آیه اذن واعیة

(تغییرمسیر از آیه اذن واعیه)

آیه اُذُن واعیة از جمله آیاتی است که بر اساس برخی نصوص روایی صحیح در منابع معتبر فریقین، در شأن امیرالمومنین(ع) نازل شده و بر این اساس بر افضلیت و امامت آن حضرت دلالت دارد. خداوند سبحان در این آیه، از گوش شنوایی سخن گفته است که تعالیم وحیانی و معارف دینی را با هوشیاری می‌شنود، به خاطر می‌سپارد و حفظ می‌کند. مراد از آن گوش شنوای هوشیار، حضرت امیرالمؤمنین(ع) است. چرا که بر اساس حدیث صحیحی که در منابع معتبر و مقبول فریقین، وارد شده، پیامبر اکرم(ص) از خداوند درخواست کرد که گوش امیرالمؤمنین(ع) را ظرف دریافت حقایق وحیانی قرار دهد و خداوند نیز دعای پیامبرش را اجابت فرموده است.

آیه أُذُنٌ وَاعِيَةٌ
ترجمه آیه
«تا آن را وسیله تذکّری برای شما قرار دهیم و گوش‌های شنوا آن را دریابد و بفهمد»
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۱۲ سورهٔ حاقّة قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهامیرالمؤمنین (ع)
مصادیق برای آیهامیرالمؤمنین (ع)
دلالت آیه

متن آیه

﴿لِنَجْعَلَهَا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ[۱].

معناشناسی مفردات

معناشناسی ﴿أُذُنٌ وَاعِیَةٌ

«أُذُنٌ وَاعِیَةٌ»؛ یعنی گوش‌هایى که ظرفیت و قابلیت حفظ و نگاهدارى پیام‌های الهی را داشته باشد و این صلاحیت و قابلیت، اختصاص به معصوم دارد که سهو و اشتباه و نسیان و جهل و عدم درک در او راه نداشته باشد و گرنه واعیه نیست[۲].

شأن نزول آیه

خداوند سبحان بعد از آنکه در آیات ابتدائی سوره حاقه به سرگذشت قوم ثمود و عاد و پایان زندگی آنان با عذاب الهی به دلیل انکار قیامت اشاره دارد[۳]، مردم جزیرة العرب را مخاطب خویش ساخته و به آنان یادآور می‌شود که در عذاب قوم حضرت نوح(ع) و واقعه طغیان آب، این خداوند سبحان بود که اجداد آنان را سوار بر کشتی کرد و نجاتشان داد[۴]. سپس این اقدام را تذکری برای مسلمانان دانسته و می‌فرماید: ﴿لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ[۵].

علمای شیعه و اهل سنت روایاتی از نبی اکرم(ص) نقل کرده‌اند که دلالت بر این دارد که مراد از «اذن واعیه» (گوش شنوا) در این آیه حضرت علی(ع) است. در منابع شیعه از ائمه اهل بیت(ع) نیز روایاتی در این خصوص نقل شده است[۶].

در بسیاری از کتب معروف اسلامی اعم از تفسیر و حدیث آمده است که پیغمبر گرامی اسلام به هنگام نزول این آیه فرمود: «سَألتُ رَبِّی أَن یَجعَلَها أُذُنُ عَلِیّ»: من از خدا خواستم که گوش علی را از گوش‌های شنوا و نگه دارنده حقایق قرار دهد» و به دنبال آن علی(ع) می‌فرمود: «مَا سَمِعتُ مِن رسولِ الله(ص) شَیئا قَطُّ فَنَسِیته، اِلاّ وَ حَفِظته»: من هیچ سخنی بعد از آن از رسول خدا(ص) نشنیدم که آن را فراموش کنم، بلکه همیشه آن را به خاطر داشتم».

در غایة المرام شانزده حدیث در این زمینه از طرق شیعه و اهل سنت نقل شده است و محدث بحرانی در تفسیر البرهان از محمد بن عباس نقل می‌کند که در این باره سی حدیث از طرق عامه و خاصه نقل شده است[۷] و این فضیلتی است بزرگ برای امیرالمؤمنین(ع) بود و به همین دلیل بعد از او در مشکلاتی که برای جامعه اسلامی در مسائل علمی پیش می‌آمد موافقان و مخالفان به آن حضرت پناه برده و حل مشکل را از ایشان مطلب می‌کردند[۸].[۹]

احادیث مرتبط با آیه

برخی احادیث ناظر به شأن نزول آیه:

  1. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «هنگامی که این آیه: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ، نازل شد، گفتم: «خداوندا این گوش را، گوش علی قرار بده. از آن پس علی هر چه را می‌شنید، حفظ می‌کرد»[۱۰].
  2. ثعلبی در تفسیرش گوید: «چون آیه: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ، نازل شد، رسول خدا(ص) به على(ع) فرمود: یا علی، از خدا خواستم این گوش را گوش تو قرار دهد. علی(ع) گوید: از آن پس هرگز چیزی را فراموش نکرده‌ام»[۱۱].[۱۲]

دلالت آیه

دلالت بر افضلیت امیرالمومنین(ع)

علّامۀ حلّی در کتاب منهاج الکرامة، می‌نویسد: در تفسیر ثعلبی (آمده است که) گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «ای علی، از خدای عزوجل درخواست کردم که آن (گوش شنوای هوشیار) را گوش تو قرار دهد». از طریق ابونعیم (روایت شده که) گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «ای علی، همانا خدای عزوجل به من امر فرمود که تو را به خود نزدیک سازم و علم بیاموزم تا آن را فرا گرفته و به خاطر بسپاری و این آیه نازل شد ﴿أُذُنٌ واعِیَةٌ‌، پس تو گوشی هستی برای فراگیری و حفظ علم»[۱۳] این فضیلتی است که برای غیر آن حضرت حاصل نشده است.

به عبارت دیگر بر اساس احادیثی که علامۀ حلّی در تفسیر این آیه از مفسران و محدثان مشهور سنی همچون ثعلبی و ابونعیم روایت کرده است، خداوند تنها گوش حضرت امیرالمؤمنین(ع) را گوش شنوای هوشیاری قرار داده که ظرف علم نبوی باشد و علم را از رسول خدا(ص) فراگیرد و حفظ کند. روشن است که براساس این حدیث، فضیلت برخورداری از گوش شنوا تنها به حضرت امیرالمؤمنین(ع) اختصاص یافته است و هیچ یک از صحابۀ دیگر از چنین جایگاه و فضیلتی برخوردار نشده‌اند. در نتیجه، آیۀ شریف بیان‌گر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) از سایر صحابه است.

این حدیث را جمع کثیری از پیشوایان حدیثی و تفسیری اهل سنت در ذیل آیه روایت کرده‌اند که از میان آنها می‌توان مشاهیر زیر را نام برد: بلاذری؛ سعید بن منصور؛ محمّد بن جریر طبری، ابن منذر، ابن أبی حاتم؛ ثعلبی؛ ابن مردویه؛ أبو نعیم، زمخشری؛ ماوردی؛ واحدی؛ رازی؛ قرطبی؛ نیشابوری؛ ابن کثیر؛ أبوحیّان؛ سیوطی؛ ابن عساکر؛ هیثمی و ضیاء مقدسی[۱۴].

دلالت بر امامت امیرالمومنین(ع)

پس از اثبات افضلیت امیرالمومنین(ع)، به حکم قاعدۀ عقلی لزوم تقدیم شخص فاضل یا افضل بر مفضول یا قبح تقدم مفضول بر فاضل، به روشنی امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) قابل اثبات خواهد بود[۱۵].

علامه حلی در کتاب منهاج الکرامه بعد از اشاره به دو روایت در شأن نزول آیه شریفه ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ و تطبیق «اذن واعیه» بر حضرت علی(ع) بر اساس آن دو روایت، ایشان را تنها فرد شایسته امامت بعد از رحلت نبی اکرم(ص) دانسته است؛ چراکه او تنها کسی است که آیه ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ در شأن وی نازل گشته و رسول خدا(ص) از خداوند سبحان خواستار آن گشته است که او را مصداق «اذن واعیه» قرار دهد.

پاسخ به یک سوال

میان فضیلت اختصاص شأن نزول آیه ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ به حضرت علی(ع) و مسأله اختصاص امامت بعد از نبی اکرم(ص) به ایشان، چه ارتباطی برقرار است؟

علامه مجلسی[۱۶] در پاسخ به این سؤال می‌نویسد: «به اتفاق فریقین آیه ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ بر کمال علم حضرت علی(ع) و اختصاص ایشان به این فضیلت در میان تمام صحابه دلالت دارد. روشن است که فضیلت انسان با علم است و مسأله اساسی در خلافت که ریاست دین و دنیا است، علم است. آیات و روایات متواتر زیادی بر این مسأله دلالت دارند. بنابراین حضرت علی(ع) از سایر صحابه به خلافت سزاوارتر است و مقدم کردن دیگران بر او جایز نیست». مرحوم مظفر[۱۷] نیز بر این باور است که اختصاص شأن نزول آیه مذکور به حضرت علی(ع) دلالت بر اعلمیت و افضلیت ایشان دارد، به همین دلیل وی نسبت به دیگران به امامت سزاوارتر است. وی به این نکته نیز اشاره دارد که در برخی از احادیث عبارت «و حقٌّ علي الله أن تعي» (و بر خداوند است که تو گوش شنوا باشی) آمده است، که دلالت بر وجوب «اذن واعیه» (گوش شنوا) شدن حضرت علی(ع) دارد و این مسأله کاشف از این است که بر خداوند سبحان واجب است امامی واعی (امام دارای گوش شنوا) بر مردم نصب کند و به این دلیل است که ایشان به پیامبر خویش دستور داد که حضرت علی(ع) را آموزش دهد.

حاصل سخن اینکه: اختصاص شأن نزول آیه ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ به حضرت علی(ع) و روایات موجود در این زمینه به همراه اقوال مفسران فریقین دلالت بر این دارند که ایشان عالم‌ترین فرد در میان صحابه است و تنها او کمال علم را داراست و وارث علم نبی اکرم(ص) است. از آنجا که جانشینی نبی اکرم(ص) بدون وراثت علم ایشان امکان ندارد، بنابراین حضرت علی(ع) تنها کسی است که شایسته خلافت بعد از نبی اکرم(ص) است[۱۸].

منابع

پانویس

  1. «تا آن را وسیله تذکّری برای شما قرار دهیم و گوش‌های شنوا آن را دریابد و بفهمد» سوره حاقه، آیه ۱۲.
  2. أطیب البیان، ج ‏۱۳، ص۱۶۳.
  3. ﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ * فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ * وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ * سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ * فَهَلْ تَرَى لَهُمْ مِنْ بَاقِيَةٍ «قوم ثمود و عاد، آن (هنگامه) درهم کوبنده را دروغ شمردند * اما قوم ثمود با سرکشی خویش به نابودی افکنده شدند * و اما (قوم) عاد با تندباد سردی بنیان‌کن، از میان برداشته شد * که (خداوند) آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان چیره گردانید و آن قوم را در آن (شب و روز)‌ها برزمین افتاده می‌دیدی، گویی تنه‌های خرمابن‌هایی فرو افتاده‌اند * آیا از ایشان بازمانده‌ای می‌بینی؟» سوره حاقه، آیه ۴-۸.
  4. ﴿إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاءُ حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ «ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم» سوره حاقه، آیه ۱۱.
  5. «تا آن را برایتان یادکردی کنیم و گوش‌های نیوشنده آن را به گوش گیرند» سوره حاقه، آیه ۱۲.
  6. فرمانیان و پورعلی سرخه دیزج، دلالت آیه و تعیها اذن واعیه بر امامت حضرت علی و پاسخ به شبهات ابن تیمیه، ص ۸۸.
  7. بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۷۰.
  8. نک: مکارم شیرازی، ناصر،تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۴۴۳؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۹۸؛ همو، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱۰، ص۵۱۹؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج۱۹، ص۳۹۴؛ فخر رازی، التفسیرالکبیر، ج۳۰، ص۶۲۴؛ حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۴۰۲.
  9. جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «آیه گوش».
  10. «عن النبی(ص) انه قال: لَمَّا نَزَلَتْ: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ، قُلْتَ: اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا أَذُنَ عَلىّ(ع)، فَمَا سَمِعَ شَيْئًا بَعْدَهُ إِلَّا حَفِظَهُ»؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۲۷؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۳، ص۷۸.
  11. «عَنِ الثعْلَبِي فِي تَفْسِيرِهِ يَرْفَعُهُ بِسَنَدِهِ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِعَلِى(ع): سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يَجْعَلَهَا أَذْنَكَ يَا عَلَى. قَالَ عَلَىّ(ع): فَمَا نَسِيتُ شَيْئاً بَعْدَ ذَلِكَ وَ مَا كَانَ لِى أَنْ أَنْسَى»؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۲۸.
  12. برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۶، ص۵۲۲-۵۲۵.
  13. البرهان العشرون قوله تعالی: ﴿ وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ‌. فی تفسیر الثعلبی، قال: قال رسول اللّه(ص): سألت اللّه عزّ وجلّ أن یجعلها أذنک یا علیّ‌. و من طریق أبی نعیم، قال: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَا عَلِیُّ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی أَنْ أُدْنِیَکَ وَ أُعَلِّمَکَ لِتَعِیَ وَ أُنْزِلَتْ هَذِهِ اَلْآیَةُ ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ فَأَنْتَ اَلْأُذُنُ اَلْوَاعِیَةُ وهذه الفضیلة لم تحصل لغیره، فیکون هو الإمام، منهاج الکرامة، ص۱۳۱-۱۳۲.
  14. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۱۱۲-۱۱۳.
  15. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۳۹۷ ـ ۴۰۶.
  16. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۳۱.
  17. مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق لنهج الحق، ج۵، ص۴۷.
  18. فرمانیان و پورعلی سرخه دیزج، دلالت آیه و تعیها اذن واعیه بر امامت حضرت علی و پاسخ به شبهات ابن تیمیه، ص ۱۰۱.