جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مبانی [[قرآنی]] [[امام]]؛ [[مبین دین]]== | ==مبانی [[قرآنی]] [[امام]]؛ [[مبین دین]]== | ||
*[[خداوند]] در [[قرآن]] از زوایای مختلف به این مسئله پرداخته است و [[ضرورت]] دائمی وجود شخصیتی [[الهی]] را برای بیان ظاهر و [[باطن قرآن]] بیان نموده است برخی از [[آیات]] مرتبط با موضوع این [[برهان]]، ذیلاً مورد اشاره قرار میگیرند: | * [[خداوند]] در [[قرآن]] از زوایای مختلف به این مسئله پرداخته است و [[ضرورت]] دائمی وجود شخصیتی [[الهی]] را برای بیان ظاهر و [[باطن قرآن]] بیان نموده است برخی از [[آیات]] مرتبط با موضوع این [[برهان]]، ذیلاً مورد اشاره قرار میگیرند: | ||
===[[حفظ]] [[امّت]] از [[اختلاف در دین]]=== | ===[[حفظ]] [[امّت]] از [[اختلاف در دین]]=== | ||
*پیرامون [[فلسفه ارسال رسل]]، [[خداوند]] در [[آیات قرآن]] [[دلایل]] گوناگونی را بیان میفرماید که محور اصلی همه آنها، رسانیدن [[انسان]] به عالیترین [[کمال انسانی]]، یعنی [[مقام]] خلافتاللّهی است؛ مقامی که [[خداوند]] برای او مقرّر نموده است. از آنجا که [[انسان]] موجودی [[اجتماعی]] است و بسیاری از [[ابعاد روحی]] او در بستر [[جامعه]] [[رشد]] میکند، وجود جامعهای سالم، از جمله لوازم [[کمال انسانی]] است. لذا [[خداوند]] در [[سوره مبارکه بقره]]، از جمله [[اهداف بعثت]] [[انبیاء]]{{عم}} را برداشتن [[اختلاف]] و استقرار [[حکومتی]] عادلانه بیان میدارد و میفرماید:{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ}}<ref>«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. | *پیرامون [[فلسفه ارسال رسل]]، [[خداوند]] در [[آیات قرآن]] [[دلایل]] گوناگونی را بیان میفرماید که محور اصلی همه آنها، رسانیدن [[انسان]] به عالیترین [[کمال انسانی]]، یعنی [[مقام]] خلافتاللّهی است؛ مقامی که [[خداوند]] برای او مقرّر نموده است. از آنجا که [[انسان]] موجودی [[اجتماعی]] است و بسیاری از [[ابعاد روحی]] او در بستر [[جامعه]] [[رشد]] میکند، وجود جامعهای سالم، از جمله لوازم [[کمال انسانی]] است. لذا [[خداوند]] در [[سوره مبارکه بقره]]، از جمله [[اهداف بعثت]] [[انبیاء]]{{عم}} را برداشتن [[اختلاف]] و استقرار [[حکومتی]] عادلانه بیان میدارد و میفرماید:{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ}}<ref>«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. | ||
*توضیح: از این [[آیه]] میتوان [[فلسفه]] [[ارسال رسل]] و سپس [[ضرورت]] [[امامت عامّه]] را از سه جهت استفاده نمود. | *توضیح: از این [[آیه]] میتوان [[فلسفه]] [[ارسال رسل]] و سپس [[ضرورت]] [[امامت عامّه]] را از سه جهت استفاده نمود. | ||
*این بخش از [[آیه]] اشاره به [[فلسفه بعثت]] [[انبیاء]]{{عم}} دارد که جلوه [[اجتماعی]] آن، برقراری [[قسط و عدل]] در [[جامعه]] و [[مبارزه با ظلم]] [[ظالمان]] است. [[ضمیر]] در جار و مجرور {{متن قرآن|فِيهِ}} به [[اختلاف]] باز میگردد. بنابراین، [[فلسفه]] اوّلیّه [[ارسال رسل]]، برطرف کردن زمینه [[جنگ]] و [[جدال]] و [[اختلاف]] در [[جامعه]] است که به واسطه نبودن [[حکومت الهی]] و [[حاکمیّت]] [[قوانین]] [[توحیدی]] رخ میدهد. | *این بخش از [[آیه]] اشاره به [[فلسفه بعثت]] [[انبیاء]]{{عم}} دارد که جلوه [[اجتماعی]] آن، برقراری [[قسط و عدل]] در [[جامعه]] و [[مبارزه با ظلم]] [[ظالمان]] است. [[ضمیر]] در جار و مجرور {{متن قرآن|فِيهِ}} به [[اختلاف]] باز میگردد. بنابراین، [[فلسفه]] اوّلیّه [[ارسال رسل]]، برطرف کردن زمینه [[جنگ]] و [[جدال]] و [[اختلاف]] در [[جامعه]] است که به واسطه نبودن [[حکومت الهی]] و [[حاکمیّت]] [[قوانین]] [[توحیدی]] رخ میدهد. | ||
*[[خداوند]] در ادامه [[آیه]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ}}<ref>«و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. این فراز اشاره به [[اختلاف]] دوم در [[دین]] و سوء استفاده متظاهرین به [[دین]] و [[منافقین]] از آن در جهت اغراض شخصی دارد؛ ایشان با برداشتهای مغرضانه از [[کتاب خدا]]، قصد سوء استفاده از [[آیات الهی]] در جهت [[اهداف]] [[نفسانی]] خود دارند. | * [[خداوند]] در ادامه [[آیه]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ}}<ref>«و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. این فراز اشاره به [[اختلاف]] دوم در [[دین]] و سوء استفاده متظاهرین به [[دین]] و [[منافقین]] از آن در جهت اغراض شخصی دارد؛ ایشان با برداشتهای مغرضانه از [[کتاب خدا]]، قصد سوء استفاده از [[آیات الهی]] در جهت [[اهداف]] [[نفسانی]] خود دارند. | ||
*قسمت سوم [[آیه]]، راهکار برون رفت [[امّت اسلام]] از چنین مشکلی را بیان میکند: {{متن قرآن|فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ}}<ref>«آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. | *قسمت سوم [[آیه]]، راهکار برون رفت [[امّت اسلام]] از چنین مشکلی را بیان میکند: {{متن قرآن|فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ}}<ref>«آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. | ||
*این فراز، اشاره به [[هدایت]] دوم [[خداوند]] بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} دارد؛ هدایتی که با [[نصب]] [[ائمّه هدی]]{{عم}} یکی بعد از دیگری محقّق میگردد. [[خداوند]] در [[آیه شریفه]]، [[رفع اختلاف]] از میان [[مؤمنین]] را به [[هدایت]] خود منتسب میکند. [[بدیهی]] است که [[هدایت الهی]] بعد از [[رسول اکرم]]{{صل}}، میباید از طریق افرادی باشد که خود مستقیماً [[مهتدی]] به [[هدایت الهی]] باشند و [[درستی]] [[هدایت]] آنان مورد تضمین [[الهی]] قرار گرفته باشد؛ تا [[هدایت]] مرضیّ [[رضای الهی]] به [[درستی]] محقق گردد؛ چنانکه میفرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری میکنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref> | *این فراز، اشاره به [[هدایت]] دوم [[خداوند]] بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} دارد؛ هدایتی که با [[نصب]] [[ائمّه هدی]]{{عم}} یکی بعد از دیگری محقّق میگردد. [[خداوند]] در [[آیه شریفه]]، [[رفع اختلاف]] از میان [[مؤمنین]] را به [[هدایت]] خود منتسب میکند. [[بدیهی]] است که [[هدایت الهی]] بعد از [[رسول اکرم]]{{صل}}، میباید از طریق افرادی باشد که خود مستقیماً [[مهتدی]] به [[هدایت الهی]] باشند و [[درستی]] [[هدایت]] آنان مورد تضمین [[الهی]] قرار گرفته باشد؛ تا [[هدایت]] مرضیّ [[رضای الهی]] به [[درستی]] محقق گردد؛ چنانکه میفرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری میکنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref> | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
===هماهنگی [[تعالیم دینی]]=== | ===هماهنگی [[تعالیم دینی]]=== | ||
*[[خداوند]] علامت [[دین]] [[توحید]] را یکنواختی و هماهنگی [[تعالیم]] آن بیان میدارد و اینکه هر چند [[دین الهی]] طیّ ۲۳ سال [[بعثت]] [[نبوی]]{{صل}} بر [[مردم]] نازل شد، ولی هرگز اعوجاج و ناهماهنگی در [[آیات]] و [[تعالیم]] آن [[مشاهده]] نمیشود{{متن قرآن|قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«قرآن عربی بیکژی، باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره زمر، آیه ۲۸.</ref>. و نیز میفرماید: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمیاندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند میبود در آن اختلاف بسیار مییافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>. | * [[خداوند]] علامت [[دین]] [[توحید]] را یکنواختی و هماهنگی [[تعالیم]] آن بیان میدارد و اینکه هر چند [[دین الهی]] طیّ ۲۳ سال [[بعثت]] [[نبوی]]{{صل}} بر [[مردم]] نازل شد، ولی هرگز اعوجاج و ناهماهنگی در [[آیات]] و [[تعالیم]] آن [[مشاهده]] نمیشود{{متن قرآن|قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«قرآن عربی بیکژی، باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره زمر، آیه ۲۸.</ref>. و نیز میفرماید: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمیاندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند میبود در آن اختلاف بسیار مییافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>. | ||
*بنابراین، اگر یکی از [[اهداف بعثت انبیا]]{{عم}} و [[تشریع]] [[ادیان الهی]]، برداشتن [[اختلاف]] از [[امّت]] و ایجاد [[وحدت]] در میان [[مردم]] است، [[خداوند]] پیوسته خطّی روشن و مستقیم به سوی [[توحید]] را در [[قرآن]] یادآور میشود که نزدیکترین و مطمئنترین راه به سوی [[مقام قرب الهی]] است و از آن با عنوان عام "[[صراط مستقیم]]" یاد میکند. [[خداوند]] راهکار استقرار در این [[صراط]] را تمسّک به حبلالله بیان میدارد و میفرماید:{{متن قرآن|وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا}}<ref>«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref>. | *بنابراین، اگر یکی از [[اهداف بعثت انبیا]]{{عم}} و [[تشریع]] [[ادیان الهی]]، برداشتن [[اختلاف]] از [[امّت]] و ایجاد [[وحدت]] در میان [[مردم]] است، [[خداوند]] پیوسته خطّی روشن و مستقیم به سوی [[توحید]] را در [[قرآن]] یادآور میشود که نزدیکترین و مطمئنترین راه به سوی [[مقام قرب الهی]] است و از آن با عنوان عام "[[صراط مستقیم]]" یاد میکند. [[خداوند]] راهکار استقرار در این [[صراط]] را تمسّک به حبلالله بیان میدارد و میفرماید:{{متن قرآن|وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا}}<ref>«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref>. | ||
*[[خداوند]] سپس یادآور میشود که [[حبل الله]] [[عامل وحدت]] شما است و قبل از آن، شما اوّلاً پیوسته در [[جنگ]] و [[خونریزی]] با یکدیگر بودید: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً}}<ref>«و نعمتهای خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref>. | * [[خداوند]] سپس یادآور میشود که [[حبل الله]] [[عامل وحدت]] شما است و قبل از آن، شما اوّلاً پیوسته در [[جنگ]] و [[خونریزی]] با یکدیگر بودید: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً}}<ref>«و نعمتهای خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref>. | ||
*ثانیاً، به [[دلیل]] [[کفر]]، بر لبه [[جهنم]] قرار داشتید و با تمسّک به [[حبل الله]]، [[وحدت]] و [[محبّت]] جای [[دشمنی]] بین شما را گرفت و از [[هلاکت]] [[ابدی]] در [[قیامت]] [[نجات]] پیدا کردید: {{متن قرآن|فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«و خداوند دلهای شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدینگونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میگوید باشد که شما راهیاب گردید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref>. | *ثانیاً، به [[دلیل]] [[کفر]]، بر لبه [[جهنم]] قرار داشتید و با تمسّک به [[حبل الله]]، [[وحدت]] و [[محبّت]] جای [[دشمنی]] بین شما را گرفت و از [[هلاکت]] [[ابدی]] در [[قیامت]] [[نجات]] پیدا کردید: {{متن قرآن|فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«و خداوند دلهای شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدینگونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میگوید باشد که شما راهیاب گردید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref>. | ||
*بنابراین، مشخّصه اصلی [[حبل الله]]، اوّلاً، عدم اعوجاج و ناهماهنگی در درون آن است و ثانیاً، ایجاد کردن [[وحدت]] و [[محبّت]] بر محور [[توحید]] در [[جامعه]]. | *بنابراین، مشخّصه اصلی [[حبل الله]]، اوّلاً، عدم اعوجاج و ناهماهنگی در درون آن است و ثانیاً، ایجاد کردن [[وحدت]] و [[محبّت]] بر محور [[توحید]] در [[جامعه]]. | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
==تبیین [[دین]] و [[مرجعیت دینی]]== | ==تبیین [[دین]] و [[مرجعیت دینی]]== | ||
{{همچنین|مرجعیت دینی}} | {{همچنین|مرجعیت دینی}} | ||
*[[آیات]] پرشماری وجود دارند که میتوان با استفاده از آنها این شان را برای [[امامان معصوم]]{{عم}} [[اثبات]] کرد که به برخی از آنها اشاره میکنیم: | * [[آیات]] پرشماری وجود دارند که میتوان با استفاده از آنها این شان را برای [[امامان معصوم]]{{عم}} [[اثبات]] کرد که به برخی از آنها اشاره میکنیم: | ||
===[[آیه اولیالامر]]=== | ===[[آیه اولیالامر]]=== | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
٢. واژه "[[اولیالامر]]" نیز به معنای [[صاحبان امر]] است؛<ref>واژه «اولو» در کهنترین منبع لغوی - یعنی کتاب العين - چنین تعریف شده است: «اولی وأولات: مثل: ذوو وذوات فی المعنى، ولا يقال إلا للجميع من الناس وما يشبهه» (خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۳۷۰. نیز ر.ک: فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۳۳).</ref> بدین معنا که آنها امر و مسئولیتی بر عهده دارند. چنین حقیقتی گویای آن است که از جانب [[خداوند]]، [[مسئولیت]] با مسئولیتهایی بر عهده ایشان نهاده شده است؛ وگرنه [[فرمان]] به [[اطاعت]] از ایشان [[بیهوده]] بود. به دیگر سخن، [[خداوند متعال]] مقرر فرموده که مسئولیتهایی بر عهده ایشان باشد، و سپس [[مردم]] را به [[اطاعت]] از ایشان در حوزه آن [[مسئولیتها]] [[فرمان]] داده است. این استظهار با توجه به مقارنت امر به [[اطاعت]] از [[اولیالامر]] با [[اطاعت]] از [[حضرت رسول]]{{صل}} روشنتر میشود؛ چراکه ایشان نیز از سوی [[خداوند]] مسئولیتهایی بر عهده دارند که [[مردم]] در آن حوزه [[مأمور]] به [[اطاعت]] از آنها هستند. از همین جا میتوان به این [[گمان]] نزدیک شد که چون امر به [[اطاعت]] از این دو در کنار هم و تنها با یک امر بوده، مسئولیتهای آن دو نیز یکسان است؛ مگر آنکه از خارج، دلیلی بر استثنای برخی [[مسئولیتها]] اقامه شود؛ زیرا معنا ندارد که [[متکلم]] [[حکیم]]، از دو نفر که هیچ سنخیتی از جهت [[مسئولیت]] ندارند، [[امر]] به [[اطاعت]] از آنها را در [[کلامی]] واحد و با یک سیاق بیان کند. ازاینرو، مسئولیتهای [[پیامبر]] متوجه [[اولیالامر]] نیز میشود. [[رسول اکرم]]{{صل}} مسئولیتهای متعددی داشته که برخی از آنها عبارتاند از: دریافت و [[ابلاغ وحی]]،<ref>جن (۷۲)، ۲۶ - ۲۸.</ref> [[تبیین معارف]] [[دینی]]،<ref>آلعمران (۳)، ۱۶۴.</ref> [[داوری]] میان [[مردم]]،<ref>نساء (۴)، ۶۵.</ref> [[رهبری جامعه اسلامی]]، [[اجرای احکام]]<ref>نساء (۴)، ۸۳ و نیز احزاب (۳۳)، ۳۶.</ref> و.... در اینجا بنای بحث از تمام این [[وظایف]] را نداریم؛ اما روشن است که تبيين [[معارف دینی]] همان آموزهای است که به دنبال [[اثبات]] آن برای [[امامان]] هستیم. این [[شأن]] برای [[اولیالامر]] در جای دیگری از [[قرآن]] و [[روایات]] [[انکار]] نشده است؛ ازاینرو میتوان آن را برای [[اولیالامر]] ثابت دانست؛ | ٢. واژه "[[اولیالامر]]" نیز به معنای [[صاحبان امر]] است؛<ref>واژه «اولو» در کهنترین منبع لغوی - یعنی کتاب العين - چنین تعریف شده است: «اولی وأولات: مثل: ذوو وذوات فی المعنى، ولا يقال إلا للجميع من الناس وما يشبهه» (خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۳۷۰. نیز ر.ک: فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۳۳).</ref> بدین معنا که آنها امر و مسئولیتی بر عهده دارند. چنین حقیقتی گویای آن است که از جانب [[خداوند]]، [[مسئولیت]] با مسئولیتهایی بر عهده ایشان نهاده شده است؛ وگرنه [[فرمان]] به [[اطاعت]] از ایشان [[بیهوده]] بود. به دیگر سخن، [[خداوند متعال]] مقرر فرموده که مسئولیتهایی بر عهده ایشان باشد، و سپس [[مردم]] را به [[اطاعت]] از ایشان در حوزه آن [[مسئولیتها]] [[فرمان]] داده است. این استظهار با توجه به مقارنت امر به [[اطاعت]] از [[اولیالامر]] با [[اطاعت]] از [[حضرت رسول]]{{صل}} روشنتر میشود؛ چراکه ایشان نیز از سوی [[خداوند]] مسئولیتهایی بر عهده دارند که [[مردم]] در آن حوزه [[مأمور]] به [[اطاعت]] از آنها هستند. از همین جا میتوان به این [[گمان]] نزدیک شد که چون امر به [[اطاعت]] از این دو در کنار هم و تنها با یک امر بوده، مسئولیتهای آن دو نیز یکسان است؛ مگر آنکه از خارج، دلیلی بر استثنای برخی [[مسئولیتها]] اقامه شود؛ زیرا معنا ندارد که [[متکلم]] [[حکیم]]، از دو نفر که هیچ سنخیتی از جهت [[مسئولیت]] ندارند، [[امر]] به [[اطاعت]] از آنها را در [[کلامی]] واحد و با یک سیاق بیان کند. ازاینرو، مسئولیتهای [[پیامبر]] متوجه [[اولیالامر]] نیز میشود. [[رسول اکرم]]{{صل}} مسئولیتهای متعددی داشته که برخی از آنها عبارتاند از: دریافت و [[ابلاغ وحی]]،<ref>جن (۷۲)، ۲۶ - ۲۸.</ref> [[تبیین معارف]] [[دینی]]،<ref>آلعمران (۳)، ۱۶۴.</ref> [[داوری]] میان [[مردم]]،<ref>نساء (۴)، ۶۵.</ref> [[رهبری جامعه اسلامی]]، [[اجرای احکام]]<ref>نساء (۴)، ۸۳ و نیز احزاب (۳۳)، ۳۶.</ref> و.... در اینجا بنای بحث از تمام این [[وظایف]] را نداریم؛ اما روشن است که تبيين [[معارف دینی]] همان آموزهای است که به دنبال [[اثبات]] آن برای [[امامان]] هستیم. این [[شأن]] برای [[اولیالامر]] در جای دیگری از [[قرآن]] و [[روایات]] [[انکار]] نشده است؛ ازاینرو میتوان آن را برای [[اولیالامر]] ثابت دانست؛ | ||
٣. در اینکه مقصود از [[اولیالامر]] چه کسانی هستند، نزاعی دیرینه میان [[عالمان شیعه]] و [[سنی]] وجود داشته و دارد. دراینباره نزدیک به پانزده نظریه تنها میان [[عالمان اهل سنت]] مطرح شده است؛<ref>برخی از این نظریات عبارتاند از: الف) حکام و زمامداران مسلمان و عادل (عبدالله بن عمر بیضاوی، انوار التنزيل، ج۲، ص۸۰؛ سید محمد طنطاوی، التفسير الوسيط للقرآن الكريم، ج۳، ص۹۱)؛ ب) حكام، علما، ائمه و فرماندهان سریهها (نعمت الله بن محمود نخجوانی، الفواتح الالهية، ج۱، ص۱۵۷؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی، ج۳، ص۶۴)؛ ج) علمای دین (محمد بن محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۱۸۰)؛ د) صحابه (محمد بن طاهر بن عاشور، التحرير و التنوير، ج۴، ص۱۶۶). برای تفصیل بیشتر، ر.ک: غلامحسین زینلی، دوازده جانشین، ص۱۷ و ۱۸.</ref> اما باید توجه داشت که اولاً، [[امر]] به [[اطاعت]] از [[اولیالامر]] بهطور مطلق آمده است؛ و ثانياً، این امر در کنار امر به [[اطاعت از خداوند]] و [[رسول]] آمده است؛ در نتیجه [[اولیالامر]] باید انسانهایی [[معصوم]] باشند. بنابراین از [[آیه]] - بدون استفاده از [[روایات]] - به دست میآید که مصداق [[اولیالامر]] باید [[معصوم]] باشد. [[دانشمندان]] [[شیعی]] به تبع [[روایات]]، آنها را بر [[ائمه اطهار]]{{عم}} منطبق کردهاند.<ref>برای نمونه، ر.ک: ابوالصلاح حلبی، الكافی فی الفقه، ص۹۳؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۳، ص۲۳۶؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۰، ص۱۱۳؛ عماد الدین حسن بن علی طبری، کامل البهائی فی السقيفة، ج۱، ص۱۳۱؛ سید عمیدالدین عبيدلی، اشراق اللاهوت فی شرح الياقوت، ص۴۷۸؛ محمد بن علی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۱، ص۴۹۵؛ سید محمد حسین فضل الله، من وحی القرآن، ج۷، ص۳۲۴؛ ناصر مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص۱۱۱.</ref> بنابر آنچه [[گذشت]]، روشن میشود که اولاً، [[اولیالامر]] بر [[امامان معصوم]]{{عم}} [[تطبیق]] شده؛ و ثانياً، [[اولیالامر]] [[شأن مرجعیت دینی]] را نیز دارند.(...) چنانکه [[گذشت]]، [[پیامبران]] میآیند تا [[دین خدا]] را بر [[مردم]] عرضه کرده، راه [[سعادت]] را بشناسانند که در این صورت [[مردم]] بر [[خداوند متعال]] حجتی نخواهند داشت. این آموزه در [[روایات]] نیز [[تبیین]] شده است؛ چنانکه ابوبصير [[نقل]] میکند که شخصی از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: به چه [[دلیل]] [[خداوند]] [[پیامبران]] و [[رسولان]] را به سوی [[مردم]] فرستاده است؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: "تا پس از آن، برای [[مردم]] حجتی بر [[خداوند]] نباشد و تا نگویند که [[بشیر]] و نذیری به سوی ما نیامد".<ref>محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ص۱۲۰ و ۱۲۱. گفتنی است دراینباره دستکم پنج روایت دیگر نیز وجود دارد. ازاینرو، این روایت مستفيض است (همان).</ref> در [[روایت]] صحیح دیگری، [[امام باقر]]{{ع}} از نقش هدایتی [[امام]] و [[حجت خدا]] از دوران [[حضرت آدم]]{{ع}}[[سخن]] به میان آورده، میفرماید: "به [[خدا]] [[سوگند]]، [[زمین]] از زمانی که [[خداوند]]، [[جان]] [[آدم]] را گرفت، رها نشده است؛ مگر آنکه در آن، امامی بوده که [[مردم]] به وسیله او به سوی [[خدا]] [[هدایت]] شدهاند و او [[حجت خدا]] بر [[مردم]] است...".<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۴۸۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸ و ۱۷۹؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۰۵؛ محمد بن ابراهيم نعمانی، الغيبة، ص۱۳۸.</ref> [[لزوم]] وجود [[حجت]] میان [[بندگان]]، چنان مسلّم است که در [[روایات]] پرشماری آمده که اگر تنها دو نفر در [[عالم هستی]] وجود داشته باشند، باید یکی از آن دو [[امام]] باشد تا دیگری نتواند در [[قیامت]] عليه [[خداوند]] [[احتجاج]] کند. ازاینروست که آخرین نفری که از [[دنیا]] میرود، [[امام]] است.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۰؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ج۱، ص۱۹۶؛ محمد بن ابراهيم نعمانی، الغيبة، ص۱۴۰. گفتنی است دراینباره چهار روایت دیگر نیز وجود دارد که برخی از آنها معتبر به شمار میآیند (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۹ و ۱۸۰).</ref> همچنین [[داود]] رقّی در روایتی صحیح از [[امام کاظم]]{{ع}} سخنی به همین مضمون [[نقل]] میکند.<ref>{{عربی|"إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَتَّى يُعْرَفَ"}}؛ همو، الکافی، ج۱، ص۱۷۷. نظیر این روایت را حسن بن على وشاء در روایتی صحیح از امام رضا{{ع}} نیز نقل میکند (همان).</ref> | ٣. در اینکه مقصود از [[اولیالامر]] چه کسانی هستند، نزاعی دیرینه میان [[عالمان شیعه]] و [[سنی]] وجود داشته و دارد. دراینباره نزدیک به پانزده نظریه تنها میان [[عالمان اهل سنت]] مطرح شده است؛<ref>برخی از این نظریات عبارتاند از: الف) حکام و زمامداران مسلمان و عادل (عبدالله بن عمر بیضاوی، انوار التنزيل، ج۲، ص۸۰؛ سید محمد طنطاوی، التفسير الوسيط للقرآن الكريم، ج۳، ص۹۱)؛ ب) حكام، علما، ائمه و فرماندهان سریهها (نعمت الله بن محمود نخجوانی، الفواتح الالهية، ج۱، ص۱۵۷؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی، ج۳، ص۶۴)؛ ج) علمای دین (محمد بن محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۱۸۰)؛ د) صحابه (محمد بن طاهر بن عاشور، التحرير و التنوير، ج۴، ص۱۶۶). برای تفصیل بیشتر، ر.ک: غلامحسین زینلی، دوازده جانشین، ص۱۷ و ۱۸.</ref> اما باید توجه داشت که اولاً، [[امر]] به [[اطاعت]] از [[اولیالامر]] بهطور مطلق آمده است؛ و ثانياً، این امر در کنار امر به [[اطاعت از خداوند]] و [[رسول]] آمده است؛ در نتیجه [[اولیالامر]] باید انسانهایی [[معصوم]] باشند. بنابراین از [[آیه]] - بدون استفاده از [[روایات]] - به دست میآید که مصداق [[اولیالامر]] باید [[معصوم]] باشد. [[دانشمندان]] [[شیعی]] به تبع [[روایات]]، آنها را بر [[ائمه اطهار]]{{عم}} منطبق کردهاند.<ref>برای نمونه، ر.ک: ابوالصلاح حلبی، الكافی فی الفقه، ص۹۳؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۳، ص۲۳۶؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۰، ص۱۱۳؛ عماد الدین حسن بن علی طبری، کامل البهائی فی السقيفة، ج۱، ص۱۳۱؛ سید عمیدالدین عبيدلی، اشراق اللاهوت فی شرح الياقوت، ص۴۷۸؛ محمد بن علی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۱، ص۴۹۵؛ سید محمد حسین فضل الله، من وحی القرآن، ج۷، ص۳۲۴؛ ناصر مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص۱۱۱.</ref> بنابر آنچه [[گذشت]]، روشن میشود که اولاً، [[اولیالامر]] بر [[امامان معصوم]]{{عم}} [[تطبیق]] شده؛ و ثانياً، [[اولیالامر]] [[شأن مرجعیت دینی]] را نیز دارند.(...) چنانکه [[گذشت]]، [[پیامبران]] میآیند تا [[دین خدا]] را بر [[مردم]] عرضه کرده، راه [[سعادت]] را بشناسانند که در این صورت [[مردم]] بر [[خداوند متعال]] حجتی نخواهند داشت. این آموزه در [[روایات]] نیز [[تبیین]] شده است؛ چنانکه ابوبصير [[نقل]] میکند که شخصی از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: به چه [[دلیل]] [[خداوند]] [[پیامبران]] و [[رسولان]] را به سوی [[مردم]] فرستاده است؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: "تا پس از آن، برای [[مردم]] حجتی بر [[خداوند]] نباشد و تا نگویند که [[بشیر]] و نذیری به سوی ما نیامد".<ref>محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ص۱۲۰ و ۱۲۱. گفتنی است دراینباره دستکم پنج روایت دیگر نیز وجود دارد. ازاینرو، این روایت مستفيض است (همان).</ref> در [[روایت]] صحیح دیگری، [[امام باقر]]{{ع}} از نقش هدایتی [[امام]] و [[حجت خدا]] از دوران [[حضرت آدم]]{{ع}}[[سخن]] به میان آورده، میفرماید: "به [[خدا]] [[سوگند]]، [[زمین]] از زمانی که [[خداوند]]، [[جان]] [[آدم]] را گرفت، رها نشده است؛ مگر آنکه در آن، امامی بوده که [[مردم]] به وسیله او به سوی [[خدا]] [[هدایت]] شدهاند و او [[حجت خدا]] بر [[مردم]] است...".<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۴۸۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸ و ۱۷۹؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۰۵؛ محمد بن ابراهيم نعمانی، الغيبة، ص۱۳۸.</ref> [[لزوم]] وجود [[حجت]] میان [[بندگان]]، چنان مسلّم است که در [[روایات]] پرشماری آمده که اگر تنها دو نفر در [[عالم هستی]] وجود داشته باشند، باید یکی از آن دو [[امام]] باشد تا دیگری نتواند در [[قیامت]] عليه [[خداوند]] [[احتجاج]] کند. ازاینروست که آخرین نفری که از [[دنیا]] میرود، [[امام]] است.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۰؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ج۱، ص۱۹۶؛ محمد بن ابراهيم نعمانی، الغيبة، ص۱۴۰. گفتنی است دراینباره چهار روایت دیگر نیز وجود دارد که برخی از آنها معتبر به شمار میآیند (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۹ و ۱۸۰).</ref> همچنین [[داود]] رقّی در روایتی صحیح از [[امام کاظم]]{{ع}} سخنی به همین مضمون [[نقل]] میکند.<ref>{{عربی|"إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَتَّى يُعْرَفَ"}}؛ همو، الکافی، ج۱، ص۱۷۷. نظیر این روایت را حسن بن على وشاء در روایتی صحیح از امام رضا{{ع}} نیز نقل میکند (همان).</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۲۲۲ - ۲۳۵.</ref> | ||
==[[تبیین معارف دین]]== | ==[[تبیین معارف دین]]== | ||