آیه فتلقی آدم در تفسیر و علوم قرآنی

آیه توبه حضرت آدم(ع)، آیه ۳۷ سوره بقره ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ از جمله آیاتی است که از دیدگاه مفسران امامیه بر امامت، افضلیت و عصمت اهل بیت(ع) و از جمله امام امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. خدای متعال در این آیه طریقه توبه را به حضرت آدم(ع) پس از هبوط وی از بهشت، آموزش داده است. بر اساس این آیه حضرت آدم(ع) پس از ارتکاب یک ترک اولی، به وسیله کلماتی که خداوند به او آموخته بود، درخواست بخشش کرده است. مفسران از واژه «کلمات» در این آیه تفسیرهای گوناگونی کرده‌اند. که خمسه طیبه یا همان پنج تن آل عبا با استناد به برخی روایات، مورد اتفاق شیعه بوده و برخی از مفسران اهل سنت نیز آن را پذیرفته‌اند.

به نظر مفسران، طبق این آیه در صورتی که توبه را به انسان نسبت دهند، به معنای بازگشت از گناه است و اگر توبه را به خدا نسبت دهند، به معنای بازگشت به رحمت است.

این آیه که از یک سو گوشه‌ای از داستان حضرت آدم(ع) را بیان می‌کند و از سوی دیگر دلیل مهمّی بر مشروعیّت توسّل می‌باشد و از سوی سوم سخن از توبه و بازگشت به سوی خدا دارد، از آیات فضایل خمسه طیّبه(ع) محسوب می‌شود.

مقدمه

یکی از آیاتی که با توجه به احادیث ذیل آن به روشنی بر افضلیت و در نتیجه امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد، آیه ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ [۱] است. علامه حلّی این آیه شریفه را به عنوان برهان دهم بر اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع)، در کتاب منهاج الکرامه ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «فقیه ابن مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده است که گفت: از پیامبر(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به ‌واسطه آنها توبه او را پذیرفت، سؤال شد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «از خداوند خواست که به حق محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)توبه او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از صحابه در آن با امیرالمؤمنین(ع) شریک نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر(ص) در توسل به او در درگاه خدای تعالی امام است[۲].

بنابراین، براساس آیه و حدیث ذیل آن، مقام امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) چنان بالا و والاست که حضرت آدم ابوالبشر(ع) برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد خدای متعال برخوردارند که هرگز خدای متعال، توسل جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند[۳].

شأن نزول آیه

بر اساس روایات، آن هنگام که شیطان با وسوسه‌های خویش آدم و حوا را به خوردن از درخت ممنوعه سوق داد و آن دو با ندامت و پشیمانی به دنبال جبران این اشتباه بودند، خدای متعال آنها را به توسل به نور خمسه طیبه، راهنمایی فرمود تا به واسطه آن خود را پاک نمایند[۴].

مفردات آیه

﴿فَتَلَقَّى

﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ: هنگامی که آدم و حوّا در بهشت اسکان داده شدند، خداوند به آنها اجازه داد که از تمام نعمت‌های موجود در بهشت استفاده کنند و آنها را فقط از یک درخت ممنوع کرد. آنها به زندگی خویش در بهشت ادامه دادند و نزدیک درخت ممنوع نمی‌شدند. شیطان که به هنگام آفرینش آدم ضربه‌ای هولناک و سهمگین خورده و از درگاه خداوند رانده شده و مورد لعن و نفرینِ حضرت حق قرار گرفته، در پی فرصتی بود که از آدم انتقام بگیرد! بدین جهت شروع به وسوسه آدم و حوّا کرد، تا آنها را آلوده درخت ممنوع کند.

می‌دانیم شیطان به هنگام وسوسه انسان‌ها به آنها پیشنهاد مستقیم گناه‌ نمی‌دهد، بلکه گناه را با رنگ و لباسی دیگر و چهره‌ای جدید و جذّاب عرضه می‌کند، به گونه‌ای که گاه انسان گناه را به عنوان عبادت و انجام وظیفه شرعی انجام می‌دهد! بر این اساس، شیطان برای فریب دادن آدم به وی گفت: ﴿هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ[۵].

بشر فطرتاً خواهان جاودانگی است و از فنا و نیستی هراسان است. آنها که از مرگ می‌ترسند بدان جهت است که مرگ را فنا و نابودی می‌دانند، امّا پیروان اسلام و مکتب اهل البیت که مرگ را تنها انتقال از جهانی به جهان بزرگتر می‌دانند، از آن هرگز نمی‌ترسند. به هر حال، شیطان با این حیله که درخت ممنوع باعث جاودانگی در بهشت می‌شود، آدم را وسوسه کرد. وی از یاد و فرمان خداوند غافل شد و از آن درخت خورد! سپس فهمید که شیطان او را فریفته است. آدم از این کار به سختی نادم و پشیمان شد و قصد داشت توبه کند، ولی راه توبه و توسّل را نمی‌دانست. ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ، لذا خداوند متعال راه توسّل را به او نشان داد، کلماتی از خداوند به او القا شد، آن کلمات را در توسّل و توبه خویش به کار برد و بدین وسیله توبه‌اش پذیرفته شد و جایگاه‌ قبلی‌اش را در نزد خداوند منّانِ توبه‌پذیر به دست آورد و با این توبه و بازگشت، ضربه محکم دیگری به شیطان، دشمن دیرینه انسان، وارد کرد[۶].

از اسناد تلقی کلمات به آدم استفاده می‌‌شود که آدم با شوق و آگاهانه برای اخذ کلمات برای توبه به استقبال کلمات و معارف رفت. گرچه این کلمات قبلا در تعلیم اسماء اجمالا به آدم تعلیم شده بود، لكن تفصیل آن و فواید و کیفیت استفاده از آن را فعلا فراگرفت.

بر اساس ظاهر آیه حضرت آدم کلمات را بدون واسطه ملائکه و بدون حجاب تلقی کرده است[۷].

﴿كَلِمَاتٍ

در اینکه منظور از کلمات که حضرت آدم به آنها متوسّل شد و به درگاه الهی توبه کرد، چه بوده است؟ نظریّات مختلفی مطرح شده، که در ادامه به سه مورد از آنها اشاره می‌شود.

  1. منظور از کلمات همان چیزی است که در آیه ۲۳ سوره اعراف آمده است؛ خداوند در این آیه می‌فرماید: ﴿رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ[۸]. حضرت آدم و حوّا با این کلمات به درگاه خداوند توبه کردند[۹].
  2. منظور از کلمات به اعتقاد «مجاهد» این جملات بوده است: «اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انِی ظَلَمْتُ نَفْسی فَاغْفِرْ لی انَّکَ خَیْرُ الْغافِرینَ. اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انِی ظَلَمْتُ نَفْسی فَارْحَمْنی، انَّکَ انْتَ ارْحَمُ الرَّاحِمینَ. اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انِی ظَلَمْتُ نَفْسی، فَتُبْ عَلَیَّ انَّکَ انْتَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ‌»؛ پروردگارا! هیچ معبودی به غیر از تو وجود ندارد، تو منزّه هستی و من به حمد و ستایشت مشغولم، پروردگارا! من به خویشتن ظلم کردم؛ مرا ببخش که تو بهترین بخشایندگانی. پروردگارا! هیچ معبودی به غیر از تو نیست، تو منزّه‌ هستی و من به حمد تو مشغولم، خدای من! من به خویشتن ظلم کردم؛ تو به من رحم کن که تو بهترین رحم‌کنندگانی. پروردگارا! هیچ الهی جز تو نیست، منزّه هستی و من به حمد تو مشغولم، خدای من! من به خویشتن ظلم کردم، توبه‌ام را بپذیر، که تو توبه‌پذیر و مهربان هستی[۱۰].
  3. منظور از کلمات، حضرت محمّد(ص)، حضرت علی(ع)، فاطمه، حسن و حسین(ع) است؛ یعنی آدم(ع) به خمسه طیّبه توسّل جست و آنها را شفیع درگاه خداوند قرار داد و خداوند به برکت آن بزرگواران توبه‌اش را پذیرفت[۱۱].

احادیث فراوانی، در منابع شیعه و اهل سنت، وجود دارد که احتمال سوم را تأیید می‌کند؛ هر چند جمع بین هر سه احتمال امکان‌پذیر است و منافاتی بین احتمالات سه‌گانه فوق نیست. بدین معنی که حضرت آدم به خمسه طیّبه توسّل جست، ولی صیغه و الفاظ توبه‌اش به همان شکلی که در دو احتمال دیگر آمده، بوده است[۱۲].

نتیجه اینکه مقصود از کلمات، الفاظ یا مفاهیم ذهنی نیست بلکه مراد اصول اساسی اعتقادات است که از توحید شروع شده و تا امامت امام دوازدهم امتداد دارد و شامل ایمان به وجود مبارک پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) می‌‌شود که آنان مظهر تمام صفات جمال و جلال الهی هستند و به واسطه آنان خدا توبه حضرت آدم را قبول کرد. به واسطه کلمات یعنی اسامی پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) است، توبه حضرت آدم پذیرفته شد؛ بلکه هر توبه‌ای در عالم پذیرفته شود به يمن و برکت آنان پذیرفته می‌‌شود. خواه آن توبه با توسل به آنان همراه باشد مثل توبه حضرت آدم و خواه بدون توسل به آنان باشد. با توجه به روایات، توبه حضرت آدم هر توبه‌ای شایسته است که با توسل به وجود مبارک اهل بیت(ع) صورت گیرد. حقیقت توبه پشیمانی و بازگشت است. بازگشت تائب باید به صراط مستقیم که همان صراط اهل بیت(ع) است، باشد[۱۳].

﴿التَّوَّابُ

﴿إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ: «توبه» در اصل به معنی «بازگشت» است و در تعبیرات قرآن به معنی بازگشت از گناه می‌آید. این در صورتی است که به شخص گناهکار نسبت داده شود. ولی گاه این کلمه به خداوند نسبت داده می‌شود، در اینجا به معنی بازگشت به رحمت است؛ یعنی رحمتی را که به خاطر ارتکاب گناه از بنده‌اش سلب کرده بود، بعد از بازگشت او به خطّ اطاعت و بندگی به او بازمی‌گرداند. این فراز: (چرا که خداوند توّاب و رحیم است)، همان علّت پذیرش توبه آدم است[۱۴].

واژه توّاب در قرآن، یازده بار آمده[۱۵] و در همه موارد جز یک بار، در آیه ۲۲۲ سوره بقره[۱۶] به عنوان وصف خدا به کار رفته است: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ[۱۷].[۱۸] از این تعداد، نام تواب نه بار همراه با نام رحیم آمده است[۱۹].[۲۰]

بعد از ماجرای وسوسه ابلیس و دستور خروج آدم از بهشت، آدم متوجّه شد که به خویشتن ستم کرده و بر اثر فریب شیطان از آن محیط آرام و پرنعمت بیرون رانده شده و در محیط پرزحمت‌ و مشقت‌بار زمین قرار خواهد گرفت. آدم در اینجا به فکر جبران خطای خویش افتاد و با تمام وجود متوجّه پروردگار شد، توجّهی آمیخته با کوهی از ندامت و حسرت و پشیمانی! لطف خدا نیز در این موقع به یاری او شتافت و چنان که قرآن در آیه فوق می‌گوید: «آدم از پروردگار خود کلماتی دریافت داشت، سخنانی مؤثّر و دگرگون‌کننده و با آن توبه کرد و خدا نیز توبه او را پذیرفت»[۲۱].

تواب، صیغه مبالغه، به معنای بسیار توبه‌ کننده است[۲۲] که دلالت بر بازگشت دارد. توّاب، در صفات خداوند، به معنای بسیار بازگردنده (توبه‌پذیر) است[۲۳]. در معنای بازگشت خداوند گفته شده خدا بر او توبه کرد، یعنی او را آمرزید و از گناهان رهایی بخشید یا به او توفیقتوبه داد. هر گاه بنده مرتکب گناهی شود، رحمت از او سلب می‌شود. حال اگر توبه کند و از ارتکاب گناه بازگردد، خدای سبحان نیز به سوی او بازمی‌گردد. بازگشت خدا به سوی توبه‌کننده، به معنای پذیرش توبه او و گذشت از او و آمرزش او و دربر گرفتن دوباره او با عنایت‌های ویژه است[۲۴].

نسبت تواب به خدا به معنی بازگشت به رحمت است، یعنی رحمتی را که به خاطر ارتکاب گناه از بنده سلب کرده بود بعد از بازگشت او به خط اطاعت و بندگی به او بازمی‌گرداند، و به همین جهت در مورد خدا تعبیر به «تواب» می‌شود[۲۵]. به تعبیر دیگر «توبه» لفظی است مشترک، میان خدا و بندگان، هنگامی که بندگان به آن توصیف شوند مفهومش این است که به سوی خدا بازگشته‌اند زیرا هر گنهکاری در حقیقت از پروردگارش فرار کرده، هنگامی که توبه می‌کند به سوی او بازمی‌گردد. خداوند نیز در حالت عصیان بندگان گویی از آنها روی‌گردان می‌شود، هنگامی که خداوند به توبه توصیف می‌شود، مفهومش این است که نظر لطف و رحمت و محبتش را به آنها بازمی‌گرداند[۲۶]. نیز گفته شده توبه خدا آن است که با لطف و عنایت و قبول به سوی بنده برگردد[۲۷]. گفته شده خداوند به سبب صفت رحمتش،توبه را می‌پذیرد. توّاب را به معنای کسی ذکر کرده‌اند که توبه بندگانش را قبول و اسباب توبه را برایشان فراهم می‌کند، و هر قدر توبه از سوی بنده تکرار شود، قبول توبه نیز از جانب خداوند تکرار می‌شود[۲۸].

صفت تواب از آن روی که بر وقوع فعلی از خداوند دلالت دارد صفت فعلی ثبوتی به‌شمار می‌آید. شیخ طوسی بر این باور است که پذیرش توبه بنده بر خداوند وجوب عقلی ندارد. خداوند وعده داده که توبه بندگان را بپذیرد و از آنجا که خلف وعده قبیح است، پذیرش توبه بنده بر خدا واجب می‌شود. بر این اساس توبه پذیری خداوند وجوب عقلی ندارد بلکه وجوب سمعی دارد و بر پایه رحمت و تفضل خدا شکل می‌گیرد. به گزارش برخی، عموم متکلمان شیعه قبول توبه را بر خداوند واجب نمی‌دانند و عموم متکلمان معتزلی قبول توبه را بر خدا واجب می‌دانند.

تواب به معنای نام نیکوی خداوند در ادعیه و روایات بسیاری آمده است، بویژه در حدیث مشهور اسماء حسنی یکی از نود و نه نام خدا برشمرده شده است. امام سجاد(ع) درباره توبه خداوند در دعای ابوحمزه ثمالی گفته است: «اللهم و تُب عَلَیَّ حَتی لااَعصیک»؛ خدایا به من روی آور تا نافرمانی‌ات نکنم»[۲۹].

احادیث فریقین

احادیث شیعه

روایات متعدد و معتبری در منابع تفسیری و حدیثی شیعه در تفسیر این آیه وارد شده که در اینجا تنها دو نمونه از آنها را بیان می‌نماییم

حدیث اول

«عن امیرالمؤمنین(ع) قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ»[۳۰].

«امام علی(ع) می‌فرمایند: ما همان کلماتی هستیم که آدم(ع) از پروردگارش دریافت نمود و با آنها به سوی خدا توبه کرد».

حدیث دوم

«عن الرسول(ص)، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ جبرئیل فقال: یا آدم(ص) ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ»؛ «پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: وقتی که آن خطا از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد،جبرئیل نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای دوست من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای پروردگار من به حق پنج نوری که از صلب من در آخرالزمان به وجود می‌آیند تو را قسم می‌دهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم(ع) از جبرئیل درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و وصی پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبه‌ام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نام‌های آنان خواند و خدا توبه‌اش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ... و بدان که هیچ بنده بلا دیده‌ای نیست که با نیت خالص، خدا را با این اسمها بخواند مگر آنکه مستجاب شود»[۳۱].[۳۲]

احادیث عامه

حدیثی که علامه حلی از ابن مغازلی روایت کرده، توسط حدیث‌پژوهان و اندیشمندان مشهور دیگر اهل سنت نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «احمد بن محمد بن عبدالوهاب ـ به صورت اجازه ـ و به سند خود از سعید بن جبیر، از عبدالله بن عباس روایت می‌کند که گفت: از پیامبر اکرم(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به واسطه آن توبه‌اش را پذیرفت سؤال شد. پیامبر فرمود: «آدم خدا را به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) خواند که توبه‌اش را بپذیرد، پس خدا توبه‌اش را پذیرفت»»[۳۳].

همین حدیث را شیخ الإسلام حموینی به صورت زیر روایت کرده است: «استاد نیکوکار جمال الدین احمد بن محمد بن محمد معروف به مذکویه قزوینی و دیگران به صورت اجازه و به سند خود از ابوهریره نقل می‌کند که پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و رکوع می‌کردند. آدم گفت: پروردگار، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج روحی که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از فرزندان تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را خلق نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند بهشت، جهنم، عرش، کرسی، آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو فاطمه و من احسان هستم و این حسن و من محسن هستم و این حسین».

به عزت خودم بر عهده گرفتم که احدی با بغض یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل آتش کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای آدم، اینها برگزیدگان من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را نجات می‌دهم، و به سبب بغض اینان بندگان را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها توسل کن».

آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما اهل بیت آن را بطلبد»[۳۴].

براساس این روایت، اهل بیت(ع) از همه خلایق، اعم از انبیاء و اوصیاء پیشین برترند و رسول خدا(ص) تمامی مسلمانان را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است[۳۵].

دلالت آیه بر افضلیت و امامت اهل بیت(ع)

بر اساس روایات مفسر آیه، این آیه بروشنی بر افضلیت و برتری اهل بیت(ع) بر دیگران دلالت داشته و به تبع اثبات افضلیت، با استناد به حکم عقلی لزوم تقدیم فاضل بر مفضول دلالت بر امامت ایشان دارد[۳۶].

منابع

پانویس

  1. «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.
  2. منهاج الکرامة، ص۱۲۴.
  3. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۱۹-۲۰.
  4. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  5. «ای آدم! می‌خواهی تو را به درخت جاودانگی راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.
  6. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  7. محققیان، رضا، تفسير أنوار الثقلين بر اساس ارتباط شناسی بین قرآن و عترت، ذیل آیه ۳۷ بقره
  8. «پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بی‌گمان از زیانکاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۲۳.
  9. مرحوم طبرسی این نظریّه را از دانشمندانی نظیر «حسن»، «قتاده»، «عکرمة» و «سعید بن جبیر» نقل کرده است (مجمع البیان، ج۱، ص۸۹).
  10. التّبیان، ج۱، ص۱۶۹.
  11. مجمع البیان، ج۱، ص۸۹.
  12. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  13. محققیان، رضا، تفسير أنوار الثقلين بر اساس ارتباط شناسی بین قرآن و عترت، ذیل آیه ۳۷ بقره
  14. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  15. سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴، ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره نور، آیه ۱۰؛ سوره حجرات، آیه ۱۲؛ سوره نصر، آیه۳.
  16. قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.
  17. آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.
  18. سبحانی، شیخ جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، بی‌تا، ج۲، ص۱۶۷.
  19. سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴؛ ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره حجرات، آیه ۱۲.
  20. سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۷.
  21. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  22. کیانی‌فرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بی‌تا، ذیل مدخل.
  23. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه عقاید اسلامی، گروهی از مترجمان، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۳۸۱.
  24. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه عقاید اسلامی، گروهی از مترجمان، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۳۸۳.
  25. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶.
  26. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶.
  27. قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.
  28. کیانی‌فرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بی‌تا، ذیل مدخل.
  29. سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۸.
  30. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۳۹ و ج۵۲، ص۴
  31. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸
  32. برازش، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱، ص۲۷۸ الی ۲۸۱
  33. «سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ»؛ مناقب علی بن أبیطالب(ع)، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.
  34. فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.
  35. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰.
  36. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.