تکوین: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
*افزون بر معنای عام فوق، چهار [[تفسیر]] دیگر برای [[تکوین]] مطرح شده است: | *افزون بر معنای عام فوق، چهار [[تفسیر]] دیگر برای [[تکوین]] مطرح شده است: | ||
*در یک معنا -نظریه رایج نزد [[فیلسوفان]]- [[تکوین]] به ایجاد مسبوق به ماده [[تفسیر]] شده و در مقابل آن [[احداث]]، به معنای ایجاد مسبوق به زمان و هر دو در مقابل [[ابداع]] که غیر مسبوق به ماده و زمان است تعبیر شده است<ref>شرح الاشارات، ج۳، ص۱۲۰؛ الأقطاب القطبیة، ص۱۳۷؛ التعریفات، ج۳، ص۲۹؛ جامع العلوم، ج۱، ص۱۸؛ موسوعة کشاف اصطلاحات، ج۱، ص۵۰۵.</ref>. [[ابداع]] بالاترین مرتبه ایجاد است؛ زیرا در موجودات مسبوق به ماده، خود ماده با [[تکوین]] حاصل نمیشود، همچنین در موجودات حادث زمانی، زمان با [[احداث]] حاصل نمیشود<ref>شرح الاشارات، ج۳، ص۱۲۰.</ref> پس [[تکوین]] و [[احداث]] بدون [[ابداع]] حاصل نمیشود. [[تکوین]] به این معنا تنها بر فلکیات صادق است. | *در یک معنا -نظریه رایج نزد [[فیلسوفان]]- [[تکوین]] به ایجاد مسبوق به ماده [[تفسیر]] شده و در مقابل آن [[احداث]]، به معنای ایجاد مسبوق به زمان و هر دو در مقابل [[ابداع]] که غیر مسبوق به ماده و زمان است تعبیر شده است<ref>شرح الاشارات، ج۳، ص۱۲۰؛ الأقطاب القطبیة، ص۱۳۷؛ التعریفات، ج۳، ص۲۹؛ جامع العلوم، ج۱، ص۱۸؛ موسوعة کشاف اصطلاحات، ج۱، ص۵۰۵.</ref>. [[ابداع]] بالاترین مرتبه ایجاد است؛ زیرا در موجودات مسبوق به ماده، خود ماده با [[تکوین]] حاصل نمیشود، همچنین در موجودات حادث زمانی، زمان با [[احداث]] حاصل نمیشود<ref>شرح الاشارات، ج۳، ص۱۲۰.</ref> پس [[تکوین]] و [[احداث]] بدون [[ابداع]] حاصل نمیشود. [[تکوین]] به این معنا تنها بر فلکیات صادق است. | ||
*از منظر [[فیلسوفان]]، [[جهان هستی]] را به ترتیب: [[عقل]]، نفس، اجسام فلکی، عناصر و مرکبات تشکیل میدهند. | *از منظر [[فیلسوفان]]، [[جهان هستی]] را به ترتیب: [[عقل]]، نفس، اجسام فلکی، عناصر و مرکبات تشکیل میدهند. ایجاد اجسام فلکی یا همان کرات آسمانی، مقدم بر ایجاد [[جهان]] زمینی است<ref>شفاء، ص۲۷ و ۴۰۹؛ التحصیل، ص۶۶۷.</ref>. | ||
*[[ملاصدرا]] در برخی آثار خود از تقسیم تثلیثی موجودات امکانی، عدول کرده و به تقسیم ثنائی روی آورده و مینویسد: در صورتی که صدور معلول، صرفاً از [[ناحیه]] فاعل باشد و هیچ مدخلیتی از [[ناحیه]] قابل نباشد، [[ابداع]] و اگر مشارکت قابل نیز دخیل باشد<ref>المبدأ و المعاد، ص۲۲۳.</ref> یا متوقف بر صلاحیت قابل باشد <ref>الشواهد الربوبیة، ص۱۷۹.</ref> [[تکوین]] نامیده میشود. مطابق این [[تفسیر]]، [[تکوین]]، شامل فلکیات و عنصریات هر دو میشود. برخی [[کلام]] ابنسینا در [[شفا]] را نیز بر تقسیم ثنائی حمل کرده و اقسام ممکنات را عبارت از مبدعات ([[عقول]]، [[نفوس]] و فلکیات) و [[تکوین]] (عنصریات) دانستهاند<ref>الحاشیة علی الهیات الشفاء، ص۲۳۳.</ref>. | |||
*[[محقق داماد]] به تقسیم تثلیثی [[وفادار]] مانده، ولی در [[تبیین]] آن، بر خلاف بیان مشهور، [[افاضه]] [[عقول]] و مفارقات محض را [[ابداع]]، [[افاضه]] اجرام سماوی را اختراع و [[افاضه]] کائنات مسبوق به عدم زمانی را [[تکوین]] دانسته است<ref>قبسات، ص۱۲۰.</ref>. | |||
*[[تکوین]]، در [[کلام]] [[متکلمان]] را به هیچیک از این معانی خاص نمیتوان [[تفسیر]] کرد؛ چرا که مشهور [[متکلمان]]، موجودات مجرد قدیم در عالم را منکرند، از اینرو [[تکوین]] از منظر آنها مساوی ایجاد است؛ زیرا ایجاد، انواع مختلفی ندارد تا [[تکوین]] را به یک نوع آن اختصاص دهیم. واژه ایجاد و [[تکوین]] در کنار واژگان دیگری مانند: [[احداث]]، انشاء فعل، [[ابداع]]، اختراع، واژگانی هستند که توسط آنها، از مطلق فاعل بودن [[خدا]] خبر میدهیم و جهت معرفی فعل خاصی از [[افعال خداوند]]، از واژگانی مانند: نفع و [[ضرّ]]، [[احیاء]] و اماته، [[لطف]] و [[قهر]]، قبض و بسط، غفران و [[رحمت]]، [[خفض]] و رفع استفاده میشود<ref>التبیان ج۱، ص۲۴۵؛ مفاتیح الغیب، ج۱، ص۱۲۷؛ التعریفات، ص۳؛ جامع العلوم، ج۱، ص۱۸ و ۳۴۶؛ گوهر مراد، ص۲۷۸.</ref>. رتق و فتق نیز از جمله واژگانی است که به فعلی خاص از [[افعال خداوند]] اشاره دارد؛ زیرا در [[روایت]] از "راتق" و "فاتق" به عنوان [[اسامی]] [[الهی]] یاد شده<ref>بحارالانوار، ج۸۳؛ ص۳۱۵.</ref> و این دو اسم نیز به لحاظ معنایی، نزدیک به صفت [[تکوین]] است. [[حکیم سبزواری]] در شرح این دو اسم مینویسد: "[[خداوند متعال]] راتق است به اعتبار [[ابداع]] عالم [[عقل]] که عالم جمع و [[وحدت]] است و فاتق است به اعتبار [[خلق]] عالم اجسام که عالم [[تفرقه]] و [[کثرت]] است"<ref>شرح الأسماء الحسنی، سبزواری، ص۵۹۴.</ref>. در برخی از منابع با اشاره به [[آیه]] مربوط به رتق و فتق [[آسمانها]] و [[زمین]]{{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}} <ref>«آیا کافران درنیافتهاند که آسمانها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمیآورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref>، گفته شده که "رتق" و "فتق" ضد هم هستند و رتق به معنای بسته بودن، حالت اجمالی و بدون انبساط و گستردگی است؛ لذا رتق یعنی جلوگیری از اظهار آثار و حالات یک موجود است<ref>شرح الأسماء الحسنی، درودآبادی، ص۹۸.</ref>. اما فتق به معنای باز کردن و گسترده کردن است، لذا [[خداوند متعال]] فاتق است به اعتبار اینکه اجازه میدهد هر موجودی آثار خاص خود را اظهار کند<ref>شرح الأسماء الحسنی، درودآبادی، ص۴۲.</ref><ref>[[محمد ایزدیتبار|ایزدیتبار، محمد]]، [[تکوین (مقاله)|تکوین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۲، ص۵۹۴.</ref>. | *[[تکوین]]، در [[کلام]] [[متکلمان]] را به هیچیک از این معانی خاص نمیتوان [[تفسیر]] کرد؛ چرا که مشهور [[متکلمان]]، موجودات مجرد قدیم در عالم را منکرند، از اینرو [[تکوین]] از منظر آنها مساوی ایجاد است؛ زیرا ایجاد، انواع مختلفی ندارد تا [[تکوین]] را به یک نوع آن اختصاص دهیم. واژه ایجاد و [[تکوین]] در کنار واژگان دیگری مانند: [[احداث]]، انشاء فعل، [[ابداع]]، اختراع، واژگانی هستند که توسط آنها، از مطلق فاعل بودن [[خدا]] خبر میدهیم و جهت معرفی فعل خاصی از [[افعال خداوند]]، از واژگانی مانند: نفع و [[ضرّ]]، [[احیاء]] و اماته، [[لطف]] و [[قهر]]، قبض و بسط، غفران و [[رحمت]]، [[خفض]] و رفع استفاده میشود<ref>التبیان ج۱، ص۲۴۵؛ مفاتیح الغیب، ج۱، ص۱۲۷؛ التعریفات، ص۳؛ جامع العلوم، ج۱، ص۱۸ و ۳۴۶؛ گوهر مراد، ص۲۷۸.</ref>. رتق و فتق نیز از جمله واژگانی است که به فعلی خاص از [[افعال خداوند]] اشاره دارد؛ زیرا در [[روایت]] از "راتق" و "فاتق" به عنوان [[اسامی]] [[الهی]] یاد شده<ref>بحارالانوار، ج۸۳؛ ص۳۱۵.</ref> و این دو اسم نیز به لحاظ معنایی، نزدیک به صفت [[تکوین]] است. [[حکیم سبزواری]] در شرح این دو اسم مینویسد: "[[خداوند متعال]] راتق است به اعتبار [[ابداع]] عالم [[عقل]] که عالم جمع و [[وحدت]] است و فاتق است به اعتبار [[خلق]] عالم اجسام که عالم [[تفرقه]] و [[کثرت]] است"<ref>شرح الأسماء الحسنی، سبزواری، ص۵۹۴.</ref>. در برخی از منابع با اشاره به [[آیه]] مربوط به رتق و فتق [[آسمانها]] و [[زمین]]{{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}} <ref>«آیا کافران درنیافتهاند که آسمانها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمیآورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref>، گفته شده که "رتق" و "فتق" ضد هم هستند و رتق به معنای بسته بودن، حالت اجمالی و بدون انبساط و گستردگی است؛ لذا رتق یعنی جلوگیری از اظهار آثار و حالات یک موجود است<ref>شرح الأسماء الحسنی، درودآبادی، ص۹۸.</ref>. اما فتق به معنای باز کردن و گسترده کردن است، لذا [[خداوند متعال]] فاتق است به اعتبار اینکه اجازه میدهد هر موجودی آثار خاص خود را اظهار کند<ref>شرح الأسماء الحسنی، درودآبادی، ص۴۲.</ref><ref>[[محمد ایزدیتبار|ایزدیتبار، محمد]]، [[تکوین (مقاله)|تکوین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۲، ص۵۹۴.</ref>. | ||