شهربانو در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

طبق نظر مشهور، شهربانو دختر یزدْگِرد، همسر امام حسین (ع) و مادر امام زین العابدین (ع) است. اختلاف در نام و نسب ایشان بسیار است و حتی برخی در اینکه شهربانو مادر امام سجاد (ع) بوده است نظری مخالف دارند. درباره زمان اسارت آن بانو که آیا در زمان حلیفه دوم بوده است یا خلیفه سوم و یا در زمان امیرالمؤمنین (ع) نیز اختلاف نظر وجود دارد و براساس منابع و ادله، قول سوم به واقع نزدیک‌تر است. شهربانو هنگام تولد امام سجاد (ع) از دنیا رفتند و لذا در کربلا حضور نداشته‌اند.

مقدمه

شهربانو دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پسر شهریار بن شیرویه بن خسرو پرویز بود[۱]. یزدگرد سوم پس از چند جنگ که در دوران پادشاهی او میان ایرانیان و اعراب مسلمان رخ داد و به غلبه اعراب انجامید از مغرب ایران به سمت مشرق رفت تا از خاقان چین کمک بگیرد اما سرانجام در سال ۳۱ هجری بر اثر خیانت سردارانش در قریه زریق نزدیک مرو به دست آسیابانی کشته شد و دوران سلسله ساسانی به پایان رسید[۲].[۳]

شهربانو به دست مسلمانان اسیر شد و در مدینه به عقد امام حسین (ع) در آمد. شهربانو دارای طهارت نفس و صفای باطن بود. خداوند متعال او را از بلایا حفظ کرد تا به مدینه برسد و با امام حسین (ع) ازدواج کند و فرزندی مانند سیدالساجدین (ع) به دنیا آورد که جهان از شعاع نورش روشن گردد. این افتخار و شایستگی نصیب این بانوی ایرانی گردید که هشت امام از نسل امام سجاد (ع) و نوادگان آن بانوی بزرگوار باشند[۴].

نام‌ها و لقب‌ها

از شهربانو با نام‌های فارسی چون شهربانویه[۵]، جهان بانویه[۶]، جهان‌شاه[۷]، شهرناز[۸]، شاه زنان[۹] و نام‌های عربی چون سُلافه[۱۰]، غزاله[۱۱]، خلوه[۱۲]، حلوه[۱۳]، خوله[۱۴]، حِرار[۱۵]، بره[۱۶] و سلامه[۱۷] نام برده شده است. روایاتی نیز حاکی از آن است که امیرالمؤمنین علی(ع) او را شهربانویه نامید[۱۸]؛ یا نام او را به مریم یا فاطمه تغییر داد[۱۹]. به نظر می‌رسد داشتن نام عربی برای این بانو به سبب سهولت تلفظ برای اطرافیانش بوده است[۲۰].

در صحیفه حضرت زهرا (س)، که نام همه امامان و مادرانشان در آن آمده، نام مادر امام سجاد (ع)، شهربانو آمده است[۲۱]. یوسف بن حاتم شامی گوید: «مادر امام سجاد (ع)، دختر یزدجرد، دارای نسبت معروف و بهترین زن عصر خود بود»[۲۲].

امیر المؤمنین (ع) او را مفتخر به لقب مریم یا فاطمه (س) نمود؛ زیرا او از زشتی‌ها پاک بود و مانند مریم (ع) فرزندی زاهد و عابد داشت و نزد زنان، معروف به سیده زنان بود[۲۳].[۲۴]

شهربانو کیست؟

گروهی وی را دختر یزدگرد، برخی دختر کسرا، بعضی دختر سبحان الملک و برخی دختر ملک هرب دانسته‌اند[۲۵].

با رجوع به منابع گوناگون شاهزادگی شهربانو به عنوان مادر امام سجاد(ع) ثابت می‌شود. از میان نسب‌شناسان شاید ابویقظان سحیم (م ۱۹۰ق) قدیم‌ترین فردی باشد که این نظر را تأیید کرده و زمخشری[۲۶] با استناد به گفته او، مادر امام سجاد(ع) را دختر یزدگرد دانسته است. افزون بر این بسیاری از کتب انساب و طبقات[۲۷] و دیگر نویسندگان آثار حدیثی، روایی و فقهی[۲۸] و آثار ادبی، تاریخی و جغرافیایی این مطلب را تأیید و تکرار کرده‌اند[۲۹]. اغلب این منابع پیش از قرن نهم هجری تألیف شده است و ربطی به صفویه ندارد پس وجود این بانو امری مسلم و غیر قابل انکار است.

دلیل دیگر در اثبات اینکه مادر امام سجاد(ع) دختر یزدگرد می‌باشد این است که برخی مورخان، مادر یزید بن ولید بن عبدالملک بن مروان (یزید الناقص) خلیفه اموی را شاه‌فرید یا شاه‌آفرید دختر فیروز بن یزدگرد خوانده و گفته‌اند که مادر امام سجاد(ع) عمه آن بانو بوده است[۳۰]. با این حال، برخی منابع کهن از مادر امام سجاد(ع) با عنوان ام ولد[۳۱] یاد کرده و گاه نام او را نیز ذکر کرده‌اند[۳۲]. پس از آن مورخانی چون ابن جوزی، ابن کثیر و ابن حجر عسقلانی همین نظر را مستند خود قرار داده‌اند[۳۳]. گاهی نیز با عنوان فتاة (برده‌ای جوان) و یا برده از او نام برده شده است[۳۴]. برخی نیز مادر امام سجاد(ع) را زنی سِندی[۳۵] نام برده‌اند[۳۶].

از عقیده این مورخان و محدثان که مادر امام سجاد(ع) را از «سند» معرفی کرده و یا «فتاة» یا «ام ولد» خوانده‌اند، استنباط نمی‌شود که آن بانو دختر یزدگرد نباشد. چنان‌که ذهبی[۳۷] هم او را «ام‌ولد» و هم دختر یزدگرد دانسته است[۳۸].

مورخان درباره زادگاه مادر امام سجاد (ع) نیز اختلاف نظر دارند. بنابر نظر مشهور، او ایرانی است. برخی او را کابلی و برخی اهل سِند دانسته‌اند. یعقوبی می‌نویسد: نام مادر امام سجاد (ع)، «حرار» بود. امام حسین (ع) او را «غزاله» نامید. گفته شده که مادرش از اسیران کابل بود[۳۹]. یکی از نویسندگان لبنانی می‌گوید: یزدگرد از مدائن که در غرب ایران واقع است، به سوی کابل رهسپار گردید تا از آبادی و سرسبزی کابل استفاده کند. در این سفر، یزدگرد دختران خود را نیز همراه خود برد. پس از مدتی، سپاهیان عرب به کابل حمله کردند و برخی قلعه‌های کابل را فتح کردند. یزدگرد مُرد و دخترانش اسیر شدند[۴۰].

نیز نوشته‌اند که نام مادر امام سجاد (ع)، غزاله و به قول صحیح‌تر، شهربانو بود. پدرش در هرات از لشکر اسلام شکست خورد و به آسیابی گریخت. آسیابان، شبانه سر وی را برید و دخترش اسیر شد[۴۱]. نیز نوشته‌اند که مادر امام سجاد (ع)، سندی بود[۴۲].[۴۳]

راه‌یابی به مدینه

درباره این که شهربانو چگونه و در زمان کدام خلیفه به اسارت مسلمانان در آمد و به مدینه آورده شد، نظرهای مختلفی وجود دارد. بعضی روایات، اسارت او را در زمان خلافت عمر و بعضی در زمان خلافت عثمان و بعضی در زمان خلافت امیرالمؤمنین (ع) دانسته‌اند. سه روایت مختلف در این زمینه وجود دارد:

اسارت در زمان عمر

گروهی از نویسندگان اسارت او را در عهد خلیفه دوم عمر بن خطاب و بیشتر در زمان فتح مدائن (سال ۱۶ق) دانسته‌اند[۴۴]. در میان نسب‌شناسان ابویقظان سُحیم داستانی را نقل کرده است پس از او نویسندگان دیگر قول او را در کتاب‌های خود ذکر کرده‌اند. ابویقظان گفته است که قریشیان رغبتی به کنیزان «ام‌ولد» نداشتند تا اینکه کنیزان سه تن از بهترین اهل زمان خود علی بن الحسین، قاسم بن محمد بن ابی بکر و سالم بن عبدالله بن عمر را به دنیا آوردند و داستان چنین است که دختران یزدگرد را به اسیری نزد عمر آوردند و عمر خواست تا آنان را بفروشد. علی(ع) به او گفت دختران پادشاه را نمی‌فروشند. بهای آنان را معین کنید. سپس آن حضرت بهای آنان را پرداخت و آن سه را به پسرش حسین، به پسر ابوبکر و به پسر عمر بخشید[۴۵]. در برخی روایات دختران یزدگرد را دو تن[۴۶] و پاره‌ای روایات یک تن[۴۷] ذکر کرده‌اند.

گفته شده است چون این دختر (شهربانو) بر عمر وارد شد، سخنی حاکی از خشم و ناراحتی گفت. عمر قصد او کرد و امیرالمؤمنین علی(ع) از او خواست تا آزاری به ایشان نرساند و او را به اختیار خود گذارد تا مردی را انتخاب کند و او حسین(ع) را انتخاب کرد و چون علی بن الحسین(ع) را به دنیا آورد آن حضرت را فرزند دو برترین و بهترین برگزیده‌ها (ابن الخیرتین) خواندند؛ زیرا خداوند از عرب، هاشم و از عجم، فارس را برگزید[۴۸]. اما این روایت به دلیل وجود عمرو بن شمر در سند آنکه علمای رجال او را جرح کرده‌اند بی‌اعتبار است. به علاوه این برداشت با ظاهر قرآن و روح شریعت اسلامی سازگاری ندارد و قرآن کریم سبب کرامت را تقوا دانسته است[۴۹].

به نظر می‌رسد این روایت اواخر قرن اول یا اوایل قرن دوم ساخته شده است. به هر روی روایات دال بر اسارت شهربانو در زمان عمر مردود است؛ زیرا به نوشته برخی منابع یزدگرد در اواخر سال ۱۳ هجری در بیست و یک سالگی به تخت نشست و در سال ۳۱ هجری درگذشت[۵۰]. اما برخی مورخان درباره سن او هنگام جلوس گفته‌اند که وی کودکی نابالغ[۵۱]، یازده ساله[۵۲]، پانزده ساله[۵۳]، یا شانزده ساله[۵۴] بوده است. این نوسان زمانی ده ساله نیز یکی از دلایل مجعول بودن حضور دختران یزدگرد در نزد عمر به مدینه است حتی اگر روایت نخست بیست و یک ساله را بپذیریم یزدگرد در زمان جنگ قادسیه (سال ۱۴ یا ۱۵ یا ۱۶) یا جنگ مدائن (سال ۱۶) نمی‌توانسته صاحب دختر یا دخترانی باشد که آمادگی ازدواج داشته‌اند و اگر هم دختران خردسال او به مدینه برده شده‌اند، قادر به چنان سخنانی با عمر بن خطاب نبوده‌اند[۵۵]. همچنین براساس گزارش مورخان، هنگام جنگ‌های اعراب با ایرانیان، یزدگرد و خاندان او هیچگاه در میدان نبرد نبوده‌اند، بلکه وی از شهری به شهر دیگر در گریز و عقب‌نشینی بود و زنان و فرزندان و خزانه خود را همراه داشته است[۵۶]. بنابراین اسارت شهربانو در زمان عمر پذیرفتنی نیست حتی اگر شهربانو را در آخرین روزهای زندگانی عمر، یعنی سال ۲۳ هجری به مدینه آورده باشند بین اسارت او و تولد علی بن الحسین(ع) به روایتی سال ۳۳[۵۷] و بنابر مشهور سال ۳۸[۵۸] هجری یعنی حدود ده تا پانزده سال فاصله است و این زمان زیادی است. مجلسی به هر دو استبعاد اشاره کرده است[۵۹]. از طرف دیگر وقتی عمر درگذشت هنوز خراسان و قسمت‌های شمالی و شمال شرقی فلات ایران به دست اعراب نیفتاده بود و یزدگرد و خاندانش در همین نواحی اقامت داشتند و امکان دستیابی اعراب در زمان عمر و حتی در زمان خلافت عثمان به تمام خراسان یا به افرادی از خاندان سلطنت ساسانیان به کلی منتفی است[۶۰].

اسارت در زمان عثمان

اما به روایتی اسارت دختران یزدگرد در عهد عثمان (حک: ۲۳-۳۵ق) روی داده است. یزدگرد در هنگام رسیدن به پادشاهی در هر سنی باشد، به هر صورت ازدواج کرده و صاحب فرزندانی شده است. به نوشته مسعودی[۶۱]، یزدگرد هنگام مرگ در سی و پنج سالگی، دو پسر (بهرام و فیروز) و سه دختر (آدرک، شهربانو و مردوند یا مروارید) داشته است؛ و در سیر و حرکت، حُرم (همسر و فرزندان) خود را به همراه داشته است. پس محتمل است افرادی از خاندانش پس از مرگ او (۳۱هجری) در زمان عثمان به اسارت گرفته شده باشند[۶۲].

ابن بابویه[۶۳] به روایت سهل بن قاسم نوشجانی نقل کرده که امام رضا(ع) از خویشاوندی خود با ایرانیان خبر داد و فرمود: هنگامی که عبدالله بن عامر بن کریز خراسان را فتح کرد بر دو دختر یزدگرد دست یافت و آنان را نزد عثمان فرستاد. عثمان یکی را به حسن بن علی و دیگری را به حسین بن علی(ع) بخشید و آن دو دختر در هنگام زایمان از دنیا رفتند. اما روایت ابن بابویه با برخی از امور مسلم موافقت ندارد. هیچ‌یک از مورخان و محدثان در میان همسران امام حسن مجتبی(ع) از دختر یزدگرد یا بانویی ایرانی‌نژاد نامی نبرده‌اند. ممکن است کاتبان و ناسخان متعصب شیعی به جای نام محمد بن ابی‌بکر نام امام حسن مجتبی(ع) را در روایت ابن بابویه وارد نموده باشند. به هر حال به جز این اشکال، روایت ابن بابویه از چند جهت قابل قبول می‌باشد:

  1. عبدالله بن عامر در بین سال‌های ۲۹ - ۳۵ هجری والی بصره بود و همزمان یا خود بر خراسان حکومت می‌کرد و یا منصوبین از طرف او. صحت روایت فوق از این جهت پذیرفتنی است.
  2. این روایت از نظر سند هیچ‌گونه ضعفی ندارد.
  3. تولد امام سجاد(ع) بنا به مشهورترین اقوال به سال ۳۸ هجری[۶۴] و تولد قاسم بن محمد بن ابی‌بکر در سال ۳۶ یا ۳۸ هجری بوده است[۶۵]. پس اسارت و اعزام دو شاهدخت پس از آنکه لشکر مسلمانان به فرماندهی عبدالله بن عامر و دیگر امرا در سال ۳۳ هجری در خراسان فتوحاتی کردند[۶۶]، صورت گرفته است.
  4. امام حسین(ع) و محمد بن ابی‌بکر از طریق دو دختر یزدگرد باجناق یکدیگر بوده‌اند و پسرخاله بودن امام سجاد(ع) و قاسم بن محمد بن ابی‌بکر در بین نویسندگان معلوم بوده است[۶۷].

به نظر می‌رسد درست‌ترین روایت در مورد مادر امام سجاد(ع) روایت ابن بابویه باشد. از کسانی که اسارت شهربانو را در زمان عثمان می‌دانند می‌توان به این افراد اشاره کرد: ابونصر سهل بن عبدالله بخاری، محمد بن جریر طبری، شیخ مفید، فتال نیشابوری، ابوعلی فضل بن حسن طبرسی، ابن شهرآشوب مازندرانی، ابن عنبه، رفاعی مخزومی، علامه حلی، محمد بن ادریس حلی و یوسف بن مطهر حلی[۶۸].[۶۹]

اسارت در زمان امیر المؤمنین

حریث بن جابر حنفی، کارگزار حضرت علی‌(ع) در یکی از نواحی مشرق، دو دختر یزدجرد را به حضور امام علی (ع) فرستاد. آن حضرت، شاه‌زنان را به فرزندش حسین (ع) بخشید و از او حضرت سجاد (ع) متولد شد و دیگری را به محمد بن ابی بکر بخشید و قاسم بن محمد از او به دنیا آمد؛ بنابراین، امام سجاد (ع) و قاسم پسر خاله‌اند[۷۰].

تفاوت زمانی در این روایات و ناسازگاری بعضی از آنها با تاریخ فتوحات اسلامی و انقراض سلسله ساسانی، سبب شده است که به تازگی نسب و زمان اسارت شهربانو و ازدواج امام حسین (ع) با زنی ایرانی به نام شهربانو مورد اختلاف و گفت‌وگوی فراوان باشد[۷۱].

به نظر می‌رسد روایت اسارت شهربانو در زمان عثمان که شیخ صدوق نقل کرده، قابل اعتماد باشد؛ زیرا شیخ صدوق مورد اعتماد همه علمای شیعه است و این روایت وی با نظر مسعودی که قتل یزدگرد را در سال ۳۱ه در زمان خلافت عثمان دانسته[۷۲]، سازگاری دارد.

علامه مجلسی درباره روایت اسارت شهربانو در زمان عمر می‌گوید: بعید است این خبر صحّت داشته باشد؛ زیرا اسارت خاندان یزدجرد بعد از قتل او و در زمان خلافت عثمان واقع شده است؛ نه در زمان خلافت عمر. افزون بر آن، همه پذیرفته‌اند که ولادت امام سجاد (ع) در سال ۳۸ هجری واقع شده است. بعید است شهربانو از زمان عمر تا سال ۳۸ باردار نشده باشد[۷۳].[۷۴]

خواب ملکوتی شهربانو

از شهربانو نقل شده است: قبل از آمدن لشکر اسلام، در خواب دیدم حضرت رسول (ص) و امام حسین (ع) داخل خانه ما شدند و رسول خدا مرا برای امام حسین خواستگاری کرد و پدرم مرا به ازدواج او در آورد. شب بعد، حضرت زهرا (س)را در خواب دیدم که نزد من آمد و اسلام را بر من عرضه کرد و من در خواب، به دست آن حضرت مسلمان شدم. سپس فرمود: «لشکر مسلمانان به این زودی بر پدر تو چیره خواهد شد و تو را به اسیری می‌گیرند و به زودی به فرزندم می‌رسی و خدا نخواهد گذاشت که کسی دست به تو رساند تا آنکه به فرزندم برسی». خدا مرا حفظ کرد که هیچ‌کس به من دست نزند تا آنکه مرا به مدینه آوردند[۷۵].[۷۶]

پرسش علی (ع) و جواب شهربانو

شهربانو را در اسارت به مدینه آوردند. حضرت علی (ع) از او پرسید: از پدرت در حادثه فیل‌سواران چیزی به یاد داری؟ شهربانو عرض کرد: به خاطر دارم که پدرم در آن هنگام می‌گفت هرگاه اراده خداوند بر چیزی غالب شد، همه آرزوها در برابر آن خوار و ناکام می‌گردد و هرگاه مدت عمر و شوکت به پایان رسید، مرگ خواهد رسید و چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر آن نیست. حضرت علی (ع) فرمود: پدرت چه نیکو سخن گفته است. همه مقدرات الهی بر تدبیر و خواهش‌های انسان، پیروز می‌گردد[۷۷].[۷۸]

ازدواج

به پیشنهاد امیر المؤمنین (ع)، دختر یزدگرد از اسارت رهایی یافت و قرار شد یکی از جوانان مسلمان را، آزادانه به همسری خود بپذیرد. عده‌ای از جوانان خواهان ازدواج با او بودند. امیر المؤمنین (ع) از شهربانو پرسید: آیا قصد ازدواج داری؟ شهربانو سکوت کرد. حضرت علی (ع) فرمود: وی اراده و قصد دارد، فقط مانده است که چه کسی را اختیار کند. کسی از حضرت علی (ع) پرسید: از کجا دانستید که قصد شوهرکردن دارد؟ فرمود: روش پیغمبر (ص) چنین بود که هر وقت دختری را نزد آن حضرت می‌آوردند تا او را به ازدواج کسی درآورد، پیامبر از دختر می‌پرسید: آیا راضی به شوهر کردن هستی؟ اگر آن دختر به واسطه شرم و حیا، سکوت می‌نمود، پیامبر سکوت او را نشانه رضایتش می‌دانست.

حضرت علی (ع) از شهربانو پرسید: کدام یک از خواستگارانت را برمی‌گزینی؟ شهربانو امام حسین (ع) را برگزید. برای بار دوم به او اجازه داده شد که کسی را انتخاب کند و شهربانو باز هم امام حسین (ع) را خواست.

امیر المؤمنین (ع) به شهربانو فرمود: چه کسی را ولی خود قرار می‌دهی؟ عرض کرد: شما را. امیر المؤمنین (ع) به حذیفه دستور داد خطبه عقد را بخواند. او نیز خطبه عقد را خواند[۷۹].[۸۰]

سفارش علی (ع) به امام حسین (ع)

امیر المؤمنین (ع) به امام حسین (ع) فرمود: فرزندم! حرمت این زن را نگه دار و از او محافظت کن و به او نیکی کن؛ زیرا که به زودی بهترین فردِ زمانش را بعد از تو - که سید عرب و عجم خواهد شد - به دنیا خواهد آورد[۸۱].[۸۲]

بازتاب ازدواج امام حسین (ع) با شهربانو

اعراب، ازدواج با کنیزان و غیر عرب را برای خود ننگ می‌دانستند. ازدواج امام حسین (ع) با شهربانو تأثیر سازنده‌ای در از بین بردن این تعصبات خشک و بی‌روح داشت. یعقوبی در این‌باره می‌گوید: موقعی که امام حسین (ع) با شهربانو - که کنیزی از عجم بود -ازدواج کرد و امام زین العابدین (ع) از وی به دنیا آمد، عرب‌ها متوجه کمال و منزلت و برازندگی ذاتی او شدند و آرزو می‌کردند که‌ای کاش مادر آنان نیز کنیز می‌بود، و پس از آن بود که به ازدواج با کنیزان روی آوردند[۸۳].

مردی از قبیله قریش که مادرش کنیز بود، می‌گوید: روزی دوستم، سعید بن مسیب، به من گفت: دایی‌های تو کیستند؟ گفتم: مادر من کنیز است. سعید با شنیدن این سخن، از من روی گرداند و در نظرش کوچک آمدم. روزی نزد سعید بودم که امام سجاد (ع) وارد شد. سعید با نهایت احترام و تعظیم، با او برخورد کرد. وقتی آن حضرت تشریف بردند، به سعید گفتم: سعید! این مرد که بود؟ سعید گفت: او کسی است که هیچ مسلمانی نیست که او را نشناسد. او علی بن حسین (ع) است. پرسیدم: مادرش کیست؟ گفت: مادرش کنیز است. به سعید گفتم: پس چرا وقتی به تو گفتم مادرم کنیز است، از نظرت افتادم؟ سعید همان هنگام به اشتباه خود پی برد[۸۴].[۸۵]

آسمانی‌ترین بانوی پارسی

دختر یزدگرد در خانه پدر دارای عزت و شرف بود؛ ولی در دوران اسارت احترام او رو به افول گذاشت. خداوند چنین مقدّر فرمود که او در سرزمین غربت، در دوران اسارت، عزت و شکوهِ پیشین؛ بلکه هزاران بار فراتر از آن را به دست آورد و به مقام پر افتخار همسری امام و مادری امام دست یابد؛ از این‌رو حضرت علی (ع) درباره‌اش فرمود: «وَ هِيَ أُمُ الْأَوْصِيَاءِ الذُّرِّيَّةِ الطَّيِّبَةِ»[۸۶]؛ او مادر اوصیا از ذریه پاک است.

شهربانو اولین زن پارسی بود که افتخار ورود به خاندان نبوت را یافت و مادر امام معصوم گردید؛ زیرا پیش از او مادران امامان معصوم، همگی از عرب و از بنی‌هاشم بودند.

امام حسین (ع) پنج بار ازدواج کرد. اولین همسر آن حضرت، شهربانو بود[۸۷]. بنا به نظر شیخ مفید، علی، ملقّب به زین العابدین، نخستین پسر امام حسین (ع) و شهربانو است؛ بنابراین او از حضرت علی اکبر (ع) بزرگ‌تر است[۸۸].

تنها فرزند شهربانو، امام سجاد (ع) در مدینه، در خانه حضرت فاطمه (س) قدم به جهان نهاد[۸۹] و سلسله امامت از نسل فرزند همین بانو امتداد یافت[۹۰].

وفات

از تاریخ ولادت، ازدواج و درگذشت شهربانو اطلاع دقیقی در دست نیست. بنابر نظر مشهور، تنها بانوی آسمانی پارسیان در سال ۳۸ هجری در نفاس تولد امام سجاد (ع) رحلت نمود. آسمانی‌ترین مادر پارسی نتوانست بیش از ده روز، سیمای پرفروغ آسمانی‌ترین نوزاد سال ۳۸ هجری را ببیند و آفتاب عمرش غروب کرد[۹۱].

برخلاف نظر مشهور، برخی مورخان، مانند ابن سعد و ابن خلَکان (از مورخان اهل سنت) می‌گویند: مادر امام سجاد (ع) پس از شهادت شوهرش، امام حسین (ع)، زنده بود و امام سجاد (ع) بعد از شهادت پدرش، او را به همسری زید در آورد. به همین سبب بود که عبدالملک بن مروان امام را سرزنش نمود و امام سجاد (ع) برای او نوشت: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[۹۲].[۹۳]

ابن‌شهرآشوب، به نقل از مقتل ابومخنف می‌نویسد: جاؤا بالحرم اُسارى الا شهربانوية فانها اتلفت نفسها في الفرات[۹۴]؛ همه اهل حرم را به اسارت بردند؛ مگر شهربانو که خود را در آب فرات انداخت و هلاک نمود».

در اصول کافی، باب محدث بودن ائمه آمده است: عبدالله بن زید[۹۵] برادر مادری علی (امام سجاد (ع)) است. کمره‌ای (مترجم اصول کافی) در توضیح آن می‌نویسد: عامه گفته‌اند که عبداللّه بن زید، برادر مادری امام چهارم است؛ ولی طبق عقیده شیعه، امام چهارم از دختر یزدگرد است و مادرش بعد از زایمان، وفات کرد و آن حضرت برادرِ مادری نداشت[۹۶].

حضرت رضا (ع) فرمود: مادر امام زین العابدین (ع) در مدت نفاس از دنیا رفت و بعضی از کنیزان امام حسین(ع)، علی بن حسین (ع) را بزرگ کردند. امام زین العابدین (ع) کنیزی را که دایه‌اش نیز بود، به ازدواج غلامِ خود درآورد؛ ولی مردم گمان کردند آن بزرگوار مادر خود را به ازدواج غلام خود در آورده است[۹۷].[۹۸]

آرامگاه

به نظر برخی مورخان، شهربانو در کوفه دنیا را وداع گفت و بنابر نظر بعضی، در مدینه. این دو نظر از اختلاف مورخان در مورد محل تولد زین العابدین علیه ناشی شده است؛ زیرا بنابر نظر مشهور، شهربانو در نفاس فرزندش از دنیا رفت. یکی از نویسندگان معاصر درباره مکان تولد امام زین العابدین (ع) می‌نویسد: به نظر من، آن حضرت در کوفه به دنیا آمد؛ زیرا راویان و مورخان اتفاق نظر دارند که آن حضرت دو سال پیش از وفات جدش، امیر المؤمنین (ع)، به دنیا آمده است.

آشکار است که امام حسین (ع) و خانواده آن حضرت همراه امیر المؤمنین (ع) در کوفه بودند و هیچ‌یک از آنان در طول خلافت آن حضرت، در مدینه اقامت نداشتند[۹۹]. بنابراین، آرامگاه شهربانو در کوفه است؛ زیرا او در نفاس ولادت امام سجاد (ع)، وفات یافت.

در بسیاری از منابع، آمده است امام سجاد (ع) در مدینه به دنیا آمد و مادرش در نفاس تولد او، در مدینه وفات یافت و به خاک سپرده شد[۱۰۰].[۱۰۱]

در روایتی به نقل از ابومخنف گفته شده است پس از شهادت امام حسین(ع) و به اسارت بردن خاندان آن حضرت شهربانو خود را در فرات غرق کرد[۱۰۲]؛ ولی باید دانست که این مطلب با شان و مقام آن بانو سازگار نمی‌باشد. همچنین گفته شده است که پس از واقعه کربلا شهربانو به ری رفت و در آنجا در کوهی که به نام اوست، پنهان شد[۱۰۳]؛ چنین قولی نیز بی‌اساس است و در هیچ‌یک از منابع کهن نیامده است. بنابراین نسبت بقعه واقع در دامنه جنوبی کوه ری (اکنون کوه بی‌بی شهربانو) که در سده‌های اخیر به منزله مدفن شهربانو معروف شده، صحت ندارد[۱۰۴].

منابع

پانویس

  1. تاریخ الائمه، ص۲۴؛ الکافی، ج۱، ص۴۶۶؛ الارشاد، ج۲، ص۱۳۷.
  2. ر.ک: تاریخ طبری، ج۴، ص۲۹۷-۲۹۸؛ غرر اخبار الملوک، ص۷۴۵-۷۴۸.
  3. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۵۳ ـ ۵۹.
  4. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۲۳.
  5. تاریخ الائمه، ص۲۴؛ الکافی، ج۱، ص۴۶۷؛ الارشاد، ج۲، ص۱۳۷.
  6. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۱۱.
  7. بصائر الدرجات، ص۳۵۵؛ الکافی، ج۱، ص۴۶۷؛ بحارالانوار، ج۴۶، ص۹، ۱۱.
  8. مجمل التواریخ و القصص، ص۴۵۶.
  9. الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۴۸۰؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۱۱.
  10. المعارف، ص۳۱۵؛ وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶؛ الکامل مبرد، ص۶۴۵.
  11. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۷، ۳۰۳؛ تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۲۰، ص۳۸۳؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۷۲.
  12. تاریخ الائمه، ص۲۴.
  13. لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۸.
  14. مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۱۱؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۱۰۵.
  15. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۴.
  16. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۱۱؛ تاریخ موالید الائمه و وفیاتهم، ص۲۳.
  17. طبقات خلیفة بن خیاط، ص۲۳۸؛ الکافی، ج۱، ص۴۶۶.
  18. الکافی، ج۱، ص۴۶۷.
  19. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۱۱.
  20. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۵۳ ـ ۵۹.
  21. ملحقات الحاق الحق، ص۱۷.
  22. الدّر النظیم، ص۸۱.
  23. ابن‌شهرآشوب، مناقب، ج۴، ص۱۹۰.
  24. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۲۳.
  25. اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۷۹؛ الرحم الطیب، ص۴۰.
  26. ر.ک: تفسیر زمخشری، ج۳، ص۵۴۴-۵۴۵.
  27. ر.ک: سر السلسلة العلویه، أبونصر سهل بن عبدالله بخاری، ص۳۱؛ لباب الانساب، ابوالحسن علی بن زید بیهقی، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۸؛ المجدی فی انساب الطالبیین ابن صوفی ابوالحسن علی بن ابوالغنائم، ص۲۸۳؛ الشجرة المبارکة فی انساب الطالبیه، محمد بن عمر فخرالدین رازی، ص۷۳؛ مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، ج۳، ص۳۱۱؛ عمدة الطالب فی انساب آل ابی‌طالب، ابن عنبه احمد بن علی، ص۱۹۲-۱۹۳؛ صحاح الاخبار رفاعی مخزومی، ص۶۳؛ النفحة العنبریه، ابوالفتوح یمانی موسوی، ص۴۶.
  28. ر.ک: الکافی، کلینی، ج۱، ص۳۶۶؛ بصائرالدرجات، ابوجعفر صفار قمی، ص۱۴۰؛ دلائل الامامه، محمد بن جریر طبری، ص۱۹۵-۱۹۶؛ روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ص۲۰۱؛ الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، ج۲، ص۷۵۰-۷۵۱، السرائر، ابن ادریس، ص۱۵۵؛ الدروس، شهید اول، ج۲، ص۱۲؛ المستجاد من کتاب الارشاد، علامه حلی، ص۴۸، ۴۵۲؛ العدد القویه، یوسف بن مطهر حلی، ص۵۶-۵۸.
  29. ر.ک: الکامل مبرد، ص۶۴۵؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۴؛ قابوسنامه، عنصر المعالی کیکاووس، ص۱۳۷-۱۳۸؛ تاریخ الائمه، ابن ابی الثلج بغدادی، ص۲۴؛ نثر الدرر، ابوسعید منصور بن ابی، ج۱، ص۲۳۹؛ مجمل التواریخ و القصص، ص۴۵۶؛ فارسنامه، ابن بلخی، ص۴، سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج۴، ص۳۸۶؛ نهایة الارب فی فنون الادب، شهاب الدین نویری، ج۲۰، ص۱۱۹؛ وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج۲، ص۳۶۶؛ تاریخ قم، حسن بن محمد بن حسن قمی، ص۵۰۰.
  30. المحبر، ص۳۱؛ الکامل مبرد، ص۶۴۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۱۰؛ تاریخ طبری، ج۷، ص۲۹۸؛ مروج الذهب ج۲، ص۱۹۲؛ العقد الفرید، ج۴، ص۴۶۴؛ جمهرة أنساب العرب، ص۸۱؛ نثر الدرر، ج۴، ص۶۵؛ سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۳۹۹؛ نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۱، ص۴۸۷؛ وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷.
  31. به کنیزی گفته می‌شود که به ازدواج مردی درآمده و از او صاحب فرزند می‌شود و دیگر حالت مملوکیت ندارد و نمی‌شود او را فروخت.
  32. الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۱؛ کتاب نسب قریش، ص۵۸؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۴۲۲؛ تاریخ طبری، ج۷، ص۶۲۹.
  33. ر.ک: المنتظم، ج۶، ص۳۲۶؛ البدایة والنهایة، ج۹، ص۱۲۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۶۷۰.
  34. ر.ک: تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۴۱۷؛ تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۲۰، ص۳۸۲-۳۸۳.
  35. سند ناحیه‌ای در غرب هند یا روستایی نزدیک نسا در خراسان. ر.ک: معجم البلدان، ذیل واژه سند.
  36. المحبر، ص۵۰۵؛ المعارف، ص۲۱۵.
  37. سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۳۹۹.
  38. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۵۳ ـ ۵۹.
  39. تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۳.
  40. زندگانی امام زین العابدین، ص۱۰.
  41. خلاصة البیان فی أحوال شاه زنان، ص۱۳۰.
  42. مرآة الجنان، ج۱، ص۹۰.
  43. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۲۴.
  44. لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۷؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۹۳؛ عمدة الطالب، ص۱۹۲.
  45. تفسیر زمخشری، ج۳، ص۵۴۴-۵۴۵؛ و نیز ر.ک: نثر الدرر، ج۵، ص۵۶-۵۷.
  46. ر.ک: سر السلسلة العلویه، ص۳۱؛ دلائل الامامه، ص۱۹۵-۱۹۶؛ لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۸؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۲۰۸.
  47. الکافی، ج۱، ص۴۶۶-۴۶۷؛ عمدة الطالب، ص۱۹۲؛ فارسنامه، ص۵۱-۵۲.
  48. الکافی، ج۱، ص۴۶۷؛ و نیز ر.ک: نثر الدرر، ج۱، ص۳۳۹؛ فارسنامه، ص۴.
  49. ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.
  50. تاریخ طبری، ج۳، ص۴۷۷-۴۷۸؛ ج۴، ص۲۹۳-۲۹۴؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۲۲.
  51. یتیمة الدهر، ص۷۳۷.
  52. مروج الذهب، ج۱، ص۳۲۲-۳۲۳.
  53. زین الاخبار، ص۱۰۳.
  54. الاخبار الطوال، ص۱۱۹.
  55. ر.ک: الکافی، ج۱، ص۲۶۷؛ قابوسنامه، آخر فصل ۲۷.
  56. فتوح البلدان، ص۳۲۲؛ تجارب الامم، ج۱، ص۳۸۸؛ سنی ملوک الارض و الانبیاء، ص۵۵.
  57. سر السلسلة العلویه، ص۳۱.
  58. الارشاد، ج۲، ص۱۳۷.
  59. ر.ک: بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۰.
  60. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۵۳ ـ ۵۹؛ مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۲۵.
  61. مروج الذهب، ج۱، ص۲۴۴.
  62. لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۹.
  63. عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۱۳۵-۱۳۶.
  64. الارشاد، ج۲، ص۱۳۷.
  65. الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۹۴.
  66. الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۳۷.
  67. سر السلسلة العلویه، ص۳۱؛ الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۲۰۸؛ وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷؛ ج۴، ص۵۹.
  68. ر.ک: سر السلسلة العلویه، ص۳۱؛ الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ روضةالواعظین، ص۲۰۱؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۴۸۰؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۱۱؛ دلائل الامامه، ص۸۱-۸۹؛ المستجاد من کتاب الارشاد، ص۴۸، ۴۵۲؛ السرائر، ص۱۵۵.
  69. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۵۳ ـ ۵۹؛ مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۲۶.
  70. الارشاد، ص۴۹۲؛ روضة الواعظین، ص۱۷۲؛ اعلام الوری، ص۲۵۶؛ الدر النظیم، ص۵۷۹.
  71. زندگانی علی بن حسین، ص۲۵؛ خلاصة البیان فی احوال شاه زنان، ص۲۵.
  72. مروج الذهب، ج۱، ص۲۹۰.
  73. بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۰.
  74. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۲۷.
  75. الخرایج و الجرایح، ص۵۲۹؛ جلاالعیون، ص۸۳۳؛ بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۱؛ منتهی الآمال، ج۲، ص۳۱.
  76. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۲۸.
  77. الارشاد، ص۱۶۰.
  78. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۲۸.
  79. دلائل الامامة، ص۱۹۵؛ مناقب، ج۴، ص۵۵؛ بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۱.
  80. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۲۹.
  81. احقاق الحق، ج۱۲، ص۶؛ الخرائج والجرایح، ص۵۲۹.
  82. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۳۰.
  83. تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۳.
  84. الکامل، ج۲، ص۴۹۲.
  85. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۳۰.
  86. الخرائج والجرایح، ص۵۲۹؛ بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۱.
  87. بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۲۴.
  88. الارشاد، ص۴۹۱.
  89. دلائل الامامه، ص۸۰.
  90. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۳۱.
  91. الارشاد، ص۴۹۲؛ تاریخ قم، ص۱۶۹؛ عیون اخبار الرضا، ص۱۲۸.
  92. «بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.
  93. وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۹؛ الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۱.
  94. مناقب ابن شهر، ج۴، ص۱۲۱.
  95. در مدارک عامه، مانند الطبقات و الوفیات، از همسر شهربانو به نام زبید یاد شده و فرزندی به نام عبدالله نیز برای او ذکر شده است. ممکن است در نسخه کافی، زبید به زید تحریف شده باشد.
  96. اصول کافی، ج۲، ص۳۸.
  97. عیون اخبار الرضا، ص۳۶۹؛ اثبات الوصیة، ص۳۱۸.
  98. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۳۲.
  99. حیاة الامام سجاد (ع)، ج۱، ص۵۳.
  100. الارشاد، ص۴۹۲؛ فصول المهمه، ص۲۰۱؛ کشف الغمه، ج۱، ص۷۳.
  101. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۳۳.
  102. ر.ک: مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۲۵۹.
  103. الذریعه، ج۲۳، ص۴۶.
  104. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۵۳ ـ ۵۹.