آیه انفاق از دیدگاه اهل سنت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آیه انفاق اموال: ﴿الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ[۱] از جمله آیاتی است که به شهادت روایات در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است.

شأن نزول آیه

غالب مفسران شیعه و برخی مفسران اهل سنت این آیه را در شأن امیرالمؤمنین(ع) دانسته‌اند.[۲]

مفسران اهل سنت درباره شأن نزول آیه دیدگاه‌های مختلفی بیان کرده‌اند: عده‌ای از آنان شأن نزول آیه را تنها در مورد امام علی(ع) دانسته‌اند. [۳].

دسته دیگر در کنار اشاره به شأن‌نزول آیه در مورد امام علی(ع)، از احتمالات دیگری همچون: عبدالرحمن بن عوف [۴][۵].[۶] و ابوبکر[۷]سخن گفته‌اند؛ چنانکه به عبدالرحمن بن عوف به‌ عنوان فردی که در روز، و علی(ع) به عنوان فردی که در شب انفاق می‌کرد، اشاره کرده‌اند.[۸] و یا هر کسی که در راه خدا [۹] بدون اسراف و تبذیر انفاق می‌کند [۱۰] و حتی کسانی که به اسب‌های جهادی در راه خدا آذوقه می‌دهند. برای نمونه نگاه کنید به:[۱۱]. برخی نیز بعد از ذکر احتمالات مختلف، در شأن نزول آیه توقف کرده و از ندانستن شأن نزول خاص برای آن سخن گفته‌اند. [۱۲].

احادیث مرتبط با آیه

احادیث شیعه

احادیث عامه

نصوص احادیث

برخی از روات مشهور حدیث

سیوطی در کتاب الدرّالمنثور و در تفسیر این آیۀ شریف می‌نویسد: «عبدالرزاق، عبد بن حمید، ابن جریر، ابن منذر، ابن ابی‌حاتم، طبرانی و ابن عساکر از طریق عبدالوهاب بن مجاهد از پدرش از ابن عباس آورده‌اند که دربارۀ سخن خداوند که فرمود: «اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ اَلنَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَةً‌» گفت: دربارۀ علی بن ابیطالب(ع) نازل شده است. او چهار درهم داشت، یک درهم را در شب انفاق کرد و یک درهم را در روز و درهمی را در نهان و درهمی نیز در آشکارا انفاق کرد»[۱۳].

براساس آنچه سیوطی در تفسیر خود نقل کرده است، اعلام و مفسّران نامداری این روایت را در تفسیر آیه نقل کرده‌اند. عالمانی همچون:

  1. عبدالرزاق بن همام صنعانی که شیخ و استاد بخاری است؛
  2. عبد بن حمید که از اندیشمندان مشهور سنّی و صاحب مسند معروف است؛
  3. ابن منذر. وی نیز از مفسّران بزرگ سنّی به شمار می‌رود؛
  4. ابن أبی حاتم. او نیز صاحب تفسیر و کتب مورد اعتماد و معتبری نزد سنیان است؛
  5. طبرانی صاحب معجم‌های سه گانه؛
  6. ابن عساکر حافظ و مورّخ معروف شامی، صاحب کتاب مشهور تاریخ مدینة دمشق.

سیوطی در ذیل آیۀ شریف،حدیث تفسیری ابن عباس را به این عالمان مشهور نسبت داده که تمامی آنها حدیث را از طریق عبدالوهاب بن مجاهد، از مجاهد، از ابن عباس روایت کرده‌اند[۱۴].

روایت در تفاسیر مشهور اهل سنت

علاوه بر کسانی که سیوطی در تفسیرش از آنان نام برده است، این حدیث در تفاسیر معروف، مشهور و متعدد دیگری نیز آمده که از میان آنها می‌توان به تفاسیر زیر اشاره کرد:

تفسیر قرطبی

در این تفسیر آمده است: «از عبدالرزاق [روایت شده است که]: عبدالوهاب بن مجاهد، از پدرش، از ابن عباس به ما خبر داد که او گفت: [[[آیه]]] در شأن علی(ع) نازل شده است[۱۵].

تفسیر بغوی

بغوی می‌نویسد: «حدیث از مجاهد، از ابن عباس روایت شده است که گفت: این آیه دربارۀ علی بن ابی‌طالب(ع) نازل شده است»[۱۶].

تفسیر ابن کثیر

او در تفسیر خود چنین می‌نویسد: «ابن ابی‌حاتم به سند خود از ابن جبیر، از پدرش برای ما روایت کرد که گفت: علی(ع) چهار درهم داشت.... و ابن جریر نیز از طریق عبدالوهاب بن مجاهد این چنین روایت کرد، در حالی که او ضعیف است؛ لیکن ابن مردویه به صورت دیگری از ابن عباسحدیث را روایت کرده که آیه در شان علی بن ابی طالب(ع) نازل شده است»[۱۷].

تفسیر شوکانی

وی نیز در تفسیر آیۀ می‌نویسد: «عبدالرزاق، عبد بن حمید، ابن جریر، ابن منذر، ابن ابی‌حاتم، طبرانی و ابن عساکر از طریق عبدالوهاب بن مجاهد، از پدرش، از ابن عباس آورده‌اند که دربارۀ آیه گفت: این آیه دربارۀ علی بن ابی‌طالب(ع) نازل شده است... عبدالوهاب ضعیف است، لکن ابن مردویه حدیث را به طریق دیگری از ابن عباس روایت کرده است»[۱۸].

تفسیر آلوسی

آلوسی در تفسیرش می‌نویسد: «اختلاف شده که آیۀ دربارۀ چه کسی نازل شده است. عبدالرزاق و ابن منذر از ابن عباس آورده‌اند که دربارۀ علی(ع) نازل شده است. در روایت کلبی نیز آمده است که رسول خدا(ص) به او [یعنی امیرالمؤمنین(ع)] فرمود: «چه انگیزه‌ای تو را بر این کار واداشت»؟ عرض کرد: انگیزه‌ام این بود که مستوجب پاداشی شوم که خداوند به من وعده داده است. پیامبر خدا(ص) فرمود: «بدان که آن برای توست»»[۱۹].

بنابر این، چنان که مرحوم سید شرف الدین فرموده است، نزول آیۀ در شأن امیرالمؤمنین(ع) را محدثان، مفسران و صاحبان کتب اسباب نزول روایت کرده‌اند[۲۰].

دلالت آیه

علّامه حلّی، این آیه را به عنوان یکی از آیات دلالت کننده بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) ذکر کرده است. ایشان در کتاب منهاج الکرامة می‌فرماید: «برهان بیست و هفتم سخن خدای تعالی است [که فرمود]: ﴿الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِیَةً. از طریق حافظ ابونعیم به اسناد خود از ابن عباس روایت شده است که] گفت: [این آیه] دربارۀ علی(ع) نازل شده است. او چهار درهم داشت که شب یک درهم، روز نیز یک درهم انفاق کرد و به صورت پنهانی درهمی و در آشکارا درهمی دیگر انفاق کرد». ثعلبی نیز در تفسیر خود این چنین روایت کرده است. این برای غیر علی(ع) حاصل نشده است، با توجه به این احادیث آن حضرت افضل از دیگران بوده و در نتیجه امام خواهد بود.[۲۱].[۲۲]

مناقشات عامه

مناقشات ابن تیمیه

مناقشه در سند حدیث

حدیث نزول آیه در شان امیرالمؤمنین(ع) توسط شماری از مفسران و محدثان مشهور و مورد اعتماد اهل سنت روایت شده است و همین نقل حدیث از سوی ایشان، از مقبولیتحدیث نزد آنان حکایت دارد. در این میان مطابق معمول، ابن تیمیه از باب نفی هر گونه حدیثی در فضائل امیرالمؤمنین(ع)، در صحت این حدیث تردید کرده و آن را دروغ شمرده است! وی در مناقشه به استدلال علّامه حلّی می‌گوید: و پاسخ به آن وجوهی دارد:

  1. یکی از آنها مطالبه صحت نقل است، چرا که نقل روایت از سوی ابونعیم و ثعلبی، بر صحت آن دلالت نمی‌کند.
  2. دوم این‌که این حدیث ثابت نیست و دروغ است![۲۳]

نقد و بررسی

این ادّعای ابن تیمیه ادعایی بی‌اساس است چرا که او هر حدیثی را که در بیان فضیلتی از امیرالمؤمنین(ع) است را بدون هیچ دلیل مستندی و صرفاً به جهت تعصب و دشمنی با امیرالمؤمنین(ع) رد می‌کند. او ادّعا کرده که نقل روایت توسط ابونعیم و ثعلبی، بر صحت حدیث دلالت نمی‌کند. اما سؤال این است که

  1. اولا مگر این دو از مفسران بزرگ و مقبول اهل سنت نیستند؟!
  2. ثانیا این حدیث، تنها از سوی ابونعیم و ثعلبی روایت نشده، بلکه گروه دیگری از بزرگ‌ترین اندیشمندان مورد اعتماد اهل سنت به نقل آن پرداخته‌اند. مهم‌تر از همه که تناقض گویی ابن تیمیه را آشکار می‌سازد، نقل حدیث از سوی ابن ابی حاتم است، چرا که ابن تیمیه تصریح کرده تفسیر ابن ابی حاتم از هر حدیثی دروغین خالی است[۲۴]، با این حال ابن تیمیه حدیثی را دروغ معرفی می‌کند که ابن ابی حاتم در تفسیرش آورده است و این یکی از تناقضات آشکار در کلام اوست. از این رو لازمۀ ادّعای ابن تیمیه مبنی بر دروغ بودن حدیث، آن است که محدثان و مفسران مشهوری همچون عبدالرزاق، عبد بن حمید، ابن منذر، ابن ابی حاتم، طبرانی، ابن عساکر، ابن مردویه، ابن اثیر، قرطبی، بغوی، ابن کثیر، شوکانی، آلوسی و دیگران بر ابن عباسدروغ بسته باشند. اگر اهل سنّت به این مطلب ملتزم شوند، می‌گوییم تقصیر شیعه چیست که اندیشمندان نامدار شما به ابن عباس دروغ می‌بندند و احادیث دروغین نقل می‌کنند. و اگر این سخن را نپذیرند، باید بر بی‌اساس بودن ادّعاهای ابن تیمیه اعتراف کنند.

اما ابن تیمیه دنباله روهایی دارد که در عناد و لجاجت از وی افراطی‌ترند، از این رو نه تنها سست و بی‌اساس بودن ادّعاهای وی را نمی‌پذیرند، بلکه می‌کوشند سخنان بی پایه او را تقویت کنند! و عجیب‌تر این‌که گاهی به این ادّعای بی اساس استناد کرده‌اند. به عنوان نمونه یکی از اتباع وی در مناقشه به کلام شرف الدین در المراجعات می‌نویسد: «این روایت دروغی است که به ابن عباس بسته‌اند و آن روایت عبدالوهاب بن مجاهد، از پدرش، از ابن عباس است و سفیان ثوری، عبدالوهاب بن مجاهد را دروغ‌گو شمرده است.احمد گفته است: چیزی نیست و حدیثش ضعیف است و نسائی گفته: مورد اعتماد نیست و حدیثش نوشته نمی‌شود. وکیع گفته است: می‌گویند که او از پدرش حدیث استماع نکرده است و یعقوب بن سفیان نام او را در باب کسانی ذکر کرده که از روایت آنها حذر می‌شود. حاکم نیز می‌گوید: احادیث ساختگی روایت می‌کند».

ابن جوزی نیز گفته است: «بر ترک حدیث او اجماع کرده‌اند و این روایت از کلبی نیز این چنین است.... با این‌که واحدی پیشتر در ذیل این آیۀ چهار روایت دیگر آورده که با آنچه مؤلّف (مرحوم شرف الدین) به دنبال آن است مخالف است، اما او روایتی را برگزیده که صحیح نیست، چرا که همین روات، مذهب او را تایید می‌کند. پس در سلامت روش او تامل کن. و شیخ الاسلام ابن تیمیه در رد بر ابن مطهر [علّامه حلی] در این آیه، با این سخن تعلیق زده است که: «نظیر این تفاسیرباطل را بسیاری از جهال می‌گویند»»[۲۵]

بر اساس این دفاع غیر منطقی از ابن تیمیه، تمام مفسران و محدثان مشهوری که نامشان پیشتر مطرح شد، در زمرۀ جاهلانند و کارشان نقل و روایت اکاذیب است! اما هر چند که این مطلب صحیح است، ولی روایتی را که علّامه و شرف الدین از این اندیشمندان ـ که ابن تیمیه و دنبال رو او آن‌ها را جاهل و دروغ‌پرداز معرفی می‌کنند ـ نقل کرده‌اند، صحیح و بدون اشکال است؛ زیرا حتی اگر تضعیف عبدالوهاب بن مجاهد را بر پایه مبانی رجالی اهل سنت بپذیریم، باز هم نمی‌توان گفت حدیث از نظر مفسران و محدثان سنی دروغ و ساختگی است، چرا که در این صورت یا آن را مطرح نمی‌کردند و یا دست کم باید دروغین بودن آن را یادآور می‌شدند. افزون بر آنکه این حدیث به غیر از طریق عبدالوهاب بن مجاهد، از طریق دیگری نیز روایت شده و در تفسیر ابن کثیر و شوکانی پس از اشاره به ضعیف بودن عبدالوهاب بن مجاهد، بلافاصله تاکید شده است که ابن مردویه این حدیث را از طریق دیگری هم روایت کرده است و این سخن به خوبی از صحت حدیث نزد آنان حکایت دارد. علاوه بر ابن کثیر و شوکانی، حافظ ابن اثیر نیز پس از نقل حدیث در مسند خود، از طریق عبدالرزاق از عبدالوهاب بن مجاهد می‌گوید: و رواه عفان بن مسلم، عن وهیب، عن أیّوب، عن مجاهد، عن ابن عباس، مثله[۲۶]

بنابر این حدیث مورد بحث علاوه بر سندی که به جهت وجود عبدالوهاب بن مجاهد تضعیف شده، با سند دیگری هم روایت شده است، چنان که در أسدالغابه به نقل از ابن اثیر و نیز در تفسیر شوکانی و ابن کثیر به نقل از ابن مردویه به این مطلب تصریح شده است. این مطلب حاکی از آن است که ابن تیمیه و دنباله روی وی، یا نسبت به حقیقت جاهلند و یا با انگیزۀ کتمان حقیقت تجاهل می‌کنند.

و در آخر این نکته را نیز دوباره یادآوری می‌کنیم که بر اساس مبانی ابن‌تیمیه، حدیثی که از سوی عبدالوهاب بن مجاهد نقل شده صحیح است؛ زیرا که ابن ابی‌حاتم نیز به همین سند روایت را در تفسیر خود آورده است[۲۷] و نقل ابن ابی‌حاتم نیز ـ بر اساس مبانی ابن تیمیه ـ برابر با صحت حدیث است و این خود تناقضی آشکار در کلام ابن تیمیه می‌باشد.

اما این‌که دنباله رو ابن تیمیه با خرده گرفتن بر درستی روش شرف الدین، او را متهم به برخورد گزینشی با احادیث می‌کند، مطلبی بسیار عجیب است؛ چرا که از اصول ابتدایی و مسلّم مناظره إستناد به مشترکات است و تنها مقبول سنیان باشد، در مناظره فاقد اعتبار است و سنیان هرگز نمی‌توانند و نباید به آن استناد کنند. پس سلامت روش ابن تیمیه و اتباعش در بحث و مناظره قابل تأمل است!

این نکته را نیز دوباره یادآوری می‌کنیم که بر طبق مبانی ابن‌تیمیه، حدیثی که از سوی عبدالوهاب بن مجاهد نقل شده است صحیح است؛ زیرا که ابن ابی‌حاتم نیز به همین سند روایت را در تفسیر خود آورده است[۲۸]. بر طبق مبنای ابن تیمیه برابر با حجت حدیث نیست و این خود تناقضی آشکار در کلام ابن تیمیه است[۲۹].

سایر مناقشات

ابن تیمیه علاوه بر مناقشه در صحت نقل حدیث، مناقشات دیگری را نیز مطرح ساخته است چنانچه می‌گوید:

سوم: این آیه دربارۀ هر کسی که شب، یا روز، چه در خفا و چه آشکارا انفاق کند عمومیّت دارد.

چهارم: آنچه در حدیث ذکر شد، مدلول آیه را نقض می‌کند، چرا که آیه دلالت دارد بر انفاق دو زمان که هیچ گاه وقت از آن دو زمان منفک نمی‌شود... و انفاق مخفی و آشکار از انفاق در شب و روز خارج نیست... .

پنجم: اگر فرض کنیم علی(ع) این کار را انجام داده و آیه دربارۀ او نازل شده است، آیا در این مورد با چهار درهم، در چهار حالت انفاق صورت گرفته است‌؟ و این عمل تا روز قیامت برای همگان میسّر است... پس دیگر این از خصوصیات وی به شمار نمی‌آید تا دلیل بر افضلیت و امامت او باشد»[۳۰].

نقد و بررسی

پس از آنکه اعتبار حدیث منقول در تفسیر آیۀ شریفه ثابت شد، تفسیر به رأی ابن تیمیه که در مناقشات دیگرش آمده، فاقد ارزش خواهد بود. پس وجه سوم و چهارم از مناقشات وی ارزشی ندارد و پاسخ آن ارجاع به حدیث تفسیری آیه است. اما وی در وجه پنجم می‌کوشد با کم ارزش و بی‌اهمیت جلوه دادن عمل امیرالمؤمنین(ع)، در فضلیت بودن آن تردید کند، غافل از آن‌که ارزش و اهمیت اعمال را خداوند تعیین می‌کند نه ابن تیمیه! و این عمل امیرالمؤمنین(ع) به قدری ارزش و اهمیت داشته است که خداوند در برابر آن آیه‌ای از قرآن را در شأن ایشان نازل فرموده و این فضیلتی است که برای هر انفاق کننده‌ای حاصل نمی‌شود، هر چند باب انفاق باز باشد! بنابر این دلالت آیه بر افضیلت امیرالمؤمنین(ع) بسیار روشن است، تا کور شود هر آنکه نتواند دید[۳۱].

منابع

پانویس

  1. «آنان که دارایی‌های خود را در شب و روز پنهان و آشکار می‌بخشند پاداششان نزد خداوند است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره بقره، آیه ۲۷۴.
  2. حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسير اثنی عشرى، ج‌1، ص501.
  3. شیبانی، نهج البیان، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۵۲؛ صنعانی، تفسیر عبدالرزاق، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۱۸؛ دینوری، الواضح، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۹۲؛ واحدی، الوجیز، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۹۱؛ جرجانی، درج الدرر، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۳۶۵؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۴۰.
  4. ماتریدی، تأویلات اهل السنه، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۲۶۸؛ ابوحیان، البحر المحیط، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۷۰۱
  5. در تفسير ابن المنذر از تفاسیر اهل سنت از سعيد بن مسيب نقل شده كه اين آيه درباره عبدالرحمن بن عوف و عثمان بن عفان نازل شده كه اموال خود را به جيش العسرة بخشيده بودند
  6. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص101.
  7. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۱۹؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۶۱؛ ابوحیان، البحر المحیط، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۷۰۱.
  8. طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۱، ص۴۹۲-۴۹۳؛ ابن جوزی، زاد المسیر، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۴۶؛ بغوی، تفسیر البغوی، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۳۸۰.
  9. ماوردی، النکت و العیون، بیروت، ج۱، ص۳۴۷.
  10. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۳، ۳۴۷؛ ابوحیان، البحر المحیط، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۷۰۱.
  11. نک: زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۱۹؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۷۱؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۶۳.
  12. ماتریدی، تأویلات أهل السنة، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۲۶۸.
  13. و أخرج عبدالرزّاق، وعبد بن حمید، و ابن جریر، و ابن المنذر، و ابن أبی حاتم، و الطبرانی، و ابن عساکر من طریق عبدالوهّاب بن مجاهد، عن أبیه، عن ابن عباس فی قوله: ﴿الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِیَةً‌ قال: نزلت فی علیّ بن أبیطالب، کانت له أربعة دراهم، فأنفق باللّیل درهماً، وبالنهار درهماً، وسرّاً درهماً، وعلانیةً درهماً، الدرّالمنثور، ج۱، ص۳۶۳.
  14. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۵۹ ـ ۱۶۰.
  15. عن عبدالرزاق: أخبرنا عبدالوهّاب بن مجاهد، عن أبیه، عن ابن عباس، أنّه قال: أنزلت فی علی، تفسیر القرطبی، ج۳، ص۳۴۷.
  16. روی عن مجاهد، عن ابن عباس رضی الله عنهما، قال: نزلت هذه الآیة فی علیّ بن أبی‌طالب، تفسیر البغوی، ج۱، ص۲۶۰.
  17. قال ابن أبی حاتم: حدثنا أبوسعید الأشج؛ أخبرنا یحیی بن یمان، عن عبدالوهّاب بن مجاهد، عن إبن جبیر، عن أبیه، قال: کان لعلیّ أربعة دراهم... و کذا رواه ابن جریر من طریق عبدالوهاب بن مجاهد، وهو ضعیف، لکن رواه ابن مردویه من وجه آخر عن ابن عباس انّها نزلت فی علیّ بن أبی طالب، تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۳۳۳.
  18. و أخرج عبدالرزاق، و عبد بن حمید، و ابن جریر و ابن المنذر، وابن أبی‌حاتم، و الطبرانی و ابن عساکر من طریق عبدالوهّاب بن مجاهد، عن أبیه، عن ابن عباس فی هذه الآیة، قال: نزلت فی علیّ بن أبی‌طالب... وعبدالوهّاب ضعیف، ولکن قد رواه ابن مردویه من وجه آخر عن ابن‌عباس، فتح القدیر، ج۱، ص۲۹۴.
  19. إختلف فی من نزلت‌؟ فأخرج عبدالرزاق، و ابن المنذر، عن ابن عباس رضی اللّه تعالی عنهما، أنّها نزلت فی علی کرّم اللّه تعالی وجهه... و فی روایة الکلبی، فقال له رسول اللّه(ص): «ما حملک علی هذا»؟ قال: حملنی أن استوجب علی اللّه تعالی الذی وعدنی، فقال له رسول اللّه(ص): «إلّا أنّ ذلک لک»، تفسیر آلوسی، ج۳، ص۴۸.
  20. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۶۰-۱۶۳.
  21. البرهان السابع و العشرون: قوله تعالی: ﴿اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ اَلنَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَةً‌ من طریق أبی نعیم الحافظ بإسناده إلی ابن عباس، قال: نزلت فی علی(ع) کان معه أربعه دراهم فإنّفق باللیل درهما، و بالنهار درهما، و فی السرّ درهما و فی العلانیة درهما. و کذا رواه الثعلبی فی تفسیره، و لم یحصل لغیر علی(ع) ذلک، فیکون أفضل، فیکون هو الإمام، منهاج الکرامة، ص۱۳۷.
  22. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۶۳-۱۶۴.
  23. و الجواب من وجوه: أحدها: المطالبه بصحّة النقل، و روایة أبی نعیم، والثعلبی لا تدلّ علی الصحّة. الثانی: أنّ هذا کذب، لیس بثابت، منهاج السنة، ج۷، ص۱۶۴.
  24. منهاج السنة، ج۷، ص۱۷۸-۱۷۹. همچنین ر.ک: تفسیر ابن أبی‌حاتم، ج۱، ص۱۴.
  25. هذه الروایه کذب علی ابن عباس، و هی من روایة عبدالوهّاب بن مجاهد، عن أبیه، عن ابن عباس. و عبدالوهّاب بن مجاهد کذّبه سفیان الثوری، و قال أحمد: لیس بشیء، ضعیف الحدیث، و قال النسائی: لیس بثقة، و لا یکتب حدیثه، و قال وکیع: کانوا یقولون إنّه لم یسمع من أبیه، و ذکره یعقوب بن سفیان فی باب من یرغب عن الراویة عنهم، و قال الحاکم، روی أحادیث موضوعه، و قال ابن‌الجوزی: أجمعوا علی ترک حدیثه، و کذلک هی روایة عن الکلبی... و مع أنّ الواحدی سبق و ذکر فی هذه الآیة أربع روایات تخالف ما ذهب إلیه المؤلّف، إلّا أنّه اختار مالم یصح؛ لأنّه یؤیّد مذهبه، فتأمّل سلامة منهجه، و قد علّق شیخ الإسلام ابن تیمیه فی ردّه علی ابن المطهّر فی هذه الآیة بقوله، لکن هذه التفاسیر الباطلة یقول: «مثلها کثیر من الجهّال».
  26. أسدالغابة، ج۴، ص۲۵
  27. تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۲، ص۵۴۳.
  28. تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۲، ص۵۴۳.
  29. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۶۴-۱۶۹.
  30. الثالث: أنّ الآیة عامّة فی کلّ من ینفق باللیل و النهار، سرّاً و علانیة... الرابع: أنّ ما ذکر من الحدیث یناقض مدلول الآیة، فإنّ الآیة تدلّ علی الإنفاق فی الزمانین اللذین لا یخلو الوقت عنهما... و لیس الإنفاق سرّاً و علانیة خارجاً عن الإنفاق باللیل والنهار.... الخامس: أنّا لو قدرنا أنّ علیّاً فعل ذلک ونزلت فیه الآیة، فهل هنا إلّا إنفاق أربعة دراهم فی أربعة أحوال‌؟ و هذا عمل مفتوح بابه میسر إلی یوم القیامه... فلیس هذا من الخصائص، فلا یدلّ علی فضیلة الإمامه، منهاج السنة، ج۷، ص۱۶۴-۱۶۶.
  31. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۶۹-۱۷۱.