سیاست

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از سیاسی)

سیاست به‌معنای اداره امور مملکت و ریاست کردن، عبارت است از امر و نهی صادر از حاکمیت در جهت تنظیم روابط و تدبیر امور مردم در راستای تأمین مصالح آنان و سیاستمدار کسی است که در امور اجتماعی مردم به مصلحت‌اندیشی و تدبیر امور بپردازد.

معناشناسی

سیاست

معنای لغوی

سیاست، واژه‌ای است عربی از ریشه سوس به‌معانی: حکم‌راندن بر رعیت، اداره کردن امور مملکت، حکومت‌کردن، ریاست کردن، حکومت، ریاست، پرداختن به امور مردم بر طبق مصالحشان[۱]، پاس‌داشتن ملک، عدالت و داوری، حکم‌داری، سزا و جزا، محافظت حدود ملک، نگهداری و حراست، امر و نهی، پرورش و پروراندن و اداره امور داخلی و خارجی کشور و خیرخواهی برای مردمان با راهنمایی و هدایت آنان به راه نجات و سعادت در حال یا آینده و نیز حرفه حکومت و مدیریت کارکردهای داخلی و خارجی یک دولت[۲].[۳]

معنای اصطلاحی

سیاست را در فرهنگ‌نامه‌های سیاسی “فن حکمرانی بر جامعه”، “تدبیر مستمر امور اجتماعی” و “دانش قدرت به‌منظور برقراری نظم و امنیت توسط دولت” گویند. همچنین به معنای “ارشاد و هدایت مردم به سوی راهی که موجب نجات آنها شود”، دانسته و برایش انواع و اقسامی تصویر کرده‌اند. “ارشاد در امور ظاهری و باطنی” که بر عهده پیامبران است، “ارشاد در امور ظاهری” که پادشاهان عهده‌دار آنند و “ارشاد در امور باطنی” که بر عهده عالمان دین است[۴]. “قانون رعایت آداب و مصالح و نظم و نظام بخشیدن به امور” هم تعریف کرده‌اند[۵]. می‌توان در اصطلاح آن را “مدیریت و تدبیر مستمر امور جامعه به‌منظور اداره مطلوب آن” دانست[۶].

به سیاست از جنبه‌های مختلف نگریسته شده است. نگاه‌ها و نگرش‌های گوناگون، جنبه‌های مختلف و پرسش‌های متنوعی که دربارۀ قدرت، تدبیر امور جامعه، رابطه دولت و ملت و مانند آن وجود دارد، موجب شکل‌گیری شاخه‌های متنوعی از دانش و تفکر سیاسی شده است: علم سیاست، فلسفه سیاسی، حقوق اساسی، تحلیل مسائل سیاسی و مطالعات سیاسی. برخی از این شاخه‌ها معطوف به مسائل نظری و بنیادین سیاست است و برخی ناظر به جنبه‌های عملی و کاربردی آن. فقه سیاسی نیز با دانش سیاست، از آن‌رو ارتباط دارد که حکم موضوعات سیاسی مطرح در علم سیاست را بیان می‌کند[۷].

سیاستمدار

سیاستمدار به کسی گفته می‌شود که در امور اجتماعی مردم به مصلحت‌اندیشی و تدبیر امور بپردازد. چنان که در زیارت جامعه کبیره نیز از معصومان (ع) با عنوان «ساسة العباد» یاد شده است؛ یعنی کسانی که تأمین مصالح و تدبیر امور اجتماعی مردم را بر عهده داشته‌اند[۸].

سیاست در روایات

واژه سیاست در روایات درباره پیامبران گذشته و پیامبر اسلام(ص) و امامان به کار رفته است. در منابع اهل‌سنت نقل شده که رسول خدا(ص) درباره پیامبران بنی‌اسرائیل می‌فرماید: «بنی‌اسرائیل را پیامبران آنان اداره می‌کردند؛ هرگاه پیامبری می‌رفت، پیامبر دیگری جانشین وی می‌شد»[۹]. در معنای این عبارت نوشته‌اند: پیامبران امور اجتماعی و سیاسی آنان را مانند فرماندهان و والیان بر عهده می‌گرفتند[۱۰]. در روایتی در کافی امام صادق(ع) بیان می‌کند که خداوند به نیکی پیامبر(ص) را تربیت کرد: «پس خداوندامر دین و کار امت را به او واگذار کرد تا به سیاست و هدایت مردم بپردازد؛ پس فرمود: آنچه رسول برای شما آورده بگیرید و از آنچه از آن نهی کرده است، دوری کنید»[۱۱].

این حدیث سیاست را به معنای امر و نهی و اجرای دستورهای پیامبر(ص) دانسته که معنای دوم است و چون پس از بیان تربیت رسول خدا(ص) بیان شده، بدیهی است که این امر و نهی باید در جهت اصلاح مردم باشد.

در روایات، یکی از ویژگی‌های امام، آگاهی وی به سیاست[۱۲] دانسته شده است؛ یعنی آنان آگاه هستند به مواردی که برای اصلاح و تربیت اجتماعی مردم لازم است؛ بنابراین اگر حکومتی سیاستش در جهت اصلاح جامعه و هدایت مردم به سوی قوانین شرع نبود، با او به مبارزه می‌پرداختند و در جهت اصلاح جامعه و حکومت برای اجرای قوانین شرع تلاش می‌نمودند که از آن به مبازره سیاسی تعبیر می‌شود؛ مبارزه‌ای که همراه با آگاهی‌بخشی به اقشار مختلف جامعه که مسیر درست اسلامی را نشان می‌دهد و انحرافات حکومت‌ها را آشکار می‌نماید[۱۳].

مبانی نظام سیاسی اسلام

  1. تشکیل حکومت مقدمه اعمال سیاست: برای اعمال سیاست لازم است ابتدا حکومت تشکیل شود و امام و حاکم جامعه مشخص گردد. قرآن کریم حکومت را مخصوص خداوند می‌داند[۱۴] در منظر قرآن حکومت و سرپرستی (ولایت) پیامبر و امامان در امتداد ولایت الهی و امری مقرر است[۱۵]. در منطق قرآن؛ رسول گرامی اسلام و اولوالامر بر مردم ولایت داشته و اطاعت آنان بر امت واجب است[۱۶].
  2. ولایت و قدرت الهی، سلطه‌ناپذیری نسبت به ستمگران: زمانی که حاکمیت و قدرت مخصوص خداوند باشد، قدرت‌های ظاهری پادشاهان، خلفا و قدرت‌های بین‌المللی زودگذر، زوال‌پذیر و حقیر هستند، لذا انسان فقط در برابر ذات خداوند تسلیم می‌شود و اطاعت هیچ‌کس را، مگر اطاعت خداوند، نمی‌پذیرد. از سوی دیگر توجه به این قدرت، حاکمان جامعه را از فساد و ظلم برحذر می‌دارد.
  3. تولی و تبری: تولی و تبری دو رکن اعتقادی و عملی است که در قرآن کریم نیز به آنها اشاره شده است[۱۷]. این دو رکن علاوه بر زمینه فردی، در حیطه سیاست و حکومت نیز جلوه‌گر است. امام سجاد (ع) با اشاره به این دو، این راه را به سیاستمداران نشان می‌دهد که با دوستان خداوند تولّی و با دشمنان خدا تبرّی داشته باشند[۱۸].
  4. عمل به احکام الهی: بر اساس تعریف سیاست که هدایت جامعه به سوی خیر و صلاح است، سیاست در نظام اسلامی منوط به اجرای احکام الهی است که افراد را به سوی خیر و صلاح هدایت می‌کند[۱۹].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. القیام علی الشیء بما یصلحه!؛ المنجد.
  2. ابن‌اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۲، ص۴۲۱ »فی الحدیث: کانت بنو اسرائیل تسوسهم أنبیاؤهم» أی تتولی امورهم کما تفعل الامراء والولاة بالرعیة. و السیاسة: القیام علی الشیء بما یصلحه؛ جوهری، صحاح، ج۳، ص۹۳۸ سوس الرجل امور الناس: اذا ملک امورهم؛ طریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۷۸ فی وصف الائمة (ع) أنتم ساسة العباد. و فیه الامام عارف بالسیاسة. و فیه ثم فوض الی النبی (ص) أمر الدین و الامة لیسوس عبادة. کلذلک من سست الرعیة سیاسة: أمرتها و نهیتها. و ساس زید سیاسة: امر وقام بأمره (فراهیدی، کتاب العین، ج۷، ص۳۳۶)؛ فرهنگ فارسی معین و لغت‌نامه دهخدا؛ لسان‌العرب، ج۶، ص۱۰۷.
  3. نصرتی، علی اصغر، نظام سیاسی اسلام، ص ۱۷؛ ملک‌زاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور ص ۲۹؛ ورعی، سید جواد، درسنامه فقه سیاسی، ص ۶؛ ذاکری، علی اکبر، سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۳۸.
  4. استصلاح الخلق بإرشادهم الی الطریق المنجی فی الدنیا و الآخرة؛ فهی من الأنبیاء علی الخاصة والعامة فی ظاهرهم و باطنهم، و من السلاطین و الملوک علی کل منهم فی ظاهرهم، و من العلماء ورثة الأنبیاء، فی باطنهم لاغیر (تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۹۹۳).
  5. رسمت السیاسة بأنها القانون الموضوع لرعایة الآداب و المصالح و انتظام الاموال (تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۹۹۳).
  6. أن السیاسة فی التدبیر المستمر و لایقال للتدبیر الواحد سیاسة فکل سیاسة تدبیر و لیس کل تدبیر سیاسة، والسیاسة أیضا فی الدقیق من امور المسوس علی ما ذکرنا قبل فلایوصف الله تعالی بها لذلک (ر. ک: عسکری، الفروق فی اللغة، ص۱۸۶).
  7. ورعی، سید جواد، درسنامه فقه سیاسی، ص ۶.
  8. ملک‌زاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور ص ۲۹.
  9. «إِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانَتْ تَسُوسُهُمْ أَنْبِيَاؤُهُمْ كُلَّمَا ذَهَبَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ»؛ ابن‌ابی‌شیبه، المصنف (تحقیق کمال یوسف حوت)، ج۷، ص۴۶۴؛ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۳، ص۱۲۷۳؛ احمد بن حنبل، مسند أحمد بن حنبل، ج۲ ص۲۹۷؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۷۱.
  10. أَي تتولى أُمورَهم كما يفعل الأُمَراء و الوُلاة بالرَّعِيَّة؛ ابن‌اثیر جزری (مبارک)، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج۲، ص۴۲۱؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۷۸.
  11. «فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۶؛ محمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۳، ص۶۱۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۷، ص۴.
  12. «عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ»؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۲؛ ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۴۱؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص۶۷۸.
  13. ذاکری، علی اکبر، سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص۴۲.
  14. ﴿وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «و فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۹.
  15. ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  16. ﴿النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ... «پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.».. سوره احزاب، آیه ۶؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.
  17. سوره توبه، آیه ۲۳؛ سوره مجادله، آیه ۲۲.
  18. نیایش بیست‌و‌پنجم.
  19. فرح‌زادی، فاطمه، مقاله «سیاست»، دانشنامه صحیفه سجادیه، ص۲۷۷ ـ ۲۷۹.