جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
* از جمله برای [[زیارت]] هم آدابی ذکر شده است. مراعات آنها هم [[ثواب]] بیشتر دارد، هم [[زائر]] را در دستاوردهای [[معنوی]] [[زیارت]] کامیابتر میسازد و [[تربیت]] کننده است و مایه [[ارتباط روحی]] بهتر. این [[آداب]]، برخی ظاهری است و برخی [[باطنی]]. | * از جمله برای [[زیارت]] هم آدابی ذکر شده است. مراعات آنها هم [[ثواب]] بیشتر دارد، هم [[زائر]] را در دستاوردهای [[معنوی]] [[زیارت]] کامیابتر میسازد و [[تربیت]] کننده است و مایه [[ارتباط روحی]] بهتر. این [[آداب]]، برخی ظاهری است و برخی [[باطنی]]. | ||
* در [[کتب حدیث]] هم عنوان [[ادب]] ظاهری و [[ادب]] [[باطنی]] برای برخی از [[اعمال]] و [[سنن]] مطرح شده است. بیشک همان [[آداب]] ظاهری هم به حصول توجّه [[قلبی]] و [[ادب]] [[باطنی]] کمک میکند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref> | * در [[کتب حدیث]] هم عنوان [[ادب]] ظاهری و [[ادب]] [[باطنی]] برای برخی از [[اعمال]] و [[سنن]] مطرح شده است. بیشک همان [[آداب]] ظاهری هم به حصول توجّه [[قلبی]] و [[ادب]] [[باطنی]] کمک میکند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref> | ||
* کیفیت [[زیارت]] کردن و جزئیات [[زیارت]] خواندن و کمّ و کیف این [[تشرّف]] و [[دیدار]] [[معنوی]] را نیز باید از اولیای [[دین]] آموخت. [[امام صادق]]{{ع}} به [[محمد بن مسلم]]- که از [[اصحاب]] بزرگ اوست- چنین دستورالعمل میدهد: "هرگاه به [[زیارت]] [[مرقد]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} رفتی، [[غسل]] [[زیارت]] کن، پاکیزهترین جامههایت را بپوش، بوی خوش و عطریات استعمال کن، با [[آرامش]] و [[وقار]] و آرام آرام حرکت کن، وقتی به باب السّلام رسیدی رو به [[قبله]] بایست و سه بار [[تکبیر]] بگو، آنگاه [[زیارت]] را بخوان"<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۰۵.</ref> این نکات، از جمله [[آداب]] ظاهری [[زیارت]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref>. | * کیفیت [[زیارت]] کردن و جزئیات [[زیارت]] خواندن و کمّ و کیف این [[تشرّف]] و [[دیدار]] [[معنوی]] را نیز باید از اولیای [[دین]] آموخت. [[امام صادق]] {{ع}} به [[محمد بن مسلم]]- که از [[اصحاب]] بزرگ اوست- چنین دستورالعمل میدهد: "هرگاه به [[زیارت]] [[مرقد]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} رفتی، [[غسل]] [[زیارت]] کن، پاکیزهترین جامههایت را بپوش، بوی خوش و عطریات استعمال کن، با [[آرامش]] و [[وقار]] و آرام آرام حرکت کن، وقتی به باب السّلام رسیدی رو به [[قبله]] بایست و سه بار [[تکبیر]] بگو، آنگاه [[زیارت]] را بخوان"<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۰۵.</ref> این نکات، از جمله [[آداب]] ظاهری [[زیارت]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref>. | ||
* در مورد [[آداب]] [[باطنی]] و توجه پیدا کردن در [[زیارت]]، مرحوم [[نراقی]] توصیه میکند که: "در [[نجف]]، به خاطر آور که اینجا [[وادی السلام]] و مجمع [[ارواح]] [[مؤمنان]] است و [[خداوند]] اینجا را جزء شریفترین مکانها قرار داده است و [[مدفن]] [[وصیّ]] [[پیامبر]] در اینجاست. همچنین [[مدفن]] [[آدم]] و [[نوح]]، در همین محلّ است"<ref>جامع السعادات، محمدمهدی نراقی، ج ۳، ص ۴۰۳.</ref>. خلاصه اینکه هنگام [[زیارت]] [[نجف]]، باید توجه داشت که اینجا [[تربت]] [[ابوتراب]] است و [[امام علی|علی]]{{ع}}، آن جاودانه مرد در اینجا آرمیده است. در این صورت، دلی از سنگ میباید که نلرزد و [[خاشع]] نشود و دیدهای بیفیض باید باشد تا اشکی از [[شوق]] نریزد، یا آهی از درد نکشد و داغ [[مظلومیت]] [[امام علی|علی]]{{ع}}، او را [[غمگین]] نسازد. آن کس که به [[زیارت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} میآید، باید پای پر آبلهاش، هرگز خسته نگردد و در راه طلب، [[شب]] از روز باز نشناسد و [[رنج]] را بر راحت برگزیند و به این دیار، با پای سر بدود و با رهتوشه [[عشق]] [[سفر]] کند و در جوار این تجلّیگاه فروغ ایزدی، رحل اقامت افکند. در سایر [[زیارتگاهها]] و [[تشرف]] به حرمهای [[اولیا]] نیز چنین است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref> | * در مورد [[آداب]] [[باطنی]] و توجه پیدا کردن در [[زیارت]]، مرحوم [[نراقی]] توصیه میکند که: "در [[نجف]]، به خاطر آور که اینجا [[وادی السلام]] و مجمع [[ارواح]] [[مؤمنان]] است و [[خداوند]] اینجا را جزء شریفترین مکانها قرار داده است و [[مدفن]] [[وصیّ]] [[پیامبر]] در اینجاست. همچنین [[مدفن]] [[آدم]] و [[نوح]]، در همین محلّ است"<ref>جامع السعادات، محمدمهدی نراقی، ج ۳، ص ۴۰۳.</ref>. خلاصه اینکه هنگام [[زیارت]] [[نجف]]، باید توجه داشت که اینجا [[تربت]] [[ابوتراب]] است و [[امام علی|علی]] {{ع}}، آن جاودانه مرد در اینجا آرمیده است. در این صورت، دلی از سنگ میباید که نلرزد و [[خاشع]] نشود و دیدهای بیفیض باید باشد تا اشکی از [[شوق]] نریزد، یا آهی از درد نکشد و داغ [[مظلومیت]] [[امام علی|علی]] {{ع}}، او را [[غمگین]] نسازد. آن کس که به [[زیارت]] [[امام علی|علی]] {{ع}} میآید، باید پای پر آبلهاش، هرگز خسته نگردد و در راه طلب، [[شب]] از روز باز نشناسد و [[رنج]] را بر راحت برگزیند و به این دیار، با پای سر بدود و با رهتوشه [[عشق]] [[سفر]] کند و در جوار این تجلّیگاه فروغ ایزدی، رحل اقامت افکند. در سایر [[زیارتگاهها]] و [[تشرف]] به حرمهای [[اولیا]] نیز چنین است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref> | ||
* مرحوم شیخ [[بهایی]] نیز بیان جالب و دستورالعمل خوبی دارد. وی، در یکی از سرودههای مفصّل خویش که به [[عربی]] است، در مورد [[زائر]] [[امام علی]]{{ع}} و حضور قلبش و [[آگاهی]] به موقعیت [[زیارت]]، میگوید: "... خوشا آنکس که او را یک بار [[زیارت]] کند. ای سواره ای که راههای پر سنگلاخ و سوزان را میپیمایی و دشتها و بیابانها را طی میکنی، اگر خواستی که خدای [[آسمان]] را [[خشنود]] کرده و پس از کوردلی، به [[رشد]] برسی و در روز [[تشنگی]] [[قیامت]]، از [[کوثر]] [[سیراب]] شوی، هرگاه در [[سیر]] و سفر طولانی و دور و دراز خود، به آن دیار رسیدی و بر [[تربت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} ایستادی و اظهار [[محبت]] نسبت به او کردی و ریسمان [[استوار]] [[الهی]] را دیدی و پس از [[سیر]] شبانهات، رویاروی [[نجف]] قرار گرفتی، پس مخواب، مگر اندکی. ره توشه و بارت را همانجا بر [[زمین]] بگذار و از آن [[خاک]] مگذر. بر آستان او بمان و همچون گرفتاری دردمند و [[فروتن]] بایست و با انبوه [[مردم]] [[سیر]] کن و غبار آن دیار را ببوی. اگر [[مطیع]] [[فرمان]] خدایی او را [[خشنود]] کن که [[محبت]] [[ائمه]]{{عم}}، فرضی است خدایی. از این [[فریضه]]، [[پاداش]] خود را مضاعف گردان، در این سرزمین چهره بر [[خاک]] بگذار... وقتی به آن [[تربت]] رسیدی [[سلام]] کن و شیفته و شیدای آن آستان باش. [[قبر]] کسی را آنجا [[زیارت]] کن که با والاییها نمایان است. در آنجا [[نور]] را میبینی که فضا را آکنده است و شعاعش همه جا را فرا گرفته است. اگر در زمانش حضور نداشتی، با [[گریه]] ات یاریش کن. در حضور او بایست، فرمانش را [[اطاعت]] کن و از صاحب [[قبر]] بپرس که: چگونه زمان را درنَوَردیدی و [[افتخار]] را به دست آوردی! عاشقانه بایست و از دشمنانش [[بیزاری]] بجوی و [[محبت]] خویش را به سویش بپراکن و آشکار کن و از درگاهش [[مرو]] و به او [[سلام]] مرا برسان، [[سلام]] شیفتهای از دیاری دور او را [[زیارت]] کن و در [[قرب]] او بهره ور باش تا [[پاداش]] به دست آوری و [[نجات]] یابی. برخیز... و [[خاک]] آن آستان را ببوس و توجّهت را به درگاه او ابراز کن و از روی کوچکی، چهره بر [[خاک]] بگذار... در آن مکان، بسیار [[گریه]] کن و بگو: ای قسیم [[بهشت و دوزخ]]! غلامت از تو [[امید]] [[امان]] دارد، [[بلا]] او را به اینجا کشانده است و زمانه جفایش کرده و از حوادث به تو [[پناه]] آورده است. ای [[کشتی نجات]]، به تو روی آورده و در [[زندگی]] [[سرمایه]] ای جز [[محبت]] شما را ندارد. پس در [[سختی]] [[قبر]]، هنگام [[مرگ]]، او را نگهدار، که تو [[پناه]] خستگانِ روزگارانی"<ref>بحارالأنوار، ج ۹۷، ص ۱۳۴.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref> | * مرحوم شیخ [[بهایی]] نیز بیان جالب و دستورالعمل خوبی دارد. وی، در یکی از سرودههای مفصّل خویش که به [[عربی]] است، در مورد [[زائر]] [[امام علی]] {{ع}} و حضور قلبش و [[آگاهی]] به موقعیت [[زیارت]]، میگوید: "... خوشا آنکس که او را یک بار [[زیارت]] کند. ای سواره ای که راههای پر سنگلاخ و سوزان را میپیمایی و دشتها و بیابانها را طی میکنی، اگر خواستی که خدای [[آسمان]] را [[خشنود]] کرده و پس از کوردلی، به [[رشد]] برسی و در روز [[تشنگی]] [[قیامت]]، از [[کوثر]] [[سیراب]] شوی، هرگاه در [[سیر]] و سفر طولانی و دور و دراز خود، به آن دیار رسیدی و بر [[تربت]] [[امام علی|علی]] {{ع}} ایستادی و اظهار [[محبت]] نسبت به او کردی و ریسمان [[استوار]] [[الهی]] را دیدی و پس از [[سیر]] شبانهات، رویاروی [[نجف]] قرار گرفتی، پس مخواب، مگر اندکی. ره توشه و بارت را همانجا بر [[زمین]] بگذار و از آن [[خاک]] مگذر. بر آستان او بمان و همچون گرفتاری دردمند و [[فروتن]] بایست و با انبوه [[مردم]] [[سیر]] کن و غبار آن دیار را ببوی. اگر [[مطیع]] [[فرمان]] خدایی او را [[خشنود]] کن که [[محبت]] [[ائمه]] {{عم}}، فرضی است خدایی. از این [[فریضه]]، [[پاداش]] خود را مضاعف گردان، در این سرزمین چهره بر [[خاک]] بگذار... وقتی به آن [[تربت]] رسیدی [[سلام]] کن و شیفته و شیدای آن آستان باش. [[قبر]] کسی را آنجا [[زیارت]] کن که با والاییها نمایان است. در آنجا [[نور]] را میبینی که فضا را آکنده است و شعاعش همه جا را فرا گرفته است. اگر در زمانش حضور نداشتی، با [[گریه]] ات یاریش کن. در حضور او بایست، فرمانش را [[اطاعت]] کن و از صاحب [[قبر]] بپرس که: چگونه زمان را درنَوَردیدی و [[افتخار]] را به دست آوردی! عاشقانه بایست و از دشمنانش [[بیزاری]] بجوی و [[محبت]] خویش را به سویش بپراکن و آشکار کن و از درگاهش [[مرو]] و به او [[سلام]] مرا برسان، [[سلام]] شیفتهای از دیاری دور او را [[زیارت]] کن و در [[قرب]] او بهره ور باش تا [[پاداش]] به دست آوری و [[نجات]] یابی. برخیز... و [[خاک]] آن آستان را ببوس و توجّهت را به درگاه او ابراز کن و از روی کوچکی، چهره بر [[خاک]] بگذار... در آن مکان، بسیار [[گریه]] کن و بگو: ای قسیم [[بهشت و دوزخ]]! غلامت از تو [[امید]] [[امان]] دارد، [[بلا]] او را به اینجا کشانده است و زمانه جفایش کرده و از حوادث به تو [[پناه]] آورده است. ای [[کشتی نجات]]، به تو روی آورده و در [[زندگی]] [[سرمایه]] ای جز [[محبت]] شما را ندارد. پس در [[سختی]] [[قبر]]، هنگام [[مرگ]]، او را نگهدار، که تو [[پناه]] خستگانِ روزگارانی"<ref>بحارالأنوار، ج ۹۷، ص ۱۳۴.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref> | ||
* در آغاز، از [[آداب]] ظاهری و [[باطنی]] [[زیارت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}}، فقط به [[نقل]] [[سخن]] [[شهید]] اول در "دروس" اکتفا میکنیم که مرحوم [[علامه مجلسی]] [[نقل]] کرده است که خلاصه آن چنین است: | * در آغاز، از [[آداب]] ظاهری و [[باطنی]] [[زیارت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] {{عم}}، فقط به [[نقل]] [[سخن]] [[شهید]] اول در "دروس" اکتفا میکنیم که مرحوم [[علامه مجلسی]] [[نقل]] کرده است که خلاصه آن چنین است: | ||
# قبل از ورود به [[زیارتگاه]]، [[غسل]] کردن و با [[طهارت]] بودن؛ | # قبل از ورود به [[زیارتگاه]]، [[غسل]] کردن و با [[طهارت]] بودن؛ | ||
# با لباسهای [[پاکیزه]] و بوی خوش [[زیارت]] کردن؛ | # با لباسهای [[پاکیزه]] و بوی خوش [[زیارت]] کردن؛ | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== [[ادب]] نسبت به [[قبر مطهر]] == | == [[ادب]] نسبت به [[قبر مطهر]] == | ||
* زائری که [[توفیق]] [[تشرف]] به [[حرمها]] مییابد، باید خود را در [[حریم]] [[خانه]] [[امام]] یا امامزاده [[احساس]] کند و هر نوع [[ادب]] لازم را رعایت کند. | * زائری که [[توفیق]] [[تشرف]] به [[حرمها]] مییابد، باید خود را در [[حریم]] [[خانه]] [[امام]] یا امامزاده [[احساس]] کند و هر نوع [[ادب]] لازم را رعایت کند. | ||
* [[سید بن طاووس]] توصیه میکند [[زائر]]، مثلًا در [[حرم]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}}، در بدو ورود، دو رکعت [[نماز]] [[تحیت]] [[مسجد]] بخواند، سپس رو به طرف [[روضه]] [[نبوی]] و حجره [[شریف]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} کند، [[سلام]] دهد، [[دست]] به آن بکشد و استلام کند، ببوسد<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۱۶۱.</ref> سپس میافزاید: دستها را بر دیوار حجره [[مطهر]] [[حضرت]] بگذارد و بگوید: {{متن حدیث|أَتَيْتُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مُهَاجِراً إِلَيْك}} و خود را مهاجری معرفی کند که به حضور [[پیامبر خاتم| پیامبر خدا]]{{صل}} ره سپرده و برای ادای این [[وظیفه]] به [[زیارت]] آمده و اگر در حال [[حیات]] [[توفیق]] [[دیدار]] نداشته، پس از [[وفات]] آمده و میداند که [[احترام]] آن [[حضرت]] در حال ممات، مثل [[حرمت]] او در حال [[حیات]] است و از آن [[حضرت]] بخواهد که نزد [[خدا]] [[شاهد]] این [[زیارت]] باشد، دستها را به صورت خود کشد و این [[زیارت]] را نوعی [[بیعت]] به حساب آورد و [[دعا]] کند که تا آخر [[عمر]] بر همین [[عهد]] و [[پیمان]] [[استوار]] بماند<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۶۲.</ref> سپس رو به [[قبر]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} [[زیارت]] بخواند (متن [[زیارت]] را [[نقل]] کردهاند: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ رَسُولَه}} بعد از آن، رو به [[قبله]] دعاهایی بخواند که [[نقل]] شده، سپس سراغ [[منبر]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} برود، آن را لمس کند، [[تبرک]] بجوید و دست هایش را به صورت و چشمانش بکشد. این [[آداب]]، نشان [[دلدادگی]] و [[محبت]] است، [[زیارت]] هم قلمرو [[عشق]] و وادی [[دل]] است و ### [[313]]###، اینگونه جذبه درونی خود را ابراز میکند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۴۸، ۳۴۹.</ref>. | * [[سید بن طاووس]] توصیه میکند [[زائر]]، مثلًا در [[حرم]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}}، در بدو ورود، دو رکعت [[نماز]] [[تحیت]] [[مسجد]] بخواند، سپس رو به طرف [[روضه]] [[نبوی]] و حجره [[شریف]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} کند، [[سلام]] دهد، [[دست]] به آن بکشد و استلام کند، ببوسد<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۱۶۱.</ref> سپس میافزاید: دستها را بر دیوار حجره [[مطهر]] [[حضرت]] بگذارد و بگوید: {{متن حدیث|أَتَيْتُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مُهَاجِراً إِلَيْك}} و خود را مهاجری معرفی کند که به حضور [[پیامبر خاتم| پیامبر خدا]] {{صل}} ره سپرده و برای ادای این [[وظیفه]] به [[زیارت]] آمده و اگر در حال [[حیات]] [[توفیق]] [[دیدار]] نداشته، پس از [[وفات]] آمده و میداند که [[احترام]] آن [[حضرت]] در حال ممات، مثل [[حرمت]] او در حال [[حیات]] است و از آن [[حضرت]] بخواهد که نزد [[خدا]] [[شاهد]] این [[زیارت]] باشد، دستها را به صورت خود کشد و این [[زیارت]] را نوعی [[بیعت]] به حساب آورد و [[دعا]] کند که تا آخر [[عمر]] بر همین [[عهد]] و [[پیمان]] [[استوار]] بماند<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۶۲.</ref> سپس رو به [[قبر]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} [[زیارت]] بخواند (متن [[زیارت]] را [[نقل]] کردهاند: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ رَسُولَه}} بعد از آن، رو به [[قبله]] دعاهایی بخواند که [[نقل]] شده، سپس سراغ [[منبر]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} برود، آن را لمس کند، [[تبرک]] بجوید و دست هایش را به صورت و چشمانش بکشد. این [[آداب]]، نشان [[دلدادگی]] و [[محبت]] است، [[زیارت]] هم قلمرو [[عشق]] و وادی [[دل]] است و ### [[313]]###، اینگونه جذبه درونی خود را ابراز میکند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۴۸، ۳۴۹.</ref>. | ||
* [[شهید ثانی]] میگوید: [[زائر]] در حال [[زیارت]]، رو به مَزور بایستد، با حالت [[دعا]] [[تضرّع]] کند، سمت راست و سپس سمت چپ صورت را بر [[قبر]] بگذارد، [[دعا]] کند و از [[خدا]] [[حاجت]] بطلبد و به صاحب [[قبر]] [[توسل]] جوید تا [[خدا]] حاجتش را برآورد و او را مشمول [[شفاعت]] گرداند و در [[دعا]] [[اصرار]] و [[مبالغه]] کند، آنگاه به طرف بالای سر برود و رو به [[قبله]] [[دعا]] بخواند<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۳۴.</ref> کیفیت ایستادن کنار [[قبر]] و نحوه [[زیارت]]، باید گویای [[ادب]] [[زائر]] باشد. | * [[شهید ثانی]] میگوید: [[زائر]] در حال [[زیارت]]، رو به مَزور بایستد، با حالت [[دعا]] [[تضرّع]] کند، سمت راست و سپس سمت چپ صورت را بر [[قبر]] بگذارد، [[دعا]] کند و از [[خدا]] [[حاجت]] بطلبد و به صاحب [[قبر]] [[توسل]] جوید تا [[خدا]] حاجتش را برآورد و او را مشمول [[شفاعت]] گرداند و در [[دعا]] [[اصرار]] و [[مبالغه]] کند، آنگاه به طرف بالای سر برود و رو به [[قبله]] [[دعا]] بخواند<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۳۴.</ref> کیفیت ایستادن کنار [[قبر]] و نحوه [[زیارت]]، باید گویای [[ادب]] [[زائر]] باشد. | ||
* در حالات [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} آمده است که وقتی میخواست از [[قبر]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} [[وداع]] کند، و برای [[اعمال]] [[عمره]] به [[مکه]] رود، کنار [[قبر]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} آمد، در طرف بالای سر ایستاد، مشغول [[نماز]] شد، سپس شانه چپ را به [[قبر]] چسباند و نزدیک یکی از ستونها چند رکعت [[نماز]] خواند<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۴۹.</ref> شبیه این [[رفتار]]، در [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که چنین توصیه فرمود<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۵۰.</ref>. | * در حالات [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}} آمده است که وقتی میخواست از [[قبر]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} [[وداع]] کند، و برای [[اعمال]] [[عمره]] به [[مکه]] رود، کنار [[قبر]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} آمد، در طرف بالای سر ایستاد، مشغول [[نماز]] شد، سپس شانه چپ را به [[قبر]] چسباند و نزدیک یکی از ستونها چند رکعت [[نماز]] خواند<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۴۹.</ref> شبیه این [[رفتار]]، در [[حدیثی]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شده که چنین توصیه فرمود<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۵۰.</ref>. | ||
* [[علامه مجلسی]] در مورد برخی از این نقلها میافزاید: گرچه پشت به [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} کردن هنگام [[دعا]]، به ظاهر نوعی خلاف [[ادب]] به شمار میرود، ولی وقتی [[توجه به خدا]] باشد و قصد [[زائر]]، پشت گرمی به [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} باشد، اشکالی ندارد. کنار [[قبر]] ایستادن و تکیه بر [[قبر]] کردن و دعای رو به [[قبله]]، از [[امام سجاد]]{{ع}} و [[سیره]] او هم [[نقل]] شده است<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۵۳.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۴۸، ۳۴۹.</ref>. | * [[علامه مجلسی]] در مورد برخی از این نقلها میافزاید: گرچه پشت به [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} کردن هنگام [[دعا]]، به ظاهر نوعی خلاف [[ادب]] به شمار میرود، ولی وقتی [[توجه به خدا]] باشد و قصد [[زائر]]، پشت گرمی به [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} باشد، اشکالی ندارد. کنار [[قبر]] ایستادن و تکیه بر [[قبر]] کردن و دعای رو به [[قبله]]، از [[امام سجاد]] {{ع}} و [[سیره]] او هم [[نقل]] شده است<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص۱۵۳.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۴۸، ۳۴۹.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||