امسنان اسلمیه
مقدمه
از زنان صحابی و از بانوان شجاع روزگار خود بود. او پس از هجرت، مسلمان شد و با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرد. گوید: هنگامی که برای بیعت به حضور پیامبر اکرم(ص) رفتم و با ایشان بیعت کردم، به دستم نگریستند و فرمودند: چه مانعی دارد که هر یک از شما ناخنهای خود را بگیرد و دست خود را اندکی حنا بندد[۱]. امسنان در جنگهایی سپاه اسلام را یاری کرد. خود گوید: هنگامی که پیامبر اکرم(ص) میخواست به جنگ خیبر برود، پیش ایشان رفتم و گفتم: آیا میتوانم همراه شما بیایم و مشکهای آب را پینه زنم و بدوزم، بیماران را مداوا کنم، اگر افرادی زخمی شدند، زخمبندی کنم و از بار و بنه آنان دیدهبانی کنم؟ آن حضرت فرمودند: در پناه لطف و برکت خدا بیا! بانوان دیگری هم از قوم خودت و جز ایشان در این باره با من گفتگو کردهاند و به آنان نیز اجازه دادهام. اینک اگر میخواهی همراه قوم خودت باش و اگر میخواهی همراه ما باش! گفتم: میخواهم همراه شما باشم. فرمود: پس همراه همسرم امسلمه باش! من همراه او در جنگ خیبر شرکت کردم[۲].
امسنان جنگ خیبر و چگونگی فتح نطاة و پیروزی مسلمانان را شرح میدهد و میافزاید: چون خیبر فتح شد، پیامبر اکرم(ص) چیزی از غنایم را به ما اختصاص دادند. به من چند مهره و چند زیور نقره دادند که از غنایم به دست آمده بود و همچنین قطیفهای فدکی، بردی یمانی، مقداری پارچه مخمل و دیگی مسی نیز به من دادند. در این جنگ من گروهی از سپاهیان را که زخمی شده بودند، با دارویی که فقط پیش خاندان ما بود، معالجه میکردم و آنان به سرعت بهبود مییافتند. من همراه امسلمه به مدینه برگشتم. هنگامی که میخواستیم وارد مدینه شویم، من سوار یکی از شتران رسول الله(ص) بودم. امسلمه گفت: این شتر را هم رسول الله(ص) به تو بخشیدند. گوید: خدا را سپاس گفتم و با آن شتر به مدینه آمدم و آن را به هفت دینار فروختم. خداوند متعال در این سفر برای من خیر و برکت فراوان قرار داد[۳]. زنان علاوه بر حضور مستقیم در صحنههای نبرد برای تدارک نیازمندیها و یاری سپاه مسلمانان، هر آنچه داشتند، در طبق اخلاص میگذاشتند. بسیاری از آنان به میزان توانایی خود به مجاهدان کمک میکردند. امسنان گوید: در خانه عایشه دیدم پارچهای جلوی رسول خدا(ص) انداختهاند که در آن دستبندها، بازوبندها، خلخالها، گردنبندها و انگشترهایی بود که زنان فرستاده بودند تا سپاه مسلمانان را یاری دهند[۴]. امسنان در نماز جمعه و نمازهای عید فطر و قربان نیز با دیگر مسلمانان حاضر میشد، خود گوید: «كُنَّا نَخْرُجُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ الْجُمُعَةَ وَ الْعِيدَيْنِ»[۵] امسنان از رسول الله(ص) روایت کرده و از او ابن عباس و دخترش ثبیتة بنت حنظله اسلمی روایت کردهاند[۶].[۷]
منابع
پانویس
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۱۱؛ اسدالغابه، ج۳، ص۳۴۸؛ تجرید الاسماء، ج۲، ص۳۲۳؛ الثقات، ج۳، ص۴۶۴؛ اعلام النساء، ج۲، ص۲۶۲.
- ↑ المغازی، ج۲، ص۵۲۴؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۱۱؛ اعلام النساء، ج۲، ص۲۶۲.
- ↑ المغازی، ج۲، ص۵۲۴.
- ↑ مغازی واقدی، ج۳، ص۷۵۵.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۱۲؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۴۸؛ الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۴، ص۱۹۴۱.
- ↑ الاستبصار، ج۲، ص۲۰۷؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۱۲؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۴۸؛ الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۴، ص۱۹۴۱.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۳۰۳ ـ ۳۰۴.