بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۸۷: | خط ۱۸۷: | ||
:* '''دیدگاه سوم''': به دلیل فوایدی که در زندگی جمعی نصیب انسان میگردد او اختیاراً بر اساس محاسبات عقلی بهصورت دستهجمعی زندگی میکند. [[علامه طباطبائی]]: "... اگر اضطرار نبود، هرگز هیچ انسانی حاضر نمیشد دامنه اختیار و آزادی خود را محدود کند. بنابراین به این دلیل که هر یک از انسانها درصدد انتقاع از دیگران میباشند لذا باید همه انسانها بهطور عادلانه از یکدیگر نفع ببرند و این امر نیازمند تشکیل یک اجتماع سالم در پرتو قوانین عادلانهای است". [[شهید مطهری]] با استناد به آیاتی از قرآن کریم میگوید: اجتماعی بودن انسان در متن خلقت او پیریزی شده <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۰۸ و ۱۰۹.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}﴾}} <ref> سوره حجرات؛ آیه: ۱۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا}}﴾}} <ref> سوره فرقان؛ آیه: ۵۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}﴾}} <ref> سوره زخرف؛ آیه: ۳۲.</ref>. بنابراین شهید مطهری منشأ گرایش انسانها را به زندگی اجتماعی در طبیعت و خلقت او میداند. | :* '''دیدگاه سوم''': به دلیل فوایدی که در زندگی جمعی نصیب انسان میگردد او اختیاراً بر اساس محاسبات عقلی بهصورت دستهجمعی زندگی میکند. [[علامه طباطبائی]]: "... اگر اضطرار نبود، هرگز هیچ انسانی حاضر نمیشد دامنه اختیار و آزادی خود را محدود کند. بنابراین به این دلیل که هر یک از انسانها درصدد انتقاع از دیگران میباشند لذا باید همه انسانها بهطور عادلانه از یکدیگر نفع ببرند و این امر نیازمند تشکیل یک اجتماع سالم در پرتو قوانین عادلانهای است". [[شهید مطهری]] با استناد به آیاتی از قرآن کریم میگوید: اجتماعی بودن انسان در متن خلقت او پیریزی شده <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۰۸ و ۱۰۹.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}﴾}} <ref> سوره حجرات؛ آیه: ۱۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا}}﴾}} <ref> سوره فرقان؛ آیه: ۵۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}﴾}} <ref> سوره زخرف؛ آیه: ۳۲.</ref>. بنابراین شهید مطهری منشأ گرایش انسانها را به زندگی اجتماعی در طبیعت و خلقت او میداند. | ||
:۲. ضرورت وحی مبتنی بر قاعده "مدنی بالطبع" بودن انسانها: اندیشمندان [[امامیه]] بشر را مدنی بالطبع و ناگزیر از زندگی بهصورت جمعی میدانند و چون اجتماع انسانی همیشه در مظان درگیری میباشد. لذا اجتماع انسانی نیازمند قانونی عادلانه است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۱۰ و ۱۱۱.</ref>. | :۲. ضرورت وحی مبتنی بر قاعده "مدنی بالطبع" بودن انسانها: اندیشمندان [[امامیه]] بشر را مدنی بالطبع و ناگزیر از زندگی بهصورت جمعی میدانند و چون اجتماع انسانی همیشه در مظان درگیری میباشد. لذا اجتماع انسانی نیازمند قانونی عادلانه است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۱۰ و ۱۱۱.</ref>. | ||
ازآنجاکه مصلحت نوع انسانی مطلوب خداوند است، فرستادن [[شریعت]] و قوانین برای بشر بهوسیله [[بعثت]] بر خداوند متعال واجب است. زیرا وضع قوانین عادلانهای که تمام جزئیات حقوق | ازآنجاکه مصلحت نوع انسانی مطلوب خداوند است، فرستادن [[شریعت]] و قوانین برای بشر بهوسیله [[بعثت]] بر خداوند متعال واجب است. زیرا وضع قوانین عادلانهای که تمام جزئیات حقوق در آن ثبت و ضبط باشد برای بشر ممکن نیست، چون جزئیات حقوق، غیر محصور است و امکان ضبط همه آنها وجود ندارد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۱۲ و ۱۱۳.</ref>: | ||
در آن ثبت و ضبط باشد برای بشر ممکن نیست، چون جزئیات حقوق، غیر محصور است و امکان ضبط همه آنها وجود ندارد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۱۲ و ۱۱۳.</ref>: | |||
برخی اندیشمندان [[امامیه]] نظام اجتماعی را وسیلهای برای رسیدن انسانها به کمال دانسته و میگویند باید خداوند با فرستادن شرایع امکان رسیدن به کمال را برای آنان فراهم نماید. | برخی اندیشمندان [[امامیه]] نظام اجتماعی را وسیلهای برای رسیدن انسانها به کمال دانسته و میگویند باید خداوند با فرستادن شرایع امکان رسیدن به کمال را برای آنان فراهم نماید. | ||
'''دیدگاه [[علامه طباطبائی]]''': علامه طباطبائی ذیل آیه ۱۳ حجرات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}﴾}} بیان میکند: "... و ما شما را بهصورت شعبهها و قبیلههای مختلف قرار دادیم نه برای اینکه یکدیگر را بشناسید و امر اجتماعتان و معاملاتتان بهتر انجام گیرد. چون اگر فرض شود که مردم همگی یکجور باشند و نتیجةً یکدیگر را نشناسند، رشته اجتماع از هم میگسلد". | '''دیدگاه [[علامه طباطبائی]]''': علامه طباطبائی ذیل آیه ۱۳ حجرات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}﴾}} بیان میکند: "... و ما شما را بهصورت شعبهها و قبیلههای مختلف قرار دادیم نه برای اینکه یکدیگر را بشناسید و امر اجتماعتان و معاملاتتان بهتر انجام گیرد. چون اگر فرض شود که مردم همگی یکجور باشند و نتیجةً یکدیگر را نشناسند، رشته اجتماع از هم میگسلد". | ||
| خط ۲۰۱: | خط ۲۰۰: | ||
* رابعاً: محال است که خداوند حکیم از ارسال وحی و فرستادن [[انبیا]] غفلت ورزد. | * رابعاً: محال است که خداوند حکیم از ارسال وحی و فرستادن [[انبیا]] غفلت ورزد. | ||
بنابراین به اعتقاد اندیشمندان [[امامیه]] ارسال رسل و پیام الهی از جانب خداوند متعال واجب است. | بنابراین به اعتقاد اندیشمندان [[امامیه]] ارسال رسل و پیام الهی از جانب خداوند متعال واجب است. | ||
==۶. منکران ضرورت وحی و [[بعثت|بعثت پیامبران]]== | |||
* یک گروه [[اشاعره]] که جنسیت و ضرورت بعثت به معنای نیازمندی بشر را قبول دارند، اما ضرورت بعثت به معنای وجوب آن را منکرند. زیرا معتقدند واجب دانستن یک فعل بر خداوند به نوعی حاکمیت مطلقه الهی را محدود میکند. و لازم نیست که بهطور حتم خدای متعال بهسوی سایر بندگان [[پیامبری]] بفرستند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۲۲ و ۱۲۳.</ref>. | |||
* دستهای دیگر از منکران ضرورت وحی به بیفایده بودن وجود [[انبیا|انبیای الهی]] اعتقاد دارند لذا اصل [[نبوت]] را نیز انکار کردهاند. عهده استدلال آنها این است که عقل و علم بشری میتواند نیازمندیهای انسان را برآورده سازد. | |||
* گروه براهمه استدلال میکنند بشر میتواند بدون کمک انبیا و با تکیه بر عقل و خرد خود همه آنچه را که [[پیامبران]] میآورند به دست آورد. کسانی که به نام نافیان تکلیف معروفند و کسانی که برای علم و عقل، قلمرو گسترده و کارایی بسیاری قائلند [[بعثت]] را انکار میکنند. ازاینرو بر آن هستیم که به کارکردهای عقل و علم در جامعه بشری بپردازیم <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۲۴ و ۱۲۵.</ref>. | |||
==۷. ضرورت وحی و کارکردهای عقل== | |||
آیا عقل بشری که در روایات اسلامی در حوزه نظر و عمل بهترین راهنمای انسان و حتی برتر از وحی تلقی گردیده، نمیتواند جایگزین دین گردید، و بشر را از وحی و [[شریعت]] بینیاز سازد؟ | |||
اگر اثبات شود که برد ادراکی عقل چنین گسترده است تز جدایی دین از سیاست تأیید میشود. در مشرق زمین برهمانیان مدعی شدند که رهاورد وحی یا مخالف عقل است یا موافق آن. در صورت اول باید آن را رد کرد و در صورت دوم بازهم به آن نیازی نیست. | |||
باید ابتدا ارزیابی مختصری از عقل و کارکردهای آن در امور مختلف زندگی بشر داشته باشیم تا بدانیم آیا کارکردهای عقل، به ضرورت وحی لطمه میزند؟ | |||
===کارکردهای عقل=== | |||
واژه "عقل" در اصل به معنای امساک و منع است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۲۶ و ۱۲۷.</ref>. اما در اصطلاح، عقل نیروی تشخیص و فهم و ادراک میباشد که مشوق انسان بر عمل صالح است و بازدارنده از عمل سنجیده. | |||
در درون آدمها علاوه بر نیروی عقل، نیروهای دیگری نیز وجود دارند که پیوسته در کشمکش با یکدیگرند. بنابراین باید نیروی عقل را بر سایر نیروها حاکم نمود که تنها راه مناسب بنابر فرمایش [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} بهواسطه آموزههای وحی میباشد: {{عربی|اندازه=150%|"وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ ... وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ"}}. یعنی باید عقل را از زیر آوارهای گردوخاک سلطه سایر نیروهای عزیزی و فطری بشر بیرون آورد. و تقویت کرده تا به بلوغ و کمال خود برسد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۲۸ و ۱۲۹.</ref>. | |||
===شکوفایی عقل در پرتو وحی=== | |||
هراندازه عقل بهوسیله آموزههای وحیانی صیقل بخورد، به همان اندازه در فهم و کشف حقایق تواناتر میگردد. البته این به معنای بینیازی عقل از نیروهای دیگر "حتی وحی" در تمام وادیها نیست. به دلایل زیر عقل، همواره نیازمند وحی خواهد بود. | |||
#عقل به اسرار هستی و [[غیب]] آگاهی ندارد. | |||
# به فرض راه داشتن عقل به عالم [[غیب]]، بازهم عقل یک ابزار کافی در تشخیص تمام جزئیات به شمار نمیآید. زیرا کار او ادراک یک سلسله مفاهیم کلی است. مثلاً عقل بهتنهایی تمام جزئیات عالم آخرت را نمیتواند درک کند. | |||
#عقل بهتنهایی نمیتواند فلسفه بسیاری از دستورات شارع را درک کند. | |||
#عقل یا باید با کمک وحی به حکمت کارها پی ببرد یا با کمک تجربه، در فرض بینیازی از وحی، عقل باید مثلاً آخرت را تجربه کند تا به حکمت افعال پیببرد. | |||
# تجربه تاریخ ثابت کرده که در هر برههای که [[انبیا]] و وحی در میان بشر نبوده، انسانها با تکیه بر عقل تنها توانستهاند حقیقت را تشخیص بدهند و به آن عمل نمایند و مثلاً برای ارضای حس خداجوییشان به پرستش سنگ و چوب روی آوردند. | |||
بنابراین، عقل راهنمایی قابلاطمینان برای سعادت انسان، به شمار نمیآید. نه در امور دنیوی و نه در امر آخرتی <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۰ و ۱۳۱.</ref>. | |||
اینکه عقل در اسلام بهعنوان یکی از منابع اصلی و استنباطی احکام شرعی قرار داده شده، با لحاظ همین شرط است که عقل با تعالیم وحی شکوفا گردد. بنابراین، عقل بهتنهایی نمیتواند در هر وادی گام نهد و درواقع عقل به مثابه چراغ وحی است؛ بدین معنا که فقط عقل میتواند آموزههای دینی را درست دریابد. البته ما نیز قبول داریم که عقل میتواند گاهی بر اثر رسیدن به کمال به حسن و قبح برخی از اشیاء و افعال پیببرد. افعال انسان در صورت اختیاری بودن ارزش دارد و اختیار با وجود عقل معنا مییابد. لذا از عقل بهعنوان پیامبر درونی انسانها و [[حجت باطنی]] آنان یاد شده است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۲ و ۱۳۳.</ref>. | |||
===رابطه عقل و وحی=== | |||
کسانی که در تمام مسائل فردی، اجتماعی و اخلاقی و... عقل را میزان تشخیص همهچیز قرار دادهاند دچار افراط شدهاند. در مقابل کسانی هستند که برای عقل هیچ ارزشی قائل نیستند. اما دسته سوم میگویند هم عقل ارزش فراوان دارد و هم نقل و بدون عقل، [[شریعت]] بهتنهایی کارساز نیست. | |||
===روابط عقل و شریعت=== | |||
#اینکه اگر چیزی را شریعت گفت و به میزان عقل در نیامد عقل فتوا به بطلانش بدهد. پس بعد از اثبات درستی نظام اعتقادات دینی بهوسیله عقل به آن معتقد، اما این تصویر افراطی صحیح نیست؛ زیرا برد ادراکی عقل بسیار محدود است و عقل نیز پس از تکامل در پرتو تعالیم وحیانی به این حقیقت معترف است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۴ و ۱۳۵.</ref>. | |||
# اینکه عقل کلید [[شریعت]] باشد و پس از گشودن در شریعت، عقل هیچکاره گردد. زیرا ایمان بدون هرگونه استدلال و قرینه عقلی تحقق مییابد. این دیدگاه نیز باطل و بیپایه است. اولاً عقلی که توانایی گشودن در شریعت را دارد چرا در ادامه از کار بیافتد. ثانیاً عقل کمالیافته که یکی از منابع اثباتی دین میباشد چراکه کاراییاش تا این حد محدود گردد؟ | |||
# اینکه باید عقلا نظامهای اعتقادات دین را موردنقد قرار دهند. بنابراین دیدگاه حتی اگر بتوان یک اعتقاد و دینی را اثبات کرد، بازهم نمیتوان بهصورت قطعی بر آن اعتماد نمود و این امر در نهایت به نسبیگرایی منتهی میگردد. | |||
#اینکه عقل میتواند اصول اساسی دین را اثبات کند یا نقد کند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۶ و ۱۳۷.</ref>. با توجه به برد ادراکی عقل این تصویر صحیح میباشد. | |||
==۸. ضرورت وحی و کارکردهای علم== | |||
:'''نکته ۱''': منظور از علم، علوم متعارف تجربی است و طرح این پرسش نشاندهنده بیدینی انسان امروزی نیست. | |||
:'''نکته ۲''': منظور از جایگزینی علم به جای دین، در زندگی دنیوی میباشد، وگرنه علم بشری به علت محدودیتهایی که دارد، نمیتواند به تمام رموز [[عالم غیب]] راه یابد. | |||
بههرحال آیا دانش بشری میتواند بشر را در تدبیر زندگی دنیوی از وحی بینیاز سازد؟ اندیشمندان اسلامی بر این عقیدهاند که علم بشر نمیتواند برای آینده دور و دراز بشر طرح و برنامه بریزد. زندگی دنیوی بشر کاملاً در ارتباط تنگاتنگ با زندگی آخرتی او میباشد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۸ و ۱۳۹.</ref>. ازآنجاکه علم به کمک تجربه، موضوعات و مسائل را مطالعه میکند. مسائل مربوط به عالم آخرت هرگز موردمطالعه علم قرار نمیگیرد. علم و دانش در دین اسلام از جایگاه ویژهای برخوردار است. اما هرگز بدین معنا و مفهوم نیست که علم میتواند جایگزین وحی گردد. | |||
===نارسایی علم بشر در جایگزینی وحی=== | |||
# علوم بشری، تنها از راه حس و تجربه به دست میآید، به همین دلیل نمیتواند از امور ماورای عالم حسن و طبیعت پرده بردارد. | |||
# علم برای کشف واقعیات طبیعت هیچ چراغ قرمزی نمیشناسد و تا حدی پیش میرود که موجب تخریب محیطزیست و جوامع بشری میگردد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۴۰ و ۱۴۱.</ref>. | |||
# روش علوم بشری، روش تجربی است و تجربه هم پس از آزمونوخطاهای مکرر در مدتزمان طولانی به دست میآید. بنابراین اگر ما تنها بر علم بشری تکیه کنیم، لازمه آن بلاتکلیفی و سردرگمی طولانیمدت خواهد بود. علاوه بر این چیزهایی که با روش آزمونوخطا به دست میآیند بهصورت صد درصد قابلاطمینان نیستند؛ زیرا احتمال پنهان ماندن برخی از عوامل از دید علم منتفی نمیباشد. | |||
# با مراجعه به تاریخ و تجارب خود بهروشنی درمییابیم که روند تغییرات حقوقی و قانونی در طول تاریخ بشر، نشان میدهد که در طول هزاران سال، هنوز هم یک نظام حقوقی صحیح و کامل به وجود نیامده است. | |||
#از ویژگیهای یک قانون جامع برای جامعه بشری این است که همه مصالح فردی و اجتماعی، مادی و معنوی زندگی انسان را در نظر بگیرد. وضع چنین قانونی فقط از کسی ساخته است که انسانشناس کامل بوده، و به آغاز و انجام زندگی بشر، آگاهی کامل داشته باشد. یعنی خداوند متعال که از طریق وحی بشر را راهنمایی میکند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۴۲ و ۱۴۳.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||