهد شد زن یا مرد همه توجه همسرش را به خویش جلب کند؛ چشم و دل او را از خود لبریز سازد و جایی برای چیز یا کسی دیگر باقی نگذارد. شاید کم نباشند همسرانی که به سبب بیتوجهی به این مسئله مهم و در نتیجه، احساس بیاعتمادی و بیتوجهی به یکدیگر، حس نیاز به محبت در آنان ارضا نشده باشد.
- ایجاد صفا و صمیمیت بیشتر میان آنان: ارتباط زناشویی و خانوادگی اگر با صفا و صمیمیت همراه باشد، موجب گرمابخشی و شور و نشاط بین اعضای خانواده به ویژه همسران میشود. صفا و رونق یک خانواده مدیون ابراز عشق و علاقه بین دو رکن اساسی خانواده، یعنی زن و شوهر است. بقیه ظواهر زندگی، اعم از خانه و آنچه در آن است پوسته بیروحی بیش نیست.
- سکونت و آرامش: فلسفه اصلی تحقق ازدواج و پیوند زناشویی، همین سکونت و آرامش است. این سکونت و آرامش خود حاصل محبت و عشق و علاقهای است که هر یک از زن و شوهر به یکدیگر ابراز میکنند حتی اگر زن و شوهر به هم علاقه داشته باشند ولی به هر دلیل آن را به یکدیگر نشان ندهند و اظهار نکنند، باز هم آرامشی که باید گرمابخش فضای خانواده و ارتباط اعضای خانواده با هم باشد، وجود نخواهد داشت و ارتباطی خشک و بیروح و فضایی سرد بر آن حاکم خواهد شد.
- اعتماد: ارتباطهای انسانی و اجتماعی به شدت به اعتماد متقابل نیازمند است. نبود این اعتماد دوام و استمرار ارتباط و اصل موجودیت آن را در معرض خطر نابودی قرار خواهد داد؛ چراکه بیاعتمادی بدترین و خطرناکترین آفت ارتباطهای انسانی است.
- جلوگیری از درگیریها و کشمکشها یا جدایی: اغلب درگیریها و کشمکشهای خانوادگی و زناشویی در اثر کاهش محبت و علاقه و در نتیجه از دست رفتن حس اعتماد به یکدیگر رخ میدهد. متأسفانه، درک نکردن این مسئله مهم و در نتیجه درمان نشدن به هنگام و کافی آن موجب درگیریهای حاد و حتی فیزیکی و زد و خورد بین همسران میشود و در پایان به جدایی و ویرانی بنیان خانواده میانجامد.
- استحکام بنیان خانواده: اظهار و ابراز عشق و علاقه و در یک کلام ارتباط عاشقانه بین زن و شوهر، آنان را به یکدیگر علاقهمندتر میکند. آنان دل هم را تسخیر میکنند و ارتباط زناشوییشان عمیقتر میشود. سرانجام به زندگی دلگرمتر میشوند و رفتهرفته به پیمانهای میان خویش وفادارتر میشوند[۲۷].
شیوههای ابراز محبت به همسر
با گذشت زمان بر یافتههای علمی و تجارب بشر افزوده شد و انسان برای حل مسائل خویش از جمله مشکلات و معضلات خانوادگی، از آنها بهره برد. اینکه با دیگران چه رفتاری داشته باشیم به تجربه و آگاهیهایی نیاز دارد که همه افراد از آن بهرهمند نیستند. ارتباط زناشویی نیز چنین است این مسئله به ویژه درباره زوجهای جوان که هنوز در سنین آغازین جوانیاند و پس از ازدواج با فضایی جدید و نیازموده روبهرو میشوند بیشتر خودنمایی میکند. آنان از ارتباط زناشویی چندان آگاهیای ندارند و هنوز هیچ تجربهای را نیندوختهاند. چه بسیار زنان و مردانی که به همسرانشان عشق میورزند و دوست دارند این علاقه را به گونهای ابراز کنند، اما راه و روش آن را نمیدانند.
ضرورت آموختن این مسئله زمانی بیشتر احساس میشود که بدانیم برخی همسران شخصیتی عاطفی و زودرنج دارند و بیشتر به ابراز علاقه و محبت، احساس نیاز میکنند. در چنین مواردی اگر همسر نتواند علاقه و محبت خود را به خوبی و در جای مناسب بروز دهد ارتباط زناشویی آنان به تزلزل و سستی دچار میشود و پیامدهای خطرناکی را در پی خواهد داشت. مسئله دیگر تشخیص راه درست ابراز محبت با توجه به تفاوت آشکار و نهان در شخصیت افراد است؛ چراکه هر یک از زنان و مردان شخصیت روحیه و ویژگیهایی یگانه دارند طبیعی است که با این ویژگیهای گوناگون نمیتوان و نباید برای همه نسخهای یکسان ارائه داد؛ ممکن است برای فردی هدیه مناسب باشد و بهترین شیوه ابراز محبت به او شمرده شود، ولی برای دیگری احترام و تعریف و تمجید کارسازتر باشد؛ یکی خرید تهیه اسباب و اثاثیه منزل را میپسندد، مانند بسیاری از خانمها؛ دیگری کتاب یا لباس شیک و مد روز را. در نظر گرفتن اموری چون رعایت مسائل و ارزشهای مذهبی و فرهنگی، شئون خانوادگی، رسوم ملی و محلی، مسائل عرضی و حیثیتی، مسائل مالی، پرهیز از افراط و تفریط و... نیز در ابراز محبت اهمیت دارد.
با استفاده از سخنان حکیمانه و سیره مبارک اهلبیت(ع) و نظرهای کارشناسان، شاید بتوان فهرستی از شیوههای پسندیده و کاربردی از راههای اظهار عشق و علاقه همسران را به یکدیگر ارائه داد. این شیوهها به اجمال عبارتاند از:
درباره خلقوخوی پسندیده همسرمان سخن بگوییم
انسان خویشتن را بسیار دوست دارد و به محبت دیگران نیز نیازمند است. اگر به این نیاز او به درستی پاسخ داده نشود از جنبههای گوناگون به ویژه بُعد عاطفی به مشکل دچار خواهد شد. او همیشه در پی افرادی است که محبوب آنان باشد. در برابر با کسانی که وی را نمیپسندند و دوستش ندارند سخت دشمن است.
زن و شوهر مانند دیگر انسانها خود را دوست دارند و از دیگران انتظار محبت دارند. وقتی مردی از ویژگیهای خوب و پسندیده همسرش نزد وی سخن میگوید و به منزله نکتههای مثبت شخصیت او از آنها یاد میکند، موجی از رضامندی و شوق درونی فضای شخصیتی او را فرامیگیرد. این همان واقعیتی است که در کلام حکیمانه پیامبر اعظم اسلام(ص) به آن اشاره شده است. ایشان فرمودهاند: «وقتی مرد به همسرش میگوید: "تو را دوست دارم"، این سخن او هیچگاه از قلب زن بیرون نمیرود»[۲۸].
همچنین اگر زن خوبیها و زیباییهای شخصیت شوهرش را نزد وی بر زبان آورد، به او خواهد فهماند که من تو را دوست دارم بدین ترتیب، دل او را تسخیر میکند و او دیگر دل در گرو دیگران نخواهد سپرد. این عمل زن و شوهر در واقع پردهای حفاظتی برای هر دو شخصیت و غذایی مقوی برای روح و روان اوست و عاملی مهم برای ثبات و ماندگاری بیشتر بنیان خانواده است[۲۹].
از همسرمان تعریف و تمجید کنیم
یکی دیگر از شیوههای اظهار علاقه به همسر و در ادامه همان شیوه پیشین، تعریف و تمجید از همسر است. بیشک هر یک از ما در زندگی و روابط اجتماعی کم و بیش ضعفها و قوتهایی داریم بیان این قوتها و برخی ویژگیهای برجسته و خوب با زبان تعریف و تمجید از همسر، خود نوعی ابراز علاقه است. به ویژه اگر این تعریفها در حضور دیگران و برای نشان دادن برجستگیهای اخلاقی و رفتاری باشد. تأثیر مثبت این اقدام چندان زیاد است که حتی اگر از بستگان نزدیکان و دوستان همسر نیز تعریف شود او این اقدام را نوعی ابراز علاقه و محبت به خود میشمارد.
سیره مبارک اهلبیت(ع) نیز چنین بوده است. در منابع تاریخی و روایی این رخداد درسآموز از حضرت علی(ع)، نقل شده است: در روزهای نخست زندگی باسعادت و پربرکت حضرت علی و فاطمه زهرا(ع)، رسول خدا(ص) و به دیدن ایشان رفتند و از احوال ایشان پرسوجو فرمودند. ایشان از دخترشان فاطمه زهرا پرسیدند: «دخترم، چگونهای و همسرت را چگونه یافتی؟» فاطمه زهرا(س) چنین پاسخ دادند: «پدرجان، او بهترین همسر است»[۳۰].[۳۱]
با او همنشین باشیم
یکی دیگر از شیوههای ابراز محبت همسران، همنشینی آنان با یکدیگر است؛ به ویژه اگر مرد یا زن متوجه شود که همسرش وی را بر دیگران ترجیح داده و ساعتی را برای همنشینی با وی اختصاص داده است. عمق تأثیر مثبت این اقدام آمیخته با محبت بر شخصیت و روحیه همسر را زمانی درمییابیم که به این سخن حکیمانه پیامبر بزرگوار اسلام(ص) توجه کنیم. آن بزرگوار در این باره چنین فرمودهاند: «در پیشگاه خداوند نشستن مرد در کنار همسرش از اعتکاف در مسجد من، دوستداشتنیتر است»[۳۲].
حتی گفتهاند سالی که جنگ بدر رخ داد، حضرت(ص) به سبب حضور در جنگ با مشرکان، به انجام اعتکاف موفق نشدند به همین سبب برای جبران آن سال بعد دو دهه از ماه مبارک رمضان را معتکف بودند[۳۳]. همه این رخدادها از ارزش والای این عبادت حکایت دارد و نشان میدهد که اعتکاف آن هم در مسجدالنبی(ص) عملی بسیار باارزش و دارای ثواب فراوان است. رسول خدا(ص) ابراز عشق و علاقه مرد به همسرش را چندان بااهمیت و ارزشمند دانستهاند که آن را با چنین عبادتی مقایسه فرموده و آن را از چنین عبادتی با ارزشتر و نزد خداوند محبوبتر دانستهاند. این برخورد دقیق و ظریف حضرت از توجه ایشان به نیازهای عاطفی زن و مرد، به ویژه زنان نشان دارد؛ نیازی که باید به گونهای درست و کامل ارضا شود. شکی نیست که اگر مرد یا زن بخشی از اوقات شبانه روز خویش را به این کار اختصاص دهد و در کنار همسرش بنشیند؛ با او همصحبت شود؛ به سخنانش گوش فرادهد؛ از وی دلجویی کند؛ و از همنشینی با او لذت ببرد، به خوبی به این نیاز طبیعی و فطریاش پاسخ میدهد و او را نیز عاشق و دلداده خویش میکند[۳۴].
همصحبت خوبی برای همسرمان باشیم
عشق، محبت و علاقه آغازین یک زوج به ویژه زوجهای جوان که خداوند پس از ازدواج در دل ایشان مینهد[۳۵]، با دیدن خوبیها و زیباییهای ظاهری و باطنی در ایشان تقویت میشود. همصحبتی، به ویژه خوب صحبت کردن با همسر، یکی از بهترین راههای ابراز عشق و علاقه به همسر و تقویت محبت دوسویه در آنهاست.
همسر دوست دارد شریک زندگیاش با او همصحبت باشد. وقتی لب میگشاید، از دهانش درّ سخن ببارد. افراد خوشصحبت و خوشسخن کسانیاند که دیگران آرزوی شنیدن سخنان ایشان را دارند آنان برای سخن گفتن واژههایی زیبا برمیگزینند؛ به مقتضای حال سخن میگویند؛ معانی و مفاهیمی درست و سنجیده را در نظر میگیرند؛ و با خوشرویی عباراتی را به زبان جاری میکنند. چنین اشخاصی سلاطین سخناند؛ مخاطب را در قبضه خود دارند و به فرموده امیرمؤمنان(ع)، همیشه آنان را تشنه سخنان خود دارند و با این شیوه سخنوری، سیرابشان میکنند[۳۶].
چه خوب است همسران با هم خوشصحبت باشند؛ به ویژه هنگامی که در برابر هم سخن میگویند، واژههایی بسیار دقیق و زیبا برگزینند و به خوبی و خوشرویی بر زبان جاری سازند. این شیوه سخن گفتن با همسر، به ویژه درباره زنان نهتنها محبت و عشق درونی به همسر را به گونهای زیبا بروز میدهد و همسر را از آن آگاه میسازد، بلکه تأثیری فوقالعاده نیز بر تقویت محبت و علاقه همسر خواهد داشت. سخن حکیمانه و زیبای رسول خدا(ص) در همین زمینه[۳۷]، از تأثیر فوقالعاده همصحبتی و خوشصحبتی همسران در افزایش مهر و محبت میان آنها نشان دارد[۳۸].
گاه با همسرمان درد و دل کنیم
انسان همواره در حال تحول و دگرگونی است. عوامل بیرونی و درونی بسیاری بر انسان تأثیر میگذارند یا از وی تأثیر میپذیرند. به همین دلیل، انسان همیشه در وضعیت مساوی و یکسانی به سر نخواهد برد. گاه خوشحال است و گاه غمگین.
گاه دنیا را چون بهشتی برین باصفا و دلانگیز میبیند اما گاه دچار چنان مشکلات و معضلاتی پیچیده میشود که چون به هر سوی نظر میافکند، جز جهنمی سوزان و زندانی کشنده نمیبیند. در چنین اوضاع فوقالعادهای، به شدت نیازمند همدل و همراهی است تا وی را یاری دهد.
از سوی دیگر، زن و شوهر با تشکیل زندگی مشترک، آرامآرام به هم عادت میکنند و انس و الفتی بین آنان برقرار میشود. طبیعی است، وقتی مشکلات و نگرانیها به انسان روی میآورد همسران بیش از دیگران میتوانند همراه و همدل یکدیگر باشند و با درددل کردن با هم در چنین وضعیتی دیگری را یاری دهند. آنان میتوانند سنگ صبور هم باشند و برای یکدیگر عقدهگشایی کنند تا به بیانی عرفی، سبک شوند و از غم و اندوه و بحران روحی و روانی تا اندازهای رهایی یابند.
هر یک از زن یا شوهر در کنار برخی مشکلات مشترک، مشکلاتی ویژه نیز دارند؛ برای مثال اغلب مردان بیرون از خانه و در محل کار و ارتباطهای اجتماعی به گرفتاریها و مشکلاتی دچار میشوند در چنین وضعیتی مرد به همراهی و همدلی همسر در خانه نیاز دارد تا قدری از مشکلاتش کاسته شود و آرامشی نسبی برای تدبیر بیشتر درباره مشکلاتش بیابد. این خود نوعی وابستگی به همسر است، و اینگونه وابستگی به همسر در اغلب زنان و مردان دیده میشود. اما این وابستگیها در زنان شدیدتر است. تنهایی در خانه، دوری از خانواده، برخی کاستیها در خانواده، برخی بیمهریها، برخی بیماریها و حالات ویژه و... میتواند برای زنان مشکل ساز شود. در چنین حالاتی، شوهر باید با درایت کافی او را دریابد و با شنیدن سخنان و درددلهای وی از مشکلاتش بکاهد[۳۹].
از همسرمان دلجویی کنیم
زندگی انسان در دنیا با بسیاری از بلایا و مشکلات آمیخته است. بیماری، شکستهای مالی، شغلی و حیثیتی، دوری زن و شوهر از هم به دلیل مسافرت، شغل، زندان، از دست دادن عزیزان و...، نمونهای از این مشکلات است. هر یک از این مشکلات، خود موجب نگرانی و رنج روحی و روانی انسان میشود. زندگی و روابط زناشویی نیز مشمول این قانون است. زن و مرد در چنین وضعیتی، به انواع ناراحتیها گرفتار میشوند و نیاز به دلجویی و ابراز محبت و علاقه را بیشتر در خود احساس میکنند. به این دلیل لازم است زن و مرد برای رفع این نگرانیها و ناراحتیهای روحی و روانی از هم دلجویی کنند و از این راه عشق و محبت درونیشان را نیز به یکدیگر ابراز نمایند.
این مسئله به ویژه برای زوجهایی که دارای روحیاتی عاطفیتر و احساسیترند و عشق و علاقه بیشتری میانشان وجود دارد، لازمتر است. در چنین وضعیتی، بهترین شیوه ابراز محبت، دلجویی است. بیان نمونهای از اینگونه ابراز علاقهها در سیره اهلبیت(ع) بسیار مناسب است[۴۰].
خود را برای همسر بیاراییم
وظیفه هر یک از همسران آراستن خود برای دیگری است. خودآرایی و زیبا جلوه دادن زن برای شوهر و شوهر برای زن، شیوهای مطلوب برای ابراز عشق و علاقه به یکدیگر است. اگر مردی ببیند که همسرش خود را تنها برای او آرایش میکند و همیشه آراسته و پاکیزه است این اقدام او در اعماق جان همسرش تأثیری بسیار مثبت خواهد داشت. او چون میبیند که این اقدام همسرش تنها به سبب علاقه به اوست، محبت و علاقهاش به وی دو چندان میشود. اگر مرد نیز چنین کند، نهتنها همان تأثیر را داراست، بلکه به جهت احساسی و عاطفیتر بودن زن، تأثیر مثبت آن چندبرابر خواهد بود.
البته این اقدام به ظاهر کماهمیت، آثار مثبت و برکات بسیاری برای زن و شوهر و زندگی زناشویی دارد. اشاره به گوشهای از جنبههای اهمیت این مسئله در حفظ بنیاد خانواده و استمرار آن و نیز اشاره به جایگاه این مسئله در دیدگاه اهلبیت(ع) مناسب است. برخی از این موارد عبارت است از: نجات از انحرافها و تحکیم خانواده؛ پاسخ به نیاز فطری همسر؛ نشاندهنده ایمان؛ ادای حق همسر؛ افزایش عفت و پاکدامنی؛ افزایش انس و الفت[۴۱].
در مواقع لازم از همسرمان دفاع کنیم
وقتی به انسان ستم شود یا از او بدگویی و عیبجویی گردد، از نظر روانی او به یاوری شفیق نیاز دارد تا از وی دفاع کند. هر یک از زن و شوهر خود را یاور دیگری میداند به همین دلیل اگر به هر کدام ستم شود از همسر خویش انتظار یاری دارد. اینجاست که اگر مرد یا زن بتواند به این درخواست درونی دیگری به خوبی پاسخ دهد موجب رضامندی وی میشود و از این راه، محبت و علاقه خود را به وی ابراز داشته است نشان دادن چنین رفتارهایی همسران را به هم علاقهمندتر میکند و از این راه زندگی استحکام بیشتری مییابد. اما اگر خدای ناکرده مرد یا زن در پاسخگویی به این نیاز دیگری به هر دلیل، بیتوجهی کند، زندگی به شکل جدی در خطر میافتد. اگر در پی کنکاش بیشتر باشیم که این پاسخگویی چه زمان بهتر و بیشتر خود را نشان میدهد در پاسخ باید گفت که هر اندازه محبت درونی در همسر انسان بیشتر شکوفا شده باشد، پاسخگویی بارزتر و رساتر خواهد بود[۴۲].
رفاه و آسایش همسر را تأمین کنیم
انسان در زندگی به وسایل ابزار و اثاثیهای نیازمند است تا با کمک آنها به مقصود خویش برسد. وقتی با استفاده و بهرهگیری از این وسایل و ابزار در منزل، محیط کار یا هر موقعیت دیگری به هدفش رسید و مشکلی از وی مرتفع شد، به آسایش و راحتی دست یافته و این خود موجب آرامش روحی و روانی وی میشود.
این مسئله در زندگی زناشویی و امور خانواده بیشتر خودنمایی میکند. زن و مرد نیز مانند دیگر انسانها به رفاه آسایش و آرامش با تهیه و تدارک برخی وسایل و ابزار زندگی نیازمندند البته خانمها بیش از مردان در این امور حساسیت نشان میدهد و این مسئله برای آنان حیاتیتر مینماید. اسباب و اثاثیه منزل و آشپزخانه، لباس و اجناس ویژه زنان، از جمله وسایلیاند که تهیه و تدارک آنها برای زنان اهمیت دارد و موجب آسایش جسمی و آرامش روحی و روانی آنان میشود. به همین دلیل تهیه و تدارک این وسایل به دست مرد برای زن بسیار اهمیت دارد؛ چراکه نشان عشق و علاقه او به همسرش خواهد بود. در نتیجه، آسایش و آرامش وی را نیز در پی خواهد داشت[۴۳].
نیازهای همسر را به خوبی برآوریم
خداوند انسان را همراه با برخی نیازمندیها آفریده است. البته راههای درست پاسخگویی به این نیازها را نیز به شکلهای گوناگون به انسان ابلاغ کرده و نشان داده است. ارضای درست و کامل این نیازها موجب شکوفایی استعدادها، ایجاد توانمندی و قدرتهای جدید و به کمال رسیدن انسان در ابعاد گوناگون میشود و شاید به همین دلیل نیز خوشایند انسان است.
ازدواج و زندگی زناشویی یکی از راههای درست ارضای برخی از این نیازهاست. مرد یا زن وقتی با کمک همسرش به ارضای غریزه یا نیازی موفق میشود، حالتی از رضامندی درونی در وی پیدا میشود به همین سبب، احساس خوشایندی به همسرش که او را در این اقدام کمک کرده است پیدا میکند. بنابراین هرگاه زن یا مرد به همسرش در ارضای این نیازها کمک به گونهای علاقه و محبت خود را به وی ابراز کرده است[۴۴].
صداقتمان را به همسر نشان دهیم
صداقت و راستی از ویژگیهای برجسته اخلاقی است و نشان دادن این حسن خلق در رفتار، از کمالات انسانی است. در متون دینی از رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) امتیازهای برجستهای درباره این ویژگی پسندیده و کسانی که وجود خود را به این ویژگی خوب آراستهاند، بیان شده است.
در بیانی زیبا مولای سخن و امیر بیان(ع)، صداقت و راستی را حقیقت ایمان معرفی کردهاند[۴۵]. در روایتی دیگر صدق را نشان کمال ایمان دانستهاند[۴۶]. امام صادق(ع) صداقت را در کنار ویژگیهای نیکوی دیگر چون برّ، یقین، رضا، وفا، علم و حلم سهمی از سهام هفتگانه ایمان برشمردهاند[۴۷].[۴۸]
امین و حافظ اسرار همسرمان باشیم
زندگی انسان زوایای آشکار و پنهان بسیاری دارد، هر شخص میکوشد نقاط مثبت و افتخارآفرین زندگیاش برای دیگران آشکار شود. اما بخشی از رخدادهای زندگی خود را که قابل افشا و بازگویی برای دیگران نیست از اسرار زندگی شخصی خود میداند و به هر دلیل از نگاه دیگران پوشیده نگه میدارد. البته ممکن است تنها به افراد یا گروهی خاص اجازه دهد از آن آگاه شوند و به امانت نگاهش دارند بنابراین حفظ اسرار زندگی افراد که نتیجه امانتداری است برای آنان بسیار بااهمیت است. هر شخص که در حفظ اسرار انسان به وی کمک کند و حافظ اسرارش باشد، از دیدگاه او فردی امین است که برای وی ارزش قایل شده و وی را اکرام کرده است این اقدامها خود نشان علاقه و محبت بین طرفین است در برابر به کسی که به هر دلیل و بهانهای به وی خیانت کند و اسرار وی را آشکار سازد، بدگمان است و رفتار او را بیاحترامی و بیمحبتی به خود خواهد پنداشت.
مسئله امانتداری و حفظ اسرار میان اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر نیز مطرح است و البته حساسیت بیشتری دارد. هر یک از زن و یا شوهر که به زندگی و همسرش علاقهمند باشد، خواهد کوشید اسرار خانوادگی خود و همسرش را حفظ کند. زمانی که زن یا شوهر ببیند همسرش در حفظ اسرارش میکوشد این برایش خوشایند است و نشان علاقه و محبتش به وی خواهد بود، به همین دلیل امانتداری و حفظ اسرار از بهترین ویژگیهای زنان و مردان و از شاخصهای معتبر برای انتخاب همسر است[۴۹].[۵۰]
خاطرات و مناسبتهای خوشایند همسرمان را به یاد آوریم
برخی خاطرات و مناسبتها خوشایند انسان است و یادآوری آن نیز موجب خوشحالی و سرور قلبی اوست. بیشک روزی یافتن بندگان خداوند از نعمتهای الهی برای آنان شادیآور و فرحبخش است و یادآوری نعمت و هر آنچه از زمان مکان و امور دیگر که به آن مربوط است نیز برایشان خوشایند خواهد بود.
زن و مرد نیز پس از گذران سالهای عمر، هر یک خاطراتی خوش و گاه تلخ در زندگی خویش خواهند داشت. یادآوری خاطرات شیرین و خوش زندگی برایشان خوشایند و فرحبخش خواهد بود. از شیوههای مطلوب برای اظهار عشق و علاقه به همسر، یادآوری این مناسبتهاست؛ برای نمونه یادآوری سالروز تولد همسر، سالروز ازدواج، سالروز تولد فرزندان، یادآوری موفقیتها، برخی اعیاد، و... با خرید هدایا، شیرینی و.... شیوهای خوب و پسندیده است. همسران خوشسلیقه با استفاده از چنین راهکارهای زیبا و پسندیدهای عشق و علاقه خود را به همسرشان ابراز میکنند[۵۱].
به بهانههای گوناگون به همسرمان هدیه بدهیم
از جمله کارهایی که مصداق بارز ابراز عشق و علاقه به همسر است اهدای هدیه به اوست. هدیه، پیک خوشبختی، خوشبینی و استحکام روابط بین انسانهاست. هدیه بهترین ابزار جلب و جذب محبت دیگران است. امام صادق(ع)، شیعیانی را که در پی جلب محبت دیگران به سوی خود با هدف احیای امر اهلبیت(ع) باشند، دعا فرموده و مشمول رحمت واسعه الهی دانستهاند حضرت درباره بیان وظایف شیعیانشان فرمودهاند: «خدای رحمت کند بندهای را که دوستی و محبت مردم را به سوی خویش جلب کند»[۵۲].
هدیه دادن به افراد و خویشان و آثار و برکات آن چندان اهمیت دارد که در روایتها و سیره اهلبیت(ع) درباره آن بهطور ویژه سفارش شده است. اهمیت اهدای هدیه در خانواده بیش از موارد دیگر است؛ چراکه هدیه دادن خود گونهای ابراز عشق و علاقه اعضای خانواده به یکدیگر است و بر شدت آن میافزاید. از این راه، روابط بین آنها بیشتر میشود و در نتیجه پایهها و بنیاد خانواده مستحکمتر میشود. به همین سبب سفارش شده است تا به بهانههای گوناگون، از جمله هنگام ورود به خانه از کار و تلاش روزانه یا پس از بازگشت از مسافرت، حتما سوغاتی را تهیه کنید و به اهل خانه به ویژه همسر بدهید اگر چیز مناسبی نیافتید باز هم مطلوب نیست دست خالی به منزل بروید. حتی اگر شده سنگی را با خود بردارید و به خانه ببرید.
رسول خدا(ص) نیز بر خرید هدیه هنگام بازگشت به خانه بسیار سفارش و تأکید کردهاند. ابن عباس در این زمینه چنین گزارش کرده است: «رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس به بازار برود و هدیهای بخرد و برای اهل خانهاش ببرد، مانند کسی است که صدقهای را برای مستمندان و نیازمندان برده است»[۵۳].[۵۴]
منابع
پانویس
- ↑ برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ («قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»).
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ («... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا»).
- ↑ ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ.
- ↑ «آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند» سوره انعام، آیه ۸۲.
- ↑ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ («... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ»).
- ↑ فضلالله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ («قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ»).
- ↑ محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابیطالب(ع)، ص۴۱۴؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۲۴۴ («... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا»).
- ↑ محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ («... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...»).
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ (... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ).
- ↑ ابنحجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.
- ↑ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. «إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ»
- ↑ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.
- ↑ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ قَدْ كُنْتَ لِي جَبَلاً صَعْباً أَلُوذُ بِهِ *** وَ كُنْتَ تَصْحَبُنا بِالرُّحْمِ وَ الدِّينِ مَنْ لِلْيَتامى وَ مَنْ لِلسَّائِلِينَ وَ مَنْ *** يُغني وَ يَأوِي إلَيْهِ كُلُّ مِسْكِينِ وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ
- ↑ ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روانشناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ (فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً).
- ↑ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ
- ↑ باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.
- ↑ شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.
- ↑ لُبید عموی پدر امالبنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).
- ↑ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب(ع)، ج۴، ص۳۰ («أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ»).
- ↑ او از یاران دو امام باقر و صادق(ع) بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ («... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ («... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۷۲.
- ↑ «رَوَى أَبُو الدَّرْدَاءِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): حُبُّكَ لِلشَّيْءِ يُعْمِي وَ يُصِمُّ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۴، ص١۶۶؛ ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۱، ص١٢۴).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۴۲-۲۵۱.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۲۳).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۵۲.
- ↑ «قَالَ(ص): كَيْفَ أَنْتِ يَا بُنَيَّةِ! وَ كَيْفَ رَأَيْتِ زَوْجَكِ؟ قَالَتْ لَهُ: يَا أَبَتِ خَيْرَ زَوْجٍ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٣۴).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۵۷.
- ↑ «عَنِ النَّبِيِّ(ص) قَالَ: جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا» (ابوالحسین مسعود بن عیسی ورام بن ابی فراس نیشابوری، تنبیه الخواطر (مجموعة ورام)، ج۲، ص۱۲۱).
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كَانَتْ بَدْرٌ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمْ يَعْتَكِفْ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَلَمَّا أَنْ كَانَ مِنْ قَابِلٍ اعْتَكَفَ عَشْرَيْنِ عَشْراً لِعَامِهِ وَ عَشْراً قَضَاءً لِمَا فَاتَهُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص١٧۵).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۵۹.
- ↑ ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ... وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ...» (سید رضی، نهجالبلاغه، حکمت ۲۸۹).
- ↑ «وقتی مرد به همسرش میگوید: "من تو را دوست دارم" این سخن او هیچگاه از قلب زن بیرون نمیرود» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۲۳).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۶۲.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۶۵.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۶۷.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۷۳.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۸۱.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۸۶.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۸۸.
- ↑ «قَالَ عَلِيٌّ(ع): إِنَّ مِنْ حَقِيقَةِ الْإِيمَانِ أَنْ يُؤْثِرَ الْعَبْدُ الصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّ عَلَى الْكَذِبِ حَيْثُ يَنْفَعُ وَ لَا يَعْدُو الْمَرْءُ بِمَقَالِهِ عَمَلَهُ» (احمد بن علی الطبرسی، مشکاة الأنوار، ص۱۸۲؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج٨ ص۴۵۶).
- ↑ «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ قَالَ: أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَمَلَ إِسْلَامُهُ وَ لَوْ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ خَطَايَا لَمْ تَنْقُصْهُ الصِّدْقُ وَ الْحَيَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّكْرُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۵۶).
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَضَعَ الْإِيمَانَ عَلَى سَبْعَةِ أَسْهُمٍ، عَلَى الْبِرِّ وَ الصِّدْقِ وَ الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ الْوَفَاءِ وَ الْعِلْمِ وَ الْحِلْمِ ثُمَّ قَسَمَ ذَلِكَ بَيْنَ النَّاسِ...» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۴٢).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۸۹.
- ↑ امام باقر(ع) فرمودند: «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ، فَكَتَبَ إِلَيَّ مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۹۱.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۹۵.
- ↑ «عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ: إِنَّهُ لَيْسَ مِنِ احْتِمَالِ أَمْرِنَا التَّصْدِيقُ لَهُ وَ الْقَبُولُ فَقَطْ مِنِ احْتِمَالِ أَمْرِنَا سَتْرُهُ وَ صِيَانَتُهُ مِنْ غَيْرِ أَهْلِهِ. فَأَقْرِئْهُمُ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُمْ: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَرَّ مَوَدَّةَ النَّاسِ إِلَى نَفْسِهِ. حَدِّثُوهُمْ بِمَا يَعْرِفُونَ وَ اسْتُرُوا عَنْهُمْ مَا يُنْكِرُونَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۲۲۲). این مضمون روایی به گونههای دیگر در منابع روایی نیز نقل شده است؛ ر.ک: محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١۶، ص۲۲۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۶۵؛ ج۴٧؛ ج۷۲؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص۶٩؛ همو، الخصال، ج۱، ص۲۵؛ نعمان بن محمد تمیمی، مغربی دعائم الإسلام، ج۱، ص۶١؛ و....
- ↑ «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَكَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَيْنِ ابْنٍ فَكَأَنَّمَا بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَنْ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ أَدْخَلَهُ اللَّهُ جَنَّاتِ النَّعِيمِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص۵۵۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶١، ص۵٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴). همچنین سفارش شده است که از مسلمانان و مؤمنانی که با ما قرابتی ندارند نیز هدیه بپذیریم؛ چراکه همان قرابت دینی و ایمانی بسنده است: «عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ لَهُ الضَّيْعَةُ الْكَبِيرَةُ. فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْمِهْرَجَانِ أَوِ النَّيْرُوزِ أَهْدَوْا إِلَيْهِ الشَّيْءَ لَيْسَ هُوَ عَلَيْهِمْ يَتَقَرَّبُونَ بِذَلِكَ إِلَيْهِ. فَقَالَ: أَ لَيْسَ هُمْ مُصَلِّينَ؟ قُلْتُ: بَلَى. قَالَ: فَلْيَقْبَلْ هَدِيَّتَهُمْ وَ لْيُكَافِهِمْ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: لَوْ أُهْدِيَ إِلَيَّ كُرَاعٌ لَقَبِلْتُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّ كَافِراً أَوْ مُنَافِقاً أَهْدَى إِلَيَّ وَسْقاً مَا قَبِلْتُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ أَبَى اللَّهُ لِي زَبْدَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ طَعَامَهُمْ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص١۴٣).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۹۷.