آیات ۵ تا ۱۰ سوره انسان
آیات اول تا بیست و دوم سوره انسان (دهر یا هل أتی) از جمله آیاتی است که بیان کننده فضائل و جایگاه امیرالمومنین(ع) بلکه سایر اهل بیت(ع) و به عبارت بهتر امامت ایشان است. نزول این آیات در شأن اهل بیت(ع) مسلّم و تردیدناپذیر است و راویان حدیث، اعم از شیعه و اهل سنت در اعصار و قرون مختلف از صحابه و تابعین، احادیث مربوط به آن را در منابع معتبر روایت کردهاند. روشن است که این آیات به سبب انفاق و از خود گذشتگی اهل بیت(ع) در راه خداوند سبحان به عنوان پاسداشت عمل ایشان نازل شده و بر عظمت جایگاه اهل بیت(ع) نزد خدای متعال، افضلیت آنان و به تبع امامت ایشان دلالت دارد. با این وجود عدهای از اهل سنت با خدشه در اسناد یا دلالت این احادیث، منکر نزول این آیات در شأن اهل بیت(ع) شدهاند.
متن آیه
﴿ إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا * فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا * مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا * وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا * وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا * وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا * عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّی سَلْسَبِيلًا * وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا * وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا * عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا * إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا﴾[۱].
شأن نزول
کتابهای فراوانی شأن نزول آیات مورد بحث را مطرح کردهاند. مرحوم علّامه امینی در الغدیر شأن نزولی را از ۳۴ کتاب از کتب اهل سنّت[۲] و مرحوم قاضی نورالله شوشتری از ۳۶ کتاب از کتابهای آنان این مطلب را نقل کرده است[۳]. بنابراین شأن نزولی که میآید در سرحدّ تواتر است. خلاصه شأن نزولی که مورد اتّفاق تمام منابع فوق است به شرح زیر است:
امام حسن و امام حسین(ع) در سنّ طفولیّت بیمار شدند، پیامبر(ص) برای عیادت فرزندان بیمارش به خانه علی و فاطمه(ع) آمد، آن حضرت هنگامی که بیماری نوههای عزیزش را مشاهده کرد، خطاب به علی(ع) فرمود: «نذری کنید، تا خداوند بیمارانتان را شفا دهد!»
علی(ع) بلافاصله عرض کرد: «خداوندا! اگر فرزندانم شفا یابند، سه روز روزه میگیرم». فاطمه(س) نیز به همین شکل نذر کرد؛ حتّی امام حسن و امام حسین(ع) نیز ـ علیرغم این که سنّ آنها کم بود ـ به تبعیّت از پدر و مادر به همان شکل نذر نمودند. فضّه (خادمه) که در آنجا حاضر بود نیز به همان شکل نذر کرد. طولی نکشید که کسالت آن دو ریحانه پیامبر برطرف شد و بنا شد که اهل البیت(ع) نذرشان را ادا کنند. روز اوّل روزه گرفتند؛ علی(ع) برای افطار این سه روز مقداری جو تهیّه کرد، آن را آرد کردند و به سه قسمت تقسیم کردند، قسمتی از آن را جهت تهیّه نان برای افطار روز اوّل خمیر کردند و به تعداد افراد روزهدار، نان جو تهیّه نمودند. به هنگام افطار صدایی از پشت درب حیاط منزل شنیده شد، اهل خانه به بیرون از خانه آمدند، شخصی را ملاحظه کردند که اینگونه آنها را خطاب کرد: السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اهْلَ الْبَیْتِ سپس عرض کرد: «من شخص محتاج، نیازمند و مسکینی هستم، به من کمک کنید». حضرت علی(ع) نانی که سهم خودش بود را به آن فقیر داد، فاطمه (س) نیز چنین کرد؛ بقیّه اعضای خانواده هم سهمیّه خویش را به آن مسکین دادند و آن شب با آب افطار کردند.
روز بعد هم روزه گرفتند و با یک سوم دیگر از آرد جو نان تهیّه کردند؛ آماده خوردن افطاری بودند، باز صدای شخصی را از خارج منزل شنیدند، که میگوید: السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اهْلَ الْبَیْتِ، به خارج منزل رفتند. از او پرسیدند: تو کیستی و چه حاجتی داری؟ گفت: «یتیمی از یتیمان این شهر هستم، گرسنهام سیرم کنید»، باز علی(ع) سهم خویش را به آن یتیم داد و بقیّه نیز همین کار را در کمال اخلاص و جهت رضای خدا انجام دادند؛ و همچون شب اوّل با آب افطار کردند!
روز سوم را نیز طبق نذری که داشتند روزه گرفتند و همان داستان روز اوّل و دوم تکرار شد و این بار شخص اسیری[۴] تقاضای کمک کرد، حضرت علی(ع) و تمام اعضای خانواده، افطاری خویش را به آن شخص اسیر دادند و سومین شب را هم با آب افطار کردند و بدین ترتیب به نذر خویش وفا نمودند.
پیامبر اکرم(ص) روز بعد امام حسن و امام حسین(ع) را، در حالی که رنجور و ضعیف شده بودند و از شدّت ضعف به خود میلرزیدند مشاهده کرد و از این وضع ناراحت شد و از سوی دیگر چشمهای گود رفته فاطمه (س) بر ناراحتی و حزن پیامبر(ص) افزود، از علی(ع) پرسید: یا علی! چرا بچّهها این قدر ضعیف و رنجور شدهاند؟ چرا رنگ دخترم فاطمه پریده است؟ حضرت علی(ع) جریان را برای آن حضرت بازگو کرد، در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیات سوره انسان را آورد[۵].[۶].
شرح و تفسیر
ویژگیهای پنجگانه اهل البیت(ع)
چهار آیه از آیات هیجدهگانه این سوره در مورد اصل کار این خاندان بزرگوار بحث میکند و چهارده آیه دیگر به بیان اجر و پاداش این ایثار به یادماندنی و بینظیر میپردازد. در این آیات، پنج ویژگی بارز اهل البیت(ع) مطرح شده است که عبارتاند از:
- وفای به عهد و پیمان: ﴿يُوفُونَ بِالنَّذْرِ﴾[۷]: اهل البیت(ع) نه تنها به نذرهای خویش، بلکه به تمام تعهّداتشان عمل میکردند؛ چرا که یکی از نشانههای ایمان و علامتهای مسلمان حقیقی، وفای به عهد و نذر و تعهّدات است؛ هر چند به زیان انسان باشد.
- ترس از قیامت: ﴿وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا﴾[۸]: این خوف از دادگاه عدل الهی بوده است؛ زیرا تمام اعمال انسان، از ریز و درشت، در این دادگاه مورد بازخواست قرار میگیرد.
- رسیدگی به نیازمندان: ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا﴾[۹] ویژگی سوم اهل البیت(ع) در این آیات شریفه که محور اصلی این بحث است، رسیدگی به نیازمندان جامعه میباشد. این خاندان بزرگوار حتّی آنچه را خود به آن نیاز دارند در اختیار فقرا و نیازمندان قرار میدهند. به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» کمک میکنند. در این آیه شریفه بر روی سه گروه نیازمند اجتماعی انگشت گذاشته شده است.
- اخلاص: ﴿إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا﴾[۱۰]: چهارمین فضیلت امام علی و همسر و دو پسرش که فضیلت فوق العاده با ارزشی است، مسأله اخلاص آن بزرگواران است؛ آنها میگویند: «کمکی که به شما مساکین، ایتام، اسراء و دیگر نیازمندان جامعه میکنیم، فقط و فقط برای جلب رضای خداست و هیچ انگیزه دیگری در آن نیست، بدین جهت پاداشی از شما نمیخواهیم و حتّی انتظار قدردانی و تشکّر نداریم!»
- خوف از خداوند: ﴿إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا﴾[۱۱]: پنجمین ویژگی آنان خوف از خداست، تفاوت این ویژگی با ویژگی دوم یعنی خوف از معاد این است که لازم نیست خوف از خدا به خاطر ترس از جهنّم و قیامت و عذابهای هولناک و دردآور آن باشد، بلکه ممکن است خوف از عظمت خدا باشد. وقتی انسان مؤمن به عظمت خداوند فکر میکند، ترس سراسر وجودش را فرامیگیرد و بدنش به لرزه درمیآید، همانگونه که وقتی به ملاقات شخصیّت مهمّی میرود و میخواهد مطلبی را به او بگوید، ممکن است عظمت آن شخصیّت، او را بگیرد و قادر به سخن گفتن نباشد؛ هر چند آن شخصیّت، انسانی بسیار مهربان و خوش اخلاق و خوش برخورد باشد. بنابراین، ویژگی پنجم چیزی غیر از ویژگی دوم است و خوف از خدا به معنای خوف از عظمت و بزرگی خداوند مهربان است[۱۲].
اهمّیّت کمک به نیازمندان
خمیر مایه اصلی آیات هیجدهگانه، و آنچه موجب این پاداشهای مهمّ دوازدهگانه شد، مسأله کمکهای انسانی به نیازمندان بود و این نشانگر عنایت ویژه و اهمّیّت فوق العادهای است که خداوند مهربان به این موضوع داده است. هر کس خواستار شمول عنایت پروردگار مهربان نسبت به خویش است، باید به کمک مستمندان و بیچارگان بپردازد و اگر از این مرحله بالاتر رود و از آنچه خود بدان نیازمند است ایثار کند، بدون شک عنایت ویژه خداوند شاملش میگردد. چنانچه در روایات نیز بر این مهم تاکید شده است[۱۳].
احادیث مرتبط با نزول آیه در شأن اهل بیت(ع)
حدیث نزول آیات مذکور از سوره دهر در شأن اهل بیت(ع)، از سوی صحابه، تابعین و عالمان مورد اعتماد در قرون مختلف چنان فراوان روایت شده که انکار و تکذیب آن ناممکن است. در ادامه به ذکر برخی از نصوص و راویان حدیث از عصر صحابه تا به امروز میپردازیم[۱۴].
روایت امیرالمؤمنین(ع)
حافظ حاکم حسکانی حدیث یاد شده را به شرح زیر از امیرالمؤمنین(ع) روایت میکند. وی مینویسد: احمد بن ولید بن احمد به ما خبر داد و گفت: پدرم ابوالعباس واعظ از ابوعبدالله محمد بن فضل نحوی ـ در بغداد در کنار رصافه و در سال ۳۳۱ به صورت املاء ـ به من خبر داد که [سن بن علی بن زکریای بصری از هیثم بن عبدالله رمّانی حدیث کرد که گفت: علی بن موسی الرضا(ع) نقل فرمودند که پدرم از پدرش جعفر بن محمد(ع) از پدرش محمد(ع) از پدرش علی(ع) از پدرش حسین(ع) از پدرش علی بن ابیطالب(ع) برای من نقل کردند که فرمود: وقتی حسن و حسین(ع) مریض شدند که رسول خدا(ص) به عیادت ایشان آمدند و به من فرمودند: «ای اباالحسن! اگر برای سلامتی فرزندانت نذری بر خداوند کنی، امید دارم که خداوند به واسطه آن نفعی به ایشان برساند». گفتم: برعهده من برای خداوند نذر است که اگر دو حبیب من از بیماری رهایی یافتند، سه روز روزه بگیرم. فاطمه(س) نیز گفتند: و بر عهده من برای خداوند نذر است که اگر دو فرزندم از بیماری رهایی یافتند سه روز روزه بگیرم. کنیز ایشان فضّه نیز گفت: و بر عهده من برای خداوند نذر است که اگر دو آقای من از بیماری رهایی یافتند سه روز روزه بگیرم.
پس خداوند بر آن دو بزرگوار لباس عافیت پوشاند و اهل بیت(ع) شب را صبح کردند در حالی که نزد آل محمد(ع) هیچ [خوراکی] نبود. آن روز را روزه گرفتند و علی(ع) بهسوی بازار رفت. در بازار کسی بود به نام شمعون یهودی بود. حضرت به او فرمود: ای شمعون سه صاع جو در مقابل لباس پشمینی که فاطمه(س) آن را بافته است به من بده. شمعون آنچه را خواسته بود به ایشان داد. پس جو را در ردای خویش ریخت و لباس پشمی را زیر بغل گرفت و داخل منزل شد و جو را خالی کرد و لباس را انداخت. فاطمه(س) یک صاع از جو را برداشت و آن را آرد و خمیر کرد و پنج قرص نان پخت. در حالی که علی(ع) با رسول خدا(ص) نماز مغرب را اقامه کرده و داخل منزلش شد که افطار کند. فاطمه(س) نان جو را به همراه نمک کوبیده شده و آب زلال برای ایشان آورد. همین که نزدیک [سفره] شدند تا غذا بخورند مسکینی در مقابل درب ایستاد و عرض کرد: سلام بر شما ای اهل بیت محمد مسکینی در مقابل از اولاد مسلمی هستم. به من غذا دهید، خداوند شما را از غذاهای بهشتی اطعام کند. علی(ع) فرمود: ای فاطمه که از رشد و یقین برخورداری، ای دختر بهترین همه مردمان، آیا مسکین گرفتار را نمیبینی که گرسنه و محزون به سوی ما آمده و امیدوار در درب منزل ایستاده و به خدا شکوه و ابراز نیاز میکند و هر کسی پاسخگوی آن چیزی است که کسب کرده و فاطمه(س) با این کلام پاسخ داد: ای پسر عمو، فرمان تو نزد من مطاع است برای ما فرومایگی و التماس شایسته نیست پس غذا را به او عطا کن و لحظهای او را [بیغذا] مگذار که امیدواریم کمکی برای او باشد در قحطی و ما به برگزیدگان و جمع نیکان ملحق شدیم و به شفاعت داخل بهشت گردیم.
پس همگی قرص نان خود را به او دادند و شب [گرسنه] خوابیدند و جز آب زلال چیزی نخوردند. چون شب را به صبح رساندند، فاطمه(س) سراغ یک صاع دیگر از جو رفت و آن را آرد و خمیر کرد و پنج قرص نان پخت در حالی که آن روز را روزه گرفتند. علی(ع) با رسول خدا(ص) نماز مغرب را اقامه کرد و داخل منزلش شد تا افطار کند. فاطمه(س) نان جو را به همراه نمک کوبیده شده و آب زلال برای ایشان آورد. همین که نزدیک [سفره] شدند تا غذا بخورند، یتیمی در مقابل درب ایستاد و عرض کرد: سلام بر شما ای اهل بیت محمد. من یتیمی از فرزندان مسلیمن هستم و پدرم در جنگ احد در رکاب رسول خدا شهید شده است، به من غذا دهید، خداوند شما را از غذاهای بهشتی اطعام کند. پس همگی قرص نانشان را به او دادند در حالی که دو روز و دو شب را بیآنکه چیزی غیر از آب زلال خورده باشند سپری کردند.
پس چون روز سوم شد، فاطمه(س) سراغ سومین صاع از جو رفت و آن را آرد و خمیر کرد و پنج قرص نان پخت. آن روز را نیز روزه گرفتند. علی(ع) نماز مغرب را با پیامبر اقامه کرد و سپس وارد منزلش شد که افطار کند. پس فاطمه(س) نان جو و نمک کوبیده شده و آب زلالی آورد و چون نزدیک [سفره] شدند که غذا بخورند، اسیری در مقابل درب ایستاد و عرض کرد: سلام بر شما ای اهل بیت پیامبر، به من غذا دهید، خداوند شما را اطعام فرماید. پس قرص نان خود را به او دادند و سه شبانه روز بیآنکه چیزی جز آب زلال خورده باشند سپری کردند و چون روز چهارم فرا رسید، علی(ع) تحمل کرد و حسن و حسین(ع) میلرزیدند و فاطمه(س) و فضه همراه ایشان بودند و از ضعف توان راه رفتن نداشتند. رسول خدا آمده و عرضه داشتند: «الهی اینان اهل بین من هستد که از گرسنگی در حال جان دادند؛ پس ای پروردگار به ایشان رحم کن و بر ایشان ببخش. اینان اهل بیت مناند، پس ایشان را حفظ فرما و فراموششان نکن». جبرئیل فرود آمد و عرضه داشت: «ای محمد! خداوند به تو سلام میرساند و میگوید: «دعای تو را در حق ایشان اجابت کردم و از ایشان شاکرم و راضی گشتم و بخوان: ﴿إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا﴾»»[۱۵].[۱۶]
دلالت آیه
افضلیت اهل بیت(ع)
خدای متعال در این آیات، اطعام اهل بیت به یتیم، فقیر و اسیر را به بهترین وجه ستوده و آن را خالصا لوجه الله بیان کرده است. از آنجا که چنین اطعامی با این ویژگی هیچگاه نه در تاریخ و نه در روایات، برای دیگران نقل نشده و حتی خود اهل بیت نیز نیت خود از آن کار را بیان نکردهاند، میتوان به افضلیت اهل بیت(ع) از دیگران پی برد. شاهد بر این سخن اینکه حتی شخصی معاندی همچون مأمون عباسی نیز به همین سخن اعتراف کرده و در یکی از مناظرات خود آن را اثبات نموده است[۱۷].
امامت اهل بیت(ع)
با اثبات افضلیت اهل بیت(ع)، امامت آنها از طریق حکم عقلی افضلیت به راحتی قابل اثبات است؛ چراکه بر اساس حکم عقل به تقدیم فاضل بر مفضول، در اختلاف میان امامت و رهبری دو شخص که یکی برتر از دیگری است همه عقلا به تقدیم شخص برتر حکم کرده و مقدم داشتن شخص پایینتر بر وی را قبیح میدانند[۱۸].
امامت امیرالمومنین(ع)
علامه حلی درباره نزول سوره دهر و دلالت آن بر امامت امیرالمؤمنین(ع) مینویسد: «این سوره بر فضائل بیشماری دلالت دارد که پیش از این احدی به آن نرسیده و پس از این هم احدی بدان نخواهد رسید. پس امیرالمؤمنین افضل دیگران میشود، از اینرو او امام است»[۱۹].[۲۰]
جمع بندی
حاصل آنکه براساس روایات فراوان موجود در منابع معتبر اهل سنت، «سوره دهر» در شأن اهل بیت(ع) نازل شده است. احادیث مربوط به نزول این سوره در شأن اهل بیت(ع) را محدثان مشهور سنی در اعصار مختلف روایت کردهاند و سند برخی از این روایات بر مبنای رجالی سنیان صحیح و بدون اشکال است؛ از این رو هرچند که برخی متعصبان در وارد ساختن خدشه به این روایات از جهت سندی و محتوایی کوشیدهاند، اما تلاش آنها به فرجام نرسیده است. در نتیجه نزول سوره دهر در شأن اهل بیت(ع) به صورت روشن و قطعی بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) و به تبع آن بر امامت ایشان دلالت دارد[۲۱].
منابع
- مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن
- حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵
- مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
پانویس
- ↑ «همانا نیکان همواره از جامی می نوشند که نوشیدنیاش آمیخته به کافور [آن ماده سرد، سپید و معطر] است. آن جام از چشمه ای است که همواره بندگان خدا از آن می نوشند و آن را به دلخواهشان هرگونه که بخواهند جاری می نمایند. [همانان که] همواره نذرشان را وفا می کنند، و از روزی که آسیب و گزندش گسترده است، می ترسند، و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق میکنند. [و می گویند:] ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام می کنیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسی را از شما نداریم. ما از پروردگارمان در روزی که روز عبوس و بسیار هولناکی است می ترسیم. پس خدا نگه دار آنان از آسیب و گزند آن روز است و شادابی و شادمانی به آنان عطا میکند. و آنان را برای اینکه [در برابر تکالیف دینی و حوادث روزگار] شکیبایی ورزیدند، بهشتی [عنبرسرشت] و لباسی ابریشمین پاداش می دهد. در آنجا بر تخت ها تکیه می زنند، در حالی که آفتابی [که از گرمایش ناراحت شوند] و سرمایی [که از سختیاش به زحمت افتند] نمی بینند، و سایههای درختان به آنان نزدیک و میوه هایش به آسانی در دسترس است، و ظرف هایی از نقره فام، و قدح هایی بلورین [که پر از غذا و نوشیدنی است] پیرامون آنان می گردانند؛ جام هایی از نقره که آنها را به اندازه مناسب اندازهگیری کرده اند، و در آنجا جامی که نوشیدنیاش آمیخته به زنجبیل است، به آنان می نوشانند، از چشمه ای در آنجا که «سلسبیل» نامیده شود، و پیرامونشان نوجوانانی جاودانی [برای پذیرایی از آنان] می گردند، که چون آنان را ببینی پنداری مرواریدی پراکنده اند، و چون آنجا را ببینی، نعمتی فراوان و کشوری بزرگ بینی، بر اندامشان جامه هایی از حریر نازک و سبز رنگ و دیبای ستبر است و با دستبندهایی از نقره آراسته شده اند، و پروردگارشان باده طهور به آنان می نوشاند. [به آنان گوید:] یقیناً این [نعمت ها] پاداش شماست و تلاشتان مقبول افتاده است»، سوره انسان، آیه ۵ ـ ۲۲.
- ↑ الغدیر، ج۳، ص۱۰۷- به ده مورد از کتابهایی که الغدیر شأن نزول فوق را از آنها نقل کرده، توجّه کنید: ۱. نوادر الاصول، ص۶۴؛ ۲. العقد الفرید، ج۳، ص۴۲؛ ۳. الکشف و البیان، ص۴۲۷- ۳۰۷؛ ۴. مناقب خوارزمی، ص۱۸۰؛ ۵. مطالب السّئول، ص۳۱؛ ۶. نور الابصار، ص۱۴- ۱۲؛ ۷. فتح القدیر، ج۵، ص۳۳۸؛ ۸. روح البیان، ج۱۰، ص۲۶۸؛ ۹. الاصابة، ج۴، ص۳۸۷؛ ۱۰. الدّرّالمنثور، ج۶، ص۲۹۹.
- ↑ احقاق الحق، ج۳، ص۱۵۷، به بعد- ده مورد از کتابهایی که احقاق الحق شأن نزول فوق را از آنها نقل کرده، به شرح زیر است: ۱. کشّاف، ج۴، ص۱۶۹؛ ۲. اسباب النّزول، ص۳۳۱؛ ۳. معالم التّنزیل، ج۷، ص۱۵۹؛ ۴. التّفسیر الکبیر، ج۳، ص۲۴۳؛ ۵. تذکرة ابن الجوزی، ص۳۲۲؛ ۶. کفایة الطّالب، ص۲۰۱؛ ۷. تفسیر قرطبی، ج۱۹، ص۱۲۹؛ ۸. ذخایر العقبی، ص۱۰۲؛ ۹. شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید، ج۱، ص۷؛ ۱۰. تفسیر علّامه نیشابوری، ج۲۹، ص۵۱۱۲.
- ↑ در صدر اسلام کفّاری که در جنگهای اسلامی اسیر میشدند، به عنوان برده در اختیار مسلمانان قرار میگرفتند، تا در کارهای شخصی به آنها کمک کنند. بعضی از مسلمانها که حتّی قادر به تهیّه مایحتاج خویش نبودند، آنها را آزاد و رها میکردند و چون این اسیران در مکّه و مدینه کسی و چیزی نداشتند، محتاج کمک دیگران بودند.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۱۴ ـ ۲۱۶.
- ↑ شاید برخی اعتراض کنند که چرا در پاسخ به درخواست رسول خدا(ص) از خداوند وحی نازل شد و خدای تعالی آیاتی را در شأن اهل بیت(ع) نازل فرمود و حال آنکه فرستادن طبقی غذا در پاسخ به درخواست پیامبر اکرم(ص) منطقیتر به نظر میرسد. در پاسخ به این اعتراض باید گفت عمل اهل بیت(ع) و خلوص نیّت آنان چنان در نظر خداوند سبحان ارزشمند بوده که هیچ پاداش مادی در برابر آن به حساب نمیآمده است و خداوند با نزول این آیات در شأن آن بزرگواران، اراده فرموده که از عمل ارزشمندشان تشکر کند و این اجر معنوی تا ابد ماندگار گردد و آثار و برکاتش تا قیامت به مؤمنان سود بخشد. چنان که رسول خدا(ص) در پاسخ به گِله حضرت صدیقه طاهره(س) از سختی کار منزل به عوض استخدام خدمتکار، تسبیحاتی به ایشان تعلیم فرمودند که آثار و برکاتش تا قیامت برای مؤمنان سودمند است و اینگونه اجرهای معنوی در نظر اهل بیت ارزشی مقایسه ناپذیر با پاداشهای مادی دارند و احوالات ایشان هرگز با سایرین قابل قیاس نیست. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۲۶ ـ ۱۳۱.
- ↑ «به پیمان خود وفا میکنند» سوره انسان، آیه ۷.
- ↑ «به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است» سوره انسان، آیه ۷.
- ↑ «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند» سوره انسان، آیه ۸.
- ↑ «(با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.
- ↑ «بیگمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است میهراسیم» سوره انسان، آیه ۱۰.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۱۶ ـ ۲۲۱.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۳۴ ـ ۲۳۶.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۲۶ ـ ۱۳۱.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۹۴ ـ ۳۹۷، ح۱۰۴۲.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۳۷ ـ ۱۴۳.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۵۶ ـ ۱۶۰.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
- ↑ منهاج الکرامة، ص۱۳۳.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۹۵ ـ ۲۰۱.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۹۵ ـ ۲۰۱.