بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{خرد}} | {{خرد}} | ||
{{ | {{نبوت}} | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[وحی]]''' است. "'''انکار وحی'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[وحی]]''' است. "'''انکار وحی'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
==منشأ انکار وحی== | ==منشأ انکار وحی== | ||
# '''کفر و شرک:''' یکی از مهمترین علتهای انکار وحی، کفر و شرک نسبت به خداوند و [[پیامبران]] است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۷۹.</ref>. | # '''کفر و شرک:''' یکی از مهمترین علتهای انکار وحی، کفر و شرک نسبت به خداوند و [[پیامبران]] است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۷۹.</ref>. | ||
# '''شناخت نادرست خداوند:''' اگر منکران وحی، شناختی کامل نسبت به هستی داشتند، درمییافتند که آفریدگار عالم ادارهکننده و تأمینکننده تمام نیازهای مخلوقات است و از لوازم تدبیر و مقصد رسان انسان، وحی و [[شریعت]] است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]]: "در حقیقت منکران وحی، خدا را از مقام ربوبیت که به جمیع شئون بندگان عنایت دارد، خارج کردهاند" <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۴ و ۶۵.</ref>. | # '''شناخت نادرست خداوند:''' اگر منکران وحی، شناختی کامل نسبت به هستی داشتند، درمییافتند که آفریدگار عالم ادارهکننده و تأمینکننده تمام نیازهای مخلوقات است و از لوازم تدبیر و مقصد رسان انسان، [[وحی]] و [[شریعت]] است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]]: "در حقیقت منکران وحی، خدا را از مقام ربوبیت که به جمیع شئون بندگان عنایت دارد، خارج کردهاند" <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۴ و ۶۵.</ref>. | ||
# '''روحیه استکباری و اخلاق مادی:''' پایبندی و دلبستگی به طبیعت و مادیات، چنان در جان عدهای ریشه دوانده، که حقایق را در پرتو این معیار ارزیابی میکنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظيمٍ}}﴾}}. در المیزان چنین آمده است: مقصود منکران از عظمت –بهطوریکه از سیاق برمیآید- عظمت از حیث مال و جاه است و به نظرشان [[رسالت]]، چنین شرافتی دارد و [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] مردی فقیر است که مناسب چنین مقام شریفی نیست. و همین اخلاق مادی و روحیه استکباری سبب میشد تا همهچیز، حتی وحی را، در اختیار زورمندان و سرمایهداران بدانند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۵ و ۶۶.</ref>. | # '''روحیه استکباری و اخلاق مادی:''' پایبندی و دلبستگی به طبیعت و مادیات، چنان در جان عدهای ریشه دوانده، که حقایق را در پرتو این معیار ارزیابی میکنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظيمٍ}}﴾}}. در المیزان چنین آمده است: مقصود منکران از عظمت –بهطوریکه از سیاق برمیآید- عظمت از حیث مال و جاه است و به نظرشان [[رسالت]]، چنین شرافتی دارد و [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] مردی فقیر است که مناسب چنین مقام شریفی نیست. و همین اخلاق مادی و روحیه استکباری سبب میشد تا همهچیز، حتی وحی را، در اختیار زورمندان و سرمایهداران بدانند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۵ و ۶۶.</ref>. | ||
# '''ندانستن حقیقت انسان:''' منکران، منابع شناخت انسان را منحصر در حس و عقل میدانستند و آنچه را خارج از تجربه عقل بوده انکار میکردند؛ مانند وحی که فراتر از حس و عقل بشر است. تا جایی که درخواست رؤیت خدا را نمودند یعنی میخواستند که خداوند نیز در محدوده حس و عقل آنها بیاید <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۷.</ref>. | # '''ندانستن حقیقت انسان:''' منکران، منابع شناخت انسان را منحصر در حس و عقل میدانستند و آنچه را خارج از تجربه عقل بوده انکار میکردند؛ مانند وحی که فراتر از حس و عقل بشر است. تا جایی که درخواست رؤیت خدا را نمودند یعنی میخواستند که خداوند نیز در محدوده حس و عقل آنها بیاید <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۷.</ref>. | ||
==گروه های منکر وحی== | ==گروه های منکر [[وحی]]== | ||
===عقلگرایان=== | ===نخست: عقلگرایان=== | ||
* این گروه پیروی هر انسان از مانند خود را گناه بزرگی میدانستند و معتقد بودند اگر وحی ممکن باشد باید همه انسانها از این دارای ویژه برخوردار شوند. پس عدم ارتباط ما، دلیل بر عدم امکان وحی است. [[علامه طباطبائی]] در ذیل آیه ۳ سوره انبیاء {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} مینویسد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>: منکران نسبت به [[پیامبر]] گفتند: او در هیچچیز از لوازم بشریت، از شما جدا نیست... پس اگر آنچه ادعا میکند که به [[غیب]] اتصال دارد حق باشد، باید شما هم همان را داشته باشید چون شما هم مانند او بشر هستید و چون شما خبری از غیب ندارید پس او هم مثل شماست و خبری ندارد. این استدلال مبتنی است بر این قاعده علمی: {{عربی|اندازه=150%|"حکم الامثال فیما یجوز و ما لا یجوز واحد"}}. از همینرو منکران وحی همواره همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر را مطرح میکردند تا از آن بر علیه [[رسولان|رسولان الهی]] استفاده کنند. این استدلال را بیشتر معاصران پیامبران آوردهاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُريدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ}}﴾}}. | * این گروه پیروی هر انسان از مانند خود را گناه بزرگی میدانستند و معتقد بودند اگر وحی ممکن باشد باید همه انسانها از این دارای ویژه برخوردار شوند. پس عدم ارتباط ما، دلیل بر عدم امکان وحی است. [[علامه طباطبائی]] در ذیل آیه ۳ سوره انبیاء {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} مینویسد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>: منکران نسبت به [[پیامبر]] گفتند: او در هیچچیز از لوازم بشریت، از شما جدا نیست... پس اگر آنچه ادعا میکند که به [[غیب]] اتصال دارد حق باشد، باید شما هم همان را داشته باشید چون شما هم مانند او بشر هستید و چون شما خبری از غیب ندارید پس او هم مثل شماست و خبری ندارد. این استدلال مبتنی است بر این قاعده علمی: {{عربی|اندازه=150%|"حکم الامثال فیما یجوز و ما لا یجوز واحد"}}. از همینرو منکران وحی همواره همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر را مطرح میکردند تا از آن بر علیه [[رسولان|رسولان الهی]] استفاده کنند. این استدلال را بیشتر معاصران پیامبران آوردهاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُريدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ}}﴾}}. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
::پس هرکسی شایستگی [[رسالت]] و [[نبوت]] را ندارد و ازجمله ویژگیهای [[پیامبران]]، [[عصمت]] است و همچنین پیامبران فرمودند: {{عربی|اندازه=150%|"وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ وَ يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِيعِ عُقُولِ أُمَّتِه"}}. خلاصه اینکه، دیدگاه تساوی کامل انسانها در فضیلتها، پذیرفتنی نیست. برای ارتباط با عالم ملکوت نیاز به تهذیب نفس است و درجات کمال بالای انسانی بهتنهایی، سبب و منشأ پیدایش وحی نمیشود. چون وحی فقط از سوی خداوند است و [[نبوت]]، به انتخاب الهی نیاز دارد و کمالات انسانی، فقط قابلیت وحی را ایجاد میکنند. [[عبدالله جوادی آملی|آیت الله جوادی آملی]] نیز در تفسیر موضوعی "وحی و نبوت" صفحه ۵۳ به این مطلب اشاره دارند. | ::پس هرکسی شایستگی [[رسالت]] و [[نبوت]] را ندارد و ازجمله ویژگیهای [[پیامبران]]، [[عصمت]] است و همچنین پیامبران فرمودند: {{عربی|اندازه=150%|"وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ وَ يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِيعِ عُقُولِ أُمَّتِه"}}. خلاصه اینکه، دیدگاه تساوی کامل انسانها در فضیلتها، پذیرفتنی نیست. برای ارتباط با عالم ملکوت نیاز به تهذیب نفس است و درجات کمال بالای انسانی بهتنهایی، سبب و منشأ پیدایش وحی نمیشود. چون وحی فقط از سوی خداوند است و [[نبوت]]، به انتخاب الهی نیاز دارد و کمالات انسانی، فقط قابلیت وحی را ایجاد میکنند. [[عبدالله جوادی آملی|آیت الله جوادی آملی]] نیز در تفسیر موضوعی "وحی و نبوت" صفحه ۵۳ به این مطلب اشاره دارند. | ||
===مشرکان و مخالفان [[پیامبران]]=== | ===دوم: مشرکان و مخالفان [[پیامبران]]=== | ||
* آنها تصور میکردند ارتباط وحیانی با پروردگار، با بشر بودن، سازش ندارد و انسان خاکی با مبدأ اعلی سنخیت ندارد. پس [[پیامبر]] باید از جنس [[فرشته]] باشد نه بشر: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الأَوَّلِينَ}}﴾}} <ref> سوره مؤمنون؛ آیه: ۲۴. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره انبیاء؛ آیه: ۳. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره فصلت؛ آیه: ۱۴. </ref> <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>. | * آنها تصور میکردند ارتباط وحیانی با پروردگار، با بشر بودن، سازش ندارد و انسان خاکی با مبدأ اعلی سنخیت ندارد. پس [[پیامبر]] باید از جنس [[فرشته]] باشد نه بشر: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الأَوَّلِينَ}}﴾}} <ref> سوره مؤمنون؛ آیه: ۲۴. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره انبیاء؛ آیه: ۳. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره فصلت؛ آیه: ۱۴. </ref> <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>. | ||
* معاندان و منکران وحی، انسان را یک موجود مادی میدیدند که نمیتواند با مبدأ اعلی و فوق ماده، ارتباط پیدا کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشي فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذيراً}}﴾}} [[علامه طباطبائی]] در ذیل این آیه علت توسل و عبادت [[ملائکه]] را همین عدم سنخیت انسان با عالم بالا میداند. یعنی منکران وحی معتقدند اگر رسالتی وجود داشته باشد ملائکه هستند که میتوانند [[رسول]] باشند. منکرین وحی میگویند: چرا [[پیغمبر]] یک باغ یا گنجی ندارد یعنی ادعای [[رسالت]] ایجاب میکند شخص رسول مثل ما مردم نباشد؛ بلکه باید پیامبر یا [[فرشته|فرشته الهی]] باشد یا دستکم فرشتهای همراه او باشد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۵۳-۵۵.</ref>. | * معاندان و منکران وحی، انسان را یک موجود مادی میدیدند که نمیتواند با مبدأ اعلی و فوق ماده، ارتباط پیدا کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشي فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذيراً}}﴾}} [[علامه طباطبائی]] در ذیل این آیه علت توسل و عبادت [[ملائکه]] را همین عدم سنخیت انسان با عالم بالا میداند. یعنی منکران وحی معتقدند اگر رسالتی وجود داشته باشد ملائکه هستند که میتوانند [[رسول]] باشند. منکرین وحی میگویند: چرا [[پیغمبر]] یک باغ یا گنجی ندارد یعنی ادعای [[رسالت]] ایجاب میکند شخص رسول مثل ما مردم نباشد؛ بلکه باید پیامبر یا [[فرشته|فرشته الهی]] باشد یا دستکم فرشتهای همراه او باشد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۵۳-۵۵.</ref>. | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
# '''فلسفه عدم ملائک برای آحاد بشر:''' باید به این نکته توجه کنیم که اصل این موضوع که وحی از ناحیه خداوند برای بشر توسط ملائکه صورت میگیرد، یک امر پذیرفتهشده بلکه ضروری است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولاً}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]]: اگر اهل زمین، [[ملائکه]] باشند و آنها در روی زمین زندگی کنند بازهم ملائک آسمانی برای آنها وحی را خواهند آورد و این خصوصیت و ویژگی زندگی زمینی و مادی است که وحی آسمانی توسط ملائکه آسمانی، حتی اگر ملائک باشند، نازل شود. چرا نزول ملائک برای همه افراد بشر صورت نمیگیرد؟ چون وحی الهی اختصاص به [[پیامبران|پیامبران الهی]] دار، نزول ملائک آسمانی نیز اختصاص به آنها دارد و سنت الهی چنین است که انسانها فقط در زمان مرگ [[فرشته]] را مشاهده کنند. بعضی از علما نزول ملائک برای عامه مردم را زمانی میسر میدانند که از این دنیا به سرای دیگر منتقل شوند. اما تعداد دیگری از علما، نزول ملائک را [[معجزه]] بزرگی میدانند که سبب هلاکت کافران خواهد شد و چون خداوند میداند که آنها ایمان نمیآورند لذا این را بیان میکند. [[علامه طباطبائی]]: اگر خداوند، [[ملائکه]] را برای همه نازل کند، این معجزه الهی خواهد بود و از آثار و خواصش، هلاکت و انقراض کافران است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۰-۶۴.</ref>. | # '''فلسفه عدم ملائک برای آحاد بشر:''' باید به این نکته توجه کنیم که اصل این موضوع که وحی از ناحیه خداوند برای بشر توسط ملائکه صورت میگیرد، یک امر پذیرفتهشده بلکه ضروری است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولاً}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]]: اگر اهل زمین، [[ملائکه]] باشند و آنها در روی زمین زندگی کنند بازهم ملائک آسمانی برای آنها وحی را خواهند آورد و این خصوصیت و ویژگی زندگی زمینی و مادی است که وحی آسمانی توسط ملائکه آسمانی، حتی اگر ملائک باشند، نازل شود. چرا نزول ملائک برای همه افراد بشر صورت نمیگیرد؟ چون وحی الهی اختصاص به [[پیامبران|پیامبران الهی]] دار، نزول ملائک آسمانی نیز اختصاص به آنها دارد و سنت الهی چنین است که انسانها فقط در زمان مرگ [[فرشته]] را مشاهده کنند. بعضی از علما نزول ملائک برای عامه مردم را زمانی میسر میدانند که از این دنیا به سرای دیگر منتقل شوند. اما تعداد دیگری از علما، نزول ملائک را [[معجزه]] بزرگی میدانند که سبب هلاکت کافران خواهد شد و چون خداوند میداند که آنها ایمان نمیآورند لذا این را بیان میکند. [[علامه طباطبائی]]: اگر خداوند، [[ملائکه]] را برای همه نازل کند، این معجزه الهی خواهد بود و از آثار و خواصش، هلاکت و انقراض کافران است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۰-۶۴.</ref>. | ||
===تجربهگرایان=== | ===سوم: تجربهگرایان=== | ||
طرفداران علوم تجربی ادعا میکنند که هرآن چه در قالب تجربه نگنجد پذیرفتنی نیست فرید وجدی: "دانش تجربهگرایی، با اندیشه شکگرایی و مادیگرایی وحی را نوعی خرافه قدیمی میداند". این اندیشه مطرح شد که وحی، بافته و ساخته [[پیامبران]] است تا بر مردم مسلط شوند. تجربهگرایان، منابع شناخت را منحصر در حس و عقل میدانند و آنچه را که خارج از این محدوده باشد، انکار میکنند؛ چون پدیده وحی، ماورای حس و عقل بشری است. این انحصار به جایی رسید که درخواست رؤیت خدا را نمودند؛ یعنی میخواستند که خداوند نیز در محدوده حس و عقل آنها بیاید <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۶؛ [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۶۷.</ref>. این دیدگاه مبتنی بر ناتوانایی بشر بر ارتباط وحیانی است، اما شواهد فراوانی ثابت میکند که انسان دو ساحت دارد: که یکی مربوط به عالم تجرد است و انسان بهوسیله آن با عالم ملکوت مرتبط میگردد. | * طرفداران علوم تجربی ادعا میکنند که هرآن چه در قالب تجربه نگنجد پذیرفتنی نیست فرید وجدی: "دانش تجربهگرایی، با اندیشه شکگرایی و مادیگرایی وحی را نوعی خرافه قدیمی میداند". این اندیشه مطرح شد که وحی، بافته و ساخته [[پیامبران]] است تا بر مردم مسلط شوند. تجربهگرایان، منابع شناخت را منحصر در حس و عقل میدانند و آنچه را که خارج از این محدوده باشد، انکار میکنند؛ چون پدیده وحی، ماورای حس و عقل بشری است. این انحصار به جایی رسید که درخواست رؤیت خدا را نمودند؛ یعنی میخواستند که خداوند نیز در محدوده حس و عقل آنها بیاید <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۶؛ [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۶۷.</ref>. این دیدگاه مبتنی بر ناتوانایی بشر بر ارتباط وحیانی است، اما شواهد فراوانی ثابت میکند که انسان دو ساحت دارد: که یکی مربوط به عالم تجرد است و انسان بهوسیله آن با عالم ملکوت مرتبط میگردد. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||