جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب') |
||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
در اینجا نظرهای مرحوم شیخ بهاء الدین عاملی را برای تکمیل بحث "صلح" و بیان شرایط آن عین میآوریم. شیخ میگوید: "بدان که هر گاه امام [[مصلحت]] را در صلح با کفّار ببیند و ترک [[جنگ]] با ایشان را [[صلاح]] داند، جایز است که با ایشان صلح کند و باید صلح کمتر از یک سال نباشد و اگر مسلمانان بسیار [[ضعیف]] باشند، تا دهسال نیز جایز داشتهاند و اصح آن است که آن مقدار زمانی که امام مصلحت بداند، صلح جایز است و اگر در صلح محتاج به دادن چیزی باشد آیا دادن آن [[واجب]] است یا نه؟ بین [[مجتهدان]] [[اختلاف]] است؛ قول اقرب آن است که واجب نیست و متولّی [[عقد]] صلح، غیر از امام و [[نایب]] او کس دیگر نمیتواند باشد؛ یعنی همچنان که هریک از مسلمانان جایز بود که هریک از [[کافران]] را [[امان]] دهد، صلح آنچنان نیست و هرگاه امام با کفّار صلح کند بر او واجب است که ایشان و [[اموال]] ایشان را نگاه دارد ([[حفاظت]] کند) و هر شرط مشروعی که در صلح واقع شود به آن [[وفا]] کند و اگر امام بعد از صلح با کفّار بمیرد، بر امامی که بعد از اوست لازم است که به شرط او وفا نماید و هرگاه کافران کاری کنند که منافی صلح باشد، صلح [[باطل]] میشود. | در اینجا نظرهای مرحوم شیخ بهاء الدین عاملی را برای تکمیل بحث "صلح" و بیان شرایط آن عین میآوریم. شیخ میگوید: "بدان که هر گاه امام [[مصلحت]] را در صلح با کفّار ببیند و ترک [[جنگ]] با ایشان را [[صلاح]] داند، جایز است که با ایشان صلح کند و باید صلح کمتر از یک سال نباشد و اگر مسلمانان بسیار [[ضعیف]] باشند، تا دهسال نیز جایز داشتهاند و اصح آن است که آن مقدار زمانی که امام مصلحت بداند، صلح جایز است و اگر در صلح محتاج به دادن چیزی باشد آیا دادن آن [[واجب]] است یا نه؟ بین [[مجتهدان]] [[اختلاف]] است؛ قول اقرب آن است که واجب نیست و متولّی [[عقد]] صلح، غیر از امام و [[نایب]] او کس دیگر نمیتواند باشد؛ یعنی همچنان که هریک از مسلمانان جایز بود که هریک از [[کافران]] را [[امان]] دهد، صلح آنچنان نیست و هرگاه امام با کفّار صلح کند بر او واجب است که ایشان و [[اموال]] ایشان را نگاه دارد ([[حفاظت]] کند) و هر شرط مشروعی که در صلح واقع شود به آن [[وفا]] کند و اگر امام بعد از صلح با کفّار بمیرد، بر امامی که بعد از اوست لازم است که به شرط او وفا نماید و هرگاه کافران کاری کنند که منافی صلح باشد، صلح [[باطل]] میشود. | ||
همچنین هرگاه بعضی از ایشان کاری کنند که منافی صلح باشد و [[جماعت]] دیگر بر صلح باقی باشند، صلح نسبت به جماعت اول باطل است و هرگاه بر امام ظاهر شود که کفّار، صلح را بر هم خواهند زد، یا از ایشان خیانتی ظاهر خواهد شد. جایز است که صلح را برطرف کند، به شرطی که مجرد [[گمان]] نباشد، بلکه [[ظن]] او | همچنین هرگاه بعضی از ایشان کاری کنند که منافی صلح باشد و [[جماعت]] دیگر بر صلح باقی باشند، صلح نسبت به جماعت اول باطل است و هرگاه بر امام ظاهر شود که کفّار، صلح را بر هم خواهند زد، یا از ایشان خیانتی ظاهر خواهد شد. جایز است که صلح را برطرف کند، به شرطی که مجرد [[گمان]] نباشد، بلکه [[ظن]] او غالب باشد. | ||
و هرگاه بین کفّاری که [[امام]] با ایشان [[صلح]] کرده باشد نزاعی واقع شود و دعوای خود را به امام [[مسلمانان]]) رفع نمایند، لازم است بر امام به طریق [[اسلام]] بین ایشان [[حکم]] کند و اگر جهودان و [[نصارا]] دعوای خود را به امام رفع (مراجعه) نمایند، مخیّر است که بین ایشان به طریق اسلام حکم کند یا از ایشان [[اعراض]] نماید و جواب ایشان را ندهد"<ref>جامع عباسی، ص۱۵۸.</ref>. | و هرگاه بین کفّاری که [[امام]] با ایشان [[صلح]] کرده باشد نزاعی واقع شود و دعوای خود را به امام [[مسلمانان]]) رفع نمایند، لازم است بر امام به طریق [[اسلام]] بین ایشان [[حکم]] کند و اگر جهودان و [[نصارا]] دعوای خود را به امام رفع (مراجعه) نمایند، مخیّر است که بین ایشان به طریق اسلام حکم کند یا از ایشان [[اعراض]] نماید و جواب ایشان را ندهد"<ref>جامع عباسی، ص۱۵۸.</ref>. | ||