جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == ==' به '==') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
##کسی که [[حق]] بر اوست {{عربی|مَنْ عَلَيْهِ الْحَقّ}}؛ | ##کسی که [[حق]] بر اوست {{عربی|مَنْ عَلَيْهِ الْحَقّ}}؛ | ||
##آنچه متعلق [[حق]] است<ref>ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، حقوق و سیاست در قرآن، ص۲۷.۲۵.</ref>. | ##آنچه متعلق [[حق]] است<ref>ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، حقوق و سیاست در قرآن، ص۲۷.۲۵.</ref>. | ||
#[[حق]] عبارت از [[قدرت]]، [[امتیاز]]، [[سلطه]] یا خواستههای پیوسته و جدا ناشدنی که [[قانون]] برای شخص میشناسد یا حق، سودی (منفعتی) است که دارای [[ارزش]] [[مالی]] است و [[قانون]] از آن [[پشتیبانی]] میکند<ref>جواد ورعی، حقوق و وظایف شهروندان و دولتمردان، ص۲۸.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۳۰- ۳۱.</ref> | # [[حق]] عبارت از [[قدرت]]، [[امتیاز]]، [[سلطه]] یا خواستههای پیوسته و جدا ناشدنی که [[قانون]] برای شخص میشناسد یا حق، سودی (منفعتی) است که دارای [[ارزش]] [[مالی]] است و [[قانون]] از آن [[پشتیبانی]] میکند<ref>جواد ورعی، حقوق و وظایف شهروندان و دولتمردان، ص۲۸.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۳۰- ۳۱.</ref> | ||
حق، امتیازی است که [[قواعد]] [[حقوقی]] برای تنظیم [[روابط]] اشخاص به سود پارهای از آنان در برابر دیگران ایجاد میکند<ref>ناصر کاتوزیان، مقدمه علم حقوق و مطالعه نظام حقوقی در ایران، ص۲۴.</ref>. حق، [[اقتدار]]، [[سلطه]] و امتیازی است که برای اشخاص یا شخص، اعتبار شده و دیگران [[مکلف]] به رعایت آن هستند<ref>جلال الدین مدنی، مبانی و کلیات علم حقوق، ص۲۵.</ref>. به بیان رساتر حق چیزی است که به نفع فرد و بر عهده دیگران و تکلیف چیزی است که بر عهده فرد و به نفع دیگران باشد؛ حق، برای فرد محق و مستحق و تکلیف، برای فرد مکلف است؛ [[تکلیف]] فتوا بردار است، اما [[حق]] چنین نیست<ref>عبدالله جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، ص۳۵.</ref>. یکی از معانی حق، سلطه و امتیاز است، در واقع با به کار بردن حق ما در پی [[اثبات]] احاطه و [[برتری]] فردی بر امری یا شخصی دیگر است، اینکه گفته میشود فلانی حق دارد یا مالک [[حق تصرف]] بر [[ملک]] خود دارد، این به معنای نوعی برتری و [[تسلط]] آن شخص نسبت به دیگران است، وقتی که میگوییم [[آزادی]] حق است، یعنی [[انسان]] امتیاز و سلطهای دارد که دیگران حق سلب آن را ندارند، مثل حق [[تعیین سرنوشت]]. | حق، امتیازی است که [[قواعد]] [[حقوقی]] برای تنظیم [[روابط]] اشخاص به سود پارهای از آنان در برابر دیگران ایجاد میکند<ref>ناصر کاتوزیان، مقدمه علم حقوق و مطالعه نظام حقوقی در ایران، ص۲۴.</ref>. حق، [[اقتدار]]، [[سلطه]] و امتیازی است که برای اشخاص یا شخص، اعتبار شده و دیگران [[مکلف]] به رعایت آن هستند<ref>جلال الدین مدنی، مبانی و کلیات علم حقوق، ص۲۵.</ref>. به بیان رساتر حق چیزی است که به نفع فرد و بر عهده دیگران و تکلیف چیزی است که بر عهده فرد و به نفع دیگران باشد؛ حق، برای فرد محق و مستحق و تکلیف، برای فرد مکلف است؛ [[تکلیف]] فتوا بردار است، اما [[حق]] چنین نیست<ref>عبدالله جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، ص۳۵.</ref>. یکی از معانی حق، سلطه و امتیاز است، در واقع با به کار بردن حق ما در پی [[اثبات]] احاطه و [[برتری]] فردی بر امری یا شخصی دیگر است، اینکه گفته میشود فلانی حق دارد یا مالک [[حق تصرف]] بر [[ملک]] خود دارد، این به معنای نوعی برتری و [[تسلط]] آن شخص نسبت به دیگران است، وقتی که میگوییم [[آزادی]] حق است، یعنی [[انسان]] امتیاز و سلطهای دارد که دیگران حق سلب آن را ندارند، مثل حق [[تعیین سرنوشت]]. | ||
| خط ۱۴۱: | خط ۱۴۱: | ||
#موضوع حق یا [[ملک]] و آن چیزی است که شخص مالک نسبت به آن حق دارد. | #موضوع حق یا [[ملک]] و آن چیزی است که شخص مالک نسبت به آن حق دارد. | ||
#ملکیت یا [[مالکیت]] و آن یک رابطه حقوقی یا مفهوم [[تصوری]] بین "مالک" و "ملک" است که [[قانون]] آن را معتبر شناخته و [[مردم]] را مکلّف به [[احترام]] آن نموده است. از این رو، گفته میشود که "حق عینی" در مقابل تمام افراد [[جامعه]] است و در اثر این امر، [[حق]] تعقیب به صاحب حق عینی داده میشود و مالک میتواند مال خود را در دست هرکس بیابد بگیرد. | #ملکیت یا [[مالکیت]] و آن یک رابطه حقوقی یا مفهوم [[تصوری]] بین "مالک" و "ملک" است که [[قانون]] آن را معتبر شناخته و [[مردم]] را مکلّف به [[احترام]] آن نموده است. از این رو، گفته میشود که "حق عینی" در مقابل تمام افراد [[جامعه]] است و در اثر این امر، [[حق]] تعقیب به صاحب حق عینی داده میشود و مالک میتواند مال خود را در دست هرکس بیابد بگیرد. | ||
#[[جزا]] که آن در خارج به دوگونه [[ظهور]] مینماید: یکی [[حمایت قانون]] از صاحب [[حق]]، تا کسی نتواند به [[مالک]] تعدّی کند و دیگر [[اجبار]] به رفع [[تجاوز]]، در صورتی که تعدّی صورت گرفته باشد؛ مثلا، هرگاه کسی [[مال]] دیگری را [[غصب]] کند، [[قانون]] او را مجبور میکند که مسترد دارد و اگر تلف شده باشد ملزم میشود بدل آن را به مالک بدهد. از این رو، عده ای از حقوقدانان [[جزا]] را شرط تحقق حق میدانند<ref>ر.ک: سیدحسن امامی، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۱۲۶ـ۱۲۷.</ref>.<ref>[[محمد مهدی کریمینیا|کریمینیا]]، [[حقوق حق و اقسام حق (مقاله)|مقاله «حقوق حق و اقسام حق»]]، [[معرفت (نشریه)|نشریه «معرفت»]]، سال انتشار: ۱۲، شماره مجله: ۷۰، شماره صفحه: ۸۲.</ref> | # [[جزا]] که آن در خارج به دوگونه [[ظهور]] مینماید: یکی [[حمایت قانون]] از صاحب [[حق]]، تا کسی نتواند به [[مالک]] تعدّی کند و دیگر [[اجبار]] به رفع [[تجاوز]]، در صورتی که تعدّی صورت گرفته باشد؛ مثلا، هرگاه کسی [[مال]] دیگری را [[غصب]] کند، [[قانون]] او را مجبور میکند که مسترد دارد و اگر تلف شده باشد ملزم میشود بدل آن را به مالک بدهد. از این رو، عده ای از حقوقدانان [[جزا]] را شرط تحقق حق میدانند<ref>ر.ک: سیدحسن امامی، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۱۲۶ـ۱۲۷.</ref>.<ref>[[محمد مهدی کریمینیا|کریمینیا]]، [[حقوق حق و اقسام حق (مقاله)|مقاله «حقوق حق و اقسام حق»]]، [[معرفت (نشریه)|نشریه «معرفت»]]، سال انتشار: ۱۲، شماره مجله: ۷۰، شماره صفحه: ۸۲.</ref> | ||
=====ارکان اساسی حق [[دینی]]===== | =====ارکان اساسی حق [[دینی]]===== | ||
حق دینی مانند حق [[عینی]] دارای چهار رکن است: | حق دینی مانند حق [[عینی]] دارای چهار رکن است: | ||
#صاحب حق یا متعهدٌله، یا طلبکار و یا داین؛ | #صاحب حق یا متعهدٌله، یا طلبکار و یا داین؛ | ||
#[[متعهد]] یا بدهکار و یا مدیون و آن کسی است که در مقابل متعهدله، مکلّف و ملزم به دادن چیزی یا انجام عملی، یا خودداری از عملی است. | # [[متعهد]] یا بدهکار و یا مدیون و آن کسی است که در مقابل متعهدله، مکلّف و ملزم به دادن چیزی یا انجام عملی، یا خودداری از عملی است. | ||
#[[طلب]] یا [[دین]]، که آن یک رابطه [[حقوقی]] یا یک امر اعتباری و [[تصوری]] است که قانون در اثر آن به بستانکار و متعهدله [[اختیار]] میدهد که از بدهکار مطالبه ایفای [[تعهد]] را بنماید. | # [[طلب]] یا [[دین]]، که آن یک رابطه [[حقوقی]] یا یک امر اعتباری و [[تصوری]] است که قانون در اثر آن به بستانکار و متعهدله [[اختیار]] میدهد که از بدهکار مطالبه ایفای [[تعهد]] را بنماید. | ||
#جزا، و آن [[حمایت قانون]] از طلبکار است. هرگاه مدیون یا متعهد از [[تکلیف]] قانونی سرباز زند، [[دولت]]، متعهد را مجبور به انجام آن مینماید"<ref>ر.ک: همان، ج ۱، ص ۱۲۷ / ج ۴، ص ۵.</ref>.<ref>[[محمد مهدی کریمینیا|کریمینیا]]، [[حقوق حق و اقسام حق (مقاله)|مقاله «حقوق حق و اقسام حق»]]، [[معرفت (نشریه)|نشریه «معرفت»]]، سال انتشار: ۱۲، شماره مجله: ۷۰، شماره صفحه: ۸۲.</ref> | #جزا، و آن [[حمایت قانون]] از طلبکار است. هرگاه مدیون یا متعهد از [[تکلیف]] قانونی سرباز زند، [[دولت]]، متعهد را مجبور به انجام آن مینماید"<ref>ر.ک: همان، ج ۱، ص ۱۲۷ / ج ۴، ص ۵.</ref>.<ref>[[محمد مهدی کریمینیا|کریمینیا]]، [[حقوق حق و اقسام حق (مقاله)|مقاله «حقوق حق و اقسام حق»]]، [[معرفت (نشریه)|نشریه «معرفت»]]، سال انتشار: ۱۲، شماره مجله: ۷۰، شماره صفحه: ۸۲.</ref> | ||
| خط ۱۶۴: | خط ۱۶۴: | ||
#حمایت از شخصیت جسمی انسان: [[قانونگذار]] از شخصیت جسمی انسان حمایت کرده و [[حقوقی]] را برای آن در نظر گرفته است. [[انسان]] بر تمامیت جسمی خود حق دارد و ایراد صدمه و ضرب و [[جرح]] و هرگونه تعرّض جسمی به شخص [[ممنوع]] و موجب [[مسؤولیت]] [[مدنی]] و [[کیفری]] است<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۴۰ / ص ۴۲.</ref>. | #حمایت از شخصیت جسمی انسان: [[قانونگذار]] از شخصیت جسمی انسان حمایت کرده و [[حقوقی]] را برای آن در نظر گرفته است. [[انسان]] بر تمامیت جسمی خود حق دارد و ایراد صدمه و ضرب و [[جرح]] و هرگونه تعرّض جسمی به شخص [[ممنوع]] و موجب [[مسؤولیت]] [[مدنی]] و [[کیفری]] است<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۴۰ / ص ۴۲.</ref>. | ||
#حمایت از شخصیت معنوی و [[اخلاقی]] انسان: جنبههای غیرجسمی شخصیت [[آدمی]] نیز محترم و مورد حمایت قانونگذار هستند. در اینجا، به برخی مصادیق شخصیت معنوی و اخلاقی اشاره میشود: | #حمایت از شخصیت معنوی و [[اخلاقی]] انسان: جنبههای غیرجسمی شخصیت [[آدمی]] نیز محترم و مورد حمایت قانونگذار هستند. در اینجا، به برخی مصادیق شخصیت معنوی و اخلاقی اشاره میشود: | ||
##[[آزادیهای فردی]]؛ مانند [[آزادی]] رفت و آمد، [[آزادی]] فکر و بیان، آزادی حق [[رأی]] و [[آزادی انتخاب شغل]]. [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] درباره آزادی انتخاب شغل میگوید: "هرکس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و [[مخالف]] [[اسلام]] و [[مصالح عمومی]] و حقوق دیگران نیست، برگزیند"<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل بیست و هشتم.</ref>. | ## [[آزادیهای فردی]]؛ مانند [[آزادی]] رفت و آمد، [[آزادی]] فکر و بیان، آزادی حق [[رأی]] و [[آزادی انتخاب شغل]]. [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] درباره آزادی انتخاب شغل میگوید: "هرکس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و [[مخالف]] [[اسلام]] و [[مصالح عمومی]] و حقوق دیگران نیست، برگزیند"<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل بیست و هشتم.</ref>. | ||
##حق نام، حق عکس و تصویر؛ نام، عکس و تصویر و اوصاف دیگر جزو [[شخصیت انسان]] به حساب آمده، تعرّض به آن تعرض به [[شخصیت]] او محسوب میگردد و [[ممنوع]] و موجب [[مسؤولیت]] است. | ##حق نام، حق عکس و تصویر؛ نام، عکس و تصویر و اوصاف دیگر جزو [[شخصیت انسان]] به حساب آمده، تعرّض به آن تعرض به [[شخصیت]] او محسوب میگردد و [[ممنوع]] و موجب [[مسؤولیت]] است. | ||
##[[آبرو]] و [[شرف]] و حیثیت؛ این گونه موارد نیز مورد [[حمایت قانون]] گذارند و توهین و [[افترا]] به دیگران موجب مسؤولیت است<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۴۴ / ص ۴۵.</ref>. | ## [[آبرو]] و [[شرف]] و حیثیت؛ این گونه موارد نیز مورد [[حمایت قانون]] گذارند و توهین و [[افترا]] به دیگران موجب مسؤولیت است<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۴۴ / ص ۴۵.</ref>. | ||
##[[حق]] مربوط به آثار [[فکری]] و [[هنری]]؛ این گونه امور به شخصیت فکری و هنری [[انسان]] بازمی گردند. [[قانونگذار]] [[حقوق]] [[معنوی]] مؤلّفان و هنرمندان را محترم شمرده و به آنان اجازه داده در مورد نشر و یا عدم نشر اثر خود [[تصمیم]] بگیرند و از [[تحریف]] و [[تغییر]] و انتشار آن به نام دیگیری جلوگیری نمایند و [[اختیار]] تجدیدنظر در اثر خود را داشته باشند<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۴۴ / ص ۴۵.</ref>. | ## [[حق]] مربوط به آثار [[فکری]] و [[هنری]]؛ این گونه امور به شخصیت فکری و هنری [[انسان]] بازمی گردند. [[قانونگذار]] [[حقوق]] [[معنوی]] مؤلّفان و هنرمندان را محترم شمرده و به آنان اجازه داده در مورد نشر و یا عدم نشر اثر خود [[تصمیم]] بگیرند و از [[تحریف]] و [[تغییر]] و انتشار آن به نام دیگیری جلوگیری نمایند و [[اختیار]] تجدیدنظر در اثر خود را داشته باشند<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۴۴ / ص ۴۵.</ref>. | ||
##حق تمتّع از [[زندگی]] خصوصی؛ مانند: [[مصونیت]] [[نامهها]] و مکالمات تلفنی از فاش شدن [[قانون اساسی]] در این باره میگوید: "بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، [[افشای]] مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، [[استراق سمع]] و هرگونه تجسّس ممنوع است، مگر به [[حکم]] [[قانون]]"<ref> قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل بیست و پنجم.</ref>. | ##حق تمتّع از [[زندگی]] خصوصی؛ مانند: [[مصونیت]] [[نامهها]] و مکالمات تلفنی از فاش شدن [[قانون اساسی]] در این باره میگوید: "بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، [[افشای]] مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، [[استراق سمع]] و هرگونه تجسّس ممنوع است، مگر به [[حکم]] [[قانون]]"<ref> قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل بیست و پنجم.</ref>. | ||
| خط ۱۷۴: | خط ۱۷۴: | ||
# "در حقوق مربوط به شخصیت، صاحب [[حق حاکم]] بر تصمیم و [[انتخاب]] خود شناخته شده است"<ref>ناصر کاتوزیان، فلسفه حقوق، ج ۳، ص ۴۵۶ / ج ۳، ص ۴۵۷ / ج ۳، ص ۴۵۷ / همان</ref>. | # "در حقوق مربوط به شخصیت، صاحب [[حق حاکم]] بر تصمیم و [[انتخاب]] خود شناخته شده است"<ref>ناصر کاتوزیان، فلسفه حقوق، ج ۳، ص ۴۵۶ / ج ۳، ص ۴۵۷ / ج ۳، ص ۴۵۷ / همان</ref>. | ||
#این نوع حقوق، چهره حمایتی دارند و در قلمرو [[احکام]] و [[قوانین]] قرار میگیرند<ref>ناصر کاتوزیان، فلسفه حقوق، ج ۳، ص ۴۵۶ / ج ۳، ص ۴۵۷ / ج ۳، ص ۴۵۷ / همان</ref>. هرچند حق مربوط به شخصیت، به جنبه اخلاقی و [[روحی]] و در یک [[کلام]] به شخصیت [[آدمی]] مربوط میشود، قانونگذار با وضع قانون از آن [[حمایت]] میکند. این نوع حقوق، همانند حقوق مادی، منشأ [[نزاع]] و [[کشمکش]] است و وضع [[قانون]] و اجرای آن به [[رفع اختلافات]] کمک میکند. همان گونه که گذشت، [[قانون اساسی]] در اصل بیست و هشتم از [[آزادی انتخاب شغل]] [[حمایت]] میکند و در اصل بیست و پنجم، از [[استراق سمع]]، فاش ساختن مکالمات و هرگونه تجسّس منع میکند. | #این نوع حقوق، چهره حمایتی دارند و در قلمرو [[احکام]] و [[قوانین]] قرار میگیرند<ref>ناصر کاتوزیان، فلسفه حقوق، ج ۳، ص ۴۵۶ / ج ۳، ص ۴۵۷ / ج ۳، ص ۴۵۷ / همان</ref>. هرچند حق مربوط به شخصیت، به جنبه اخلاقی و [[روحی]] و در یک [[کلام]] به شخصیت [[آدمی]] مربوط میشود، قانونگذار با وضع قانون از آن [[حمایت]] میکند. این نوع حقوق، همانند حقوق مادی، منشأ [[نزاع]] و [[کشمکش]] است و وضع [[قانون]] و اجرای آن به [[رفع اختلافات]] کمک میکند. همان گونه که گذشت، [[قانون اساسی]] در اصل بیست و هشتم از [[آزادی انتخاب شغل]] [[حمایت]] میکند و در اصل بیست و پنجم، از [[استراق سمع]]، فاش ساختن مکالمات و هرگونه تجسّس منع میکند. | ||
#[[حقوق]] مربوط به [[شخصیت]]، به گروه حقوق غیر [[مالی]] نزدیک است<ref>ناصر کاتوزیان، فلسفه حقوق، ج ۳، ص ۴۵۶ / ج ۳، ص ۴۵۷ / ج ۳، ص ۴۵۷ / همان</ref>. البته این بدان معنا نیست که این دو گروه یکی هستند یا حقوق شخصیتی بخشی از حقوق غیرمالی است؛ زیرا گاه برخی از حقوق در همان حال که مربوط به شخصیت هستند، شامل [[حقوق مالی]] نیز میشوند؛ مانند: [[آزادی تجارت]] و آزادی انتخاب شغل. | # [[حقوق]] مربوط به [[شخصیت]]، به گروه حقوق غیر [[مالی]] نزدیک است<ref>ناصر کاتوزیان، فلسفه حقوق، ج ۳، ص ۴۵۶ / ج ۳، ص ۴۵۷ / ج ۳، ص ۴۵۷ / همان</ref>. البته این بدان معنا نیست که این دو گروه یکی هستند یا حقوق شخصیتی بخشی از حقوق غیرمالی است؛ زیرا گاه برخی از حقوق در همان حال که مربوط به شخصیت هستند، شامل [[حقوق مالی]] نیز میشوند؛ مانند: [[آزادی تجارت]] و آزادی انتخاب شغل. | ||
#این نوع حقوق اغلب قابل انتقال به [[ورثه]] نیستند و با پایان گرفتن [[شخصیت حقوقی]] [[انسان]] ساقط میگردند؛ در مواردی هم این [[حق]] به ورثه قانونی انتقال مییابند؛ مثلا، ورثه شخص نسبت به کالبد بیجان او حق داشته، میتوانند نسبت به [[کفن]] و [[دفن]] [[جسد]] او [[تصمیم]] بگیرند. و یا بر اساس ماده ۱۲ قانون "حمایت حقوق مؤلّفان و مصنّفان و هنرمندان"، [[حق]] [[معنوی]] مؤلّف و هنرمند، پس از فوت او تا مدت سی سال به عهده ورثه اوست<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۴۵ـ۴۶.</ref>. | #این نوع حقوق اغلب قابل انتقال به [[ورثه]] نیستند و با پایان گرفتن [[شخصیت حقوقی]] [[انسان]] ساقط میگردند؛ در مواردی هم این [[حق]] به ورثه قانونی انتقال مییابند؛ مثلا، ورثه شخص نسبت به کالبد بیجان او حق داشته، میتوانند نسبت به [[کفن]] و [[دفن]] [[جسد]] او [[تصمیم]] بگیرند. و یا بر اساس ماده ۱۲ قانون "حمایت حقوق مؤلّفان و مصنّفان و هنرمندان"، [[حق]] [[معنوی]] مؤلّف و هنرمند، پس از فوت او تا مدت سی سال به عهده ورثه اوست<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۴۵ـ۴۶.</ref>. | ||
#حق مربوط به شخصیت، به وسیله طلبکاران قابل توصیف نیست. طلبکاران تنها میتوانند برای استیفای [[طلب]] خویش، در خواست توقیف [[اموال]] مادی بدهکار را بدهند<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۴۵ـ۴۶.</ref>. بر اساس ماده ۶۵ قانون "[[اجرای احکام]] [[مدنی]]"، مصوّب ۱۳۵۶ نمیتوان تألیفات و ترجمههای مؤلّف را توقیف نمود. | #حق مربوط به شخصیت، به وسیله طلبکاران قابل توصیف نیست. طلبکاران تنها میتوانند برای استیفای [[طلب]] خویش، در خواست توقیف [[اموال]] مادی بدهکار را بدهند<ref>ر.ک: حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۴۵ـ۴۶.</ref>. بر اساس ماده ۶۵ قانون "[[اجرای احکام]] [[مدنی]]"، مصوّب ۱۳۵۶ نمیتوان تألیفات و ترجمههای مؤلّف را توقیف نمود. | ||
| خط ۲۴۵: | خط ۲۴۵: | ||
[[رده:حق]] | [[رده:حق]] | ||