جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب') |
||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
در اواخر [[حکومت]] این سلطان، رابطه خلیفه با او بسیار تیره شد، تا اینکه سلطان [[تصمیم]] گرفت او را از بغداد براند و پایتخت [[خلافت]] را به [[اصفهان]] منتقل کند و زمینه را برای تعیین پسر دختر خلیفه آماده کند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۱۲۵ - ۱۲۶.</ref>، اما [[سرنوشت]] در [[انتظار]] سلطان بود و خلیفه از [[شر]] برکناری او در [[امان]] ماند<ref>ابن عمرانی، محمد بن علی بن محمد، الانباء في تاریخ الخلفاء، ص۱۷۰؛ ابنخلکان، وفیات الاعیان، ج۵، ص۲۸۸ - ۲۸۹.</ref>. | در اواخر [[حکومت]] این سلطان، رابطه خلیفه با او بسیار تیره شد، تا اینکه سلطان [[تصمیم]] گرفت او را از بغداد براند و پایتخت [[خلافت]] را به [[اصفهان]] منتقل کند و زمینه را برای تعیین پسر دختر خلیفه آماده کند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۱۲۵ - ۱۲۶.</ref>، اما [[سرنوشت]] در [[انتظار]] سلطان بود و خلیفه از [[شر]] برکناری او در [[امان]] ماند<ref>ابن عمرانی، محمد بن علی بن محمد، الانباء في تاریخ الخلفاء، ص۱۷۰؛ ابنخلکان، وفیات الاعیان، ج۵، ص۲۸۸ - ۲۸۹.</ref>. | ||
حکومت سلجوقیان بزرگ بعد از [[مرگ]] ملکشاه در سال ۴۸۵ ق./ ۱۰۹۲ م. به علت درگیریهایی که میان فرزندانش رخ داد، تقسیم و [[ضعیف]] شد<ref>استقلال سلطان محمود بن ملکشاه در حکومت عراق. از نتایج این اختلافات بود و به این وسیله حکومت سلاجقه عراق تأسیس شد و از حکومت سلاجقه بزرگ که در خراسان و ایران حکومت میکرد، جدا گردید.</ref>. این مسأله بر اوضاع [[خلافت عباسی]] - که بر اساس میل و منفعتش برای [[رهایی]] از محاصره سلجوقیان [[رفتار]] میکرد - اثر گذاشت؛ از این رو گاهی در این [[درگیریها]] موضع تماشاگر را به خود میگرفت؛ در حالی که گاهی ترجیح میداد میان مراکز نیرو، یکی را به رسمیت بشناسد و گاهی در آن واحد [[[حکومتی]]] را به بیش از یک نفر میداد، یا در تلاش برای [[سرکوب]] سلاجقه به دست هم، آن را به عنصر | حکومت سلجوقیان بزرگ بعد از [[مرگ]] ملکشاه در سال ۴۸۵ ق./ ۱۰۹۲ م. به علت درگیریهایی که میان فرزندانش رخ داد، تقسیم و [[ضعیف]] شد<ref>استقلال سلطان محمود بن ملکشاه در حکومت عراق. از نتایج این اختلافات بود و به این وسیله حکومت سلاجقه عراق تأسیس شد و از حکومت سلاجقه بزرگ که در خراسان و ایران حکومت میکرد، جدا گردید.</ref>. این مسأله بر اوضاع [[خلافت عباسی]] - که بر اساس میل و منفعتش برای [[رهایی]] از محاصره سلجوقیان [[رفتار]] میکرد - اثر گذاشت؛ از این رو گاهی در این [[درگیریها]] موضع تماشاگر را به خود میگرفت؛ در حالی که گاهی ترجیح میداد میان مراکز نیرو، یکی را به رسمیت بشناسد و گاهی در آن واحد [[[حکومتی]]] را به بیش از یک نفر میداد، یا در تلاش برای [[سرکوب]] سلاجقه به دست هم، آن را به عنصر غالب میداد. | ||
خلیفه مُسترشد و خلفای بعد از او از این [[فرصت]] استفاده و برای بازگرداندن قدرتهای خلافت کوشیدند<ref>Arnold. The caliphate: P. ۸۰.. </ref>. دوربودن سلاجقه بزرگ از بغداد به آنان کمک کرد، به گونهای که خلیفه از تأثیر [[نفوذ]] مستقیم سلطان سلجوقی دور ماند. وی در این راه گامهایی برداشت، اما در پایان، خود [[قربانی]] این تلاش شد<ref>خلیفه مسترشد کو شید از درگیری میان سلطان طغرل بن محمد و برادرش سلطان مسعود بهره برداری کند. در این باره، ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۳۴۵ – ۳۴۹.</ref>، سپس [[خلیفه]] مقتفی در سالهای آخر حکومتش با بهرهبرداری از اوضاع [[سیاسی]] - که به ضرر سلاجقه جریان داشت- بخش مهمی از هدفی را که مسترشد در رسیدن به آن ناکام شده بود، [[جامه]] عمل پوشاند. | خلیفه مُسترشد و خلفای بعد از او از این [[فرصت]] استفاده و برای بازگرداندن قدرتهای خلافت کوشیدند<ref>Arnold. The caliphate: P. ۸۰.. </ref>. دوربودن سلاجقه بزرگ از بغداد به آنان کمک کرد، به گونهای که خلیفه از تأثیر [[نفوذ]] مستقیم سلطان سلجوقی دور ماند. وی در این راه گامهایی برداشت، اما در پایان، خود [[قربانی]] این تلاش شد<ref>خلیفه مسترشد کو شید از درگیری میان سلطان طغرل بن محمد و برادرش سلطان مسعود بهره برداری کند. در این باره، ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۳۴۵ – ۳۴۹.</ref>، سپس [[خلیفه]] مقتفی در سالهای آخر حکومتش با بهرهبرداری از اوضاع [[سیاسی]] - که به ضرر سلاجقه جریان داشت- بخش مهمی از هدفی را که مسترشد در رسیدن به آن ناکام شده بود، [[جامه]] عمل پوشاند. | ||