ابوزمعه اسدی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۲: خط ۲:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ابوزمعه اسدی در قرآن]] - [[ابوزمعه اسدی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ابوزمعه اسدی در قرآن]] - [[ابوزمعه اسدی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[اسود بن‌ مطلب بن‌ اسد بن ‌عبدالعزی]]<ref>سیره ابن‌هشام، ج ۱، ص ۳۶۲.</ref> یا [[عبدالمطلب بن ‌اسد بن‌ عبدالعزی]]<ref>مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۹۵.</ref> از تیره [[بنی‌اسد]] <ref>الکافی، ج ۴، ص ۲۱۸؛ بحارالانوار، ج ۱۵، ص ۳۳۸.</ref> از بزرگان [[قریش]] <ref>مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۹۵.</ref> و از کسانی است که در واقعه [[نصب حجرالاسود]]، یکی از چهارگوشه ردای [[محمد امین]] را گرفت تا سنگِ نهاده در آن را بر جای خود بگذارند.<ref> یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹ و ۲۰.</ref> از [[هم‌نشینی]] و [[مصاحبت]] همیشگی او با سران [[کهن‌سال]] [[مشرک]] [[مکّه]]، چون [[ولید بن مغیره]]، [[عاص ‌بن ‌وائل]] و [[اسود بن‌ عبدیغوث]] که در بیش‌تر قضایای [[صدر اسلام]] باهم هستند،<ref> قمی، ج ۱، ص ۴۰۹؛ التبیان، ج ۱۰، ص ۴۲.</ref> می‌توان [[حدس]] زد که سالیانی پیش از [[عام‌الفیل]] زاده شده است.
[[اسود بن‌ مطلب بن‌ اسد بن ‌عبدالعزی]]<ref>سیره ابن‌هشام، ج ۱، ص ۳۶۲.</ref> یا [[عبدالمطلب بن ‌اسد بن‌ عبدالعزی]]<ref>مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۹۵.</ref> از تیره [[بنی‌اسد]] <ref>الکافی، ج ۴، ص ۲۱۸؛ بحارالانوار، ج ۱۵، ص ۳۳۸.</ref> از بزرگان [[قریش]] <ref>مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۹۵.</ref> و از کسانی است که در واقعه [[نصب حجرالاسود]]، یکی از چهارگوشه ردای [[محمد امین]] را گرفت تا سنگِ نهاده در آن را بر جای خود بگذارند.<ref> یعقوبی، ج ۲، ص ۱۹ و ۲۰.</ref> از [[هم‌نشینی]] و [[مصاحبت]] همیشگی او با سران [[کهن‌سال]] [[مشرک]] [[مکّه]]، چون [[ولید بن مغیره]]، [[عاص ‌بن ‌وائل]] و [[اسود بن‌ عبدیغوث]] که در بیش‌تر قضایای [[صدر اسلام]] باهم هستند،<ref> قمی، ج ۱، ص ۴۰۹؛ التبیان، ج ۱۰، ص ۴۲.</ref> می‌توان [[حدس]] زد که سالیانی پیش از [[عام‌الفیل]] زاده شده است.


وضعیّت ابوزمعه پس از [[بعثت]] نیز چندان روشن نیست. [[تاریخ]] از [[دشمنی]] عمیق او با [[پیامبر]]{{صل}} و [[اسلام]] حکایت دارد،<ref>عیّاشی، ج ۲، ص ۲۵۲.</ref> نمونه‌ای از آن، ریشخند بر پیامبر در [[نماز]] بود <ref>روح المعانی، مج۸، ج ۱۴، ص ۱۲۷.</ref> که [[نفرین]] [[حضرت]] را در پی داشت.<ref>سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۴۰۹.</ref> مؤرّخان، علّتِ [[نابینایی]] <ref>جامع‌البیان، مج ۸، ج ۱۴، ص ۹۵.</ref> و [[مرگ]] فجیع او را ([[افراط]] در [[نوشیدن]] و ترکیدن) ناشی از نفرین پیامبر می‌دانند.<ref> الخصال، ج۱، ص ۲۸۰.</ref>
وضعیّت ابوزمعه پس از [[بعثت]] نیز چندان روشن نیست. [[تاریخ]] از [[دشمنی]] عمیق او با [[پیامبر]] {{صل}} و [[اسلام]] حکایت دارد،<ref>عیّاشی، ج ۲، ص ۲۵۲.</ref> نمونه‌ای از آن، ریشخند بر پیامبر در [[نماز]] بود <ref>روح المعانی، مج۸، ج ۱۴، ص ۱۲۷.</ref> که [[نفرین]] [[حضرت]] را در پی داشت.<ref>سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۴۰۹.</ref> مؤرّخان، علّتِ [[نابینایی]] <ref>جامع‌البیان، مج ۸، ج ۱۴، ص ۹۵.</ref> و [[مرگ]] فجیع او را ([[افراط]] در [[نوشیدن]] و ترکیدن) ناشی از نفرین پیامبر می‌دانند.<ref> الخصال، ج۱، ص ۲۸۰.</ref>


ابوزمعه برای بازداری پیامبر از [[ابلاغ رسالت]]، نقشی فعّال داشته است <ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۴۳.</ref> و هنگام تقاضای سران مشرک از حضرت برای [[مصالحه]] و [[پرستش]] [[خدایان]] یک‌دیگر، او نیز در بینشان بود.<ref>سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۶۲.</ref> در پی بهانه‌جویی‌های [[مشرکان]] برای جلوگیری از [[هدایت‌گری]] پیامبر، ابوزمعه از کسانی بود که می‌خواستند، برای [[اثبات]] [[صدق]] گفته‌های خویش، ماه را دو نیم کند تا بدو [[ایمان]] آورند؛ گرچه با [[ظهور]] [[معجزه]]، هم‌چنان بر [[شرک]] خویش [[استوار]] ماندند.<ref> البدایة و النهایه، ج ۳، ص ۹۶؛ الدرّالمنثور، ج ۷، ص ۶۷۱ و ۶۷۲.</ref> ابوزمعه در [[توطئه]] [[دارالندوه]] که برای [[قتل پیامبر]] [[تصمیم]] گرفته شد نیز حضور داشت.<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۶۶.</ref>
ابوزمعه برای بازداری پیامبر از [[ابلاغ رسالت]]، نقشی فعّال داشته است <ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۴۳.</ref> و هنگام تقاضای سران مشرک از حضرت برای [[مصالحه]] و [[پرستش]] [[خدایان]] یک‌دیگر، او نیز در بینشان بود.<ref>سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۶۲.</ref> در پی بهانه‌جویی‌های [[مشرکان]] برای جلوگیری از [[هدایت‌گری]] پیامبر، ابوزمعه از کسانی بود که می‌خواستند، برای [[اثبات]] [[صدق]] گفته‌های خویش، ماه را دو نیم کند تا بدو [[ایمان]] آورند؛ گرچه با [[ظهور]] [[معجزه]]، هم‌چنان بر [[شرک]] خویش [[استوار]] ماندند.<ref> البدایة و النهایه، ج ۳، ص ۹۶؛ الدرّالمنثور، ج ۷، ص ۶۷۱ و ۶۷۲.</ref> ابوزمعه در [[توطئه]] [[دارالندوه]] که برای [[قتل پیامبر]] [[تصمیم]] گرفته شد نیز حضور داشت.<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۶۶.</ref>


از [[زندگی]] وی پس از [[هجرت پیامبر]]، فقط از [[مشورت]] [[صفوان ‌بن امیّه]] با او در ارسال کاروان تجاری از [[بیراهه]] به [[شام]]<ref> المغازی، ج ۱، ص ۱۹۷ و ۱۹۸.</ref> و نیز پافشاری‌اش بر [[گریستن]] ابوزمعه در عزای سه فرزندش [[زمعه]]، [[عقیل]] و [[حارث]] که در [[بدر]] کشته ‌شدند، [[آگاهی]] داریم.<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۱.</ref> درباره [[زمان]] [[مرگ]] ابوزمعه، در [[جامع‌البیان]] <ref>جامع‌البیان، مج ۸، ج ۱۴، ص ۹۶.</ref> آمده که همه مسخره‌کنندگان [[پیامبر]]{{صل}} پیش از بدر، از بین رفتند که او را نیز شامل می‌شود؛ ولی [[صدوق]] مرگ وی را پس از بدر ذکر می‌کند <ref> الخصال، ج ۱، ص ۲۸۰.</ref> که با دیگر داده‌های [[تاریخ]] سازگارتر است<ref> المغازی، ج ۱، ص ۱۲۲ و ۱۲۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۱.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابوزَمعه اسدی (مقاله)|مقاله «ابوزَمعه اسدی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
از [[زندگی]] وی پس از [[هجرت پیامبر]]، فقط از [[مشورت]] [[صفوان ‌بن امیّه]] با او در ارسال کاروان تجاری از [[بیراهه]] به [[شام]]<ref> المغازی، ج ۱، ص ۱۹۷ و ۱۹۸.</ref> و نیز پافشاری‌اش بر [[گریستن]] ابوزمعه در عزای سه فرزندش [[زمعه]]، [[عقیل]] و [[حارث]] که در [[بدر]] کشته ‌شدند، [[آگاهی]] داریم.<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۱.</ref> درباره [[زمان]] [[مرگ]] ابوزمعه، در [[جامع‌البیان]] <ref>جامع‌البیان، مج ۸، ج ۱۴، ص ۹۶.</ref> آمده که همه مسخره‌کنندگان [[پیامبر]] {{صل}} پیش از بدر، از بین رفتند که او را نیز شامل می‌شود؛ ولی [[صدوق]] مرگ وی را پس از بدر ذکر می‌کند <ref> الخصال، ج ۱، ص ۲۸۰.</ref> که با دیگر داده‌های [[تاریخ]] سازگارتر است<ref> المغازی، ج ۱، ص ۱۲۲ و ۱۲۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۱.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابوزَمعه اسدی (مقاله)|مقاله «ابوزَمعه اسدی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>


==ابوزمعه در [[شأن نزول]]==
== ابوزمعه در [[شأن نزول]] ==


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش