آیه نصرت الهی در تفسیر و علوم قرآنی
آیه نصرت الهی: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ﴾[۱] از جمله آیاتی است که در آن خداوند به صراحت از پشتیبانی و حمایت خود از رسولش خبر میدهد و بیان میکند که این پشتیبانی به واسطۀ مؤمنان صورت گرفته است.
| آیه هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ | |
|---|---|
| ترجمه آیه | |
| مشخصات آیه | |
| بخشی از | آیهٔ ۶۲ سورهٔ انفال از جزء 10 قرآن کریم |
| محتوای آیه | |
| شأن نزول آیه | امیرالمؤمنین (ع) |
| مصادیق برای آیه | امیرالمؤمنین (ع) |
| دلالت آیه |
|
در اینکه نصرت در مورد چه کسی نازل شده و منظور از مؤمنین چه کسانی هستند، مفسران بر اساس روایات آراء و دیدگاههای مختلفی پیرامون مصداق مؤمنون در آیه بیان کردهاند. برخی معتقدند، امیرالمؤمنین(ع)، مصداق مؤمنین در آیه است چنانچه نصوص برخی روایات نیز این دیدگاه را تأیید مینماید و برخی دیگر انصار اوس و خزرج را مصداق آن دانستهاند. برخی هم همه مهاجران و انصار را مصداق مؤمنین میدانند.
روشن است که حمایت خداوند از رسولش به واسطۀ امیرالمؤمنین(ع)، فضیلتی بسیار عظیم است که هیچ یک از صحابه از آن برخوردار نیست، در نتیجه این آیه به صراحت بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد و به حکم قاعده عقلی قبح تقدم مفضول بر فاضل، دلیلی محکم بر اثبات ولایت و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) به شمار میرود.
با این حال برخی مخالفین همچون ابن تیمیه مناقشات و اشکالاتی را به سند و دلالت احادیث وارد ساخته و دلالت آیه بر امامت آن حضرت را منکر شدهاند.
شرح و تفسیر
مصداق مومنین از منظر مفسران
در اینکه در آیه شریفه، نصرت در مورد چه کسی نازل شده و منظور از مؤمنین چه کسانی هستند، مفسران بر اساس روایات آراء و دیدگاههای مختلفی پیرامون مصداق مؤمنون در آیه بیان کردهاند که در اینجا به سه دیدگاه عمده اشاره میکنیم
- بر اساس برخی روایات نقلشده از مفسران شیعه [۲] و اهل سنت [۳] واژه «مؤمنان» در این آیه به امام علی(ع) اشاره دارد و این آیه یکی از آیات بیانکننده فضایل آن حضرت به شمار میرود. به گفته برخی مفسرین، آیه نصرت به تمامی یاران پیامبر(ص) اشاره دارد، اما امیرالمؤمنین(ع) برجستهترین مصداق آن است [۴] و براساس روایات [۵] ثبتِ نامِ امام آن حضرت بر عرش، به حکم عقل، نمایانگر برتری و شایستگی ایشان برای جانشینی پیامبر اکرم(ص) است.[۶].
- برخی دیگر از مفسرین مراد از مؤمنان در آیه نصر را انصار (اوس و خزرج) دانسته و به دشمنی و جنگهای میان این دو قبیله اشاره کرده و معتقدند این دیدگاه از بیان امام باقر(ع) گرفته شده است.[۷]. طبرسی، نویسنده مجمع البیان، این نظر را پذیرفته و آن را نظر اکثر مفسران دانسته است.[۸].
- دسته دیگر، منظور از مؤمنان در این آیه را همه مهاجران و انصار دانسته که پیامبر اکرم(ص) را یاری کردند. [۹].[۱۰].
نکات مهم
- اوّل: هر چند أبو هریره صریحاً این روایت را به پیامبر اسلام(ص) نسبت نمیدهد؛ ولی با توجّه به جمله «مَکْتُوبٌ عَلَی الْعَرْشِ» معلوم میشود که از پیامبر شنیده است؛ زیرا او نمیتواند چنین ادّعایی داشته باشد.
- دوم: شأن نزول آیات قرآن بر دو قسم است:
- نخست، شأن نزولهایی که منحصر به فرد و در مورد یک نفر است، مثل آیه «اکمال دین» و «آیه ولایت» و مانند آن، که منحصراً در مورد حضرت علی(ع) است و شامل هیچکس دیگر نمیشود.
- دیگر، شأن نزولهایی که منحصر به یک فرد نیست و شامل افراد متعدّدی میگردد، ولی یک فرد شاخص و مصداق أکمل دارد که معمولًا از او نام برده میشود، مانند آیه نصرت که در مورد خصوص علی(ع) نیست؛ ولی آن حضرت مصداق أکمل و فرد شاخص آنهاست.[۱۱].
آمادگی با تمام قوا
برای روشنتر شدن تفسیر آیه نصرت لازم است از آیه شریفه ۶۰ تا ۶۳ سوره انفال تفسیر شود: ﴿وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ﴾[۱۲].
این آیه شریفه برای تمام مکانها، زمانها، کشورها و ادوار تاریخ الهام بخش است؛ زیرا از اسلحه خاصّی سخن نمیگوید که با گذشت زمان از رده خارج شود، بلکه تعبیر به «قوّه» میکند، یعنی مسلمانان برای حفظ آمادگی خویش باید از هر سلاحی کمک بگیرند، در هر عصر و زمان باید مجهّز به پیشرفتهترین سلاحهای نظامی دنیا باشند، کلمه «قوّه» حتّی سلاحهای دیگر، غیر از سلاحهای جنگی را هم شامل میشود؛ مثلًا وسایل تبلیغاتی که نیرویی قوی برای نابودی دشمن بشمار میرود نیز مشمول «قوّه» میباشد، همانگونه که این کلمه شامل امور اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی نیز میشود و خلاصه، هر چیزی که در نبرد با دشمن کارساز باشد و جلوی تجاوز دشمن را بگیرد و در دفاع در برابر دشمن ما را یاری کند، مشمول آیه میباشد.
﴿تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ﴾[۱۳]: در این قسمت از آیه هدف از تهیّه نیرو و سلاحهای جنگی چنین بیان شده است: هدف از این آمادگی، نابودی انسانها و ویرانی جهان و قتل و غارت بیچارگان و محرومان نیست! بلکه هدف دفاع مشروع است. باید تمام نیروها و سلاحها را در اختیار داشت تا دشمن جرأت حمله نکند، بلکه خیال حمله را نیز در سر نپروراند؛ چون ستمگران و ظالمان همیشه به کشورها و افراد ضعیف و ناتوان حمله میکنند و قوّت و قدرت، عاملِ بازدارنده آنها از تجاوز و جنگ است. بالا بردن توان نظامی برای إرهاب و ترساندن دشمن است، هم دشمنان خداوند و هم دشمنان خودتان، هم دشمنان ظاهر و آشکار و هم دشمنان پنهان و مخفی. بنابراین، هدف از افزایش قدرت نظامی باید دفاع منطقی و مشروع در برابر تجاوزهای احتمالی باشد.
﴿وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ﴾[۱۴]: بدون شک تقویت بنیه دفاعی اسلام و بالا بردن توان نظامی ارتش اسلام و بهکارگیری پیشرفتهترین سلاحهای نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی، اخلاقی، اجتماعی و مانند آن، هزینه زیادی خواهد داشت، که مسلمانان باید آن را تأمین کنند؛ ولی از آنجا که این هزینهها در راه خدا مصرف میشود، خداوند متعال آن را بهطور کامل به شما بازخواهدگرداند و بدون شک در این معامله ضرر نخواهید کرد.
﴿وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾[۱۵]: هر چند مسلمانان موظّف هستند از تمام توان و نیروی خویش استفاده کنند و بنیه نظامی خویش را بالا ببرند، ولی اگر دشمن دست دوستی به سوی آنان دراز کند، مسلمانان دست آنها را به گرمی میفشارند، و اگر آنها دعوت به صلح کنند، مسلمانان اصراری بر جنگ نخواهند داشت. این آیه شریفه جواب مناسبی است برای افراد لجوج و عنودی که اصرار دارند از اسلام یک چهره خشن و جنگ طلب معرّفی کنند؛ زیرا اگر اسلامدین خشونت و شمشیر باشد هرگز دعوت به صلح نمیکند و دستی که به عنوان صلح دراز شده را با گرمی نمیفشارد؛ سپس به مسلمانان هشدار میدهد: ﴿وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ﴾[۱۶]: اگر چه اسلام دعوت به صلح میکند و به دعوت صلح دشمن پاسخ مثبت میدهد، ولی به مسلمانان هشدار میدهد که مواظب مکر و فریب دشمن باشند و حتّی به هنگام صلح هم توان نظامی و قدرت دفاعی را در حدّ بالایی حفظ کنند، تا اگر دشمن مکر و حیله کرد، مسلمانان غافلگیر نشوند؛ مثل اینکه دشمن در موقعیّت ضعیفی قرار گرفته و برای تجدید قوای نظامی خویش و سازماندهی جدید آنها، پیشنهاد صلح دروغین میکند و مدّتی مسلمانان را سرگرم گفتوگوهای صلح مینماید تا پس از آمادگی مجدّد ضربهای بر مسلمانان وارد سازد؛ در اینجا اگر مسلمانان توان نظامی خویش را، حتّی به هنگام صلح حفظ کنند، غافلگیر نخواهند شد و توطئه دشمن را دفع میکنند. حضرت علی(ع) نیز در فرمان مالک اشتر، پس از این که به فرمانده شجاع خویش توصیه میکند از هر موقعیّتی که جهت صلح پیش میآید استفاده نماید، به او هشدار میدهد که در هنگام صلح نیز از توطئههای دشمن غفلت نکند.
خداوند سپس در پایان آیه میفرماید: (اگر بخواهند تو را فریب دهند) خداوند برای تو کافی است؛ او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد: ﴿وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾[۱۷]. ای پیامبر ما! خداوندی پشتیبان توست که بین قلبهای متفرّق و از هم جدای مؤمنان الفت ایجاد کرده است، دلهایی که آن قدر با هم عداوت و دشمنی داشتند که اگر تمام ثروت روی زمین را خرج میکردی، قادر بر تألیف قلوب آنها نبودی! ولی خداوند عزیز و حکیم این کار را انجام داده است و این نعمت بسیار بزرگی برای تو و همه مسلمانان است.
دفاع از اسلام با تمام توان
در آیات ذکر شده اهمّیّت فوقالعاده علی(ع)، در سایه حمایت از پیامبر(ص) به دست میآید. امیر المؤمنین(ع) این موقعیّت ممتاز را در سایه تلاش برای دفاع از رهبری مسلمانان کسب کرد. در لحظاتی که اسلام در لبه پرتگاه و در آستانه سقوط بوده، علی(ع) را در میدان میبینیم که با تمام نیرو به دفاع از اسلام میپردازد. مثلًا در جنگ احُد که همه فرار کرده بودند علی(ع) به تنهایی مشغول مبارزه با دشمن میشود، علی از پیامبر(ص) خبری ندارد، ولی میداند که پیامبر کسی نیست که پشت به جبهه کند. بدین جهت همانطور که مشغول جنگ است به دنبال پیامبر(ص) نیز میگردد، حضرت را در گوشهای از میدان جنگ مییابد که دندان مبارکش شکسته و از پیشانیاش خون جاری است، پروانهوار به دور محبوبش میچرخد و یکّه و تنها از پیامبر اسلام(ص) و کیان اسلام دفاع میکند، و زخمهای فراوانی برمیدارد[۱۸]. شیعیان آن حضرت نیز باید با جان، مال، اخلاق، حُسن معاشرت، محبّت، علم و دانش و خلاصه، تمام استعدادها و توان خویش از اسلام دفاع کنند، تا ان شاء اللَّه فردای قیامت سرافراز باشند و شرمنده پیامبر(ص) و علی(ع) نگردند[۱۹].
دلالت آیه
افضلیت و امامت امیرالمومنین(ع)
علّامه حلّی مینویسد: از طریق ابونعیم از ابوهریره روایت شده است که] گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «بر عرش نوشته شده خدایی جز اللّه نیست. او واحد و بدون شریک است و محمّد بنده و رسول من است. او را به واسطۀ علی بن ابیطالب پشتیبانی کردم و آن قول خدای تعالی در کتاب خود است که میفرماید: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ﴾ یعنی با علی بن ابی طالب. و این از عظیمترین فضائلی است که برای غیر او حاصل نشده، پس او امام است»[۲۰].[۲۱]. لذا آیه به صراحت بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد و به حکم قاعده عقلی قبح تقدم مفضول بر فاضل، دلیلی محکم بر اثبات ولایت و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) به شمار میرود.[۲۲].
منابع
پانویس
- ↑ «اوست که تو را با یاری خود و مؤمنان حمایت و پشتیانی کرد». سوره انفال، آیه ۶۲.
- ↑ نک: به: بحرانی، البرهان فی تقسیر القرآن، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۷۰۷؛ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش، ص۳۱۲.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۰۰؛ قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۸۲؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۹۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۳۶۰؛ گنجی، کفایة الطالب، ۱۴۰۴ق، ص۲۳۴؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۷۳؛ محبالدین طبری، ذخائر العقبی، ۱۳۵۶ق، ص۶۹؛ حموی جوینی، فرائد السمطین، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۲۳۶.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۱۳-۳۰۷.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۰۰؛ قتدوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۸۲؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۹۲.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۱۳-۳۰۷.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۵، ص۱۵۱.
- ↑ طبرسی، محمد بن الحسن، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۸۹.
- ↑ طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۹، ص۱۳۲.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۱۳-۳۰۷.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۳۰۷ ـ ۳۱۴.
- ↑ «و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید» سوره انفال، آیه ۶۰.
- ↑ «... که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد» سوره انفال، آیه ۶۰.
- ↑ «و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.
- ↑ «و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست» سوره انفال، آیه ۶۱.
- ↑ «و اگر بخواهند تو را فریب دهند بیگمان خداوند تو را بسنده است؛ هموست که تو را با یاوری خویش و با مؤمنان پشتیبانی کرد» سوره انفال، آیه ۶۲.
- ↑ «و دلهای آنان را با هم پیوستگی داد ؛ اگر همه آنچه را در زمین است میبخشیدی میان دلهای آنها پیوستگی نمیدادی اما خداوند ایشان را با هم پیوستگی داد؛ بیگمان او پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۳.
- ↑ نور الابصار، ص ۹۷- ۹۶.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۳۰۷ ـ ۳۱۴.
- ↑ البرهان الثالث والعشرون قوله تعالی: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ﴾. من طریق أبینعیم، عن أبیهریرة، قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه وآله و سلّم: «مکتوب علی العرش: لا إله إلّااللّه وحده لا شریک له، محمّد عبدی ورسولی، أیّدته بعلیّ بن أبیطالب، وذلک قوله تعالی فی کتابه: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ﴾، یعنی علیّ بن أبیطالب». و هذه من أعظم الفضائل التی لم تحصل لغیره، فیکون هو الإمام، منهاج الکرامة، ص۱۳۴.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۹۹-۱۰۰.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۹۹-۱۰۰.