جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
|||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
[[شناخت]] این واژه، از آنجایی اهمیت دارد که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[روایات]] فراوانی [[دین]] خود را حنیفیت آسان خوانده است<ref>الکافی، ج ۵، ص۴۹۴؛ من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص۱۲؛ مسند احمد، ج ۶، ص۱۱۶، ۲۳۳؛ المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص۱۸۱.</ref>. با کاوش در [[منابع تفسیری]] و [[تاریخی]] میتوان معانی و مصادیق مختلفی برای واژه حنیف و [[حنفاء]] مشاهده کرد. برخی از آنها مانند عمل کننده به سنتهای دهگانه ابراهیم<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۲۲۲؛ بحارالانوار، ج ۱۲، ص۷؛ ج ۷۳، ص۶۸.</ref>، نام [[صابئان]] ابراهیمی برای کسانی که در [[روم]] [[زندگی]] میکرده و خود را پیرو ابراهیم میدانسته و صحفی را به او نسبت میدادهاند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۱۴۷؛ الفهرست، ج ۱، ص۲۴؛ بلوغ الارب، ج ۲، ص۲۲۴.</ref>، صفت برای ابراهیم<ref>البدایة والنهایه، ج۱، ص۱۹۴؛ سبلالهدی، ج۴،ص۶۶.</ref>، نام برای [[دین ابراهیم]]<ref>جامعالبیان، ج ۱، ص۷۸۵.</ref>، [[پایداری]] بر دین ابراهیم<ref>جامعالبیان، ج۱، ص۷۸۷؛ مجمعالبیان، ج۱، ص۴۰۲.</ref>، نامی برای [[پیروان]] ابراهیم که به دست عمروبن لحی به [[بتپرستی]] روی آوردند و تنها نام [[آیین]] ابراهیمی بر آنان ماند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۲۸۶؛ ج ۳، ص۲۵۳.</ref> به ابراهیم و آیین وی اشاره دارند. بعضی دیگر به پیروان عقایدی خاص، مانند [[سنت]] [[ختنه]]<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۷۸۶؛ البحر المحیط، ج ۱، ص۵۷۷ ـ ۵۷۸؛ غریب القرآن، ص۳۸۸.</ref>، استقبال به [[خانه خدا]]<ref>تفسیر ابن ابیحاتم، ج ۱، ص۲۴۱ ـ ۲۴۲؛ التبیان، ج ۱، ص۴۸۰.</ref>، [[حج]] خانه خدا<ref>غریب القرآن، ص۳۸۸؛ تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۸۲ ـ ۲۸۳؛ جامعالبیان، ج ۱، ص۵۶۵، ۷۸۶.</ref>، [[غسل]] جنابت<ref>لسان العرب، ج ۹، ص۵۷؛ تاج العروس، ج ۶، ص۷۷، «حنف»؛ بحارالانوار، ج ۱۲، ص۷؛ ج ۷۳، ص۶۸.</ref>، خودداری از خوردن شراب و [[قربانی]] [[بتها]]<ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۰۹.</ref> اشاره دارند. موارد دیگری نیز مانند گرویدن به [[اسلام]] از دیگر [[ادیان]]<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۸۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۱۴۴.</ref>، [[استعداد]] پذیرش حق و [[اعتدال]] در [[دین]]<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۸۰؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۳۹؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص۵۸۸.</ref>، [[طهارت]] از [[معاصی]] و [[گناهان]]<ref>النهایه، ج ۱، ص۴۱۵؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص۵۸۸، «حنف».</ref>، [[ایمان به پیامبران]]<ref>تفسیر ابن ابیحاتم، ج ۱، ص۲۴۱ ـ ۲۴۲.</ref>، [[پیروی]] و ثبوت بر [[دین الهی]]<ref>مجمعالبیان، ج ۱، ص۴۰۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۴۷.</ref>، دوری از [[شرک]] و بازگشت به [[توحید]]<ref>تفسیر مقاتل، ج ۲، ص۳۸۳؛ ج ۳، ص۵۰۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۶۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۰۹.</ref>، [[تحریم]] دختران و مادران و خالهها<ref>تفسیر صنعانی، ج ۱، ص۶۰؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۱۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۴۷.</ref>، [[تسلیم]]<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۷۹ ـ ۴۸۰.</ref>، [[اخلاص]]<ref>جامعالبیان، ج ۱، ص۷۸۵ ـ ۷۸۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۰۳.</ref>، [[فطرت]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۱۵؛ تفسیر نسفی، ج ۳، ص۲۷۱ ـ ۲۷۲؛ نورالثقلین، ج ۳، ص۴۹۶؛ ج ۴، ص۱۸۲.</ref>، دین سهله و سمحه<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۴۷؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۰۲.</ref> و اعتدال و [[میانه روی]]<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۳۹؛ التحقیق، ج ۲، ص۲۹۴ ـ ۲۹۵، «حنف».</ref> یاد شدهاند که بیشتر به صفاتی کلی اشاره دارند؛ یا به برداشتهای مفهومی و نگاه کلی [[مفسران]] به واژه [[حنیف]] برمیگردند. | [[شناخت]] این واژه، از آنجایی اهمیت دارد که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[روایات]] فراوانی [[دین]] خود را حنیفیت آسان خوانده است<ref>الکافی، ج ۵، ص۴۹۴؛ من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص۱۲؛ مسند احمد، ج ۶، ص۱۱۶، ۲۳۳؛ المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص۱۸۱.</ref>. با کاوش در [[منابع تفسیری]] و [[تاریخی]] میتوان معانی و مصادیق مختلفی برای واژه حنیف و [[حنفاء]] مشاهده کرد. برخی از آنها مانند عمل کننده به سنتهای دهگانه ابراهیم<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۲۲۲؛ بحارالانوار، ج ۱۲، ص۷؛ ج ۷۳، ص۶۸.</ref>، نام [[صابئان]] ابراهیمی برای کسانی که در [[روم]] [[زندگی]] میکرده و خود را پیرو ابراهیم میدانسته و صحفی را به او نسبت میدادهاند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۱۴۷؛ الفهرست، ج ۱، ص۲۴؛ بلوغ الارب، ج ۲، ص۲۲۴.</ref>، صفت برای ابراهیم<ref>البدایة والنهایه، ج۱، ص۱۹۴؛ سبلالهدی، ج۴،ص۶۶.</ref>، نام برای [[دین ابراهیم]]<ref>جامعالبیان، ج ۱، ص۷۸۵.</ref>، [[پایداری]] بر دین ابراهیم<ref>جامعالبیان، ج۱، ص۷۸۷؛ مجمعالبیان، ج۱، ص۴۰۲.</ref>، نامی برای [[پیروان]] ابراهیم که به دست عمروبن لحی به [[بتپرستی]] روی آوردند و تنها نام [[آیین]] ابراهیمی بر آنان ماند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۲۸۶؛ ج ۳، ص۲۵۳.</ref> به ابراهیم و آیین وی اشاره دارند. بعضی دیگر به پیروان عقایدی خاص، مانند [[سنت]] [[ختنه]]<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۷۸۶؛ البحر المحیط، ج ۱، ص۵۷۷ ـ ۵۷۸؛ غریب القرآن، ص۳۸۸.</ref>، استقبال به [[خانه خدا]]<ref>تفسیر ابن ابیحاتم، ج ۱، ص۲۴۱ ـ ۲۴۲؛ التبیان، ج ۱، ص۴۸۰.</ref>، [[حج]] خانه خدا<ref>غریب القرآن، ص۳۸۸؛ تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۸۲ ـ ۲۸۳؛ جامعالبیان، ج ۱، ص۵۶۵، ۷۸۶.</ref>، [[غسل]] جنابت<ref>لسان العرب، ج ۹، ص۵۷؛ تاج العروس، ج ۶، ص۷۷، «حنف»؛ بحارالانوار، ج ۱۲، ص۷؛ ج ۷۳، ص۶۸.</ref>، خودداری از خوردن شراب و [[قربانی]] [[بتها]]<ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۰۹.</ref> اشاره دارند. موارد دیگری نیز مانند گرویدن به [[اسلام]] از دیگر [[ادیان]]<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۸۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۱۴۴.</ref>، [[استعداد]] پذیرش حق و [[اعتدال]] در [[دین]]<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۸۰؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۳۹؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص۵۸۸.</ref>، [[طهارت]] از [[معاصی]] و [[گناهان]]<ref>النهایه، ج ۱، ص۴۱۵؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص۵۸۸، «حنف».</ref>، [[ایمان به پیامبران]]<ref>تفسیر ابن ابیحاتم، ج ۱، ص۲۴۱ ـ ۲۴۲.</ref>، [[پیروی]] و ثبوت بر [[دین الهی]]<ref>مجمعالبیان، ج ۱، ص۴۰۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۴۷.</ref>، دوری از [[شرک]] و بازگشت به [[توحید]]<ref>تفسیر مقاتل، ج ۲، ص۳۸۳؛ ج ۳، ص۵۰۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۶۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۰۹.</ref>، [[تحریم]] دختران و مادران و خالهها<ref>تفسیر صنعانی، ج ۱، ص۶۰؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۱۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۴۷.</ref>، [[تسلیم]]<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۷۹ ـ ۴۸۰.</ref>، [[اخلاص]]<ref>جامعالبیان، ج ۱، ص۷۸۵ ـ ۷۸۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۰۳.</ref>، [[فطرت]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۱۵؛ تفسیر نسفی، ج ۳، ص۲۷۱ ـ ۲۷۲؛ نورالثقلین، ج ۳، ص۴۹۶؛ ج ۴، ص۱۸۲.</ref>، دین سهله و سمحه<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۴۷؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۰۲.</ref> و اعتدال و [[میانه روی]]<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۳۹؛ التحقیق، ج ۲، ص۲۹۴ ـ ۲۹۵، «حنف».</ref> یاد شدهاند که بیشتر به صفاتی کلی اشاره دارند؛ یا به برداشتهای مفهومی و نگاه کلی [[مفسران]] به واژه [[حنیف]] برمیگردند. | ||
گفتنی است مفسران و راویان [[اخبار]]، مجموعهای از این موارد را در تعریف واژه حنیف یا تعیین مصداق حنفا ذکر میکنند؛ همچنین حنیف در آثار [[اسلامی]] مصادیق دیگری داشته است؛ مانند اسم برای اشخاص، به ویژه برخی [[زنان]] (حنفاء بنت ابی جهل بن هشام یا بنت حارث)<ref>الطبقات، ج ۸، ص۲۶۲؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۲۲۲.</ref>، صفت برای «سبعة [[املاک]]»<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۱۴۷؛ التنبیه والاشراف، ص۴، ۱۰۶.</ref>، نام برای «ماء بنی معاویه»<ref>معجمالبلدان، ج ۲، ص۳۱۱؛ لسان العرب، ج ۹، ص۵۸، «حنف».</ref> و اسم برای «فرس حجر بن معاویه و | گفتنی است مفسران و راویان [[اخبار]]، مجموعهای از این موارد را در تعریف واژه حنیف یا تعیین مصداق حنفا ذکر میکنند؛ همچنین حنیف در آثار [[اسلامی]] مصادیق دیگری داشته است؛ مانند اسم برای اشخاص، به ویژه برخی [[زنان]] (حنفاء بنت ابی جهل بن هشام یا بنت حارث)<ref>الطبقات، ج ۸، ص۲۶۲؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۲۲۲.</ref>، صفت برای «سبعة [[املاک]]»<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۱۴۷؛ التنبیه والاشراف، ص۴، ۱۰۶.</ref>، نام برای «ماء بنی معاویه»<ref>معجمالبلدان، ج ۲، ص۳۱۱؛ لسان العرب، ج ۹، ص۵۸، «حنف».</ref> و اسم برای «فرس حجر بن معاویه و حذیفة بن بدر»<ref>لسان العرب، ج ۹، ص۵۸.</ref>؛ لکن موارد یاد شده از بحث این مقاله بیروناند<ref>[[محمد رضا بارانی|بارانی، محمد رضا]]، [[حنیف - بارانی (مقاله)|مقاله «حنیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱]]، ص ۴۲۳ ـ ۴۲۵</ref>. | ||
== حنفا هنگام ظهور اسلام == | == حنفا هنگام ظهور اسلام == | ||
در آستانه ظهور [[اسلام]]، برخی مانند | در آستانه ظهور [[اسلام]]، برخی مانند عثمان بن حویرث، [[ورقه بن نوفل]]، زیدبن عمرو بن نفیل، [[عبیدالله بن جحش]] و ابوقیس بن الاسلت، [[بتپرستی]] را رها کردند و در پی [[دین حنیف]] بودند و آن را [[دین ابراهیم]]{{ع}} میدانستند<ref>الطبقات، ج ۴، ص۲۸۳؛ المنمق، ص۱۵۲؛ البدایة و النهایه، ج ۲، ص۴۱۶.</ref> و بعضی [[قبایل]] مانند مضریها، هر چند بر [[شرک]] و بتپرستی بودند، از آنجا که [[حج]] [[خانه خدا]] را به جا میآوردند، به حنفاء [[شهرت]] داشتند<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۷۸۶.</ref>. مضریها از آن دسته عربهایی بودند که به [[یکتاپرستی]] [[باور]] داشتند و سپس اندکاندک از یکتاپرستی دور شده بودند. آنان جز برخی [[آداب]] حنفیت، مانند حج و [[ختنه]]، به برخی از [[شعائر]] بتپرستی ـ نظیر [[طواف]] عریان ـ و باور به اثرگذاری [[بت]] و بعضی آداب دیگر ـ همچون [[غسل]] از آداب [[صابئان]] ـ و باور به دهر و انواء از آداب برهمیه نیز اعتقاد داشتند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۲۸۶ ـ ۲۸۷.</ref>. شاید بر همین اساس بود که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: مضر و [[ربیعه]] را [[سب]] نکنید؛ زیرا آنان [[مسلمان]]؛ یا بر دین ابراهیم بودند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۲۲۶ ـ ۲۲۷.</ref>. برخی [[آیات قرآن]] از [[حنیف]] در مقابل شرک و بتپرستی یاد کردهاند که میتواند اشارهای به تصحیح بقایای شرک در میان افراد و گروههای منسوب به [[حقیقت]] باشد. از منابع تاریخی به دست نمیآید که حنفا دارای [[تشکل]] خاصی بودند؛ یا از [[دین]] خاصی [[پیروی]] میکردند، بلکه آنان تنها گروهی بودند که [[بتپرستی]] را حماقت شمرده و از [[عقاید]] و [[آداب]] ویژهای [[تبعیت]] میکردند. به سخن دیگر، خواستار [[اصلاح]] در [[جامعه]] خود بودند<ref>المفصل، ج ۶، ص۴۵۷ ـ ۴۵۸.</ref>. | ||
حنفا، نه تنها از [[آیین]] بتپرستی بیزار بودند، با برخی مظاهر [[تحریف]] شده [[ادیان]] بزرگ آن [[زمان]] ـ یعنی [[یهودیت]] و [[مسیحیت]] نیز ـ نمیتوانستند کنار بیایند<ref>المفصل، ج ۶، ص۴۵۴.</ref>. برخی از پژوهشگران معتقدند | حنفا، نه تنها از [[آیین]] بتپرستی بیزار بودند، با برخی مظاهر [[تحریف]] شده [[ادیان]] بزرگ آن [[زمان]] ـ یعنی [[یهودیت]] و [[مسیحیت]] نیز ـ نمیتوانستند کنار بیایند<ref>المفصل، ج ۶، ص۴۵۴.</ref>. برخی از پژوهشگران معتقدند حنیفیت، دیانتی [[توحیدی]] بوده است که با اثرپذیری از ادیان یهودیت و مسیحیت بروز یافته بود<ref>المفصل، ج ۶، ص۴۵۳.</ref>. | ||
به باور بعضی [[مستشرقان]]، [[اسلام]] فراوان از حنفیت اثر پذیرفته است و [[پیامبر]]{{صل}} نخست میکوشید با آمیختن ادیان مسیحیت و یهودیت و برخی آیینهای [[اعراب]]، [[دینی]] نو پدید آورد و ساکنان شبه جزیره را [[متحد]] سازد؛ اما هنگامی که دید ایشان درباره [[یهودیان]] [[تغییر]] یافت، اعلام داشت که در همان حال که [[موسی]]{{ع}}، پیامبر یهودیان و [[عیسی]]{{ع}} پیامبر [[مسیحیان]] است، خود وی و تعلیماتش به پیامبر و آیین کهنتری میرسند که پذیرفته مسیحیان و یهودیان هم بوده است و آن «ملة ابراهیم» است<ref>واژههای دخیل، ص۱۸۲ ـ ۱۸۳.</ref>: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درستآیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref> آنان در [[تأیید]] سخن خود به این مسئله اشاره میکنند که یادکرد حنفیت، در آیات مدنی یا مکی متأخر بوده است؛ زمانی که پیامبر{{صل}} میکوشیده است [[استقلال]] خود را تثبیت کند. این در حالی است که [[دعوت]] به پیروی از ابراهیم و [[بیزاری]] از یهودیت و مسیحیت در [[آیات قرآن]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا۟ كُونُوا۟ هُودًا أَوْ نَصَـٰرَىٰ تَهْتَدُوا۟ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَٰهِـۧمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}} «و گفتند: یهودی یا مسیحی باشید تا راه یابید؛ بگو: (خیر) بلکه ما بر آیین ابراهیم درستآیین هستیم و او از مشرکان نبود» سوره بقره، آیه ۱۳۵؛ {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَٰهِيمُ يَهُودِيًّۭا وَلَا نَصْرَانِيًّۭا وَلَـٰكِن كَانَ حَنِيفًۭا مُّسْلِمًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}} «ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درستآیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref> برخاسته از قویتر بودن جنبه [[توحیدی]] [[آیین]] ابراهیمی و [[تحریف دین]] [[یهود]] (به جهت [[باور]] به [[خدا]] بودن [[عزیر]]) و [[نصارا]] (به جهت خدا دانستن [[مسیح]]) بوده است<ref>سیره رسول اللّه، ص۷۹؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص۴۰۳.</ref>. ناگفته نماند که دو [[دین یهودیت]] و [[مسیحیت]] در شبه جزیره بسیار [[تحریف]] و با [[عقاید]] بتپرستانه و [[اساطیر]] [[جاهلی]] آمیخته شده بودند؛ همچنین از آنجا که برخی عقاید آیین ابراهیمی مورد [[تأیید]] [[اسلام]] نیز بودند و [[اعراب]] با [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} آشنایی داشتند، [[قرآن]] به [[تبعیت]] از او فرا خواند<ref>التبیان، ج ۲، ص۵۳۳ - ۵۳۴.</ref> که با این [[پیروی]] در زمره حنیفان قرار گیرند. براساس نقش حالی [[حنیف]] و [[حنفاء]] در قرآن و آرای [[مفسران]] و راویان [[اخبار]] در مورد حنیفان، میتوان دریافت که واژه حنیف، وصفی برای [[ادیان الهی]] است و به «[[دین]] خاص و ارائه شده از سوی یک [[پیامبر]]» شناسانده نشده است، بلکه [[پیروان]] هر دین آسمانی را که از [[شرک]]، [[بتپرستی]] و [[خرافات]] دوری گزینند، میتوان حنیف شمرد<ref>[[محمد رضا بارانی|بارانی، محمد رضا]]، [[حنیف - بارانی (مقاله)|مقاله «حنیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱]]، ص ۴۲۵ ـ ۴۲۶.</ref>. | به باور بعضی [[مستشرقان]]، [[اسلام]] فراوان از حنفیت اثر پذیرفته است و [[پیامبر]]{{صل}} نخست میکوشید با آمیختن ادیان مسیحیت و یهودیت و برخی آیینهای [[اعراب]]، [[دینی]] نو پدید آورد و ساکنان شبه جزیره را [[متحد]] سازد؛ اما هنگامی که دید ایشان درباره [[یهودیان]] [[تغییر]] یافت، اعلام داشت که در همان حال که [[موسی]]{{ع}}، پیامبر یهودیان و [[عیسی]]{{ع}} پیامبر [[مسیحیان]] است، خود وی و تعلیماتش به پیامبر و آیین کهنتری میرسند که پذیرفته مسیحیان و یهودیان هم بوده است و آن «ملة ابراهیم» است<ref>واژههای دخیل، ص۱۸۲ ـ ۱۸۳.</ref>: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درستآیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref> آنان در [[تأیید]] سخن خود به این مسئله اشاره میکنند که یادکرد حنفیت، در آیات مدنی یا مکی متأخر بوده است؛ زمانی که پیامبر{{صل}} میکوشیده است [[استقلال]] خود را تثبیت کند. این در حالی است که [[دعوت]] به پیروی از ابراهیم و [[بیزاری]] از یهودیت و مسیحیت در [[آیات قرآن]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا۟ كُونُوا۟ هُودًا أَوْ نَصَـٰرَىٰ تَهْتَدُوا۟ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَٰهِـۧمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}} «و گفتند: یهودی یا مسیحی باشید تا راه یابید؛ بگو: (خیر) بلکه ما بر آیین ابراهیم درستآیین هستیم و او از مشرکان نبود» سوره بقره، آیه ۱۳۵؛ {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَٰهِيمُ يَهُودِيًّۭا وَلَا نَصْرَانِيًّۭا وَلَـٰكِن كَانَ حَنِيفًۭا مُّسْلِمًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}} «ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درستآیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref> برخاسته از قویتر بودن جنبه [[توحیدی]] [[آیین]] ابراهیمی و [[تحریف دین]] [[یهود]] (به جهت [[باور]] به [[خدا]] بودن [[عزیر]]) و [[نصارا]] (به جهت خدا دانستن [[مسیح]]) بوده است<ref>سیره رسول اللّه، ص۷۹؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص۴۰۳.</ref>. ناگفته نماند که دو [[دین یهودیت]] و [[مسیحیت]] در شبه جزیره بسیار [[تحریف]] و با [[عقاید]] بتپرستانه و [[اساطیر]] [[جاهلی]] آمیخته شده بودند؛ همچنین از آنجا که برخی عقاید آیین ابراهیمی مورد [[تأیید]] [[اسلام]] نیز بودند و [[اعراب]] با [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} آشنایی داشتند، [[قرآن]] به [[تبعیت]] از او فرا خواند<ref>التبیان، ج ۲، ص۵۳۳ - ۵۳۴.</ref> که با این [[پیروی]] در زمره حنیفان قرار گیرند. براساس نقش حالی [[حنیف]] و [[حنفاء]] در قرآن و آرای [[مفسران]] و راویان [[اخبار]] در مورد حنیفان، میتوان دریافت که واژه حنیف، وصفی برای [[ادیان الهی]] است و به «[[دین]] خاص و ارائه شده از سوی یک [[پیامبر]]» شناسانده نشده است، بلکه [[پیروان]] هر دین آسمانی را که از [[شرک]]، [[بتپرستی]] و [[خرافات]] دوری گزینند، میتوان حنیف شمرد<ref>[[محمد رضا بارانی|بارانی، محمد رضا]]، [[حنیف - بارانی (مقاله)|مقاله «حنیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱]]، ص ۴۲۵ ـ ۴۲۶.</ref>. | ||