پرش به محتوا

بحث:علم لدنی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۹۵۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۶ اوت ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'جمع بندی' به 'جمع‌بندی'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'جمع بندی' به 'جمع‌بندی')
 
(۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==سرشناسه نوشته شده توسط آقای توحیدی نژاد==
==عنوان بندی آقای فرقانی==
{{نقل قول دوقلو طبقاتی
==معناشناسی==
|شکل بندی بدنه=line-height:170%
|شکل بندی عنوان=
|شکل بندی عنوان ستون راست=background:#EFDDC5; text-align:center; font-size:110%; font-weight:bold;
|شکل بندی عنوان ستون چپ=background:#EFDDC5; text-align:center; font-size:110%; font-weight:bold
|شکل بندی ستون راست=background-color: #FFF8EA; text-align:justify; font-size:100%; width: 50%
|شکل بندی ستون چپ=background-color: #FEFFF3; text-align:justify; font-size:100%
|شکل بندی فصل=
|رنگ حاشیه=
|تراز=
|عرض=
|عنوان=
|عنوان ستون راست=
|عنوان ستون چپ=
|یکی شدن عنوان =
|
بر اساس منابع [[قرآنی]] و [[حدیثی]] و به [[حکم عقل]]، [[امامان]] علاوه بر صفت [[عصمت]] و [[الهام]] دارای [[علم ویژه]] [[الهی]] یا همان «[[علم لدنی]]» نیز هستند، به این معنی که [[علم]] و [[معرفت]] آنان مانند علم [[انسان‌ها]] از راه عادی مانند [[آموزش]] و فراگیری نیست، بلکه مانند [[علم پیامبران]] از طرق غیرعادی مثل الهام و [[فرشتگان]] به دست می‌‌‌آید که در [[ادبیات]] [[روایات]] به "محدثون" و "مفهّمون" تعبیر می‌‌‌شود. یعنی از جمله راه‌های انتقال [[علوم]] به [[اهل بیت]]{{ع}} اعطای آن از طریق علم لدنی است. علم لدنی، [[افاضۀ بی‌واسطۀ دانش]]، از ناحیۀ [[خداوند]] به برخی از [[بندگان شایسته]]؛ مانند: [[پیامبران]] یا [[امامان الهی]] {{ع}} است و با [[علمی]] که انسان‌های عادی می‌آموزند تفاوت دارد. این علم به موجب [[ادلۀ عقلی]] و [[نقلی]] که آن را [[اثبات]] می‌کند قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و [[تغییر]] نمی‌پذیرد و به اصطلاح علم به آنچه در [[لوح محفوظ]] [[ثبت]] شده است و [[آگاهی]] از آنچه قضای حتمی خداوند به آن تعلق گرفته، است؛ لذا هیچ گونه تکلیفی به متعلق این گونه علم از آن جهت که حتمی‌الوقوع می‌باشد تعلق نمی‌گیرد.


علم لدنی موهبتی الهی است که از راه‌های طبیعی به دست نمی‌آید و [[خدا]] به هر که بخواهد اعطا می‌کند، حواس و [[تفکر]] راهی به آن ندارد، ادلۀ عقلی و نقلی آن را اثبات و قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و تغییر نمی‌پذیرد. این علم از طریق مهارت [[باطن]] و [[ریاضت‌های شرعی]] و انجام [[فرائض]] و [[نوافل]] و در اثر [[اخلاص]] به [[انسان‌های پاک]] و مستعد [[افاضه]] می‌شود. این علم هم شامل علم به [[ظاهر احکام]] و [[باطن شریعت]] و هم شامل [[علوم غیبی]] و حوادث گذشته و [[آینده]] که به صورت قضایای قطعیه هستند و هم شامل [[الهامات قلبی]] می‌شود. علم لدنی گاهی به صورت [[وحی]] و گاهی به صورت الهام و در پاره‌ای موارد به شکل [[تحدیث]] به دست می‌‌‌آید.
===معناشناسی «[[غیب]]» و «[[علم غیب]]»===


[[امام]]{{ع}} از راه [[موهبت الهی]] و نه از راه اکتساب، به همه چیز واقف و از همه چیز [[آگاه]] است و هر چیز را بخواهد، به [[اذن خدا]]، به ادنی توجیهی می‌داند و مراد از [[علم امام]]، [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] [[موهوبی]] است که با واسطه یا بی‌واسطه از جانب [[خداوند]] به [[انبیا]] و [[اوصیا]] اعطا می‌گردد.
====معنای لغوی====


[[علم لدنی]] و [[علم غیب]] هر دو تعبیری از یک [[حقیقت]] هستند که مؤلفۀ اصلی آن پنهان بودن از دیگران است. البته در علم لدنی و علم غیب یک محور اساسی دیگر نیز وجود دارد و آن مسئله [[فضیلت]] محوری در این [[دانش]] است، این فضیلت یا به ذات آن [[علم]] و یا به پیامدها و نتایج آن بازگشت دارد. [[استعداد]] و [[شایستگی]] شرط آن است و ورود به [[مقام]] والای [[عبودیت]] خداوند ﴿عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا﴾ [[آدمی]] را سزاوار دریافت چنین [[رحمت]] ربانی می‌کند.
====معنای اصطلاحی====


[[اهل سنت]] و برخی به اصطلاح روشنفکران [[علم لدنی امام]] را با اصل [[خاتمیت]] ناسازگار می‌‌‌دانند و معتقدند صفت علم لدنی از مختصات [[پیامبران]] است و با [[رحلت پیامبر اسلام]]{{صل}} این صفت نیز دست نیافتنی خواهد بود. آنان با این نگرش [[منزلت ائمه]] اطهار {{ع}} را به مراتب پایین و عادی تنزل داده و آنان را نهایت در [[حد]] "[[علمای ابرار]]" توصیف می‌‌‌کنند<ref>«ائمه فاقد علم اکتسابی یا علم غیب هستند، به عبارت دیگر، امامان معارف دینی را به شیوه اکتسابی از امام قبل به دست آورده‌اند و با رأی و اجتهاد و استنباط احکام شرعی را تحصیل کرده‌اند»؛ محسن کدیور، مجله مدرسه، ش ۳، اردی بهشت ۱۳۸۵، ص۹۵ و نیز: همو، «بازخوانی امامت در پرتو نهضت حسینی»، روزنامه شرق، مورخه ۱۴ و ۱۵ اسفند ۱۳۸۴.</ref>.
===معناشناسی «[[علم لدنی]]»===


لازمۀ چنین نگرشی به [[امامت]]، [[تفسیر]] منشأ [[علم امامان]] به منابع عادی مانند [[ظن]] و [[اجتهاد]] است که رهاورد آن تجویز [[خطا]] و [[سلب]] [[حجیت]] اقوال [[امامان]] و تلقی آن مانند یک [[معرفت دینی]] بشری است<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>. در جواب [[شبهه]] باید گفت: [[علم لدنی]] اختصاص به [[پیامبران]] ندارد و [[پیامبر]]{{صل}} به [[علم غیب]] و [[لدنی]] [[ائمه]] {{ع}} در موارد مختلف تصریح داشته است و اگر چنین علمی‌ با اصل [[خاتمیت]] تهافت داشت خود [[پیامبر خاتم]] چنین عمل نمی‌ نمود: " همچنین [[امام علی]]{{ع}} به علم غیب خویش تصریح و علم غیب رهاورد [[ولایت باطنی]] است. اصل ادعای علم لدنی و [[غیب]] هیچ ارتباطی با [[نبوت]] و خاتمیت ندارد؛ چراکه علم لدنی و غیب شامل انسان‌های غیر پیامبر هم می‌‌‌شود. بر این اساس [[نفس]] علم غیب و [[اثبات]] آن برای [[امامان معصوم]] با اصل نبوت و خاتمیت تهافت و [[ناسازگاری]] ندارد. اگر [[مدعی علم غیب]] و لدنی علاوه بر ادعای آن، مدعی [[پیام آسمانی]] جدید در غیر قالب [[شریعت اسلام]] باشد، چنین علمی‌ با اصل خاتمیت [[تعارض]] پیدا می‌‌‌کند، اما هیچ [[شیعی]] مدعی آن نیست که [[امامان]] چنین ادعایی داشتند، بلکه خود ائمه بعد از توصیف [[علم]] خود به [[الهام]] و [[الهی]] در [[مقام]] زدودن چنین شبهه‌ای برآمده و متذکر شدند که بعد از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[پیامبری]] نخواهد آمد. اگر مقصود مدعی تهافت علم لدنی با خاتمیت این باشد که امامان در پرتو علم غیب خود، مدعی [[عصمت]]، [[حجیت]] [[گفتار]] و [[تشریع]] در بعض [[احکام]] اسلام‌اند، در این‌باره باید گفت اولاً: اصل [[ادعای علم غیب]] و لدنی با خاتمیت منافات ندارد، اما آنچه در نظر مستشکل منافات دارد، ادعای حجیت و تشریع است اما حجیت و تشریع آنان به [[اذن الهی]] ـ که [[شارع]] [[حقیقی]] [[اسلام]] است ـ و [[تفویض]] پیامبر اسلام {{صل}} است که در [[حقیقت]] نه منافی خاتمیت بلکه [[متمم]] و مکمل آن نیز هست<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
====معنای لغوی====
|
*'''علم غیب'''
<small>عِلم غَیْب، گونه‌ای آگاهی که در حالت طبیعی برای انسان دست‌یافتنی نیست و خداوند، برخی انسان‌ها را از آن بهره‌مند می‌کند. بنابر آموزه‌های شیعی، آگاهی از غیب، مخصوص خداوند است؛ ولی او بنابر مصالحی، برخی انسان‌ها را از آن بهره‌مند می‌کند. با این حال، برخی علوم غیبی مانند علم به ذات خداوند، مخصوص خود اوست و کسی را توان رسیدن به آن نیست. بر اساس آموزه‌های دینی، پیامبران ( یا دست‌کم برخی از آنها)، از جمله پیامبر اسلام(ص)، امامان شیعه و برخی از انسان‌های صالح از علم غیب برخوردارند. مقدار و گستره این علم در افراد مختلف، متفاوت است و بیشترین میزان آن مخصوص پیامبر اکرم (ص) و جانشینان اوست.


درباره علم غیب امامان، دو نظر عمده حداقلی و حداکثری در بین متکلمان شیعه رواج داشته است. علمای متأخر شیعه بیشتر به علم غیب غیر محدود امامان معتقدند.</small>
====معنای اصطلاحی====


==روابط معنایی همسو و نسبت میان آنها==


===رابطه و نسبت «علم غیب» با «علم لدنی»===


===رابطه و نسبت «علم غیب» با «[[لوح محفوظ]]»===


==ویژگی‌های علم لدنی==


==مقدمه==
==اقسام علم لدنی==
 
==صاحبان علم لدنی==
 
==ادله اثبات علم لدنی برای غیر خدا==
===ادله عقلی===
===ادله نقلی===
====آیات قرآن کریم====
====روایات====
 
==جمع‌بندی==
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
== مواد خام قبلی==
===مقدمه===
اصطلاح علم لدنی یا [[علم افاضی]]<ref>ر. ک. [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]] و [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، [[قبسات (نشریه)|فصلنامه قبسات]]، ص ۱۵.</ref> از واژه‌هایی است که به مرور در سخنان علمای شیعه، برای اشاره به علم موهوبی رواج یافت<ref>ر. ک. [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟ .</ref> و از آیۀ ۶۵ سورۀ کهف اقتباس شده است<ref>ر. ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]؛ [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص ۴۱؛ ر. ک. [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟؛ [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایان‌نامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۱۱۲.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا }}﴾}}<ref> و بنده‌ای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم؛ سوره کهف، آیه:۶۵.</ref> آیه مربوط به داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و بنده‌ای از بندگان خدا "[[حضرت خضر]]{{ع}} است که خداوند در توصیف وی از بهره‌مندی او از علمی الهی سخن می‌گوید<ref>ر. ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]</ref>.
اصطلاح علم لدنی یا [[علم افاضی]]<ref>ر. ک. [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]] و [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، [[قبسات (نشریه)|فصلنامه قبسات]]، ص ۱۵.</ref> از واژه‌هایی است که به مرور در سخنان علمای شیعه، برای اشاره به علم موهوبی رواج یافت<ref>ر. ک. [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟ .</ref> و از آیۀ ۶۵ سورۀ کهف اقتباس شده است<ref>ر. ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]؛ [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص ۴۱؛ ر. ک. [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟؛ [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایان‌نامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۱۱۲.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا }}﴾}}<ref> و بنده‌ای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم؛ سوره کهف، آیه:۶۵.</ref> آیه مربوط به داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و بنده‌ای از بندگان خدا "[[حضرت خضر]]{{ع}} است که خداوند در توصیف وی از بهره‌مندی او از علمی الهی سخن می‌گوید<ref>ر. ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]</ref>.
*علم لدنی علمی است، از طرف خداوند و به القای الهی<ref>ر. ک. [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]] و [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، [[قبسات (نشریه)|فصلنامه قبسات]]، ص ۱۵.</ref>. ویژگی علم لدنی این است، از راه‌های طبیعی به دست نیامده، بلکه موهبتی الهی است و خدا به هر که بخواهد اعطا می‌کند<ref>ر. ک. [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]] و [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، [[قبسات (نشریه)|فصلنامه قبسات]]، ص ۱۵؛ ر. ک. [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟؛ [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص ۴۱؛ سلطانی، مصطفی، امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، ص ۶۹.</ref>، حواس و تفکر را به آن راهی نیست<ref>ر. ک. [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۲۴ و ۲۵؛ [[حسین صالحی مالستانی|صالحی مالستانی، حسین]]، [[علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی (مقاله)|علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی]]، [[حضور (نشریه)|فصلنامه حضور]]، ش ۸۸، صفحه؟؟؟.</ref>، علم شهودی و حضوری است که از راه تهذیب نفس و پیمودن مسیر تکامل و بار یافتن به مقام لدن، به دست می‌آید<ref>ر. ک. [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایان‌نامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۱۱۲.</ref>   
*علم لدنی علمی است، از طرف خداوند و به القای الهی<ref>ر. ک. [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]] و [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، [[قبسات (نشریه)|فصلنامه قبسات]]، ص ۱۵.</ref>. ویژگی علم لدنی این است، از راه‌های طبیعی به دست نیامده، بلکه موهبتی الهی است و خدا به هر که بخواهد اعطا می‌کند<ref>ر. ک. [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]] و [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، [[قبسات (نشریه)|فصلنامه قبسات]]، ص ۱۵؛ ر. ک. [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟؛ [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص ۴۱؛ سلطانی، مصطفی، امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، ص ۶۹.</ref>، حواس و تفکر را به آن راهی نیست<ref>ر. ک. [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۲۴ و ۲۵؛ [[حسین صالحی مالستانی|صالحی مالستانی، حسین]]، [[علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی (مقاله)|علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی]]، [[حضور (نشریه)|فصلنامه حضور]]، ش ۸۸، صفحه؟؟؟.</ref>، علم شهودی و حضوری است که از راه تهذیب نفس و پیمودن مسیر تکامل و بار یافتن به مقام لدن، به دست می‌آید<ref>ر. ک. [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایان‌نامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۱۱۲.</ref>   
خط ۴۸: خط ۵۶:
*برخی به صورت گذرا و برخی هم شرایطی را برای آن ذکر کرده‌اند اما در مجموع همگی به وجود داشتن آن اذعان دارند<ref>ر. ک. [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص ۱۸۸.</ref>.
*برخی به صورت گذرا و برخی هم شرایطی را برای آن ذکر کرده‌اند اما در مجموع همگی به وجود داشتن آن اذعان دارند<ref>ر. ک. [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص ۱۸۸.</ref>.


==چیستی [[علم غیب]]==
===چیستی [[علم غیب]]===
* مقصود از غیب و دانش غیبی آگاهی‌های مخفی و پوشیده از دیگران است<ref>ر. ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]</ref>، عالم غیب در مقابل عالم شهود، چیزهایی است که به وسیلۀ حواس مادی قابل درک نباشند و از قلمرو حواس برتر و بالاتر باشند، مانند اوضاع قیامت و معاد، بهشت و دوزخ، ثواب‌ها و عقاب‌های اخروی، و ملائکه و فرشتگان و حوادث گذشته و آینده که برای انسان با این حواس مادی غیر قابل درکند ولی نسبت به پروردگار جهان حاضر می‌باشند<ref>ر. ک. [[گل افشان پارسانسب|پارسانسب، گل افشان]]، [[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص ۳۲.</ref>. به عنوان نمونه آیۀ ۲۶ سورۀ کهف می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۲۶ سوره کهف نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)|قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا]]}}﴾}}<ref> بگو: خداوند بر آن اندازه که درنگ کردند داناتر است، نهان آسمان‌ها و زمین از آن اوست؛ چه بینا و چه شنواست! آنان را جز او سروری نیست و هیچ کس را در فرمانروایی خویش شریک نمی‌گرداند؛ سوره کهف، آیه:۲۶.</ref> آیات قرآن [[علم غیب]] را مختص خداوند می‌دانند مگر کسانی که خداوند از آنها راضی باشد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}﴾}}<ref>او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه: ۲۶ و ۲۷.</ref>
* مقصود از غیب و دانش غیبی آگاهی‌های مخفی و پوشیده از دیگران است<ref>ر. ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]</ref>، عالم غیب در مقابل عالم شهود، چیزهایی است که به وسیلۀ حواس مادی قابل درک نباشند و از قلمرو حواس برتر و بالاتر باشند، مانند اوضاع قیامت و معاد، بهشت و دوزخ، ثواب‌ها و عقاب‌های اخروی، و ملائکه و فرشتگان و حوادث گذشته و آینده که برای انسان با این حواس مادی غیر قابل درکند ولی نسبت به پروردگار جهان حاضر می‌باشند<ref>ر. ک. [[گل افشان پارسانسب|پارسانسب، گل افشان]]، [[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص ۳۲.</ref>. به عنوان نمونه آیۀ ۲۶ سورۀ کهف می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۲۶ سوره کهف نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)|قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا]]}}﴾}}<ref> بگو: خداوند بر آن اندازه که درنگ کردند داناتر است، نهان آسمان‌ها و زمین از آن اوست؛ چه بینا و چه شنواست! آنان را جز او سروری نیست و هیچ کس را در فرمانروایی خویش شریک نمی‌گرداند؛ سوره کهف، آیه:۲۶.</ref> آیات قرآن [[علم غیب]] را مختص خداوند می‌دانند مگر کسانی که خداوند از آنها راضی باشد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}﴾}}<ref>او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه: ۲۶ و ۲۷.</ref>


==رابطه علم لدنی و [[علم غیب]]==
===رابطه علم لدنی و [[علم غیب]]===
*بر اساس تعریف ارائه شده و مصادیق مطرح شده از علم لدنی و [[علم غیب]] می‌توان ادعا کرد هر دو، تعبیری از یک حقیقت هستند که مؤلفۀ اصلی آن پنهان بودن از دیگران است. البته در علم لدنی و [[علم غیب]] یک محور اساسی دیگر نیز وجود دارد و آن مسئله فضیلت محوری در این دانش است، این فضیلت یا به ذات آن علم و یا به پیامدها و نتایج آن بازگشت دارد<ref>ر. ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]</ref>. استعداد و شایستگی شرط آن است و ورود به مقام والای عبودیت خداوند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا}}﴾}} آدمی را سزاوار دریافت چنین رحمت ربانی می‌کند.
*بر اساس تعریف ارائه شده و مصادیق مطرح شده از علم لدنی و [[علم غیب]] می‌توان ادعا کرد هر دو، تعبیری از یک حقیقت هستند که مؤلفۀ اصلی آن پنهان بودن از دیگران است. البته در علم لدنی و [[علم غیب]] یک محور اساسی دیگر نیز وجود دارد و آن مسئله فضیلت محوری در این دانش است، این فضیلت یا به ذات آن علم و یا به پیامدها و نتایج آن بازگشت دارد<ref>ر. ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]</ref>. استعداد و شایستگی شرط آن است و ورود به مقام والای عبودیت خداوند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا}}﴾}} آدمی را سزاوار دریافت چنین رحمت ربانی می‌کند.
*اصطلاح [[علم غیب]] به لحاظ این است که از راه‌های عادی قابل دسترسی نیست و به اعتبار اینکه از جانب خداوند افاضه می‌شود علم لدنی نام دارد<ref>ر. ک. [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۲۴ و ۲۵.</ref>.
*اصطلاح [[علم غیب]] به لحاظ این است که از راه‌های عادی قابل دسترسی نیست و به اعتبار اینکه از جانب خداوند افاضه می‌شود علم لدنی نام دارد<ref>ر. ک. [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۲۴ و ۲۵.</ref>.
*البته باید توجه داشت هر علم غیبی، علم لدنی است، چون غیب بر همگان پوشیده است و کسی جز خدا آن را نمی‏‌داند، مگر کسانی که خداوند بخواهد و چنین علمی را به آنان موهبت کند، اما هر علم لدنی، [[علم غیب]] نیست یعنی ممکن است خداوند علم برخی از امور را که برای نوع بشر از طرق عادی قابل اکتساب و تحصیل است، به بعضی انسان‌‏ها بدون کسب و تحصیل، اعطا کند. چنین علمی موهبتی و لدنی است اما علم به غیب نیست، چون برای سایرین پوشیده نیست. مثل این که خداوند بر اثر یک عنایت، به شخص بی‏سوادی سواد خواندن و نوشتن اعطا کند و یا کسی را حافظ قرآن قرار دهد. حاصل سخن اینکه هر علم غیبی، علم لدنی است اما برخی علوم لدنی، [[علم غیب]] نیستند. به اصطلاح منطقی رابطۀ بین این دو، عموم و خصوص مطلق است. علم لدنی، عام مطلق و [[علم غیب]]، خاص مطلق است<ref>ر. ک. هاشمی، سیدعلی، مکاتبۀ اختصاصی با دانشنامۀ مجازی امامت و و لایت، پژوهشگران وبگاه پرسمان.</ref>
*البته باید توجه داشت هر علم غیبی، علم لدنی است، چون غیب بر همگان پوشیده است و کسی جز خدا آن را نمی‏‌داند، مگر کسانی که خداوند بخواهد و چنین علمی را به آنان موهبت کند، اما هر علم لدنی، [[علم غیب]] نیست یعنی ممکن است خداوند علم برخی از امور را که برای نوع بشر از طرق عادی قابل اکتساب و تحصیل است، به بعضی انسان‌‏ها بدون کسب و تحصیل، اعطا کند. چنین علمی موهبتی و لدنی است اما علم به غیب نیست، چون برای سایرین پوشیده نیست. مثل این که خداوند بر اثر یک عنایت، به شخص بی‏سوادی سواد خواندن و نوشتن اعطا کند و یا کسی را حافظ قرآن قرار دهد. حاصل سخن اینکه هر علم غیبی، علم لدنی است اما برخی علوم لدنی، [[علم غیب]] نیستند. به اصطلاح منطقی رابطۀ بین این دو، عموم و خصوص مطلق است. علم لدنی، عام مطلق و [[علم غیب]]، خاص مطلق است<ref>ر. ک. هاشمی، سیدعلی، مکاتبۀ اختصاصی با دانشنامۀ مجازی امامت و و لایت، پژوهشگران وبگاه پرسمان.</ref>


==ضرورت علم لدنی==
===ضرورت علم لدنی===
*به منظور تحقق سعادت حقیقی انسان‌ها، [[امام]] باید اولاً نسبت به معارف اسلامی، [[علم خدادادی]] داشته باشد ثانیاً نسبت به چگونگی اداره جامعه و اجرای قوانین اسلامی از علم الهی برخوردار باشد. زیرا اگر [[امام]] فقط عالم به معارف باشد و علم مدیریت نداشته باشد، اجرای قوانین اسلام تعطیل می‌ماند. لذا [[امام]] باید [[معصوم]] باشد تا عملش در معارف دین و مدیریت جامعه خطاناپذیر باشد. با مراجعه به روایات درمی‌یابیم که [[علم امام]]، فراتر از معارف و مدیریت جامعه است. [[امام صادق]] می‌فرمایند:"من به همه آنچه در آسمآنها و زمین است و آنچه در بهشت و جهنم است، علم دارد. من به همه امور مربوط به گذشته و آینده علم و آگاهی دارم"<ref>ر.ک. [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۲۱۳ - ۲۱۴.</ref>.
*به منظور تحقق سعادت حقیقی انسان‌ها، [[امام]] باید اولاً نسبت به معارف اسلامی، [[علم خدادادی]] داشته باشد ثانیاً نسبت به چگونگی اداره جامعه و اجرای قوانین اسلامی از علم الهی برخوردار باشد. زیرا اگر [[امام]] فقط عالم به معارف باشد و علم مدیریت نداشته باشد، اجرای قوانین اسلام تعطیل می‌ماند. لذا [[امام]] باید [[معصوم]] باشد تا عملش در معارف دین و مدیریت جامعه خطاناپذیر باشد. با مراجعه به روایات درمی‌یابیم که [[علم امام]]، فراتر از معارف و مدیریت جامعه است. [[امام صادق]] می‌فرمایند:"من به همه آنچه در آسمآنها و زمین است و آنچه در بهشت و جهنم است، علم دارد. من به همه امور مربوط به گذشته و آینده علم و آگاهی دارم"<ref>ر.ک. [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۲۱۳ - ۲۱۴.</ref>.


==چند پرسش ==
===چند پرسش ===
#آیا ایشان به‌صورت بالفعل از این علوم بهره‌مند بودند؟
#آیا ایشان به‌صورت بالفعل از این علوم بهره‌مند بودند؟
#آیا ایشان همواره از چنین علومی بهره می‌گرفتند؟
#آیا ایشان همواره از چنین علومی بهره می‌گرفتند؟
خط ۹۸: خط ۱۰۶:
#اگر مقصود مدعی تهافت [[علم لدنی]] با [[خاتمیت]] این باشد که [[امامان]] در پرتو [[علم غیب]] خود، مدعی [[عصمت]]، [[حجیت]] گفتار و [[تشریع]] در بعض [[احکام]] اسلام‌اند، در این‌باره باید گفت اولاً: اصل ادعای [[علم غیب]] و [[علم لدنی|لدنی]] با [[خاتمیت]] منافات ندارد، اما آنچه در نظر مستشکل منافات دارد، ادعای [[حجیت]] و [[تشریع]] است که تحلیل و پاسخ این [[شبهه]] در صفحات پیشین گذشت. آنجا ذکر شد که [[حجیت]] و [[تشریع]] آنان به اذن الهی - که [[شارع]] حقیقی [[اسلام]] است - و [[تفویض]] [[پیامبر اسلام]]می‌‌ باشد که در حقیقت آن نه منافی [[خاتمیت]] بلکه متمم و مکمل آن نیزمی‌‌‌باشد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
#اگر مقصود مدعی تهافت [[علم لدنی]] با [[خاتمیت]] این باشد که [[امامان]] در پرتو [[علم غیب]] خود، مدعی [[عصمت]]، [[حجیت]] گفتار و [[تشریع]] در بعض [[احکام]] اسلام‌اند، در این‌باره باید گفت اولاً: اصل ادعای [[علم غیب]] و [[علم لدنی|لدنی]] با [[خاتمیت]] منافات ندارد، اما آنچه در نظر مستشکل منافات دارد، ادعای [[حجیت]] و [[تشریع]] است که تحلیل و پاسخ این [[شبهه]] در صفحات پیشین گذشت. آنجا ذکر شد که [[حجیت]] و [[تشریع]] آنان به اذن الهی - که [[شارع]] حقیقی [[اسلام]] است - و [[تفویض]] [[پیامبر اسلام]]می‌‌ باشد که در حقیقت آن نه منافی [[خاتمیت]] بلکه متمم و مکمل آن نیزمی‌‌‌باشد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس2}}
 
==نکته==
* شرح مدخل اصلی '''علم لدنی معصوم''' هنوز آماده انتشار نیست.
* پرسش‌های عام '''[[علم معصوم (پرسش)|علم معصوم]]''' و اختصاصی '''[[علم لدنی معصوم (پرسش)|علم لدنی]]''' در درون این مدخل‌ها جستجو شوند.
* اين مدخل از چند منظر متفاوت، مورد بررسی و تحقیق قرار خواهد گرفت:
# [[علم لدنی امام]]؛
# [[علم لدنی پیامبر]]؛
# [[علم لدنی پیامبر خاتم]]؛
# [[علم لدنی ولی]]؛
# [[علم لدنی وصی]]؛
# [[علم لدنی اهل بیت]] (ع)؛
# [[علم لدنی فاطمه زهرا]] (ع).
 
=='''[[:رده:آثار علم لدنی معصوم|منبع‌شناسی جامع علم لدنی معصوم]]'''==
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم لدنی معصوم|کتاب‌شناسی علم لدنی معصوم]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم لدنی معصوم|مقاله‌شناسی علم لدنی معصوم]]؛
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم لدنی معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم لدنی معصوم]].
 
 
[[رده:مدخل‌های اصلی دانشنامه]]
[[رده:علم لدنی معصوم]]
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش