بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[امام هادی]] {{ع}}، در نیمه ماه [[ذی حجه]] سال ۲۱۲ هجری در یکی از روستاهای اطراف [[مدینه]] به نام | [[امام هادی]] {{ع}}، در نیمه ماه [[ذی حجه]] سال ۲۱۲ هجری در یکی از روستاهای اطراف [[مدینه]] به نام صریا متولد شد<ref>طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ص۳۲۷؛ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۲۸۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۹۷.</ref>. پدر ایشان [[امام جواد]] {{ع}} و نام مادر آن حضرت «[[سمانه مغربیه]]» بوده است. از القاب آن حضرت: الناصح، [[هادی]]، المتوکل، النقی، المرتضی، [[ابن الرضا]]، [[عسکری]]، رضی و معروفترین کنیه آن حضرت "ابوالحسن ثالث"<ref>حضرت موسی بن جعفر ابوالحسن اول و امام رضا ابوالحسن ثانی است.</ref> است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۵۸؛ [[رحمتالله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمتالله]]، [[امامت امام هادی (مقاله)|امامت امام هادی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۷۰؛ [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، ج۲، ص۸۵-۸۷؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص۲۸۰.</ref>. | ||
امام هادی {{ع}} تنها یک [[همسر]] به نام سلیل داشت و بنابر بیان [[شیخ مفید]] چهار پسر به نامهای [[حسن]]، [[حسین]]، [[محمد]] و جعفر و یک دختر به نام [[عایشه]] یا علّیّه داشتهاند<ref>الارشاد، ج۲، ص۳۱۱-۳۱۲؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۴۰۲.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام علی بن محمد (مقاله)| امام علی بن محمد]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص۵۰۷-۵۱۹.</ref> | امام هادی {{ع}} تنها یک [[همسر]] به نام سلیل داشت و بنابر بیان [[شیخ مفید]] چهار پسر به نامهای [[حسن]]، [[حسین]]، [[محمد]] و جعفر و یک دختر به نام [[عایشه]] یا علّیّه داشتهاند<ref>الارشاد، ج۲، ص۳۱۱-۳۱۲؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۴۰۲.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام علی بن محمد (مقاله)| امام علی بن محمد]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص۵۰۷-۵۱۹.</ref> | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
[[امام جواد]] {{ع}} به فرزندش توجه بسیار داشت و در کنار گهوارهاش همواره دعایی را برای [[حفظ]] ایشان از [[دشمنان]] میخواند<ref>مصباح المتهجد، ج۲، ص۴۹۹.</ref>. سالهای کودکی امام هادی {{ع}} مقارن با آخرین سالهای [[خلافت]] [[مأمون عباسی]] (۱۹۸-۲۱۸ق) بود که به جهت به [[شهادت]] رساندن [[امام رضا]] {{ع}} با [[فرزندان]] ایشان مدارای بیشتری میکرد و حتی میکوشید تا نشان دهد [[وفات]] امام ربطی به او نداشته است. پس از [[مأمون]]، [[معتصم]] بالله (۲۱۸- ۲۲۷ق) بر سر کار آمد و در مواجهه با امام جواد {{ع}} سختگیری بیشتری اِعمال شد، به گونهای که ایشان را مکرر از مدینه به بغداد فرا میخواند تا بتواند بر امور و [[اعمال]] امام احاطه بیشتری داشته باشد و عاقبت ایشان را به دست امّفضل با زهر به شهادت رساند<ref>إثبات الوصیة، ص۲۲۶-۲۲۷؛ تاریخ الطبری، ج۸، ص۶۲۳.</ref>. منابع درباره اینکه امام هادی {{ع}} و مادرش در این سفرها با امام جواد {{ع}} همراه بودهاند، مطلبی را ذکر نکردهاند. منقول است که پیش از یکی از این سفرها، [[امام جواد]] {{ع}}، [[امام هادی]] {{ع}} را بر روی زانوی خود نشاند و از او خواست هر آنچه را از [[بغداد]] میخواهد برایش به ارمغان آورد. امام هادی {{ع}} در پاسخ ایشان میفرماید شمشیری چون شعله [[آتش]] میخواهم. امام جواد {{ع}} همین [[پرسش]] را از [[برادر]] امام هادی {{ع}}، [[موسی]]، نیز میپرسد و او در پاسخ میگوید که فرشی میخواهم. امام جواد {{ع}} چون این پاسخها را میشنود، میفرماید که [[علی]] چون من است و موسی چون مادرش<ref>إثبات الوصیة، ص۲۲۸؛ عیون المعجزات، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام علی بن محمد (مقاله)| امام علی بن محمد]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص۵۰۷-۵۱۹.</ref> | [[امام جواد]] {{ع}} به فرزندش توجه بسیار داشت و در کنار گهوارهاش همواره دعایی را برای [[حفظ]] ایشان از [[دشمنان]] میخواند<ref>مصباح المتهجد، ج۲، ص۴۹۹.</ref>. سالهای کودکی امام هادی {{ع}} مقارن با آخرین سالهای [[خلافت]] [[مأمون عباسی]] (۱۹۸-۲۱۸ق) بود که به جهت به [[شهادت]] رساندن [[امام رضا]] {{ع}} با [[فرزندان]] ایشان مدارای بیشتری میکرد و حتی میکوشید تا نشان دهد [[وفات]] امام ربطی به او نداشته است. پس از [[مأمون]]، [[معتصم]] بالله (۲۱۸- ۲۲۷ق) بر سر کار آمد و در مواجهه با امام جواد {{ع}} سختگیری بیشتری اِعمال شد، به گونهای که ایشان را مکرر از مدینه به بغداد فرا میخواند تا بتواند بر امور و [[اعمال]] امام احاطه بیشتری داشته باشد و عاقبت ایشان را به دست امّفضل با زهر به شهادت رساند<ref>إثبات الوصیة، ص۲۲۶-۲۲۷؛ تاریخ الطبری، ج۸، ص۶۲۳.</ref>. منابع درباره اینکه امام هادی {{ع}} و مادرش در این سفرها با امام جواد {{ع}} همراه بودهاند، مطلبی را ذکر نکردهاند. منقول است که پیش از یکی از این سفرها، [[امام جواد]] {{ع}}، [[امام هادی]] {{ع}} را بر روی زانوی خود نشاند و از او خواست هر آنچه را از [[بغداد]] میخواهد برایش به ارمغان آورد. امام هادی {{ع}} در پاسخ ایشان میفرماید شمشیری چون شعله [[آتش]] میخواهم. امام جواد {{ع}} همین [[پرسش]] را از [[برادر]] امام هادی {{ع}}، [[موسی]]، نیز میپرسد و او در پاسخ میگوید که فرشی میخواهم. امام جواد {{ع}} چون این پاسخها را میشنود، میفرماید که [[علی]] چون من است و موسی چون مادرش<ref>إثبات الوصیة، ص۲۲۸؛ عیون المعجزات، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام علی بن محمد (مقاله)| امام علی بن محمد]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص۵۰۷-۵۱۹.</ref> | ||
[[امام هادی]] {{ع}} هشت ساله بود که پدرش [[امام جواد]] {{ع}} به [[شهادت]] رسید و ایشان [[امامت]] [[شیعه]] را عهدهدار شد و ۳۳ سال، [[امامت]] کرد<ref>اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج۳، ص۱۶۹.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۵۸؛ [[رحمتالله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمتالله]]، [[امامت امام هادی (مقاله)|امامت امام هادی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، | [[امام هادی]] {{ع}} هشت ساله بود که پدرش [[امام جواد]] {{ع}} به [[شهادت]] رسید و ایشان [[امامت]] [[شیعه]] را عهدهدار شد و ۳۳ سال، [[امامت]] کرد<ref>اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج۳، ص۱۶۹.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۵۸؛ [[رحمتالله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمتالله]]، [[امامت امام هادی (مقاله)|امامت امام هادی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۷۰.</ref> | ||
=== امام و خلفای عباسی === | === امام و خلفای عباسی === | ||
{{همچنین|خلافت عباسی}} | {{همچنین|خلافت عباسی}} | ||
امام در [[مدینه]] و | امام در [[مدینه]] و صریا مورد مراجعه و [[احترام]] بود و حتی شیوخ و [[پیران]] به [[دیدار]] ایشان میآمدند. از جمله کسانی که در صریا به [[دیدار امام]] نائل شد، [[زید بن موسی بن جعفر]]، عموی پدرشان بود که در [[حق امام]] احترام و [[اکرام]] بسیار نمود<ref>إعلام الوری، ج۲، ص۱۲۵؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۴۱۰.</ref>. برخی از بزرگان [[اصحاب]] ایشان مانند: [[ایوب بن نوح]] نیز در صریا به محضر ایشان میرسیدند<ref>کتاب الغیبة، طوسی، ص۳۴۹-۳۵۰.</ref>. به دلیل دور بودن این منطقه از [[دستگاه خلافت]] و مراکز بلاد، عرصه عمل امام در آن گستردهتر بود و دلیل اینکه در ادامه حیاتش به [[سامرا]] احضار شد، همین بود. پس از [[مرگ]] [[معتصم]]، پسرش [[هارون]] ملقب به [[واثق بالله]] در ۲۲۷ق به [[خلافت]] رسید و تا [[سال ۲۳۲ق]] عهدهدار [[منصب]] خلافت بود. وی به جهت درگیری با شورشهای داخلی کمتر [[فرصت]] داشت متعرض امام و فعالیتهای ایشان گردد<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۷۹-۴۸۰.</ref> اما محدودیتهایی را برای امام به وجود آورد که امام و یارانش خود را ناگزیر به [[مراقبت]] بیشتر میدیدند<ref>کشف الغمة، ج۲، ص۳۸۵.</ref>. امام حتی در میان [[فرماندهان]] واثق بالله نیز ارادتمندان مهمی داشت. یکی از این افراد، بغای کبیر از فرماندهان ترک واثق بالله بود<ref>إعلام الوری، ج۲، ص۱۲۷.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام علی بن محمد (مقاله)| امام علی بن محمد]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص۵۰۷-۵۱۹.</ref> | ||
==== خلافت متوکل عباسی ==== | ==== خلافت متوکل عباسی ==== | ||