آزادی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'دست' به 'دست'
جز (جایگزینی متن - 'دست' به 'دست')
خط ۱۰: خط ۱۰:
* در [[زبان عربی]] کلماتی مانند: [[حریت]]، [[اختیار]] و [[اراده]]، رساننده معنای آزادی می‌باشد. "حُر" که جمع آن "احرار" یا "حِرار" باشد مترادف با کلمه [[آزاد]] بر خلاف برده است<ref>مفردات، ص۲۴۷.</ref>.
* در [[زبان عربی]] کلماتی مانند: [[حریت]]، [[اختیار]] و [[اراده]]، رساننده معنای آزادی می‌باشد. "حُر" که جمع آن "احرار" یا "حِرار" باشد مترادف با کلمه [[آزاد]] بر خلاف برده است<ref>مفردات، ص۲۴۷.</ref>.
* آزادی در چارچوب [[عقل]] و [[فطرت]] از اصولی‌ترین [[حقوق انسانی]] است. وجود دستگاه "[[تعقل]]" و "[[ادراک]]" در انسان برای "آزادانه [[اندیشیدن]]" و بهره‌گیری از مواهب [[خلقت]] در جهت [[سیر]] استکمالی [[بشر]] است. [[آزادی‌خواهی]] یکی از بارزترین ویژگی‌های انسان است که در نهاد بشر به [[ودیعت]] نهاده شده است. اعطای نیروی "اراده" و "اختیار" از طرف [[خداوند]] به انسان و از طرفی بار "[[تکلیف]]" را بر دوش او نهادن و او را در "[[انتخاب]]" راه هدایت یا گمراهی، مختار گذاشتن، [[بهترین]] [[دلیل]] بر وجود "اصل آزادی" برای انسان است.
* آزادی در چارچوب [[عقل]] و [[فطرت]] از اصولی‌ترین [[حقوق انسانی]] است. وجود دستگاه "[[تعقل]]" و "[[ادراک]]" در انسان برای "آزادانه [[اندیشیدن]]" و بهره‌گیری از مواهب [[خلقت]] در جهت [[سیر]] استکمالی [[بشر]] است. [[آزادی‌خواهی]] یکی از بارزترین ویژگی‌های انسان است که در نهاد بشر به [[ودیعت]] نهاده شده است. اعطای نیروی "اراده" و "اختیار" از طرف [[خداوند]] به انسان و از طرفی بار "[[تکلیف]]" را بر دوش او نهادن و او را در "[[انتخاب]]" راه هدایت یا گمراهی، مختار گذاشتن، [[بهترین]] [[دلیل]] بر وجود "اصل آزادی" برای انسان است.
* مسئله [[پاداش]] و [[کیفر]]، مبتنی بر اصل آزادی است وگرنه پاداش و کیفر بدون آزادی مفهومی نخواهد داشت. [[اقامه برهان]] و دلیل و حتی وجود [[تفکر]] و تعقل و فهمیدن و دریافت‌های [[ذهنی]] و انتقال آنها به دیگران بر پایه آزادی [[استوار]] است. آزادی و آزاد اندیشی با [[تحمیل]]، تلقین و [[تقلید کورکورانه]] ناسازگار است. "[[تفقّه]]" و "[[استنباط]]" و "[[اجتهاد]]" تنها در آزاد بودن [[اندیشه]] معنی و مفهوم پیدا می‌کند. آزادی با خمیرمایه وجود [[آدمی]] سرشته گردیده است و برای همین [[ارزش]] والاست که [[بشریت]] با اهریمن "[[اختناق]]"، "فشار" و "[[استبداد]]"[[دست]] و پنجه نرم کرده و برای آزادی جانفشانی‌ها کرده است.
* مسئله [[پاداش]] و [[کیفر]]، مبتنی بر اصل آزادی است وگرنه پاداش و کیفر بدون آزادی مفهومی نخواهد داشت. [[اقامه برهان]] و دلیل و حتی وجود [[تفکر]] و تعقل و فهمیدن و دریافت‌های [[ذهنی]] و انتقال آنها به دیگران بر پایه آزادی [[استوار]] است. آزادی و آزاد اندیشی با [[تحمیل]]، تلقین و [[تقلید کورکورانه]] ناسازگار است. "[[تفقّه]]" و "[[استنباط]]" و "[[اجتهاد]]" تنها در آزاد بودن [[اندیشه]] معنی و مفهوم پیدا می‌کند. آزادی با خمیرمایه وجود [[آدمی]] سرشته گردیده است و برای همین [[ارزش]] والاست که [[بشریت]] با اهریمن "[[اختناق]]"، "فشار" و "[[استبداد]]"دست و پنجه نرم کرده و برای آزادی جانفشانی‌ها کرده است.
* دامنه آزادی بر حسب [[فرهنگ‌ها]] و [[جوامع]] و مکاتب مختلف، گوناگون است، ولی می‌توان عمده آنها را بر اساس [[آیات قرآن کریم]] در پنج قسم ارائه نمود:  
* دامنه آزادی بر حسب [[فرهنگ‌ها]] و [[جوامع]] و مکاتب مختلف، گوناگون است، ولی می‌توان عمده آنها را بر اساس [[آیات قرآن کریم]] در پنج قسم ارائه نمود:  
# آزادی به معنی رهیدن از قید [[تعلقات دنیوی]] و سلطة [[غرائز]] و [[شهوات]]؛ (مفهوم [[اخلاقی]]).
# آزادی به معنی رهیدن از قید [[تعلقات دنیوی]] و سلطة [[غرائز]] و [[شهوات]]؛ (مفهوم [[اخلاقی]]).
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش