علم‌آموزی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از دانش‌افزایی)

مقدمه

آموختن علوم و معارف، یکی از روش‌های تربیت و تکمیل عقل نظری است. عقل موهبتی است که آرام آرام از راه فراگیری علم و دانش، شکوفا می‌گردد و به فعلیت می‌رسد. عقل، در آغاز زندگی، قوه و استعداد فراگیری معلومات نظری و عملی است. این قوه، باید با شیوه‌ها و ابزارهای گوناگون و از جمله، شیوه علم‌آموزی پرورش یابد و با کسب کمالات نظری و عملی به فعلیت شایسته خود دست یابد. بدین‌سان، علم‌آموزی، از روش‌های بنیادین خردپروری است.

حضرت علی (ع) درباره تأثیر علم و علم‌آموزی در تربیت عقلانی بسیار سخن گفته است. در برخی از سخنان امام، زیادت و نمو عقل از راه علم و تجربه، مورد توجه قرار گرفته است: «الْعَقْلُ غَرِيزَةٌ تَزِيدُ بِالْعِلْمِ وَ التَّجَارِبِ‌»[۱].[۲]

علم‌آموزی در معارف نبوی

رسول خدا(ص) طلب علم را نزد خدا از نماز، روزه و حج برتر دانسته و فرموده است[۳]: «یک ساعت علم اندوزی، از عبادت در دل شب بهتر و یک روز علم اندوزی از سه ماه روزه‌داری بهتر است»[۴].

رسول خدا(ص) علما را امینان خدا[۵]، وارثان انبیا[۶] و نزدیک‌ترین افراد به پیامبران دانسته[۷]، مسلمانان را به تعظیم و تکریم علما توصیه می‌کرد. نبی خدا(ص) آموزش علم را امری پسندیده معرفی می‌کرد و افراد را از کتمان علم بر حذر می‌داشت. آن حضرت، نشر و آموزش علوم را بهترین صدقات دانسته و فرموده است: «مردم، صدقه‌ای همچون نشر دانش نداده‌اند»[۸].

رسول اسلام(ص) سپردن دانش به نااهل را عامل تباهی آن علم دانسته[۹] و مسلمانان را به نوشتن علوم و دانسته‌هایشان تشویق کرده و فرموده باشد است: «هرگاه مؤمن بمیرد و یک و ورق از او به جای ماند که علمی بر آن نوشته شده باشد، آن ورقه در روز قیامت بین او و بین آتش حائل می‌شود و خدا برای هر حرفی که بر آن کاغذ نوشته شده است، شهری که هفت برابر زمین و وسیع‌تر از دنیاست، به او عطا می‌کند»[۱۰].[۱۱]

صفات طالب علم

برخی از صفت‌هایی که برای طالب علم ضروری است عبارت است از:

  1. اخلاص: اخلاص به معنی پاک‌سازی نیت از شائبه‌های غیر الهی، چیزی است که در همه کارها به تأكید و تکرار از ما خواسته شده است. تعلیم و تعلم و به طور کلی هرگونه فعالیت علمی، در صورتی جایگاه و ارزش واقعی خود را پیدا می‌کند و بهترین نتیجه را می‌بخشد که از پشتوانه نیت خالص برخوردار باشد.... علی (ع) می‌فرماید: "برترین دانش، آن است که در آن اخلاص مراعات شود"[۱۲].
  2. عمل به مقتضای علم: علوم دینی از طرفی با باور انسان‌ها در ارتباط است و از طرفی عالم دینی وظیفه دارد دانسته‌های خود را به دیگران آموزش داده، آنها را به کسب فضیلت‌هایی که دانشش اقتضا می‌کند، فرا بخواند؛ بنابراین، در صورتی می‌تواند در باور مخاطبان خود اثرگذار باشد که خود به مقتضای آنچه می‌داند عمل کند.
  3. حسن خلق: دانشور محتاج حسن خلق است؛ چون بسیاری از اخلاق ناپسند، یا کسب دانش را مشکل می‌کنند یا کارآمدی آن را و هم از این رو با عنوان خود در عداد زذیلت‌های عالمان شمرده شده‌اند. دانشوری که در پی دستیابی به کمال دانش و آگاهی است، بدون این شرط اساسی، ره به جایی نمی‌برد. از این رو علی (ع) تشخیص سجایای نیک و بد را ریشه علم می‌داند[۱۳].
  4. فروتنی: تواضع و دانش، رابطه‌ای تعاملی دارند. علم با تواضع به دست می‌آید و خود باعث تواضع می‌شود. علی (ع) تكبر به دانش را سبب خواری عالم می‌دانست: "هرکس به خاطر دانش خود تکبر ورزد خدا به خاطر عملش خوارش می‌کند"[۱۴].
  5. حلم و بردباری: حلم از صفت‌های پسندیده انسانی است که از ذات اقدس الاهی سرچشمه می‌گیرد[۱۵]؛ از این رو انسان‌های بزرگ الهی بدان آراسته‌اند[۱۶] و دانشمندان به اقتضای دانش خود، باید از آن بهره‌مند باشند، بین دانش و بردباری چنان ملازمتی تصویر شده که تفکیک بین آن دو و فرض دانشمندی که از موهبت حلم بی‌بهره باشد، از نظر وقوعی محال می‌نماید. مطابق احادیثی که به دست ما رسیده، دانش و بردباری دو پدیده به هم پیوسته‌اند. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: "برای حلم، دانش خوب همراهی است"[۱۷].
  6. حق پذیری: خودداری از پذیرش حق ممکن است ناشی از تکبر، تعصب یا تقلید باشد. درک حقیقت پیش از تطهير قلب از همه این ناپاکی‌ها ممکن نیست. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: "کسی که هدف باطلی دارد، حق را درنمی‌یابد اگرچه از خورشید واضح باشد"[۱۸].
  7. زهد و قناعت: از ضرورت طبع بلند و عفت نفس در دانشوران سخن گفتیم. یکی از آثار این فضیلت بزرگ، زهد و پاکی از حرص و طمع است. از این رو در روایات اسلامی بر این نکته تأکید فراوان شده است. زهد موجب علم بدون تعلم[۱۹] و به بار نشستن درخت حکمت می‌شود.
  8. سکوت: از اخلاق دانشوری است که امیرالمؤمنین (ع) از آن به عنوان زینت علم و عالم نام برده، می‌فرماید: "سکوت زینت عالم است"[۲۰].
  9. پرهیز از خودرأیی: از عواملی که دانش انسان را از خطا پاکیزه می‌کند، بهره‌وری از آرای صاحب‌نظران است. اکتفا و اعتماد بر دستاوردهای شخصی انفرادی، انسان را در معرض اشتباه[۲۱]، لغزش، گمراهی[۲۲] و سقوط قرار می‌دهد. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: "هرکس خودرأیی کند، هلاک می‌شود و هرکس با دیگران مشورت کند، در عقول آنها شریک شده است"[۲۳].
  10. تأنی: رسیدن به حقیقت، با شتاب ممکن نیست. کسی که در نتیجه‌گیری شتاب می‌کند به ندرت به پاسخی صحیح دست می‌یابد. علی (ع) می‌فرماید: "کم اتفاق می‌افتد که نظر انسان عجول درست باشد"[۲۴] و از او جز پاسخی ناپخته نمی‌توان انتظار داشت.
  11. ظلم‌ستیزی: یکی از وظایفی که برای عالمان دینی شمرده شده و در آیات و روایات بر آن تأکید فراوان شده است. مقابله با ناهنجاری‌های اجتماعی است. قرآن کریم عالمان بنی اسرائیل را به دلیل سکوت در برابر سخنان گناه آلود و حرام خواری مردم سرزنش کرده است. ﴿لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ[۲۵].
  12. پرهیز از مجادله: ستیز و مجادله یکی از آفات دانش است. امام علی (ع) می‌فرماید: "هرکس فراوان برای اثبات سخن نادرست ستیزه کند؛ پیوسته از دریافت حق محروم می‌شود"[۲۶].[۲۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. گفتار امیرالمؤمنین علی (ع)، ج۲، ح۹۵۰.
  2. بهشتی، سعید، مقاله «تربیت عقلانی»، دانشنامه امام علی ج۴، ص ۱۹۷-۲۰۱.
  3. المتقی الهندی، کنز العمال، ج ۱۰، ص۱۳۱.
  4. جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص۱۳۲ و کنز العمال، ج ۱۰، ص۱۳۱.
  5. کنز العمال، ج ۱۰، ص۱۳۴ و ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص۱۰۰.
  6. الکافی، ج ۱، ص۳۴؛ امالی صدوق، ص۶۰ و من لا یحضره الفقیه، ص۳۸۴.
  7. کنزالعمال، ج ۱۰، ص۱۳۴ و الهیثمی، مجمع الزوائد، ص۱۲۶.
  8. منیة المرید، ص۱۰۵؛ مجمع الزوائد، ص۱۶۶ و الطبرانی، المعجم الکبیر، ج۷، ص۲۳۱.
  9. الجامع الصغیر، ج۱، ص۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۸۴ و مجموعه ورام، ج۲، ص۱۱۹.
  10. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص۹۶ و امالی صدوق، ص۳۷.
  11. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۲۹۷ ـ ۳۰۱.
  12. «أفضل العلم ما أخلص فيه».
  13. «رَأْسُ اَلْعِلْمِ اَلتَّمْيِيزُ بَيْنَ اَلْأَخْلاَقِ وَ إِظْهَارُ مَحْمُودِهَا وَ قَمْعُ مَذْمُومِهَا»؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۶۴.
  14. «من ترفع بعلمه وضعه الله بعمله»؛ محمد ری‌شهری، العلم و الحکمة فی الکتاب و السنة، ص۴۰۴.
  15. بقره: ۲۲۵، ۲۳۵ و ۲۶۳؛ آل عمران: ۱۵۵؛ نساء: ۱۲ و... .
  16. توبه: ۱۱۴؛ هود: ۷۵.
  17. «نِعْمَ قَرِينُ اَلْعِلْمِ اَلْحِلْمُ»؛ جمال‌الدین محمد خوانساری، شرح فارسی غرر و درر آمدی، تصحیح سید جلال‌الدین محدث، ج۶، ص۱۵۹.
  18. «مَنْ كَانَ غَرَضُهُ اَلْبَاطِلَ لَمْ يُدْرِكِ اَلْحَقَّ وَ لَوْ كَانَ أَشْهَرَ مِنَ اَلشَّمْسُ»؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۲۷.
  19. حسن بن علی ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۶۰.
  20. «اَلصَّمْتَ زِينَةُ اَلْعَالِمِ»؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۹۲.
  21. علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۶.
  22. علی بن محمد لیئی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۲۹.
  23. «مَنِ اِسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ اَلرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا»؛ نهج البلاغه، ترجمه فیض‌الاسلام، حکمت ۱۵۲، ص۱۱۶۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۲، ص۱۰۵.
  24. «قَلَّمَا يُصِيبُ رَأْيُ اَلْعَجُولِ»؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۳۶۹.
  25. «چرا دانشوران ربانی و دانشمندان (تورات‌شناس) آنان را از گفتار گناه‌آلود و رشوه‌خواری باز نمی‌دارند؟ به راستی زشت است آنچه می‌کردند!» سوره مائده، آیه ۶۳.
  26. «مَنْ كَثُرَ مِرَاؤُهُ بِالْبَاطِلِ دَامَ عَنَاهُ عَنِ اَلْحَقِّ»؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۵۷.
  27. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱، ص۲۶۶ - ۲۸۱.