جز
جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت') |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
همچنین درباره [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز روایاتی فوق حد [[تواتر]] وجود دارد که ایشان در عالم [[تکوین]]، کراماتی پرشمار را بروز دادهاند؛ تا آنجا که کتابهایی مستقل دراینباره [[نگارش]] یافته است.<ref>برای نمونه، ر.ک: محمد بن جریر بن رستم طبری آملی، دلائل الامامة؛ همو، نوادر المعجزات فی مناقب الائمة الهداة{{عم}}؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح.</ref> برای نمونه، [[ابوبصیر]] در روایتی صحیح [[نقل]] میکند که روزی - درحالیکه [[نابینا]] بودم - بر [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} وارد شدم. به ایشان عرض کردم که آیا شما میتوانید مردگان را زنده کنید و اكمه و [[ابرص]] را [[شفا]] دهید؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: "بله، به [[اذن خدا]]". آنگاه مرا بهسوی خود فراخوانده، بر چشم و صورت من دست کشید. پس از آن، [[خورشید]] و [[آسمان]] و [[خانه]] و هر آنچه در آن بود، دیدم. [[امام]]{{ع}} فرمود: "آیا [[دوست]] داری که مانند [[مردم]] [[بینا]] باشی؛ اما آنچه در [[قیامت]] علیه آنهاست، عليه تو هم باشد، یا آنکه به حالت پیشین برگردی و [[بهشت]] از آن تو باشد؟" گفتم: "میخواهم به حالت پیشین برگردم". [[امام]] نیز بر چشم من دست کشید و به حالت نخستین بازگشت.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۲۶۹؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۱۱ و ۷۱۲.</ref> افزون بر آن، روایاتی نیز بهطور خاص دراینباره وارد شده که [[امام]]{{ع}} بر بهرهمندی خود از این [[مقام]] تأکید کرده است. مانند آنجا که [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} در سخنانشان از بهرهمندی خود از [[اسم اعظم]] [[الهی]] (بهگونهای که برای [[آصف بن برخیا]] وجود داشت) [[سخن]] به میان آوردهاند؛ چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} در سخنی به [[جابر]] تأكيد کردند که [[توانایی]] [[آصف بن برخیا]] برای حاضر کردن [[تخت بلقیس]]، بهدلیل در [[اختیار]] داشتن یک حرف از هفتادوسه حرف [[اسم اعظم]] [[خداوند]] بود؛ درحالیکه ما [[امامان]]، هفتادودو حرف از [[اسم اعظم]] را در [[اختیار]] داریم.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۳۰. گفتنی است اگرچه این روایت به خودی خود بهدلیل وجود شريس الوابشی (مجهول الحال) معتبر نیست، به همین مضمون روایات متعدد و مستفیضی وجود دارد که از طریق تراکم ظنون، موجب اطمینان نسبت به صدور این محتوا از [[ائمه]]{{عم}} میشود (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۲۹ و ۲۳۰؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۲۰۸-۲۱۷.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | همچنین درباره [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز روایاتی فوق حد [[تواتر]] وجود دارد که ایشان در عالم [[تکوین]]، کراماتی پرشمار را بروز دادهاند؛ تا آنجا که کتابهایی مستقل دراینباره [[نگارش]] یافته است.<ref>برای نمونه، ر.ک: محمد بن جریر بن رستم طبری آملی، دلائل الامامة؛ همو، نوادر المعجزات فی مناقب الائمة الهداة{{عم}}؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح.</ref> برای نمونه، [[ابوبصیر]] در روایتی صحیح [[نقل]] میکند که روزی - درحالیکه [[نابینا]] بودم - بر [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} وارد شدم. به ایشان عرض کردم که آیا شما میتوانید مردگان را زنده کنید و اكمه و [[ابرص]] را [[شفا]] دهید؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: "بله، به [[اذن خدا]]". آنگاه مرا بهسوی خود فراخوانده، بر چشم و صورت من دست کشید. پس از آن، [[خورشید]] و [[آسمان]] و [[خانه]] و هر آنچه در آن بود، دیدم. [[امام]]{{ع}} فرمود: "آیا [[دوست]] داری که مانند [[مردم]] [[بینا]] باشی؛ اما آنچه در [[قیامت]] علیه آنهاست، عليه تو هم باشد، یا آنکه به حالت پیشین برگردی و [[بهشت]] از آن تو باشد؟" گفتم: "میخواهم به حالت پیشین برگردم". [[امام]] نیز بر چشم من دست کشید و به حالت نخستین بازگشت.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۲۶۹؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۱۱ و ۷۱۲.</ref> افزون بر آن، روایاتی نیز بهطور خاص دراینباره وارد شده که [[امام]]{{ع}} بر بهرهمندی خود از این [[مقام]] تأکید کرده است. مانند آنجا که [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} در سخنانشان از بهرهمندی خود از [[اسم اعظم]] [[الهی]] (بهگونهای که برای [[آصف بن برخیا]] وجود داشت) [[سخن]] به میان آوردهاند؛ چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} در سخنی به [[جابر]] تأكيد کردند که [[توانایی]] [[آصف بن برخیا]] برای حاضر کردن [[تخت بلقیس]]، بهدلیل در [[اختیار]] داشتن یک حرف از هفتادوسه حرف [[اسم اعظم]] [[خداوند]] بود؛ درحالیکه ما [[امامان]]، هفتادودو حرف از [[اسم اعظم]] را در [[اختیار]] داریم.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۳۰. گفتنی است اگرچه این روایت به خودی خود بهدلیل وجود شريس الوابشی (مجهول الحال) معتبر نیست، به همین مضمون روایات متعدد و مستفیضی وجود دارد که از طریق تراکم ظنون، موجب اطمینان نسبت به صدور این محتوا از [[ائمه]]{{عم}} میشود (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۲۹ و ۲۳۰؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۲۰۸-۲۱۷.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | ||
*براساس این [[روایت]]، برخورداری از [[علم الهی]] است که موجب [[توانمندی]] بر [[تصرف تکوینی]] میشود؛ [[علمی]] که در روایاتی پرشمار برای [[امامان]]{{عم}} | *براساس این [[روایت]]، برخورداری از [[علم الهی]] است که موجب [[توانمندی]] بر [[تصرف تکوینی]] میشود؛ [[علمی]] که در روایاتی پرشمار برای [[امامان]]{{عم}} ثابت شمرده شده است. در [[روایات]] فراوانی نیز از تعبير "علمالكتاب" برای [[امامان]]{{عم}} استفاده شده که یادآور این [[آیه]] [[نورانی]] است: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ...}}.<ref>نمل (۲۷)، ۴۰.</ref> برای نمونه، بریدبنمعاویه در [[نقلی]] صحیح، از [[امام باقر]]{{ع}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|[[آیا آیه ۴۳ سوره رعد علم غیب غیر خدا را اثبات میکند؟ (پرسش)|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ]]}}<ref>رعد (۱۳)، ۴۳.</ref> پرسید و ایشان تأکید کردند که مقصود ما هستیم.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۲۹ و نیز ر.ک: محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۲۱۲-۲۱۶.</ref> بنابراین آنچه موجب [[توانمندی]] بر [[تصرف]] در هستی میشود، بهرهمندی از علمالكتاب است که [[امامان]]{{عم}} از آن برخوردارند. براساس چنین شأنی است که [[توسل]] به ایشان صحیح بوده، [[ادله]] پرشماری بر آن دلالت دارد.<ref>برای آگاهی از دعاهایی که در آنها مسئله توسل بهحق امامان{{عم}} مطرح شده است، ر.ک: جعفر بن محمد بن قولویه، کامل الزیارات، ص۲۱۶، ۲۳۸؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، الامالی، ص۴۶۷؛ محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۳۰۲. همچنین برای آشنایی با مبانی بحث توسل و ادله عقلی و نقلی دال بر آن، ر.ک: سید محسن خرازی، کلمة حول التوسل.</ref> [[امام]]{{ع}} براساس داشتن چنین شأنی است که واسطه میشود تا فیضی به برخی [[بندگان]] برسد. چنین وساطتی گاه ممکن است بدون [[علم]] کسی باشد که این [[فیض]] به او میرسد و گاه نیز ممکن است او از آن خبردار شود. گاهی نیز ممکن است به [[امام]] مراجعه شود و گاهی نیز ممکن است بدون مراجعه، [[امام]] آن را در [[حق]] کسی روا داند. [[سیره عملی]] [[امامان]]{{عم}} آکنده از ابراز و [[اثبات]] این [[شأن]] است؛ بهگونهای که [[انکار]] آنها ممکن نیست.<ref>دراینباره، ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ابواب التاريخ؛ محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الارشاد.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||