اخبات در عرفان اسلامی
اخبات، آرامش پس از اضطراب
یکی از منازل سیر و سلوک، منزل «اخبات» است که در قرآن به آن اشاره شده است. اخبات اطمینان و آرامشی است که پس از اضطراب و نگرانی بر روان و دل سالک مسلط میشود. این حالت زمانی رخ میدهد که سالک پس از ورود در منزل خشوع قلبی و بدنی که از اخیر به خضوع نیز یاد میشود، با ذکر الهی و عنایت خدایی از هرگونه ترس و اضطراب تردیدافکن خارجی به آرامش، سکون و اطمینان الهی دست مییابد و منادی به ندای ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ﴾[۱] میشود. در این حالت، قلب سالک، در اوج خشوع، خضوع و تواضع است و خشیت عالمانه از خدا، نوعی خوف و رجا را در دل میافکند که ظهور و غلبه با رجا و امید به رحمت الهی و بشارت الهامی است. پس از هرگونه تفرقه و پراکندگی بیرون آمده و همان رودی خروشان در اقیانوس بیکران آرام میگیرد و سکونت و آرامش میرسد. نتیجه این حالت قلب، حیرت مثبتی است که در برابر عظمت کبریایی پیش آمده است. از این روست که برخی این حالت را فروتنی حیران از عظمت دانستهاند[۲].
معنای لغوی اخبات
اخبات برگرفته از ماده «خبت» به معنای زمین دارای ویژگی و خصوصیاتی چون هموار، دشت گسترده و پهناور، سخت و مطمئن و دارای ریگ و بدون گیاه است[۳]. همچنین آتشی که به خاموشی گراید، «خبت» میگویند. خدا میفرماید: ﴿كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا﴾[۴]. پس هر خاموشی را خبت نمیگویند، بلکه خاموشی پس از «گُر» گرفتن است. از این روست که به اطمینان، سکون، آرامش و آرام گرفتن کسی یا چیزی پس از اضطراب و حرکت شدید، «اخبات» اطلاق میشود. البته به آرامشی که بدون اضطراب و ترس همراه باشد نیز «اخبات» میگویند[۵].
البته مرتبهای ترس مثبت در اخبات هماره هست و اینگونه نیست که اهل اخبات فاقد هرگونه ترسی باشند؛ زیرا خشیت که ترسی عالمانه نسبت به عظمت خدا است، هماره در دل و جان مؤمنان قرار دارد[۶]. خدا در قرآن نیز درباره ویژگیهای اهل اخبات میفرماید: ﴿وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ﴾[۷]؛ چراکه «وجل» به ترس عالمانه و نهانی گفته میشود که از عظمت چیزی پدید میآید. ترسی که حضرت ابراهیم(ع) از گروهی فرشتگان عذاب به دل داشت را خدا به «وجل و وجس» تعبیر میکند که بیانگر خصوصیاتی چون عالمانه، نهان، موجب تشدید ضربان قلب بدون ظهور و بروز ظاهری است. وجس همان ترس و هراس نهان در دل است که صدای آدمی را به نرمی و آهستگی سوق میدهد.
خدا درباره حضرت ابراهیم(ع) گاه با استفاده از واژه «وجل» میفرماید: ﴿إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ﴾[۸]. اینکه سخن حضرت ابراهیم(ع) در دل بود نه آنکه بر زبان آورده باشد؛ زیرا در جایی دیگر آمده که ایشان در پاسخ سلام فرشتگان، سلام گفت[۹]؛ ولی هنگامی که خوراکی نزد آنان آورد و ایشان از آن نخوردند، ترس درونی و نهان در دل از ایشان پدید کرد. در اینجا است که قرآن از همان «وجل» به «وجس» تعبیر میکند و میفرماید: ﴿وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً﴾[۱۰].
خدا در آیات ۱۶ سوره طه و ۲۸ سوره ذاریات، از ترس نهان و آگاهانه حضرت موسی(ع) به وجس و ایجاس تعبیر کرده و فرموده است: ﴿فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسَى﴾[۱۱]. پس وجس و وجل نوعی ترس آگاهانه نهانی است، با این تفاوت که وجس با نوعی ضربان و تپش قلبی همراه است. خدا در آیه ۵۴ سوره حج پس از ذکر خصوصیت وجل برای اهل اخبات، به صفت و خصوصیتی دیگر یعنی عالمانه بودن اشاره کرده و میفرماید: ﴿وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ﴾[۱۲].
البته برخی خصوصیت دیگری را برای اهل اخبات بیان کرده و گفتهاند که از ویژگیهای آنان، صبر و شکیبایی بر مصیبت است؛ زیرا دلهای محکم و استوار شده به ذکر الهی، نسبت به مصیبتها آرام است و تحت تأثیر بحران و ناملایمات از آرامش و اطمینان و سکون بیرون نمیآید. خداوند میفرماید: ﴿وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾[۱۳]. این در صورتی است که صابرین عطف به الذین باشد؛ اما اگر عطف به مختبین باشد دیگر چنین تفسیر و برداشتی نادرست خواهد بود. همچنین اگر این تفسیر را بپذیریم باید به دو خصوصیت دیگر یعنی اقامه نماز و انفاق نیز به عنوان خصوصیات مختبین اشاره کنیم. به نظر میرسد که صابرین عطف به مختبین باشد، یعنی به مختبین و صابرین و اقامهکنندگان نماز و انفاقکنندگان بشارت ده! باید توجه داشت واژه «خبت و اخبات» در ادبیات و فرهنگ عربی و اسلامی در معانی دیگر چون تسلیم، خضوع، خشوع، نرمی، تواضع و فروتنی و نیز اطمینان در مقابل اضطراب، نگرانی، تردید و تزلزل به کار رفته است[۱۴].
محققان بر این باورند که واژه اخبات به سبب ریشه آن و ویژگیهای باب افعال به معنای خضوع و خشوع مستمر و پایدار است[۱۵].
به نظر میرسد با توجه به کاربردهای این واژه در معنای «سکون و استقامت و دلشکستگی و انابه و اطمینان برخاسته از شوق» (فرهنگهای مختلف و تفاسیر شیعی و سنی)، بتوان گفت که اخبات به معنای نزول در محیطی گسترده و هموار است به گونهای که شخص در آن استقرار یافته و از هرگونه اضطراب و انحراف و اختلاف و تردید رهایی یافته باشد. لازمه چنین حالت روحی و روانی چیزی جز حقیقت ایمان و تسلیم و اطمینان نیست[۱۶].
مفسران تفسیر نمونه بر این باورند که ارتباط میان اطمینان و خضوع با معنای زمین هموار و فراخ در این است که راه رفتن در زمین هموار و گسترده همراه با اطمینان است و گویا چنین زمینی زیر پای رهروان خویش خاضع و تسلیم است[۱۷]. اخبات به معنای حقیقت و باطن ایمان است و لذا کسی که به این مقام دست یابد به حقیقت ایمان دست یافته و انسانی مطمئن و دارای ثبات عقیده و آرامش میباشد که هیچگونه خوف و حزن ندارد و تسلیم محض خداست و مرضی و راضی در برابر وی و محبوب خداوند است، از این رو در ادعیه اسلامی و روایاتی که از امامان معصوم نقل شده آن را مقامی با ارزش بسیار دانسته و خواهان دستیابی به آن میشوند. از امیرمؤمنان علی(ع) در دعای ختم قرآن روایت شده که آن حضرت چنین درخواستی از خداوند میکند: ««اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِخْبَاتَ الْمُخْبِتِينَ»[۱۸]؛ «خداوند از تو درخواست مقام اخباتی دارم که از آن مخبتان است». در قرآن در سه آیه، هود آیه ۲۳ و حج آیه ۳۴ و ۵۴ به مقام مخبتین اشاره شده و صفات آنان تبیین گردیده است.
مفسران با توجه به این آیات، اخبات را اطمینان به خدا دانستهاند که به واسطه آن ایمان شخص هرگز متزلزل و سست نمیشود و همانند زمینی سخت و محکم در آنجا استقرار یافته است[۱۹]. چنین شخصی دارای نوعی خشوع و خضوع و حالتی استمراری از انابه و تضرع است به گونهای که هرگز از خدا منقطع نمیشود و دمی از او غافل نمیگردد. کسی است که تنها در اندیشه پروردگار و عمل برای رضای اوست و برای عبادت او از همگان بریده و به وی پیوسته است[۲۰].
مخبتان، مؤمنانی متواضع و خاشع هستند که در برابر خدا تسلیم قلبی محض و مطلق هستند و بیچون و چرا و بدون قید و شرطی در برابر فرمانش فروتنی مینمایند و بدان عمل میکنند. برخی از مفسران با توجه به آیه ۲۳ سوره هود که میفرماید: ﴿وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ﴾[۲۱]، بر این باورند که مخبتان به حالتی قلبی و معنوی دست مییابند که قبول ایمان و عمل را میبایست در این حالت دانست و بیوجود این حالت روحی و روانی در انسان نمیتوان از درستی ایمان و قبولی عمل سخن گفت. از این رو این دسته از مفسران معتقدند که بیاخبات نمیتوان ایمان و عمل را کامل دانست و شرط کارساز بودن ایمان و عمل را میبایست در اخبات جست که بدان شخص وارد بهشت برین میشود[۲۲]. از آنجا که اسلام جز تسلیم در برابر خدا نیست و این تسلیم برخاسته از بینش و نگرش خاصی در انسان میباشد که در حوزه عمل به شکل عمل به آموزههای وحیانی ظهور میکند، حقیقت تسلیم را اخبات دانستهاند و گفتهاند که تسلیم و اخبات یکی هستند و برای تأیید نظر خویش به این روایت امام صادق(ع) اشاره میکنند که میفرماید: «أَ تَدْرُونَ مَا التَّسْلِيمُ... هُوَ وَ اللَّهِ الْإِخْبَاتُ»[۲۳]؛ «آیا میدانید که تسلیم چیست؟... به خدا سوگند تسلیم همان اخبات است»[۲۴].
اخبات در عرفان قرآنی
«اخبات» یک حالت عرفانی است که در قرآن به آن اشاره شده است. حالتی است که مؤمن عالمانه در برابر عظمت خدا به درجهای از اطمینان، آرامش و سکون میرسد که خشیت همچنان او را به سمت خوف و رجا سوق میدهد و کاری میکند که بیرون از تسلیم در برابر عظمت و جلال خدا باشد[۲۵]. عارفان، اخبات را یکی از ابواب دهگانه کمال باطن شمردهاند که پس از قطع دلبستگیها و برطرف شدن همه موانع و اصلاح و تزکیه همه قوای نفسانی به روی سالک گشوده میشود[۲۶]. برخی از عارفان آن را مرحله نخست طمأنینه دانستهاند که سالک در آن مرحله به مقام امن و انس و سکون پروردگار میرسد به گونهای که از برگشت دلبستگیهای نفسانی و پریشان احوالی و تردید در قصد و سیر و سلوک الی الله و لقای او در امان میماند و در انس و سکون الهی قرار میگیرد[۲۷].
برخی از عارفان برای اخبات سه درجه و مرتبه گفتهاند: درجه نخست آن عصمت است که همان نور برهان الهی است و جای ظلمت شهوت مینشیند و اراده الهی که جای غفلت و حقطلبی و شوق به او که جای راحتطلبی را در دل سالک میگیرد بهگونهای ریشه شهوتپرستی و راحتطلبی و غفلت بهطور کامل از دل وی کنده میشود[۲۸]. سه نشانه برای این مرتبه و درجه است که نشانه نخست آنکه سالک بتواند با نیروی عصمت و نگهداری خواستهها و شهواتش را مهار و با نیروی بازدارنده از تقوا و خودسازی شهوات را مهار و مدیریت کرده و زیر سلطه خودش در بیاورد، این اولین نشانه اخبات است. نشانه دوم آنکه هر وقت غفلتی برایش پیش بیاید بتواند این غفلت را با ارادت و عشق و محبت برای خدا جبران کند و نگذارد این غفلتها بر او حاکم شده و غلبه پیدا کند. نشانه سوم آنکه آنقدر طلب در سالک شدید و یاد خدا در دل آن اندازه زنده و محکم باشد که دیگر خدا را فراموش نکند. طلب سالک را وا میدارد که همهوقت آماده و در حال حضور و یاد او باشد. بیگمان چنینطلبی نسیان و فراموشی را از بین میبرد.
مرتبه دوم آن است که سالک با اراده کامل خویش، همه اسبابی که انس الهی را از وی دور میسازد، از خود دور کند و هیچ سرگرمی از مال و اولاد و زینت دنیا او را به خود مشغول نسازد. پس سالک با خدا معامله میکند تا هیچ سببی از اسباب دنیایی و مادی او را از ارادت و شوق و محبت به خدا باز ندارد. بنابراین، با اینکه همه اسباب از زیورها و مشاغل مختلف در اختیار است او تلاش میکند تا بتواند آن جنبه ارادت الهی را حفظ کند. پس باید آنقدر قوی شده باشد که هیچ عارضهای قلبش را به وحشت نیندازد. پس حالات مختلفی از قبض و بسط و وضعیتهای روحی نباید قلبش را مضطرب کند. همچنین فتنههای ظاهری و باطنی و وسوسههای نفس نباید راه را بر او ببندد و قطع کند، هرچند که آزمایش و امتحانات مختلف برایش پیش آید باید از همه این ابتلائات و آزمونها و فتنهها سر بلند بیرون آید.
مرتبه سوم اینکه به واسطه شهود حق به مقامی دست یابد که دیگر به خلق التفاتی نکند و مدح و ذم و ستایش و نکوهش ایشان بر او تأثیری نداشته باشد. در این مقام همه خلق را کارگزاران و عمال خدا دانسته و با دیده الهی به خلق مینگرد. پس سرزنش را همیشه باید در خود داشته باشد و نقصان خلق را نسبت به مرتبه خودش نبیند و دیگران را از خود پایینتر نداند و دیگران را بهتر و برتر از خود بداند[۲۹].
با نگاهی به سخنان عارفان باید گفت که از نظر ایشان، اخبات در اصطلاح عرفانی دارای دو جنبه است:
- جنبه رحمت و رجا که اخبات با این نگاه، انس و سکون به پروردگار بهشمار میرود که بهواسطه نیروی شوق و جذبه بهسوی او حاصل شده است[۳۰].
- جنبه خوف و خشیت که اخبات با این دید، عبارت از انکسار دل و خشوع و فروتنی در مقام تضرع و تخشع به حضرت کبریایی - جلّت عظمته است[۳۱].[۳۲]
ویژگیهای مخبتان
چنانکه گفته شد اخبات ارتباط تنگاتنگی با ایمان و عمل صالح دارد و از این رو «مخبت» همان کسی است که به ایمان و عمل صالح پایبند بوده و در مقام تسلیم نشسته است. خداوند میفرماید: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ﴾[۳۳]. به هر حال گروه مخبتان گروهی خاص از مؤمنان هستند که اعمال ایشان صالح و چشم و گوش آنان به حقایق هستی بصیر، بینا و شنوا بوده و از کوری و کری پاک و مبرا است. این تفاوت چنان روشن و آشکار است که نمیتوان دو گروه را همانند دانست[۳۴].
آنان در برابر خدا متواضع و فروتن و مطمئن به پروردگار و اهل دانش هستند[۳۵]. این دانش ایشان همراه بصیرتی است که برخاسته از دانش و بصیرت الهی است و خداوند است که به طور مستقیم به ایشان حقایق را نشان میدهد. پس علم و دانش ایشان به تعلیم الهی و از مصادیق علم نوری است. از این روست که قرآن آنان را کسانی شمرده است که دارای بینهای از سوی پروردگارشان هستند که آنان را میپروراند[۳۶]. همچنین، مخبتان انسانهایی با دلی سالم و قلبی نرم در برابر حق و حقیقت هستند: ﴿فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ﴾[۳۷]. ایشان در برابر عزت پروردگار در خود احساس ذلت و خواری میکنند و دلهایشان همانند زمینی هموار، عبودیت حق را پذیرفته و خاشعانه و فروتنانه همه آموزههای حق را در دل و جان و پوستشان به جریان میاندازند. آنان کسانی هستند که هرگز ستم نمیورزند و از آنجا که به طور کامل به روز جزا ایمان و اطمینان دارند از حقوق شخصی خویش گذشته و در صدد انتقام برنمی آیند و همه اعمال و رفتارشان بر پایه تسلیم محض به خداوند انجام میشود[۳۸].
با توجه به آیه ۳۴ و نیز آیات پیش و پس از آن در سوره حج میتوان گفت که آنان به هنگام یادکرد خداوند دارای دلی ترسان هستند و از وی خشیت دارند؛ و بر بلاها و مصیبتهایی که در راه خدا و طاعت وی بر ایشان وارد میشود، صبر و شکیبایی میورزند؛ و در برابر مشکلات استقامت دارند و همه چیز غیر از خدا را حقیر میشمارند؛ و خود را در برابر حق حقیر میدانند. نماز را به درستی و راستی به پا میدارند و از آنچه روزیشان شده به دیگران انفاق میکنند. پس در حوزههای عبادت فردی و اجتماعی هماره پیشگام بوده و سرآمد این امور هستند و هرگز از اطاعت و تسلیم الهی سرباز نمیزنند. جلال و عظمت الهی دلهای آنان را چنان خاشع و تن ایشان را خاضع کرده که هیچ تکبر و علو در آن راه نمییابد و تسلیم محض پروردگار خویش هستند.
به سخن دیگر، در اوصاف مخبتان باید گفت ایشان پذیرای توحید و نفی هرگونه شرک[۳۹]، هراسان و ترسان آگاهانه و خشیت شدید از جلال و جبروت خدا[۴۰]، تسلیم محض در برابر خدا[۴۱]، اهل اقامه نماز[۴۲]، انجام اعمال و مناسک حج با حفظ حدود و مقررات آن[۴۳]، انفاقکنندگان در راه خدا[۴۴]، انسانهایی بینا و بصیر به حقایق عالم هستی[۴۵]، انسانهایی حقشنو و شنوا به حقایق عالم هستی[۴۶]، دارای بینش، دانش و معرفت به حق و خداوند تبارک و تعالی[۴۷] در شریعت مطیع و ذاکر خدا حتی در هنگام ذبح حیوان[۴۸]، انسانهایی صبور و شکیبا در برابر مشکلات و ناملایمات[۴۹]، دارای علوّ مقام، برتر و بالاتر از غیر مخبتان[۵۰] و مانند آنها هستند[۵۱].
منابع
پانویس
- ↑ «ای روان آرمیده!» سوره فجر، آیه ۲۷.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۹۱.
- ↑ مفردات راغب، ص۲۷۲؛ قاموس محیط، ج۱، ص۲۴۶؛ لسان العرب، ج۴، ص۹؛ التحقیق، ج۳، ص۸.
- ↑ «هرگاه (زبانه آتش آن) فرو نشیند برای آنان آتش را میافزاییم» سوره اسراء، آیه ۹۷.
- ↑ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی؛ ذیل واژه خبت؛ المیزان، ج۱۰، ص۱۹۳.
- ↑ ﴿وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ﴾ «و همچنین از مردم و جنبندگان و چهارپایان که با رنگهای گونه گونند؛ از بندگان خداوند تنها دانشمندان از او میهراسند، بیگمان خداوند پیروزمندی آمرزنده است» سوره فاطر، آیه ۲۸.
- ↑ «و فروتنان را نوید ده * همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود» سوره حج، آیه ۳۴-۳۵.
- ↑ «هنگامی که بر او وارد شدند و درودی گفتند (ابراهیم) گفت: ما از شما هراسانیم» سوره حجر، آیه ۵۲.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ﴾ «و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.
- ↑ «و از ایشان هراسی در دل نهاد» سوره هود، آیه ۷۰.
- ↑ «پس، موسی در خویش ترسی یافت» سوره طه، آیه ۶۷.
- ↑ «و تا کسانی که دانش یافتهاند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد» سوره حج، آیه ۵۴.
- ↑ «و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره حج، آیه ۳۵.
- ↑ مفردات راغب، ص۲۷۲؛ المیزان، ج۱۰، ص۱۹۳.
- ↑ الفروق اللغویه، ابی الهلال العسکری، ص۲۵؛ اساس اللغه، زمخشری، ص۱۰۲.
- ↑ التحقیق، مصطفوی، ج۳، ص۹.
- ↑ نمونه، ج۱۴، ص۱۰۳.
- ↑ بحارالانوار، ج۸۹، ص۲۰۶.
- ↑ المیزان، ج۱۰، ص۱۹۳.
- ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۲۳۰.
- ↑ «و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند» سوره هود، آیه ۲۳.
- ↑ تفسیر راهنما، ج۸، ص۶۱؛ تفسیر نور، ج۵، ص۲۹۳؛ تفسیر فرقان، ج۱۱ و ۱۲، ص۲۶۸.
- ↑ کافی، ج۷، ص۲۶۸.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۹۱ ـ ۹۶.
- ↑ ﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ﴾ «آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.
- ↑ شرح منازل السائرین، ص۲۷ و ۱۱۰.
- ↑ شرح منازل السائرین، ص۲۷ و ۱۱۰.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ﴾ «و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.
- ↑ شرح منازل السائرین، ص۱۱۶-۱۱۹.
- ↑ شرح منازل السائرین، ص۱۱۶.
- ↑ فرهنگ معارف اسلامی، ج۱، ص۱۰۲.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۹۶ ـ ۹۸.
- ↑ «بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند» سوره هود، آیه ۲۳.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾ «بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند * داستان این دو دسته چون نابینا و ناشنوا و بینا و شنواست؛ آیا در مثل برابرند؟ آیا پند نمیگیرید؟» سوره هود، آیه ۲۳-۲۴.
- ↑ ﴿وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾ «و تا کسانی که دانش یافتهاند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد و بیگمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.
- ↑ ﴿أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ﴾ «پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند» سوره هود، آیه ۱۷.
- ↑ «آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد» سوره حج، آیه ۵۴.
- ↑ ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ﴾ «و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.
- ↑ ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ «و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده * همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره حج، آیه ۳۴-۳۵.
- ↑ ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ «و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده * همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره حج، آیه ۳۴-۳۵.
- ↑ ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ «و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده * همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره حج، آیه ۳۴-۳۵.
- ↑ ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ «و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده * همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره حج، آیه ۳۴-۳۵.
- ↑ ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ «و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده * همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره حج، آیه ۳۴-۳۵.
- ↑ ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ «و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده * همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره حج، آیه ۳۴-۳۵.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾ «بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند * داستان این دو دسته چون نابینا و ناشنوا و بینا و شنواست؛ آیا در مثل برابرند؟ آیا پند نمیگیرید؟» سوره هود، آیه ۲۳-۲۴.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾ «بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند * داستان این دو دسته چون نابینا و ناشنوا و بینا و شنواست؛ آیا در مثل برابرند؟ آیا پند نمیگیرید؟» سوره هود، آیه ۲۳-۲۴.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾ «بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند * داستان این دو دسته چون نابینا و ناشنوا و بینا و شنواست؛ آیا در مثل برابرند؟ آیا پند نمیگیرید؟» سوره هود، آیه ۲۳-۲۴.
- ↑ ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ﴾ «و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.
- ↑ ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ «و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده * همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره حج، آیه ۳۴-۳۵.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾ «بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند * داستان این دو دسته چون نابینا و ناشنوا و بینا و شنواست؛ آیا در مثل برابرند؟ آیا پند نمیگیرید؟» سوره هود، آیه ۲۳-۲۴.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۹۸ ـ ۱۰۰.