برهان حفظ دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۰۸۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸: خط ۸:
'''[[امام]] [[حافظ شریعت]]''' است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد زیرا اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] باشد، لازم می‌آید کم‌کم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمی‌کشد که آنچه از شریعت باقی می‌ماند با [[حقیقت]] آسمانی آن فاصله می‌یابد، پس باید متولّی و حافظ و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد.
'''[[امام]] [[حافظ شریعت]]''' است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد زیرا اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] باشد، لازم می‌آید کم‌کم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمی‌کشد که آنچه از شریعت باقی می‌ماند با [[حقیقت]] آسمانی آن فاصله می‌یابد، پس باید متولّی و حافظ و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد.


== اثبات ضرورت امامت ==
==اثبات ضرورت امامت==
{{اصلی|اثبات ضرورت امامت}}
{{اصلی|اثبات ضرورت امامت}}
یکی از [[براهین]] مشهور که از دیر باز در کتاب‌های کلامی مطرح و برای [[ضرورت وجود امام]] به آن [[تمسک]] می‌شده است، «[[برهان حفظ شریعت]]» است<ref>به این برهان هم «برهان لطف» و هم «برهان حفظ شریعت» گفته می‌شود. نکته‌ای که لازم است بدان توجه شود این است که در اصطلاح متکلمین، برهان لطف ناظر به اصل نیازمندی بشر به هدایت آسمانی و الهی است؛ در حالی که آنچه در اینجا به عنوان برهان حفظ شریعت مطرح می‌باشد، ناظر به استمرار هدایت و بقاء آن است. چرا که در برهان لطف در حقیقت عدم کارایی ابزارهای موجود در بین بشر مانند عقل و تجربه و غیره برای سعادت انسان و نیز وجود زمینه‌های انحراف و ضلالت مدّ نظر است؛ ولی حفظ شریعت در مرحله دوم و بعد از تحقق لطف الهی در هدایت انسان و برای حفظ و نگهداری و بهره‌برداری همه انسان‌ها از این هدایت است. به عبارت دیگر حفظ شریعت لطفی بعد از لطف است؛ لطف اول فراهم نمودن بستر هدایت برای بشر و لطف دوم محافظت و نگهداری از لطف اول است. آنچه باید تداوم و استمرار داشته باشد حفظ دین و معارف هدایت‌آمیز است نه اصل دریافت احکام و شرایع آسمانی. (...) لذا به نظر می‌رسد برهان لطف اصطلاحی - لطف اول - نمی‌تواند استمرار امامت را اثبات نماید و رسالت آن همان اثبات لطف خداوند در ارسال انبیاء است. بنابراین آنچه در این بخش می‌توان مطرح و مورد کنکاش قرار داد لطف دوم، یعنی «حفظ شریعت» است.</ref>. حاصل [[برهان]] این است که مقتضای [[خاتمیت]] این است که [[شریعت اسلام]] تا [[قیامت]] در میان افراد [[بشر]] محفوظ بماند و این محفوظ ماندن، در گرو وجود انسانی است که [[شریعت]] را به طور جامع و کامل می‌داند و افراد [[بشر]] بتوانند [[شریعت اسلام]] را به صورت صحیح از او بیاموزند؛ بنابراین وجود پیشوای [[معصوم]] در هر زمان [[واجب]] است<ref>تفصیل این مقدمه در مباحث نبوت عامه مطرح می‌گردد. ر.ک: تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۴۶؛ تعالیم اسلام، ص۳۳ و ۸۳.</ref>.
کسی که متصدی حفظ و [[نگهداری دین]] آسمانی است و از جانب [[خدا]] به این سمت اختصاص یافته، «[[امام]]» نامیده می‌شود، چنان که کسی که حامل [[روح]] [[وحی]] و [[نبوت]] و متصدی اخذ و دریافت احکام و [[شرایع آسمانی]] از جانب [[خدا]]ست «[[نبی]]» نام دارد و ممکن است [[نبوت]] و [[امامت]] در یک جا جمع شوند و ممکن است از هم جدا باشند<ref>تعالیم اسلام، ص ۱۵۰؛ شیعه در اسلام (طبع قدیم)، ص ۱۸۹.</ref>.
پس در هر حال، وجود امامی لازم است که [[معارف]] و [[قوانین]] حقیقی [[دین خدا]] پیش او محفوظ بماند و هر وقت [[مردم]] استعداد پیدا کردند، بتوانند از [[راهنمایی]] وی استفاده نمایند<ref>از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه {{متن قرآن|فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ}}، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>


== اثبات عصمت امام ==
== اثبات عصمت امام ==
خط ۲۲: خط ۲۷:


به صورت خلاصه می‌توان گفت: [[امام]] [[حافظ شریعت]] است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد. صغرای [[قیاس]] روشن است و محتاج بیان نیست. ولی کبرا نیاز به شرح مختصری دارد. اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] در [[بینش]] و نظر و یا [[خطاکاری]] در عمل باشد، لازم می‌آید کم‌کم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمی‌کشد که آنچه از شریعت باقی می‌ماند با [[حقیقت]] آسمانی آن از [[زمین]] تا [[آسمان]] فاصله می‌یابد و دیگر شریعتی باقی نمانده است، پس باید متولّی و [[حافظ]] و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد، تا هم در [[فهم]] و [[ابلاغ]] و شرح حقیقت شریعت اشتباه نکند و هم در [[اجرا]] و عمل و پیاده کردن آن از [[انحراف]] مبرّا باشد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۳۹.</ref>.
به صورت خلاصه می‌توان گفت: [[امام]] [[حافظ شریعت]] است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد. صغرای [[قیاس]] روشن است و محتاج بیان نیست. ولی کبرا نیاز به شرح مختصری دارد. اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] در [[بینش]] و نظر و یا [[خطاکاری]] در عمل باشد، لازم می‌آید کم‌کم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمی‌کشد که آنچه از شریعت باقی می‌ماند با [[حقیقت]] آسمانی آن از [[زمین]] تا [[آسمان]] فاصله می‌یابد و دیگر شریعتی باقی نمانده است، پس باید متولّی و [[حافظ]] و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد، تا هم در [[فهم]] و [[ابلاغ]] و شرح حقیقت شریعت اشتباه نکند و هم در [[اجرا]] و عمل و پیاده کردن آن از [[انحراف]] مبرّا باشد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۳۹.</ref>.
== اشکال و پاسخ ==
اشکال از [[قاضی عبدالجبار]]: [[احکام شریعت]] از طریق [[نقل]] [[متواتر]]، به دیگران خواهد رسید و [[انکار]] [[حفظ]] و [[نقل شریعت]] از طریق [[تواتر]]، مستلزم خدشه در طریق تواتر است که [[دعوی نبوت]] توسط [[پیامبر اکرم]] را زیر سؤال می‌برد.
'''پاسخ:''' [[معارف]] و [[احکام]] بسیاری از طریق تواتر [[اثبات]] شده ولی آیا همه احکام شریعت، از طریق تواتر بیان شده است.
'''اشکال:''' در عصر [[غیبت امام]] [[معصوم]]{{ع}}، [[مردم]] چگونه از احکام شریعت [[آگاه]] می‌شوند؟ اگر بگوئیم افراد معذورند پس قبل از [[غیبت]] هم معذور بوده‌اند و اگر بگوئیم از طریق [[اجتهاد]] و [[خبر واحد]] به احکام می‌رسند پس قبل از غیبت نیز چنین راهی وجود داشته است.
'''پاسخ:''' در [[عصر حضور]] تفاصیل احکام شریعت، توسط [[ائمه]]{{عم}} بیان شده، ولی معروف است که [[ابو حنیفه]] تنها هفده [[حدیث نبوی]] را معتبر می‌دانسته است. گذشته از این، غیبت امام معصوم{{ع}} به خاطر عدم [[آمادگی مردم]] است<ref>ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۵ - ۲۳۷.</ref>.
'''اشکال:''' [[حفاظت]] و [[مراقبت]] از [[دین]] وابسته به [[امام]] به تنهایی نیست بلکه [[قرآن]] و [[سنت]] و [[اجماع امت]] و [[اجتهاد]] صحیح [[امام]] است که مجموعاً این مهم را فراهم می‌‌آورد و اگر [[امام]] دچار [[خطا]] و اشتباه شود با [[تذکر]] دیگر [[عالمان]] و [[مجتهدان]] [[دینی]] قابل جبران است. علاوه بر اینکه با اشتباه [[امام]] و غیر او، [[شریعت]] در جای خود محفوظ است و بر آن لطمه‌ای وارد نمی‌گردد<ref>ر.ک: شرح تجرید العقائد قوشجی، ص ۳۶۷.</ref>.
'''پاسخ:'''
#اولاً امور مذکور بدون [[وجود امام]] [[معصوم]] نمی‌تواند [[مانع]] از [[انحراف در دین]] شوند، زیرا؛ [[مسلمانان]] اتفاق دارند که [[قرآن]] به تنهایی نمی‌تواند [[حافظ دین]] باشد و [[تفسیر]] و استقبال از [[قرآن]]، متفاوت است و برداشت صحیح و قابل [[اطمینان]] در [[احکام]] و [[معارف]] مورد [[نیاز]] از [[قرآن]] برای غیر [[معصوم]] مقدور نیست<ref>ر.ک: الحاشیه علی الهیات شرح الجدید، ص ۲۰۲ و امامت در بینش اسلامی، ص ۲۳۵.</ref>. این مشکل در [[سنت]] هم باقی است یعنی تمام [[سنت]] به صورتی که قابل [[اعتماد]] باشد و موجب برطرف شدن تحیر و سرگردانی شود در دسترس همه قرار ندارد و [[اجماع]] هم بدون [[کشف]] از رای [[معصوم]] قابل [[اطمینان]] نخواهد بود.
#ثانیاً: سایر [[مجتهدان]] نیز مانند [[امام]] غیر [[معصوم]] با اجتهادات و آراء ظنی نمی‌توانند [[امت]] را به نحو [[شایسته]] [[هدایت]] کنند. با نگاه عمیق و ژرف به [[حقیقت امامت]] و [[هدایت الهی]]، سخن از [[اجتهاد]] و برداشت‌های سطحی و احتمالی از منابع [[دین]] برای پاسخ به سوالات در [[معارف]] و [[احکام]] جایی ندارد.
#ثالثاً: هر چند [[معارف]] و [[احکام دین]] ثبوتاً و در واقع از هر گونه صدمه و خدشه در [[امان]] است اما [[ضرورت]] [[عصمت امام]] مربوط به [[تبیین احکام]] و [[معارف]] [[دین]] در [[مقام]] اثبات و [[هدایت]] [[جامعه]] به [[دین]] [[ناب]] و [[خالص]] بدون شائبه [[انحراف]] و کج فهمی است. بنابراین اگر [[امام]] و [[پیشوای امت]] [[معصوم]] نباشد در [[دین]] [[نقص]] وارد می‌‌شود<ref>یعنی شریعت در واقع و نفس الامر از هر عیب و نقصی محفوظ است و اختلاف در آراء و نظرات مجتهدان تأثیری بر دین و شریعت در مقام واقع نمی‌گذارد و ممکن است نظر برخی از مجتهدان با واقع شریعت منطبق باشد و برخی دیگر منطبق نباشد. به بیان دیگر این اشکال ناشی از خلط بین مقام واقع و ثبوت با مقام اثبات است.</ref>.
#رابعاً: برداشت‌ها و تفسیرهای متفاوت [[مجتهدان]] خود نیز [[نیازمند]] شاخص معتبر و مرجعی برای [[حل اختلافات]] [[علمی]] است تا [[فصل الخطاب]] آراء و نظرات متفاوت قرار گیرد و آن عبارت است از [[امام]] [[معصوم]]<ref>ر.ک: وحی و نبوت، ص۴۰-۴۴ و خاتمیت، ص ۲۷-۶۰.</ref>.


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش