فساد: تفاوت میان نسخهها
←مبانی اسلام در خصوص فساد
(←منابع) |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
== مبانی اسلام در خصوص فساد == | == مبانی اسلام در خصوص فساد == | ||
[[دین مبین اسلام]]، به عنوان کاملترین [[دین الهی]]، در ذات خود با هر گونه [[انحراف]] و فساد مخالف بوده و بر [[پاکی]] و درستکاری تأکید دارد. این تأکید، مخصوصاً آنجا که به [[حقوق عمومی]] ([[بیت المال]]) مربوط میشود دارای ابعادی متفاوت و روشن است و به [[ضرورت]] رعایت [[حدود الهی]] و [[حق الناس]] متبلور میشود و آنچه از بررسی [[احادیث]] و [[روایات]] مشخص است، تأکید [[اسلام]] بر رعایت حدود الهی و [[حقوق مردم]] و نیز درستکاری و [[امانتداری]] [[کارگزاران حکومت]] است. در جای جای [[نهج البلاغه]] [[مبارزه]] حضرت{{ع}} با [[فساد اداری]] نمایان است. این مبارزه گاهی با توبیخ [[کارگزاری]] است که [[دعوت]] [[ثروتمندان]] را پذیرفته و گاهی با توبیخ کارگزاری است که از بیت المال سوء استفاده کرده و گاهی با [[اعتراض]] به فردی است که از بیت المال بیشتر طلب کرده و گاهی... | [[دین مبین اسلام]]، به عنوان کاملترین [[دین الهی]]، در ذات خود با هر گونه [[انحراف]] و فساد مخالف بوده و بر [[پاکی]] و درستکاری تأکید دارد. این تأکید، مخصوصاً آنجا که به [[حقوق عمومی]] ([[بیت المال]]) مربوط میشود دارای ابعادی متفاوت و روشن است و به [[ضرورت]] رعایت [[حدود الهی]] و [[حق الناس]] متبلور میشود و آنچه از بررسی [[احادیث]] و [[روایات]] مشخص است، تأکید [[اسلام]] بر رعایت حدود الهی و [[حقوق مردم]] و نیز درستکاری و [[امانتداری]] [[کارگزاران حکومت]] است. در جای جای [[نهج البلاغه]] [[مبارزه]] حضرت{{ع}} با [[فساد اداری]] نمایان است. این مبارزه گاهی با توبیخ [[کارگزاری]] است که [[دعوت]] [[ثروتمندان]] را پذیرفته و گاهی با توبیخ کارگزاری است که از بیت المال سوء استفاده کرده و گاهی با [[اعتراض]] به فردی است که از بیت المال بیشتر طلب کرده و گاهی...، سخنان [[حکیمانه]] آن بزرگوار، در زمینه [[عدل و قسط]]، کتابی گویا و مکتبی [[نورانی]] برای همه عدالتخواهان و آزادیخواهان عالم تا [[قیامت]] است، از جمله این بیانات: {{متن حدیث|الْعَدْلُ أَفْضَلُ سَجِيَّةٍ}}؛ «[[عدالت]] [[برترین]] خصلت است»<ref>غررالحکم و دررالکلم.</ref>، {{متن حدیث|يَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۴۱.</ref>؛ «[[روز]] عدالت بر [[ستمگر]] سختتر است از روز [[ستم]] بر [[مظلوم]]». | ||
از نظر اسلام، میان فساد [[حکومت]] و [[حاکمان]] و فساد [[مردم]]، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. اگر حاکمان، خود [[فاسد]] باشند، بنابر اصل {{عربی|اَلنَّاسُ عَلَى دِينِ مُلُوكِهِمْ}}، مردم نیز به فساد [[گرایش]] پیدا میکنند و اگر [[مردم]] [[فاسد]] باشند، [[حاکمان]] را نیز به سمت و سوی فساد خواهند کشاند و اگر آنان نیز [[مقاومت]] کنند، با [[شورش]] و... حاکمان [[صالح]] را از میان برخواهند و رئیسانی فاسد را بر سر کار خواهند نشاند، این، اصلی است غیر قابل [[انکار]] که با اندک تأملی، [[درستی]] آن، روشن میشود. در [[تاریخ]]، شواهد فراوانی را برای این اصل میتوان یافت. یکی از بزرگترین [[اهداف]] پذیرش حکومت توسط [[امام علی]]{{ع}} [[مبارزه با ظلم]] و فساد و [[طغیان]]، [[تبعیض]]، [[بیعدالتی]] و [[احقاق حقوق]] مردم و حاکمیت اسلام اصیل و ایجاد [[اصلاحات]] همه جانبه، عمیق و گسترده و کارساز و فراگیر در [[جامعه اسلامی]] بود. نوع نگرش آن حضرت به [[حکومت]] و حاکمان و [[کارگزاران]] و [[بیت المال]] و [[بودجه]] و [[اموال عمومی]] و [[قدرت]] و [[اقتدار]] حکومت و قوای حاکم بر [[امت]] و [[رسالت]] و مسئولیت امام و [[رهبر]] و شیوه برخورد و رابطه و ارتباط و تعامل با مردم با [[مسئولیتپذیری]] هر چه بیشتر، امانتداری، وظیفهشناسی، تکلیف الهی، خدمتگزار مردم بودن، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، احقاق حقوق مردم، اجرای [[عدل و قسط]] و مبارزه با ظلم و فساد و [[فتنه]] و [[توطئه]]، ریشهکن کردن فساد در [[جامعه]]، [[مبارزه]] با جریان فساد، [[اصلاح]] ساختارها و روشها، اصلاح مدیران و کارگزاران، [[نظارت]] و پیگیری همه جانبه امور، [[اطلاعرسانی]] و کسب اطلاعات از عملکرد [[مسئولان]] ذی ربط، شفافیت، [[مسئولیت]] متقابل والی و مردم، اصلاح ساختار قدرت در جامعه اسلامی، بهکارگیری عناصر شایسته و با کفایت برای هر کاری و ایجاد نظامی کارآمد، مؤثر، مفید، کم هزینه و پر فایده، با کفایت و با لیاقت، [[منضبط]] و قانونگرا، [[ولایت]] پذیر و با [[ایمان]] و به دور از هر گونه [[سهلانگاری]] و ضعف نفس و با بهکارگیری افراد [[متکبر]]، خود بزرگ بین و یا [[خشن]] و غیرکارآمد و [[متملق]] و [[چاپلوس]] و یا طالب [[مال]] و یا خواهان قدرت را در بیانات [[نورانی]] آن حضرت فراوان میتوان یافت. | از نظر اسلام، میان فساد [[حکومت]] و [[حاکمان]] و فساد [[مردم]]، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. اگر حاکمان، خود [[فاسد]] باشند، بنابر اصل {{عربی|اَلنَّاسُ عَلَى دِينِ مُلُوكِهِمْ}}، مردم نیز به فساد [[گرایش]] پیدا میکنند و اگر [[مردم]] [[فاسد]] باشند، [[حاکمان]] را نیز به سمت و سوی فساد خواهند کشاند و اگر آنان نیز [[مقاومت]] کنند، با [[شورش]] و... حاکمان [[صالح]] را از میان برخواهند و رئیسانی فاسد را بر سر کار خواهند نشاند، این، اصلی است غیر قابل [[انکار]] که با اندک تأملی، [[درستی]] آن، روشن میشود. در [[تاریخ]]، شواهد فراوانی را برای این اصل میتوان یافت. یکی از بزرگترین [[اهداف]] پذیرش حکومت توسط [[امام علی]]{{ع}} [[مبارزه با ظلم]] و فساد و [[طغیان]]، [[تبعیض]]، [[بیعدالتی]] و [[احقاق حقوق]] مردم و حاکمیت اسلام اصیل و ایجاد [[اصلاحات]] همه جانبه، عمیق و گسترده و کارساز و فراگیر در [[جامعه اسلامی]] بود. نوع نگرش آن حضرت به [[حکومت]] و حاکمان و [[کارگزاران]] و [[بیت المال]] و [[بودجه]] و [[اموال عمومی]] و [[قدرت]] و [[اقتدار]] حکومت و قوای حاکم بر [[امت]] و [[رسالت]] و مسئولیت امام و [[رهبر]] و شیوه برخورد و رابطه و ارتباط و تعامل با مردم با [[مسئولیتپذیری]] هر چه بیشتر، امانتداری، وظیفهشناسی، تکلیف الهی، خدمتگزار مردم بودن، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، احقاق حقوق مردم، اجرای [[عدل و قسط]] و مبارزه با ظلم و فساد و [[فتنه]] و [[توطئه]]، ریشهکن کردن فساد در [[جامعه]]، [[مبارزه]] با جریان فساد، [[اصلاح]] ساختارها و روشها، اصلاح مدیران و کارگزاران، [[نظارت]] و پیگیری همه جانبه امور، [[اطلاعرسانی]] و کسب اطلاعات از عملکرد [[مسئولان]] ذی ربط، شفافیت، [[مسئولیت]] متقابل والی و مردم، اصلاح ساختار قدرت در جامعه اسلامی، بهکارگیری عناصر شایسته و با کفایت برای هر کاری و ایجاد نظامی کارآمد، مؤثر، مفید، کم هزینه و پر فایده، با کفایت و با لیاقت، [[منضبط]] و قانونگرا، [[ولایت]] پذیر و با [[ایمان]] و به دور از هر گونه [[سهلانگاری]] و ضعف نفس و با بهکارگیری افراد [[متکبر]]، خود بزرگ بین و یا [[خشن]] و غیرکارآمد و [[متملق]] و [[چاپلوس]] و یا طالب [[مال]] و یا خواهان قدرت را در بیانات [[نورانی]] آن حضرت فراوان میتوان یافت. | ||