جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
'''ارتداد''' به معنای رجوع و بازگشتن در اصطلاح عبارت است از اینکه [[مسلمان]] از [[دین اسلام]] بیرون [[رود]] که در اصطلاح [[دینی]] به او "[[مرتد]]" میگویند. مرتد بر دو نوع [[فطری]] و ملی است که [[احکام]] مخصوص به خود را دارند. | '''ارتداد''' به معنای رجوع و بازگشتن در اصطلاح عبارت است از اینکه [[مسلمان]] از [[دین اسلام]] بیرون [[رود]] که در اصطلاح [[دینی]] به او "[[مرتد]]" میگویند. مرتد بر دو نوع [[فطری]] و ملی است که [[احکام]] مخصوص به خود را دارند. | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
ارتداد در لغت به معنای رجوع و بازگشتن است<ref>صحاح اللغة، ۲/ ۴۷۳.</ref> و اسم مصدر آن، "رِدة" است به معنای بازگشتن به همان راه که [[آدمی]] از آن آمده است. کلمه "ردة" تنها برای [[کافران]] کاربرد دارد؛ اما معنای "ارتداد" عام است و برای غیر [[کفر]] نیز به کار میرود<ref>مفردات راغب، ۱۹۸.</ref>. اگر کسی که [[مسلمان]] است، از [[دین اسلام]] بیرون رود، او را در اصطلاح [[دینی]] "[[مرتد]]" گویند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۶۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]].</ref>. | ارتداد در لغت به معنای رجوع و بازگشتن است<ref>صحاح اللغة، ۲/ ۴۷۳.</ref> و اسم مصدر آن، "رِدة" است به معنای بازگشتن به همان راه که [[آدمی]] از آن آمده است. کلمه "ردة" تنها برای [[کافران]] کاربرد دارد؛ اما معنای "ارتداد" عام است و برای غیر [[کفر]] نیز به کار میرود<ref>مفردات راغب، ۱۹۸.</ref>. اگر کسی که [[مسلمان]] است، از [[دین اسلام]] بیرون رود، او را در اصطلاح [[دینی]] "[[مرتد]]" گویند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۶۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]].</ref>. | ||
==ارتداد در قرآن و روایات== | == ارتداد در قرآن و روایات == | ||
[[قرآن کریم]] در آیاتی پرشمار از ارتداد سخن گفته است مانند: | [[قرآن کریم]] در آیاتی پرشمار از ارتداد سخن گفته است مانند: | ||
#{{متن قرآن|وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره بقره، آیه:۱۰۹.</ref> | #{{متن قرآن|وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره بقره، آیه:۱۰۹.</ref> | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
در [[روایات]] بزرگان [[معصوم]]{{ع}} نیز فراوان از ارتداد یاد شده است. در روایتی، از [[امام باقر]]{{ع}} میپرسند که [[مرتد]] کیست. میفرماید: "کسی است که از [[اسلام]] روی گردانَد و به آنچه بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است، [[کفر]] ورزد"<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۴.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۰.</ref>. | در [[روایات]] بزرگان [[معصوم]]{{ع}} نیز فراوان از ارتداد یاد شده است. در روایتی، از [[امام باقر]]{{ع}} میپرسند که [[مرتد]] کیست. میفرماید: "کسی است که از [[اسلام]] روی گردانَد و به آنچه بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است، [[کفر]] ورزد"<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۴.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۰.</ref>. | ||
==ارتداد در فقه== | == ارتداد در فقه == | ||
[[فقیهان]] [[مسلمان]] و به ویژه [[شیعه]] درباره ارتداد، مفصل بحث کرده و تعاریف متعددی از آن به دست دادهاند. از آن جمله است: [[حقیقت]] ارتداد، [[کفر]] پس از [[ایمان]] است<ref>الانتصار، السلسلة الینابیع الفقهیة، ۲۳/ ۲۲.</ref>. همچنین: ارتداد عبارت از [[کافر]] شدن است پس از آنکه [[آدمی]] [[اسلام]] آوَرَد و به این حاصل میشود که اقرار کند: من از [[دین اسلام]] بیرون آمدم<ref>جامع الشتات، ۲/ ۷۴۲.</ref>. نیز در تعریف دیگر آمده است: ارتداد، کفرِ پس از [[ایمان]] است؛ خواه کسی در اصل [[مسلمان]] بوده و [[کافر]] شده یا در اصل [[کافر]] بوده و [[مسلمان]] شده و آن گاه از [[اسلام]] بیرون آمده است<ref>المبسوط فی فقه الامامیة؛ السلسلة الینابیع الفقیه، ۳۱/ ۱۶۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۰.</ref>. | [[فقیهان]] [[مسلمان]] و به ویژه [[شیعه]] درباره ارتداد، مفصل بحث کرده و تعاریف متعددی از آن به دست دادهاند. از آن جمله است: [[حقیقت]] ارتداد، [[کفر]] پس از [[ایمان]] است<ref>الانتصار، السلسلة الینابیع الفقهیة، ۲۳/ ۲۲.</ref>. همچنین: ارتداد عبارت از [[کافر]] شدن است پس از آنکه [[آدمی]] [[اسلام]] آوَرَد و به این حاصل میشود که اقرار کند: من از [[دین اسلام]] بیرون آمدم<ref>جامع الشتات، ۲/ ۷۴۲.</ref>. نیز در تعریف دیگر آمده است: ارتداد، کفرِ پس از [[ایمان]] است؛ خواه کسی در اصل [[مسلمان]] بوده و [[کافر]] شده یا در اصل [[کافر]] بوده و [[مسلمان]] شده و آن گاه از [[اسلام]] بیرون آمده است<ref>المبسوط فی فقه الامامیة؛ السلسلة الینابیع الفقیه، ۳۱/ ۱۶۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۰.</ref>. | ||
آنچه موجب ارتداد میشود نیز در منابع [[فقهی]] محل بحث است و کارهایی مایه ارتداد شمرده شدهاند. از آن جمله است: [[انکار]] ضروری [[دین]]؛ چیزی را که از [[دین]] نیست جزء [[دین]] شمردن؛ [[کفر]] ورزیدن به [[خدا]] یا [[رسول]]؛ انجام کاری که حاکی از بیایمانی است مانند [[سجده]] بر [[بت]] یا توهین به مقدسات [[اسلامی]]<ref>الدروس، ۲/ ۵۱؛ شرح اللمعة، ۲/ ۳۶۸؛ ایضاح الفوائد، ۴/ ۵۴۷؛ تحریر الوسیلة، ۱/ ۱۰۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۷۰.</ref>. | آنچه موجب ارتداد میشود نیز در منابع [[فقهی]] محل بحث است و کارهایی مایه ارتداد شمرده شدهاند. از آن جمله است: [[انکار]] ضروری [[دین]]؛ چیزی را که از [[دین]] نیست جزء [[دین]] شمردن؛ [[کفر]] ورزیدن به [[خدا]] یا [[رسول]]؛ انجام کاری که حاکی از بیایمانی است مانند [[سجده]] بر [[بت]] یا توهین به مقدسات [[اسلامی]]<ref>الدروس، ۲/ ۵۱؛ شرح اللمعة، ۲/ ۳۶۸؛ ایضاح الفوائد، ۴/ ۵۴۷؛ تحریر الوسیلة، ۱/ ۱۰۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۷۰.</ref>. | ||
==گونههای ارتداد== | == گونههای ارتداد == | ||
نظریه مشهور [[شیعه]] این است که ارتداد بر دو گونه است: [[فطری]] و ملی. | نظریه مشهور [[شیعه]] این است که ارتداد بر دو گونه است: [[فطری]] و ملی. | ||
# [[مرتد]] [[فطری]] کسی است که [[مسلمان]] زاده شده است؛ یعنی چون نطفه او بسته گشته، [[پدر]] و مادرش [[مسلمان]] بودهاند یا یکی از آنان [[مسلمان]] بوده، اما او پس از [[بلوغ]]، [[کافر]] شده است. [[حکم]] [[فقهی]] [[مرتد]] [[فطری]] این است که توبهاش مقبول نیست. | # [[مرتد]] [[فطری]] کسی است که [[مسلمان]] زاده شده است؛ یعنی چون نطفه او بسته گشته، [[پدر]] و مادرش [[مسلمان]] بودهاند یا یکی از آنان [[مسلمان]] بوده، اما او پس از [[بلوغ]]، [[کافر]] شده است. [[حکم]] [[فقهی]] [[مرتد]] [[فطری]] این است که توبهاش مقبول نیست. | ||
# [[مرتد]] ملی، کسی است که چون نطفه او بسته میشده، [[پدر]] و مادرش [[کافر]] بودهاند؛ اما پس [[بلوغ]] [[مسلمان]] میشود و دوباره [[کافر]] میگردد<ref>کشف الغطاء، ۴۱۸؛ الخلاف، السلسلة الینابیع الفقهیة، ۳۱/ ۵۹؛ ارشاد الأذهان، ۲/ ۱۸۸؛ تحریر الوسیلة، ۲/ ۳۲۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۰-۷۱؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]].</ref> | # [[مرتد]] ملی، کسی است که چون نطفه او بسته میشده، [[پدر]] و مادرش [[کافر]] بودهاند؛ اما پس [[بلوغ]] [[مسلمان]] میشود و دوباره [[کافر]] میگردد<ref>کشف الغطاء، ۴۱۸؛ الخلاف، السلسلة الینابیع الفقهیة، ۳۱/ ۵۹؛ ارشاد الأذهان، ۲/ ۱۸۸؛ تحریر الوسیلة، ۲/ ۳۲۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۰-۷۱؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]].</ref> | ||
==شرطهای ارتداد== | == شرطهای ارتداد == | ||
[[فقهای شیعه]] برای تحقق ارتداد شرطهایی را معتبر دانستهاند که بدون آنها کسی را نمیتوان [[مرتد]] دانست: | [[فقهای شیعه]] برای تحقق ارتداد شرطهایی را معتبر دانستهاند که بدون آنها کسی را نمیتوان [[مرتد]] دانست: | ||
#'''[[بلوغ]]:''' بر سه قسم است: | #'''[[بلوغ]]:''' بر سه قسم است: | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
#'''قصد:''' کسی که سخن [[کفرآمیز]] بر زبان میآورد، باید با قصد و انگیزه و [[علم]] به معانی، آنها را به زبان آورد. اگر در حال [[خواب]]، بیهوشی و حتی [[خشم]]، [[کفر]] بگوید، نمیتوان او را [[مرتد]] دانست<ref>تحریر الوسیلة، ۲/ ۴۴۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۱.</ref>. | #'''قصد:''' کسی که سخن [[کفرآمیز]] بر زبان میآورد، باید با قصد و انگیزه و [[علم]] به معانی، آنها را به زبان آورد. اگر در حال [[خواب]]، بیهوشی و حتی [[خشم]]، [[کفر]] بگوید، نمیتوان او را [[مرتد]] دانست<ref>تحریر الوسیلة، ۲/ ۴۴۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۱.</ref>. | ||
==[[احکام]] ارتداد== | == [[احکام]] ارتداد == | ||
#'''مجازات بدنی:''' فقهای [[امامیه]] اگر [[مرتد]]، مرد باشد، میان ارتداد فطری و ملی فرق نهادهاند. مردی که [[مرتد]] فطری است، به [[مرگ]] محکوم میشود. اگر [[مرتد]] ملی باشد، نخست او را به [[توبه]] وا میدارند و اگر [[توبه]] نکرد، محکوم به [[مرگ]] است<ref>ر.ک: وسائل الشیعه، ۱۸/ ۵۴۵.</ref>. | #'''مجازات بدنی:''' فقهای [[امامیه]] اگر [[مرتد]]، مرد باشد، میان ارتداد فطری و ملی فرق نهادهاند. مردی که [[مرتد]] فطری است، به [[مرگ]] محکوم میشود. اگر [[مرتد]] ملی باشد، نخست او را به [[توبه]] وا میدارند و اگر [[توبه]] نکرد، محکوم به [[مرگ]] است<ref>ر. ک: وسائل الشیعه، ۱۸/ ۵۴۵.</ref>. | ||
#'''مجازات [[مالی]]:''' در [[فقه]] [[امامیه]] آمده است که [[حق]] مالکیت مرد و [[زن]] در ارتداد ملی محفوظ و تصرفات آنان صحیح است؛ اما در ارتداد فطری چنین نیست و مرد چون [[مرتد]] میشود، بیدرنگ مالکیت او از میان میرود و اموالش میان [[وارثان]] تقسیم میگردد. [[دلیل]] مجازات [[مالی]] [[مرتد]] فطری، موثقه [[عمار ساباطی]] است که از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است: "هر مسلمانی که از [[اسلام]] برگردد و [[پیامبری]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را منکر شود... باید اموالش را میان [[وارثان]] تقسیم کرد"<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۵.</ref>. | #'''مجازات [[مالی]]:''' در [[فقه]] [[امامیه]] آمده است که [[حق]] مالکیت مرد و [[زن]] در ارتداد ملی محفوظ و تصرفات آنان صحیح است؛ اما در ارتداد فطری چنین نیست و مرد چون [[مرتد]] میشود، بیدرنگ مالکیت او از میان میرود و اموالش میان [[وارثان]] تقسیم میگردد. [[دلیل]] مجازات [[مالی]] [[مرتد]] فطری، موثقه [[عمار ساباطی]] است که از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است: "هر مسلمانی که از [[اسلام]] برگردد و [[پیامبری]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را منکر شود... باید اموالش را میان [[وارثان]] تقسیم کرد"<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۵.</ref>. | ||
#'''مجازات [[اجتماعی]]:''' به محض آنکه مردی [[مرتد]] شود، همسرش از او جدا میگردد. فقهای [[امامیه]] بر آناند که [[زن]] باید برای ارتداد فطری شوهر، عده [[وفات]] و برای ارتداد ملی عده [[طلاق]] نگاه دارد. اگر [[مرتد]] ملی [[توبه]] کند، میتواند به [[همسر]] خویش [[رجوع]] نماید؛ زیرا نکاح بهصحت خود باقی است. از دیگر [[احکام]] ارتداد این است که [[ذبح]] حیوان به دست شخص [[مرتد]]، شرعی نیست<ref>ر.ک: وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۱-۷۲.</ref>. | #'''مجازات [[اجتماعی]]:''' به محض آنکه مردی [[مرتد]] شود، همسرش از او جدا میگردد. فقهای [[امامیه]] بر آناند که [[زن]] باید برای ارتداد فطری شوهر، عده [[وفات]] و برای ارتداد ملی عده [[طلاق]] نگاه دارد. اگر [[مرتد]] ملی [[توبه]] کند، میتواند به [[همسر]] خویش [[رجوع]] نماید؛ زیرا نکاح بهصحت خود باقی است. از دیگر [[احکام]] ارتداد این است که [[ذبح]] حیوان به دست شخص [[مرتد]]، شرعی نیست<ref>ر. ک: وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۱-۷۲.</ref>. | ||
==[[توبه]] [[مرتد]]== | == [[توبه]] [[مرتد]] == | ||
[[توبه]] [[مرتد]] فطری پذیرفته نیست و او محکوم به [[مرگ]] است؛ اما [[مرتد]] ملی را نخست به [[توبه]] وامیدارند. او سه روز مهلت دارد تا [[توبه]] کند. اگر نپذیرد و [[توبه]] نکند، محکوم به [[مرگ]] است<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۲.</ref>. | [[توبه]] [[مرتد]] فطری پذیرفته نیست و او محکوم به [[مرگ]] است؛ اما [[مرتد]] ملی را نخست به [[توبه]] وامیدارند. او سه روز مهلت دارد تا [[توبه]] کند. اگر نپذیرد و [[توبه]] نکند، محکوم به [[مرگ]] است<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۲.</ref>. | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
==پرسش وابسته== | == پرسش وابسته == | ||
* [[آیا حکم ارتداد با آزادی انتخاب دین منافات دارد؟ (پرسش)]] | * [[آیا حکم ارتداد با آزادی انتخاب دین منافات دارد؟ (پرسش)]] | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||