آیه اعتصام: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| عنوان مدخل  = آیه اعتصام
| عنوان مدخل  = آیه اعتصام
| مداخل مرتبط = [[آیه اعتصام در قرآن]] - [[آیه اعتصام در حدیث]] - [[آیه اعتصام در کلام اسلامی]] - [[آیه اعتصام در گفتگوهای بین‌المذاهب]]
| مداخل مرتبط = [[آیه اعتصام در قرآن]] - [[آیه اعتصام در حدیث]] - [[آیه اعتصام در کلام اسلامی]] - [[آیه اعتصام در گفتگوهای بین‌المذاهب]]
| پرسش مرتبط  = آیه اعتصام (پرسش)
| پرسش مرتبط  = آیه اعتصام (پرسش)
}}
}}


متن آیه: {{متن قرآن|وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدین‌گونه خداوند آیات خ» سوره آل عمران، آیه 103.</ref>
متن آیه: {{متن قرآن|وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدین‌گونه خداوند آیات خ» سوره آل عمران، آیه 103.</ref>


==شأن نزول==
== شأن نزول ==
{{اصلی|شأن نزول آیه اعتصام}}
{{اصلی|شأن نزول آیه اعتصام}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ *وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید و جز در مسلمانی نمیرید *و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدین‌گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن می‌گوید باشد که شما راهیاب گردید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲-۱۰۳.</ref>.
{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید و جز در مسلمانی نمیرید * و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدین‌گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن می‌گوید باشد که شما راهیاب گردید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲-۱۰۳.</ref>.
[[خداوند]] در این [[آیات]]، ابتدا بر [[ضرورت]] رسیدن به قله کمال [[بندگی]]، یعنی [[اسلام]] و [[تسلیم]] کامل در [[درگاه الهی]] از طریق [[تقواپیشگی]] تأکید می‌نماید و سپس نیل به این مقصد را منحصر در [[اعتصام به حبل الهی]] معرفی می‌کند. در [[روایات]]، [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[ائمه هدی]]{{عم}} مصداق حبل [[اللّه]] معرفی شده‌اند. با تحلیل واژه‌های [[تقوا]]، [[اعتصام]] و حبل نیز به خوبی روشن می‌شود که [[قرآن]] به [[تنهایی]] نمی‌تواند مصداق حبل اللّه باشد؛ زیرا، علامت حبل اللّه در [[آیه]] آن است که محور [[وحدت]] [[امت]] قرارگیرد؛ ولی قرآن به تنهایی قابل توجیه و تفسیرهای ناروا است و اگر مبینی در کنار آن نباشد، خود منشأ [[اختلاف]] در میان امت است.
[[خداوند]] در این [[آیات]]، ابتدا بر [[ضرورت]] رسیدن به قله کمال [[بندگی]]، یعنی [[اسلام]] و [[تسلیم]] کامل در [[درگاه الهی]] از طریق [[تقواپیشگی]] تأکید می‌نماید و سپس نیل به این مقصد را منحصر در [[اعتصام به حبل الهی]] معرفی می‌کند. در [[روایات]]، [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[ائمه هدی]]{{عم}} مصداق حبل [[اللّه]] معرفی شده‌اند. با تحلیل واژه‌های [[تقوا]]، [[اعتصام]] و حبل نیز به خوبی روشن می‌شود که [[قرآن]] به [[تنهایی]] نمی‌تواند مصداق حبل اللّه باشد؛ زیرا، علامت حبل اللّه در [[آیه]] آن است که محور [[وحدت]] [[امت]] قرارگیرد؛ ولی قرآن به تنهایی قابل توجیه و تفسیرهای ناروا است و اگر مبینی در کنار آن نباشد، خود منشأ [[اختلاف]] در میان امت است.
از سوی دیگر، اگر حبل اللّه تنها [[سنت نبوی]]{{صل}} باشد، همان مشکل [[تفسیر]] و توجیه‌های نادرست و نیز ضرورت وجود [[مبیّن]]، باقی خواهد بود؛ زیرا حبل اللّه برای همه زمان‌ها باید محور وحدت امت باشد، در حالی که با [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} [[اختلافات]] آغاز شد و هر دسته خود را محق و بر سنت نبوی{{صل}} می‌دانست.
از سوی دیگر، اگر حبل اللّه تنها [[سنت نبوی]]{{صل}} باشد، همان مشکل [[تفسیر]] و توجیه‌های نادرست و نیز ضرورت وجود [[مبیّن]]، باقی خواهد بود؛ زیرا حبل اللّه برای همه زمان‌ها باید محور وحدت امت باشد، در حالی که با [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} [[اختلافات]] آغاز شد و هر دسته خود را محق و بر سنت نبوی{{صل}} می‌دانست.
با توجه به بیان فوق، محور [[اتحاد]] [[امت]] باید مقامی باشد که اولاً، [[قائم]] به فرد نباشد و در نتیجه در کنار [[قرآن]] [[جاودانه]] بماند؛ ثانیاً، [[امین]] [[وحی الهی]] و حبل ممدودی بین [[آسمان]] و [[زمین]] باشد. مصداق چنین مقامی در [[زمان]] [[رسول اکرم]]{{صل}}، وجود [[مبارک]] آن [[حضرت]] است و بعد از [[رحلت]] ایشان، کسانی هستند که نازل‌منزله آن حضرت در [[علم]]، [[عصمت]] و [[اتصال به عالم غیب]] باشند و با بیانات صریح و عمل خود، پرده ابهام را از قرآن و [[سنت نبوی]]{{صل}} بزدایند و [[تفسیری]] صحیح از [[دین]] ارائه نمایند؛ تا جایی برای [[تفسیر]] و توجیه‌های نابه‌جا باقی نماند و حبل ممدود [[هدایت]] به [[توحید]] و مراتب عالی [[ملکوت]] میان [[خلق]] و خالقند. چنین شخصیت‌های مقدسی تنها در اوصیای گرامی آن حضرت{{عم}} خلاصه می‌گردند.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۹۹.</ref>
با توجه به بیان فوق، محور [[اتحاد]] [[امت]] باید مقامی باشد که اولاً، [[قائم]] به فرد نباشد و در نتیجه در کنار [[قرآن]] [[جاودانه]] بماند؛ ثانیاً، [[امین]] [[وحی الهی]] و حبل ممدودی بین [[آسمان]] و [[زمین]] باشد. مصداق چنین مقامی در [[زمان]] [[رسول اکرم]]{{صل}}، وجود [[مبارک]] آن [[حضرت]] است و بعد از [[رحلت]] ایشان، کسانی هستند که نازل‌منزله آن حضرت در [[علم]]، [[عصمت]] و [[اتصال به عالم غیب]] باشند و با بیانات صریح و عمل خود، پرده ابهام را از قرآن و [[سنت نبوی]]{{صل}} بزدایند و [[تفسیری]] صحیح از [[دین]] ارائه نمایند؛ تا جایی برای [[تفسیر]] و توجیه‌های نابه‌جا باقی نماند و حبل ممدود [[هدایت]] به [[توحید]] و مراتب عالی [[ملکوت]] میان [[خلق]] و خالقند. چنین شخصیت‌های مقدسی تنها در اوصیای گرامی آن حضرت{{عم}} خلاصه می‌گردند.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۹۹.</ref>


==[[حبل اللّه]] در [[آیه]] مورد [[استدلال]]==
== [[حبل اللّه]] در [[آیه]] مورد [[استدلال]] ==
[[سیاق آیات]] [[آل عمران]] نیز [[شاهد]] بر انحصار حبل اللّه در [[مقام ولایت]] است؛ زیرا در آیه ۱۰۱، در عین آنکه [[خداوند]] محور [[وحدت]] را معرفی می‌نماید و می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref> ولی جلوه عملی و [[عینی]] این وحدت را [[قرآن]] و وجود [[مبارک]] [[نبی اکرم]]{{صل}} معرفی می‌کند و می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ}}<ref>«و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما می‌خوانند و پیامبر او در میان شماست» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref>. در آیه ۱۰۲، برای آنکه کسی [[گمان]] [[نبرد]] که ملاک [[اعتصام]] به [[پروردگار]] تنها [[ایمان]] یا [[احترام]] صوری به [[ظاهر قرآن]] یا شخص [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} است، بلافاصله امر به [[تقوی]] و آن هم در عالی‌ترین مرتبه ممکن می‌نماید و می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>؛ یعنی محور اصلی اعتصام به پروردگار، [[پذیرش اسلام]]، به معنای [[پاک]] شدن از همه انحای [[شرک]] و خود محوری‌ها است و این مهم جز با اتیان [[حق]] [[تقوا]] حاصل نمی‌شود. همه سخن در آن است که توان و ایمان افراد مختلف ست و هر کس در حدّ [[استطاعت]] خود می‌تواند [[متّقی]] باشد. از همین روست که وقتی [[اصحاب]] به [[رسول خدا]]{{صل}} نسبت به اتیان [[حقّ]] تقوا ابزار عجز نمودند، این آیه درباره آنان نازل شد: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ}}<ref>«هر چه می‌توانید از خداوند پروا کنید» سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref>.
[[سیاق آیات]] [[آل عمران]] نیز [[شاهد]] بر انحصار حبل اللّه در [[مقام ولایت]] است؛ زیرا در آیه ۱۰۱، در عین آنکه [[خداوند]] محور [[وحدت]] را معرفی می‌نماید و می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref> ولی جلوه عملی و [[عینی]] این وحدت را [[قرآن]] و وجود [[مبارک]] [[نبی اکرم]]{{صل}} معرفی می‌کند و می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ}}<ref>«و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما می‌خوانند و پیامبر او در میان شماست» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref>. در آیه ۱۰۲، برای آنکه کسی [[گمان]] [[نبرد]] که ملاک [[اعتصام]] به [[پروردگار]] تنها [[ایمان]] یا [[احترام]] صوری به [[ظاهر قرآن]] یا شخص [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} است، بلافاصله امر به [[تقوی]] و آن هم در عالی‌ترین مرتبه ممکن می‌نماید و می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>؛ یعنی محور اصلی اعتصام به پروردگار، [[پذیرش اسلام]]، به معنای [[پاک]] شدن از همه انحای [[شرک]] و خود محوری‌ها است و این مهم جز با اتیان [[حق]] [[تقوا]] حاصل نمی‌شود. همه سخن در آن است که توان و ایمان افراد مختلف ست و هر کس در حدّ [[استطاعت]] خود می‌تواند [[متّقی]] باشد. از همین روست که وقتی [[اصحاب]] به [[رسول خدا]]{{صل}} نسبت به اتیان [[حقّ]] تقوا ابزار عجز نمودند، این آیه درباره آنان نازل شد: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ}}<ref>«هر چه می‌توانید از خداوند پروا کنید» سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref>.


خط ۲۹: خط ۲۹:
ثانیاً، [[آگاه]] به [[باطن]] و [[ظاهر قرآن]] و [[راسخ در علم]] باشد؛ تا [[تفسیری]] صحیح از [[دین]] و قرآن ارائه دهد و ماده اختلاف را از ریشه حل کند؛
ثانیاً، [[آگاه]] به [[باطن]] و [[ظاهر قرآن]] و [[راسخ در علم]] باشد؛ تا [[تفسیری]] صحیح از [[دین]] و قرآن ارائه دهد و ماده اختلاف را از ریشه حل کند؛


ثالثاً، این محور [[وحدت]] و [[حبل الهی]]، در همه زمان‌ها برای همه [[آحاد]] [[امت اسلام]] وجود داشته باشد. بدیهی است که چنین نعمت عظمای الهی تنها متعین در وجود [[نبی اکرم]]{{صل}} و اوصیای معصوم آن [[حضرت]]{{عم}} است. {{متن حدیث|عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ، قَالَ:، قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} قُلْ لِسَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ وَ الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ شَرْقاً أَوْ غَرْباً لَنْ‏ تَجِدَا عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ}}<ref>الکافی (ط. دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ه.ق.)، ج۲، ص۳۲۸.</ref>.
ثالثاً، این محور [[وحدت]] و [[حبل الهی]]، در همه زمان‌ها برای همه [[آحاد]] [[امت اسلام]] وجود داشته باشد. بدیهی است که چنین نعمت عظمای الهی تنها متعین در وجود [[نبی اکرم]]{{صل}} و اوصیای معصوم آن [[حضرت]]{{عم}} است. {{متن حدیث|عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ، قَالَ:، قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} قُلْ لِسَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ وَ الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ شَرْقاً أَوْ غَرْباً لَنْ‏ تَجِدَا عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ}}<ref>الکافی (ط. دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ه. ق.)، ج۲، ص۳۲۸.</ref>.


همچنین در [[زیارت جامعه]] آمده است: {{متن حدیث|فَالرَّاغِبُ‏ عَنْكُمْ‏ مَارِقٌ‏ وَ اللَّازِمُ لَكُمْ لَاحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِي حَقِّكُمْ زَاهِقٌ وَ الْحَقُّ مَعَكُمْ وَ فِيكُمْ وَ مِنْكُمْ وَ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ وَ مِيرَاثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَكُمْ}}<ref>زیارت جامعه کبیره.</ref><ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۱۱۴.</ref>
همچنین در [[زیارت جامعه]] آمده است: {{متن حدیث|فَالرَّاغِبُ‏ عَنْكُمْ‏ مَارِقٌ‏ وَ اللَّازِمُ لَكُمْ لَاحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِي حَقِّكُمْ زَاهِقٌ وَ الْحَقُّ مَعَكُمْ وَ فِيكُمْ وَ مِنْكُمْ وَ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ وَ مِيرَاثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَكُمْ}}<ref>زیارت جامعه کبیره.</ref><ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۱۱۴.</ref>


==ولی [[اللّه]]؛ تنها جلوه حبل اللّه==
== ولی [[اللّه]]؛ تنها جلوه حبل اللّه ==
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۰۲ همه [[مؤمنین]] را امر به رسیدن به عالی‌ترین مراتب [[اسلام]]، یعنی [[مقام]] [[یقین]] محض، [[اخلاص]] کامل و خروج از همه مراتب [[شرک]] می‌نماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید و جز در مسلمانی نمیرید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>. سپس در آیه بعد، خداوند راه آن را با [[توسل]] و [[اعتصام]] به حبل اللّه ([[حقیقت]] ذومراتبی که رابط میان [[حق]] وخلق است) ذکر می‌نماید. اشاره شد که چنین مقامی از یک سو در [[ملأ اعلی]] و [[ملکوت]] عالم، متصل به [[خزائن]] [[غیب]] و [[لوح محفوظ]] و [[ام الکتاب]] است و در چنین مقامی به [[علوم]] مکنون و [[اسرار]] [[عالم غیب]] و [[تأویل قرآن]] [[آگاه]] می‌گردد: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که این قرآنی ارجمند است، * در نوشته‌ای فرو پوشیده * که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۷-۸۱.</ref>.
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۰۲ همه [[مؤمنین]] را امر به رسیدن به عالی‌ترین مراتب [[اسلام]]، یعنی [[مقام]] [[یقین]] محض، [[اخلاص]] کامل و خروج از همه مراتب [[شرک]] می‌نماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید و جز در مسلمانی نمیرید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>. سپس در آیه بعد، خداوند راه آن را با [[توسل]] و [[اعتصام]] به حبل اللّه ([[حقیقت]] ذومراتبی که رابط میان [[حق]] وخلق است) ذکر می‌نماید. اشاره شد که چنین مقامی از یک سو در [[ملأ اعلی]] و [[ملکوت]] عالم، متصل به [[خزائن]] [[غیب]] و [[لوح محفوظ]] و [[ام الکتاب]] است و در چنین مقامی به [[علوم]] مکنون و [[اسرار]] [[عالم غیب]] و [[تأویل قرآن]] [[آگاه]] می‌گردد: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که این قرآنی ارجمند است، * در نوشته‌ای فرو پوشیده * که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۷-۸۱.</ref>.


خط ۴۲: خط ۴۲:
[[استدلال]] به [[آیه]] حبل [[اللّه]] از وجوه گوناگون انجام شد و [[حد وسط]] در هر یک متفاوت بود. در این بخش تنها به چند مورد اشاره می‌کنیم:
[[استدلال]] به [[آیه]] حبل [[اللّه]] از وجوه گوناگون انجام شد و [[حد وسط]] در هر یک متفاوت بود. در این بخش تنها به چند مورد اشاره می‌کنیم:


*بنابر [[آیه شریفه]]، حبل اللّه محور [[وحدت امت اسلام]] است. بنابراین، حد وسط در برهان، [[وحدت امت اسلامی]] است. به این ترتیب، [[قیاس]] اول را به شکل استثنایی تشکیل داده و می‌گوییم:
* بنابر [[آیه شریفه]]، حبل اللّه محور [[وحدت امت اسلام]] است. بنابراین، حد وسط در برهان، [[وحدت امت اسلامی]] است. به این ترتیب، [[قیاس]] اول را به شکل استثنایی تشکیل داده و می‌گوییم:


اولاً، اگر حبل اللّه، [[قرآن]] به [[تنهایی]] باشد، نمی‌تواند بنا بر قرائت‌های گوناگون، وحدت امت اسلام را تأمین کند.
اولاً، اگر حبل اللّه، [[قرآن]] به [[تنهایی]] باشد، نمی‌تواند بنا بر قرائت‌های گوناگون، وحدت امت اسلام را تأمین کند.
خط ۵۰: خط ۵۰:
نتیجه آنکه: حبل اللّه، قرآن به تنهایی نیست؛ به بیان روشن‌تر، قرآن به همراه مبین آن محور وحدت امت اسلامی است؛ چنان که در [[احادیث]] متواتره، از جمله [[حدیث ثقلین]]، به آن اشاره شده است.
نتیجه آنکه: حبل اللّه، قرآن به تنهایی نیست؛ به بیان روشن‌تر، قرآن به همراه مبین آن محور وحدت امت اسلامی است؛ چنان که در [[احادیث]] متواتره، از جمله [[حدیث ثقلین]]، به آن اشاره شده است.


*شکل دیگری از برهان، بنا بر ذومراتب بودن حبل اللّه بوده و اینکه بر اساس تحلیل واژه‌ای، حبل اللّه امرذومراتبی است که در [[امور معنوی]] واسط میان عالم [[ملک]] و [[ملکوت]] و حبل متصل میان عالم [[غیب و شهادت]] است. بدین ترتیب می‌توانیم بگوییم: بنا بر [[آیات]] مختلف قرآن<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}} «همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}} «آنان که نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و به جهان واپسین یقین دارند» سوره نمل، آیه ۳.</ref> [[کمال انسانی]] به واسطه رسیدن به [[مقام]] [[یقین]] و [[ایمان به عالم غیب]] است و [[امام]] [[معصوم]] حبل اللّهی است که با حضور در عالم ملک و اشراف بر [[عالم ملکوت]]، [[هادی]] [[انسان‌ها]] به [[عوالم غیب]] است. شکل منطقی این بیان به صورت [[قیاس]] اقترانی به شکل زیر می‌تواند باشد:
* شکل دیگری از برهان، بنا بر ذومراتب بودن حبل اللّه بوده و اینکه بر اساس تحلیل واژه‌ای، حبل اللّه امرذومراتبی است که در [[امور معنوی]] واسط میان عالم [[ملک]] و [[ملکوت]] و حبل متصل میان عالم [[غیب و شهادت]] است. بدین ترتیب می‌توانیم بگوییم: بنا بر [[آیات]] مختلف قرآن<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}} «همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}} «آنان که نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و به جهان واپسین یقین دارند» سوره نمل، آیه ۳.</ref> [[کمال انسانی]] به واسطه رسیدن به [[مقام]] [[یقین]] و [[ایمان به عالم غیب]] است و [[امام]] [[معصوم]] حبل اللّهی است که با حضور در عالم ملک و اشراف بر [[عالم ملکوت]]، [[هادی]] [[انسان‌ها]] به [[عوالم غیب]] است. شکل منطقی این بیان به صورت [[قیاس]] اقترانی به شکل زیر می‌تواند باشد:


اولاً، [[سیر]] به [[عوالم ملکوت]] و [[ایمان به غیب]]، تنها با [[تمسک]] به حقیقتی ذومراتب، که اشراف بر [[عوالم]] [[ملک]] و [[ملکوت]] داشته باشد و نیز [[معصوم]] به [[عصمت الهی]] باشد، میسر است.
اولاً، [[سیر]] به [[عوالم ملکوت]] و [[ایمان به غیب]]، تنها با [[تمسک]] به حقیقتی ذومراتب، که اشراف بر [[عوالم]] [[ملک]] و [[ملکوت]] داشته باشد و نیز [[معصوم]] به [[عصمت الهی]] باشد، میسر است.
خط ۶۸: خط ۶۸:
با توجه به آنکه [[امت]] در همه زمان‌ها نیازمند [[ارتباط با عالم غیب]] و سیر در مراتب [[قرب الهی]] است، [[وجود امام معصوم]] در همه زمان‌ها در میان امت ضروری است.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۱۲۲.</ref>
با توجه به آنکه [[امت]] در همه زمان‌ها نیازمند [[ارتباط با عالم غیب]] و سیر در مراتب [[قرب الهی]] است، [[وجود امام معصوم]] در همه زمان‌ها در میان امت ضروری است.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۱۲۲.</ref>


==پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{پرسش‌های وابسته}}
* [[آیه اعتصام چگونه نصب الهی امام را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]
* [[آیه اعتصام چگونه نصب الهی امام را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش