انسان در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکانپذیر'
جز (جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر') |
جز (جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکانپذیر') |
||
خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
== حرکت ناگزیر [[آدمی]] بهسوی [[حضرت حق]] == | == حرکت ناگزیر [[آدمی]] بهسوی [[حضرت حق]] == | ||
* همه اخلاقپژوهان، بر این نکته هم آوایند که: [[آدمی]] به ناگزیر روی به سوی [[حضرت حق]] دارد. شماری از [[آیات قرآن کریم]] نیز به این مسأله اشاره مینماید. به این چند [[آیه]] بنگرید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى}}<ref>«به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}}<ref>«و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref>. | * همه اخلاقپژوهان، بر این نکته هم آوایند که: [[آدمی]] به ناگزیر روی به سوی [[حضرت حق]] دارد. شماری از [[آیات قرآن کریم]] نیز به این مسأله اشاره مینماید. به این چند [[آیه]] بنگرید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى}}<ref>«به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}}<ref>«و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref>. | ||
* در این حرکت امّا، [[آدمی]] به براقی [[نیازمند]] است تا او را به [[برترین]] مدارج [[آسمان]] کمال رسانده، در این سیر موفّق نماید. این [[براق]]، بُعد مادّی اوست که چون در تسلط [[نفس]] ناطقه درآید، مرکبی راهوار برای این حرکت خواهد بود؛ مرکبی که حرکت بدون آن | * در این حرکت امّا، [[آدمی]] به براقی [[نیازمند]] است تا او را به [[برترین]] مدارج [[آسمان]] کمال رسانده، در این سیر موفّق نماید. این [[براق]]، بُعد مادّی اوست که چون در تسلط [[نفس]] ناطقه درآید، مرکبی راهوار برای این حرکت خواهد بود؛ مرکبی که حرکت بدون آن امکانپذیر نخواهد بود. گذشته از آن، [[آدمی]] در این مسیر [[نیازمند]] به توشه و زاد نیز خواهد بود؛ این توشه، چیزی جز از [[توبه]] و [[بیداری]] و [[تقوا]] نیست: {{متن قرآن|وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى}}<ref>«و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۰۸.</ref>. | ||
* چراغ شبافروز او در این میانه نیز، [[قرآن کریم]] است: {{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«این (ها) بینشهایی است از سوی پروردگارتان..». سوره اعراف، آیه ۲۰۳.</ref>؛ {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ}}<ref>«به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است» سوره مائده، آیه ۱۵.</ref>. | * چراغ شبافروز او در این میانه نیز، [[قرآن کریم]] است: {{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«این (ها) بینشهایی است از سوی پروردگارتان..». سوره اعراف، آیه ۲۰۳.</ref>؛ {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ}}<ref>«به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است» سوره مائده، آیه ۱۵.</ref>. | ||
* رفع موانع نیز در موفّقیت در این حرکت کارآمد است و لازم؛ و هیچ مانعی بدتر و زشتتر از [[رذائل اخلاقی]] نیست: {{متن قرآن|وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ * وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«ما غلهایی بر گردنهایشان تا (زیر) چانه نهادهایم چنان که سرشان بالا مانده است * و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهادهایم و (دیدگان) آنان را فرو پوشاندهایم چنان که (چیزی) نمیبینند» سوره یس، آیه ۸ -۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۰۹.</ref>. | * رفع موانع نیز در موفّقیت در این حرکت کارآمد است و لازم؛ و هیچ مانعی بدتر و زشتتر از [[رذائل اخلاقی]] نیست: {{متن قرآن|وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ * وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«ما غلهایی بر گردنهایشان تا (زیر) چانه نهادهایم چنان که سرشان بالا مانده است * و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهادهایم و (دیدگان) آنان را فرو پوشاندهایم چنان که (چیزی) نمیبینند» سوره یس، آیه ۸ -۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۰۹.</ref>. |