ضرورت عصمت امام در نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

ادله لزوم عصمت امام

لزوم اطاعت به طور مطلق

پیروی از امام به طور مطلق واجب، و اطاعت از امام در حقیقت اطاعت از رسول و اطاعت از خدای متعال است، و مخالفت با او مخالفت با رسول و خدای سبحان به شمار می‌رود. با پذیرش این مطلب، چاره‌ای نیست جز این که به عصمت امام معتقد و ملتزم باشیم؛ زیرا اگر از امام، خطا و گناه سر زند یا امکان گناه و خطا در او باشد، اطاعت او به طور مطلق واجب نخواهد بود؛ زیرا در این صورت ممکن است دانسته یا نادانسته از او امری بر خلاف دستورهای الهی صادر شود یا از چیزی که خداوند امر فرمود، نهی کند، و لازمه این امر آن است که خداوند از طرفی به چیزی امر کند، و در همان حال از آن نهی نماید. امیرمؤمنان(ع) در این باره می‌فرماید: «إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ وَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ»[۱]؛ «اطاعت [به طور مطلق] فقط از خدای تعالی و رسول او والیان امر واجب است، و اطاعت صاحبان امر، به آن جهت واجب شده که آنان معصوم و پاکیزه‌اند و به گناه امر نمی‌کنند».

از بزرگترین حدود ولایت امامی که پیروی‌اش واجب است، این است که روشن شود از خطا و لغزش و قصد [بد] و از همه گناهان (اعم از کوچک و بزرگ) محفوظ است. او نمی‌لغزد و خطا نمی‌کند و به چیزی که موجب تباهی دین می‌شود، مشغول نمی‌شود... دلیل بر وجوب عصمت امام، این است که اگر معصوم نباشد، ایمن نیست که به واسطة غلبة شهوت، همچون دیگر مردم مرتکب برخی از محارم الهی شود و آن گاه که مرتکب گناه شد، به کسی نیاز می‌یابد که حدود الهی را بر او اقامه کند، و ممکن نیست امام و پیشوای مردم که حدود الهی را به آنها می‌رساند، خودش به این صورت مرتکب گناه شود[۲]. امام در این سخن خود به روشنی بیان می‌کند که وظیفه مهم امام، اجرای احکام و اقامه حدود الهی است. پس چگونه ممکن است خود گناهی کند که مستوجب اقامة حد الهی گردد و لازم شود دیگران بر او حد جاری کنند؟ آیا می‌شود خدای تعالی که عظمت و قدرت و علم او بی‌نهایت و همه کارهایش محکم و از روی حکمت است، چنین شخصی را به امامت و پیشوایی مردم در امور دینی آنها برگزیند و از مردم بخواهد که از او به طور مطلق پیروی کنند و هیچ مخالفتی با او ننمایند؟[۳]

حجت بودن امام

دلیل دیگر عصمت امام، حجت بودن او بر خلق است. چنان که گفته شد امام باید در تمام ابعاد، حجت خلق باشد. نه تنها قول و فعل امام، بلکه تقریر او نیز از حجت‌ها و ادله احکام فرعی مسلمانان است. حال اگر گناه و خطا و لغزش و انحراف در او راه داشته باشد و او نیز مانند دیگر آفریدگان از معصیت و زشتی محفوظ نباشد، دیگر چگونه می‌توان قول و فعل و تقریر او را بر خلق حجت دانست. پس حجت بودن امام با عدم عصمت او تنافی روشن دارد. امام صادق(ع) می‌فرماید: «خدای تعالی کسی را بر خلقش حجت قرار نمی‌دهد مگر این که معصوم باشد»[۴].[۵]

نفی امامت ستم‌گر

دلیل دیگری که عصمت امام را اثبات می‌کند، کلام خدای سبحان است که خطاب به حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید: ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[۶]. امام رضا(ع) در تفسیر این آیه می‌فرمود: «این آیه، امامت هر ستم‌گری را تا قیامت باطل کرده و امامت فقط در برگزیدگان قرار گرفته است»[۷]. با توجه به این که مفهوم «ستم» مطلق است، هر نوع ستمی، از شرک گرفته که ظلمی نابخشودنی است تا ستم‌های کوچک و ساده - را در بر می‌گیرد. پس با نظر به آیه خداوند کسی را به این مقام ارجمند برمی‌گزیند که هیچ‌گونه ستمی در طول دوران حیاتش از او سر نزده باشد، و این امر به روشنی عصمت امام را اثبات می‌کند. البته باید دانست که این دلیل، عصمت امام از نسیان، سهو و غفلت را اثبات نمی‌کند؛ چون این امور ستم به شمار نمی‌روند تا با نفی ظلم، اینها نیز نفی شوند.

آری، این آیه نه تنها عصمت امام در زمان امامت خویش را اثبات می‌کند، بلکه عصمت او را پیش از امامت نیز به ثبوت می‌رساند؛ ولی از این ادله نمی‌شود عصمت امام در زمان طفولیت را اثبات کرد، و به نظر می‌رسد که بنا بر آیه ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[۸]، عصمت امام در همه مراحل زندگی، از همه انحراف‌ها، لغزش‌ها، عصیان‌ها، غفلت‌ها و سهوها قابل اثبات است. امامت ستم‌گر را نه تنها عالمان شیعه، بلکه علمای بزرگ اهل سنت نیز باطل می‌دانند. زمخشری، از مفسران و علمای بزرگ عامه، در تفسیر آیه ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ می‌نویسد: خلافت و امامت به کسی از دودمان تو که ستم کار باشد، نمی‌رسد؛ بلکه امامت از دودمان تو فقط از آن کسی است که دادگر و از ستم به دور باشد، و گفته‌اند: این آیه دلالت می‌کند که فاسق برای امامت صلاحیت ندارد. چگونه می‌شود کسی که نه قضاوت و شهادتش مقبول است و نه اطاعتش واجب است و نه خبرش پذیرفته می‌شود و نه می‌تواند امام جماعت شود، برای امامت صلاحیت داشته باشد؟ چگونه می‌شود ستم‌گر به امامت منصوب شود؛ در حالی که امام باید دست ستم‌گران را کوتاه کند؟ پس نصب ستم کار به امامت، این مثل رایج را تحقق می‌بخشد که گوسفند را به گرگ سپردن ظلم است[۹].[۱۰]

یکی از آیاتی که در قرآن تصریح به عصمت ائمه اطهار(ع) و پیراستگی آنان از هر گونه ناپاکی و پلیدی دارد؛ آیه تطهیر می‌باشد. ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا. مفسرین شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که این آیه در مورد ائمه اطهار(ع) نازل شده است. یکی از روایاتی که درباره این آیه نقل شده است روایت ام سلمه همسر رسول اکرم(ص) می‌باشد که می‌فرماید: رسول اکرم(ص) در منزل من بود که فاطمه(س) ظرف غذائی برای آن حضرت آورد، در آن هنگام نبی اکرم(ص) در صفه که خوابگاه آن حضرت بود نشسته بودند و زیر پای مبارکش عبای خیبری گسترده بود. (ام سلمه) نیز در حجره نماز می‌خواندم. پیامبر اکرم(ص) به فاطمه(س) فرمودند: برو و همسر و پسرانت را با خود بیاور طولی نکشید که علی(ع) و حسنین(ع) آمدند و همگی مشغول غذا خوردن شدند. در آن حال جبرئیل نازل شد. و این آیه شریفه را بر نبی اکرم(ص) قرائت کرد: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا.

پس از نزول آیه: حضرت عبا را به روی خود و آنها کشید و دست مبارکش را بسوی آسمان بلند نموده عرض کرد: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً». ام سلمه می‌گوید من سرم را داخل عبا کردم عرض کردم: من هم با شمایم؟ نبی اکرم(ص) در پاسخ فرمودند تو زنی نیکو و برخیر و خوبی هستی (به این معنی که رتبه اهل بیت مرا نداری و در زمره آنها نیستی ولی عاقبت بخیری)[۱۱] پیش از آنکه چگونگی دلالت این آیه را بر عصمت ائمه اطهار(ع) بیان نمائیم بذکر دو مطلب مهم که ارتباط با مسئله مورد بحث دارند می‌پردازیم:

  1. لغت «رجس» که در این آیه بکار برده شده است در زبان عرب به معنای هر چیز پلید و کثیف و آلوده می‌باشد. چه آلودگی ظاهری داشته باشد که در اصطلاح نجس نامیده می‌شود یا آلودگی باطنی که در اصطلاح گناه نامیده می‌شود. در اقرب‌الموارد می‌نویسد: رجس یعنی کثیف و آلوده و بمعنای گناهی که باعث عذاب می‌شود نیز آمده است.
  2. مراد از اهل بیت در این آیه شریفه تنها حضرت امیرالمؤمنین(ع) و حضرت فاطمه(س) و اولاد آنها می‌باشند و شامل زنان دیگر حضرت رسول اکرم(ص) نمی‌شود. و بهترین گواه بر این است که رسول اکرم(ص) ام سلمه را در زمره اهل بیت بحساب نیآوردند با اینکه وی از جمله همسران آن حضرت بوده و در منزل او هم این آیه نازل شده است. علاوه بر این پیغمبر اکرم(ص) برای اینکه دقیقاً مصداق اهل بیت مشخص شود، تا چهل روز یا بیشتر هر بامداد به در خانه فاطمه(س) تشریف برده و می‌فرمودند: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ الْبَيْتِ ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ»[۱۲].

تا بدین‌وسیله مصداق اهل بیت را تعیین نمایند تا دیگر امکان اشتباه در بین نباشد. با توضیحات فوق به‌خوبی روشن می‌شود که چون خداوند متعال اهل بیت نبی اکرم(ص) را از هر رجسی پاک و طاهر گردانیده است و اهل بیت نبی اکرم(ص) نیز خصوص ائمه اطهار و حضرت فاطمه(س) می‌باشند و رجس نیز هر شیء کثیف و پلید می‌باشد خواه عملی باشد که مخالف شرع است و یا سایر آلودگی‌ها پس نتیجه می‌شود که ائمه اطهار(ع) از هر آلودگی و بخصوص از همه مهم‌تر از اعمال خلاف شرع پاک و منزه هستند یعنی «معصوم» می‌باشند. البته این آیه آنچنانکه در طول بحث نیز به آن اشاره شد بر اثبات عصمت ائمه اطهاره فضیلت دیگری را نیز برای آنها اثبات می‌نماید که همان طاهر و پاک بودن آنها از هر آلودگی و نجاست ظاهری می‌باشد.[۱۳]

منابع

پانویس

  1. شیخ صدوق، علل الشرائع، ص۱۲۳.
  2. بحار الانوار، ج۶٨، ص۳۹۰-۳۸۹.
  3. بیابانی اسکوئی، محمد، مقاله «امامت و خلافت»، دانشنامه امام علی ج۳، ص۱۶۴.
  4. شیخ صدوق، التوحید، ص۴٠٧.
  5. بیابانی اسکوئی، محمد، مقاله «امامت و خلافت»، دانشنامه امام علی ج۳، ص۱۶۵.
  6. «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  7. الکافی، ج۱، ص۱۹۹.
  8. «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  9. زمخشری، الکشاف، ج۱، ص١٨۴.
  10. بیابانی اسکوئی، محمد، مقاله «امامت و خلافت»، دانشنامه امام علی ج۳، ص۱۶۵.
  11. شب‌های پیشاور، ص۹۹۱، به نقل از مسند احمد بن حنبل.
  12. بررسی مسائل کلی امامت، ص۲۰۲، به نقل از مناقب خوارزمی، ص۲۳.
  13. فرشادفر، عزت‌الله، امامت در نهج البلاغه، ص ۸۲.