سرمایهگذاری در معارف و سیره معصوم
مخارج سرمایهای (سرمایهگذاری درازمدت)
داراییهای فیزیکی که عمری بیش از یک سال دارند و برای تولیدِ آینده مورد استفاده قرار میگیرند، به هزینههایی نیاز دارند که به این هزینهها، مخارج سرمایهای یا سرمایهگذاری گفته میشود. این سرمایهگذاری مبنایی برای بازدهِ آینده است و برای سلامت آیندۀ اقتصاد مهم است[۱]. این سرمایه که به آن، سرمایۀ حقیقی گویند، تقسیمبندی سهگانه دارد: ۱. سرمایۀ ثابت، مانند زمین، مغازه، انبار، کارخانه؛ ۲. سرمایۀ درجریان، مانند مواد اولیه، مواد خام و دیگرسرمایههای تمامشدنی؛ ۳. سرمایۀ مخصوص، مانند ابزاری که جز برای هدف معیّن کارایی دیگری ندارند[۲].
این سرمایهگذاری به لحاظ اینکه پایۀ اقتصاد و سلامت آیندۀ آن است، ضرورت دارد؛ به همین جهت لازم است بخشی از درآمد انسان، برای سرمایهگذاری هزینه شود تا از این طریق بتوان سودی به دست آورد و گذران زندگی داشت. توصیۀ امام صادق(ع) به پیشکار مالی خود، مصادف، در همین راستاست. امام به او فرمود: برای خود منبع درآمدی مانند باغ یا کشتزاری فراهم کن؛ زیرا هرگاه بلا و مصیبتی نازل شود و آدمی بداند پشتوانهای دارد که با آن، خانوادهاش تأمین میشوند، تحمل گرفتاری و جداشدن از زندگی و دنیا برای او آسان میشود[۳]. این روایت، معیاری را برای مخارج سرمایهای بیان میکند که فراگیر زندگی همگان است و از این واقعیت حکایت دارد که معصومان(ع) خود به این معیار عمل میکردند. بر این اساس اگر کسی سرمایهای در اختیار داشت و با هزینهنکردن، آن را به بهرهبرداری نمیرسانید، معصومان، آنان را نکوهش میکردند. در روایتی از امیرمؤمنان(ع) در این خصوص چنین نقل شده است: «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ»: «فرد یا ملتی که آب و زمین کشاورزی به اندازۀ کافی دارد، ولی محتاج گردد، از رحمت حق دور باد»[۴]. البته این احتیاج، با سرمایهگذارینکردن مناسب و بموقع، مهار نکردن آبها و اصلاحنکردن زمینها و بهرهبردارینکردن از آنها در اثر کمکاری یا بدکاری صورت میپذیرد.
در این روایت داشتن زمین و آب و بهرهبرداری از آن، به عنوان معیاری برای استمرار زندگی بیان شده است؛ ولی این معیار، اختصاصی به زمین و آب در همۀ دورهها ندارد؛ بلکه معیار، ضرورت سرمایهگذاری برای استمرار زندگی است که روایت به آن نظر دارد و ممکن است در هر دورهای به صورتی باشد؛ چنانکه تخصیص[۵] بخشی از مال به تجارت و سودآوری تجاری نیز در این ردیف جای دارد و در زندگی معصومان(ع) هم مشاهده میشود.
به نقل معتبر امام رضا(ع) شیوۀ دو امام باقر و صادق(ع) در تأمین مخارج زندگی این بود که در صورت نیاز به مخارج جاری، نخست بودجه را صرف آن میکردند؛ سپس با نیاز به سرمایهگذاری از نوع سرمایۀ ثابت، به آن اقدام میکردند[۶]. درحقیقت ابتدا با تأمین نیاز جاری، آرامشزایی میکردند، سپس به دیگر فعالیت اقتصادی میپرداختند و به آن بیتوجه نبودند؛ همانگونهکه تأمین سرمایۀ درجریان در زندگی امام صادق(ع) مشاهده میشود؛ آن حضرت با تخصیص مبلغ ۱۷۰۰ دینار برای کار تجاری و پرداختن آن، به یکی از یارانش به نام عذافر و واداشتن او به تجارت، حکایت از آن دارد که او در این بخش سرمایهگذاری کرده و سود حاصل از آن را نیز بر آن افزوده است[۷]. گفتنی است این اقدام با ایجاد سند لازم برای ماندگاری سرمایه و قاعدۀ استتار و استراتژی حفظ سرمایه از خطر احتمالی انجام یافت و پایان روایت بر این ادعا گواهی دارد؛ چراکه عذافر در ثبت بدهی خود به امام، به کنایه از او نام برده و چنین نوشته است: مبلغ ۱۷۰۰ دینار از مال ابوموسی برای تجارت، نزد من است که سودش یکصد دینار شده است و عبدالله بن سنان و عمر بن یزید او را میشناسند[۸].[۹]
هزینۀ تولید کشاورزی
هزینۀ تولید در عرصۀ کشاورزی، به مخارجی گفته میشود که برای زمینهسازی تولید آن به کار میرود، اعم از هزینۀ جاری و هزینۀ سرمایهای. معصومان(ع) نیز در این عرصه دو نوع هزینۀ جاری و سرمایهای را در برنامه داشتند. تلاش عرقریزان آنان در مزرعهها و بستانهای خود نوعی هزینۀ جاری و سرمایهای بود؛ چنانکه خریدن زمینی به مبلغ سیهزار درهم و مشابه آن در سیرۀ امیرمؤمنان(ع) و برخی از آنان نمونهای از هزینۀ سرمایهای ثابت است که در لایههای این نوشته به آن اشاره شده است[۱۰].
هزینۀ تأسیس بناها
هزینۀ تأسیس بناها به مخارجی گفته میشود که برای تولید آن، به کار میرود و شامل سه نوع هزینه است که بخشی برای سرمایۀ ثابت مانند زمین، مغازه و انبار میشود. بخشی برای سرمایۀ درجریان مانند مواد اولیه، مواد خام و دیگرسرمایههای تمامشدنی انجام میگیرد. قسمتی نیز برای سرمایۀ مخصوص مانند ابزاری که جز برای هدف معیّن کارایی دیگری ندارند، هزینه میشود[۱۱]
تهیۀ مسکن برای خود
مسکن متناسب با نیاز، یکی از ضرورتهای حقوقی آدمی است که تهیۀ آن همواره در زندگی بشر نمود داشته و دارد و امروزه در قوانین اساسی کشورها به آن توجه میشود و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم بر آن تأکید شده است[۱۲]. در سخن معصومان(ع) نیز بیخانگی و خانهبهدوشی تلخکامی زندگی شمرده شده[۱۳] و به داشتن خانه مناسب توجه شده است که خصوصیتهای آن باید در کتابها و روایتهای فقهی جستجو شود.
نقلهای تاریخی و سیرهای دربارۀ مسکنِ مورد استفاده معصومان(ع) هرچند اندک است، از همین نقلهای موجود نیز بر میآید آن گرامیان به تناسب وضع خود و بر اساس وضعیت زمانی و مکانی، برای آن هزینه میکردند و با سنجش وضعیت مختلف زمانها و مکانها و با لحاظ حالتهای گوناگونِ مسکن، آن را انتخاب میکردند؛ برای نمونه:
۱. بر پایۀ نقل محمد بن سعد از امام باقر(ع)، پیامبر(ص) پس از ورود به مدینه، به مدت یک سال در خانۀ ابوایوب انصاری اقامت داشت و در موضوع ازدواج امیرمؤمنان(ع) و فاطمه(س)، به علی(ع) فرمان داد مسکنی تهیه کند و آن گرامی نیز خانهای که با خانۀ پیامبر(ص) کمی فاصله داشت، تهیه کرد و زندگی آغاز شد. پیامبر(ص) پس از مراسم ازدواج، نزد آنان رفت و به فاطمه(س) نوید داد که آنان را نزد خود میبرد. فاطمه(س) به پدر پیشنهاد کرد که به حارثه بن نعمان پیشنهاد کند تا منزلش[۱۴] را به او واگذارد. آن حضرت فرمود: «حارثه، خانه و مالش را فراوان در اختیار ما نهاد و اکنون از این پیشنهاد به او حیا میکنم». حارثه با شنیدن این خبر نزد پیامبر(ص) رفت و داوطلبانه پیشنهاد کرد که خانهاش را برای حضرت فاطمه(س) تخلیه و به او وا میگذارد و افزود: من و مالم در اختیار خدا و رسولیم، به خدا قسم هر اندازه از مالم را بپذیری، برایم محبوبتر از نپذیرفتن آن است و خانهام نزدیکترین خانه بنینجار به شماست. پیامبر(ص) با تصدیق وی برایش دعا کرد و پیشنهادش را پذیرفت و فاطمه(س) را به آن انتقال داد[۱۵].
از سوی دیگر بر پایه نقلِ شیخ صدوق و شیخ طوسی از امام صادق(ع)، امیرمؤمنان(ع) در محلۀ بنیزُریق مدینه خانهای داشت و آن را برای خالۀ خود و نوادگانش وقف کرد و افزود: اگر نسل آنان منقرض شد، در استفادۀ مسلمانان نیازمند باشد[۱۶]. به گفتۀ سمهودی نیز آن حضرت در کنار بقیع الغرقد[۱۷] خانهای داشت که آن را وقف کرد و در دست فرزندانش بود[۱۸]. از جانب سوم برابر نقل نجاشی و ابنطاووس، امام مجتبی(ع) پس از بازگشت از کوفه به مدینه، بخشی از خانۀ امیرمؤمنان(ع) و قطعه زمینی را به ابورافع که در جریان هجرت امیرمؤمنان(ع) به کوفه، خانه و زمینش را فروخته و همراه خاندانش، آن حضرت را همراهی و یاری کرده بود و در بازگشت به مدینه[۱۹]، ملکی در آن نداشت، واگذار کرد تا زندگی او گذران یابد[۲۰].
از ضمیمۀ این نقلها دو نکته بر میآید:
- امیرمؤمنان(ع) و فاطمه(س) در آغاز زندگی مشترک، شرایط تهیۀ مسکن ملکی در مدینه را نداشتند؛ حتی برای پیامبر(ص) نیز امکان تهیۀ چنین مسکنی برای آنان نبود و آنان در خانۀ اجارهای اسکان یافتند و بعدها برای خانۀ ملکی اقدام کردند.
- امیرمؤمنان(ع) پس از این دوران، غیر از خانۀ مسکونی خود که همان خانۀ حارثه بن نعمان در جوار پیامبر(ص) بوده، دو خانۀ دیگر در مدینه تهیه کرد. یکی در محلۀ بنیزُریق که آن را برای استفادۀ خالهاش، سپس نیازمندان وقف کرده بود. دیگری در کنار «بقیع الغرقد» که آن را نیز وقف کرده و در دست فرزندانش قرار داشت و به احتمال خانۀ دوم، همان خانهای بوده که امام مجتبی(ع) بخشی از آن را به ابورافع وا گذاشته که در این تاریخ در ردیف نیازمندان قرار داشت؛ چون در تفحّص تاریخی شاهد و گواهی به دست نیامده تا اثبات کند ایشان خانۀ دیگری داشته است تا به ابورافع واگذار شود.
۲. امام سجاد(ع) پس از عاشورا با کنارهگیری از مردم، چند سالی بادیهنشینی اختیار کرده و در خیمۀ پشمی به سر میبرد[۲۱].
۳. امام صادق(ع) در مدینه در کنار خانۀ ابوایوب انصاری خانهای داشت که به گفتۀ سمهودی، از آب آن دیگران استفاده میکردند[۲۲]. این گزارش از دو نکته حکایت دارد:
- امام در حیاط خود آبانبار یا چاهی داشته که مورد استفادۀ دیگران بود.
- آن خانه وسعت مکانی داشته که با توجه به عایلهمندی و پررفتوآمدبودن امام صادق(ع) به لحاظ موقعیت اجتماعی میتوانست این بهرهدهی را نیز داشته باشد و تهیۀ چنین امکاناتی هزینهبر است. آن حضرت دربارۀ چنین خانهای به نقل از امیرمؤمنان(ع) فرمود: خانه، شرف و برکتی دارد، شرف آن، داشتن آستانهای فراخ و همنشینانی صالح و شایسته است و برکت آن این است که مکانی خوب، آستانهای فراخ و همسایگانی خوشرفتار داشته باشد[۲۳].
۴. به نقل معتبر کلینی، امام کاظم(ع) در منا خانهای بنا کرد و پس از مدتی آن را خراب کرد[۲۴]. مجلسی در تبیین این عمل امام گفته است: آن حضرت این خانه را در ایام حج برای بیتوتۀ خانوادهاش بنا کرده بود که پس از پایانیافتن مناسک حج، آن را خراب کرد. گفتنی است از نگاه فقه سنیان تأسیس بنا در مشاعر حج مانند عرفات، منا و مشعر جایز نیست و معروف نزد فقیهان شیعه نیز چنین است؛ چراکه این ماکن برای مناسک حج اختصاص داده شده و تأسیس بنا برای، ضرورت مانند اداره آن اماکن مانع مناسک حج است[۲۵]. پس تنها در ایام حج میتوان برای بیتوته بنای موقتی تأسیس کرد و امام کاظم(ع) با رعایت این نکته پس از مراسم حج آن را خراب کرد. بر پایۀ نقل دیگر و معتبر کلینی از علی بن جعفر، آن حضرت در مکانی به نام «حوبه» در مکه خانهای داشت که در سفر زیارتی عمره رجبیه در آنجا به سر میبرد[۲۶]. دربارۀ این خانه دو احتمال اجارهای یا ملکیبودن آن میتواند مطرح باشد که شاید بتوان گفت، احتمال اینکه این خانه ملکی بوده و در سفرهای زیارتی از آن استفاده میشده، ترجیح دارد؛ چنانکه از متن همین روایت که علی بن جعفر گفت پس از عمره رجبیه درحالیکه در مکه بودیم، به خانه او در حوبه رفتیم[۲۷]، همین نکته استفاده میشود. گفتنی است به گفتۀ مجلسی، در گزارش کتاب الإرشاد شیخ مفید و کتاب الغیبه شیخ طوسی نام علی بن اسماعیل به جای نام علی بن جعفر، آمده است؛ لکن گزارش رجال کشی موافق با روایت کلینی است.
۵. امام هادی(ع) نیز پیش از تبعید به سامرا، مدتی در صریا اقامت داشت[۲۸] و پس از تبعید به سامرا نخست به دستور متوکل عباسی، در خانۀ محقّری که برای فقیرانِ مهاجر آماده میکنند و از آن به «خان الصعالیک»[۲۹] تعبیر میشد، اسکان یافته[۳۰] و پس از یک روز به خانهای دیگر منتقل شد[۳۱] و سپس خود آن حضرت خانهای را از فردی مسیحی به نام دُلیل بن یعقوب خرید و آن را بازسازی کرد و در آن نشست[۳۲] و آن خانه پس از شهادت امام هادی(ع)، به امام عسکری(ع) منتقل شد و هر دو امام در آن دفن شدهاند[۳۳] و هماکنون مرقد و بارگاه آن دو امام در آن جای دارد.
۱. مسکن فصلی: توجه به مسکن فصلی به اقتضای وضعیت، از گزینههای مورد توجه معصومان(ع) بوده و حضور برخی از آنان در مکانهایی مانند صریا، ینبع و ابواء؛ هرچند در فصل کشاورزی، از نشانههاست. گاهی نیز به اماکنی که بستگانشان در آنجا سکنا داشتند، میرفتند. در نقل معتبری آمده است امام صادق(ع) به خانۀ برادرش عبدالله برای تفرّج رفته و در پاسخ پرسشگران فرمود: برای هواخوری به اینجا آمدم[۳۴].
۲. ابزار تزیینی: بهرهگیری از ابزار تزیینی در مسکن، از موارد هزینههای همسران آنان است؛ یعنی ایشان از درآمد شخصی خود مهریۀ همسرانشان را میپرداختند[۳۵] و همسران نیز گاهی برای مسکن خود ابزار تزیینی تهیه میکردند و در خانهها و اطاقهای خود بهتناسب، استفاده میکردند و معصومان(ع) نیز در فرصتی که به اتاق آنان میرفتند، از آنها بهره میگرفتند؛ ولی در اتاقهای خود با حالت عادی زندگی کرده و از فرش رایج استفاده بهره میبردند؛ چنانکه دربارۀ زندگی امام حسین(ع) و امام باقر(ع) چنین نقل شده است. دربارۀ سیدالشهدا(ع) آمده است همسر او پس از دریافت مهریهاش از آن حضرت ابزاری تزیینی - که تعدادی پرده و پشتی بود - برای خانۀ خود خرید و روزی امام در خانۀ او به سر میبرد و دوستان آن حضرت به دیدنش رفتند و ایشان را در حال استفادۀ از آن وسایل مشاهده کردند و آنها را متناسب با شأن و موقعیت امام ندانستند و به آن حضرت اعتراض کردند. امام فرمود: روش و سیرۀ ما اهل بیت(ع) چنین است که مهریۀ همسران را به آنان میپردازیم تا هرچه خود دوست دارند، برای خود تهیه کنند[۳۶]. دربارۀ امام باقر(ع) نیز آمده است که برخی از یاران ایشان برای پاسخ به پرسشهایی نزد آن حضرت رفتند و امام، در خانۀ همسرش در حالی به سر میبرد که از ابزار تزیینی از قبیل ملافۀ رنگی و تصویردار استفاده میکرد. این وضعیت برای آنان مایۀ شگفتی و پرسش بود. در جلسۀ دیگر که نزد آن حضرت رفتند، او را در مسکنی مَفروش به حصیر و وضعیتی ساده دیدار کردند و امام پس از پاسخ به پرسشهای آنان فرمود: سبک زندگی من همین است که میبینید؛ ولی دیدار پیشین که وضعیتی متفاوت داشت، مربوط به خانۀ همسرم بوده که با تهیۀ آن از مال خود، برایم تزیین کرده بود و من هم به احترام او از آن استفاده کردهام[۳۷].[۳۸]
تهیه مسکن برای فرزندان
تهیه مسکن برای فرزندان که به صورت اسکان آنان در کنار زندگی خود، خریدن مسکن آماده برای آنان، واگذاری زمین آن به آنان و مانند آن انجام میگیرد، در دورهها و زمانهای متفاوت، متغایر است. چگونگی اجرای این کار در دورههای معصومان(ع) چندان روشن نیست. اجمالاً از برخی گزارشها به دست میآید که آنان در این موضوع اقدامها و هزینههایی داشتند؛ برای نمونه پیامبر(ص) خانهای که حارثه بن نعمان آن را به ایشان واگذاشت، به حضرت فاطمه(س) وا نهاد[۳۹]. به گفتۀ نویسندۀ تاریخ قم عُریض، روستایی در یک فرسخی مدینه و ملک امام باقر(ع) به شمار میآمد، سپس به ملک امام صادق(ع) در آمد و ایشان نیز به فرزندش علی بن جعفر واگذار کرد و او در آنجا میزیست[۴۰]؛ ولی از نقل کلینی بر میآید که امام رضا(ع) نیز در آنجا خانه و ملکی داشت. کلینی میگوید: امام رضا(ع) در ماه رمضانی در عُریض به سر میبرد، فردی از دوستانش به نام غفاری، به جهت ناتوانی در پرداخت بدهی خود - که طلبکارش از او میطلبید - به محضر امام در عریض رفت و آن حضرت پس از پذیرایی و افطار او، علاوه بر پرداختن مقدار بدهکاری او مبلغ بیست دینار نیز جهت کمکهزینۀ زندگیاش به وی پرداخت[۴۱]. تعبیرهایی که در این روایت آمده است، مانند «بابه»، «بیته»، داشتن غلامان و حمار، مراجعه پیاپی مردم به او و صدقهدادن به آنان، قرینه است بر اینکه امام رضا(ع) در آنجا آب و ملکی داشت و این احتمال که شاید اینها در اجاره آن گرامی بوده، هیچ قرینهای ندارد؛ ولی ارثیبودن این آب و ملک، به لحاظ اینکه در گذشته خریداریشده امام باقر(ع) بود، نشانهای دارد[۴۲].
به گفتۀ شیخ مفید، امام کاظم(ع) مزرعهای به نام «یسیره» خود را که خریده بود، به پسرش احمد وا گذاشت[۴۳]. هرچند روشن نیست که این اقدام برای تهیۀ مسکن باشد، به اقتضای طبیعی، این کار در راستای ایجاد شغل و مسکن برای فرزند نقش دارد و برای امام هزینهبردار است. گفتنی است، معصومان(ع) به تناسب وضعیت، استعداد و علاقۀ فرزندان و همچنین تناسب امکانات محیط در سودمندی کاری، شغل آنان را مدیریت کرده، توصیههای متفاوتی به ایشان داشتند. امام صادق(ع) پسرش اسحاق[۴۴] را که دامداری داشت، به تناسب وضعیت و شغل او توصیه کرده که گوسفند تهیه کند نه شتر[۴۵]؛ چنانکه به فرزند دیگرش اسماعیل در قرارداد تجاری با فردی - که به مقررات الهی تعهدی نداشت - فرمود: با چنین فردی قراردادی نبندید[۴۶].[۴۷]
خریدن زمین
تهیۀ آب و ملک در زندگی معصومان(ع) همانند دیگرامور، به تناسب امکانات، وضعیت زمان و مکان و نیازهای مرتبط تفسیرپذیر است و برابر مستندات روایی و تاریخی این کار در زندگی برخی از آنان بهتناسب، گزارش شده است. به گفتۀ ابنشبه پس از آنکه سرزمین ینبع در زمان پیامبر(ص) به نام فیء در اختیار امیرمؤمنان(ع) قرار گرفت و ایشان در آن، چاههایی حفر کرد، قطعهای دیگر را نیز خرید و بر آن افزود و چشمههای گوناگونی در آن احداث کرد[۴۸]؛ چنانکه به گفتۀ عَبْدُالْکرِیمِ بن طاووس - با صرف نظر از سند نقل او -[۴۹] آن حضرت در دوران اواخر زندگی، با توسعهای که در درآمدها داشت، زمین وسیعی به مبلغ چهلهزار درهم در نزدیکی حیره و کوفه خرید و از آن با تعبیر «مَا بَيْنَ الْخَوَرْنَقِ إِلَى الْحِيرَةِ إِلَى الْكُوفَةِ» یا با تعبیر «مَا بَيْنَ النَّجَفِ إِلَى الْحِيرَةِ إِلَى الْكُوفَةِ»[۵۰] یاد شده است[۵۱]. به نقل جصّاص، امام حسن و امام حسین(ع) نیز در عراق زمینی داشتند که آن را خریده بودند[۵۲] و به گزارش خطیب بغدادی، امام حسین(ع) در قیام عاشورا املاک و اراضی سرزمین کربلا را که بعدها قبر مطهّرش در آن جای گرفت، به مساحت چهار در چهار فرسخ خریدند[۵۳] و بر پایۀ برخی گزارشها به مبلغ شصتهزار درهم به نینواییان پرداختند، سپس به آنان بخشید و با ایشان شرط کردند که با راهنماییکردن زائران قبرش، سه روز از آنان پذیرایی کنند[۵۴].
از حسن بن جهم با سند معتبر[۵۵] دربارۀ امام باقر و صادق(ع) نقل شده است که شیوۀ آن گرامیان در تهیۀ آب و ملک، این بود که پس از تأمین مخارج جاری زندگی، اگر به آب و ملکی نیاز داشتند، آن را میخریدند[۵۶]؛ چنانکه برابر روایت معتبرِ امام صادق(ع) پدرش امام باقر(ع) در عُریض زمینی به چند دینار خرید و نوشتهای به صاحب زمین داد که معادل هر دیناری ده درهم به او پرداخت کند[۵۷]. به گفتۀ شیخ مفید، امام کاظم(ع) مزرعهای به نام «یسیره» داشت که آن را به مبلغ سیهزار دینار خریده بود[۵۸]. از این روایتها بر میآید که آن گرامیان بخشی از درآمد خود را برای خریدن زمین و آب و ملک هزینه میکردند و در این اثر اشاره شده[۵۹] که «تهیه و حفظ زیرساختهای تولید» از اصول راهبردی معیشت اقتصادی معصومان(ع) بوده و مردم را نیز به آن توصیه میکردند[۶۰].
مخارج عمرانی
بخشی از درآمدهای معصومان(ع) در کارهای ماندگاری هزینه میشد که عمری بیش از یک سال داشتند و برای عموم مردم یا برخی از آنان سود مادی یا معنوی داشت و به این نوع هزینهها مخارج عمرانی یا مخارج سرمایهای نیز گفته میشود[۶۱]. آن گرامیان با توجه به آثار فراوان اجتماعی و معنوی این امور از منظر دین، به این موضوع اهتمام جدی داشتند که در اینجا مورد توجه است. هرچند در این باره گزارشهای چندانی در دست نیست، برای نمونه و نشاندادن عمل اجرایی آنان در این محور، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تأسیس مساجد
تأسیس مسجد، توسعه و تجدید بنای آن برابر وضعیت زمان و مکان، از موضوعات پراهمیت آموزههای دینی و سیرۀ معصومان(ع) است. بنای مسجد قبا و مسجدالنبی در مدینه، در آغاز ورود پیامبر(ص) به مدینه و توسعۀ مسجدالنبی در دوران حیاتش[۶۲] گواه این مطلب است و کار اجرایی آن حضرت در این مورد، هزینهکردن شخصی آن حضرت شمرده میشود. بر پایه گزارشهای منابع، آن حضرت در تأسیس مسجد قبا سنگهای سنگینی حمل میکرد[۶۳] و در ساختن مسجد مدینه بدون داشتن ابزار هندسی و نجومی، سنگی در جهت کعبه نهاد و قبله آن را تعیین کرد[۶۴]. برخی منابع نقل کردهاند که امیرمؤمنان(ع) مساجدی مانند مسجد فتح در مدینه، مسجدی در اُحُد برابر قبر حمزه، مسجدی در میقات، مسجدی در کوفه، مسجد جامع بصره و مسجدی در آبادان بنا نهاد[۶۵]. این هزینهها و تلاشهای اجرایی، بهرهگیری از درآمد شخصی برای کارهای ماندگاری است که معصومان(ع) در جهت سود فرهنگی و معنوی برای عموم داشتند و این هزینهها مخارج عمرانی و سرمایهای شمرده میشود[۶۶].
تأسیس بناهای عامالمنفعه
بناهای عامالمنفعه، ساختمانهایی هستند که همگان میتوانند از آن بهرهمند شوند و به اقتضای شرایط زمانی و مکانی، نمونههای متفاوتی دارند و بناهایی مانند پل، گرمابه عمومی، درمانگاه و بیمارستان، کاروانسراها، هتلها و... را شامل شود. معصومان(ع) نیز به اقتضای شرایط زمانی و مکانی، تأسیس چنین بناهایی را در برنامه داشتند؛ برای نمونه پیامبر(ص) سکویی در کنار مسجد مدینه تأسیس کردند که نیازمندان مهاجر تازهمسلمان در آن سکنا داشتند و این از نمونههای بناهای عامالمنفعه در آن دوره شمرده میشد[۶۷]. امام باقر(ع) نیز با تأسیس گرمابۀ عمومی در مدینه بخشی از سرمایۀ خود را برای استفادۀ عموم مردم، به مصرف مخارج عمرانی رسانید و خود نیز از آن بهره میگرفت[۶۸].[۶۹]
تأسیس وقف
دربارۀ تأسیس «وقف» در عنوان «وقفیهای معصومان(ع)» مطالبی نگاشته شده است؛ مبنی بر اینکه بخشی از اموال معصومان(ع) در این خصوص هزینه میشد و این هزینه، مخارج سرمایهای شمرده میشود و بیان شده که برابر گزارشهای معتبر، برخی از معصومان مانند پیامبر، فاطمه، امیرمؤمنان، امام باقر، امام کاظم و امام جواد(ع) تأسیس وقف داشتند و چگونگی بهرهگیری و موارد مصرف آن را نیز مشخص کردهاند[۷۰].
مسکن نیازمندان
نگاه کلی به گفتار معصومان دربارۀ نیازمندان نشان میدهد تأمین مسکن برای نیازمندان، از موضوعات مورد اهتمام آنان بوده است؛ ولی مستندات سیرهای در این خصوص در منابع کمتر ثبت شده است و به مواردی بسنده میشود. بر پایه نقلِ شیخ صدوق و شیخ طوسی از امام صادق(ع)، امیرمؤمنان(ع) در محلۀ بنیزریق مدینه خانهای تهیه و آن را برای خالۀ خود و نوادگانش وقف کرد و افزود: اگر نسل آنان منقرض شد، وقف مسلمانان نیازمند باشد[۷۱].
به گفتۀ نجاشی، امام مجتبی(ع) پس از بازگشت از کوفه به مدینه، نیمی از خانۀ امیرمؤمنان(ع) و قطعه زمینی - که به نقل ابنطاووس از سرزمین ینبع بوده[۷۲] - به ابورافع - ۸۵ ساله - وا گذاشت تا زندگیاش را اداره کند. ابورافع - که نامش اسلم و از یاران با وفای پیامبر[۷۳] و پس از ایشان با امیرمؤمنان(ع) بوده است[۷۴] - در واقعه هجرت امیرمؤمنان(ع) به کوفه، خانه و زمینش را فروخت و همراه خاندانش، آن حضرت را همراهی و یاری کرد و متصدی امور مالی آن گرامی در کوفه بوده و تا شهادت آن حضرت در آنجا به سر برد، سپس به مدینه بازگشت که در آن، خانه و آب و ملکی نداشت[۷۵]. به نظر میرسد این خانه همان خانهای است که امیرمؤمنان(ع) برای خالۀ خود و سپس برای نیازمندان، صدقه قرار داده بود و ابورافع در این موقعیت از نیازمندان شمرده میشد. حضرت امام رضا(ع) نیز با خریدن خانهای مناسب برای یکی از موالیان خود - که در خانه تنگ پدری خود میزیست - به او فرمود: منزل تو تنگ است و به آن خانه منتقل شو[۷۶].[۷۷]
منابع
پانویس
- ↑ ریچارد استاتلی، تحلیل شاخصهای اقتصادی، ص۱۴۴؛ سیاوش مریدی و علیرضا نوروزی، فرهنگ اقتصادی، ص۶۶۸.
- ↑ طهماسب محتشم دولتشاهی، فرهنگ اصطلاحات اقتصادی، ص۲۹.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۹۲ («... اتَّخِذْ عُقْدَةً أَوْ ضَيْعَةً، فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا نَزَلَتْ بِهِ النَّازِلَةُ أَوِ الْمُصِيبَةُ فَذَكَرَ أَنَّ وَرَاءَ ظَهْرِهِ مَا يُقِيمُ عِيَالَهُ كَانَ أَسْخَى لِنَفْسِهِ»).
- ↑ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۴۰.
- ↑ تخصیص از نظر اقتصادی به معنای تهیۀ برنامهریزی شدۀ کالاها و عوامل تولید برای رسیدن به اهداف اقتصادی معین است (طهماسب محتشم دولتشاهی، فرهنگ اصطلاحات اقتصادی، ص۱۱).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۹ («قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا(ع) يَقُولُ: كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) لَا يَشْتَرِيَانِ عُقْدَةً حَتَّى يُحْرَزَ إِطْعَامُ سَنَتِهِمَا»). سند معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۸).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۶، ح۱۲ و ص۷۷، ح۱۶؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۹۳؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۲۷ («... عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: أَعْطَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) أَبِي أَلْفاً وَ سَبْعَمِائَةِ دِينَارٍ فَقَالَ لَهُ اتَّجِرْ بِهَا... قَالَ أَبِي فَرَبِحْتُ لَهُ فِيهَا مِائَةَ دِينَارٍ ثُمَّ لَقِيتُهُ فَقُلْتُ لَهُ قَدْ رَبِحْتُ لَكَ فِيهَا مِائَةَ دِينَارٍ قَالَ فَفَرِحَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِذَلِكَ فَرَحاً شَدِيداً، فَقَالَ لِي: أَثْبِتْهَا فِي رَأْسِ مَالِي. قَالَ فَمَاتَ أَبِي وَ الْمَالُ عِنْدَهُ... قَالَ: فَنَظَرْتُ فِي كِتَابِ أَبِي فَإِذاً فِيهِ، لِأَبِي مُوسَى عِنْدِي أَلْفٌ وَ سَبْعُمِائَةِ دِينَارٍ وَ اتُّجِرَ لَهُ فِيهَا مِائَةُ دِينَارٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سِنَانٍ وَ عُمَرُ بْنُ يَزِيدَ يَعْرِفَانِهِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۶، ح۱۲ و ص۷۷، ح۱۶؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۹۳؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۲۷.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۷۵.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۷۸.
- ↑ طهماسب محتشم دولتشاهی، فرهنگ اصطلاحات اقتصادی، ص۲۹.
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل سی و یکم.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۳۱، ح۱ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مِنْ مُرِّ الْعَيْشِ النُّقْلَةُ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ وَ أَكْلُ خُبْزِ الشِّرَى»). سند روایت طبق قول مشهور ضعیف و نزد مجلسی معتبر است (مرآة العقول، ج۲۲، ص۴۴۴).
- ↑ این خانه حارثه در کنار خانه پیامبر(ص) جای داشت.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲ («لَمَّا قَدِمَ رَسُولُ اللّٰهِ(ص) الْمَدِينَةَ نَزَلَ عَلَى أَبِي أَيُّوبَ سَنَةً أَوْ نَحْوَهَا. فَلَمَّا تَزَوَّجَ عَلِيٌّ فَاطِمَةَ قَالَ لِعَلِيٍّ: اطْلُبْ مَنْزِلًا. فَطَلَبَ عَلِيٌّ مَنْزِلًا فَأَصَابَهُ مُسْتَأْخِرًا عَنِ النَّبِيِّ(ص) قَلِيلًا. فَبَنَى بِهَا فِيهِ، فَجَاءَ النَّبِيُّ(ص) إِلَيْهَا فَقَالَ: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُحَوِّلَكِ إِلَيَّ. فَقَالَتْ لِرَسُولِ اللّٰهِ(ص): فَكَلِّمْ حَارِثَةَ بْنَ النُّعْمَانِ أَنْ يَتَحَوَّلَ عَنِّي. فَقَالَ رَسُولُ اللّٰهِ(ص): قَدْ تَحَوَّلَ حَارِثَةُ عَنَّا؛ حَتَّى قَدِ اسْتَحْيَيْتُ مِنْهُ. فَبَلَغَ ذَلِكَ حَارِثَةَ فَتَحَوَّلَ و جَاءَ إِلَى النَّبِيِّ(ص) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللّٰهِ إِنَّهُ بَلَغَنِي أَنَّكَ تُحَوِّلُ فَاطِمَةَ إِلَيْكَ و هَذِهِ مَنَازِلِي و هي أَسْقَبُ بُيُوتِ بَنِي النَّجَّارِ بِكَ. و إِنَّمَا أَنَا و مَا لِي لِلّٰهِ و لِرَسُولِهِ. و اللّٰهِ يَا رَسُولَ اللّٰهِ الْمَالُ الَّذِي تَأْخُذُ مِنِّي أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ الَّذِي تَدَعُ. فَقَالَ رَسُولُ اللّٰهِ(ص): صَدَقْتَ. بَارَكَ اللّٰهُ عَلَيْكَ. فَحَوَّلَهَا رَسُولُ اللّٰهِ(ص) إِلَى بَيْتِ حَارِثَةَ»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۲۴۸، ح۵۵۸۸؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۳۲، ح۷؛ همو، الإستبصار، ج۴، ص۹۸، ح۶۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۸۷، ح۶ و ص۲۵۴، ح۴ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: تَصَدَّقَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) بِدَارٍ لَهُ بِالْمَدِينَةِ فِي بَنِي زُرَيْقٍ فَكَتَبَ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا تَصَدَّقَ بِهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ هُوَ حَيٌّ سَوِيٌّ تَصَدَّقَ بِدَارِهِ الَّتِي فِي بَنِي زُرَيْقٍ صَدَقَةً لَا تُبَاعُ وَ لَا تُوهَبُ حَتَّى يَرِثَهَا اللَّهُ الَّذِي يَرِثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَسْكَنَ هَذِهِ الصَّدَقَةَ خَالَاتِهِ مَا عِشْنَ وَ عَاشَ عَقِبُهُنَّ فَإِذَا انْقَرَضُوا فَهِيَ لِذَوِي الْحَاجَةِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ»).
- ↑ بقیع قبرستان معروفی است در مدینه نزدیکی حرم نبوی که قبر امامان مجتبی، سجّاد، باقر و صادق(ع) در آن جای دارند و به آن بقیع الغرقد گفته میشد.
- ↑ علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار المصطفی (مؤسسة الفرقان للتراث الاسلامی)، ج۱، ص۱۴۵.
- ↑ دربارۀ مسکن ابورافع، ر.ک: عنوان «مسکن نیازمندان».
- ↑ احمد بن علی نجاشی، رجال، ص۴ -۶، ش۱؛ ابنطاووس، سعد السعود، ص۹۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۵، ص۲۰۲ - ۲۰۳ («... ثُمَّ لَمْ يَزَلْ مَعَهُ حَتَّى اسْتُشْهِدَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ رَجَعَ أَبُو رَافِعٍ مَعَ الْحَسَنِ(ع) إِلَى الْمَدِينَةِ وَ لَا دَارَ لَهُ وَ لَا أَرْضَ فَقَسَمَ لَهُ الْحَسَنُ(ع) دَارَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ نِصْفَيْنِ وَ أَعْطَاهُ بِيَنْبُعَ أَرْضاً أَقْطَعَهَا إِيَّاهُ...»).
- ↑ ابنطاووس، اقبال بالأعمال الحسنه، ج۲، ص۲۷۳ («... كَانَ أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) قَدِ اتَّخَذَ مَنْزِلَهُ مِنْ بَعْدِ مَقْتَلِ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) بَيْتاً مِنْ شَعْرٍ وَ أَقَامَ بِالْبَادِيَةِ فَلَبِثَ بِهَا عِدَّةَ سِنِينَ كَرَاهِيَةً لِمُخَالَطَتِهِ النَّاسَ وَ مُلَابَسَتِهِمْ...»).
- ↑ علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار المصطفی (دار الکتب العلمیه)، ج۲، ص۲۴۶ («... الَّتِي يُسْقَى فِيهَا الْمَاءُ...»).
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۳، ص۱۵۴ («... عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: إِنَّ لِلدَّارِ شَرَفاً وَ شَرَفُهَا السَّاحَةُ الْوَاسِعَةُ، وَ الْخُلَطَاءُ الصَّالِحُونَ، وَ إِنَّ لَهَا بَرَكَةً وَ بَرَكَتُهَا جَوْدَةُ مَوْضِعِهَا، وَ سَعَةُ سَاحَتِهَا، وَ حُسْنُ جِوَارِ جِيرَانِهَا»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۳۱، ح۳ («عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى(ع) وَ قَدْ بَنَى بِمِنًى بِنَاءً ثُمَّ هَدَمَهُ»). به گفته مجلسی، سند این روایت حسن است (مرآة العقول، ج۲۲، ص۴۴۴).
- ↑ محمد قائنی، المبسوط الحج و العمرة، ج۲، ص۳۵۴.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۵، ح۸ («... عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: جَاءَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ وَ قَدِ اعْتَمَرْنَا عُمْرَةَ رَجَبٍ وَ نَحْنُ يَوْمَئِذٍ بِمَكَّةَ فَقَالَ: يَا عَمِّ إِنِّي أُرِيدُ بَغْدَادَ وَ قَدْ أَحْبَبْتُ أَنْ أُوَدِّعَ عَمِّي أَبَا الْحَسَنِ؛ يَعْنِي مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(ع) وَ أَحْبَبْتُ أَنْ تَذْهَبَ مَعِي إِلَيْهِ، فَخَرَجْتُ مَعَهُ نَحْوَ أَخِي، وَ هُوَ فِي دَارِهِ الَّتِي بِالْحَوْبَةِ...»). به گفته مجلسی، سند این روایت صحیح است و حوبه نام مکانی است و به نقل از قاموس، به وسط خانه حوبه گفته میشود و «حوب» مکانی در سرزمین ربیعه است (مرآة العقول، ج۶، ص۶۸).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۵.
- ↑ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۴، ص۴۴۸؛ درباره روستای «صُریا» رجوع شود به عنوان «زراعت حضرت فاطمه(س)»؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۹۷؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۲۴۶؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۱۰۹؛ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۴، ص۴۳۳.
- ↑ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۵، ص۲۷۹ (الصُّعْلُوكُ: الفَقِيرُ الَّذِي لَا مَالَ لَهُ. وَ الصَّعَالِيكُ: جَمْعُهُ. وَ صَعَالِيكُ المُهَاجِرِينَ: فُقَرَاؤُهُمْ).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۸، ح۲؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۱؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۴۰۶؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۱۲۶؛ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۴، ص۴۱۱ («... عَنْ صَالِحِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ(ع) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فِي كُلِّ الْأُمُورِ أَرَادُوا إِطْفَاءَ نُورِكَ وَ التَّقْصِيرَ بِكَ حَتَّى أَنْزَلُوكَ هَذَا الْخَانَ الْأَشْنَعَ خَانَ الصَّعَالِيكِ...»).
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۰۹؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۱۲۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۳۸۲ («فَلَمَّا وَصَلَ الْكِتَابُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ(ع) تَجَهَّزَ لِلرَّحِيلِ... فَنَزَلَ فِي خَانٍ يُعْرَفُ بِخَانِ الصَّعَالِيكِ وَ أَقَامَ فِيهِ يَوْمَهُ ثُمَّ تَقَدَّمَ الْمُتَوَكِّلُ بِإِفْرَادِ دَارٍ لَهُ فَانْتَقَلَ إِلَيْهَا»).
- ↑ احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۵۷؛ حسین بن همدان خُصیبی، الهدایة الکبری، ص۳۱۷ - ۳۱۶.
- ↑ احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۵۷؛ حسین بن همدان خُصیبی، الهدایة الکبری، ص۳۱۷ - ۳۱۶.
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۲۲، ح۶۸؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۳، ح۱۴؛ محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة الرجال، ص۴۱۸، فی عمرو بن حریث، ح۷۹۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۳۹، ح۶۷۳۳ و ج۱۱، ص۴۶۰، ح۱۵۲۶۱ («... عَنْ عَمْرِو بْنِ حُرَيْثٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) وَ هُوَ فِي مَنْزِلِ أَخِيهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حَوَّلَكَ إِلَى هَذَا الْمَنْزِلِ قَالَ طَلَبُ النُّزْهَةِ»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۸۹، ح۵۷۷؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۴۳؛ محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص۳۰، الکلام علی الواقفة. فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدای، ج۲، ص۳۴؛ محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۳، ص۵۵، ح۳۰۱۱ و ج۱۱، ص۱۴۴، ح۱۴۴۷۹ («... فَقَالَ: إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ حَجُّ صَرُورَتِنَا، وَ مُهُورُ نِسَائِنَا، وَ أَكْفَانُنَا مِنْ طَهُورِ أَمْوَالِنَا...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶.
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۲۱، ح۶۱؛ محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۰۹، ح۶۶۳۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۳، ص۱۶۰، ح۱۰ («... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: قَالَ لَهُ رَجُلٌ رَحِمَكَ اللَّهُ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَرَاهَا فِي بُيُوتِكُمْ؟! فَقَالَ: هَذَا لِلنِّسَاءِ أَوْ بُيُوتِ النِّسَاءِ»). محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ و ص۴۴۸- ۴۴۹، ح۱۳ («... عَنِ الْحَسَنِ الزَّيَّاتِ الْبَصْرِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَنَا وَ صَاحِبٌ لِي وَ إِذَا هُوَ فِي بَيْتٍ مُنَجَّدٍ وَ عَلَيْهِ مِلْحَفَةٌ وَرْدِيَّةٌ وَ قَدْ حَفَّ لِحْيَتَهُ وَ اكْتَحَلَ، فَسَأَلْنَاهُ عَنْ مَسَائِلَ، فَلَمَّا قُمْنَا، قَالَ لِي: يَا حَسَنُ، قُلْتُ: لَبَّيْكَ قَالَ: إِذَا كَانَ غَداً فَائْتِنِي أَنْتَ وَ صَاحِبُكَ، فَقُلْتُ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ إِذَا هُوَ فِي بَيْتٍ لَيْسَ فِيهِ إِلَّا حَصِيرٌ وَ إِذَا عَلَيْهِ قَمِيصٌ غَلِيظٌ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى صَاحِبِي فَقَالَ: يَا أَخَا أَهْلِ الْبَصْرَةِ إِنَّكَ دَخَلْتَ عَلَيَّ أَمْسِ وَ أَنَا فِي بَيْتِ الْمَرْأَةِ وَ كَانَ أَمْسِ يَوْمَهَا وَ الْبَيْتُ بَيْتَهَا وَ الْمَتَاعُ مَتَاعَهَا فَتَزَيَّنَتْ لِي عَلَى أَنْ أَتَزَيَّنَ لَهَا كَمَا تَزَيَّنَتْ لِي فَلَا يَدْخُلْ قَلْبَكَ شَيْءٌ، فَقَالَ لَهُ صَاحِبِي: جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ كَانَ وَ اللَّهِ دَخَلَ فِي قَلْبِي شَيْءٌ، فَأَمَّا الْآنَ فَقَدْ وَ اللَّهِ أَذْهَبَ اللَّهُ مَا كَانَ، وَ عَلِمْتُ أَنَّ الْحَقَّ فِيمَا قُلْتَ»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۷۸.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲.
- ↑ علیاکبر دهخدا، لغتنامه، ج۱۰، واژه «عریض».
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۸، ح۴.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۷۰، ح۷؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۲۰۳، ح۳۷۶۸ («... اشْتَرَى أَرْضاً يُقَالُ لَهَا الْعُرَيْضُ...») سند روایت معتبر است.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۳۸ و ۲۴۴؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۳۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۲۸۷، ح۱ («... وَ كَانَ أَحْمَدُ بْنُ مُوسَى كَرِيماً جَلِيلًا وَرِعاً وَ كَانَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى(ع) يُحِبُّهُ وَ يُقَدِّمُهُ وَ وَهَبَ لَهُ ضَيْعَتَهُ الْمَعْرُوفَةَ بِالْيَسِيرَةِ...»).
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۰۹.
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۴۰، ح۱۵۰ و ۱۶۴؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۴۴، ح۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۰۸، ح۱۵۳۸۹ («... عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): يَا بُنَيَّ اتَّخِذِ الْغَنَمَ وَ لَا تَتَّخِذِ الْإِبِلَ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۲۹۹-۳۰۰، ح۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۸۲، ح۲۴۲۰۷ («... كَانَتْ لِإِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) دَنَانِيرُ وَ أَرَادَ رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى الْيَمَنِ فَقَالَ إِسْمَاعِيلُ: يَا أَبَتِ، إِنَّ فُلَاناً يُرِيدُ الْخُرُوجَ إِلَى الْيَمَنِ، وَ عِنْدِي كَذَا وَ كَذَا دِينَاراً، فَتَرَى أَنْ أَدْفَعَهَا إِلَيْهِ يَبْتَاعُ لِي بِهَا بِضَاعَةً مِنَ الْيَمَنِ؟ فَقَالَ:... يَا بُنَيَّ أَ مَا بَلَغَكَ أَنَّهُ يَشْرَبُ الْخَمْرَ؟ فَقَالَ إِسْمَاعِيلُ: هَكَذَا يَقُولُ النَّاسُ. فَقَالَ: يَا بُنَيَّ لَا تَفْعَلْ»). به گفته مجلسی (مرآة العقول، ج۱۹، ص۴۰۹) سند روایت معتبر است.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۸۷.
- ↑ ابنشبّه، تاریخ المدینة المنورة، ج۱، ص۲۲۱.
- ↑ هرچند سند این نقل، مرفوعه و برخی از راویان آن ناشناخته است و دربارۀ منبع آن نیز دغدغههایی در میان است؛ ولی محتوای آن، با سیرۀ امیرمؤمنان(ع) در محور مخارج سرمایهای تنافی ندارد؛ چون هدف آن حضرت زراندوزی نبوده است؛ چنانکه در متن همان نقل به آن تصریح شده است؛ افزون بر آنکه با روایاتی که دربارۀ فضیلت سرزمین نجف با عنوان «ظهر الکوفه» وارد شده و از مجموع آنها تواتر اجمالی به اعتبار آنها به دست میآید، میتوان به گزارش یادشده دربارۀ خریدن زمین پیشگفته از سوی امام اعتماد کرد.
- ↑ ابنطاووس عبدالکریم، فرحة القری، ص۲۹؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۳، ص۱۶۱، ح۳۲۹۰ («... عُقْبَةَ بْنِ عَلْقَمَةَ قَالَ: اشْتَرَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) أَرْضاً مَا بَيْنَ الْخَوَرْنَقِ إِلَى الْحِيرَةِ إِلَى الْكُوفَةِ - وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ مَا بَيْنَ النَّجَفِ إِلَى الْحِيرَةِ إِلَى الْكُوفَةِ - مِنَ الدَّهَاقِينِ بِأَرْبَعِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ أَشْهَدَ عَلَى شِرَائِهِ. قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، تَشْتَرِي هَذَا بِهَذَا الْمَالِ وَ لَيْسَ يَنْبُتُ حَظّاً فَقَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ: «كُوفَانَ كُوفَانَ، يُرَدُّ أَوَّلُهَا عَلَى آخِرِهَا يُحْشَرُ مِنْ ظَهْرِهَا سَبْعُونَ أَلْفاً يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ» فَاشْتَهَيْتُ أَنْ يُحْشَرُوا مِنْ مِلْكِي»).
- ↑ به گفته یاقوت حموی (معجم البلدان، ج۴، ص۴، ماده خورنق) خَوَرنَق مکانی از سرزمین کوفه است که نهری دارد. طبق نقلی هم، خَوَرنَق نام محلی در یک میلی شرق نجف در عراق عرب است که نعمان بن امرءالقیس (از ملوک لخم) قصری برای یزدگرد اول ساسانی ساخت و به همین سبب مشهور است (علیاکبر دهخدا، لغتنامه، ج۶، ماده «خورنق»). با توجه به تعبیر دوم در روایت «مَا بَيْنَ النَّجَفِ إِلَى الْحِيرَةِ إِلَى الْكُوفَةِ» و مطالب و قراینی که ابنطاووس در فرحة القری آورده، باید گفت این مکان بخشی از سرزمین نجف است که آن حضرت آن را خریده و در آن مدفون شده است و قبر مؤمنان زیادی در آن جای دارد. بخشی از این مکان، همین وادی السلام کنونی است. این برداشت با گزارش اول نیز تنافی ندارد؛ چراکه بر پایه آن گزارش هم، خَوَرنَق در یک میلی شرق نجف جای داشت که زمین خریدهشده آن حضرت بین آن و حیره قرار دارد.
- ↑ احمد بن علی رازی جصاص، الأحکام القرآن، ج۵، ص۳۲۳ («إِنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ ابْنَيْ عَلِيٍّ (رض) اشْتَرَوْا مِنْ أَرْضِ السَّوَادِ»).
- ↑ احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸.
- ↑ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۲، ص۵۱۴.
- ↑ سند این روایت، حسن کالصحیح است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۸).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۹ («... وَ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) لَا يَشْتَرِيَانِ عُقْدَةً حَتَّى يُحْرَزَ إِطْعَامُ سَنَتِهِمَا»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۷۱، ح۷ و ص۲۴۹، ح۱۸؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۲۰۳، ح۳۷۶۸؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۲۰، ح۸۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۸، ح۲۳۰۸ («... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنَّ أَبِي اشْتَرَى أَرْضاً يُقَالُ لَهَا الْعُرَيْضُ فَابْتَاعَهَا مِنْ صَاحِبِهَا بِدَنَانِيرَ فَقَالَ لَهُ: أُعْطِيكَ وَرِقاً بِكُلِّ دِينَارٍ عَشَرَةَ دَرَاهِمَ، فَبَاعَهُ بِهَا، فَقَامَ أَبِي فَاتَّبَعْتُهُ فَقُلْتُ: يَا أَبَتِ لِمَ قُمْتَ سَرِيعاً؟ قَالَ: أَرَدْتُ أَنْ يَجِبَ الْبَيْعُ»). سند روایت معتبر است.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۳۸ و ۲۴۴؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدای، ج۲، ص۳۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۲۸۷، ح۱ («... اشْتَرَى ضَيْعَةً سَمَّاهَا الْيَسِيرَةَ بِثَلَاثِينَ أَلْفَ دِينَارٍ...»).
- ↑ ر.ک: فصل دوم، عنوان «اصول راهبردی»، اصل سوم.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۸۹.
- ↑ ریچارد استاتلی، تحلیل شاخصهای اقتصادی، ص۱۴۴؛ سیاوش مریدی و علیرضا نوروزی، فرهنگ اقتصادی، ص۶۶۸.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۹۶، ح۱ («... عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) بَنَى مَسْجِدَهُ بِالسَّمِيطِ، ثُمَّ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ كَثُرُوا فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ أَمَرْتَ بِالْمَسْجِدِ فَزِيدَ فِيهِ، فَقَالَ: نَعَمْ، فَأَمَرَ بِهِ فَزِيدَ فِيهِ وَ بَنَاهُ بِالسَّعِيدَةِ، ثُمَّ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ كَثُرُوا، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ أَمَرْتَ بِالْمَسْجِدِ فَزِيدَ فِيهِ، فَقَالَ: نَعَمْ، فَأَمَرَ بِهِ فَزِيدَ فِيهِ...»). محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۲، ص۳۵۴، ح۸۵ («... أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) لَمَّا أَخَذَ فِي بِنَاءِ الْمَسْجِدِ قَالَ: ابْنُوا لِي عَرِيشاً كَعَرِيشِ مُوسَى...»).
- ↑ محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۰۱؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۵، ص۲۶۴ («... وَ النَّبِيُّ(ص)... لَمَّا بُنِيَ مَسْجِدُ قُبَاءٍ رَفَعَ حَجَراً ثَقِيلًا فَهَصَرَهُ إِلَى بَطْنِهِ»).
- ↑ محمدصالح بن احمد مازندرانی، شرح الکافی، ج۱۲، ص۵۱۶ («... أَنَّ رَسُولَ اللّهِ(ص) بَنَى مَسْجِدَ الْمَدِينَةِ وَ جَعَلَ مِحْرَابَهُ مُوَاجِهًا لِلْكَعْبَةِ مِنْ غَيْرِ وَسَائِلَ هَنْدَسِيَّةٍ أَوْ نَجُومِيَّةٍ»).
- ↑ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۲، ص۱۲۳؛ علامه حلی، آینه یقین (ترجمه کشف الیقین)، ص۱۲۳ (امیرمؤمنان... «وَ بَنَى مَسْجِدَ الْفَتْحِ فِي الْمَدِينَةِ وَ عِنْدَ مُقَابِلِ قَبْرِ حَمْزَةَ وَ فِي الْمِيقَاتِ وَ فِي الْكُوفَةِ وَ جَامِعِ الْبَصْرَةِ وَ فِي عَبَّادَانَ وَ غَيْرِ ذَلِكَ...»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۵۳۹.
- ↑ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۲۰۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۷، ص۸۱، ح۳ («قَوْلُهُ ﴿وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ﴾ الْآيَةَ، فَإِنَّهُ كَانَ سَبَبُ نُزُولِهَا أَنَّهُ كَانَ بِالْمَدِينَةِ قَوْمٌ فُقَرَاءُ مُؤْمِنُونَ يُسَمَّوْنَ أَصْحَابَ الصُّفَّةِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَمَرَهُمْ أَنْ يَكُونُوا فِي صُفَّةٍ يَأْوُونَ إِلَيْهَا...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹۷، ح۷ («... عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدَّابِقِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ حَمَّاماً بِالْمَدِينَةِ، فَإِذَا شَيْخٌ كَبِيرٌ وَ هُوَ قَيِّمُ الْحَمَّامِ، فَقُلْتُ: يَا شَيْخُ لِمَنْ هَذَا الْحَمَّامُ؟ فَقَالَ: لِأَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع). فَقُلْتُ: كَانَ يَدْخُلُهُ؟ قَالَ: نَعَمْ...»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۵۴۰.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۵۴۱.
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۲۴۸، ح۵۵۸۸؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۳۲، ح۷؛ همو، الإستبصار، ج۴، ص۹۸، ح۶۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۸۷، ح۶ و ص۲۵۴، ح۴ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: تَصَدَّقَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) بِدَارٍ لَهُ بِالْمَدِينَةِ فِي بَنِي زُرَيْقٍ فَكَتَبَ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، هَذَا مَا تَصَدَّقَ بِهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ هُوَ حَيٌّ سَوِيٌّ تَصَدَّقَ بِدَارِهِ الَّتِي فِي بَنِي زُرَيْقٍ صَدَقَةً لَا تُبَاعُ وَ لَا تُوهَبُ حَتَّى يَرِثَهَا اللَّهُ الَّذِي يَرِثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ»، وَ أَسْكَنَ هَذِهِ الصَّدَقَةَ خَالاتِهِ مَا عِشْنَ وَ عَاشَ عَقِبُهُنَّ فَإِذَا انْقَرَضُوا فَهِيَ لِذَوِي الْحَاجَةِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ»).
- ↑ ابنطاووس، سعد السعود، ص۹۶.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۷۳؛ احمد بن علی نجاشی، رجال، ص۴ -۶، ش۱؛ او بردۀ اهدایی عباس به پیامبر بوده و آن حضرت وی را آزاد کرده و سلمی را به ازدواجش درآورده بود و در خیبر زمینی پس از فتح آن به او واگذاشته بود.
- ↑ احمد بن علی نجاشی، رجال، ص۴ - ۶، ش۱.
- ↑ احمد بن علی نجاشی، رجال، ص۴ - ۶، ش۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۵، ص۲۰۲ - ۲۰۳ («... ثُمَّ لَمْ يَزَلْ مَعَهُ حَتَّى اسْتُشْهِدَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ رَجَعَ أَبُو رَافِعٍ مَعَ الْحَسَنِ(ع) إِلَى الْمَدِينَةِ وَ لَا دَارَ لَهُ وَ لَا أَرْضَ فَقَسَمَ لَهُ الْحَسَنُ(ع) دَارَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ نِصْفَيْنِ وَ أَعْطَاهُ بِيَنْبُعَ أَرْضاً أَقْطَعَهَا إِيَّاهُ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۲۵ («... إِنَّ أَبَا الْحَسَنِ(ع) اشْتَرَى دَاراً وَ أَمَرَ مَوْلًى لَهُ أَنْ يَتَحَوَّلَ إِلَيْهَا وَ قَالَ: إِنَّ مَنْزِلَكَ ضَيِّقٌ، فَقَالَ: قَدْ أَحْدَثَ هَذِهِ الدَّارَ أَبِي فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ(ع): إِنْ كَانَ أَبُوكَ أَحْمَقَ يَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُ»). سند روایت صحیح است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۴۳۶). هرچند آن شخص گفت: «این خانه تنگ را پدرم بنا کرده است» و با این بهانه میخواست در خانه پدرش بماند. امام فرمود: «به فرض اگر پدر تو نادان بود، آیا سزاوار است تو مانند او باشی».
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۵۴۱.