پرش به محتوا

آسیب‌های تربیتی مهدویت کدامند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'زمینه‌ساز' به 'زمینه‌ساز'
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
جز (جایگزینی متن - 'زمینه‌ساز' به 'زمینه‌ساز')
خط ۲۲: خط ۲۲:
::::::«[[مهدویت]] تنها مسأله‌ای [[اعتقادی]] نیست، بلکه بعد تربیتی نیز دارد. هنگامی که ما مشخص می‌کنیم بر اساس متون روایی، [[اعتقاد]] به وجود و [[ظهور]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} ضروری است، مجموعه دانشی را برای افراد فراهم نموده‌ایم. اما هنگامی که این مجموعه، به همراه خود، تحوّلات هیجانی، عاطفی و عملی معینی را ایجاد می‌کند که ضمن آن، افراد می‌کوشند خود را برای یاوری [[امام مهدی]] {{ع}} مهیا سازند، چهره تربیتی [[مهدویت]] آشکار می‌گردد. وقتی به جنبه تربیتی [[مهدویت]] واقف شدیم، باید [[آسیب‌شناسی تربیتی مهدویت]] را مورد تأمل قرار دهیم:  
::::::«[[مهدویت]] تنها مسأله‌ای [[اعتقادی]] نیست، بلکه بعد تربیتی نیز دارد. هنگامی که ما مشخص می‌کنیم بر اساس متون روایی، [[اعتقاد]] به وجود و [[ظهور]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} ضروری است، مجموعه دانشی را برای افراد فراهم نموده‌ایم. اما هنگامی که این مجموعه، به همراه خود، تحوّلات هیجانی، عاطفی و عملی معینی را ایجاد می‌کند که ضمن آن، افراد می‌کوشند خود را برای یاوری [[امام مهدی]] {{ع}} مهیا سازند، چهره تربیتی [[مهدویت]] آشکار می‌گردد. وقتی به جنبه تربیتی [[مهدویت]] واقف شدیم، باید [[آسیب‌شناسی تربیتی مهدویت]] را مورد تأمل قرار دهیم:  
:::::#'''حصاربندی و حصارشکنی'''، از آسیب‌های تربیتی [[مهدویت]] است. برخی معتقدند [[پیروان]] [[حق]]، باید بریده و برکنار از [[پیروان]] [[باطل]]، [[انتظار]] بکشند تا لحظه وقوع واقعه فرارسد. در این تصور، [[دوران غیبت]] به مثابه "اتاق [[انتظار]]" است که باید در آن، به دور از [[اهل باطل]] نشست و [[منتظر]] بود تا [[صاحب]] امر بیاید و کار را یکسره کند. تنها [[تلاش]] افراد در این‌جا برای دور نگاه داشتن و مصون داشتن خود و دیگران، از [[اهل باطل]] است. این آسیب از [[کج‌فهمی]] نسبت به [[مهدویت]] نشأت گرفته است؛ چون اگر [[مهدویت]]، ناظر به [[غلبه]] نهایی [[حق]] بر [[باطل]] است، باید این [[غلبه]] را در پرتو قانون کلی چالش میان [[حق]] و [[باطل]] [[فهم]] کرد. در چالش با [[باطل]] است که [[حق]] غالب می‌گردد. حصارشکنی هم از آسیب‌هاست. در حصارشکنی هر مرزی را برمی‌دارند و بی‌مرزی را [[حاکم]] می‌کنند. نمونه این بی‌مرزی و التقاط‍‌ در عرصه [[مهدویت]]، ان است که کسانی [[معتقد]] شوند، "[[مهدی]]" اسم خاصی برای فرد معینی نیست، بلکه نمادی کلی برای اشاره به چیرگی نهایی [[حق]] و [[عدالت]] بر [[باطل]] و [[بیدادگری]] است و مصداق این نماد می‌تواند هرکسی باشد.  
:::::#'''حصاربندی و حصارشکنی'''، از آسیب‌های تربیتی [[مهدویت]] است. برخی معتقدند [[پیروان]] [[حق]]، باید بریده و برکنار از [[پیروان]] [[باطل]]، [[انتظار]] بکشند تا لحظه وقوع واقعه فرارسد. در این تصور، [[دوران غیبت]] به مثابه "اتاق [[انتظار]]" است که باید در آن، به دور از [[اهل باطل]] نشست و [[منتظر]] بود تا [[صاحب]] امر بیاید و کار را یکسره کند. تنها [[تلاش]] افراد در این‌جا برای دور نگاه داشتن و مصون داشتن خود و دیگران، از [[اهل باطل]] است. این آسیب از [[کج‌فهمی]] نسبت به [[مهدویت]] نشأت گرفته است؛ چون اگر [[مهدویت]]، ناظر به [[غلبه]] نهایی [[حق]] بر [[باطل]] است، باید این [[غلبه]] را در پرتو قانون کلی چالش میان [[حق]] و [[باطل]] [[فهم]] کرد. در چالش با [[باطل]] است که [[حق]] غالب می‌گردد. حصارشکنی هم از آسیب‌هاست. در حصارشکنی هر مرزی را برمی‌دارند و بی‌مرزی را [[حاکم]] می‌کنند. نمونه این بی‌مرزی و التقاط‍‌ در عرصه [[مهدویت]]، ان است که کسانی [[معتقد]] شوند، "[[مهدی]]" اسم خاصی برای فرد معینی نیست، بلکه نمادی کلی برای اشاره به چیرگی نهایی [[حق]] و [[عدالت]] بر [[باطل]] و [[بیدادگری]] است و مصداق این نماد می‌تواند هرکسی باشد.  
:::::#'''کمال‌گرایی (غیر واقع‌گرا) و سهل‌انگاری''': این‌که کمال‌گرایی چگونه در عرصه [[تربیت]] [[مهدوی]] آشکار می‌گردد، زمینه این امر آن است که [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} عهده‌دار رسالتی سترگ است و این [[رسالت]]، جز با یارانی نستوه به انجام نمی‌رسد. در نظر بودن چنین غایت بلندی در مسأله [[مهدویت]]، [[زمینه‌ساز]] آسیب تربیتی کمال‌گرایی می‌گردد. مربیان، بدون توجه به وسع فهمی و عملی افراد، انان را از همان ابتدا به [[فتح]] این قله عظیم می‌خوانند، لذا فرد از همان آغاز از مقصد و مقصود اعراض می‌کند. در نقطه مقابل کمال‌گرایی، سهل‌انگاری است؛ یعنی جایی برای [[مهدویت]]، در ذهن و ضمیر فرد فراهم نمی‌آید و سهل‌انگاری نسبت به [[مهدویت]] در [[تربیت دینی]]، به منزله از دست نهادن این تأثیر عظیم تحول‌بخش در شخصیت افراد است.  
:::::#'''کمال‌گرایی (غیر واقع‌گرا) و سهل‌انگاری''': این‌که کمال‌گرایی چگونه در عرصه [[تربیت]] [[مهدوی]] آشکار می‌گردد، زمینه این امر آن است که [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} عهده‌دار رسالتی سترگ است و این [[رسالت]]، جز با یارانی نستوه به انجام نمی‌رسد. در نظر بودن چنین غایت بلندی در مسأله [[مهدویت]]، زمینه‌ساز آسیب تربیتی کمال‌گرایی می‌گردد. مربیان، بدون توجه به وسع فهمی و عملی افراد، انان را از همان ابتدا به [[فتح]] این قله عظیم می‌خوانند، لذا فرد از همان آغاز از مقصد و مقصود اعراض می‌کند. در نقطه مقابل کمال‌گرایی، سهل‌انگاری است؛ یعنی جایی برای [[مهدویت]]، در ذهن و ضمیر فرد فراهم نمی‌آید و سهل‌انگاری نسبت به [[مهدویت]] در [[تربیت دینی]]، به منزله از دست نهادن این تأثیر عظیم تحول‌بخش در شخصیت افراد است.  
:::::#'''گسست و دنباله‌روی''': هنگامی که مباحث و مطالب مربوط‍‌ به [[مهدویت]]، به زبانی مهجور مطرح گردد یا با مسائل و مباحثی که نسل جدید با آنها درگیر است ارتباط‍‌ نیابد، گسست رخ می‌دهد. در نقطه مقابل، [[قطب]] آسیب‌زای دیگر، دنباله‌روی نسل پیشین نسبت به نسل جدید است که می‌تواند در عرصه [[مهدویت]] به دو شکل آشکار شود: اول؛ سخن نگفتن از آن، به سبب این‌که به ذائقه نسل جدید، خوش نمی‌آید، دوم؛ فروکاستن [[مهدویت]] به شکل‌های رایج [[حکومت]]، مانند [[دموکراسی]]. هیچ‌یک از دو روش مطلوب نیست. پس کسانی که مسأله [[مهدویت]] را در جریان [[تربیت دینی]] مطرح می‌کنند، باید هم تناسب و هماهنگی آن را با ذهن و زبان نسل جدید بازشناسی کنند و هم مراقب باشند که آن را به امیال و آرای رایج آنان فرونکاهند.  
:::::#'''گسست و دنباله‌روی''': هنگامی که مباحث و مطالب مربوط‍‌ به [[مهدویت]]، به زبانی مهجور مطرح گردد یا با مسائل و مباحثی که نسل جدید با آنها درگیر است ارتباط‍‌ نیابد، گسست رخ می‌دهد. در نقطه مقابل، [[قطب]] آسیب‌زای دیگر، دنباله‌روی نسل پیشین نسبت به نسل جدید است که می‌تواند در عرصه [[مهدویت]] به دو شکل آشکار شود: اول؛ سخن نگفتن از آن، به سبب این‌که به ذائقه نسل جدید، خوش نمی‌آید، دوم؛ فروکاستن [[مهدویت]] به شکل‌های رایج [[حکومت]]، مانند [[دموکراسی]]. هیچ‌یک از دو روش مطلوب نیست. پس کسانی که مسأله [[مهدویت]] را در جریان [[تربیت دینی]] مطرح می‌کنند، باید هم تناسب و هماهنگی آن را با ذهن و زبان نسل جدید بازشناسی کنند و هم مراقب باشند که آن را به امیال و آرای رایج آنان فرونکاهند.  
:::::#'''مریدپروری و تکروی''': مریدپروری، صورتِ تحریف‌شده [[امامت]] است، یعنی افراد، [[امامان]] را چنان بستایند که گویی آنان، منشأ اولیه [[حق]] و حقیقت‌اند (محبِّ غال). افراطی‌گری آنان در این است که [[امام]] را از حد خویش فراتر می‌برند و او را به [[مقام]] الوهی برمی‌کشند، در حالی که [[حضرت]]، [[کارگزار]] و فرمانبر خداست. [[قطب]] دوم آسیب، تکروی است، یعنی نفی [[امامت]] یا تعمیم [[امامت]]. در حالت تکروی، فرد تربیت‌شونده در حد خود محدود می‌شود و از بهره جستن از نمونه‌ها و الگوهای برجسته باز می‌ماند.  
:::::#'''مریدپروری و تکروی''': مریدپروری، صورتِ تحریف‌شده [[امامت]] است، یعنی افراد، [[امامان]] را چنان بستایند که گویی آنان، منشأ اولیه [[حق]] و حقیقت‌اند (محبِّ غال). افراطی‌گری آنان در این است که [[امام]] را از حد خویش فراتر می‌برند و او را به [[مقام]] الوهی برمی‌کشند، در حالی که [[حضرت]]، [[کارگزار]] و فرمانبر خداست. [[قطب]] دوم آسیب، تکروی است، یعنی نفی [[امامت]] یا تعمیم [[امامت]]. در حالت تکروی، فرد تربیت‌شونده در حد خود محدود می‌شود و از بهره جستن از نمونه‌ها و الگوهای برجسته باز می‌ماند.  
۲۲۷٬۸۴۱

ویرایش