←اهمیت تزکیه
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
#'''سوگندهای متعدد بر [[رستگاری]] اهل [[تزکیه]]:''' [[خداوند]] در [[سوره]] [[شمس]] به [[خورشید و ماه]] و شب و [[آسمان]] و بناکننده آن و [[زمین]] و گستراننده آن و [[نفس]] [[انسان]] و مرتبکننده آن [[سوگند]] یاد کرده است که [[تزکیه]] کننده [[نفس]] [[رستگار]] خواهد شد: {{متن قرآن|وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاَّهَا وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا وَالأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا}}<ref> سوگند به خورشید و روشنایی آن،و به ماه چون از پی آن درآید،و به روز چون آن (زمین) را روشن گرداند،؛و به شب چون آن را فرا پوشاند،و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد، و به زمین و آنکه آن را بگسترد،و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت،پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد،بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد؛ سوره شمس، آیه: ۱- ۹ .</ref> سوگندهای یاد شده نشان آن است که مسئله اصلی [[بشر]] همین [[تزکیه نفس]] است که در صورت وجود آن [[انسان]] اهل [[سعادت]] و گرنه اهل [[شقاوت]] و [[بدبختی]] خواهد بود<ref>نمونه، ج۲۷، ص۴۷ ـ ۴۸.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۴۹۷ - ۵۰۴.</ref>. | #'''سوگندهای متعدد بر [[رستگاری]] اهل [[تزکیه]]:''' [[خداوند]] در [[سوره]] [[شمس]] به [[خورشید و ماه]] و شب و [[آسمان]] و بناکننده آن و [[زمین]] و گستراننده آن و [[نفس]] [[انسان]] و مرتبکننده آن [[سوگند]] یاد کرده است که [[تزکیه]] کننده [[نفس]] [[رستگار]] خواهد شد: {{متن قرآن|وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاَّهَا وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا وَالأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا}}<ref> سوگند به خورشید و روشنایی آن،و به ماه چون از پی آن درآید،و به روز چون آن (زمین) را روشن گرداند،؛و به شب چون آن را فرا پوشاند،و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد، و به زمین و آنکه آن را بگسترد،و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت،پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد،بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد؛ سوره شمس، آیه: ۱- ۹ .</ref> سوگندهای یاد شده نشان آن است که مسئله اصلی [[بشر]] همین [[تزکیه نفس]] است که در صورت وجود آن [[انسان]] اهل [[سعادت]] و گرنه اهل [[شقاوت]] و [[بدبختی]] خواهد بود<ref>نمونه، ج۲۷، ص۴۷ ـ ۴۸.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۴۹۷ - ۵۰۴.</ref>. | ||
اسباب تزکیه | ==اسباب تزکیه== | ||
عوامل و اسباب متعددی در درون یا برون آدمی وجود دارد که هریک به نوعی درتزکیه نفس نقش دارد. این عوامل عبارتاند از: | عوامل و اسباب متعددی در درون یا برون آدمی وجود دارد که هریک به نوعی درتزکیه نفس نقش دارد. این عوامل عبارتاند از: | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
انفاق مال چه واجب و چه مستحب موجب پاک شدن و تطهیر قلوب از آلودگیها و صفات ناپسند همچون بخل و دوستی دنیا میگردد[۳۳]: «خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم وتُزَکیهِم بِها». (توبه/۹، ۱۰۳) بیشتر مفسران مراد از آیه فوق را گرفتن زکات واجب دانستهاند[۳۴]؛ اما برخی مراد از آن را بخشی از اموال افراد گنهکار دانستهاند که جهت کفاره گناه خویش میپردازند.[۳۵] شأن نزول آیه فوق[۳۶] که به گناه ابولبابه و گرفتن بخشی از اموال او از سوی پیامبر جهت کفاره گناه اشاره دارد و نیز آیه بعد که از پذیرش توبه گناهکاران و قبول انفاقهای آنان از سوی خداوند سخن گفته: «اَلَم یعلَموا اَنَّ اللّهَ هُوَ یقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ و یأخُذُ الصَّدَقـتِ»(توبه/۹،۱۰۴) مؤید این نظرند، اگرچه استفاده حکم زکات واجب و انفاقهای دیگر از آیه با یکدیگر تنافی ندارد. در آیات۱۸ـ۱۹ لیل/ ۹۲ نیز به انفاق در راه خدا و نقش آن در تزکیه اشاره کرده و آن را از صفات متقین دانسته است: «و سَیجَنَّبُها الاَتقی * اَلَّذی یؤتی مالَهُ یتَزَکی». در روایات اسلامی نیز بر تأثیر انفاق در تزکیه و محو گناهان تأکید شده است؛ از جمله پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود: هر کس خانواده مسلمانی را یک شبانه روز پذیرایی کند خداوند گناهان او را محو میکند.[۳۷] | انفاق مال چه واجب و چه مستحب موجب پاک شدن و تطهیر قلوب از آلودگیها و صفات ناپسند همچون بخل و دوستی دنیا میگردد[۳۳]: «خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم وتُزَکیهِم بِها». (توبه/۹، ۱۰۳) بیشتر مفسران مراد از آیه فوق را گرفتن زکات واجب دانستهاند[۳۴]؛ اما برخی مراد از آن را بخشی از اموال افراد گنهکار دانستهاند که جهت کفاره گناه خویش میپردازند.[۳۵] شأن نزول آیه فوق[۳۶] که به گناه ابولبابه و گرفتن بخشی از اموال او از سوی پیامبر جهت کفاره گناه اشاره دارد و نیز آیه بعد که از پذیرش توبه گناهکاران و قبول انفاقهای آنان از سوی خداوند سخن گفته: «اَلَم یعلَموا اَنَّ اللّهَ هُوَ یقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ و یأخُذُ الصَّدَقـتِ»(توبه/۹،۱۰۴) مؤید این نظرند، اگرچه استفاده حکم زکات واجب و انفاقهای دیگر از آیه با یکدیگر تنافی ندارد. در آیات۱۸ـ۱۹ لیل/ ۹۲ نیز به انفاق در راه خدا و نقش آن در تزکیه اشاره کرده و آن را از صفات متقین دانسته است: «و سَیجَنَّبُها الاَتقی * اَلَّذی یؤتی مالَهُ یتَزَکی». در روایات اسلامی نیز بر تأثیر انفاق در تزکیه و محو گناهان تأکید شده است؛ از جمله پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود: هر کس خانواده مسلمانی را یک شبانه روز پذیرایی کند خداوند گناهان او را محو میکند.[۳۷] | ||
موانع تزکیه | ==موانع تزکیه== | ||
موانع دستیابی انسان به رشد معنوی و تزکیه نفس فراوان است که برخی از آنها عبارتاند از: | موانع دستیابی انسان به رشد معنوی و تزکیه نفس فراوان است که برخی از آنها عبارتاند از: | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
نافرمانی خداوند و ارتکاب برخی گناهان از دیگر اموری است که قرآن در آیاتی آن را مانع تطهیر قلوب مؤمنان برمیشمارد، چنان که در آیه ۱۷۴ بقره/۲ و آیه ۷۷ آل عمران/۳ به برخی از این گناهان از جمله پیمان شکنی یهود و کتمان حقایق به قصد رسیدن به مال دنیا اشاره کرده و آن را مانع تزکیه آنان دانسته است: «اِنَّ الَّذینَ یکتُمونَ ما اَنزَلَ اللّهُ مِنَ الکتـبِ ویشتَرونَ بِهِ ثَمَنـًا قَلیلاً اُولـئِک ما یأکلونَ فی بُطونِهِم اِلاَّ النّارَ ولا یکلِّمُهُمُ اللّهُ یومَ القِیـمَةِ ولا یزَکیهِم»، %%«اِنَّ الَّذینَ یشتَرونَ بِعَهدِ اللّهِ واَیمـنِهِم ثَمَنـًا قَلیلاً اُولـئِک لا خَلـقَ لَهُم فِی الأخِرَةِ ولا یکلِّمُهُمُ ... و لایزَکیهِم».مراد از عدم تزکیه این افراد این است که خداوند آنان را از آلودگی گناهشان به وسیله آمرزش پاک نمیکند. البته برخی گفتهاند: مراد از عدم تزکیه آن است که خداوند به پاکی و طهارت آنان گواهی نمیدهد[۳۹] یا مراد این است که خداوند این افراد را در جایگاه پاکان قرار نمیدهد. [۴۰] | نافرمانی خداوند و ارتکاب برخی گناهان از دیگر اموری است که قرآن در آیاتی آن را مانع تطهیر قلوب مؤمنان برمیشمارد، چنان که در آیه ۱۷۴ بقره/۲ و آیه ۷۷ آل عمران/۳ به برخی از این گناهان از جمله پیمان شکنی یهود و کتمان حقایق به قصد رسیدن به مال دنیا اشاره کرده و آن را مانع تزکیه آنان دانسته است: «اِنَّ الَّذینَ یکتُمونَ ما اَنزَلَ اللّهُ مِنَ الکتـبِ ویشتَرونَ بِهِ ثَمَنـًا قَلیلاً اُولـئِک ما یأکلونَ فی بُطونِهِم اِلاَّ النّارَ ولا یکلِّمُهُمُ اللّهُ یومَ القِیـمَةِ ولا یزَکیهِم»، %%«اِنَّ الَّذینَ یشتَرونَ بِعَهدِ اللّهِ واَیمـنِهِم ثَمَنـًا قَلیلاً اُولـئِک لا خَلـقَ لَهُم فِی الأخِرَةِ ولا یکلِّمُهُمُ ... و لایزَکیهِم».مراد از عدم تزکیه این افراد این است که خداوند آنان را از آلودگی گناهشان به وسیله آمرزش پاک نمیکند. البته برخی گفتهاند: مراد از عدم تزکیه آن است که خداوند به پاکی و طهارت آنان گواهی نمیدهد[۳۹] یا مراد این است که خداوند این افراد را در جایگاه پاکان قرار نمیدهد. [۴۰] | ||
آثار تزکیه | ==آثار تزکیه== | ||
تزکیه و تطهیر نفس از آلودگیها آثار و فواید فراوانی برای فرد و جامعه دارد که در درجه اوّل این فواید به خود تزکیه کننده باز میگردند:«و مَن تَزَکی فَاِنَّما یتَزَکی لِنفسِهِ».(فاطر/۳۵،۱۸) برخی از این فواید عبارتاند از: | تزکیه و تطهیر نفس از آلودگیها آثار و فواید فراوانی برای فرد و جامعه دارد که در درجه اوّل این فواید به خود تزکیه کننده باز میگردند:«و مَن تَزَکی فَاِنَّما یتَزَکی لِنفسِهِ».(فاطر/۳۵،۱۸) برخی از این فواید عبارتاند از: | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
۳. برخورداری از درجات بالای بهشت: | ۳. برخورداری از درجات بالای بهشت: | ||
پاداش مؤمنانی که قلوب خود را از آلودگیها تزکیه کرده، اعمال صالح انجام دهند درجات بالای بهشت و زندگی دائمی در آن است: «ومَن یأتِهِ مُؤمِنـًا قَد عَمِلَ الصّــلِحـتِ فَاُولـئِک لَهُمُ الدَّرَجـتُ العُلی * جَنّـتُ عَدن تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِدینَ فیها و ذلِک جَزاءُ مَن تَزَکی».(طه/۲۰،۷۵ ـ ۷۶) | پاداش مؤمنانی که قلوب خود را از آلودگیها تزکیه کرده، اعمال صالح انجام دهند درجات بالای بهشت و زندگی دائمی در آن است: «ومَن یأتِهِ مُؤمِنـًا قَد عَمِلَ الصّــلِحـتِ فَاُولـئِک لَهُمُ الدَّرَجـتُ العُلی * جَنّـتُ عَدن تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِدینَ فیها و ذلِک جَزاءُ مَن تَزَکی».(طه/۲۰،۷۵ ـ ۷۶) | ||
==تزکیه نفس یکی از اسباب [[رستگاری]]== | ==تزکیه نفس یکی از اسباب [[رستگاری]]== | ||