منابع علم معصوم در نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

خاستگاه علوم غیبی

پیامبران و امامان دانش‌های غیبی خود را از راه‌هایی گوناگون به دست می‌آوردند که در این جا به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم:

وحی و الهام

وحی آسمانی - که خود پدیده‌ای غیبی و فراتر از تجربه عادی است - دریچه‌های جهان غیب را به روی پیامبران الهی می‌گشاید و آنان را با حقایقی آشنا می‌سازد که ابزار ادراکی انسان به خودی خود، توان دستیابی به آنها را ندارد. چنان که پیش‌تر گذشت، انبیا نه تنها در امور مربوط به شریعت، بلکه در قلمرو موضوعات فردی و اجتماعی نیز از این سرچشمه دانش بهره می‌برند و ارتباط خود را با جهان دیگر بیش‌تر آشکار می‌سازد. برای نمونه، در جنگ تبوک، گم شدن شتر پیامبر بهانه‌ای به دست منافقان داد تا علم غیب آن حضرت را به زیر سؤال برند. در این هنگام فرشته الهی فرود آمد و با رازگشایی از محل استقرار شتر، به طعنه‌های دشمنان پایان داد[۱]. از سوی دیگر، هر چند با رحلت پیامبر اکرم(ص) باب وحی بسته شد[۲]، راه الهام برای اولیای الهی همچنان باز است، امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «وَ مَا بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ آلَاؤُهُ فِي الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ وَ فِي أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِي فِكْرِهِمْ وَ كَلَّمَهُمْ فِي ذَاتِ عُقُولِهِمْ». «همواره خدا را - که بخشش‌های او بی‌شمار است و نعمت‌هایش بسیار - در پاره‌ای از روزگار پس از پاره‌ای دیگر و در زمانی میان آمدن دو پیامبر، بندگانی است که در راه اندیشه با آنان در راز است و از طریق خرد دمساز»[۳].

چگونگی بهره‌مندی امام معصوم(ع) از این خزانه غیبی، تفاوتی چندان با بهره‌مندی پیامبر(ع) از آن ندارد؛ چنان که رسول خدا(ص) خطاب به امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: «إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ»[۴]؛ «تو می‌شنوی آن چه را من می‌شنوم و می‌بینی آن چه را من می‌بینم، جز این که تو پیامبر نیستی». بر این اساس، امام علی(ع) در برخی روایات خود را مانند ذوالقرنین می‌داند که هر چند پیامبر نبود، خداوند با او رازگویی می‌کرد[۵]. همچنین آن حضرت در جایی دیگر، با اشاره به لوح محفوظ الهی، می‌فرماید: «أَلْهَمَنِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِيهِ»[۶]؛ «خداوند از راه الهام مرا از آن چه در لوح محفوظ است، آگاه ساخته است». امامان معصوم(ع) در روایاتی فراوان مُحدث خوانده شده‌اند[۷]؛ چنان که امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: «من و جانشینانم... محدث هستیم»[۸]. بنابر برخی از این احادیث، محدث کسی است که صدای فرشته را می‌شنود، هر چند او را نمی‌بیند[۹]. تعبیری دیگر که در این باره به کار رفته، برقراری ارتباط با «روح الهی»[۱۰] است؛ چنان که امام علی(ع) می‌فرماید: کسی که روح الهی را در می‌یابد... از رویدادهای گذشته و آینده و... آن چه در دل مردمان و زمین و آسمان است، آگاه می‌گردد[۱۱].[۱۲]

رؤیای صادق

پیامبران و امامان(ع) نه تنها در بیداری، که در خواب نیز از تأیید الهی برخوردارند و از این راه، بر بسیاری از حقایق جهان دست می‌یابند[۱۳]؛ چنان که ابراهیم(ع) در خواب از مأموریت ذبح فرزندش آگاه شد[۱۴] و پیامبر گرامی اسلام(ص) ورود مسلمانان به مسجدالحرام و انجام اعمال عمره را در آینه رؤیا دید[۱۵]. از این‌رو است که در روایاتی بسیار، رؤیای صادق، شاخه‌ای از نبوت به شمار آمده است و اندیشه‌مندان مسلمان آن را گونه‌ای وحی و الهام دانسته‌اند. امامان معصوم(ع) نیز بر بسیاری از امور غیبی از این راه آگاه می‌شدند و در حقانیت آن، تردیدی به خود راه نمی‌دادند. برای نمونه امام علی(ع) در خواب از رحلت سلمان فارسی آگاهی یافت. سپس به مدائن رفت و به غسل و کفن او پرداخت[۱۶].[۱۷]

آموختن از پیامبر و امام پیشین

امیرمؤمنان، علی(ع) هنگام رازگشایی از امور نهانی و غیبی، بارها بر این حقیقت پای می‌فشارد که این آگاهی را از رسول خدا(ص) به دست آورده است[۱۸]. در این جا برای نمونه، به چند حکایت اشاره می‌کنیم: در روایتی، امام علی(ع) در گفتاری به یادماندنی، آمادگی خود را برای پاسخ به مشکلات علمی جامعه اعلام می‌کند: از من بپرسید، پیش از آنکه مرا نیابید. به خدا قسم، نمی‌پرسیدم از گروهی که صدتن را به راه راست می‌خواند و صدتن دیگر را گمراه سازد، جز آنکه شما را آگاه می‌کنم از آن کس که مردم را بدان می‌خواند، و آنکه آنان را می‌راند. در این هنگام، یکی از حاضران از روی طعن و استهزا از شمار موهای سر و صورت خود پرسید. امام در پاسخ فرمود: به خدا قسم، حبیبم پیامبر به من خبر داده است که بر هر دسته از موهایت فرشته‌ای گمارده شده است که تو را لعنت می‌کند و... در خانه‌ات فرزندی است که پسر رسول خدا را می‌کشد[۱۹]. این فرزند کسی نبود جز سنان بن أنس نَخَعی که در به شهادت رساندن امام حسین(ع) سهمی چشم‌گیر داشت[۲۰].

همچنین نقل است که امیرمؤمنان(ع) برده‌ای - که «سالم» نامیده می‌شد - خرید و آزاد کرد. سپس فرمود: «رسول خدا(ص) به من خبر داده است: نامی که پدرت بر تو نهاده، میثم است». مشاهده این معجزه، وی را از یاران نزدیک امام ساخت[۲۱]. در ماجرایی، داوری شگفت‌انگیز امیرمؤمنان(ع) میان چند برادر و خواهر، آنان را و داشت که آن حضرت را - به دلیل آگاهی از غیب - پروردگار خود بخوانند. امام با تأکید بر ناروا بودن این پندار، فرمود: «رسول خدا(ص) به من خبر داده بود که این حادثه در چنین روزی و در این ساعت روی خواهد داد»[۲۲]. نیز نقل است یکی از یاران امام علی(ع) پس از شنیدن پیش‌گویی‌های آن حضرت، شگفت زده، پرسید: «ای امیرمؤمنان، تو را علم غیب داده‌اند؟» امام در پاسخ فرمود: این، علم غیب نیست؛ علمی است که از دارنده علم آموخته‌ام. علم غیب، علم قیامت است و آن چه خدا در گفته خود شمرده است که ﴿إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ...[۲۳]. پس، این علم غیب است که جز خدا کسی آن را نداند و جز این، علمی است که خدا آن را به پیامبرش آموخته و او نیز مرا آموخته و دعا کرده است که سینه من آن را فرا گیرد و دلم آن علم را در خود پذیرد[۲۴].

امیرمؤمنان(ع)، بارها از شهادت خود و چگونگی‌اش خبر داده است و این گونه بر تردید ناپذیری‌اش پای فشرده است: «به خدا سوگند، چنین خواهد شد. دروغ نمی‌گویم و به من دروغ نگفته‌اند»[۲۵]. گاه می‌فرمود: «در انتظار روزی هستم که وعده رسول خدا(ص) تحقق یابد و محاسنم با خون سر خضاب گردد»[۲۶]. در برخی دیگر از روایات، امام با استناد به سخن پیامبر اکرم(ص) روز دقیق ضربت خوردن و شهادت خود را نیز تعیین کرده است[۲۷].

اندیشه‌مندان شیعه و سنی در این که علی(ع) بیش از هر کس از گنجینه علوم نبوی بهره برده و در محضر رسول خدا(ص) دانش اندوخته است، اتفاق نظر دارند. احادیثی از این دست در کتب هر دو گروه فراوان به چشم می‌خورد که امیرمؤمنان(ع) فرموده است: «هرگاه از رسول خدا(ص) می‌پرسیدیم، پاسخ می‌داد و چون ساکت می‌شدیم، خود آغاز به سخن می‌کرد»[۲۸]. اما نکته درخور توجه آن است که این بهره‌گیری همواره به گونه عادی نبوده و چه بسا راه فراگیری علوم غیبی، خود نیز پدیده‌ای استثنایی بوده است؛ چنان که امام علی(ع) می‌فرماید: رسول خدا هزار در دانش را به روی من گشود... که هر دری، خود به هزار در دیگر رهنمون است... به گونه‌ای که اکنون از زمان فرا رسیدن مرگ و پیشامدهای ناگوار خبر دارم و با دانش خدادادی به داوری می‌پردازم[۲۹]. ناگفته پیدا است که درهای دانش که در این حدیث آمده است، چیزی فراتر از اصل و قانون کلی است که می‌توان از آن، فروع گوناگونی را با روش معمول اجتهاد، استنباط کرد. در هیچ مکتب بشری نمی‌توان اصلی را یافت که بسط و گسترش آن، به چنین آگاهی‌های غیبی بینجامد[۳۰].

به فرموده امیرمؤمنان(ع) این دانش‌های غیبی در اختیار یکی از شایستگان اهل بینش قرار گرفته است و تا روز قیامت از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد[۳۱]. بر این اساس، امامان معصوم(ع) همواره بر این حقیقت پای فشرده‌اند که دانش آنان از پدرانشان و سرانجام از رسول خدا(ص) به ارث رسیده است[۳۲]. گفتنی است که بخشی از این انتقال دانش، به کمک صحیفه‌هایی همچون جفر و جامعه، کتاب علی و مصحف فاطمه(س) صورت پذیرفته[۳۳] که ویژگی‌های آنها چندان برای ما روشن نیست، اما بی‌گمان پیشوایان معصوم(ع) بسیاری از خبرهای غیبی خود را به این کتاب‌ها مستند ساخته‌اند و به ویژه درباره مصحف فاطمه(س) بر این حقیقت پای فشرده‌اند که رویدادهای آینده در آن پیش‌گویی شده است[۳۴].[۳۵]

فهم بطون قرآن

به گواه روایات فراوان، قرآن کریم افزون بر معنای ظاهری، دارای معانی باطنی است[۳۶] و بر این اساس، جای شگفتی نیست اگر گفته شود خبرهای مربوط به آسمان و زمین و گذشته و آینده را در آن می‌توان یافت[۳۷]. امیرمؤمنان(ع) که در پرتو عنایات الهی از نیروی ویژه‌ای برای ادراک برخوردار است[۳۸] و ظاهر و باطن قرآن را می‌داند[۳۹]، توانایی خود را برای بهره‌گیری از کتاب الهی چنین شرح می‌دهد: «ذَلِكَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ، وَ لَنْ يَنْطِقَ، وَ لَكِنْ أُخْبِرُكُمْ عَنْهُ: أَلَا إِنَّ فِيهِ عِلْمَ مَا يَأْتِي وَ الْحَدِيثَ عَنِ الْمَاضِي وَ دَوَاءَ دَائِكُمْ، وَ نَظْمَ مَا بَيْنَكُمْ». «از آن قرآن بخواهید تا سخن گوید و هرگز سخن نگوید؛ اما من شما را از آن خبر می‌دهم. بدانید که در قرآن دانش آینده است و حدیث گذشته. درد شما را درمان است و راه سامان دادن کارتان در آن است»[۴۰].[۴۱]

بی‌گمان هیچ چیز در امور مربوط به شریعت و حلال و حرام الهی بر بندگان برگزیده‌ای که سزاوار دریافت علوم غیبی‌اند، مخفی نمی‌ماند و خداوند در غیب را به روی آنان می‌گشاید[۴۲]. گزارش‌های تاریخی خدشه‌ناپذیر و روایات فراوانی که در کتب شیعه و سنی آمده‌اند، گواه آنند که اولیای الهی از بسیاری از امور دیگر نیز آگاهند[۴۳]، و گاه از امور نهانی خبر می‌داده‌اند[۴۴]. چگونگی این آگاهی و این که همیشگی و بی‌شرط بوده است، یا به خواست و اراده آنان و یا به مصلحت الهی بستگی داشته است.[۴۵]

منابع

پانویس

  1. کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۲۱؛ بحارالانوار، ج۱۸، ص۱۰۹؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص١۶۶؛ ابن کثیر، اسماعیل السیرة النبویه، ج۴، ص١۶؛ ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابه، ج٢، ص١۴۶.
  2. نهج البلاغه، خطبه ٢٣۵، ص٢۶۶.
  3. نهج البلاغه، خطبه ٢٢٢، ص٢۵۵.
  4. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ص۲۲۳-۲۲۲.
  5. ابن عیاش، محمد، تفسیر العیاشی، ج۲، ص٣۶۵؛ بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۸۰؛ ج٢۶، ص٧٣.
  6. بحارالانوار، ج٢۶، ص۴.
  7. برای نمونه ر.ک: صفار قمی، محمد، بصائر الدرجات، ص۱۳۹؛ بحار الانوار، ج٢۶، ص٨۵-۶۶.
  8. بحارالانوار، ج٢۶، ص٧٩.
  9. شیخ مفید، محمد، الاختصاص، ص۳۲۹.
  10. برخی از روایات، روح را موجودی دانسته‌اند که برتر از جبرئیل و میکائیل است. ر.ک: کلینی، الکافی، ج۱، ص٢٧۴-٢٧٣.
  11. بحار الانوار، ج٢۶، ص۵.
  12. یوسفیان، حسن، مقاله «علم غیب امام»، دانشنامه امام علی ج۳، ص۳۴۶ ـ ۳۴۷.
  13. شیخ مفید، مصنفات الشیخ المفید (اوائل المقالات)، ج۴، ص۷۰؛ همو، تصحیح الاعتقاد، ص۱۰۰.
  14. ر.ک: ﴿فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ «و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.
  15. ر.ک: ﴿لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا «خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.
  16. راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۵۶٢؛ ج۱، ص٢٣٣.
  17. یوسفیان، حسن، مقاله «علم غیب امام»، دانشنامه امام علی ج۳، ص۳۴۷ ـ ۳۴۸.
  18. ر.ک: ابن حنبل، احمد، المسند، ج۱، ص٢۵٨-٢۵٧.
  19. در برخی از نقل‌ها، این جملات نیز بر پاسخ امام افزوده شده است: «به خدا قسم، من شمار موهایت را می‌دانم، اما اگر بگویم، تو چگونه می‌توانی به درستی گفتارم پی ببری؟» (ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۰، ص١۴)
  20. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص٢٨۶.
  21. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۹۱.
  22. بحارالانوار، ج۴٠، ص٢۴٢.
  23. «بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست» سوره لقمان، آیه ۳۴.
  24. نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸، ص۱۲۷.
  25. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۴١٨، ۴١٣.
  26. شیخ صدوق، محمد، علل الشرایع، ج۱، ص۲۰۶؛ ابن حجر مکی، احمد، الصواعق المحرقه، ص۱٣۴؛ نیز ر.ک: ابن حنبل، أحمد، المسند، ج۱، ص۲۱۹، ح۸۰۲.
  27. ر.ک: ابن حسام الدین هندی، کنز العمال، ج۱۳، ص۱۹۷.
  28. سنن الترمذی، ج۵، ص۶٣٧، ح۲۷۲۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۳۸؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۵۱؛ همچنین ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۲۱۰.
  29. بحار الانوار، ج٢۶، ص۳۰؛ بحرانی، سید هاشم، ینابیع المعاجز، ص١۴٧.
  30. برای آشنایی با تفاسیر دیگری از این حدیث، ر.ک: مصنفات الشیخ المفید (الفصول المختاره)، ج۲. ص١٠٧-١٠۶.
  31. بحار الانوار، ج٢۶، ص١٧٩.
  32. ر.ک: کلینی، الکافی، ج۱، ص٢۶۴؛ فیض کاشانی، ملامحسن الوافی، ج۳، ص۶٠٧؛ شیخ مفید، الامالی، ص۲۳؛ و بحارالانوار، ج۴۶، ص۳۰۸ و ۳۰۷.
  33. ر.ک: الکافی، ج۱، ص۲۴۲-۲۳۸؛ صفار قمی، محمد، بصائر الدرجات، ص١۶١-١۴٢؛ ری‌شهری، محمد، اهل البیت فی الکتاب والسنه، ص٢٢۵-٢١۵.
  34. الکافی، ج۱، ص٢۴٠؛ صفار قمی، محمد، بصائر الدرجات، ص١۵٧.
  35. یوسفیان، حسن، مقاله «علم غیب امام»، دانشنامه امام علی ج۳، ص۳۴۸ ـ ۳۵۱.
  36. ر.ک: بحار الانوار، ج۲، ص۲۸۶ و ج۵، ص۲۳۱ و ج۸۹، و ج٩۶، ص۳١٨.
  37. «فِيهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ». (الکافی ج۱، ص٢۴٠)
  38. «إِنَّ رَبِّي وَهَبَ لِي قَلْباً عَقُولًا وَ لِسَاناً سَؤُلًا». (خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص۹۰، و ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۳۸)
  39. ابو نعیم اصفهانی، احمد، حلیه الاولیاء، ج۱، ص۶۵.
  40. نهج البلاغه، خطبه ١۵٨، ص١۵٩.
  41. یوسفیان، حسن، مقاله «علم غیب امام»، دانشنامه امام علی ج۳، ص۳۵۱.
  42. برخی از دانشمندان، چون سید مرتضی (متوفای ۴٣۶) و شیخ طوسی (۴۶٠-۳٨۵ق) آگاهی امام را به بیش از این امور لازم نمی‌دانند. (ر.ک: سید مرتضی، علی، الشافی فی الامامه، ج۲، ص۲۶؛ شیخ طوسی، محمد، تلخیص الشافی، ج۱، ص٢۵٢)
  43. ر.ک: قاری، ملاعلی، شرح الشفاء، ج۲، ص۲۰۹.
  44. ر.ک: ابن حنبل، احمد، المسند، ج۴، ص۵٠۶، ٣۵۴، ۲۱۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴-۲.
  45. فرشادفر، عزت‌الله، امامت در نهج البلاغه، ص ۱۰۲.