تسبیح: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
#وصیت وی به قوم خویش مبنی بر تسبیح پروردگار در روز و شب یا در همه اوقات، زیرا دو لفظ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا }}﴾}}<ref> آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستایید؛ سوره مریم، آیه:۱۱.</ref><ref>بیان السعاده، ج۳، ص۲.</ref> | #وصیت وی به قوم خویش مبنی بر تسبیح پروردگار در روز و شب یا در همه اوقات، زیرا دو لفظ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا }}﴾}}<ref> آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستایید؛ سوره مریم، آیه:۱۱.</ref><ref>بیان السعاده، ج۳، ص۲.</ref> | ||
#همراهی کوهها و پرندگان با داود در تسبیح: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالإِشْرَاقِ وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ }}﴾}}<ref> ما کوهها را رام گرداندیم که با وی در پایان روز و بامدادان نیایش میکردند.و (نیز) پرندگان را در حالی که (بر او) گرد آورده بودیم به سوی او باز میگشتند؛ سوره ص، آیه: ۱۸- ۱۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ }}﴾}}<ref> و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوهها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم؛ سوره سبأ، آیه:۱۰.</ref>. از [[ابن عباس]] نقل شده که {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ}}﴾}} یعنی تسبیح کنید با او هنگامی که تسبیح میکند<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۸۰.</ref>. | #همراهی کوهها و پرندگان با داود در تسبیح: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالإِشْرَاقِ وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ }}﴾}}<ref> ما کوهها را رام گرداندیم که با وی در پایان روز و بامدادان نیایش میکردند.و (نیز) پرندگان را در حالی که (بر او) گرد آورده بودیم به سوی او باز میگشتند؛ سوره ص، آیه: ۱۸- ۱۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ }}﴾}}<ref> و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوهها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم؛ سوره سبأ، آیه:۱۰.</ref>. از [[ابن عباس]] نقل شده که {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ}}﴾}} یعنی تسبیح کنید با او هنگامی که تسبیح میکند<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۸۰.</ref>. | ||
#نجات [[حضرت یونس]]{{ع}} از تاریکیهای دریا و شکم ماهی به برکت تسبیح:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَوْلا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}﴾}}<ref> و اگر او از نیایشگران نبود،بیگمان در شکم آن (ماهی)، تا روزی که (همگان) برانگیخته میگردند میماند؛ سوره صافات، آیه:۱۴۳ - ۱۴۴.</ref>. | |||
در کتاب مقدس نیز در حالات | *در کتاب مقدس نیز در حالات "پولُس" و "سیلاس" <ref>از مبلّغان نخستین مسیحیت</ref> در زندان آمده که ایشان نیمه شب در نیایش خود به تسبیح پرداخته، زندانیان به آن دو گوش فرا میدادند که ناگهان زلزلهای شدید رخ داد و پایههای زندان به حرکت درآمد و همزمان درهای آن بر روی زندانیان گشوده شد و همه آنان آزاد شدند<ref>کتاب مقدس، اعمال رسولان، ۱۶ : ۲۵ ـ ۲۷.</ref>. | ||
مواردی از تسبیح نیز در مورد مؤمنان ویژه مطرح شده و آن درباره فرمان جمع بین ذکر کثیر و تسبیح در آغاز و پایان روز به ایشان: | *مواردی از تسبیح نیز در مورد مؤمنان ویژه مطرح شده و آن درباره فرمان جمع بین ذکر کثیر و تسبیح در آغاز و پایان روز به ایشان: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه:۴۱ - ۴۲.</ref> و ثنای حق بر گروهی که هنگام یادآوری آیات خداوند به ایشان، به سجده و تسبیح برای وی مبادرت میورزند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ}}﴾}}<ref> به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمیافتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک میخوانند و گردنکشی نمیورزند؛ سوره سجده، آیه:۱۵.</ref> و نیز درباره کسانی است که به رفت و آمد در مساجد پرداخته، بر تسبیح و ذکر مواظبت میکنند: «فی بُیوت اَذِنَ اللّهُ اَن تُرفَعَ ویذکرَ فیهَا اسمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فیها بِالغُدُوِّ والاصال * رِجال...»(نور/۲۴،۳۶ ـ ۳۷)، | ||
چنان که در آیه ۱۰ سوره یونس نیایش بهشتیان در بهشت: «سُبحنَک اللّهُمَّ» بیان شده است: «دَعوهُم فیها سُبحـنَک اللّهُم...».در آیاتی نیز به تسبیح عمومی موجودات تصریح شده؛ مانند «سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی السَّمـوتِ والاَرض...»(حدید/۵۷،۱)؛ «سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی السَّمـوتِ و ما فِیالاَرض...»(حشر/۵۹،۱ و نیز صفّ/۶۱،۱؛ جمعه/۶۲،۱؛ تغابن/۶۴،۱)، چنان که در آیهای تسبیح معبودهای بتپرستان در روز حشر بیان شده؛ هنگامی که از آنها پرسیده میشود: آیا شما این بندگان مرا به بیراهه کشاندید یا خود گمراه شدند: «ویومَ یحشُرُهُم و ما یعبُدونَ مِن دونِاللّهِ فَیقولُءَاَنتُم اَضلَلتُم عِبادی هـؤُلاءِ اَم هُم ضَلُّوا السَّبیل * قالوا سُبحـنَک»(فرقان/۲۵،۱۷ ـ ۱۸) و در آیهای نیز آمده که برخی از اصحاب نسیان یکدیگر را از جهت کوتاهی در تسبیح حق سرزنش کردند:«اَلَم اَقُل لَکم لَولا تُسَبِّحون».(قلم/۶۸،۲۸)[۴۸] | |||
همچنین از آیات مربوط به تسبیح عمومی موجودات: «و اِن مِن شَیء اِلاّ یسَبِّحُ بِحَمدِهِ و لـکن لا تَفقَهونَ تَسبیحَهُم»(اسراء/۱۷، ۴۴) و تسبیح صفوف پرندگان در هوا (نور/۲۴،۴۱)[۴۹]، تسبیح جمادات و حیوانات استفاده میشود. | همچنین از آیات مربوط به تسبیح عمومی موجودات: «و اِن مِن شَیء اِلاّ یسَبِّحُ بِحَمدِهِ و لـکن لا تَفقَهونَ تَسبیحَهُم»(اسراء/۱۷، ۴۴) و تسبیح صفوف پرندگان در هوا (نور/۲۴،۴۱)[۴۹]، تسبیح جمادات و حیوانات استفاده میشود. | ||
در بعضی از روایات تسبیحات خاصی برای حاملان عرش، جبرئیل با روحانیون، رضوان، مالک (خازن آتش دوزخ)، عزرائیل با دستیارانش، آدم، نوح، ابراهیم، یعقوب، یوسف، موسی، عیسی(علیهم السلام)پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)و مؤمنان بیان شده است.[۵۰] گفتنی است که تسبیحات حضرت زهرا(علیهما السلام)بهترین تعقیب نماز است که پیامبر آن را به وی آموخت و روایات فراوانی از فضیلت آن سخن میگویند.[۵۱] | در بعضی از روایات تسبیحات خاصی برای حاملان عرش، جبرئیل با روحانیون، رضوان، مالک (خازن آتش دوزخ)، عزرائیل با دستیارانش، آدم، نوح، ابراهیم، یعقوب، یوسف، موسی، عیسی(علیهم السلام)پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)و مؤمنان بیان شده است.[۵۰] گفتنی است که تسبیحات حضرت زهرا(علیهما السلام)بهترین تعقیب نماز است که پیامبر آن را به وی آموخت و روایات فراوانی از فضیلت آن سخن میگویند.[۵۱] | ||
نسخهٔ ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۴۷
http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/43.htm
تسبیح: تنزیه خداوند از شرک و عجز و نقص
- تسبیح از ریشه "س ـ ب ـ ح" و سبْح در لغت به معنای گذر سریع در آب و در هواست و برای مرور ستارگان در فلک﴿﴿ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ﴾﴾[۱] و نیز دویدن اسب﴿﴿ وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا﴾﴾[۲] و سرعت گرفتن در انجام کاری﴿﴿إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلا ﴾﴾[۳] به استعاره گرفته شده است[۴]. تسبیح نیز اصل آن مرور سریع در عبادت است، اعم از اینکه عبادت، قول یا فعل یا نیت "اعتقاد" باشد[۵]. و به معنای تنزیه خداوند از هرگونه عیب و نقص است[۶]. واژه تسبیح و مشتقات آن ۹۲ بار در ۸۸ آیه از ۴۹۹ سوره قرآن به شکل مصدر، اسم، ماضی، مضارع و اَشکال گوناگون صرفی آمده[۷] و در همان مفاهیم لغوی و برخی مفاهیمدینی و شرعی مانند صلوه[۸] به کار گرفته شده است.
- "سُبْحان" نیز که در اصل مانند غُفْران مصدر است[۹]، اسم خداوند و به معنای تنزیه وی از هر نقص و عیبی بوده، بدون تنوین به کار میرود و برحسب قانون نحوی مفعول مطلق است و هرجا استعمال شود، پیش از آن فعلی "ماضی، مضارع یا امر" در تقدیر است و در قرآن ۴۱ بار به طریق مضاف، با مضافالیه ﴿﴿سُبْحَانَ الَّذِي﴾﴾ در ﴿﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾﴾[۱۰]، ﴿﴿سُبْحَانَ رَبِّ﴾﴾ در ﴿﴿سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾﴾[۱۱]، ﴿﴿ اللَّهِ﴾﴾ در ﴿﴿قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴾﴾[۱۲]، ﴿﴿كَ﴾﴾ در ﴿﴿وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ﴾﴾[۱۳] و ﴿﴿ه﴾﴾ در ﴿﴿وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ﴾﴾[۱۴][۱۵]. در مواردی مانند تنزیه خدا از آنچه او را بدان وصف میکنند﴿﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾﴾[۱۶] یا درباره او میگویند﴿﴿سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا﴾﴾[۱۷]، از شرک مشرکان[۱۸] ﴿﴿وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾﴾[۱۹] و از فرزند داشتن﴿﴿قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ﴾﴾[۲۰] به کار رفته است. " سُبُّوحٌ قُدُّوس" نیز از اسمای خداوند است و وزن "فُعوّل" جز آن دو در کلام عرب وجود ندارد[۲۱].
- همچنین در آیاتی ذکر خداوند ﴿﴿وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ﴾﴾[۲۲]؛ ﴿﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ﴾﴾[۲۳]؛ ﴿﴿اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ﴾﴾[۲۴][۲۵]، کلمه طیبه﴿﴿أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء﴾﴾[۲۶][۲۷]، باقیات صالحات﴿﴿الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلا﴾﴾[۲۸]؛ ﴿﴿وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَّرَدًّا ﴾﴾[۲۹][۳۰] و صلوه﴿﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى﴾﴾[۳۱][۳۲] به تسبیح تفسیر شدهاست.
- در قرآن کریم ۶ سوره جمعه؛ تغابن؛ صفّ؛ حدید؛ حشر و اعلی با ﴿﴿يُسَبِّحُ﴾﴾ یا ﴿﴿سَبَّحَ﴾﴾ آغاز میشود که آنها را "مُسَبَحّات سِتّ" یعنی ۶ سوره آغاز شده با تسبیح میگویند[۳۳] و رسول خدا(ص) هر شب آنها را تلاوت میکردند[۳۴]. برخی سوره اسراء را نیز که با تسبیح شروع و در بسیاری از بخشهای آن تسبیح حق ذکر شده[۳۵]، از سور مسبحّات دانستهاند[۳۶].
حقیقت تسبیح و تفاوت آن با تقدیس
- تسبیح و تقدیس هر دو به یک معنا و آن دور دانستن خدا از هرگونه بدی است و از همین رو تقدیس به تسبیح تفسیر شده است[۳۷]؛ ولی برخی بین آن دو چنین فرق گذاردهاند که تسبیح تنزیه از شرک، عجز و نقص، و تقدیس تنزیه از آنها و نیز از تعلق به جسم، قبول انفعال، شوائب امکان و قوّه، و تعدد "تکثر" در ذات و صفات است، بنابراین تقدیس از تسبیح اعم است[۳۸]. در نظری دیگر تسبیح منزه دانستن خدا از نقایص امکانی و تقدیس منزه دانستن وی از نقص یا کمال نسبی محدود دانسته شده و بر این اساس تقدیس از تسبیح اخص است[۳۹]. برخی تسبیح را منزه دانستن خدا در مرتبه جمع و تقدیس را منزه دانستن وی در مرتبه جمع و تفصیل[۴۰] و بعضی تسبیح را تنزیه ذات و تقدیس را تنزیه صفات [۴۱] یا تسبیح را تنزیه حق به اعتبار مقام واحدیت و تقدیس را تنزیه وی به اعتبار مقام احدیت دانستهاند[۴۲]. برخی دیگر تسبیح را منزه دانستن خداوند از تشبیه، و تقدیس را منزه دانستن او از تشبیه و تنزیه معرفی کردهاند[۴۳]. تفاوتهای دیگری نیز بین آن دو ذکر شده است؛ مانند اینکه تسبیح نفی امور ناسازگار با خدایی، و تقدیس اثبات اوصاف مناسب خداست[۴۴] یا اینکه تقدیس ویژه خداوند سبحان نیست و درباره انسانها و حتی غیر انسانها﴿﴿يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ﴾﴾[۴۵] نیز به کار میرود؛ ولی تسبیح به خداوند اختصاص دارد[۴۶].
- در برخی آیات تسبیح همراه با حمد آمده؛ مانند ﴿﴿نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ ﴾﴾[۴۷] و نیز ﴿﴿وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاء وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ﴾﴾[۴۸] قرین شدن تسبیح به حمد برای جبران نقص حمد حامدان است؛ زیرا شناخت انسانها از کنه اسما و صفات خدا ناقص است، از این رو حمد آنان نیز ناقص خواهد بود[۴۹].
- به گفته برخی تسبیح با تحمید، تهلیل و تکبیر گرچه اختلاف مفهومی دارد؛ ولی از وحدت مصداقی برخوردار است، زیرا حمد تنها در برابر منعم بودن خدا نیست، بلکه همه اسما و صفات و کلمات تکوینی و تدوینی او را نیز شامل میشود؛ خواه اثر و مقتضای آن اوصاف به غیر برسد یا نرسد و بازگشت این مطلب به آن است که حمد تنها در برابر جمال خدا نیست، بلکه شامل جلال او نیز میشود، از این رو در قرآنکریم میفرماید: ستایش از آن خدایی است که از فرزند، شریک و مددکار منزه و مبرّاست:﴿﴿وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا﴾﴾[۵۰]؛ به بیان دیگر افزون بر آنکه کمال و جمال خدای سبحان قابل ستایش است، مقدس و منزه بودن او نیز جای حمد دارد. تحمید نه تنها از چنین گسترهای برخوردار است، بلکه همه مصادیق تسبیح، تهلیل، و تکبیر را نیز شامل میشود، پس تسبیح، تهلیل و تکبیر خدای سبحان همه از مصادیق تحمید و ستایش اوست، چنان که در مقابل، تحمید، تهلیل و تکبیر همه از مصادیق تسبیح ذات اقدس خداوند است. یکی از شواهد وحدت مصداقی آن است که به مجموع اینها در اذکار نماز "تسبیحات اربعه" گویند. شاهد دیگر اقتران حمد و تسبیح در قرآنکریم است: ﴿﴿تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴾﴾[۵۱] و سومین شاهد روایاتی است که در تبیین " اللَّهُ أَكْبَرُ " آن را به تسبیح باز گرداندهاند[۵۲] در برخی جوامع روایی نیز بابی به فضل تهلیل و تسبیح و دعا اختصاص داده شدهاست[۵۳].
صور گوناگون تسبیح و تسبیح کنندگان
- تسبیح خداوند و تسبیح اسم وی در قرآن به ملائکه، پیامبران، حیوانات، مؤمنان و تمام موجودات نسبت داده شده است. موارد مربوط به ملائکه عبارتاند از:
- تسبیح ملائکه حامل عرش و پیرامون آن: ﴿﴿الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ﴾﴾[۵۴] و نیز ﴿﴿وَتَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾﴾[۵۵].
- دعوی تسبیح از سوی فرشتگان صف کشیده:﴿﴿وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ﴾﴾[۵۶].
- دعوی تسبیح از سوی ملائکه در جریان جعل خلافت برای حضرت آدم(ع) در زمین:﴿﴿وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ﴾﴾[۵۷].
- تسبیح دائمی فرشتگان بدون خستگی:﴿﴿فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لا يَسْأَمُونَ﴾﴾[۵۸].
- تسبیح فرشتگان بدون عارض شدن کسالت و سستی بر آنان: ﴿﴿يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لا يَفْتُرُونَ ﴾﴾[۵۹].
- تسبیح ملائکه همراه با سجده:﴿﴿وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ ﴾﴾[۶۰]
- تسبیح ایشان در حالی که مقرون به تسبیح رعد است: ﴿﴿وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاء وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ﴾﴾[۶۱]. بر اساس روایتی مراد از رعد، فرشتهای است موکل بر ابر که با تازیانهای "برق" که در دست دارد آن را میراند[۶۲]. در روایت مزبور حال فرشته و ابر به راندن چارپایان تشبیه شده است. رانده شدن ابر از سوی فرشته با رانده شدن آن به وسیله باد: ﴿﴿اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاء وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴾﴾[۶۳] منافاتی ندارد، زیرا هیچیک از اسباب طبیعی، علت نیستند، بلکه وسیله یا آماده کننده کارند و علت اصلی که تدبیر به دست اوست فرشتگانی هستند که موکل بر همه چیزند، از این رو در آیه۱۳سوره رعد ملائکه بر رعد عطف شده است[۶۴].
- مواردی نیز مربوط به پیامبر اکرم(ص) است که عبارتاند از:
- فرمان به تسبیح همراه با حمد پروردگار:﴿﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ﴾﴾[۶۵] در برخی آیات نیز بعد از آن به استغفار امر شده:﴿﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا﴾﴾[۶۶] و آن اشارهای است به تقدیم اشتغال به خالق با تسبیح و تحمید وی، بر مشغول شدن به خویش با استغفار که حالتی آمیخته از توجه به خالق و خلق است[۶۷] و با آن دو قوام امر دین کامل میشود که عبارت است از جمع بین طاعت و دوری جستن از معصیت[۶۸]، بنابراین تقدیم تسبیح و حمد بر استغفار فرود آمدن از ملاحظه جلال خالق به سوی مخلوق است[۶۹].
- دستور به تسبیح با حمد پروردگار در دو طرف روز:﴿﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ ﴾﴾[۷۰][۷۱] بهگفته برخی مفسّران در این دو هنگام تدبیر و تنزّه پروردگار مشهودتر[۷۲] و نیز هنگام نشاط نفس و شدت شوق آن به اصل خویش است، برخلاف دل شب و وسط روز که هنگام خستگی نفس و سستی قواست[۷۳].
- امر به تسبیح در دل شبهای دیجور و خلوت[۷۴]:﴿﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلا طَوِيلا ﴾﴾[۷۵].
- ابتدای روز و انتهای شب:﴿﴿وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ﴾﴾[۷۶][۷۷].
- قبل از طلوع و غروب خورشید:﴿﴿وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا﴾﴾[۷۸][۷۹]
- ساعتهایی از شب و اطراف روز: ﴿﴿وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾﴾[۸۰][۸۱]
- فرمان به تسبیح با اسم پروردگار بزرگ[۸۲]:﴿﴿فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴾﴾[۸۳].
- دستور به تسبیح اسم پروردگار برتر[۸۴]:﴿﴿سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى﴾﴾[۸۵].
- امر به تنزیه در زمینه تأکید بر دعوت به سوی خدا بر اساس توحید خالص:﴿﴿قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴾﴾[۸۶][۸۷]
- چند مورد هم به سایر پیامبران نسبت داده شده که عبارتاند از:
- تسبیح حضرت موسی(ع) در جریان تجلی حق بر کوه طور در پی درخواست دیدن وی و مندک شدن "با خاک یکسان شدن" کوه و مدهوش افتادن موسی بر زمین، هنگامی که به خود آمد: ﴿﴿وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ﴾﴾[۸۸] و نیز تعلیل درخواست وزارت هارون برای خویش به اینکه خدا را فراوان تسبیح گویند و بسیار به یاد او باشند:﴿﴿فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى﴾﴾[۸۹]، ﴿﴿وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا﴾﴾[۹۰]
- تسبیح حضرت عیسی(ع) در پاسخ پرسش خداوند از وی که آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را به جای خدا بپرستید:﴿﴿وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ﴾﴾[۹۱]
- دستور تسبیح به زکریا در شبانگاه و بامدادان در جریان ولادت حضرت یحیی(ع): ﴿﴿قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ ﴾﴾[۹۲].
- وصیت وی به قوم خویش مبنی بر تسبیح پروردگار در روز و شب یا در همه اوقات، زیرا دو لفظ ﴿﴿فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا ﴾﴾[۹۳][۹۴]
- همراهی کوهها و پرندگان با داود در تسبیح: ﴿﴿إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالإِشْرَاقِ وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ ﴾﴾[۹۵]؛ ﴿﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ ﴾﴾[۹۶]. از ابن عباس نقل شده که ﴿﴿يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ﴾﴾ یعنی تسبیح کنید با او هنگامی که تسبیح میکند[۹۷].
- نجات حضرت یونس(ع) از تاریکیهای دریا و شکم ماهی به برکت تسبیح:﴿﴿فَلَوْلا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴾﴾[۹۸].
- در کتاب مقدس نیز در حالات "پولُس" و "سیلاس" [۹۹] در زندان آمده که ایشان نیمه شب در نیایش خود به تسبیح پرداخته، زندانیان به آن دو گوش فرا میدادند که ناگهان زلزلهای شدید رخ داد و پایههای زندان به حرکت درآمد و همزمان درهای آن بر روی زندانیان گشوده شد و همه آنان آزاد شدند[۱۰۰].
- مواردی از تسبیح نیز در مورد مؤمنان ویژه مطرح شده و آن درباره فرمان جمع بین ذکر کثیر و تسبیح در آغاز و پایان روز به ایشان: ﴿﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا﴾﴾[۱۰۱] و ثنای حق بر گروهی که هنگام یادآوری آیات خداوند به ایشان، به سجده و تسبیح برای وی مبادرت میورزند:﴿﴿إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ﴾﴾[۱۰۲] و نیز درباره کسانی است که به رفت و آمد در مساجد پرداخته، بر تسبیح و ذکر مواظبت میکنند: «فی بُیوت اَذِنَ اللّهُ اَن تُرفَعَ ویذکرَ فیهَا اسمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فیها بِالغُدُوِّ والاصال * رِجال...»(نور/۲۴،۳۶ ـ ۳۷)،
چنان که در آیه ۱۰ سوره یونس نیایش بهشتیان در بهشت: «سُبحنَک اللّهُمَّ» بیان شده است: «دَعوهُم فیها سُبحـنَک اللّهُم...».در آیاتی نیز به تسبیح عمومی موجودات تصریح شده؛ مانند «سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی السَّمـوتِ والاَرض...»(حدید/۵۷،۱)؛ «سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی السَّمـوتِ و ما فِیالاَرض...»(حشر/۵۹،۱ و نیز صفّ/۶۱،۱؛ جمعه/۶۲،۱؛ تغابن/۶۴،۱)، چنان که در آیهای تسبیح معبودهای بتپرستان در روز حشر بیان شده؛ هنگامی که از آنها پرسیده میشود: آیا شما این بندگان مرا به بیراهه کشاندید یا خود گمراه شدند: «ویومَ یحشُرُهُم و ما یعبُدونَ مِن دونِاللّهِ فَیقولُءَاَنتُم اَضلَلتُم عِبادی هـؤُلاءِ اَم هُم ضَلُّوا السَّبیل * قالوا سُبحـنَک»(فرقان/۲۵،۱۷ ـ ۱۸) و در آیهای نیز آمده که برخی از اصحاب نسیان یکدیگر را از جهت کوتاهی در تسبیح حق سرزنش کردند:«اَلَم اَقُل لَکم لَولا تُسَبِّحون».(قلم/۶۸،۲۸)[۴۸]
همچنین از آیات مربوط به تسبیح عمومی موجودات: «و اِن مِن شَیء اِلاّ یسَبِّحُ بِحَمدِهِ و لـکن لا تَفقَهونَ تَسبیحَهُم»(اسراء/۱۷، ۴۴) و تسبیح صفوف پرندگان در هوا (نور/۲۴،۴۱)[۴۹]، تسبیح جمادات و حیوانات استفاده میشود.
در بعضی از روایات تسبیحات خاصی برای حاملان عرش، جبرئیل با روحانیون، رضوان، مالک (خازن آتش دوزخ)، عزرائیل با دستیارانش، آدم، نوح، ابراهیم، یعقوب، یوسف، موسی، عیسی(علیهم السلام)پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)و مؤمنان بیان شده است.[۵۰] گفتنی است که تسبیحات حضرت زهرا(علیهما السلام)بهترین تعقیب نماز است که پیامبر آن را به وی آموخت و روایات فراوانی از فضیلت آن سخن میگویند.[۵۱]
تسبیح عمومی موجودات
در آیه ۴۴ اسراء/۱۷ از تسبیح و حمد همه موجودات جهان سخن به میان آمده است: «و اِن مِن شَیء اِلاّ یسَبِّحُ بِحَمدِه». درباره حقیقت این حمد و تسبیح دو تفسیر وجود دارد: ۱. تمامی ذرات این عالم اعم از جاندار و بیجان، عاقل و غیر عاقل، همه دارای نوعی درک و شعورند و در عالم خود خدا را همراه با حمد، تسبیح میگویند. هرچند ما به ادراک آن قادر نیستیم. ۲. مجموعه نظام هستی و اسرار شگفتانگیز نهفته در هر یک از موجودات با زبان بیزبانی البته با صراحت از قدرت و عظمت خالق خود و علم و حکمت بیانتهای او سخن میگویند، آنگونه که یک تابلو نفیس نقاشی یا یک قطعه شعر زیبا و نغز با زبان حال از یک سو صفات برجسته ابداع کننده خود را بیان میدارد (حمد) و ا زسوی دیگر عیب و نقص را از او نفی میکند (تسبیح)؛ مثلا اینکه در آیه ۴۱ نور/۲۴ در کنار یادآوری تسبیح همه موجودات، بر تسبیح پرندگان بال گشوده در فضا تکیه شده از اینروست که این پرندگان سنگین برخلاف قانون جاذبه بر فراز آسمانها به ویژه هنگامی که بالهای خود را صاف نگه داشته و بر امواج هوا سوارند، بیآنکه فشاری به خود بیاورند با سرعت زیاد به هر سو که بخواهند میگردند و پیش میروند.[۵۲] تفسیر دوم در حدّ خود مطلبی صحیح است؛ ولی با توجه به ذیل آیه ۴۴ سوره اسراء/۱۷: «ولـکن لاتَفقَهونَ تَسبیحَهُم» که به صراحت آگاهی از تسبیح موجودات را از انسانها نفی میکند، نمیتواند مقصود از آیه باشد، زیرا تفسیر مذکور برای ما فهمیدنی است[۵۳]، افزون بر این به کار بردن کلماتی مانند ضمیر جمع عقلا (هُمْ) در آیه یاد شده[۵۴] یا واژه «مَنْ» در آیه «یسَبِّحُ لَهُ مَن فِیالسَّمـوتِ والاَرض»[۵۵](نور/۲۴،۴۱)، تأییدی بر تفسیر نخست است که تسبیح موجودات آگاهانه و اختیاری است[۵۶]: «کلٌّ قَد عَلِمَ صَلاتَهُ و تَسبیحَه»(نور/۲۴،۴۱)چنان که شعور و ادراک همه موجودات، در جای خود مبرهن و نیز مؤید به کشف و شهود عرفانیاست[۵۷]، از همین رو برخی عارفان نفس ناطقه را مخصوص انسان ندانسته، آن را برای دیگر حیوانات و نیز جمادات ثابت دانستهاند.[۵۸] بنابراین نباید مانند متکلمان حمد و تسبیح موجودات را بر این معنا حمل کرد که آنان با حدوث یا امکانشان بر وجود مؤثر دلالت میکنند، بلکه باید آن را بر حقیقت حمد و تسبیح و نطق به تنزیه[۵۹] حمل کرد: «قالوا اَنطَقَنَا اللّهُ الَّذی اَنطَقَ کلَّ شَیء»(فصّلت/۴۱،۲۱)؛ با این توضیح که وجود اشیاء همانگونه که وجود آنهاست، ـ به مثابه ـ کلمات و خطاباتی هستند که از سوی خداوند به ماهیات آنها تعلق یافته و افزون بر اینکه سبب ظهور و بروز آنها میگردند به شرح و کشف جمال و جلال الهی نیز میپردازند[۶۰]، چنانکه فرشتگان مقرب با تجرد از ماده، نزدیکی به پروردگار، قهر و غلبه بر مادون و تأثیر در غیر و فعلیت کمالاتشان و ملائکه سماوی و ارضی با بساطت ذات و افعال خاص و کمالاتشان تسبیح کننده خداوندند[۶۱] و اینها برخی از مراتب حقیقت تسبیح است[۶۲]؛ اما عدم آگاهی ما از تسبیح موجودات به جهت غوطهور شدن در تاریکیها و فرو رفتن در عالم ماده و اجسام است[۶۳] و گرنه شخصیتی چون پیامبر(صلی الله علیه وآله) که در آیه «اَلَم تَرَ اَنَّ اللّهَ یسَبِّحُ لَهُ مَن فِیالسَّمـوتِ والاَرضِ والطَّیرُ صـفّـت»(نور/۲۴،۴۱) به صیغه خطاب مفرد مخاطب است تسبیح و حمد همه موجودات را مشاهده (شهود) میفرماید[۶۴]، از این رو آن حضرت هرگاه صدای رعد را میشنید، میگفت:«ویسَبِّحُ الرَّعدُ بِحَمدِهِ»[۶۵](رعد/۱۳،۱۳)، چنانکه سنگریزه نیز در دست مبارک وی تسبیح میگفت و حتی دیگران به برکت حضور وی آن را میشنیدند.[۶۶] امام صادق(علیه السلام) نیز در پاسخِ پرسشی از تفسیر آیه ۴۴ اسراء /۱۷ فرمود: هر چیزی تسبیح و حمد خدا میگوید، حتی صدایی که از شکافتن دیوار به گوش میرسد نیز تسبیح است.[۶۷] امام باقر(علیه السلام)هم از قول پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل میفرماید: علامت داغ بر چهره حیوانات نگذارید و به صورت آنها تازیانه نزنید، زیرا آنها حمد و ثنای خدا میگویند. [۶۸] گفتنی است که بر اساس قرائت «لا یفقهون»در آیه ۴۴ اسراء/۱۷ معنای آن این است که موجودات به علم ترکیبی تسبیح خود را نمیدانند، گرچه به علم بسیط آن را درمییابند، زیرا تنزیه مستلزم آگاهی از تسبیح شونده است؛ توضیح آنکه علم مانند جهل به بسیط و مرکب تقسیم میگردد؛ علم بسیط شناخت چیزی با غفلت از آن شناخت؛ و علم مرکب شناخت توأم با توجه به آن شناخت، و خود بر دوگونه است: یا مبتنی بر کشف و شهود یا مبتنی بر علم استدلالی است و علم بسیط به حق برای هر موجودی حاصلاست.[۶۹]
تسبیح اسم پروردگار
در آیه ۱ اعلی/۸۷: «سَبِّحِ اسمَ رَبِّک الاَعلی» به تسبیح اسم پروردگار امر شده است برخی گفتهاند: مراد از اسم حق اسم لفظی خداست و مقصود از امر به تسبیح آن این است که با ذکر او چیزی که منزه از اوست ذکر نشود؛ مانند: ذکر آلهه و شرکا و شفعا و نسبت دادن ربوبیت به آنها و نیز مانند ذکر بعضی از افعالی که لایق ساحت قدس وی نیستند؛ نظیر عجز و جهل و ظلم و غفلت.[۷۰] برخی هم احتمال دادهاند مراد از اسم در آیه یاد شده معلول اول باشد که فرشتهای مقدس و روحانی است، زیرا حقیقت اسم حق از جنس اصوات نیست و مقصود از امر به تسبیحِ آن هم این باور است که فعل ربانی و اسم الهی، موجودی روحانی و منزه از اجسام و جسمانیات و مجرد از حیز و مکانیات است و مؤید این معنا آیه ۷۸ الرحمن/۵۵ است که در آن اسم پروردگار به «ذیالجلال والاکرام» وصف شدهاست، زیرا وصف مذکور دلیل عاقل بودن اسم است: «تبارک اسم ربّک ذی الجلال والاکرام».[۷۱]
- ↑ و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخهای شناورند؛ سوره انبیاء، آیه:۳۳.
- ↑ و به فرشتگانی که شناورند و با شتاب فرود میآیند؛ سوره نازعات، آیه:۳.
- ↑ تو را در روز، کوششی دراز دامن است؛ سوره مزمل، آیه:۷.
- ↑ مفردات، ص۳۹۲؛ التحقیق، ج۵، ص۲۰، «سبح».
- ↑ مفردات، ص۳۹۲، «سبح».
- ↑ التحقیق، ج۵، ص۱۹ ـ ۲۲، «سبح».
- ↑ اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۶۴۷.
- ↑ التفسیرالکبیر،ج۳، ص۲۱۶؛ الوجوه والنظایر، ج۱،ص۴۴۶.
- ↑ مفردات، ص۳۹۳، «سبح».
- ↑ پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست؛ سوره اسراء، آیه:۱.
- ↑ پاکا که پروردگار آسمانها و زمین، پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است از آنچه (او را) وصف میکنند؛ سوره زخرف، آیه:۸۲.
- ↑ بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه:۱۰۸.
- ↑ و چون موسی به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه:۱۴۳.
- ↑ و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۶.
- ↑ النهایه، ج۲، ص۳۳۱؛ لسانالعرب، ج۶، ص۱۴۴، «سبح»؛ اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۶۴۷.
- ↑ اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه:۲۲.
- ↑ پاکا و فرا برترا به برتری بزرگ که اوست از آنچه (آنان) میگویند؛ سوره اسراء، آیه:۴۳.
- ↑ المیزان، ج۱۶، ص۶۹.
- ↑ و پروردگارت هر چه خواهد میآفریند و میگزیند؛ آنان را گزینشی نیست، پاکا خداوند و فرابرترا (که اوست) از آنچه (برای او) شریک میآورند؛ سوره قصص، آیه:۶۸.
- ↑ گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) برهانی نیست؛ آیا چیزی که نمیدانید درباره خداوند میگویید؟؛ سوره یونس، آیه:۶۸.
- ↑ مفردات، ص۳۹۳، «سبح».
- ↑ و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۵.
- ↑ ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه:۴۱.
- ↑ آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگتر است و خداوند میداند که چه انجام میدهید؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۵.
- ↑ مجمع البیان، ج۴، ص۷۹۲؛ ج۸، ص۴۴۷، ۵۶۸؛ زادالمسیر، ج۶، ص۲۰۴.
- ↑ آیا درنیافتهای که خداوند چگونه به کلمهای پاک مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر آسمان دارد؛ سوره ابراهیم، آیه:۲۴.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۵۱.
- ↑ دارایی و پسران زیور زندگی دنیایند و کارهای ماندگار شایسته در نزد پروردگارت در پاداش و امید (به آینده) بهتر است؛ سوره کهف، آیه:۴۶.
- ↑ و خداوند بر راهیابی رهیافتگان میافزاید و نزد پروردگارت کارهای ماندگار شایسته پاداشی بهتر و فرجامی خوشتر دارند؛ سوره مریم، آیه:۷۶.
- ↑ تفسیر قمی، ج۲، ص۵۱؛ التبیان، ج۷، ص۱۴۶.
- ↑ و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمیخواهیم که خود، تو را روزی میدهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است؛ سوره طه، آیه: ۱۳۲.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج۱، ص۱۶۹.
- ↑ عونالمعبود، ج۴، ص۱۹۳؛ السننالکبری، ج۶، ص۱۷۹؛ تفسیر موضوعی، ج۹، ص۶۴.
- ↑ بحارالانوار، ج۸۹، ص۳۱۲.
- ↑ المیزان، ج۱۳، ص۵؛ شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۵۸.
- ↑ البیان فی عدّ آی القرآن، ص۱۳۳؛ تحفة الاحوذی، ج۸، ص۱۹۲.
- ↑ تفسیر صدر المتألهین، ج۲، ص۳۱۴؛ الکشاف، ج۱، ص۱۲۵؛ فتح القدیر، ج۱، ص۶۴.
- ↑ الفروق اللغویة، ص۱۲۴.
- ↑ الکشاف، ج۱، ص۱۲۵؛ شرح فصوص الحکم، ص۳۶۸، ۵۴۱.
- ↑ المصطلحات الکلامیه، ص۷۸.
- ↑ ممد الهمم، ص۲۶.
- ↑ بیان السعاده، ج۱، ص۷۴.
- ↑ شرح فصوص الحکم، ص۳۶۸، ۵۴۱.
- ↑ المصطلحات الکلامیه، ص۷۸.
- ↑ ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید؛ سوره مائده، آیه:۲۱.
- ↑ الفروق اللغویه، ص۱۲۵.
- ↑ ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم؛ سوره بقره، آیه:۳۰.
- ↑ و تندر به سپاس او، او را پاک میخواند و فرشتگان نیز از بیم وی (او را پاک میخوانند) و آذرخشها را میفرستد که آنها را به هر که میخواهد میرساند و آنان درباره خداوند چالش میورزند و او سخت کیفر است؛ سوره رعد، آیه: ۱۳.
- ↑ المیزان، ج۱، ص۲۰.
- ↑ و بگو سپاس خداوند را که نه فرزندی گزیده است و نه او را در فرمانروایی انبازی و نه او را از سر زبونی، سرپرستی است و او را چنان که باید بزرگ میدار!؛ سوره اسراء، آیه:۱۱۱.
- ↑ آسمانهای هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی میستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است؛ سوره اسراء، آیه:۴۴.
- ↑ تسنیم، ج۱، ص۳۳۸ ـ ۳۳۹.
- ↑ صحیح مسلم، ج۹، ص۹۲.
- ↑ کسانی که عرش خداوند را برمیدارند و پیرامونیان آن، با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و بدو ایمان میآورند و برای مؤمنان آمرزش میخواهند که: پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است پس، آنان را که توبه آورده و از راه تو پیروی کردهاند بیامرز و از عذاب دوزخ باز دار؛ سوره غافر، آیه:۷.
- ↑ و فرشتگان را میبینی که پیرامون اورنگ (فرمانفرمایی خداوند) حلقه بستهاند ؛ با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و میان آنان به راستی (و درستی) داوری خواهد شد و گفته میشود: سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره زمر، آیه:۷۵.
- ↑ و ماییم که صفزدگانیم.و ماییم که (خداوند را) به پاکی میستاییم؛ سوره صافات، آیه: ۱۶۵ - ۱۶۶.
- ↑ ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ سوره بقره، آیه:۳۰.
- ↑ و اگر گردنکشی کنند، آنان که نزد پروردگارت به سر میبرند شب و روز او را به پاکی یاد میکنند و رنجور نمیشوند؛ سوره فصلت، آیه:۳۸.
- ↑ شب و روز (خداوند را) به پاکی ستایش میکنند در حالی که سستی نمیورزند؛ سوره انبیاء، آیه:۲۰.
- ↑ او را پاک میخوانند و برای او سجده میکنند؛ سوره اعراف، آیه:۲۰۶.
- ↑ و تندر به سپاس او، او را پاک میخواند و فرشتگان نیز از بیم وی (او را پاک میخوانند) و آذرخشها را میفرستد که آنها را به هر که میخواهد میرساند و آنان درباره خداوند چالش میورزند و او سخت کیفر است؛ سوره رعد، آیه: ۱۳.
- ↑ روضالجنان، ج۱۱، ص۲۰۰؛ نثرطوبی، ج۱، ص۳۱۰.
- ↑ خداوند است که بادها را میفرستد که ابرها را برمیانگیزد و آن را در آسمان هر گونه خواهد میگسترد و آن را پارهپاره میگرداند و آنگاه باران پیاپی را مینگری که از لابهلای آن بیرون میزند و چون (خداوند) آن را به کسانی از بندگانش که بخواهد برساند ناگهان شاد میشوند؛ سوره روم، آیه:۴۸.
- ↑ نثر طوبی، ج۱، ص۳۱۰.
- ↑ پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجدهگزاران باش؛ سوره حجر، آیه:۹۸.
- ↑ آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بیگمان بسیار توبهپذیر است؛ سوره نصر، آیه:۳.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۳۲، ص۱۵۸.
- ↑ الکشاف، ج۴، ص۸۱۱.
- ↑ تفسیر لاهیجی، ج۴، ص۸۸۲.
- ↑ بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره غافر، آیه: 55.
- ↑ مجمع البیان، ج۸، ص۸۲۱؛ المیزان، ج۱۷، ص۳۴۱.
- ↑ پرتوی از قرآن، ج۳، ص۱۲۶.
- ↑ بیان السعاده، ج۱، ص۲۶۱.
- ↑ الموسوعة الذهبیه، ج۹، ص۳۲۳.
- ↑ و پاسی از شب را برای او سجده بگزار و او را در بلندای شب به پاکی بستای؛ سوره انسان، آیه:۲۶.
- ↑ چون برمیخیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!و پاسی از شباهنگام و هنگام رفتن ستارگان او را به پاکی بستای!؛ سوره طور، آیه: ۴۸ - ۴۹.
- ↑ مجمعالبیان، ج۹، ص۴۹؛ المیزان، ج۱۹، ص۲۴.
- ↑ پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای؛ سوره طه، آیه:۱۳۰.
- ↑ التبیان، ج۷، ص۲۲۲؛ جوامع الجامع، ج۲، ص۴۷؛ المیزان، ج۱۴، ص۲۳۵.
- ↑ و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه:۱۳۰.
- ↑ التبیان، ج۷، ص۲۲۲؛ جوامع الجامع، ج۲، ص۴۷؛ المیزان، ج۱۴، ص۲۳۵.
- ↑ المیزان، ج۱۹، ص۱۳۶.
- ↑ پس نام سترگ پروردگار خویش را به پاکی بستای!؛ سوره واقعه، آیه:۷۴.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۲۶۴.
- ↑ نام برتر پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره اعلی، آیه:۱.
- ↑ بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه:۱۰۸.
- ↑ المیزان، ج۱۱، ص۲۷۷.
- ↑ و چون موسی به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه:۱۴۳.
- ↑ و آن را افکند؛ ناگهان، آن (چوبدست) ماری شد که میشتافت؛ سوره طه، آیه:۲۰.
- ↑ و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار.هارون برادرم راپشتم را به او استوار دار.و او را در کارم شریک ساز.تا تو را بسیار به پاکی بستاییم.و بسیار تو را به یاد آوریم؛ سوره طه، آیه: ۲۹ - ۳۴.
- ↑ و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانستهای، تو آنچه در درون من است میدانی و من آنچه در ذات توست نمیدانم، بیگمان این تویی که بسیار داننده نهانهایی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۶.
- ↑ گفت: پروردگارا! برای من نشانهای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای؛ سوره آل عمران، آیه:۴۱.
- ↑ آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستایید؛ سوره مریم، آیه:۱۱.
- ↑ بیان السعاده، ج۳، ص۲.
- ↑ ما کوهها را رام گرداندیم که با وی در پایان روز و بامدادان نیایش میکردند.و (نیز) پرندگان را در حالی که (بر او) گرد آورده بودیم به سوی او باز میگشتند؛ سوره ص، آیه: ۱۸- ۱۹.
- ↑ و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوهها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم؛ سوره سبأ، آیه:۱۰.
- ↑ جامع البیان، ج۲۲، ص۸۰.
- ↑ و اگر او از نیایشگران نبود،بیگمان در شکم آن (ماهی)، تا روزی که (همگان) برانگیخته میگردند میماند؛ سوره صافات، آیه:۱۴۳ - ۱۴۴.
- ↑ از مبلّغان نخستین مسیحیت
- ↑ کتاب مقدس، اعمال رسولان، ۱۶ : ۲۵ ـ ۲۷.
- ↑ ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه:۴۱ - ۴۲.
- ↑ به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمیافتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک میخوانند و گردنکشی نمیورزند؛ سوره سجده، آیه:۱۵.