شناخت دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۹
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[شناخت]] از ضرورت‌های نخستین [[دین‌داری]] و دین‌مدرای است. [[انسان‌ها]] در عرصه [[زندگی]] باید در راه [[شناخت دین]] گام بردارند و به تحقیق و [[پژوهش]] در مورد [[دین]] بپردازند، زیرا [[دین]] داری بدون [[شناخت]] و از روی [[تقلید]] قابل قبول نیست و دوام ندارد. [[دین‌شناسی]]، [[حافظ]] [[دین]] و [[دین‌داری]] [[انسان]] است، از این‌رو [[فراگیری علم]] [[دین]] بر هر مرد و [[زن]] [[واجب]] است. [[امام علی]] {{ع}} راه [[سعادت انسان]] را در دو چیز می‌داند: [[آدمی]] یا خود باید [[دانا]] باشد یا در جست‌وجوی [[دانایی]]، در غیر این‌صورت هلاک خواهد شد.
*[[شناخت]] از ضرورت‌های نخستین [[دین‌داری]] و دین‌مدرای است. [[انسان‌ها]] در عرصه [[زندگی]] باید در راه شناخت دین گام بردارند و به تحقیق و [[پژوهش]] در مورد [[دین]] بپردازند، زیرا [[دین]] داری بدون [[شناخت]] و از روی [[تقلید]] قابل قبول نیست و دوام ندارد. [[دین‌شناسی]]، [[حافظ]] [[دین]] و [[دین‌داری]] [[انسان]] است، از این‌رو [[فراگیری علم]] [[دین]] بر هر مرد و [[زن]] [[واجب]] است. [[امام علی]] {{ع}} راه [[سعادت انسان]] را در دو چیز می‌داند: [[آدمی]] یا خود باید [[دانا]] باشد یا در جست‌وجوی [[دانایی]]، در غیر این‌صورت هلاک خواهد شد.
==روش شناخت دین==
==روش شناخت دین==
*[[شناخت دین]] از دو راه امکان‌پذیر است: نخست [[تعقل]] و [[درک]] [[عقلی]] از [[دین]] و دوم استناد به آورندگان [[دین]]، یعنی [[کتاب و سنت]] ([[قرآن]] و [[حدیث]]).
*شناخت دین از دو راه امکان‌پذیر است: نخست [[تعقل]] و [[درک]] [[عقلی]] از [[دین]] و دوم استناد به آورندگان [[دین]]، یعنی [[کتاب و سنت]] ([[قرآن]] و [[حدیث]]).
===[[عقل]]===
===[[عقل]]===
*[[عقل]] یکی از وجوه اصلی تفاوت [[انسان]] با دیگر موجودات است و [[انسان]] به کمک [[عقل]] به مرتبه [[انسانیت]] ارتقا می‌یابد. هرکه دامنه عقلش کوتاه باشد، اعمال نیکش کم و هرکه دامنه عقلش بلند باشد، اعمال نیکش گسترش می‌یابد. از این‌رو [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: [[انسان]] به [[عقل]] خویش [[انسان]] است. حضرتش در [[نامه]] خویش به [[امام حسن]] {{ع}} [[بی‌نیازی]] را [[عقل]] معرفی می‌کند<ref>نک: نامه ۳۱</ref> و در مقایسه [[شناخت]] [[عقلی]] و [[شناخت]] حسی، به [[برتری]] [[شناخت]] [[عقل]] توجه دارد و می‌فرماید: دیدن، تنها با چشم نیست، چه بسیار چشم‌ها که به صاحبش [[خیانت]] کند؛ اما [[عقل]]، کسی را که از او [[نصیحت]] خواهد [[فریب]] ندهد<ref>حکمت ۲۷۳</ref>.
*[[عقل]] یکی از وجوه اصلی تفاوت [[انسان]] با دیگر موجودات است و [[انسان]] به کمک [[عقل]] به مرتبه [[انسانیت]] ارتقا می‌یابد. هرکه دامنه عقلش کوتاه باشد، اعمال نیکش کم و هرکه دامنه عقلش بلند باشد، اعمال نیکش گسترش می‌یابد. از این‌رو [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: [[انسان]] به [[عقل]] خویش [[انسان]] است. حضرتش در [[نامه]] خویش به [[امام حسن]] {{ع}} [[بی‌نیازی]] را [[عقل]] معرفی می‌کند<ref>نک: نامه ۳۱</ref> و در مقایسه [[شناخت]] [[عقلی]] و [[شناخت]] حسی، به [[برتری]] [[شناخت]] [[عقل]] توجه دارد و می‌فرماید: دیدن، تنها با چشم نیست، چه بسیار چشم‌ها که به صاحبش [[خیانت]] کند؛ اما [[عقل]]، کسی را که از او [[نصیحت]] خواهد [[فریب]] ندهد<ref>حکمت ۲۷۳</ref>.
خط ۲۹: خط ۲۹:
*وجود [[معصومین]] {{عم}}، همچون میزانی برای اعمال و ملاکی برای [[هدایت]] [[انسان]] است، زیرا [[انسان]] [[اسیر]] در دنیای ضلمانی نیازمند [[نور]] [[هدایت]] است و [[خداوند متعال]] کتاب خویش و وجود [[معصوم]] را همچون [[نور]] [[هدایت]] باری [[انسان‌ها]] قرار داده است و او [[مأموریت]] دارد تا [[انسان‌ها]] را [[هدایت]] و جامعه‌ای آرمانی ایجاد کند.[[ اهل بیت پیامبر]] اکرم {{صل}} [[مفسر]] [[قرآن]] و بیان کننده [[علوم قرآنی]] هستند. [[خداوند متعال]] در [[حدیث معراج]] از وجود [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با عنوان [[نور]] خود در میان [[بندگان]] یاد می‌کند و [[جانشینان پیامبر]] اکرم {{صل}} نیز همانند وجود ایشان، همان نقش را دارند. به‌همین [[دلیل]] در [[تفکر شیعی]]، [[جهان]] نمی‌تواند خالی از وجود [[معصوم]] باشد، زیرا [[هدایت الهی]] محملی می‌خواهد تا [[واسطه فیض]] بین او و [[بندگان]] شود. [[امیر مؤمنان]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] می‌فرماید: [[آل محمد]] {{صل}} "[[زندگی]] [[علم]] و [[دانش]]" و "[[مرگ]] [[نادانی]]" هستند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۹</ref>. [[هدایت]] [[معصومین]] نوری است که [[آدمیان]] را از [[ظلمت]] طبیعت خارج می‌کند و راه [[هدایت]] و [[سعادت]] و [[رستگاری]] را به آنان نشان می‌دهد.
*وجود [[معصومین]] {{عم}}، همچون میزانی برای اعمال و ملاکی برای [[هدایت]] [[انسان]] است، زیرا [[انسان]] [[اسیر]] در دنیای ضلمانی نیازمند [[نور]] [[هدایت]] است و [[خداوند متعال]] کتاب خویش و وجود [[معصوم]] را همچون [[نور]] [[هدایت]] باری [[انسان‌ها]] قرار داده است و او [[مأموریت]] دارد تا [[انسان‌ها]] را [[هدایت]] و جامعه‌ای آرمانی ایجاد کند.[[ اهل بیت پیامبر]] اکرم {{صل}} [[مفسر]] [[قرآن]] و بیان کننده [[علوم قرآنی]] هستند. [[خداوند متعال]] در [[حدیث معراج]] از وجود [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با عنوان [[نور]] خود در میان [[بندگان]] یاد می‌کند و [[جانشینان پیامبر]] اکرم {{صل}} نیز همانند وجود ایشان، همان نقش را دارند. به‌همین [[دلیل]] در [[تفکر شیعی]]، [[جهان]] نمی‌تواند خالی از وجود [[معصوم]] باشد، زیرا [[هدایت الهی]] محملی می‌خواهد تا [[واسطه فیض]] بین او و [[بندگان]] شود. [[امیر مؤمنان]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] می‌فرماید: [[آل محمد]] {{صل}} "[[زندگی]] [[علم]] و [[دانش]]" و "[[مرگ]] [[نادانی]]" هستند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۹</ref>. [[هدایت]] [[معصومین]] نوری است که [[آدمیان]] را از [[ظلمت]] طبیعت خارج می‌کند و راه [[هدایت]] و [[سعادت]] و [[رستگاری]] را به آنان نشان می‌دهد.
*از این‌جا مشخص می‌شود که چرا باید به [[کلام]] [[معصومین]] {{عم}} [[دل]] سپرد و [[کلام]] آنان‌را همچون [[چراغ هدایت]] پیش روی قرارداد و با آن [[هدایت]] یافت. باید به ریسمان آنان چنگ زد و برای [[هدایت]] و [[نجات]] به آستان آن بزرگوار [[توسل]] جست و آنان را [[واسطه فیض]] قرار داد. [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] وجود [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را واسطه [[رحمت]] معرفی می‌کند: و اگر آنان وقتی به خود [[ستم]] کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از [[خدا]] [[آمرزش]] می‌خواستند و [[پیامبر]] [نیز] برای آنان طلب [[آمرزش]] می‌کرد، قطعاً [[خدا]] را توبه‌پذیرِ [[مهربان]] می‌یافتند<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا }}؛ سوره نساء، آیه ۶۴</ref>.
*از این‌جا مشخص می‌شود که چرا باید به [[کلام]] [[معصومین]] {{عم}} [[دل]] سپرد و [[کلام]] آنان‌را همچون [[چراغ هدایت]] پیش روی قرارداد و با آن [[هدایت]] یافت. باید به ریسمان آنان چنگ زد و برای [[هدایت]] و [[نجات]] به آستان آن بزرگوار [[توسل]] جست و آنان را [[واسطه فیض]] قرار داد. [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] وجود [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را واسطه [[رحمت]] معرفی می‌کند: و اگر آنان وقتی به خود [[ستم]] کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از [[خدا]] [[آمرزش]] می‌خواستند و [[پیامبر]] [نیز] برای آنان طلب [[آمرزش]] می‌کرد، قطعاً [[خدا]] را توبه‌پذیرِ [[مهربان]] می‌یافتند<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا }}؛ سوره نساء، آیه ۶۴</ref>.
*[[امامان معصوم]] {{عم}} [[پیشوایان]] دین‌اند و [[شناخت دین]] تنها از طریق آنان میسر خواهد شد. [[مردمان]] می‌توانند با مراجعه و [[الگو]] قرار دادن آنان، راه [[هدایت]] و [[سعادت]] را بیابند. [[امام رضا]] {{ع}} از قول [[پیامبر اکرم]] [[روایت]] می‌کند: [[امامان]] پس از من [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} هستند. هر کس از آن‌ها [[اطاعت]] کند، [[اطاعت خدا]] کرده است و هر کس بر آن‌ها [[عصیان]] کند، [[عصیان]] [[خدا]] کرده است. آنان ریسمان محکم و وسیله خلق به‌سوی [[خدای عزوجل]] هستند. تنها راه [[صعود]] به طریق الی [[الله]] گوش [[جان]] سپردن به [[کلام]] و [[سیره]] [[امامان]] و عمل کردن به فرامین آنان است.
*[[امامان معصوم]] {{عم}} [[پیشوایان]] دین‌اند و شناخت دین تنها از طریق آنان میسر خواهد شد. [[مردمان]] می‌توانند با مراجعه و [[الگو]] قرار دادن آنان، راه [[هدایت]] و [[سعادت]] را بیابند. [[امام رضا]] {{ع}} از قول [[پیامبر اکرم]] [[روایت]] می‌کند: [[امامان]] پس از من [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} هستند. هر کس از آن‌ها [[اطاعت]] کند، [[اطاعت خدا]] کرده است و هر کس بر آن‌ها [[عصیان]] کند، [[عصیان]] [[خدا]] کرده است. آنان ریسمان محکم و وسیله خلق به‌سوی [[خدای عزوجل]] هستند. تنها راه [[صعود]] به طریق الی [[الله]] گوش [[جان]] سپردن به [[کلام]] و [[سیره]] [[امامان]] و عمل کردن به فرامین آنان است.
*در نتیجه، [[شناخت]] [[دین]] از طریق به‌کارگیری [[قوه]] عقل که از آن تعبیر به [[رسول باطنی]] شده است و [[تمسک]] به [[سنت]] و [[سیره]] و [[هدایت]] [[ائمه معصومین]] ممکن می‌شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 511- 513.</ref>.
*در نتیجه، [[شناخت]] [[دین]] از طریق به‌کارگیری [[قوه]] عقل که از آن تعبیر به [[رسول باطنی]] شده است و [[تمسک]] به [[سنت]] و [[سیره]] و [[هدایت]] [[ائمه معصومین]] ممکن می‌شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 511- 513.</ref>.


۲۲۷٬۸۴۰

ویرایش