آیات ۵ تا ۱۰ سوره انسان در حدیث
آیات اول تا بیست و دوم سوره انسان (دهر یا هل أتی) از جمله آیاتی است که بیان کننده فضائل و جایگاه امیرالمومنین(ع) بلکه سایر اهل بیت(ع) و به عبارت بهتر امامت ایشان است. نزول این آیات در شأن اهل بیت(ع) مسلّم و تردیدناپذیر است و راویان حدیث، اعم از شیعه و اهل سنت در اعصار و قرون مختلف از صحابه و تابعین، احادیث مربوط به آن را در منابع معتبر روایت کردهاند. روشن است که این آیات به سبب انفاق و از خود گذشتگی اهل بیت(ع) در راه خداوند سبحان به عنوان پاسداشت عمل ایشان نازل شده و بر عظمت جایگاه اهل بیت(ع) نزد خدای متعال، افضلیت آنان و به تبع امامت ایشان دلالت دارد. با این وجود عدهای از اهل سنت با خدشه در اسناد یا دلالت این احادیث، منکر نزول این آیات در شأن اهل بیت(ع) شدهاند.
متن آیه
﴿ إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا * فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا * مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا * وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا * وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا * وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا * عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّی سَلْسَبِيلًا * وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا * وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا * عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا * إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا﴾[۱].
شأن نزول
کتابهای فراوانی شأن نزول آیات مورد بحث را مطرح کردهاند. مرحوم علّامه امینی در الغدیر شأن نزولی را از ۳۴ کتاب از کتب اهل سنّت[۲] و مرحوم قاضی نورالله شوشتری از ۳۶ کتاب از کتابهای آنان این مطلب را نقل کرده است[۳]. بنابراین شأن نزولی که میآید در سرحدّ تواتر است. خلاصه شأن نزولی که مورد اتّفاق تمام منابع فوق است به شرح زیر است:
امام حسن و امام حسین(ع) در سنّ طفولیّت بیمار شدند، پیامبر(ص) برای عیادت فرزندان بیمارش به خانه علی و فاطمه(ع) آمد، آن حضرت هنگامی که بیماری نوههای عزیزش را مشاهده کرد، خطاب به علی(ع) فرمود: «نذری کنید، تا خداوند بیمارانتان را شفا دهد!»
علی(ع) بلافاصله عرض کرد: «خداوندا! اگر فرزندانم شفا یابند، سه روز روزه میگیرم». فاطمه علیها السلام نیز به همین شکل نذر کرد؛ حتّی امام حسن و امام حسین(ع) نیز ـ علیرغم این که سنّ آنها کم بود ـ به تبعیّت از پدر و مادر به همان شکل نذر نمودند. فضّه (خادمه) که در آنجا حاضر بود نیز به همان شکل نذر کرد. طولی نکشید که کسالت آن دو ریحانه پیامبر برطرف شد و بنا شد که اهل البیت(ع) نذرشان را ادا کنند. روز اوّل روزه گرفتند؛ علی(ع) برای افطار این سه روز مقداری جو تهیّه کرد، آن را آرد کردند و به سه قسمت تقسیم کردند، قسمتی از آن را جهت تهیّه نان برای افطار روز اوّل خمیر کردند و به تعداد افراد روزهدار، نان جو تهیّه نمودند. به هنگام افطار صدایی از پشت درب حیاط منزل شنیده شد، اهل خانه به بیرون از خانه آمدند، شخصی را ملاحظه کردند که اینگونه آنها را خطاب کرد: السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اهْلَ الْبَیْتِ سپس عرض کرد: «من شخص محتاج، نیازمند و مسکینی هستم، به من کمک کنید». حضرت علی(ع) نانی که سهم خودش بود را به آن فقیر داد، فاطمه (س) نیز چنین کرد؛ بقیّه اعضای خانواده هم سهمیّه خویش را به آن مسکین دادند و آن شب با آب افطار کردند.
روز بعد هم روزه گرفتند و با یک سوم دیگر از آرد جو نان تهیّه کردند؛ آماده خوردن افطاری بودند، باز صدای شخصی را از خارج منزل شنیدند، که میگوید: السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اهْلَ الْبَیْتِ، به خارج منزل رفتند. از او پرسیدند: تو کیستی و چه حاجتی داری؟ گفت: «یتیمی از یتیمان این شهر هستم، گرسنهام سیرم کنید»، باز علی(ع) سهم خویش را به آن یتیم داد و بقیّه نیز همین کار را در کمال اخلاص و جهت رضای خدا انجام دادند؛ و همچون شب اوّل با آب افطار کردند!
روز سوم را نیز طبق نذری که داشتند روزه گرفتند و همان داستان روز اوّل و دوم تکرار شد و این بار شخص اسیری[۴] تقاضای کمک کرد، حضرت علی(ع) و تمام اعضای خانواده، افطاری خویش را به آن شخص اسیر دادند و سومین شب را هم با آب افطار کردند و بدین ترتیب به نذر خویش وفا نمودند.
پیامبر اکرم(ص) روز بعد امام حسن و امام حسین(ع) را، در حالی که رنجور و ضعیف شده بودند و از شدّت ضعف به خود میلرزیدند مشاهده کرد و از این وضع ناراحت شد و از سوی دیگر چشمهای گود رفته فاطمه (س) بر ناراحتی و حزن پیامبر(ص) افزود، از علی(ع) پرسید: یا علی! چرا بچّهها این قدر ضعیف و رنجور شدهاند؟ چرا رنگ دخترم فاطمه پریده است؟ حضرت علی(ع) جریان را برای آن حضرت بازگو کرد، در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیات سوره انسان را آورد[۵].[۶]
حدیث نزول آیات مذکور از سوره دهر در شأن اهل بیت(ع)، از سوی صحابه، تابعین و عالمان مورد اعتماد در قرون مختلف چنان فراوان روایت شده که انکار و تکذیب آن ناممکن است. در ادامه به ذکر برخی از نصوص و راویان حدیث از عصر صحابه تا به امروز میپردازیم[۷].
احادیث نزول آیه در شأن اهل بیت(ع)
روایت امیرالمؤمنین(ع)
حافظ حاکم حسکانی حدیث یاد شده را به شرح زیر از امیرالمؤمنین(ع) روایت میکند. وی مینویسد: احمد بن ولید بن احمد به ما خبر داد و گفت: پدرم ابوالعباس واعظ از ابوعبدالله محمد بن فضل نحوی ـ در بغداد در کنار رصافه و در سال ۳۳۱ به صورت املاء ـ به من خبر داد که [سن بن علی بن زکریای بصری از هیثم بن عبدالله رمّانی حدیث کرد که گفت: علی بن موسی الرضا(ع) نقل فرمودند که پدرم از پدرش جعفر بن محمد(ع) از پدرش محمد(ع) از پدرش علی(ع) از پدرش حسین(ع) از پدرش علی بن ابیطالب(ع) برای من نقل کردند که فرمود: وقتی حسن و حسین(ع) مریض شدند که رسول خدا(ص) به عیادت ایشان آمدند و به من فرمودند: «ای اباالحسن! اگر برای سلامتی فرزندانت نذری بر خداوند کنی، امید دارم که خداوند به واسطه آن نفعی به ایشان برساند». گفتم: برعهده من برای خداوند نذر است که اگر دو حبیب من از بیماری رهایی یافتند، سه روز روزه بگیرم. فاطمه(س) نیز گفتند: و بر عهده من برای خداوند نذر است که اگر دو فرزندم از بیماری رهایی یافتند سه روز روزه بگیرم. کنیز ایشان فضّه نیز گفت: و بر عهده من برای خداوند نذر است که اگر دو آقای من از بیماری رهایی یافتند سه روز روزه بگیرم.
پس خداوند بر آن دو بزرگوار لباس عافیت پوشاند و اهل بیت(ع) شب را صبح کردند در حالی که نزد آل محمد(ع) هیچ [خوراکی] نبود. آن روز را روزه گرفتند و علی(ع) بهسوی بازار رفت. در بازار کسی بود به نام شمعون یهودی بود. حضرت به او فرمود: ای شمعون سه صاع جو در مقابل لباس پشمینی که فاطمه(س) آن را بافته است به من بده. شمعون آنچه را خواسته بود به ایشان داد. پس جو را در ردای خویش ریخت و لباس پشمی را زیر بغل گرفت و داخل منزل شد و جو را خالی کرد و لباس را انداخت. فاطمه(س) یک صاع از جو را برداشت و آن را آرد و خمیر کرد و پنج قرص نان پخت. در حالی که علی(ع) با رسول خدا(ص) نماز مغرب را اقامه کرده و داخل منزلش شد که افطار کند. فاطمه(س) نان جو را به همراه نمک کوبیده شده و آب زلال برای ایشان آورد. همین که نزدیک [سفره] شدند تا غذا بخورند مسکینی در مقابل درب ایستاد و عرض کرد: سلام بر شما ای اهل بیت محمد مسکینی در مقابل از اولاد مسلمی هستم. به من غذا دهید، خداوند شما را از غذاهای بهشتی اطعام کند. علی(ع) فرمود: ای فاطمه که از رشد و یقین برخورداری، ای دختر بهترین همه مردمان، آیا مسکین گرفتار را نمیبینی که گرسنه و محزون به سوی ما آمده و امیدوار در درب منزل ایستاده و به خدا شکوه و ابراز نیاز میکند و هر کسی پاسخگوی آن چیزی است که کسب کرده و فاطمه(س) با این کلام پاسخ داد: ای پسر عمو، فرمان تو نزد من مطاع است برای ما فرومایگی و التماس شایسته نیست پس غذا را به او عطا کن و لحظهای او را [بیغذا] مگذار که امیدواریم کمکی برای او باشد در قحطی و ما به برگزیدگان و جمع نیکان ملحق شدیم و به شفاعت داخل بهشت گردیم.
پس همگی قرص نان خود را به او دادند و شب [گرسنه] خوابیدند و جز آب زلال چیزی نخوردند. چون شب را به صبح رساندند، فاطمه(س) سراغ یک صاع دیگر از جو رفت و آن را آرد و خمیر کرد و پنج قرص نان پخت در حالی که آن روز را روزه گرفتند. علی(ع) با رسول خدا(ص) نماز مغرب را اقامه کرد و داخل منزلش شد تا افطار کند. فاطمه(س) نان جو را به همراه نمک کوبیده شده و آب زلال برای ایشان آورد. همین که نزدیک [سفره] شدند تا غذا بخورند، یتیمی در مقابل درب ایستاد و عرض کرد: سلام بر شما ای اهل بیت محمد. من یتیمی از فرزندان مسلیمن هستم و پدرم در جنگ احد در رکاب رسول خدا شهید شده است، به من غذا دهید، خداوند شما را از غذاهای بهشتی اطعام کند. پس همگی قرص نانشان را به او دادند در حالی که دو روز و دو شب را بیآنکه چیزی غیر از آب زلال خورده باشند سپری کردند.
پس چون روز سوم شد، فاطمه(س) سراغ سومین صاع از جو رفت و آن را آرد و خمیر کرد و پنج قرص نان پخت. آن روز را نیز روزه گرفتند. علی(ع) نماز مغرب را با پیامبر اقامه کرد و سپس وارد منزلش شد که افطار کند. پس فاطمه(س) نان جو و نمک کوبیده شده و آب زلالی آورد و چون نزدیک [سفره] شدند که غذا بخورند، اسیری در مقابل درب ایستاد و عرض کرد: سلام بر شما ای اهل بیت پیامبر، به من غذا دهید، خداوند شما را اطعام فرماید. پس قرص نان خود را به او دادند و سه شبانه روز بیآنکه چیزی جز آب زلال خورده باشند سپری کردند و چون روز چهارم فرا رسید، علی(ع) تحمل کرد و حسن و حسین(ع) میلرزیدند و فاطمه(س) و فضه همراه ایشان بودند و از ضعف توان راه رفتن نداشتند. رسول خدا آمده و عرضه داشتند: «الهی اینان اهل بین من هستد که از گرسنگی در حال جان دادند؛ پس ای پروردگار به ایشان رحم کن و بر ایشان ببخش. اینان اهل بیت مناند، پس ایشان را حفظ فرما و فراموششان نکن». جبرئیل فرود آمد و عرضه داشت: «ای محمد! خداوند به تو سلام میرساند و میگوید: «دعای تو را در حق ایشان اجابت کردم و از ایشان شاکرم و راضی گشتم و بخوان: ﴿إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا﴾»»[۸].[۹]
روایت زید بن أرقم
حاکم حسکانی به سند خویش، از زید بن أرقم چنین روایت کرده: «رسول خدا(ص) از گرسنگی سنگ به شکم میبست. در یک روز طولانی ایشان روزه بود و هیچ غذایی نداشت. به منزل فاطمه(س) رفت در حالی که حسن و حسین(ع) گریه میکردند. رسول خدا(ص) فرمودند: «ای فاطمه به فرزندانم غذا بده». عرض کرد: در منزل چیزی جز برکت رسول خدا نیست....
حضرت امیر و فاطمه(س) برای رسول خدا(ص) سه قرص نان جو قرض کردند. پس هنگام افطار آن را جلوی پیامبر(ص) گذاشتند که در این هنگام سائلی آمد و عرض کرد: از آنچه خدا به شما روزی کرده به من نیز بدهید. رسول خدا(ص) فرمودند: «ای علی برخیز و به او غذا بده». امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «یک قرص نان برداشته و به او دادم».
سپس دومی آمد و رسول خدا(ص) فرمودند «یا علی برخیز و به او نیز غذا بده» برخاستم و به او نیز غذا دادم. پس سومی آمد و رسول خدا(ص) فرمودند: «به او غذا بده» و من به او غذا دادم. رسول خدا گرسنه خوابید و ما هم گرسنه خوابیدیم؛ پس شب را به صبح رسانیدیم و با ضعف بیدار شدیم و این آیه نازل شد: ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا﴾. این حدیث طولانی بود که در برخی مواضع آن را مختصر کردم»[۱۰].[۱۱]
روایت ابن عباس
مشهورترین روایت در این زمینه از ابن عباس نقل شده است و محدثان بسیاری این حدیث را به روایت ابن عباس آوردهاند که به ذکر برخی از نقلهای آن میپردازیم.
روایت حبری از ابن عباس
حبری در تفسیر خود مینویسد: «حسن بن حسین از حبان از کلبی از ابوصالح از ابن عباس درباره آیه ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا...﴾ روایت کردند که [گفت]: این آیه درباره علی(ع) نازل شده است که غذای شب (افطاری) خود را اطعام کرد و خود با آب خالی افطار نمود»[۱۲].[۱۳]
روایت واحدی از ابن عباس
صاحب وسیط فی تفسیر القرآن المجید در تفسیر آیه ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا﴾ مینویسد: «عطا گفت: از ابن عباس نقل شده است که مناسبت نزول آیه آن است که علی بن ابیطالب شبی در مقابل مقداری جو، نخلستانی را آبیاری کرد تا صبح شد. هنگامی که شب را به صبح رسانید و جو را گرفت؛ یک سوم آن را آرد کرد تا غذایی با آن درست کند که به آن حریره گفته میشد. چون پخت غذا تمام شد، مسکینی آمد و امیرالمؤمنین(ع) غذا را به او داد. سپس یک سوم بعدی را این چنین کرد و همین که پخت غذا تمام شد، یتیمی آمد و غذا خواست. امیرالمؤمنین(ع) غذا را به او داد. سپس با یک سوم باقی مانده چنین کرد و چون پخت غذا تمام شد، اسیری از مشرکان آمد و درخواست غذا کرد و ایشان غذا را به او داد و آن روز را گرسنه سر کرد. این قول حسن و قتاده است[۱۴].
روایت ابن مردویه از ابن عباس
این مردویه نیز این روایت را به سند زیر از ابن عباس روایت کرده مینویسد: حدّثنا محمد بن احمد بن سالم حدّثنی ابراهیم بن ابیطالب النیشابوری حدّثنا محمد بن النعمان بن شبل حدّثنا یحیی بن أبیزوق الهمدانی عن أبیه عن الضحاک عن ابن عباس[۱۵].
خطیب خوارزمی نیز در مناقب به سند خود این حدیث را از ابن مردویه روایت کرده است[۱۶].
روایت ابونعیم اصفهانی از ابن عباس
حاکم حسکانی در شواهد التنزیل حدیث را از طریق ابونعیم به صورت زیر روایت میکند: «ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی از سلیمان بن احمد طبرانی از بکر بن سهل دمیاطی از عبدالغنی بن سعید از موسی بن عبدالرحمن از ابن جریج از عطاء از ابن عباس درباره آیه ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ﴾ آورده است که گفت: مناسبت نزول آیه آن است که علی بن ابیطالب شبی را به صبح رسانید و جو را گرفت، یک سوم آن را آرد کرد تا غذایی با آن درست کند که بخورد، ـ به آن غذا حیریه گفته میشد ـ؛ پس چون پخت غذا تمام شد، مسکینی آمد و امیرالمؤمنین(ع) غذا را به او داد. سپس یک سوم بعدی را چنین کرد و همین که پخت تمام شد، یتیمی آمد و غذا خواست و امیرالمؤمنین(ع) غذا را به او داد. سپس یک سوم بعدی غذا را پخت و آنگاه پخت آن به اتمام رسید، اسیری از مشرکان آمد و درخواست غذا کرد و امیرالمؤمنین(ع) غذا را به او داد و آن روز را گرسنه سپری کرد»[۱۷].[۱۸]
روایت حاکم حسکانی از ابن عباس
حاکم حسکانی در شواهد التنزیل حدیث نزول این آیات را با اسانید بسیاری روایت کرده که پیش از این، روایت وی از طریق ابونعیم مطرح شد. یکی از روایات وی عبارت است از: «محمد بن احمد بن علی همدانی از جعفر بن محمد علوی از محمد از محمد بن عبدالله بن عبیدالله (ابن ابیرافع) از کلبی از ابوصالح از ابن عباس در تفسیر آیه ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ﴾ نقل کردهاند که گفت: درباره علی و فاطمه(ع) نازل شده است. یک صبح بیدار شدند در حالی که سه قرص نان داشتند و با آن مسکین، یتیم و اسیری را اطعام کردند و گرسنه خوابیدند؛ پس این آیه در حق ایشان نازل شد[۱۹].[۲۰]
روایت بغوی از ابن عباس
بغوی این حدیث را از طریق ثعلبی به سند زیر روایت کرده است: أنبأنا أحمد بن ابراهیم الخوارزمی أنبأنا أبواسحاق أحمد بن محمد ابن ابراهیم الثعلبی أنبأنا عبدالله بن حامد...[۲۱].[۲۲]
روایت سبط بن جوزی از ابن عباس
سبط بن جوزی حدیث را به سند خود از طریق بغوی روایت کرده است. وی در تذکرة الخواص مینویسد: «ابوالمجد محمد بن مکارم قزوینی به سال ۶۲۲ هـ در دمشق خبر داد و گفت: ابومنصور محمد بن اسعد بن محمد عطاری از حسین بن مسعود بغوی خبر دادند..».[۲۳].[۲۴]
روایت ابن مغازلی از ابن عباس
ابوطاهر محمد بن علی بن محمد بیّع از ابوعبدالله احمد بن محمد بن عبدالله بن خالد کاتب از احمد بن جعفر بن محمد بن سلم ختلّی از عمر بن احمد حدیث کردند که گفت: نزد مادرم فاطمه دختر محمد بن شعیب بن ابی مدین زیّات حدیث میخواندم. او گفت: از پدرت احمد بن روح شنیدم که میگفت: موسی بن بهلول از محمد بن مروان از لیث بن ابی سلیم از طاووس در تفسیر آیه ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ﴾ روایت کرد که این آیه درباره علی بن ابیطالب(ع) نازل شده است و سبب نزولش آن است که ایشان به همراه فاطمه و خادمه خود روزه گرفتند، پس چون هنگام افطار شد ـ در حالی که سه قرص نان داشتند ـ نشستند تا از آن غذا بخورند. سائلی آمد و عرض کرد: به من غذا بدهید زیرا که مسکینم. علی(ع) برخاست و قرص نانش را به او داد. سپس سائل دیگری آمد و عرض کرد: یتیم را غذا دهید. پس فاطمه(س) قرص نان خویش را به او عطا کرد. سپس سائلی دیگر آمد و گفت: اسیر را اطعام کنید. پس خادمه ایشان قرص نانش را به او بخشید و آن شب را گرسنه خوابیدند و خداوند به پاس این گذشت از آنان تشکر کرد و این آیات را در حق ایشان نازل کرد[۲۵].[۲۶]
روایت حموینی از ابن عباس
حموینی در فرائد السمطین، حدیث را به صورت مفصل و مشتمل بر اشعار به اسانید خود از قاسم بن بهرام از لیث از مجاهد و او از ابن عباس روایت کرده است[۲۷].[۲۸].
روایت گنجی شافعی از ابن عباس
ابوعبدالله گنجی شافعی نیز به اسناد خود، این حدیث را از اصبغ بن نباته روایت میکند که روایت وی نیز مشتمل بر اشعار است[۲۹].
راویان حدیث از صحابه و تابعین
حدیث نزول سوره دهر در حق اهل بیت(ع) در بسیاری از کتب معتبر اهل سنت، اعم از کتب تفسیر،حدیث، تاریخ، مناقب و تراجم آمده و عالمان مورد اعتمادی در زمانها و دورههای مختلف به نقل آن پرداختهاند. از روایان حدیث در طبقه صحابه و تابعین ـ بر اساس کتب اهل سنت ـ میتوان افراد زیر را نام برد:
- امیرالمؤمنین(ع)؛
- عبدالله بن عباس؛
- زید بن ارقم؛
- سعید بن جبیر؛
- اصبغ بن نباته؛
- قنبر غلام امیرالمؤمنین(ع)؛
- حسن بصری؛
- مجاهد؛
- عطاء؛
- ابوصالح؛
- قتاده؛
- ضحّاک.
در این میان روایت ابن عباس از سایر مشهورتر است و مفسران بزرگ طبقه تابعین آن را از ابن عباس نقل کردهاند. مفسرانی همچون سعید بن جبیر، مجاهد، ضحّاک، ابوصالح، عطاء و دیگران[۳۰].
راویان حدیث از محدثان عامه
برخی از محدثان و عالمان بزرگ مشهور سنی که در قرون مختلف به روایت این حدیث پرداختهاند عبارتاند از:
- حسین بن حکم حبری کوفی، (متوفای ۲۸۶) که در تفسیر خود این حدیث را روایت کرده است.
- ابوجعفر طبری (متوفای ۳۱۰). این حدیث در کتاب کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب از وی روایت شده است.
- ابن عبد ربّه قرطبی مالکی (متوفای ۳۲۸). وی این حدیث را در کتاب عقدالفرید، آنجا که حدیث احتجاج مأمون را نقل میکند روایت کرده است.
- سلیمان بن احمد طبرانی (متوفای ۳۶۰). وی از راویانی است که در طریق روایت ابونعیم اصفهانی و حاکم حسکانی قرار گرفته است.
- ابوعبیدالله مرزبانی (متوفای ۳۸۴) که در طریق روایت حاکم حسکانی قرار گرفته است.
- ابوعبدالله حاکم نیشابوری (متوفای ۴۰۵) که در کتاب کفایة الطالب و در ضمن احادیث مربوط به مناقب فاطمه(س) این حدیث به نقل از وی روایت شده است. حاکم نیشابوری در طریق حاکم حسکانی نیز قرار گرفته است.
- عبدالغنی بن سعید (متوفای ۴۰۹) که حاکم حسکانی حدیث را از ابونعیم و او نیز از عبدالغنی روایت میکند. شرح حال وی نیز در اغلب منابع آمده است[۳۱]
- ابوبکر ابن مردویه اصفهانی (متوفای ۴۱۰). براساس آنچه در کتب تفسیری همچون الدرالمنثور آمده است، ابن مردویه این حدیث را در تفسیر خود آورده است.
- ابونعیم اصفهانی متوفای ۴۳۰). این حدیث را در کتاب ما نزل فی علی(ع) روایت کرده و برخی از عالمان دیگر همچون حاکم حسکانی از او نقل کردهاند.
- ابواسحاق ثعلبی (متوفای ۴۲۷). در تفسیر کبیر خود این حدیث را روایت کرده است.
- ابومحمد حسن بن علی جوهری (متوفای ۴۵۴). حاکم حسکانی حدیث را از وی روایت میکند.
- حاکم عبیدالله بن عبدالله حسکانی (متوفای ۴۷۰). وی حدیث را در کتاب شواهد التنزیل علی قواعد التفصیل روایت کرده است.
- فقیه و محدث مشهور ابن مغازلی شافعی واسطی (متوفای ۴۸۳) که در کتابش مناقب علی بن ابی طالب به نقل این حدیث پرداخته است.
- علی بن احمد واحدی (متوفای ۴۸۶) که در اسباب النزول این حدیث را به اختصار آورده است.
- حافظ ابوعبدالله حمیدی (متوفای ۴۸۸). براساس آنچه در کفایة الطالب آمده وی این حدیث را در فوائدش آورده است.
- حسین بن مسعود بغوی (متوفای ۵۱۶). در تفسیر خود حدیث را روایت کرده است.
- جارالله محمود بن عمر زمخشری (متوفای ۶۳۸). وی در تفسیر خود کشّاف به نقل این حدیث پرداخته است.
- ابوالفضل محمد بن ناصر سلامی بغدادی (متوفای ۵۵۰) که ابن جوزی حدیث را از وی روایت میکند.
- موفق بن احمد خطیب خوارزمی مکی (متوفای ۵۶۸). وی در کتاب مناقب امیرالمؤمنین(ع) این حدیث را نقل کرده است.
- ابوموسی مدینی (متوفای ۵۸۱) که براساس آنچه در أسدالغابة و سایر منابع آمده، وی حدیث را در کتاب "ذیل" آورده است.
- ابوبکر محمد بن عمر فخر رازی (متوفای ۶۰۶) نیز این حدیث را در تفسیر کبیرش روایت کرده است.
- عزالدین ابن اثیر (متوفای ۶۳۰) در أسدالغابة و در شرح حال فضّه به نقل این حدیث پرداخته است.
- ابوعمرو ابن صلاح (متوفای ۶۴۳). براساس آنچه در کفایة الطالب آمده است وی نیز این حدیث را روایت کرده است.
- محمد بن طلحه شافعی (متوفای ۶۵۲) در کتاب مطالب السؤول حدیث را آورده است.
- سبط بن جوزی (متوفای ۶۵۴) در کتاب خود تذکرة الخواص به نقل این حدیث پرداخته است.
- ابوعبدالله گنجی شافعی (کشته شده در ۶۵۸) در کتاب کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب حدیث را آورده است.
- نظام الدین اعرج نیشابوری (از اعلام قرن هفتم). وی در تفسیر معروف خود به نقل این حدیث پرداخته است.
- قاضی بیضاوری (متوفای ۶۸۵) در تفسیر مشهورش حدیث را نقل کرده است.
- محب الدین طبری مکی شافعی (متوفای ۶۹۴) است. وی در کتاب ریاض النضرة حدیث را آورده است.
- حافظ الدین نسفی (متوفای ۷۰۱ یا ۷۱۰) در تفسیرش حدیث را مطرح کرده است.
- ابواسحاق حموینی (متوفای ۷۲۲) وی در کتاب فرائد السمطین حدیث را نقل کرده است.
- علاءالدین خازن (متوفای ۷۴۱) در تفسیر الخازن به نقل حدیث پرداخته است.
- قاضی عضدالدین ایجی (متوفای ۷۵۶) متکلم مشهور اهل سنت که در کتاب مواقف فی علم الکلام این حدیث را مطرح کرده است.
- حافظ ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲) در شرح حال فضه و در کتاب إصابة این حدیث را نقل کرده است.
- جلال الدین سیوطی (متوفای ۹۱۱) مفسر مشهور سنی که در تفسیر معروف خود الدرالمنثور حدیث را آورده است.
- ابوالسعود عمادی (متوفای ۹۸۲) در تفسیر معروف خود به نقل این حدیث پرداخته است.
- عبدالملک عصامی (متوفای ۱۱۱۱) در کتاب سمط النجوم العوالی حدیث را نقل کرده است.
- قاضی شوکانی (متوفای ۱۱۷۳) در تفسیر خود فتح القدیر این حدیث را آورده است.
- شهاب الدین آلوسی (متوفای ۱۲۷۰) در تفسیر بزرگ خود روح المعانی این حدیث را نقل کرده است[۳۲].
منابع
پانویس
- ↑ «همانا نیکان همواره از جامی می نوشند که نوشیدنیاش آمیخته به کافور [آن ماده سرد، سپید و معطر] است. آن جام از چشمه ای است که همواره بندگان خدا از آن می نوشند و آن را به دلخواهشان هرگونه که بخواهند جاری می نمایند. [همانان که] همواره نذرشان را وفا می کنند، و از روزی که آسیب و گزندش گسترده است، می ترسند، و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق میکنند. [و می گویند:] ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام می کنیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسی را از شما نداریم. ما از پروردگارمان در روزی که روز عبوس و بسیار هولناکی است می ترسیم. پس خدا نگه دار آنان از آسیب و گزند آن روز است و شادابی و شادمانی به آنان عطا میکند. و آنان را برای اینکه [در برابر تکالیف دینی و حوادث روزگار] شکیبایی ورزیدند، بهشتی [عنبرسرشت] و لباسی ابریشمین پاداش می دهد. در آنجا بر تخت ها تکیه می زنند، در حالی که آفتابی [که از گرمایش ناراحت شوند] و سرمایی [که از سختیاش به زحمت افتند] نمی بینند، و سایههای درختان به آنان نزدیک و میوه هایش به آسانی در دسترس است، و ظرف هایی از نقره فام، و قدح هایی بلورین [که پر از غذا و نوشیدنی است] پیرامون آنان می گردانند؛ جام هایی از نقره که آنها را به اندازه مناسب اندازهگیری کرده اند، و در آنجا جامی که نوشیدنیاش آمیخته به زنجبیل است، به آنان می نوشانند، از چشمه ای در آنجا که «سلسبیل» نامیده شود، و پیرامونشان نوجوانانی جاودانی [برای پذیرایی از آنان] می گردند، که چون آنان را ببینی پنداری مرواریدی پراکنده اند، و چون آنجا را ببینی، نعمتی فراوان و کشوری بزرگ بینی، بر اندامشان جامه هایی از حریر نازک و سبز رنگ و دیبای ستبر است و با دستبندهایی از نقره آراسته شده اند، و پروردگارشان باده طهور به آنان می نوشاند. [به آنان گوید:] یقیناً این [نعمت ها] پاداش شماست و تلاشتان مقبول افتاده است»، سوره انسان، آیه ۵ ـ ۲۲.
- ↑ الغدیر، ج۳، ص۱۰۷- به ده مورد از کتابهایی که الغدیر شأن نزول فوق را از آنها نقل کرده، توجّه کنید: ۱. نوادر الاصول، ص۶۴؛ ۲. العقد الفرید، ج۳، ص۴۲؛ ۳. الکشف و البیان، ص۴۲۷- ۳۰۷؛ ۴. مناقب خوارزمی، ص۱۸۰؛ ۵. مطالب السّئول، ص۳۱؛ ۶. نور الابصار، ص۱۴- ۱۲؛ ۷. فتح القدیر، ج۵، ص۳۳۸؛ ۸. روح البیان، ج۱۰، ص۲۶۸؛ ۹. الاصابة، ج۴، ص۳۸۷؛ ۱۰. الدّرّالمنثور، ج۶، ص۲۹۹.
- ↑ احقاق الحق، ج۳، ص۱۵۷، به بعد- ده مورد از کتابهایی که احقاق الحق شأن نزول فوق را از آنها نقل کرده، به شرح زیر است: ۱. کشّاف، ج۴، ص۱۶۹؛ ۲. اسباب النّزول، ص۳۳۱؛ ۳. معالم التّنزیل، ج۷، ص۱۵۹؛ ۴. التّفسیر الکبیر، ج۳، ص۲۴۳؛ ۵. تذکرة ابن الجوزی، ص۳۲۲؛ ۶. کفایة الطّالب، ص۲۰۱؛ ۷. تفسیر قرطبی، ج۱۹، ص۱۲۹؛ ۸. ذخایر العقبی، ص۱۰۲؛ ۹. شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید، ج۱، ص۷؛ ۱۰. تفسیر علّامه نیشابوری، ج۲۹، ص۵۱۱۲.
- ↑ در صدر اسلام کفّاری که در جنگهای اسلامی اسیر میشدند، به عنوان برده در اختیار مسلمانان قرار میگرفتند، تا در کارهای شخصی به آنها کمک کنند. بعضی از مسلمانها که حتّی قادر به تهیّه مایحتاج خویش نبودند، آنها را آزاد و رها میکردند و چون این اسیران در مکّه و مدینه کسی و چیزی نداشتند، محتاج کمک دیگران بودند.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۱۴ ـ ۲۱۶.
- ↑ شاید برخی اعتراض کنند که چرا در پاسخ به درخواست رسول خدا(ص) از خداوند وحی نازل شد و خدای تعالی آیاتی را در شأن اهل بیت(ع) نازل فرمود و حال آنکه فرستادن طبقی غذا در پاسخ به درخواست پیامبر اکرم(ص) منطقیتر به نظر میرسد. در پاسخ به این اعتراض باید گفت عمل اهل بیت(ع) و خلوص نیّت آنان چنان در نظر خداوند سبحان ارزشمند بوده که هیچ پاداش مادی در برابر آن به حساب نمیآمده است و خداوند با نزول این آیات در شأن آن بزرگواران، اراده فرموده که از عمل ارزشمندشان تشکر کند و این اجر معنوی تا ابد ماندگار گردد و آثار و برکاتش تا قیامت به مؤمنان سود بخشد. چنان که رسول خدا(ص) در پاسخ به گِله حضرت صدیقه طاهره(س) از سختی کار منزل به عوض استخدام خدمتکار، تسبیحاتی به ایشان تعلیم فرمودند که آثار و برکاتش تا قیامت برای مؤمنان سودمند است و اینگونه اجرهای معنوی در نظر اهل بیت ارزشی مقایسه ناپذیر با پاداشهای مادی دارند و احوالات ایشان هرگز با سایرین قابل قیاس نیست. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۲۶ ـ ۱۳۱.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۲۶ ـ ۱۳۱.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۹۴ ـ ۳۹۷، ح۱۰۴۲.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۳۷ ـ ۱۴۳.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۰۷ ـ ۴۰۸، ح۱۰۶۱. حاکم حسکانی پس از نقل حدیث میگوید: «قلت: إعترض بعض النواصب علی هذه القصة بأن قال: «اتفق اهل التفسیر علی أنّ هذه السوره مکیة و هذه القصة کانت بالمدینة ـ إن کانت ـ فکیف کانت سبب نزول السورة وبان بهذا أنها مخترعة». فقلت: کیف یسوغ له دعوی الاجماع مع قول الأکثر أنها مدنیة
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۴۳ ـ ۱۴۵.
- ↑ تفسیر الحبری، ج۱، ص۱۹۳.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۴۵.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۴۶.
- ↑ مناقب علی بن ابیطالب و ما نزل من القرآن فی علی(ع)، ص۳۴۱.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۴۷.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۰۵، ح۱۰۵۶.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۴۷ ـ ۱۴۸.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۰۳، ح۱۰۵۳.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۴۸ ـ ۱۴۹.
- ↑ تذکرة الخواص، ص۲۸۱.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۴۹.
- ↑ تذکرة الخواص، ص۲۸۱.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۵۰.
- ↑ مناقب علی بن ابیطالب، ص۲۲۱، ح۲۸۸.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۵۰ ـ ۱۵۱.
- ↑ فرائد السمطین، ج۲، ص۵۴ـ ۵۶.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۵۲.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۵۲.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۳۱ ـ ۱۳۲.
- ↑ از جمله ذهبی که در حاشیه س اعلام النبلاء مینویسد: {{عربی|و قد کان لعبد الغنی جنازة عظیمة، تحدّث بها الناس و نودی أمامها: هذا نافی الکذب عن رسول الله(ص)؛ سیر اعلام النبلاء، ج۱۷، ص۲۷۱. همچنین ر.ک: تذکرة الحفاظ، ج۳، ص۱۰۴۹، ش ۹۶۴.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۱۳۲ ـ ۱۳۶.