صحابه در معارف و سیره نبوی
تعامل رسول خدا با صحابه
قرآن کریم انعطاف عملی رسول خدا(ص) در برابر صحابه را از اوصاف مهم و رموز موفقیت آن حضرت شمرده است. در آیه ۱۵۹ سوره آلعمران خطاب به پیامبر اکرم آمده است که به سبب لطف و رحمت خدا بود که با مسلمانان نرمخویی کردی و اگر درشتخوی و سختدل بودی، آنان قطعاً از گرد تو پراکنده میشدند. در ادامه از این مقدمه نتیجه میگیرد و از پیامبر میخواهد تا گناهان و نافرمانیهای مسلمانان را عفو کند و از خدا برای آنان آمرزش بخواهد و برای حفظ شأن و شخصیت صحابه و احترام به رأی آنان در موضوعات اجتماعی با آنان مشورت کند: ﴿فَبِمَا رَحْمَةٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلْقَلْبِ لَٱنفَضُّوا۟ مِنْ حَوْلِكَ فَٱعْفُ عَنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِى ٱلْأَمْرِ﴾[۱].
منابع تاریخی شماری از مشورتهای رسول خدا با صحابه خویش، از جمله در غزوه بدر[۲]، احد[۳] و احزاب[۴] را گزارش کردهاند. برپایه روایتی از امام رضا(ع) رسول خدا با اصحاب خود در موضوعات گوناگون مشورت میکرد و آنگاه تصمیم نهایی را میگرفت[۵]. خدای سبحان در راستای رفق و مدارای رسول خدا با صحابه خویش از آن حضرت میخواهد بال و پر خود را برای مؤمنان بگستراند و آنان را پیرامون خود گرد آورد و با آنان معاشرت داشته باشد و با مهربانی و بردباری به تربیت آنان همت گمارد[۶]: ﴿وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ﴾[۷]؛ نیز از آن حضرت میخواهد اگر برخی مؤمنان به سبب مشغلههای خود نمیتوانند او را در برخی عرصهها همراهی کنند و از او اجازه خواستند، به هرکس از آنان که میخواهد اجازه دهد و با این حال، از خدا برای آنان آمرزش بخواهد: ﴿... فَإِذَا ٱسْتَـْٔذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمُ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ﴾[۸]؛ نیز از پیامبر خود میخواهد به مؤمنانسلام کند و مؤمنان گناهکار و پشیمان را به رحمت الهی امیدوار کند: ﴿وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِـَٔايَـٰتِنَا فَقُلْ سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ ٱلرَّحْمَةَ أَنَّهُۥ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوٓءًۢا بِجَهَـٰلَةٍۢ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعْدِهِۦ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُۥ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ﴾[۹]. همراهی با صحابه بینوا که صبح و شام خدا را میخوانند و خشنودی او را میطلبند و دل نبستن به وعده ایمان کافران مرفّه نیز از فرمانهای خدا به پیامبر اکرم است: ﴿وَٱصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰةِ وَٱلْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُۥ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ﴾[۱۰] از آیه ۵۲ سوره انعام برمیآید که رسول خدا(ص) با صحابه تهیدست معاشرت داشته است؛ زیرا تأکید میکند که مبادا به درخواست کفرپیشگان توانگر، مؤمنان تهیدست را از خود برانی: ﴿وَلَا تَطْرُدِ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰةِ وَٱلْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ﴾[۱۱].
دریافت زکات و تطهیر مسلمانان و نیز دعا برای آنان از دیگر وظایف رسول خدا(ص) در تعامل با صحابه خویش بود: ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَٰلِهِمْ صَدَقَةًۭ تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٌۭ لَّهُمْ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[۱۲]؛ نیز خداوند برای ترمیم روحیه مؤمنان و دلداری آنان، از پیامبر میخواهد آنها را عفو کند و برای آنها آمرزش بخواهد: ﴿فَٱعْفُ عَنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمْ﴾[۱۳] و خدا خود نیز آنها را عفو میکند: ﴿وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ﴾[۱۴].[۱۵]
تعامل صحابه با رسول خدا(ص)
شماری از آیات قرآن کریم بیانگر آداب تعامل صحابه با پیامبر اکرم(ص) اند. این آیات اگرچه اغلب قالب انشایی دارند، با عنایت به روایات و فضای نزول، از چگونگی تعامل صحابه با رسول خدانیز خبر میدهند.
احترام و ادب حضور
صحابه رسول خدا(ص) وظیفه داشتند همواره با آن حضرت با احترام رفتار و تعامل کنند و حتی در صدا زدن، حریم آن حضرت را نگه دارند و ایشان را مانند دیگران صدا نزنند: ﴿لَّا تَجْعَلُوا۟ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَآءِ بَعْضِكُم بَعْضًۭا﴾[۱۶]. بهگفته مفسران، در این آیه خداوند تکریم پیامبر و چگونگی مواجهه با او را به مردم آموخت که او را با نام، لقب و کنیه خاصی مانند «یا محمد» و یا «ابنعبدالله» یاد نکنند، بلکه او را با سِمَتِ الهیِ ﴿یا رَسُولِ ٱللَّهِ﴾و ﴿یا نبِىَّ الله﴾ صدا کنند[۱۷].
همچنین قرآن کریم از صحابه خواسته است صدایشان از صدای پیامبر کوتاهتر باشد و آنگونه که با صدای بلند با یکدیگر گفتوگو میکنند با رسول خدا(ص) گفتوگو نکنند؛ زیرا ناآگاهانه موجب حبط اعمال آنها میشود: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَرْفَعُوٓا۟ أَصْوَٰتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ ٱلنَّبِىِّ وَلَا تَجْهَرُوا۟ لَهُۥ بِٱلْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَـٰلُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ﴾[۱۸].
قرآن کریم در ادامه آیه فوق تأکید میکند کسانی که ادب محضر رسول خدا(ص) را رعایت کرده و آهسته سخن میگویند و از پشت حجرهها همانند اعرابیها فریاد نمیکشند، اینان کسانیاند که دلهایشان با تقوا آزموده شده است و آنان آمرزش و اجری بزرگ دارند: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَٰتَهُمْ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱمْتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ لَهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ﴾[۱۹]. صحابه وظیفه داشتند برای دیدارهای خصوصی به خانه پیامبر نروند و مزاحم رسول خدا نشوند، مگر آنکه از آنها برای مهمانی و پذیرایی دعوت شود که در این صورت هم خیلی زود نروند و در خانه پیامبر به انتظار آماده شدن و پختن غذا ننشینند و پس از غذا خوردن هم زودتر پراکنده شوند و در مدت حضور نزد رسول خدا(ص) از سخنان عادی و معمولی بیثمر که در محافل خود با آن مأنوساند، بپرهیزند؛ زیرا این کارها پیامبر را میآزارد و او از آنان حیا میکند و چیزی نمیگوید و خدا از گفتن حق حیا نمیکند: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَدْخُلُوا۟ بُيُوتَ ٱلنَّبِىِّ إِلَّآ أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيْرَ نَـٰظِرِينَ إِنَىٰهُ وَلَـٰكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَٱدْخُلُوا۟ فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَٱنتَشِرُوا۟ وَلَا مُسْتَـْٔنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ يُؤْذِى ٱلنَّبِىَّ فَيَسْتَحْىِۦ مِنكُمْ وَٱللَّهُ لَا يَسْتَحْىِۦ مِنَ ٱلْحَقِّ...﴾[۲۰].
همچنین صحابه در مقطعی از زمان، وظیفه داشتند در دیدارهای عمومی با پیامبر اکرم(ص) به صورت نجوا و درِ گوشی سخن نگویند و اگر کار لازمی دارند پیش از نجوا صدقه بدهند: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا نَـٰجَيْتُمُ ٱلرَّسُولَ فَقَدِّمُوا۟ بَيْنَ يَدَىْ نَجْوَىٰكُمْ صَدَقَةًۭ ذَٰلِكَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ﴾[۲۱]؛ همچنین صحابه مانند دیگر مؤمنانِ غیرصحابی وظیفه داشتند به احترام رسول خدا(ص) از ازدواج با همسران رسول خدا(ص) پس از رحلت ایشان بپرهیزند: ﴿وَلَآ أَن تَنكِحُوٓا۟ أَزْوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦٓ﴾[۲۲]؛ زیرا همسران رسول خدا(ص) در حکم مادران مؤمناناند: ﴿وَأَزْوَٰجُهُۥٓ أُمَّهَـٰتُهُمْ﴾[۲۳]. از آیات یادشده و نیز شأن نزولهای آنها به روشنی استفاده میشود که شماری از صحابه با رعایت نکردن آداب معاشرت با رسول خدا(ص) آن حضرت را میآزردند؛ از جمله ایشان را با نام و کنیه صدا میزدند یا صدای خود را نزد رسول خدا بلند میکردند و از درون خانههای خود با فریاد، آن حضرت را صدا میزدند؛ همچنین بعضی بدون اذن وارد خانه پیامبر میشدند. گاهی برخی دعوتشدگان به خانه پیامبر پس از پذیرایی، در خانه آن حضرت مینشستند و به گفتوگو با یکدیگر میپرداختند؛ بهگونهای که موجب آزار رسول خدا میشدند؛ ولی ایشان به سبب حُجب و حیا چیزی نمیگفت[۲۴].
برخی احتمال دادهاند که این امور پیامبر را از رسیدن به شئون پیامبری و امور شخصی و خانوادگی خود باز میداشت و از این رو موجب آزار پیامبر میشد[۲۵]. همچنین از آداب حضور صحابه در محضر رسول خدا(ص) این بود که با جمعتر نشستن به تازهواردها جا بدهند و هنگامی که از آنها خواسته میشود محفل رسول خدا(ص) را ترک کنند، مجلس را ترک کرده و فرصت را برای استفاده از محضر رسول خدا(ص) به دیگران بدهند[۲۶]: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا۟ فِى ٱلْمَجَـٰلِسِ فَٱفْسَحُوا۟ يَفْسَحِ ٱللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ ٱنشُزُوا۟ فَٱنشُزُوا۟﴾[۲۷].
از دیگر آداب حضور نزد پیامبر اکرم(ص) این بود که با توسل به آن حضرت به پذیرش توبه و رحمت حق دست یابند: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُوا۟ ٱللَّهَ تَوَّابًۭا رَّحِيمًۭا﴾[۲۸] گفتنی است که صحابه در برابر رسول خدا(ص) وظایف دیگری مانند عمل به آموزههای آن حضرت نیز داشتند که در این وظایف با دیگر مؤمنان مشترک بودند و به آنها اختصاص نداشت[۲۹].
اطاعت از رسول خدا(ص)
صحابه همچون دیگر مؤمنان میبایست در برابر فرمان رسول خدا(ص)تسلیم باشند و آنان چنین اختیاری نداشتند که به دلخواه خود عمل کنند و نافرمانی از این وظیفه، بیشک گمراهی آشکار را درپی داشت: ﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍۢ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَـٰلًۭا مُّبِينًۭا﴾[۳۰].
از منظر قرآن ایمان تنها با تصدیق رسالت پیامبر اکرم(ص) تحقق نمییابد، بلکه ایمان واقعی در صورتی است که مؤمنان در موارد اختلاف به داوری پیامبر تن دهند و در دل خود هیچ احساس دلتنگی نکنند و کامل تسلیم باشند: ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ حَرَجًۭا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًۭا﴾[۳۱].
آیه ۲۷ سوره انفال در راستای پیروی همهجانبه از رسول خدا(ص) و لزوم حفظ اسرار حکومت اسلامی از مؤمنان خواسته است به خدا و پیامبرخیانت نکنند: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَخُونُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ وَتَخُونُوٓا۟ أَمَـٰنَـٰتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ﴾[۳۲]. از روایات شأن نزول برمیآید که برخی مسلمانان داوریهای خود را نزد یهودیان میبردند[۳۳] و برخی داوری پیامبر را ناعادلانه میشمردند[۳۴]. با این حال، این دستور بهگونه خاص درباره مردم مدینه و بادیهنشینان پیرامون مدینه آمده است که آنها نباید از همگامی با رسول خدا باز مانند و نباید به امور خود بپردازند و او را در خطرها و مشکلات تنها بگذارند: ﴿مَا كَانَ لِأَهْلِ ٱلْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ ٱلْأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُوا۟ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا۟ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ﴾[۳۵].[۳۶]
پرهیز از آزار رسول خدا(ص)
بر اساس شماری از آیات قرآن کریم، مسلمانان از آزار رسول خدا(ص) منع شدهاند. از همین آیات برمیآید که برخی از صحابه با رفتار خویش سبب آزار رسول خدا(ص) میشدند: ﴿وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا۟ رَسُولَ ٱللَّهِ وَلَآ أَن تَنكِحُوٓا۟ أَزْوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦٓ أَبَدًا إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا﴾[۳۷]. منافقان که بسیاری از آنها ناشناخته بودند و از صحابه به شمار میآمدند، پیامبر را میآزردند. خداوند از رسول خود میخواهد به آزار کافران و منافقان بیاعتنا باشد: ﴿وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ﴾[۳۸].[۳۹]
منابع
پانویس
- ↑ «پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست میدارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۹.
- ↑ السیرة النبویه، ج ۱، ص۶۲۰.
- ↑ المغازی، ج ۱، ص۲۰۸؛ الروض الانف، ج ۵، ص۴۲۳.
- ↑ الطبقات، ج ۲، ص۵۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص۴۴.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۱۹۲.
- ↑ سوره حجر، آیه ۸۸.
- ↑ «جز این نیست که مؤمنان آنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند و چون در کاری همگانی همراه او باشند تا از او اجازه نگیرند (به راهی دیگر) نمیروند؛ کسانی که از تو اجازه میگیرند همانانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند پس چون برای کاری از تو اجازه خوا» سوره نور، آیه ۶۲.
- ↑ «و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.
- ↑ «و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.
- ↑ «و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران، نه هیچ از حساب آنان بر گردن تو و نه هیچ از حساب تو بر گردن آنهاست تا برانیشان و از ستمگران گردی» سوره انعام، آیه ۵۲.
- ↑ «از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ سوره آلعمران، آیه ۱۵۹.
- ↑ سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.
- ↑ خراسانی، علی، مقاله «صحابه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۳۱.
- ↑ «پیامبر را میان خویش چنان فرا نخوانید که یکدیگر را فرا میخوانید؛ بیگمان خداوند کسانی از شما را که در پناه کسان دیگر، پنهانی بیرون میآیند میشناسد پس کسانی که از فرمان وی سرمیپیچند از اینکه به آنان آزمونی یا عذابی دردناک رسد باید بپرهیزند» سوره نور، آیه ۶۳.
- ↑ الکشاف، ج ۳، ص۲۵۹؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۲۴۸.
- ↑ «ای مؤمنان! صدایتان را از صدای پیامبر فراتر نبرید و در گفتار با او بلند سخن مگویید چنان که با یکدیگر بلند سخن میگویید؛ مبادا کردارهایتان بیآنکه خود دریابید تباه گردد» سوره حجرات، آیه ۲.
- ↑ «بیگمان خداوند دلهای کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو میدارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.
- ↑ «ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار میدهد و از شما شرم میدارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمیکند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پردهای بخواهید، این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ «ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۶.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۲، ص۲۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص۱۷۹-۱۸۰.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۳۰۶.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۸، ص۱۲-۱۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص۴۹۳.
- ↑ «ای مؤمنان! چون در نشستها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.
- ↑ «و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.
- ↑ خراسانی، علی، مقاله «صحابه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۳۳.
- ↑ «و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶. و نیز ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ وَأُو۟لِى ٱلْأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَـٰزَعْتُمْ فِى شَىْءٍۢ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ ذَٰلِكَ خَيْرٌۭ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا﴾«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.
- ↑ «پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.
- ↑ «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.
- ↑ مجمع البیان،ج ۴، ص۸۲۳.
- ↑ التبیان، ج ۵، ص۱۰۵-۱۰۶.
- ↑ «مردم مدینه و تازیان بیاباننشین پیرامون آنان حق ندارند از (همراهی) پیامبر بازمانند و نه جانهای خودشان را از جان او دوستتر بدارند؛ از این رو که هیچ تشنگی و سختی و گرسنگی در راه خداوند به آنان نمیرسد و بر هیچ جایگاهی که کافران را به خشم آورد گام نمینهند و هیچ زیانی به دشمنی نمیزنند مگر که در برابر آن، کاری شایسته برای آنان نوشته میشود؛ بیگمان خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمیسازد» سوره توبه، آیه ۱۲۰.
- ↑ خراسانی، علی، مقاله «صحابه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۳۴.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۵۳؛ برای تفصیل بیشتر ر.ک: همین مقاله، مستندات قرانی بر عدم عدالت صحابه، آزار رسول خدا
- ↑ سوره احزاب، آیه ۴۸.
- ↑ خراسانی، علی، مقاله «صحابه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۳۵.