ام‌سنان اسلمیه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

از زنان صحابی و از بانوان شجاع روزگار خود بود. او پس از هجرت، مسلمان شد و با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرد. گوید: هنگامی که برای بیعت به حضور پیامبر اکرم(ص) رفتم و با ایشان بیعت کردم، به دستم نگریستند و فرمودند: چه مانعی دارد که هر یک از شما ناخن‌های خود را بگیرد و دست خود را اندکی حنا بندد[۱]. ام‌سنان در جنگ‌هایی سپاه اسلام را یاری کرد. خود گوید: هنگامی که پیامبر اکرم(ص) می‌خواست به جنگ خیبر برود، پیش ایشان رفتم و گفتم: آیا می‌توانم همراه شما بیایم و مشک‌های آب را پینه زنم و بدوزم، بیماران را مداوا کنم، اگر افرادی زخمی شدند، زخم‌بندی کنم و از بار و بنه آنان دیده‌بانی کنم؟ آن حضرت فرمودند: در پناه لطف و برکت خدا بیا! بانوان دیگری هم از قوم خودت و جز ایشان در این باره با من گفتگو کرده‌اند و به آنان نیز اجازه داده‌ام. اینک اگر می‌خواهی همراه قوم خودت باش و اگر می‌خواهی همراه ما باش! گفتم: می‌خواهم همراه شما باشم. فرمود: پس همراه همسرم ام‌سلمه باش! من همراه او در جنگ خیبر شرکت کردم[۲].

ام‌سنان جنگ خیبر و چگونگی فتح نطاة و پیروزی مسلمانان را شرح می‌دهد و می‌افزاید: چون خیبر فتح شد، پیامبر اکرم(ص) چیزی از غنایم را به ما اختصاص دادند. به من چند مهره و چند زیور نقره دادند که از غنایم به دست آمده بود و همچنین قطیفه‌ای فدکی، بردی یمانی، مقداری پارچه مخمل و دیگی مسی نیز به من دادند. در این جنگ من گروهی از سپاهیان را که زخمی شده بودند، با دارویی که فقط پیش خاندان ما بود، معالجه می‌کردم و آنان به سرعت بهبود می‌یافتند. من همراه ام‌سلمه به مدینه برگشتم. هنگامی که می‌خواستیم وارد مدینه شویم، من سوار یکی از شتران رسول الله(ص) بودم. ام‌سلمه گفت: این شتر را هم رسول الله(ص) به تو بخشیدند. گوید: خدا را سپاس گفتم و با آن شتر به مدینه آمدم و آن را به هفت دینار فروختم. خداوند متعال در این سفر برای من خیر و برکت فراوان قرار داد[۳]. زنان علاوه بر حضور مستقیم در صحنه‌های نبرد برای تدارک نیازمندی‌ها و یاری سپاه مسلمانان، هر آنچه داشتند، در طبق اخلاص می‌گذاشتند. بسیاری از آنان به میزان توانایی خود به مجاهدان کمک می‌کردند. ام‌سنان گوید: در خانه عایشه دیدم پارچه‌ای جلوی رسول خدا(ص) انداخته‌اند که در آن دست‌بندها، بازوبندها، خلخال‌ها، گردن‌بندها و انگشترهایی بود که زنان فرستاده بودند تا سپاه مسلمانان را یاری دهند[۴]. ام‌سنان در نماز جمعه و نمازهای عید فطر و قربان نیز با دیگر مسلمانان حاضر می‌شد، خود گوید: «كُنَّا نَخْرُجُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ الْجُمُعَةَ وَ الْعِيدَيْنِ»[۵] ام‌سنان از رسول الله(ص) روایت کرده و از او ابن عباس و دخترش ثبیتة بنت حنظله اسلمی روایت کرده‌اند[۶].[۷]

منابع

پانویس

  1. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۱۱؛ اسدالغابه، ج۳، ص۳۴۸؛ تجرید الاسماء، ج۲، ص۳۲۳؛ الثقات، ج۳، ص۴۶۴؛ اعلام النساء، ج۲، ص۲۶۲.
  2. المغازی، ج۲، ص۵۲۴؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۱۱؛ اعلام النساء، ج۲، ص۲۶۲.
  3. المغازی، ج۲، ص۵۲۴.
  4. مغازی واقدی، ج۳، ص۷۵۵.
  5. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۱۲؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۴۸؛ الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۴، ص۱۹۴۱.
  6. الاستبصار، ج۲، ص۲۰۷؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۱۲؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۴۸؛ الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۴، ص۱۹۴۱.
  7. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۳۰۳ ـ ۳۰۴.