ازدواج در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۲۵: خط ۲۵:
== ازدواج در [[جاهلیت]] ==
== ازدواج در [[جاهلیت]] ==
در عصر [[جاهلیّت]]، ازدواج‌های مختلفی رواج داشته است.<ref>بلوغ الارب، ج‌۲، ص‌۴‌ـ‌۵.</ref> قرآن به مواردی از نکاح‌های مرسوم جاهلیّت اشاره دارد:  
در عصر [[جاهلیّت]]، ازدواج‌های مختلفی رواج داشته است.<ref>بلوغ الارب، ج‌۲، ص‌۴‌ـ‌۵.</ref> قرآن به مواردی از نکاح‌های مرسوم جاهلیّت اشاره دارد:  
# [[نکاح]] مقت ([[زناشویی]] [[وارث]] با [[همسر]] میّت)؛ رسم جاهلیّت بر این بود که زن میّت، مانند [[اموال]] او، به [[ارث]] می‌رسید و وارث یا خود، بدون مهر با او ازدواج می‌کرد (نکاح مقت) یا او را به ازدواج با شخص دیگری وامی‌داشت و مهریّه‌اش را [[مالک]] می‌شد یا [[زن]]، خود را با پرداخت مبلغی، به [[وارث]] بازخرید می‌کرد و تا آخر [[عمر]] بلاتکلیف می‌زیست و با [[مرگ]] وی اموالش به وارث می‌رسید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان داده‌اید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref><ref>روض‌الجنان، ج‌۵، ص‌۲۹۵؛ التفسیرالکبیر، ج‌۱۰، ص‌۱۰.</ref> تعبیر {{متن قرآن|مَقْتًا}} از آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و با زنانی که پدرانتان به نکاح آورده‌اند، ازدواج نکنید که کاری زشت و ناخوشایند و بیراه است؛ مگر آنچه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است» سوره نساء، آیه ۲۲.</ref> گرفته شده که در آن، از [[نکاح]] با زن [[پدر]]، [[نهی]] شده است. [[طبرسی]] مواردی ازاین‌گونه نکاح را برشمرده که پس از [[اسلام]]، از [[پیامبر]] درباره آن می‌پرسیدند. یکی از آن موارد به فرزند [[ابوقیس]] مربوط است که پس از [[وفات]] پدر از نامادری‌اش درخواست [[ازدواج]] کرد. [[زن]] گفت: من تو را فرزند خود می‌دانم و برای تو که از [[صالحان]] [[قوم]] خویش هستی، این کار، [[شایسته]] نیست در عین حال، اجازه‌بده از [[پیامبراکرم]]{{صل}} در این‌باره بپرسم. [[حضرت]] او را از این ازدواج بازداشت؛ سپس این [[آیه]] نازل شد.<ref> مجمع‌البیان، ج۳، ص۴۴؛ تفسیر قمی، ج۱، ص‌۱۶۲.</ref>
# [[نکاح]] مقت ([[زناشویی]] [[وارث]] با [[همسر]] میّت)؛ رسم جاهلیّت بر این بود که زن میّت، مانند [[اموال]] او، به [[ارث]] می‌رسید و وارث یا خود، بدون مهر با او ازدواج می‌کرد (نکاح مقت) یا او را به ازدواج با شخص دیگری وامی‌داشت و مهریّه‌اش را [[مالک]] می‌شد یا [[زن]]، خود را با پرداخت مبلغی، به [[وارث]] بازخرید می‌کرد و تا آخر [[عمر]] بلاتکلیف می‌زیست و با [[مرگ]] وی اموالش به وارث می‌رسید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان داده‌اید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref><ref>روض‌الجنان، ج‌۵، ص‌۲۹۵؛ التفسیرالکبیر، ج‌۱۰، ص‌۱۰.</ref> تعبیر {{متن قرآن|مَقْتًا}} از آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و با زنانی که پدرانتان به نکاح آورده‌اند، ازدواج نکنید که کاری زشت و ناخوشایند و بیراه است؛ مگر آنچه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است» سوره نساء، آیه ۲۲.</ref> گرفته شده که در آن، از [[نکاح]] با زن [[پدر]]، [[نهی]] شده است. [[طبرسی]] مواردی ازاین‌گونه نکاح را برشمرده که پس از [[اسلام]]، از [[پیامبر]] درباره آن می‌پرسیدند. یکی از آن موارد به فرزند [[ابوقیس]] مربوط است که پس از [[وفات]] پدر از نامادری‌اش درخواست [[ازدواج]] کرد. [[زن]] گفت: من تو را فرزند خود می‌دانم و برای تو که از [[صالحان]] [[قوم]] خویش هستی، این کار، [[شایسته]] نیست در عین حال، اجازه‌بده از [[پیامبراکرم]] {{صل}} در این‌باره بپرسم. [[حضرت]] او را از این ازدواج بازداشت؛ سپس این [[آیه]] نازل شد.<ref> مجمع‌البیان، ج۳، ص۴۴؛ تفسیر قمی، ج۱، ص‌۱۶۲.</ref>
# نکاح خدن ([[زناشویی]] غیر رسمی و پنهانی)؛ اساس این نکاح بر عقیده‌ای [[جاهلی]] بود که برخلاف [[ارتباط]] آشکار، ارتباط دوستانه پنهانی را با زن، [[نیکو]] می‌شمرد.<ref>فتح‌الباری، ج‌۹، ص‌۱۵۰؛ فقه السنه، ج‌۲، ص‌۸؛ نیل الاوطار، ج‌۶، ص‌۳۰۰.</ref> [[قرآن]] در دو مورد به این‌گونه نکاح اشاره کرده است: آنجا که شرایط ازدواج با [[کنیزان]] را بیان می‌کند، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>. در این آیه، از‌ ازدواج با کنیزانی که به‌صورت گرفتن [[دوست]] پنهانی مرتکب [[فحشا]] می‌شوند، منع کرده است. نظیر این تعبیر درباره مردان هم آمده است {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref>.
# نکاح خدن ([[زناشویی]] غیر رسمی و پنهانی)؛ اساس این نکاح بر عقیده‌ای [[جاهلی]] بود که برخلاف [[ارتباط]] آشکار، ارتباط دوستانه پنهانی را با زن، [[نیکو]] می‌شمرد.<ref>فتح‌الباری، ج‌۹، ص‌۱۵۰؛ فقه السنه، ج‌۲، ص‌۸؛ نیل الاوطار، ج‌۶، ص‌۳۰۰.</ref> [[قرآن]] در دو مورد به این‌گونه نکاح اشاره کرده است: آنجا که شرایط ازدواج با [[کنیزان]] را بیان می‌کند، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>. در این آیه، از‌ ازدواج با کنیزانی که به‌صورت گرفتن [[دوست]] پنهانی مرتکب [[فحشا]] می‌شوند، منع کرده است. نظیر این تعبیر درباره مردان هم آمده است {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref>.
# نکاح بدل (زناشویی به‌صورت تعویض [[همسر]])؛ طبرسی، قولی را [[نقل]] کرده که آیه {{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> درباره این‌گونه ازدواج است که در [[جاهلیّت]] وجود داشته و اسلام آن را [[منسوخ]] کرده‌است.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۸، ص‌۵۷۶.</ref>
# نکاح بدل (زناشویی به‌صورت تعویض [[همسر]])؛ طبرسی، قولی را [[نقل]] کرده که آیه {{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> درباره این‌گونه ازدواج است که در [[جاهلیّت]] وجود داشته و اسلام آن را [[منسوخ]] کرده‌است.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۸، ص‌۵۷۶.</ref>
# [[نکاح]] استبضاع ([[زناشویی]] برای تولید ‌مثل).  
# [[نکاح]] استبضاع ([[زناشویی]] برای تولید ‌مثل).  
# نکاح [[رهط]] (زناشویی دسته‌ جمعی).<ref>جواهرالعقود، ج‌۲، ص‌۳؛ فقه‌السنه، ج‌۲، ص‌۸.</ref>
# نکاح [[رهط]] (زناشویی دسته‌ جمعی).<ref>جواهرالعقود، ج‌۲، ص‌۳؛ فقه‌السنه، ج‌۲، ص‌۸.</ref>
# نکاح شغار (ازدواجی که مهر آن، واگذاری متقابل [[خواهر]] یا دختر به طرف مقابل ‌است). از سوی دیگر در [[جاهلیّت]] بر [[زنان]] مطلّقه یا شوهر مرده، [[سخت‌گیری]] می‌شد. [[قرآن]] از دخالت در امور آنان هم به شوهر پیشین و هم به [[خویشان]] [[زن]] هشدار می‌دهد. در آیه‌ {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خدا» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref> به مردان می‌گوید: پس از [[طلاق]] یا به‌شایستگی نگاهشان بدارید یا به خوبی رهایشان کنید و آنان را برای زیان رساندن معطّل نگذارید تا حقوقشان ضایع شود. از ‌طرف دیگر، به خویشان زن هم هشدار می‌دهد که آنان را از [[ازدواج]] با شوهران پیشین خویش منع نکنید {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خویش رسیدند دیگر آنان را از زناشویی با شوهران دلخواه خود که با هم به شایستگی به سازش رسیده‌اند باز ندارید؛ هر کس از شما به خداوند و روز بازپسین ایمان داشته باشد بدین سخن اندرز داده می‌شود؛ این برای شما پاک‌تر و پاکیزه‌تر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۳۲.</ref>، و به بازماندگان میّت هشدار می‌دهد که از سخت‌گیری بر زنان شوهر مرده بپرهیزید و بگذارید [[آینده]] زندگی‌شان را خودشان مشخّص‌ کنند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و کسانی از شما که می‌میرند و همسرانی به جای می‌نهند، آن همسران باید چهار ماه و ده روز انتظار کشند و چون به سرآمد عدّه خود رسیدند، در آنچه به شایستگی با خویش می‌کنند بر شما گناهی نیست و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره بقره، آیه ۲۳۴.</ref> در ذیل [[آیات]] {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا}}<ref>«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بوده‌اید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز می‌ستانید!» سوره نساء، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا}}<ref>«و چگونه آن را باز می‌ستانید در حالی که با یکدیگر آمیزش کرده‌اید و آنان از شما پیمانی استوار، ستانده‌اند» سوره نساء، آیه ۲۱.</ref> [[نقل]] شده که وقتی شخصی از همسرش [[سیر]] می‌شد و به ازدواج با دیگری [[تمایل]] می‌یافت، برای جبران مهریّه‌ای که پرداخت کرده، [[همسر]] خویش را به [[اعمال]] منافیِ [[عفّت]] متّهم می‌کرد و بر او سخت می‌گرفت تا حاضر شود، مهر را بازپس دهد و شوهر، آن را برای ازدواج با زنی دیگر صرف کند.<ref>الکشاف، ج‌۱، ص‌۴۹۱.</ref> قرآن، با [[شگفتی]] می‌گوید: چگونه مهریّه را باز‌پس می‌گیرید و برای این کار به [[تهمت]] و [[گناه آشکار]] متوسّل می‌شوید در‌حالی‌که شما با یک‌دیگر مدّتی [[زندگی]] کرده و [[انس]] گرفته‌اید و از این گذشته، آنها] هنگام ازدواج [از شما [[پیمان]] محکمی گرفته ‌بودند. [[عادت]] دیگر جاهلیّت این ‌بود که [[دختران]] [[یتیم]] و [[ثروت]] آنان را تحت تصرّف خویش درمی‌آوردند. اگر [[زیبا]] بودند با آنان [[ازدواج]] می‌کردند و از [[مال]] و [[جمال]] آنان بهره می‌بردند و اگر [[زشت]] بودند، نمی‌گذاشتند دیگری با آنان ازدواج کند؛ او را در مضیقه قرار می‌دادند و [[اموال]] او را تصرّف می‌کردند.<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۹۸.</ref> این [[ظلم]] آن [[قدر]] بزرگ و با اهمّیّت است که وقتی از [[پیغمبراکرم]]{{صل}} درباره [[حقوق]] و [[احکام]] [[زنان]] پرسیده می‌شود، [[پیامبر]] [[منتظر]] [[وحی]] می‌ماند و [[خدا]] در خصوص حقوق [[دختران]] [[یتیم]] پاسخ می‌دهد: {{متن قرآن|وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا}}<ref>«از تو درباره زنان نظر می‌خواهند، بگو خداوند برای شما درباره آنان و (نیز درباره) آنچه برای شما در این کتاب خوانده می‌شود نظر می‌دهد (از جمله) درباره دختران یتیمی که مقرّری ایشان را نمی‌پردازید و به ازدواج با آنها رغبت دارید و (نیز) درباره کودکان ناتوان» سوره نساء، آیه ۱۲۷.</ref> در [[جاهلیّت]]، [[ازدواج]] با مطلّقه پسر خوانده [[مذموم]] بود و [[اسلام]] از آن جهت که پسرخوانده را پسر نمی‌داند، این [[حکم]] را [[منسوخ]] کرد و مطلّقه [[زید بن حارثه]] که پسر خوانده [[رسول‌الله]] بود به [[دستور خداوند]] به همسری پیامبر درآمد: {{متن قرآن|فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا }}. [[قرآن]]، [[هدف]] [[ازدواج پیامبر]] با [[زینب بنت جحش]] را شکستن [[سنّت]] [[جاهلی]] می‌داند: {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه می‌داشتی و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام ‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> گونه برخورد قرآن با سنّت جاهلی از قاطعیّتی که در این [[آیه]] وجود دارد، استفاده‌می‌شود؛ زیرا اوّلا به {{متن قرآن|زَوَّجْنَاكَهَا }} تعبیر کرده تا نشان دهد این [[تصمیم]] [[الهی]] بوده است، بدین سبب [[زینب]] بر دیگر [[همسران پیامبر]] مباهات‌ می‌کرد که [[خداوند]] او را از [[آسمان]] به همسری پیامبر درآورده است؛ ثانیاً در آخر می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}؛ یعنی این کار باید بشود و [[امر الهی]] انجام شدنی است.<ref>نمونه، ج‌۱۷، ص‌۳۲۲.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
# نکاح شغار (ازدواجی که مهر آن، واگذاری متقابل [[خواهر]] یا دختر به طرف مقابل ‌است). از سوی دیگر در [[جاهلیّت]] بر [[زنان]] مطلّقه یا شوهر مرده، [[سخت‌گیری]] می‌شد. [[قرآن]] از دخالت در امور آنان هم به شوهر پیشین و هم به [[خویشان]] [[زن]] هشدار می‌دهد. در آیه‌ {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خدا» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref> به مردان می‌گوید: پس از [[طلاق]] یا به‌شایستگی نگاهشان بدارید یا به خوبی رهایشان کنید و آنان را برای زیان رساندن معطّل نگذارید تا حقوقشان ضایع شود. از ‌طرف دیگر، به خویشان زن هم هشدار می‌دهد که آنان را از [[ازدواج]] با شوهران پیشین خویش منع نکنید {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خویش رسیدند دیگر آنان را از زناشویی با شوهران دلخواه خود که با هم به شایستگی به سازش رسیده‌اند باز ندارید؛ هر کس از شما به خداوند و روز بازپسین ایمان داشته باشد بدین سخن اندرز داده می‌شود؛ این برای شما پاک‌تر و پاکیزه‌تر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۳۲.</ref>، و به بازماندگان میّت هشدار می‌دهد که از سخت‌گیری بر زنان شوهر مرده بپرهیزید و بگذارید [[آینده]] زندگی‌شان را خودشان مشخّص‌ کنند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و کسانی از شما که می‌میرند و همسرانی به جای می‌نهند، آن همسران باید چهار ماه و ده روز انتظار کشند و چون به سرآمد عدّه خود رسیدند، در آنچه به شایستگی با خویش می‌کنند بر شما گناهی نیست و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره بقره، آیه ۲۳۴.</ref> در ذیل [[آیات]] {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا}}<ref>«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بوده‌اید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز می‌ستانید!» سوره نساء، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا}}<ref>«و چگونه آن را باز می‌ستانید در حالی که با یکدیگر آمیزش کرده‌اید و آنان از شما پیمانی استوار، ستانده‌اند» سوره نساء، آیه ۲۱.</ref> [[نقل]] شده که وقتی شخصی از همسرش [[سیر]] می‌شد و به ازدواج با دیگری [[تمایل]] می‌یافت، برای جبران مهریّه‌ای که پرداخت کرده، [[همسر]] خویش را به [[اعمال]] منافیِ [[عفّت]] متّهم می‌کرد و بر او سخت می‌گرفت تا حاضر شود، مهر را بازپس دهد و شوهر، آن را برای ازدواج با زنی دیگر صرف کند.<ref>الکشاف، ج‌۱، ص‌۴۹۱.</ref> قرآن، با [[شگفتی]] می‌گوید: چگونه مهریّه را باز‌پس می‌گیرید و برای این کار به [[تهمت]] و [[گناه آشکار]] متوسّل می‌شوید در‌حالی‌که شما با یک‌دیگر مدّتی [[زندگی]] کرده و [[انس]] گرفته‌اید و از این گذشته، آنها] هنگام ازدواج [از شما [[پیمان]] محکمی گرفته ‌بودند. [[عادت]] دیگر جاهلیّت این ‌بود که [[دختران]] [[یتیم]] و [[ثروت]] آنان را تحت تصرّف خویش درمی‌آوردند. اگر [[زیبا]] بودند با آنان [[ازدواج]] می‌کردند و از [[مال]] و [[جمال]] آنان بهره می‌بردند و اگر [[زشت]] بودند، نمی‌گذاشتند دیگری با آنان ازدواج کند؛ او را در مضیقه قرار می‌دادند و [[اموال]] او را تصرّف می‌کردند.<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۹۸.</ref> این [[ظلم]] آن [[قدر]] بزرگ و با اهمّیّت است که وقتی از [[پیغمبراکرم]] {{صل}} درباره [[حقوق]] و [[احکام]] [[زنان]] پرسیده می‌شود، [[پیامبر]] [[منتظر]] [[وحی]] می‌ماند و [[خدا]] در خصوص حقوق [[دختران]] [[یتیم]] پاسخ می‌دهد: {{متن قرآن|وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا}}<ref>«از تو درباره زنان نظر می‌خواهند، بگو خداوند برای شما درباره آنان و (نیز درباره) آنچه برای شما در این کتاب خوانده می‌شود نظر می‌دهد (از جمله) درباره دختران یتیمی که مقرّری ایشان را نمی‌پردازید و به ازدواج با آنها رغبت دارید و (نیز) درباره کودکان ناتوان» سوره نساء، آیه ۱۲۷.</ref> در [[جاهلیّت]]، [[ازدواج]] با مطلّقه پسر خوانده [[مذموم]] بود و [[اسلام]] از آن جهت که پسرخوانده را پسر نمی‌داند، این [[حکم]] را [[منسوخ]] کرد و مطلّقه [[زید بن حارثه]] که پسر خوانده [[رسول‌الله]] بود به [[دستور خداوند]] به همسری پیامبر درآمد: {{متن قرآن|فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا }}. [[قرآن]]، [[هدف]] [[ازدواج پیامبر]] با [[زینب بنت جحش]] را شکستن [[سنّت]] [[جاهلی]] می‌داند: {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه می‌داشتی و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام ‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> گونه برخورد قرآن با سنّت جاهلی از قاطعیّتی که در این [[آیه]] وجود دارد، استفاده‌می‌شود؛ زیرا اوّلا به {{متن قرآن|زَوَّجْنَاكَهَا }} تعبیر کرده تا نشان دهد این [[تصمیم]] [[الهی]] بوده است، بدین سبب [[زینب]] بر دیگر [[همسران پیامبر]] مباهات‌ می‌کرد که [[خداوند]] او را از [[آسمان]] به همسری پیامبر درآورده است؛ ثانیاً در آخر می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}؛ یعنی این کار باید بشود و [[امر الهی]] انجام شدنی است.<ref>نمونه، ج‌۱۷، ص‌۳۲۲.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


== اقسام ازدواج ==
== اقسام ازدواج ==
خط ۴۳: خط ۴۳:
# در آیه‌ {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدام» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، برای کسانی ‌که [[توانایی]] ازدواج با [[زنان]] [[آزاد]] را ندارند، سفارش کرده که با زنان پاکدامن از بردگان ازدواج کنند؛<ref>مسالک الافهام، ج‌۳، ص‌۱۷۴.</ref> ولی در عین حال فرموده: خودداری از [[ازدواج]] با [[کنیزان]]، بهتر است: {{متن قرآن|وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ}}
# در آیه‌ {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدام» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، برای کسانی ‌که [[توانایی]] ازدواج با [[زنان]] [[آزاد]] را ندارند، سفارش کرده که با زنان پاکدامن از بردگان ازدواج کنند؛<ref>مسالک الافهام، ج‌۳، ص‌۱۷۴.</ref> ولی در عین حال فرموده: خودداری از [[ازدواج]] با [[کنیزان]]، بهتر است: {{متن قرآن|وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ}}
# در بین [[صحابه]]، کسانی بودند که تا آخر [[عمر]] [[ازدواج]] نکردند و [[رسول‌الله]] آنها را از این کار برحذر نداشت.<ref>المبسوط، ج‌۴، ص‌۱۹۳.</ref>
# در بین [[صحابه]]، کسانی بودند که تا آخر [[عمر]] [[ازدواج]] نکردند و [[رسول‌الله]] آنها را از این کار برحذر نداشت.<ref>المبسوط، ج‌۴، ص‌۱۹۳.</ref>
# اگر ازدواج [[واجب]] می‌بود، [[خداوند]] در [[قرآن]]، [[مسلمانان]] را میان ازدواج یا استفاده از [[ملک]] [[یمین]] مخیّر نمی‌کرد: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}<ref>«و اگر می‌هراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که می‌پسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیک‌تر است» سوره نساء، آیه ۳.</ref> در ‌صورتی که استفاده از [[کنیز]]، حتّی به نظر [[اهل]] ظاهر، [[مباح]] است و تخییر میان واجب و مباح معنا ندارد.<ref>کنز العرفان، ج ۲، ص‌۱۳۶.</ref> قول سوم، از [[شیخ طوسی]] و [[شافعی]] است. آنان گفته‌اند: برای کسانی‌که بتوانند بی‌هیچ دغدغه‌ای، در راه [[عبادت]] خداوند گام بردارند و نفس آنها [[قوی]] و [[صبور]] است، [[عزلت]] ([[ترک ازدواج]]) بهتر است؛ ولی برای دیگران، [[ازدواج]] [[مستحب]] است.<ref>کنزالعرفان، ج‌۲،ص ۱۳۶؛ المبسوط، ج‌۴، ص‌۱۹۳.</ref> آنان به آیه {{متن قرآن|فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«پس فرشتگان او را در حالی که در محراب به نماز ایستاده بود ندا دادند: خداوند تو را به (تولّد) یحیی نوید می‌دهد که «کلمه‌ای از خداوند» را راست می‌شمارد و سالار و (در برابر زنان) خویشتندار و پیامبری از شایستگان است» سوره آل عمران، آیه ۳۹.</ref> [[استدلال]] می‌کنند که خداوند، [[حضرت یحیی]]{{ع}} را می‌ستاید. {{متن قرآن|حَصُورًا}} به کسی می‌گویند که ازدواج را ترک کرده است. <ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۴۲.</ref> در پاسخ گفته‌اند: برای لفظ {{متن قرآن|حَصُورًا}} معانی دیگری نیز ذکر شده، از قبیل کسی که کار [[بیهوده]] نمی‌کند یا آنکه نفس خویش را از [[شهوت]] باز ‌می‌دارد.<ref>مجمع ‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۴۲.</ref> گذشته از این، [[فضیلت]] تجرّد و عزلت برای حضرت یحیی{{ع}}، براساس [[شرایع]] پیشین، برای [[پیروان]] [[شریعت اسلام]] [[حجت]] نیست؛ به‌ویژه که [[پیامبر خاتم]]{{صل}} با آنکه نفسی قوی داشت و در عبادت [[پروردگار]] از همه ممتازتر بود، [[همسران]] متعدّدی [[اختیار]] کرد. حضرت، گروهی از [[اصحاب]] از‌جمله [[عثمان بن مظعون]] را که آمیزش با [[همسر]] خویش را ترک کرده بود، [[نکوهش]] کرد که: چه شده گروهی بر خود سخت می‌گیرند و از [[زنان]] که [[خدا]] [[حلال]] کرده، می‌پرهیزند. سپس [[آیه]] نازل‌شد که: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چیزهای پاکیزه‌ای را که خداوند برای شما حلال کرده است حرام مشمارید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره مائده، آیه ۸۷.</ref> آنان گفتند: ما بر [[عزلت]]، [[سوگند]] یاد‌کرده‌ایم و [[خدا]] فرمود: {{متن قرآن|لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«خداوند شما را در سوگندهای بیهوده بازخواست نمی‌کند اما از سوگندهایی که آگاهانه خورده‌اید باز می‌پرسد بنابراین کفّاره (شکستن) آن، خوراک دادن به ده مستمند است از میانگین آنچه به خانواده خود می‌دهید یا (تهیّه) لباس آنان و یا آزاد کردن یک بنده؛ پس هر که (هیچ‌یک را) نیابد (کفاره آن) سه روز روزه است؛ این کفّاره سوگندهای شماست هرگاه سوگند خورید (و بشکنید)؛ حرمت سوگندهای خود را بدارید؛ خداوند این چنین آیات خود را برای شما روشن می‌گرداند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۸۹.</ref>، و بدین ترتیب، این نوع سوگند، [[بیهوده]] تلقّی شد.<ref>وسائل الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۲۱؛ جامع احادیث الشیعه، ج‌۲۵، ص۵۳.</ref> در [[روایات]]، با تعبیرهای گوناگونی به [[ازدواج]] [[ترغیب]] شده است؛ از‌جمله، [[ازدواج]] بزرگ‌ترین [[نعمت]] و فایده پس از نعمت [[اسلام]]،<ref>الکافی، ج‌۵‌، ص‌۳۲۷؛ تهذیب‌الاحکام، ج‌۷، ص‌۲۸۷.</ref> [[سنّت]] [[رسول خدا]]{{صل}}، <ref>الکافی، ج‌۵، ص‌۳۲۹.</ref> [[حافظ]] نصف یا دو سوم از [[دین]]،<ref>الکافی، ج‌۵، ص‌۳۲۹.</ref>[[خیر]] [[دنیا]] و [[آخرت]] <ref>الکافی، ج‌۵، ص‌۳۲۷.</ref> و زیاد کننده [[رزق]]،<ref> الکافی، ج‌۵، ص‌۳۳۰.</ref> شمرده شده است. از سوی دیگر، مجرّد زیستن (عزوبت) [[نکوهش]] شده، و [[پست‌ترین]] [[مردگان]] [[مسلمانان]] را کسانی شمرده‌اند که در حال تجرّد ‌بمیرند.<ref>الکافی، ج‌۵‌، ص‌۳۲۹؛ تهذیب‌الاحکام، ج‌۷، ص‌۲۸۶.</ref> ازدواج گاهی بر اثر عوارض جانبی، [[حرام]]، [[واجب]]، [[مکروه]] یا [[مباح]] می‌شود و این، با [[استحباب]] ذاتی ازدواج منافات ندارد؛ مثلا در ‌صورت [[خوف]] وقوع در حرام یا ضرر، ازدواج، واجب می‌شود و با‌ داشتن چهار [[زن]] دائم، ازدواج دائم دیگر حرام‌است، با انتفای [[شهوت]] مکروه، و با وجود دو‌ مصلحت مساوی در فعل و ترک، مباح است.<ref>جواهر الکلام، ج‌۲۹، ص‌۳۳.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
# اگر ازدواج [[واجب]] می‌بود، [[خداوند]] در [[قرآن]]، [[مسلمانان]] را میان ازدواج یا استفاده از [[ملک]] [[یمین]] مخیّر نمی‌کرد: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}<ref>«و اگر می‌هراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که می‌پسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیک‌تر است» سوره نساء، آیه ۳.</ref> در ‌صورتی که استفاده از [[کنیز]]، حتّی به نظر [[اهل]] ظاهر، [[مباح]] است و تخییر میان واجب و مباح معنا ندارد.<ref>کنز العرفان، ج ۲، ص‌۱۳۶.</ref> قول سوم، از [[شیخ طوسی]] و [[شافعی]] است. آنان گفته‌اند: برای کسانی‌که بتوانند بی‌هیچ دغدغه‌ای، در راه [[عبادت]] خداوند گام بردارند و نفس آنها [[قوی]] و [[صبور]] است، [[عزلت]] ([[ترک ازدواج]]) بهتر است؛ ولی برای دیگران، [[ازدواج]] [[مستحب]] است.<ref>کنزالعرفان، ج‌۲،ص ۱۳۶؛ المبسوط، ج‌۴، ص‌۱۹۳.</ref> آنان به آیه {{متن قرآن|فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«پس فرشتگان او را در حالی که در محراب به نماز ایستاده بود ندا دادند: خداوند تو را به (تولّد) یحیی نوید می‌دهد که «کلمه‌ای از خداوند» را راست می‌شمارد و سالار و (در برابر زنان) خویشتندار و پیامبری از شایستگان است» سوره آل عمران، آیه ۳۹.</ref> [[استدلال]] می‌کنند که خداوند، [[حضرت یحیی]] {{ع}} را می‌ستاید. {{متن قرآن|حَصُورًا}} به کسی می‌گویند که ازدواج را ترک کرده است. <ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۴۲.</ref> در پاسخ گفته‌اند: برای لفظ {{متن قرآن|حَصُورًا}} معانی دیگری نیز ذکر شده، از قبیل کسی که کار [[بیهوده]] نمی‌کند یا آنکه نفس خویش را از [[شهوت]] باز ‌می‌دارد.<ref>مجمع ‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۴۲.</ref> گذشته از این، [[فضیلت]] تجرّد و عزلت برای حضرت یحیی {{ع}}، براساس [[شرایع]] پیشین، برای [[پیروان]] [[شریعت اسلام]] [[حجت]] نیست؛ به‌ویژه که [[پیامبر خاتم]] {{صل}} با آنکه نفسی قوی داشت و در عبادت [[پروردگار]] از همه ممتازتر بود، [[همسران]] متعدّدی [[اختیار]] کرد. حضرت، گروهی از [[اصحاب]] از‌جمله [[عثمان بن مظعون]] را که آمیزش با [[همسر]] خویش را ترک کرده بود، [[نکوهش]] کرد که: چه شده گروهی بر خود سخت می‌گیرند و از [[زنان]] که [[خدا]] [[حلال]] کرده، می‌پرهیزند. سپس [[آیه]] نازل‌شد که: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چیزهای پاکیزه‌ای را که خداوند برای شما حلال کرده است حرام مشمارید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره مائده، آیه ۸۷.</ref> آنان گفتند: ما بر [[عزلت]]، [[سوگند]] یاد‌کرده‌ایم و [[خدا]] فرمود: {{متن قرآن|لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«خداوند شما را در سوگندهای بیهوده بازخواست نمی‌کند اما از سوگندهایی که آگاهانه خورده‌اید باز می‌پرسد بنابراین کفّاره (شکستن) آن، خوراک دادن به ده مستمند است از میانگین آنچه به خانواده خود می‌دهید یا (تهیّه) لباس آنان و یا آزاد کردن یک بنده؛ پس هر که (هیچ‌یک را) نیابد (کفاره آن) سه روز روزه است؛ این کفّاره سوگندهای شماست هرگاه سوگند خورید (و بشکنید)؛ حرمت سوگندهای خود را بدارید؛ خداوند این چنین آیات خود را برای شما روشن می‌گرداند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۸۹.</ref>، و بدین ترتیب، این نوع سوگند، [[بیهوده]] تلقّی شد.<ref>وسائل الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۲۱؛ جامع احادیث الشیعه، ج‌۲۵، ص۵۳.</ref> در [[روایات]]، با تعبیرهای گوناگونی به [[ازدواج]] [[ترغیب]] شده است؛ از‌جمله، [[ازدواج]] بزرگ‌ترین [[نعمت]] و فایده پس از نعمت [[اسلام]]،<ref>الکافی، ج‌۵‌، ص‌۳۲۷؛ تهذیب‌الاحکام، ج‌۷، ص‌۲۸۷.</ref> [[سنّت]] [[رسول خدا]] {{صل}}، <ref>الکافی، ج‌۵، ص‌۳۲۹.</ref> [[حافظ]] نصف یا دو سوم از [[دین]]،<ref>الکافی، ج‌۵، ص‌۳۲۹.</ref>[[خیر]] [[دنیا]] و [[آخرت]] <ref>الکافی، ج‌۵، ص‌۳۲۷.</ref> و زیاد کننده [[رزق]]،<ref> الکافی، ج‌۵، ص‌۳۳۰.</ref> شمرده شده است. از سوی دیگر، مجرّد زیستن (عزوبت) [[نکوهش]] شده، و [[پست‌ترین]] [[مردگان]] [[مسلمانان]] را کسانی شمرده‌اند که در حال تجرّد ‌بمیرند.<ref>الکافی، ج‌۵‌، ص‌۳۲۹؛ تهذیب‌الاحکام، ج‌۷، ص‌۲۸۶.</ref> ازدواج گاهی بر اثر عوارض جانبی، [[حرام]]، [[واجب]]، [[مکروه]] یا [[مباح]] می‌شود و این، با [[استحباب]] ذاتی ازدواج منافات ندارد؛ مثلا در ‌صورت [[خوف]] وقوع در حرام یا ضرر، ازدواج، واجب می‌شود و با‌ داشتن چهار [[زن]] دائم، ازدواج دائم دیگر حرام‌است، با انتفای [[شهوت]] مکروه، و با وجود دو‌ مصلحت مساوی در فعل و ترک، مباح است.<ref>جواهر الکلام، ج‌۲۹، ص‌۳۳.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


== مقدمات ازدواج ==
== مقدمات ازدواج ==
چون تداوم [[نسل]] [[انسان]] بر ازدواج مبتنی است، اسلام به مقدّمات و زمینه‌های گوناگونی از آن، توجّه کرده است.
چون تداوم [[نسل]] [[انسان]] بر ازدواج مبتنی است، اسلام به مقدّمات و زمینه‌های گوناگونی از آن، توجّه کرده است.
=== نگاه به [[همسر]] [[آینده]] ===
=== نگاه به [[همسر]] [[آینده]] ===
نگاه به زنی که انسان قصد ازدواج با او را دارد، به [[اجماع]] [[فریقین]] جایز است <ref>جواهر الکلام، ص‌۶۳.</ref> تا با [[بصیرت]] کامل، همسر خود را برگزیند؛ البتّه در محدوده مجاز نگاه، و [[لزوم]] [[رضایت]] دختر، [[اختلاف]] است.<ref>مستمسک العروه، ج‌۱۴، ص‌۱۲‌ـ‌۱۶.</ref> برخی {{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> را [[دلیل]] بر این [[حکم]] دانسته‌اند؛<ref> تفسیرقرطبی، ج۱۴، ص۱۴۲؛ تفسیرمراغی، مج‌۸، ج‌۲۲، ص‌۲۶.</ref> زیرا در این [[آیه]]، [[خداوند]] به [[پیامبر]] اعلام می‌دارد: پس از این، ازدواج یا تبدیل همسرانت به [[همسران]] دیگر، بر تو [[حلال]] نیست؛ هرچند [[جمال]] آنها مورد توجّه تو واقع شود و اعجاب بدون نگاه حاصل نمی‌شود. می‌توان از کلمه {{متن قرآن|هَاتَيْنِ}} در [[کلام]] [[شعیب]]{{ع}} {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> استفاده کرد که وی [[دختران]] خویش را به [[موسی]] با اشاره نشان داد و دختران نیز آنجا حاضر بودند؛ ولی گویا استفاده جواز نگاه از این [[آیات]] مشکل‌است؛ زیرا اعجاب با نگاه غیر عمدی نیز حاصل می‌شود.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
نگاه به زنی که انسان قصد ازدواج با او را دارد، به [[اجماع]] [[فریقین]] جایز است <ref>جواهر الکلام، ص‌۶۳.</ref> تا با [[بصیرت]] کامل، همسر خود را برگزیند؛ البتّه در محدوده مجاز نگاه، و [[لزوم]] [[رضایت]] دختر، [[اختلاف]] است.<ref>مستمسک العروه، ج‌۱۴، ص‌۱۲‌ـ‌۱۶.</ref> برخی {{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> را [[دلیل]] بر این [[حکم]] دانسته‌اند؛<ref> تفسیرقرطبی، ج۱۴، ص۱۴۲؛ تفسیرمراغی، مج‌۸، ج‌۲۲، ص‌۲۶.</ref> زیرا در این [[آیه]]، [[خداوند]] به [[پیامبر]] اعلام می‌دارد: پس از این، ازدواج یا تبدیل همسرانت به [[همسران]] دیگر، بر تو [[حلال]] نیست؛ هرچند [[جمال]] آنها مورد توجّه تو واقع شود و اعجاب بدون نگاه حاصل نمی‌شود. می‌توان از کلمه {{متن قرآن|هَاتَيْنِ}} در [[کلام]] [[شعیب]] {{ع}} {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> استفاده کرد که وی [[دختران]] خویش را به [[موسی]] با اشاره نشان داد و دختران نیز آنجا حاضر بودند؛ ولی گویا استفاده جواز نگاه از این [[آیات]] مشکل‌است؛ زیرا اعجاب با نگاه غیر عمدی نیز حاصل می‌شود.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


=== خواستگاری ===
=== خواستگاری ===
خواستگاری، پیشنهاد برای [[تشکیل خانواده]]<ref>حقوق زن در دوران ازدواج چیست؟، ص‌۱۱.</ref> و از مستحبّات است <ref>جامع‌المقاصد، ج‌۱۲، ص‌۴۶.</ref> و به‌طور معمول از سوی مرد یا [[خانواده]] او صورت می‌گیرد. از برخی آیات استفاده می‌شود که خواستگاری از هر زنی، تحت هر شرایطی، روا نیست: {{متن قرآن|وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و در خواستگاری از زنان (شوی مرده یا طلاق گرفته‌ای که در عدّه به سر می‌برند) در آنچه دو پهلو بر زبان آورید یا در دل پنهان بدارید، بر شما گناهی نیست، خداوند می‌داند که بی‌گمان شما به زودی از آنان یاد خواهید کرد، اما با آنها وعده نهانی ازدواج ننهید مگر آنکه سخنی شایسته بگویید و آهنگ پیوند زناشویی مکنید تا زمان مقرر (عدّه) سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در درون شما می‌گذرد می‌داند پس از او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۳۵.</ref> [[قدر]] مسلّم از این [[آیه]]، جواز خواستگاری با کنایه، از زنی است که در عدّه [[وفات]] باشد؛ زیرا آیه پیشین، درباره [[زنان]] شوهر مرده است؛ ولی گروهی آن را شامل هر زنی که در عدّه [[طلاق]] بائن باشد نیز دانسته‌اند.<ref> الحدائق، ج‌۲۴، ص‌۹۱.</ref> [[اسلام]]، [[دستور]] حساب شده‌ای، درباره خواستگاری این‌گونه زنان داده که همه جوانب در آن مراعات شده است. از طرفی، به‌طور طبیعی، [[زن]] با فوت شوهر یا جدا شدن از او، درباره [[آینده]] خویش دغدغه دارد و از طرفی باید [[حریم]] زوجیّت پیشین نیز [[حفظ]] شود؛ بدین سبب از خواستگاریِ صریح یا [[ملاقات]] و [[وعده]] پنهانی با آنان، [[نهی]] شده است: {{متن قرآن|وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا}}. قول معروف، به خواستگاری با رمز و کنایه [[تفسیر]] شده است؛<ref> التبیان، ج‌۲، ص‌۲۶۷.</ref> البتّه اگر [[انسان]] در [[دل]]، به [[ازدواج]] با این‌گونه زنان [[تصمیم]] داشته باشد، این تصمیم، همانند اظهار با کنایه، جایز است: {{متن قرآن|أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ}} موارد دیگر خواستگاری که با توجّه به [[آیات قرآن]]، مورد نظر [[فقیهان]] قرار گرفته است، عبارت‌اند از: خواستگاری صریح یا غیر صریح از [[زن]] شوهردار یا زنی که در عدّه [[طلاق]] رجعی به سر می‌برد، و خواستگاری صریحِ مرد از زنی که او را سه بار طلاق داده یا در عدّه [[وفات]] به سر می‌برد جایز نیست.<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۱۱۹‌ـ‌۱۲۰.</ref> خواستگاری مرد از زنی که او را ۹ بار طلاق داده، حتّی با رمز و کنایه، [[ممنوع]] است؛ زیرا آن زن بر او [[حرام]] همیشگی است؛ ولی برای غیر شوهر، در [[زمان]] عدّه، فقط به‌صورت کنایه، جایز است.<ref>الحدائق، ج‌۲۴، ص‌۹۰‌ـ‌۹۱.</ref> نمونه‌هایی از خواستگاریِ کنایی که [[آیه]] بدان اشاره دارد، درروایات و کتاب‌های [[فقهی]] ذکر شده است.<ref> الحدائق، ج‌۲۴، ص‌۹۲؛ نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۲۳۲.</ref> خواستگاری، معمولاً از سوی مرد یا [[خانواده]] او انجام می‌پذیرد و زن به این کار [[اقدام]] نمی‌کند؛ چنان‌که در آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و در خواستگاری از زنان (شوی مرده یا طلاق گرفته‌ای که در عدّه به سر می‌برند) در آنچه دو پهلو بر زبان آورید یا در دل پنهان بدارید، بر شما گناهی نیست، خداوند می‌داند که بی‌گمان شما به زودی از آنان یاد خواهید کرد، اما با آنها وعده نهانی ازدواج ننهید مگر آنکه سخنی شایسته بگویید و آهنگ پیوند زناشویی مکنید تا زمان مقرر (عدّه) سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در درون شما می‌گذرد می‌داند پس از او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۳۵.</ref>، خواستگاری به مردان نسبت داده شده است. این بدان جهت است که پاسخ رد شنیدن زن از مرد، به نوعی [[شکست]] [[عاطفی]] در [[زندگی]] [[زن]] است که اثر آن هنگام [[تشکیل خانواده]] و اداره آن و نیز در [[تربیت]] [[فرزندان]] ظاهر می‌شود؛ در‌حالی ‌که خواستگاری از سوی مرد، و شنیدن پاسخ ردّ شکست در زندگی به‌شمار نمی‌رود؛ بنابراین اگر در موردی، زن و خانواده او با قاطعیّت بدانند که از [[مرد]]پاسخ رد نخواهند شنید، خواستگاری آنها امری معقول و روا خواهد بود.<ref> تشکیل خانواده در اسلام، ص‌۱۳۱.</ref> از داستان [[حضرت شعیب]] و [[موسی]] {{ع}} در [[قرآن]] استفاده می‌شود که خواستگاری از‌ طرف خانواده دختر نیز صورت می‌پذیرد. طبق آیه‌ {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>، حضرت شعیب به موسی{{ع}} پیشنهاد [[ازدواج]] با یکی از دخترانش را در مقابل ۸ یا ۱۰ سال کار می‌دهد. برخی، از آیه {{متن قرآن|ا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> استفاده کرده‌اند که اگر شخص شایسته‌ای توان تأمین [[نفقه]] را دارد و از دختری خواستگاری کرد، [[اجابت]] خواسته او [[واجب]] است. کنزالعرفان می‌نویسد: استفاده این مطلب، از [[آیه]]، مشکل است، مگر با کمک [[روایت]] [[پیغمبر]]{{صل}} که فرمود: دخترانتان همانند میوه هستند که اگر هنگام رسیدن چیده نشود، [[فاسد]] می‌گرد <ref>الکافی، ج‌۵، ص‌۳۳۷.</ref>. جای دیگر فرمود: دخترانتان را به [[ازدواج]] کسانی درآورید که از نظر [[ایمانی]] به آنان [[اطمینان]] دارید: {{متن حدیث|إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ «إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي اَلْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ كَبِيرٌ }}. شاید بتوان از آیه {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref>. نیز بر این مطلب [[استدلال]] کرد؛ زیرا با [[اجابت]] خواستگار، زمینه ازدواج، فراهم‌ می‌شود.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
خواستگاری، پیشنهاد برای [[تشکیل خانواده]]<ref>حقوق زن در دوران ازدواج چیست؟، ص‌۱۱.</ref> و از مستحبّات است <ref>جامع‌المقاصد، ج‌۱۲، ص‌۴۶.</ref> و به‌طور معمول از سوی مرد یا [[خانواده]] او صورت می‌گیرد. از برخی آیات استفاده می‌شود که خواستگاری از هر زنی، تحت هر شرایطی، روا نیست: {{متن قرآن|وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و در خواستگاری از زنان (شوی مرده یا طلاق گرفته‌ای که در عدّه به سر می‌برند) در آنچه دو پهلو بر زبان آورید یا در دل پنهان بدارید، بر شما گناهی نیست، خداوند می‌داند که بی‌گمان شما به زودی از آنان یاد خواهید کرد، اما با آنها وعده نهانی ازدواج ننهید مگر آنکه سخنی شایسته بگویید و آهنگ پیوند زناشویی مکنید تا زمان مقرر (عدّه) سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در درون شما می‌گذرد می‌داند پس از او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۳۵.</ref> [[قدر]] مسلّم از این [[آیه]]، جواز خواستگاری با کنایه، از زنی است که در عدّه [[وفات]] باشد؛ زیرا آیه پیشین، درباره [[زنان]] شوهر مرده است؛ ولی گروهی آن را شامل هر زنی که در عدّه [[طلاق]] بائن باشد نیز دانسته‌اند.<ref> الحدائق، ج‌۲۴، ص‌۹۱.</ref> [[اسلام]]، [[دستور]] حساب شده‌ای، درباره خواستگاری این‌گونه زنان داده که همه جوانب در آن مراعات شده است. از طرفی، به‌طور طبیعی، [[زن]] با فوت شوهر یا جدا شدن از او، درباره [[آینده]] خویش دغدغه دارد و از طرفی باید [[حریم]] زوجیّت پیشین نیز [[حفظ]] شود؛ بدین سبب از خواستگاریِ صریح یا [[ملاقات]] و [[وعده]] پنهانی با آنان، [[نهی]] شده است: {{متن قرآن|وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا}}. قول معروف، به خواستگاری با رمز و کنایه [[تفسیر]] شده است؛<ref> التبیان، ج‌۲، ص‌۲۶۷.</ref> البتّه اگر [[انسان]] در [[دل]]، به [[ازدواج]] با این‌گونه زنان [[تصمیم]] داشته باشد، این تصمیم، همانند اظهار با کنایه، جایز است: {{متن قرآن|أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ}} موارد دیگر خواستگاری که با توجّه به [[آیات قرآن]]، مورد نظر [[فقیهان]] قرار گرفته است، عبارت‌اند از: خواستگاری صریح یا غیر صریح از [[زن]] شوهردار یا زنی که در عدّه [[طلاق]] رجعی به سر می‌برد، و خواستگاری صریحِ مرد از زنی که او را سه بار طلاق داده یا در عدّه [[وفات]] به سر می‌برد جایز نیست.<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۱۱۹‌ـ‌۱۲۰.</ref> خواستگاری مرد از زنی که او را ۹ بار طلاق داده، حتّی با رمز و کنایه، [[ممنوع]] است؛ زیرا آن زن بر او [[حرام]] همیشگی است؛ ولی برای غیر شوهر، در [[زمان]] عدّه، فقط به‌صورت کنایه، جایز است.<ref>الحدائق، ج‌۲۴، ص‌۹۰‌ـ‌۹۱.</ref> نمونه‌هایی از خواستگاریِ کنایی که [[آیه]] بدان اشاره دارد، درروایات و کتاب‌های [[فقهی]] ذکر شده است.<ref> الحدائق، ج‌۲۴، ص‌۹۲؛ نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۲۳۲.</ref> خواستگاری، معمولاً از سوی مرد یا [[خانواده]] او انجام می‌پذیرد و زن به این کار [[اقدام]] نمی‌کند؛ چنان‌که در آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و در خواستگاری از زنان (شوی مرده یا طلاق گرفته‌ای که در عدّه به سر می‌برند) در آنچه دو پهلو بر زبان آورید یا در دل پنهان بدارید، بر شما گناهی نیست، خداوند می‌داند که بی‌گمان شما به زودی از آنان یاد خواهید کرد، اما با آنها وعده نهانی ازدواج ننهید مگر آنکه سخنی شایسته بگویید و آهنگ پیوند زناشویی مکنید تا زمان مقرر (عدّه) سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در درون شما می‌گذرد می‌داند پس از او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۳۵.</ref>، خواستگاری به مردان نسبت داده شده است. این بدان جهت است که پاسخ رد شنیدن زن از مرد، به نوعی [[شکست]] [[عاطفی]] در [[زندگی]] [[زن]] است که اثر آن هنگام [[تشکیل خانواده]] و اداره آن و نیز در [[تربیت]] [[فرزندان]] ظاهر می‌شود؛ در‌حالی ‌که خواستگاری از سوی مرد، و شنیدن پاسخ ردّ شکست در زندگی به‌شمار نمی‌رود؛ بنابراین اگر در موردی، زن و خانواده او با قاطعیّت بدانند که از [[مرد]]پاسخ رد نخواهند شنید، خواستگاری آنها امری معقول و روا خواهد بود.<ref> تشکیل خانواده در اسلام، ص‌۱۳۱.</ref> از داستان [[حضرت شعیب]] و [[موسی]] {{ع}} در [[قرآن]] استفاده می‌شود که خواستگاری از‌ طرف خانواده دختر نیز صورت می‌پذیرد. طبق آیه‌ {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>، حضرت شعیب به موسی {{ع}} پیشنهاد [[ازدواج]] با یکی از دخترانش را در مقابل ۸ یا ۱۰ سال کار می‌دهد. برخی، از آیه {{متن قرآن|ا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> استفاده کرده‌اند که اگر شخص شایسته‌ای توان تأمین [[نفقه]] را دارد و از دختری خواستگاری کرد، [[اجابت]] خواسته او [[واجب]] است. کنزالعرفان می‌نویسد: استفاده این مطلب، از [[آیه]]، مشکل است، مگر با کمک [[روایت]] [[پیغمبر]] {{صل}} که فرمود: دخترانتان همانند میوه هستند که اگر هنگام رسیدن چیده نشود، [[فاسد]] می‌گرد <ref>الکافی، ج‌۵، ص‌۳۳۷.</ref>. جای دیگر فرمود: دخترانتان را به [[ازدواج]] کسانی درآورید که از نظر [[ایمانی]] به آنان [[اطمینان]] دارید: {{متن حدیث|إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ «إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي اَلْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ كَبِيرٌ }}. شاید بتوان از آیه {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref>. نیز بر این مطلب [[استدلال]] کرد؛ زیرا با [[اجابت]] خواستگار، زمینه ازدواج، فراهم‌ می‌شود.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


== ملاک [[انتخاب همسر]] ==
== ملاک [[انتخاب همسر]] ==
=== اوصاف [[همسر]] [[شایسته]] ===
=== اوصاف [[همسر]] [[شایسته]] ===
[[قرآن]]، درباره [[لزوم]] رعایت [[شایستگی]] و اهمّیّت اوصاف همسری که [[انسان]] در ابتدا برمی‌گزیند یا اگر ازدواج با همسر نامناسبی صورت گرفته، باید این شایستگی را در او پدید آورد، مباحثی را مطرح کرده و درباره [[همسران]] نامناسب که گاه در حدّ [[دشمن]] می‌توانند کانون [[خانواده]] را فاسد کنند، هشدار می‌دهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! برخی از همسران و فرزندانتان دشمن شمایند پس، از آنان دوری گزینید و اگر درگذرید و ببخشایید و چشم بپوشید بی‌گمان خداوند (نیز) آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره تغابن، آیه ۱۴.</ref> تکیه قرآن در موارد متعدّد بر صلاحیّت و شایستگی همسر، مفهومی عام است و شامل جنبه‌های گوناگون ظاهری (جسمی) و [[معنوی]] ([[دینی]] و [[اخلاقی]]) می‌تواند باشد؛ آیه ‌{{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> که گزارشی از اجابت دعای [[زکریا]] است، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ}}. برخی این آیه را به [[اصلاح]] ظاهری و جسمی معنا کرده و گفته‌اند: همسر زکریا عقیم بود، [[خداوند]] نازایی او را از بین برد یا پیر و شکسته بود و خداوند او را [[جوان]] کرد و برخی، آیه‌را به اصلاح اخلاقی معنا کرده و گفته‌اند: خداوند، همسر زکریا را خوش [[اخلاق]] قرار داد.<ref>مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۹۷.</ref> آیه‌{{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا}}<ref>«مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از دارایی‌های خویش می‌بخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) می‌دارند و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (اگر تأثیر نکرد) در خوابگاه‌ها از آنان دوری گزینید و (باز اگر تأثیر نکرد) بزنیدشان آنگاه اگر فرمانبردار شما شدند دیگر به زیان آنان راهی مجویید که خداوند فرازمندی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref>، [[زنان]] [[صالح]] و [[درستکار]] را کسانی می‌داند که در برابر [[نظام]] خانواده [[خاضع]] هستند و نه‌تنها در حضور شوهر، بلکه در غیاب او مرتکب [[خیانت]] [[مالی]] و ناموسی نمی‌شوند و [[حقوق]] او را مراعات می‌کنند <ref>نمونه، ج‌۳، ص‌۳۷۱.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است: با [[خانواده]] [[شایسته]] [[ازدواج]] کنید؛ زیرا خصایص [[والدین]] و اجداد، به [[نسل]] بعد سرایت ‌می‌کند<ref>{{متن حدیث|تَزَوَّجُوا في الحِجْزِ الصَّالِحِ، فَإِنَّ العِرْقَ دَسَّاسٌ}}؛مکارم‌الاخلاق، ص۱۹۷؛ کنزالعمال، ج۱۶، ص۲۹۶؛ جامع‌الصغیر، ج‌۱، ص‌۵۰۵.</ref>.
[[قرآن]]، درباره [[لزوم]] رعایت [[شایستگی]] و اهمّیّت اوصاف همسری که [[انسان]] در ابتدا برمی‌گزیند یا اگر ازدواج با همسر نامناسبی صورت گرفته، باید این شایستگی را در او پدید آورد، مباحثی را مطرح کرده و درباره [[همسران]] نامناسب که گاه در حدّ [[دشمن]] می‌توانند کانون [[خانواده]] را فاسد کنند، هشدار می‌دهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! برخی از همسران و فرزندانتان دشمن شمایند پس، از آنان دوری گزینید و اگر درگذرید و ببخشایید و چشم بپوشید بی‌گمان خداوند (نیز) آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره تغابن، آیه ۱۴.</ref> تکیه قرآن در موارد متعدّد بر صلاحیّت و شایستگی همسر، مفهومی عام است و شامل جنبه‌های گوناگون ظاهری (جسمی) و [[معنوی]] ([[دینی]] و [[اخلاقی]]) می‌تواند باشد؛ آیه ‌{{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> که گزارشی از اجابت دعای [[زکریا]] است، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ}}. برخی این آیه را به [[اصلاح]] ظاهری و جسمی معنا کرده و گفته‌اند: همسر زکریا عقیم بود، [[خداوند]] نازایی او را از بین برد یا پیر و شکسته بود و خداوند او را [[جوان]] کرد و برخی، آیه‌را به اصلاح اخلاقی معنا کرده و گفته‌اند: خداوند، همسر زکریا را خوش [[اخلاق]] قرار داد.<ref>مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۹۷.</ref> آیه‌{{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا}}<ref>«مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از دارایی‌های خویش می‌بخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) می‌دارند و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (اگر تأثیر نکرد) در خوابگاه‌ها از آنان دوری گزینید و (باز اگر تأثیر نکرد) بزنیدشان آنگاه اگر فرمانبردار شما شدند دیگر به زیان آنان راهی مجویید که خداوند فرازمندی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref>، [[زنان]] [[صالح]] و [[درستکار]] را کسانی می‌داند که در برابر [[نظام]] خانواده [[خاضع]] هستند و نه‌تنها در حضور شوهر، بلکه در غیاب او مرتکب [[خیانت]] [[مالی]] و ناموسی نمی‌شوند و [[حقوق]] او را مراعات می‌کنند <ref>نمونه، ج‌۳، ص‌۳۷۱.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام صادق]] {{ع}} آمده است: با [[خانواده]] [[شایسته]] [[ازدواج]] کنید؛ زیرا خصایص [[والدین]] و اجداد، به [[نسل]] بعد سرایت ‌می‌کند<ref>{{متن حدیث|تَزَوَّجُوا في الحِجْزِ الصَّالِحِ، فَإِنَّ العِرْقَ دَسَّاسٌ}}؛مکارم‌الاخلاق، ص۱۹۷؛ کنزالعمال، ج۱۶، ص۲۹۶؛ جامع‌الصغیر، ج‌۱، ص‌۵۰۵.</ref>.


در برخی [[آیات]]، سرانجام [[نیک]] [[آخرتی]]، برای [[همسر]] [[انسان]]، در گرو صلاحیّت آنان قرار داده شده است: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند» سوره رعد، آیه ۲۳.</ref>، و این فرجام نیک در آیه {{متن قرآن|رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و آنان و شایستگان از پدران و همسران و فرزندانشان را در آن بهشت‌های جاودان که به آنان وعده فرموده‌ای درآور که بی‌گمان این تویی که پیروزمند فرزانه‌ای» سوره غافر، آیه ۸.</ref>، در قالب دعای [[فرشتگان]] حامل [[عرش الهی]]، برای [[همسران]] [[صالح]] [[نقل]] شده است. آیات ۶۳ به بعد، پس از بیان ویژگی‌های عبادالرّحمن، دعای آنان را نقل می‌کند که پروردگارا! همسران و [[فرزندان]] ما را مایه چشم‌روشنی ما قرار ده: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که می‌گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref> یکی از دعاهای مشهور [[مسلمانان]] هنگام [[حج]] این [[دعا]] است: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>«و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار» سوره بقره، آیه ۲۰۱.</ref> که در حدیثی از [[پیامبر]]، این‌گونه [[تفسیر]] شده است: کسی که [[خدا]] به او [[قلبی]] [[شاکر]] و زبانی مشغول به ذکر [[حق]] و همسری با [[ایمان]] که او را در [[امور دنیا]] و [[آخرت]] [[یاری]] کند، ببخشد، [[نیکی]] [[دنیا]] و آخرت به او داده، و از [[عذاب]] [[آتش]] باز‌داشته شده‌است.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۷.</ref> [[قرآن]] در آیه‌ {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref>، صلاحیّت و [[شایستگی]] بردگان را هنگام ازدواج، مورد توجّه اولیای آنان قرار داده است. گروهی صلاحیّت در [[آیه]] را به [[آمادگی]] برای ازدواج <ref>المیزان، ج‌۱۵، ص‌۱۱۳؛ التفسیر الکبیر، ج‌۱۲، ص‌۲۱۴.</ref> و برخی آن را به صلاحیّت [[دینی]]، تفسیر کرده‌اند؛<ref>التحریر والتنویر، ج‌۱۸، ص‌۲۱۶.</ref> زیرا بسیاری از بردگان، در سطح پایینی از [[فرهنگ]] و [[اخلاق]] قرار داشتند؛ به‌طوری که هیچ‌گونه مسؤولیّتی در [[زندگی]] مشترک [[احساس]] نمی‌کردند و [[همسر]] خود را به [[آسانی]] رها کرده، او را بلاتکلیف می‌گذاشتند؛ بدین سبب [[دستور]] داده شده، هرکدام صلاحیّت [[اخلاقی]] دارند، به [[ازدواج]] با او اقدام‌کنید<ref> نمونه، ج‌۱۴، ص‌۴۶۷.</ref> در برخی [[آیات]]، صفاتی مشخّص، برای [[همسران]] [[شایسته]] ذکر شده است؛ از ‌جمله در آیه‌ {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> به سه ویژگی برای [[خانواده]] [[زکریا]] اشاره کرده است: در انجام [[کار خیر]] [[شتاب]] می‌کردند و در همه حال، [[خدا]] را می‌خواندند و همواره در برابر او [[خشوع]] داشتند. در آیه {{متن قرآن|عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا}}<ref>«بسا اگر شما را طلاق دهد پروردگار وی برای او همسرانی به از شما- چه بیوه چه دوشیزه- جایگزین فرماید که مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، اهل توبه، اهل عبادت و روزه‌گیر باشند» سوره تحریم، آیه ۵.</ref> [[خداوند]]، ۶ صفت را برای همسران شایسته برشمرده که الگوی خوبی برای همه [[مسلمانان]]، هنگام [[انتخاب همسر]] است:  
در برخی [[آیات]]، سرانجام [[نیک]] [[آخرتی]]، برای [[همسر]] [[انسان]]، در گرو صلاحیّت آنان قرار داده شده است: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند» سوره رعد، آیه ۲۳.</ref>، و این فرجام نیک در آیه {{متن قرآن|رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و آنان و شایستگان از پدران و همسران و فرزندانشان را در آن بهشت‌های جاودان که به آنان وعده فرموده‌ای درآور که بی‌گمان این تویی که پیروزمند فرزانه‌ای» سوره غافر، آیه ۸.</ref>، در قالب دعای [[فرشتگان]] حامل [[عرش الهی]]، برای [[همسران]] [[صالح]] [[نقل]] شده است. آیات ۶۳ به بعد، پس از بیان ویژگی‌های عبادالرّحمن، دعای آنان را نقل می‌کند که پروردگارا! همسران و [[فرزندان]] ما را مایه چشم‌روشنی ما قرار ده: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که می‌گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref> یکی از دعاهای مشهور [[مسلمانان]] هنگام [[حج]] این [[دعا]] است: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>«و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار» سوره بقره، آیه ۲۰۱.</ref> که در حدیثی از [[پیامبر]]، این‌گونه [[تفسیر]] شده است: کسی که [[خدا]] به او [[قلبی]] [[شاکر]] و زبانی مشغول به ذکر [[حق]] و همسری با [[ایمان]] که او را در [[امور دنیا]] و [[آخرت]] [[یاری]] کند، ببخشد، [[نیکی]] [[دنیا]] و آخرت به او داده، و از [[عذاب]] [[آتش]] باز‌داشته شده‌است.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۷.</ref> [[قرآن]] در آیه‌ {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref>، صلاحیّت و [[شایستگی]] بردگان را هنگام ازدواج، مورد توجّه اولیای آنان قرار داده است. گروهی صلاحیّت در [[آیه]] را به [[آمادگی]] برای ازدواج <ref>المیزان، ج‌۱۵، ص‌۱۱۳؛ التفسیر الکبیر، ج‌۱۲، ص‌۲۱۴.</ref> و برخی آن را به صلاحیّت [[دینی]]، تفسیر کرده‌اند؛<ref>التحریر والتنویر، ج‌۱۸، ص‌۲۱۶.</ref> زیرا بسیاری از بردگان، در سطح پایینی از [[فرهنگ]] و [[اخلاق]] قرار داشتند؛ به‌طوری که هیچ‌گونه مسؤولیّتی در [[زندگی]] مشترک [[احساس]] نمی‌کردند و [[همسر]] خود را به [[آسانی]] رها کرده، او را بلاتکلیف می‌گذاشتند؛ بدین سبب [[دستور]] داده شده، هرکدام صلاحیّت [[اخلاقی]] دارند، به [[ازدواج]] با او اقدام‌کنید<ref> نمونه، ج‌۱۴، ص‌۴۶۷.</ref> در برخی [[آیات]]، صفاتی مشخّص، برای [[همسران]] [[شایسته]] ذکر شده است؛ از ‌جمله در آیه‌ {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> به سه ویژگی برای [[خانواده]] [[زکریا]] اشاره کرده است: در انجام [[کار خیر]] [[شتاب]] می‌کردند و در همه حال، [[خدا]] را می‌خواندند و همواره در برابر او [[خشوع]] داشتند. در آیه {{متن قرآن|عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا}}<ref>«بسا اگر شما را طلاق دهد پروردگار وی برای او همسرانی به از شما- چه بیوه چه دوشیزه- جایگزین فرماید که مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، اهل توبه، اهل عبادت و روزه‌گیر باشند» سوره تحریم، آیه ۵.</ref> [[خداوند]]، ۶ صفت را برای همسران شایسته برشمرده که الگوی خوبی برای همه [[مسلمانان]]، هنگام [[انتخاب همسر]] است:  
خط ۶۶: خط ۶۶:


=== کفویت در ازدواج ===
=== کفویت در ازدواج ===
کفویّت به‌صورت شرط صحّت یا [[لزوم]] [[عقد]] ازدواج،<ref>الفقه علی المذاهب‌الاربعه و مذهب اهل‌البیت{{ع}}، ج‌۴، ص‌۸۶.</ref> از نظر بسیاری از [[اهل‌سنّت]]، [[برابری]] و هم‌تایی [[زن]] و شوهر، از جهت نژاد، اسلام، حرفه، حریّت، [[دیانت]] و [[مال]] است.<ref>الفقه علی المذاهب‌الاربعه و مذهب اهل‌البیت{{ع}}، ج‌۴، ص‌۸۴.</ref>سرخسی می‌گوید:<ref>المبسوط، ج‌۵، ص‌۲۲.</ref> چون [[سفیان ثوری]] [[عرب]] بوده، [[تواضع]] کرده و [[عجم]] را کفو خود قرار ‌داده است؛ ولی [[ابوحنیفه]] چون عجم بوده، تواضع کرده و گفته: ما کفو [[عرب]] نیستیم، [[دلیل]] [[سفیان ثوری]]، [[حدیث نبوی]] است: [[مردم]] همانند دندانه‌های شانه هستند و همه باهم برابرند، و عرب بر [[عجم]] [[برتری]] ندارد. برتری‌های [[نژادی]] و حرفه‌ای را می‌توان با توجّه به [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> غیر معتبر دانست؛ زیرا بر اساس این آیه، ملاک برتری، [[تقوا]] قرار داده شده است.
کفویّت به‌صورت شرط صحّت یا [[لزوم]] [[عقد]] ازدواج،<ref>الفقه علی المذاهب‌الاربعه و مذهب اهل‌البیت {{ع}}، ج‌۴، ص‌۸۶.</ref> از نظر بسیاری از [[اهل‌سنّت]]، [[برابری]] و هم‌تایی [[زن]] و شوهر، از جهت نژاد، اسلام، حرفه، حریّت، [[دیانت]] و [[مال]] است.<ref>الفقه علی المذاهب‌الاربعه و مذهب اهل‌البیت {{ع}}، ج‌۴، ص‌۸۴.</ref>سرخسی می‌گوید:<ref>المبسوط، ج‌۵، ص‌۲۲.</ref> چون [[سفیان ثوری]] [[عرب]] بوده، [[تواضع]] کرده و [[عجم]] را کفو خود قرار ‌داده است؛ ولی [[ابوحنیفه]] چون عجم بوده، تواضع کرده و گفته: ما کفو [[عرب]] نیستیم، [[دلیل]] [[سفیان ثوری]]، [[حدیث نبوی]] است: [[مردم]] همانند دندانه‌های شانه هستند و همه باهم برابرند، و عرب بر [[عجم]] [[برتری]] ندارد. برتری‌های [[نژادی]] و حرفه‌ای را می‌توان با توجّه به [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> غیر معتبر دانست؛ زیرا بر اساس این آیه، ملاک برتری، [[تقوا]] قرار داده شده است.


[[فقیهان]] [[شیعه]]، کفویّت را به‌معنای [[برابری]] در [[اسلام]]، شرط [[ازدواج]] می‌دانند <ref>الفقه علی المذاهب الاربعه و مذهب اهل‌البیت{{ع}}، ج‌۴، ص‌۹۰.</ref> که در آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref> با [[صراحت]] از [[نکاح]] با [[مشرکان]]، و در آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرت‌کنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کرده‌اند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز می‌توانند کابینی که (به زنانشان) داده‌اند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری می‌کند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref> از پای‌بندی به پیوند ازدواج با [[زنان]] [[کافر]] [[نهی]] شده، و در آیه ‌{{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) می‌گویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.</ref> فرموده است: زنان خبیث و [[ناپاک]] از آن مردان خبیث و ناپاکند، و مردان ناپاک به زنان ناپاک تعلّق دارند. و در نقطه مقابل، زنان [[پاک]] به مردان پاک و مردان طیّب به زنان طیّب و پاک تعلّق دارند. در [[روایات]] آمده که [[مؤمن]]، کفو مؤمن است.<ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۷۴.</ref> اگر از [[دیانت]] و [[امانت‌داری]] کسی، [[راضی]] هستید، [[سنّت]] ازدواج را به تأخیر میندازید.<ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۷۷.</ref> بیش‌تر فقیهان شیعه، کفویّت در [[مال]] را شرط ازدواج ندانسته <ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۱۰۳.</ref> و به [[مسلمان]] بودن بسنده کرده‌اند؛ زیرا ادلّه عام، مانند {{متن قرآن|أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ}} بر صحّت ازدواج، دلالت دارد و [[خدا]]، [[وعده]] داده است که با ازدواج [[فقر]] به [[گشایش]]، تبدیل می‌شود: {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref>، ولی برخی از امامیّه،<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۱۰۳.</ref> کفویّت در مال را شرط دانسته‌اند؛ البتّه نه به‌معنای [[تساوی]] در [[ثروت]]، بلکه به‌معنای توان تأمین مخارج و [[قدرت]] بر پرداخت [[نفقه]]‌ای که در [[شأن]] [[همسر]] باشد و بر این مطلب به آیه‌ {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> [[استدلال]] کرده‌اند. ولی این [[آیه]]، درصدد بیان [[حکم شرعی]] نیست؛ بلکه صرفاً می‌گوید: کسی که از نظر [[مالی]] بر [[تحمّل]] مهر و [[نفقه]] [[قدرت]] ندارد، راه برای [[ازدواج]] بر او بسته نشده است؛ زیرا با مخارج سبک‌تری می‌تواند با [[کنیزان]] ازدواج کند.<ref> مواهب الرحمن، ج‌۸، ص‌۵۸.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
[[فقیهان]] [[شیعه]]، کفویّت را به‌معنای [[برابری]] در [[اسلام]]، شرط [[ازدواج]] می‌دانند <ref>الفقه علی المذاهب الاربعه و مذهب اهل‌البیت {{ع}}، ج‌۴، ص‌۹۰.</ref> که در آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref> با [[صراحت]] از [[نکاح]] با [[مشرکان]]، و در آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرت‌کنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کرده‌اند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز می‌توانند کابینی که (به زنانشان) داده‌اند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری می‌کند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref> از پای‌بندی به پیوند ازدواج با [[زنان]] [[کافر]] [[نهی]] شده، و در آیه ‌{{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) می‌گویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.</ref> فرموده است: زنان خبیث و [[ناپاک]] از آن مردان خبیث و ناپاکند، و مردان ناپاک به زنان ناپاک تعلّق دارند. و در نقطه مقابل، زنان [[پاک]] به مردان پاک و مردان طیّب به زنان طیّب و پاک تعلّق دارند. در [[روایات]] آمده که [[مؤمن]]، کفو مؤمن است.<ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۷۴.</ref> اگر از [[دیانت]] و [[امانت‌داری]] کسی، [[راضی]] هستید، [[سنّت]] ازدواج را به تأخیر میندازید.<ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۷۷.</ref> بیش‌تر فقیهان شیعه، کفویّت در [[مال]] را شرط ازدواج ندانسته <ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۱۰۳.</ref> و به [[مسلمان]] بودن بسنده کرده‌اند؛ زیرا ادلّه عام، مانند {{متن قرآن|أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ}} بر صحّت ازدواج، دلالت دارد و [[خدا]]، [[وعده]] داده است که با ازدواج [[فقر]] به [[گشایش]]، تبدیل می‌شود: {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref>، ولی برخی از امامیّه،<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۱۰۳.</ref> کفویّت در مال را شرط دانسته‌اند؛ البتّه نه به‌معنای [[تساوی]] در [[ثروت]]، بلکه به‌معنای توان تأمین مخارج و [[قدرت]] بر پرداخت [[نفقه]]‌ای که در [[شأن]] [[همسر]] باشد و بر این مطلب به آیه‌ {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> [[استدلال]] کرده‌اند. ولی این [[آیه]]، درصدد بیان [[حکم شرعی]] نیست؛ بلکه صرفاً می‌گوید: کسی که از نظر [[مالی]] بر [[تحمّل]] مهر و [[نفقه]] [[قدرت]] ندارد، راه برای [[ازدواج]] بر او بسته نشده است؛ زیرا با مخارج سبک‌تری می‌تواند با [[کنیزان]] ازدواج کند.<ref> مواهب الرحمن، ج‌۸، ص‌۵۸.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


== اهداف و آثار ازدواج ==
== اهداف و آثار ازدواج ==
حکمت‌ها و آثار مهمّی بر ازدواج مترتّب می‌شود، و [[قرآن]] در آیاتی به آنها پرداخته است. در برخی ازدواج‌ها، هرچند [[زن]] و مرد با یک‌دیگر [[زندگی]] می‌کنند، لکن اهدافی که باید در زندگی [[حاکم]] باشد، از میان می‌رود و دو طرف بهره‌ای از زندگی مشترک نمی‌برند برخی گفته‌اند<ref> الزواج، عبدالغنی، ص‌۱۱‌ـ‌۱۳.</ref> هرجا نشانه‌های [[الفت]] و حکمت‌های زوجیّت چه در [[دنیا]] و چه در [[آخرت]] برقرار باشد، قرآن واژه زوجیّت را به‌کار برده است {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که می‌گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>؛ {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ}}<ref>«(به آنان گفته می‌شود) خود و همسرانتان شادان به بهشت درآیید!» سوره زخرف، آیه ۷۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>؛ {{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ}}<ref>«آنان و همسرانشان در سایه‌سارها بر تخت‌ها پشت می‌دهند» سوره یس، آیه ۵۶.</ref>، و هرگاه جای این [[نشانه‌ها]] و حکمت‌ها را بُغض و [[خیانت]] یا تفاوت [[عقیده]] [[زن]] و مرد با یک‌دیگر پر کند، قرآن واژه {{متن قرآن|امْرَأَتُ}} را آورده است {{متن قرآن|وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و زنانی در آن شهر گفتند: همسر عزیز (مصر) از برده خویش، کام می‌خواهد، (برده‌اش) او را در عشق، سخت شیفته کرده است؛ بی‌گمان ما او را در گمراهی آشکاری می‌بینیم» سوره یوسف، آیه ۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ}}<ref>«خداوند برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زد که زیر سرپرستی دو بنده شایسته از بندگان ما بودند و به آن دو، خیانت ورزیدند اما آن دو (پیامبر) در برابر (عذاب) خداوند برای آنان سودی نداشتند و (به آنان) گفته شد که با (دیگر) واردشوندگان به آتش (دوزخ) درآیید» سوره تحریم، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانه‌ای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان» سوره تحریم، آیه ۱۱.</ref>؛ هم‌چنین آنجا که [[حکمت]] زوجیّت (بقای [[نسل]] [[انسان]]) از میان برداشته می‌شود، باز ‌قرآن، واژه {{متن قرآن|امْرَأَتَ}} را به‌کار برده است {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا}}<ref>«گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست و (موی) سر از پیری سپید شده است و هیچ‌گاه در خواندن تو رنجور نبوده‌ام» سوره مریم، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا}}<ref>«و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش!» سوره مریم، آیه ۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}<ref>«گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند» سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref>؛ بدین سبب وقتی دوباره این حکمت شکوفا می‌شود و نهال زوجیّت به بار می‌نشیند، باز ‌قرآن تعبیر را عوض کرده، کلمه "زوج" را به‌کار می‌برد. در آیه‌ {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}<ref>«گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند» سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref>، [[زکریا]]{{ع}} با اعجاب از [[بشارت]] [[الهی]] به [[یحیی]]{{ع}} از [[پیری]] خود و نازا بودن همسرش سخن‌ می‌گوید؛ ولی وقتی دعای او [[اجابت]] می‌شود، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ}}<ref>«همسرش را برای او شایسته گرداندیم» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> اهداف و آثار ازدواج عبارت‌اند از<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>:
حکمت‌ها و آثار مهمّی بر ازدواج مترتّب می‌شود، و [[قرآن]] در آیاتی به آنها پرداخته است. در برخی ازدواج‌ها، هرچند [[زن]] و مرد با یک‌دیگر [[زندگی]] می‌کنند، لکن اهدافی که باید در زندگی [[حاکم]] باشد، از میان می‌رود و دو طرف بهره‌ای از زندگی مشترک نمی‌برند برخی گفته‌اند<ref> الزواج، عبدالغنی، ص‌۱۱‌ـ‌۱۳.</ref> هرجا نشانه‌های [[الفت]] و حکمت‌های زوجیّت چه در [[دنیا]] و چه در [[آخرت]] برقرار باشد، قرآن واژه زوجیّت را به‌کار برده است {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که می‌گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>؛ {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ}}<ref>«(به آنان گفته می‌شود) خود و همسرانتان شادان به بهشت درآیید!» سوره زخرف، آیه ۷۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>؛ {{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ}}<ref>«آنان و همسرانشان در سایه‌سارها بر تخت‌ها پشت می‌دهند» سوره یس، آیه ۵۶.</ref>، و هرگاه جای این [[نشانه‌ها]] و حکمت‌ها را بُغض و [[خیانت]] یا تفاوت [[عقیده]] [[زن]] و مرد با یک‌دیگر پر کند، قرآن واژه {{متن قرآن|امْرَأَتُ}} را آورده است {{متن قرآن|وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و زنانی در آن شهر گفتند: همسر عزیز (مصر) از برده خویش، کام می‌خواهد، (برده‌اش) او را در عشق، سخت شیفته کرده است؛ بی‌گمان ما او را در گمراهی آشکاری می‌بینیم» سوره یوسف، آیه ۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ}}<ref>«خداوند برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زد که زیر سرپرستی دو بنده شایسته از بندگان ما بودند و به آن دو، خیانت ورزیدند اما آن دو (پیامبر) در برابر (عذاب) خداوند برای آنان سودی نداشتند و (به آنان) گفته شد که با (دیگر) واردشوندگان به آتش (دوزخ) درآیید» سوره تحریم، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانه‌ای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان» سوره تحریم، آیه ۱۱.</ref>؛ هم‌چنین آنجا که [[حکمت]] زوجیّت (بقای [[نسل]] [[انسان]]) از میان برداشته می‌شود، باز ‌قرآن، واژه {{متن قرآن|امْرَأَتَ}} را به‌کار برده است {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا}}<ref>«گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست و (موی) سر از پیری سپید شده است و هیچ‌گاه در خواندن تو رنجور نبوده‌ام» سوره مریم، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا}}<ref>«و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش!» سوره مریم، آیه ۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}<ref>«گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند» سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref>؛ بدین سبب وقتی دوباره این حکمت شکوفا می‌شود و نهال زوجیّت به بار می‌نشیند، باز ‌قرآن تعبیر را عوض کرده، کلمه "زوج" را به‌کار می‌برد. در آیه‌ {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}<ref>«گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند» سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref>، [[زکریا]] {{ع}} با اعجاب از [[بشارت]] [[الهی]] به [[یحیی]] {{ع}} از [[پیری]] خود و نازا بودن همسرش سخن‌ می‌گوید؛ ولی وقتی دعای او [[اجابت]] می‌شود، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ}}<ref>«همسرش را برای او شایسته گرداندیم» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> اهداف و آثار ازدواج عبارت‌اند از<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>:
=== [[حفظ]] [[نسب]] ===
=== [[حفظ]] [[نسب]] ===
در [[اسلام]]، حفظ نسب، پایه [[احکام]] و حقوقِ فراوانی است. بعضی از [[احکام فقهی]]، بر [[شناخت]] رابطه فرزند با [[پدر]] و [[مادر]] یا بر شناخت نسبت‌های فامیلی دیگر، مبتنی است. [[تبعیّت]] فرزند از پدر و مادر در [[کفر]] و [[اسلام]]، در [[طهارت]] و [[نجاست]]، در [[بردگی]] و حریّت، جواز [[ربا]] بین پدر و فرزند، [[قصاص]] نشدن پدر به [[قتل]] فرزند، مقبول نبودن [[شهادت]] پسر بر ضدّ پدر، وجوبِ قضای نمازهای میّت بر پسر بزرگ‌تر، مسائل [[ارث]]، حبوه (اموالی از ترکه میت که اختصاص به پسر بزرگ‌تر دارد مانند [[قرآن]]، [[انگشتر]]، [[شمشیر]] و [[لباس]])، <ref>مصطلحات الفقه، ص‌۱۹۵.</ref> نظر به [[محارم]] و [[ازدواج]] با آنان، دیه قتل خطایی که بر عاقله ([[خویشان]] پدری [[قاتل]]، مانند [[برادران]]، عموها و [[فرزندان]] آنها)<ref> مصطلحات الفقه، ص‌۱۹۵.</ref> [[واجب]] است، [[ولایت پدر]] و جدّ، [[حقوق]] طرفینی مانند [[حقّ]] حضانت و نفقات، [[عقوق والدین]] و [[اطاعت]] از آنها و مسائل [[اخلاقی]] مانند [[صله رحم]]، هبه به [[اقارب]]، [[عقیقه]] فرزند و مسائل فراوان دیگری، بر [[حفظ]] انساب متوقّف است.<ref> ر. ک: النسب و فروعه الفقهیه.</ref> عدّه [[زن]] بین دو ازدواج و [[انتظار]] برای ازدواج دوباره پس از [[وفات]] شوهر به مدّت ۴ ماه و ۱۰ [[روز]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و کسانی از شما که می‌میرند و همسرانی به جای می‌نهند، آن همسران باید چهار ماه و ده روز انتظار کشند و چون به سرآمد عدّه خود رسیدند، در آنچه به شایستگی با خویش می‌کنند بر شما گناهی نیست و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره بقره، آیه ۲۳۴.</ref>، عدّه زن به مدّت سه دوره [[پاکی]] پس از [[طلاق]] {{متن قرآن|وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و زنان طلاق داده باید تا سه پاکی (از حیض) خویشتن، انتظار کشند و اگر ایمان به خداوند و روز بازپسین دارند پنهان داشتن آنچه خداوند در زهدانشان آفریده است برای آنان روا نیست و اگر شوهرانشان سر آشتی دارند به باز آوردن آنان در این حال سزاوارترند و زنان را بر مردان، حقّ شایسته‌ای است چنان که مردان را بر زنان؛ و مردان را بر آنان، به پایه‌ای برتری است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.</ref> و انتظار [[زن]] باردار برای ازدواج [[مجدّد]] تا هنگام وضع حمل {{متن قرآن|وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا}}<ref>«و آن زنانتان که از حیض ناامیدند اگر در کارشان تردید دارید، عده آنان سه ماه است (نیز) عدّه زنانی که حیض ندیده‌اند؛ و عدّه زنان باردار این است که بزایند و هر که از خداوند پروا کند برای او در کار وی آسانی پدید می‌آورد» سوره طلاق، آیه ۴.</ref>، همه این مقرّرات گویای اهمّیّت حفظ [[نسب]] است. [[حرمت]] ازدواج با زن شوهردار {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref>، و [[حرمت]] [[زنا]] {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و نزدیک زنا نشوید که کاری زشت و راهی بد است» سوره اسراء، آیه ۳۲.</ref> نیز بر پایه [[حکمت]] حفظ نسب قرار داده شده است<ref>مواهب الرحمن، ج‌۸، ص‌۲۱؛ تبصرة الفقهاء، ج‌۲، ص‌۱۹۰؛ المیزان، ج‌۲، ص‌۲۳۰.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
در [[اسلام]]، حفظ نسب، پایه [[احکام]] و حقوقِ فراوانی است. بعضی از [[احکام فقهی]]، بر [[شناخت]] رابطه فرزند با [[پدر]] و [[مادر]] یا بر شناخت نسبت‌های فامیلی دیگر، مبتنی است. [[تبعیّت]] فرزند از پدر و مادر در [[کفر]] و [[اسلام]]، در [[طهارت]] و [[نجاست]]، در [[بردگی]] و حریّت، جواز [[ربا]] بین پدر و فرزند، [[قصاص]] نشدن پدر به [[قتل]] فرزند، مقبول نبودن [[شهادت]] پسر بر ضدّ پدر، وجوبِ قضای نمازهای میّت بر پسر بزرگ‌تر، مسائل [[ارث]]، حبوه (اموالی از ترکه میت که اختصاص به پسر بزرگ‌تر دارد مانند [[قرآن]]، [[انگشتر]]، [[شمشیر]] و [[لباس]])، <ref>مصطلحات الفقه، ص‌۱۹۵.</ref> نظر به [[محارم]] و [[ازدواج]] با آنان، دیه قتل خطایی که بر عاقله ([[خویشان]] پدری [[قاتل]]، مانند [[برادران]]، عموها و [[فرزندان]] آنها)<ref> مصطلحات الفقه، ص‌۱۹۵.</ref> [[واجب]] است، [[ولایت پدر]] و جدّ، [[حقوق]] طرفینی مانند [[حقّ]] حضانت و نفقات، [[عقوق والدین]] و [[اطاعت]] از آنها و مسائل [[اخلاقی]] مانند [[صله رحم]]، هبه به [[اقارب]]، [[عقیقه]] فرزند و مسائل فراوان دیگری، بر [[حفظ]] انساب متوقّف است.<ref> ر. ک: النسب و فروعه الفقهیه.</ref> عدّه [[زن]] بین دو ازدواج و [[انتظار]] برای ازدواج دوباره پس از [[وفات]] شوهر به مدّت ۴ ماه و ۱۰ [[روز]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و کسانی از شما که می‌میرند و همسرانی به جای می‌نهند، آن همسران باید چهار ماه و ده روز انتظار کشند و چون به سرآمد عدّه خود رسیدند، در آنچه به شایستگی با خویش می‌کنند بر شما گناهی نیست و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره بقره، آیه ۲۳۴.</ref>، عدّه زن به مدّت سه دوره [[پاکی]] پس از [[طلاق]] {{متن قرآن|وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و زنان طلاق داده باید تا سه پاکی (از حیض) خویشتن، انتظار کشند و اگر ایمان به خداوند و روز بازپسین دارند پنهان داشتن آنچه خداوند در زهدانشان آفریده است برای آنان روا نیست و اگر شوهرانشان سر آشتی دارند به باز آوردن آنان در این حال سزاوارترند و زنان را بر مردان، حقّ شایسته‌ای است چنان که مردان را بر زنان؛ و مردان را بر آنان، به پایه‌ای برتری است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.</ref> و انتظار [[زن]] باردار برای ازدواج [[مجدّد]] تا هنگام وضع حمل {{متن قرآن|وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا}}<ref>«و آن زنانتان که از حیض ناامیدند اگر در کارشان تردید دارید، عده آنان سه ماه است (نیز) عدّه زنانی که حیض ندیده‌اند؛ و عدّه زنان باردار این است که بزایند و هر که از خداوند پروا کند برای او در کار وی آسانی پدید می‌آورد» سوره طلاق، آیه ۴.</ref>، همه این مقرّرات گویای اهمّیّت حفظ [[نسب]] است. [[حرمت]] ازدواج با زن شوهردار {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref>، و [[حرمت]] [[زنا]] {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و نزدیک زنا نشوید که کاری زشت و راهی بد است» سوره اسراء، آیه ۳۲.</ref> نیز بر پایه [[حکمت]] حفظ نسب قرار داده شده است<ref>مواهب الرحمن، ج‌۸، ص‌۲۱؛ تبصرة الفقهاء، ج‌۲، ص‌۱۹۰؛ المیزان، ج‌۲، ص‌۲۳۰.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
خط ۸۰: خط ۸۰:
طبق بیان [[قرآن]]، [[ازدواج]] وسیله‌ای برای تولید و بقای [[نسل]] در [[انسان]] و حیوان است: {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref>«پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفت‌هایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون می‌گرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref> گرچه جمله {{متن قرآن|يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ}}، تکثیر نسل انسان را بیان داشته است، در این جهت، میان انسان و [[چارپایان]] و گیاهان فرقی نیست. در جای دیگری می‌فرماید: [[پروردگار]]، شما را از "نفس واحدی" آفرید و جفتش را نیز از جنس او آفرید، و از آن دو، مردان و [[زنان]] بسیاری را پراکنده ساخت: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}}<ref>«ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست می‌کنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بی‌گمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.</ref> در آیه‌ {{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ}}<ref>«و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ آیا باز هم آنان به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت‌های خداوند ناسپاسی می‌ورزند؟» سوره نحل، آیه ۷۲.</ref> می‌فرماید: از همسرانتان برای شما [[فرزندان]] و نوه‌ها قرار داد. قرآن، بقای نسل انسان و [[اجتماع]] [[مدنی]] را به [[ازدواج]] منوط می‌داند و روی آوردن به [[زنا]] و لواط را نابودکننده راه بقای نسل می‌شمارد: {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و نزدیک زنا نشوید که کاری زشت و راهی بد است» سوره اسراء، آیه ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنْكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«آیا با مردان می‌آمیزید و راه (نسل) را می‌برید و در بزم خویش کار زشت می‌کنید؟ و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست می‌گویی عذاب خداوند را بر سر ما بیاور» سوره عنکبوت، آیه ۲۹.</ref>؛ زیرا با رواج راه‌های [[نامشروع]]، رغبت به [[نکاح]] کم می‌شود؛ جاذبه‌اش از بین رفته، فقط بار تأمین [[مسکن]] و [[نفقه]] و به [[دنیا]] آوردن [[اولاد]] و [[تربیت]] آنان، باقی می‌ماند؛ در نتیجه، آسان‌ترین راه‌های اشباع [[غرایز]] که نامشروع است، رایج می‌گردد و [[هدف]] بقای نسل، رنگ می‌بازد<ref>المیزان، ج‌۱۳، ص‌۸۸.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
طبق بیان [[قرآن]]، [[ازدواج]] وسیله‌ای برای تولید و بقای [[نسل]] در [[انسان]] و حیوان است: {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref>«پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفت‌هایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون می‌گرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref> گرچه جمله {{متن قرآن|يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ}}، تکثیر نسل انسان را بیان داشته است، در این جهت، میان انسان و [[چارپایان]] و گیاهان فرقی نیست. در جای دیگری می‌فرماید: [[پروردگار]]، شما را از "نفس واحدی" آفرید و جفتش را نیز از جنس او آفرید، و از آن دو، مردان و [[زنان]] بسیاری را پراکنده ساخت: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}}<ref>«ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست می‌کنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بی‌گمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.</ref> در آیه‌ {{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ}}<ref>«و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ آیا باز هم آنان به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت‌های خداوند ناسپاسی می‌ورزند؟» سوره نحل، آیه ۷۲.</ref> می‌فرماید: از همسرانتان برای شما [[فرزندان]] و نوه‌ها قرار داد. قرآن، بقای نسل انسان و [[اجتماع]] [[مدنی]] را به [[ازدواج]] منوط می‌داند و روی آوردن به [[زنا]] و لواط را نابودکننده راه بقای نسل می‌شمارد: {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و نزدیک زنا نشوید که کاری زشت و راهی بد است» سوره اسراء، آیه ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنْكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«آیا با مردان می‌آمیزید و راه (نسل) را می‌برید و در بزم خویش کار زشت می‌کنید؟ و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست می‌گویی عذاب خداوند را بر سر ما بیاور» سوره عنکبوت، آیه ۲۹.</ref>؛ زیرا با رواج راه‌های [[نامشروع]]، رغبت به [[نکاح]] کم می‌شود؛ جاذبه‌اش از بین رفته، فقط بار تأمین [[مسکن]] و [[نفقه]] و به [[دنیا]] آوردن [[اولاد]] و [[تربیت]] آنان، باقی می‌ماند؛ در نتیجه، آسان‌ترین راه‌های اشباع [[غرایز]] که نامشروع است، رایج می‌گردد و [[هدف]] بقای نسل، رنگ می‌بازد<ref>المیزان، ج‌۱۳، ص‌۸۸.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
=== داشتن [[فرزندان]] [[صالح]] ===
=== داشتن [[فرزندان]] [[صالح]] ===
یکی از خواسته‌های غریزی [[انسان]]، نیاز [[فطری]] به [[پدر]] و [[مادر]] شدن است و پاسخ به این خواسته با [[ازدواج]] تأمین می‌شود. در سایه ازدواج است که نسلی دارای اصل و [[نسب]] پدید می‌آید. [[قرآن]] در آیاتی، فرزند را [[زینت]] [[زندگی دنیا]] شمرده که بیان‌گر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه پدر و مادر با فرزند است: {{متن قرآن|الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا}}<ref>«دارایی و پسران زیور زندگی دنیایند و کارهای ماندگار شایسته در نزد پروردگارت در پاداش و امید (به آینده) بهتر است» سوره کهف، آیه ۴۶.</ref> داشتن فرزند به‌صورت ثمره ازدواج، با تعبیرهای گوناگونی در قرآن آمده است. در آیه‌ {{متن قرآن|نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«همسرانتان کشتگاه شمایند، هر جا (و هر گاه) که خواهید به کشتگاه خود درآیید؛ و برای خویش (توشه نیک) پیش فرستید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که (روزی) به لقای وی خواهید رسید و (آن روز را) به مؤمنان بشارت ده!» سوره بقره، آیه ۲۲۳.</ref> یادآور می‌شود که بکوشید از این [[فرصت]] بهره گیرید و با پرورش فرزندان صالح و [[شایسته]] که به حال [[دین]] و دنیای شما مفید باشند، اثر [[نیکی]] برای خود از پیش بفرستید <ref>المیزان، ج۲، ص‌۲۱۳؛ تفسیر قرطبی، ج‌۳، ص‌۶۴؛ المنار، ج‌۲، ص‌۳۶۳.</ref>. در آیه ‌{{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشت» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref> پس از آنکه از آمیزش با [[همسر]] [[سخن]] به‌میان آمده است. که به نظر بسیاری مقصود، [[طلب]] فرزند است.<ref> مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۵۰۴؛ تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۲۱۲؛ تفسیر‌بیضاوی، ج‌۱، ص‌۱۷۲.</ref> درخواست فرزندِ صالح از [[خداوند]] در موارد متعدّدی از قرآن، آمده است. در آیه {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایسته‌ای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.</ref> از قول پدر و [[مادری]] [[نقل]] می‌کند که عرضه می‌دارند: اگر فرزند صالحی نصیبشان شود، [[شکرگزار]] خواهند بود. در چند جا از قرآن، درخواست [[حضرت]] [[زکریا]]{{ع}} مطرح شده که از خداوند، [[فرزندی]] خواسته است تا [[لیاقت]] [[جانشینی]] او را داشته: {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا}}<ref>«و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش!» سوره مریم، آیه ۵.</ref>، و مورد [[رضایت پروردگار]] باشد: {{متن قرآن|يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا}}<ref>«(همان) که از من و از خاندان یعقوب میراث می‌برد و پروردگارا! او را پسندیده گردان» سوره مریم، آیه ۶.</ref> در [[سوره آل‌عمران]]، پس از [[مشاهده]] شایستگی‌های مریم{{س}}، [[پروردگار]] خویش را می‌خواند که: خداوندا! از‌طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای به من [[عطا]] فرما: {{متن قرآن|هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«آنجا بود که زکریّا پروردگار خود را فرا خواند، گفت: پروردگارا! به من از سوی خویش فرزندی پاکیزه عطا کن که تو شنوای دعایی» سوره آل عمران، آیه ۳۸.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
یکی از خواسته‌های غریزی [[انسان]]، نیاز [[فطری]] به [[پدر]] و [[مادر]] شدن است و پاسخ به این خواسته با [[ازدواج]] تأمین می‌شود. در سایه ازدواج است که نسلی دارای اصل و [[نسب]] پدید می‌آید. [[قرآن]] در آیاتی، فرزند را [[زینت]] [[زندگی دنیا]] شمرده که بیان‌گر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه پدر و مادر با فرزند است: {{متن قرآن|الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا}}<ref>«دارایی و پسران زیور زندگی دنیایند و کارهای ماندگار شایسته در نزد پروردگارت در پاداش و امید (به آینده) بهتر است» سوره کهف، آیه ۴۶.</ref> داشتن فرزند به‌صورت ثمره ازدواج، با تعبیرهای گوناگونی در قرآن آمده است. در آیه‌ {{متن قرآن|نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«همسرانتان کشتگاه شمایند، هر جا (و هر گاه) که خواهید به کشتگاه خود درآیید؛ و برای خویش (توشه نیک) پیش فرستید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که (روزی) به لقای وی خواهید رسید و (آن روز را) به مؤمنان بشارت ده!» سوره بقره، آیه ۲۲۳.</ref> یادآور می‌شود که بکوشید از این [[فرصت]] بهره گیرید و با پرورش فرزندان صالح و [[شایسته]] که به حال [[دین]] و دنیای شما مفید باشند، اثر [[نیکی]] برای خود از پیش بفرستید <ref>المیزان، ج۲، ص‌۲۱۳؛ تفسیر قرطبی، ج‌۳، ص‌۶۴؛ المنار، ج‌۲، ص‌۳۶۳.</ref>. در آیه ‌{{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشت» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref> پس از آنکه از آمیزش با [[همسر]] [[سخن]] به‌میان آمده است. که به نظر بسیاری مقصود، [[طلب]] فرزند است.<ref> مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۵۰۴؛ تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۲۱۲؛ تفسیر‌بیضاوی، ج‌۱، ص‌۱۷۲.</ref> درخواست فرزندِ صالح از [[خداوند]] در موارد متعدّدی از قرآن، آمده است. در آیه {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایسته‌ای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.</ref> از قول پدر و [[مادری]] [[نقل]] می‌کند که عرضه می‌دارند: اگر فرزند صالحی نصیبشان شود، [[شکرگزار]] خواهند بود. در چند جا از قرآن، درخواست [[حضرت]] [[زکریا]] {{ع}} مطرح شده که از خداوند، [[فرزندی]] خواسته است تا [[لیاقت]] [[جانشینی]] او را داشته: {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا}}<ref>«و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش!» سوره مریم، آیه ۵.</ref>، و مورد [[رضایت پروردگار]] باشد: {{متن قرآن|يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا}}<ref>«(همان) که از من و از خاندان یعقوب میراث می‌برد و پروردگارا! او را پسندیده گردان» سوره مریم، آیه ۶.</ref> در [[سوره آل‌عمران]]، پس از [[مشاهده]] شایستگی‌های مریم {{س}}، [[پروردگار]] خویش را می‌خواند که: خداوندا! از‌طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای به من [[عطا]] فرما: {{متن قرآن|هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«آنجا بود که زکریّا پروردگار خود را فرا خواند، گفت: پروردگارا! به من از سوی خویش فرزندی پاکیزه عطا کن که تو شنوای دعایی» سوره آل عمران، آیه ۳۸.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
=== [[مودت]] و [[رحمت]] ===
=== [[مودت]] و [[رحمت]] ===
از دیگر آثار [[ازدواج]]، موّدت و رحمت است: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>. آن‌چه در آغاز [[زندگی]] مشترک بین [[زن]] و شوهر، [[یگانگی]] برقرار می‌کند و اثر آن در [[مقام عمل]] ظاهر می‌شود، [[مودّت]] است؛<ref> المیزان، ج‌۱۶، ص‌۱۶۶.</ref> ولی پس از گذشت [[زمان]] و رسیدن دوران [[ضعف]] و [[ناتوانی]]، رحمت جای مودّت را پر می‌کند.<ref>التفسیرالکبیر، ج‌۲۵، ص‌۱۱۱.</ref> مودّت غالباً جنبه متقابل دارد، اما رحمت یک جانبه و ایثارگرانه است پرورش [[کودکان]] و خدمات بلاعوض به [[همسر]] [[نیازمند]]، [[ایثار]] و رحمت است.<ref> نمونه، ج‌۱۶، ص‌۳۹۲‌ـ‌۳۹۳.</ref> در اینجا برای [[حفظ نظام]] [[خانوادگی]]، مودّت رنگ می‌بازد؛ ولی رحمت جای‌گزین آن می‌شود.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
از دیگر آثار [[ازدواج]]، موّدت و رحمت است: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>. آن‌چه در آغاز [[زندگی]] مشترک بین [[زن]] و شوهر، [[یگانگی]] برقرار می‌کند و اثر آن در [[مقام عمل]] ظاهر می‌شود، [[مودّت]] است؛<ref> المیزان، ج‌۱۶، ص‌۱۶۶.</ref> ولی پس از گذشت [[زمان]] و رسیدن دوران [[ضعف]] و [[ناتوانی]]، رحمت جای مودّت را پر می‌کند.<ref>التفسیرالکبیر، ج‌۲۵، ص‌۱۱۱.</ref> مودّت غالباً جنبه متقابل دارد، اما رحمت یک جانبه و ایثارگرانه است پرورش [[کودکان]] و خدمات بلاعوض به [[همسر]] [[نیازمند]]، [[ایثار]] و رحمت است.<ref> نمونه، ج‌۱۶، ص‌۳۹۲‌ـ‌۳۹۳.</ref> در اینجا برای [[حفظ نظام]] [[خانوادگی]]، مودّت رنگ می‌بازد؛ ولی رحمت جای‌گزین آن می‌شود.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
خط ۸۸: خط ۸۸:


=== بازداشتن از [[گناه]] ===
=== بازداشتن از [[گناه]] ===
یکی از آثار ازدواج برای زن و مرد، ایجاد زمینه [[تقوا]] و [[دوری از گناهان]] است. با اشباع [[غریزه جنسی]] در زن و شوهر، زمینه [[گناهان]] شهوت‌انگیز از میان می‌رود. اینکه در [[قرآن]] از کسی که ازدواج کرده، به "محصن و محصنه" تعبیر شده: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، به جهت این است که زن و مرد، با ازدواج در [[حصن]] و سنگر مستحکمی قرار می‌گیرند و خود را [[حفظ]] می‌کنند تا وسوسه‌های [[شهوانی]] در آنان اثر نگذارد؛<ref>قاموس قرآن، ج‌۲، ص‌۱۴۹.</ref> بلکه ازدواج، زمینه گناهان دیگر را نیز از بین می‌برد؛ زیرا [[پذیرفتن]] مسؤولیّت تأمین و [[تربیت]] [[اولاد]]، [[انسان]] را به استفاده بهینه از [[عمر]] وامی‌دارد و برای گناه و معاشرت‌های [[گمراه‌کننده]]، جایی باقی نمی‌ماند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اَللَّهَ فِي اَلنِّصْفِ اَلْبَاقِي}}<ref> سفینة البحار، ج‌۲، ص‌۴۸۰.</ref> با ازدواج، نیمی از [[دین]] صیانت می‌شود. در روایتی دیگر آمده است: بدترین [[مردم]]، کسانی‌اند که ازدواج نمی‌کنند.<ref> مجمع البیان. ج‌۷، ص‌۲۲۰.</ref> در [[تفسیر]] آیه ‌{{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشت» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref> برخی گفته‌اند: آن‌گونه که [[انسان]]، با [[لباس]] از سرما و [[گرما]] و حشرات و آسیب‌های پوستی، محافظت می‌شود، [[زن]] و مرد، با ازدواج، یک‌دیگر را از گناه حفظ می‌کنند.<ref>التفسیرالکبیر، ج‌۵،ص ۱۱۶؛ روض الجنان، ج ۳، ص‌۵۱.</ref> در آیه ‌{{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِيفًا}}<ref>«خداوند بر آن است تا بر شما آسان گیرد و آدمی را ناتوان آفریده‌اند» سوره نساء، آیه ۲۸.</ref> [[حکمت]] [[تشریع]] ازدواج با [[کنیزان]] این‌گونه بیان شده است. زیرا [[پیروی]] از [[شهوات]] و در دام گناه افتادن، برای انسان، [[وزر]] و سنگینی می‌آورد و تشریع ازدواج و فراهم شدن امکان آن برای کسی که نمی‌تواند با [[زنان]] [[آزاد]] ازدواج کند، از [[فساد]] و گناه جلوگیری می‌کند و انسان از عواقب آن در [[امان]] می‌ماند و این نوعی توسعه برای [[انسان]] شمرده‌می‌شود.<ref> مواهب الرحمن، ج‌۸، ص‌۷۹.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
یکی از آثار ازدواج برای زن و مرد، ایجاد زمینه [[تقوا]] و [[دوری از گناهان]] است. با اشباع [[غریزه جنسی]] در زن و شوهر، زمینه [[گناهان]] شهوت‌انگیز از میان می‌رود. اینکه در [[قرآن]] از کسی که ازدواج کرده، به "محصن و محصنه" تعبیر شده: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، به جهت این است که زن و مرد، با ازدواج در [[حصن]] و سنگر مستحکمی قرار می‌گیرند و خود را [[حفظ]] می‌کنند تا وسوسه‌های [[شهوانی]] در آنان اثر نگذارد؛<ref>قاموس قرآن، ج‌۲، ص‌۱۴۹.</ref> بلکه ازدواج، زمینه گناهان دیگر را نیز از بین می‌برد؛ زیرا [[پذیرفتن]] مسؤولیّت تأمین و [[تربیت]] [[اولاد]]، [[انسان]] را به استفاده بهینه از [[عمر]] وامی‌دارد و برای گناه و معاشرت‌های [[گمراه‌کننده]]، جایی باقی نمی‌ماند. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اَللَّهَ فِي اَلنِّصْفِ اَلْبَاقِي}}<ref> سفینة البحار، ج‌۲، ص‌۴۸۰.</ref> با ازدواج، نیمی از [[دین]] صیانت می‌شود. در روایتی دیگر آمده است: بدترین [[مردم]]، کسانی‌اند که ازدواج نمی‌کنند.<ref> مجمع البیان. ج‌۷، ص‌۲۲۰.</ref> در [[تفسیر]] آیه ‌{{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشت» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref> برخی گفته‌اند: آن‌گونه که [[انسان]]، با [[لباس]] از سرما و [[گرما]] و حشرات و آسیب‌های پوستی، محافظت می‌شود، [[زن]] و مرد، با ازدواج، یک‌دیگر را از گناه حفظ می‌کنند.<ref>التفسیرالکبیر، ج‌۵،ص ۱۱۶؛ روض الجنان، ج ۳، ص‌۵۱.</ref> در آیه ‌{{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِيفًا}}<ref>«خداوند بر آن است تا بر شما آسان گیرد و آدمی را ناتوان آفریده‌اند» سوره نساء، آیه ۲۸.</ref> [[حکمت]] [[تشریع]] ازدواج با [[کنیزان]] این‌گونه بیان شده است. زیرا [[پیروی]] از [[شهوات]] و در دام گناه افتادن، برای انسان، [[وزر]] و سنگینی می‌آورد و تشریع ازدواج و فراهم شدن امکان آن برای کسی که نمی‌تواند با [[زنان]] [[آزاد]] ازدواج کند، از [[فساد]] و گناه جلوگیری می‌کند و انسان از عواقب آن در [[امان]] می‌ماند و این نوعی توسعه برای [[انسان]] شمرده‌می‌شود.<ref> مواهب الرحمن، ج‌۸، ص‌۷۹.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


=== توسعه [[رزق]] ===
=== توسعه [[رزق]] ===
[[نگرانی]] از [[تنگ‌دستی]]، یکی از بهانه‌هایی است که برای [[گریز]] از [[ازدواج]]، مطرح می‌شود. [[قرآن]]، این‌گونه به انسان [[امیدواری]] می‌دهد: از [[فقر]] و تنگ‌دستیِ بی‌همسران، [[غلامان]] و کنیزانِ درست‌کارِ خود نگران نباشید و در ازدواج آنها بکوشید؛ چرا که اگر [[فقیر]] باشند، [[خداوند]] از [[فضل]] خویش، آنان را [[بی‌نیاز]] می‌سازد: {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref> برخی گفته‌اند: مفاد این [[آیه]]، [[وعده خداوند]] به بی‌نیاز کردن کسانی است که [[تشکیل خانواده]] می‌دهند.<ref>روح‌المعانی، مج۱۰، ج۱۸، ص۲۱۸؛ المیزان، ج۱۵، ص‌۱۱۳.</ref> روایاتی نیز این معنا را [[تأیید]] می‌کند. در [[حدیثی]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[ترک ازدواج]] به‌سبب [[ترس]] از فقر و [[تنگدستی]] را [[سوء ظن]] به [[پروردگار]] دانسته؛<ref>الکافی، ج۵، ص۳۳۰؛ مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۲۲۰.</ref> زیرا پس از [[وعده]] قرآن به توسعه رزق، نگرانی در این زمینه، جز [[بدگمانی به خدا]] نیست.
[[نگرانی]] از [[تنگ‌دستی]]، یکی از بهانه‌هایی است که برای [[گریز]] از [[ازدواج]]، مطرح می‌شود. [[قرآن]]، این‌گونه به انسان [[امیدواری]] می‌دهد: از [[فقر]] و تنگ‌دستیِ بی‌همسران، [[غلامان]] و کنیزانِ درست‌کارِ خود نگران نباشید و در ازدواج آنها بکوشید؛ چرا که اگر [[فقیر]] باشند، [[خداوند]] از [[فضل]] خویش، آنان را [[بی‌نیاز]] می‌سازد: {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref> برخی گفته‌اند: مفاد این [[آیه]]، [[وعده خداوند]] به بی‌نیاز کردن کسانی است که [[تشکیل خانواده]] می‌دهند.<ref>روح‌المعانی، مج۱۰، ج۱۸، ص۲۱۸؛ المیزان، ج۱۵، ص‌۱۱۳.</ref> روایاتی نیز این معنا را [[تأیید]] می‌کند. در [[حدیثی]]، [[امام صادق]] {{ع}}، [[ترک ازدواج]] به‌سبب [[ترس]] از فقر و [[تنگدستی]] را [[سوء ظن]] به [[پروردگار]] دانسته؛<ref>الکافی، ج۵، ص۳۳۰؛ مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۲۲۰.</ref> زیرا پس از [[وعده]] قرآن به توسعه رزق، نگرانی در این زمینه، جز [[بدگمانی به خدا]] نیست.


با توجّه به اینکه افرادی در [[جامعه]]، پس از ازدواج، نه‌تنها [[ثروتمند]] نمی‌شوند، بلکه بر فقرشان افزوده می‌شود و اگر این آیه، متضمّن وعده خداوند باشد [[خلف وعده]] لازم می‌آید و خلف وعده [[قبیح]] است، گروهی برآنند که برای وعده در این آیه باید [[مشیّت الهی]] در تقدیر گرفته شود؛ یعنی پس از ازدواج، اگر [[خدا]] بخواهد، آنان را بی‌نیاز می‌کند؛ چنانکه در آیه ‌{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بی‌نیاز می‌گرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.</ref>، برای [[وعده الهی]] به [[غنا]] و [[بی‌نیازی]]، به [[مشیّت]] خدا تصریح شده است. ممکن است گفته شود: همان‌طور که غنا و بی‌نیازی متأهّلان، به مشیّت منوط است، غنا و بی‌نیازی مجرّدها و کسانی‌که [[همسر]] ندارند (بلکه هر پدیده‌ای) نیز به مشیّت توقّف دارد، پس این چه وعده‌ای است که خدا برای ازدواج داده است؛ زیرا همان‌گونه که متأهل‌ها، با مشیّت الهی، به دو گونه (فقیر و [[غنی]]) تقسیم می‌شوند، مجرّدها نیز چنین هستند و اتّفاقاً این [[وعده]] درباره مجردان در [[قرآن]] آمده است: {{متن قرآن|وَإِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا}}<ref>«و اگر از هم جدا گردند خداوند هر یک را با توانگری خویش بی‌نیاز می‌گرداند و خداوند نعمت‌گستری فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۳۰.</ref>؛ اگر وضعیّتی پیش آید که [[زن]] و شوهر نتوانند باهم [[زندگی]] کنند و از هم جدا شوند، [[خداوند]] هر دو را با [[فضل]] و [[رحمت]] خود [[بی‌نیاز]] خواهد کرد.
با توجّه به اینکه افرادی در [[جامعه]]، پس از ازدواج، نه‌تنها [[ثروتمند]] نمی‌شوند، بلکه بر فقرشان افزوده می‌شود و اگر این آیه، متضمّن وعده خداوند باشد [[خلف وعده]] لازم می‌آید و خلف وعده [[قبیح]] است، گروهی برآنند که برای وعده در این آیه باید [[مشیّت الهی]] در تقدیر گرفته شود؛ یعنی پس از ازدواج، اگر [[خدا]] بخواهد، آنان را بی‌نیاز می‌کند؛ چنانکه در آیه ‌{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بی‌نیاز می‌گرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.</ref>، برای [[وعده الهی]] به [[غنا]] و [[بی‌نیازی]]، به [[مشیّت]] خدا تصریح شده است. ممکن است گفته شود: همان‌طور که غنا و بی‌نیازی متأهّلان، به مشیّت منوط است، غنا و بی‌نیازی مجرّدها و کسانی‌که [[همسر]] ندارند (بلکه هر پدیده‌ای) نیز به مشیّت توقّف دارد، پس این چه وعده‌ای است که خدا برای ازدواج داده است؛ زیرا همان‌گونه که متأهل‌ها، با مشیّت الهی، به دو گونه (فقیر و [[غنی]]) تقسیم می‌شوند، مجرّدها نیز چنین هستند و اتّفاقاً این [[وعده]] درباره مجردان در [[قرآن]] آمده است: {{متن قرآن|وَإِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا}}<ref>«و اگر از هم جدا گردند خداوند هر یک را با توانگری خویش بی‌نیاز می‌گرداند و خداوند نعمت‌گستری فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۳۰.</ref>؛ اگر وضعیّتی پیش آید که [[زن]] و شوهر نتوانند باهم [[زندگی]] کنند و از هم جدا شوند، [[خداوند]] هر دو را با [[فضل]] و [[رحمت]] خود [[بی‌نیاز]] خواهد کرد.
خط ۱۰۱: خط ۱۰۱:
آغاز [[زندگی]] مشترک، با عقد شروع می‌شود که به گفته برخی مقصود از "[[پیمان]] محکم" [[زنان]] از مردان در آیه ‌{{متن قرآن|وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا}}<ref>«و چگونه آن را باز می‌ستانید در حالی که با یکدیگر آمیزش کرده‌اید و آنان از شما پیمانی استوار، ستانده‌اند» سوره نساء، آیه ۲۱.</ref>، عقد (صیغه) [[ازدواج]] است<ref>التفسیرالکبیر، ج‌۱۰، ص‌۱۶؛ کنز العرفان، ج‌۲، ص‌۲۰۳؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۲.</ref>. همچنین در آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و در خواستگاری از زنان (شوی مرده یا طلاق گرفته‌ای که در عدّه به سر می‌برند) در آنچه دو پهلو بر زبان آورید یا در دل پنهان بدارید، بر شما گناهی نیست، خداوند می‌داند که بی‌گمان شما به زودی از آنان یاد خواهید کرد، اما با آنها وعده نهانی ازدواج ننهید مگر آنکه سخنی شایسته بگویید و آهنگ پیوند زناشویی مکنید تا زمان مقرر (عدّه) سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در درون شما می‌گذرد می‌داند پس از او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۳۵.</ref> می‌فرماید: تا عدّه [[زن]] به پایان نرسیده، عقد [[نکاح]] را برقرار نکنید. عقد ازدواج، همانند دیگر [[عقود]]، به ایجاب و قبول نیاز دارد <ref>جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۱۳۲.</ref> و فقط [[راضی]] بودن زن و مرد کافی نیست.
آغاز [[زندگی]] مشترک، با عقد شروع می‌شود که به گفته برخی مقصود از "[[پیمان]] محکم" [[زنان]] از مردان در آیه ‌{{متن قرآن|وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا}}<ref>«و چگونه آن را باز می‌ستانید در حالی که با یکدیگر آمیزش کرده‌اید و آنان از شما پیمانی استوار، ستانده‌اند» سوره نساء، آیه ۲۱.</ref>، عقد (صیغه) [[ازدواج]] است<ref>التفسیرالکبیر، ج‌۱۰، ص‌۱۶؛ کنز العرفان، ج‌۲، ص‌۲۰۳؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۲.</ref>. همچنین در آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و در خواستگاری از زنان (شوی مرده یا طلاق گرفته‌ای که در عدّه به سر می‌برند) در آنچه دو پهلو بر زبان آورید یا در دل پنهان بدارید، بر شما گناهی نیست، خداوند می‌داند که بی‌گمان شما به زودی از آنان یاد خواهید کرد، اما با آنها وعده نهانی ازدواج ننهید مگر آنکه سخنی شایسته بگویید و آهنگ پیوند زناشویی مکنید تا زمان مقرر (عدّه) سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در درون شما می‌گذرد می‌داند پس از او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۳۵.</ref> می‌فرماید: تا عدّه [[زن]] به پایان نرسیده، عقد [[نکاح]] را برقرار نکنید. عقد ازدواج، همانند دیگر [[عقود]]، به ایجاب و قبول نیاز دارد <ref>جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۱۳۲.</ref> و فقط [[راضی]] بودن زن و مرد کافی نیست.


[[فقیهان]] می‌گویند: ایجاب نکاح، با دو لفظ {{عربی|"زوّجتُ"}} و {{عربی|"اَنکحتُ"}} که از الفاظ صریح در باب ازدواج هستند، حاصل می‌شود که [[قرآن]] هم آنها را به‌کار برده است. {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه می‌داشتی و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و با زنانی که پدرانتان به نکاح آورده‌اند، ازدواج نکنید که کاری زشت و ناخوشایند و بیراه است؛ مگر آنچه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است» سوره نساء، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref><ref>جامع المقاصد، ج‌۱۲، ص۶۸؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۳، ص‌۱۸۰.</ref>. برخی از [[اهل‌سنّت]] با استناد به آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک می‌دانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشته‌ایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> عقد نکاح با واژه {{عربی|"وهبتُ"}} را برای [[پیامبر]] جایز می‌دانند. زیرا در این [[آیه]]، زنی که بی‌شرطِ مهر، خود را به پیامبر ببخشد، بر‌او [[حلال]] شده است. عدّه‌ای دیگر، انعقاد نکاح با این لفظ را برای غیر پیامبر نیز جایز می‌دانند با این تفاوت که برای دیگران، با این لفظ، عقد واقع ‌می‌شود و پرداخت مهرالمثل برعهده زوج می‌آید؛ ولی به استناد جمله {{متن قرآن|خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}} برای [[پیغمبر]]، چنین عقدی بدون مهریّه صحیح خواهد بود.<ref>احکام‌القرآن، ج‌۳، ص‌۵۳۸.</ref> امامیّه اتّفاق دارند که نکاح با لفظ "هبه" (حداقل برای غیر پیغمبر) واقع ‌نمی‌شود.<ref>جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۱۴۲؛ جامع المقاصد، ج‌۱۲، ص‌۷۶.</ref> در عقد ازدواج، شرایطی معتبر است؛ از‌ جمله قصد انشا و توجّه به مضمونِ عقد، [[موالات]] (فاصله نیفتادن بین ایجاب و قبول)، تنجیز ([[قطعی]] بودن [[عقد]] و معلّق نبودن بر کاری یا وصفی یا‌...) و تعیین [[زن]] و شوهر به نام یا [[وصف]] یا اشاره؛<ref> تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۲۲‌ـ‌۲۲۳.</ref> به‌ویژه اگر [[ولیّ]] یا [[وکیل]]، عقد را [[اجرا]] کنند؛ بنابراین اگر پدری بگوید: {{عربی|"زوّجتك اِحدَى بَناتي"}} عقد صحیح نیست <ref>تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۲۳.</ref> و سخن [[شعیب]]{{ع}} به [[حضرت موسی]]{{ع}}: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>، ظاهر آن است که گفتوگویی مقدّماتی بوده،<ref> الکشاف، ج‌۳،ص ۴۰۴؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۳، ص‌۱۸۰.</ref> نه آن‌که با این سخن او، عقد اجرا شده باشد. قرینه بر این مطلب، لفظ {{متن قرآن|أُرِيدُ}} است. شرط دیگر، [[اختیار]] و [[رضایت]] است؛ بنابراین، عقدِ با [[اکراه]] و عدم رضایت دختر یا پسر، درست نیست. [[قرآن]] می‌فرماید: پس از [[طلاق]] و تمامیّت عدّه، اگر [[زن]] و شوهر سابق، به [[ازدواج]] رضایت دارند، کسی [[حقّ]] ندارد آنان را منع کند:{{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خویش رسیدند دیگر آنان را از زناشویی با شوهران دلخواه خود که با هم به شایستگی به سازش رسیده‌اند باز ندارید؛ هر کس از شما به خداوند و روز بازپسین ایمان داشته باشد بدین سخن اندرز داده می‌شود؛ این برای شما پاک‌تر و پاکیزه‌تر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۳۲.</ref> باز‌ می‌فرماید: اختیار [[زنان]] شوهر مرده را در دست نگیرید و آنان را به ازدواج واندارید <ref> جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۴۰۴‌ـ‌۴۰۵.</ref> و زیر فشار قرار ندهید تا بخشی از آن‌چه به‌دست آورده‌اند، باز‌پس دهند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان داده‌اید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
[[فقیهان]] می‌گویند: ایجاب نکاح، با دو لفظ {{عربی|"زوّجتُ"}} و {{عربی|"اَنکحتُ"}} که از الفاظ صریح در باب ازدواج هستند، حاصل می‌شود که [[قرآن]] هم آنها را به‌کار برده است. {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه می‌داشتی و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و با زنانی که پدرانتان به نکاح آورده‌اند، ازدواج نکنید که کاری زشت و ناخوشایند و بیراه است؛ مگر آنچه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است» سوره نساء، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref><ref>جامع المقاصد، ج‌۱۲، ص۶۸؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۳، ص‌۱۸۰.</ref>. برخی از [[اهل‌سنّت]] با استناد به آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک می‌دانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشته‌ایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> عقد نکاح با واژه {{عربی|"وهبتُ"}} را برای [[پیامبر]] جایز می‌دانند. زیرا در این [[آیه]]، زنی که بی‌شرطِ مهر، خود را به پیامبر ببخشد، بر‌او [[حلال]] شده است. عدّه‌ای دیگر، انعقاد نکاح با این لفظ را برای غیر پیامبر نیز جایز می‌دانند با این تفاوت که برای دیگران، با این لفظ، عقد واقع ‌می‌شود و پرداخت مهرالمثل برعهده زوج می‌آید؛ ولی به استناد جمله {{متن قرآن|خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}} برای [[پیغمبر]]، چنین عقدی بدون مهریّه صحیح خواهد بود.<ref>احکام‌القرآن، ج‌۳، ص‌۵۳۸.</ref> امامیّه اتّفاق دارند که نکاح با لفظ "هبه" (حداقل برای غیر پیغمبر) واقع ‌نمی‌شود.<ref>جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۱۴۲؛ جامع المقاصد، ج‌۱۲، ص‌۷۶.</ref> در عقد ازدواج، شرایطی معتبر است؛ از‌ جمله قصد انشا و توجّه به مضمونِ عقد، [[موالات]] (فاصله نیفتادن بین ایجاب و قبول)، تنجیز ([[قطعی]] بودن [[عقد]] و معلّق نبودن بر کاری یا وصفی یا‌...) و تعیین [[زن]] و شوهر به نام یا [[وصف]] یا اشاره؛<ref> تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۲۲‌ـ‌۲۲۳.</ref> به‌ویژه اگر [[ولیّ]] یا [[وکیل]]، عقد را [[اجرا]] کنند؛ بنابراین اگر پدری بگوید: {{عربی|"زوّجتك اِحدَى بَناتي"}} عقد صحیح نیست <ref>تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۲۳.</ref> و سخن [[شعیب]] {{ع}} به [[حضرت موسی]] {{ع}}: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>، ظاهر آن است که گفتوگویی مقدّماتی بوده،<ref> الکشاف، ج‌۳،ص ۴۰۴؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۳، ص‌۱۸۰.</ref> نه آن‌که با این سخن او، عقد اجرا شده باشد. قرینه بر این مطلب، لفظ {{متن قرآن|أُرِيدُ}} است. شرط دیگر، [[اختیار]] و [[رضایت]] است؛ بنابراین، عقدِ با [[اکراه]] و عدم رضایت دختر یا پسر، درست نیست. [[قرآن]] می‌فرماید: پس از [[طلاق]] و تمامیّت عدّه، اگر [[زن]] و شوهر سابق، به [[ازدواج]] رضایت دارند، کسی [[حقّ]] ندارد آنان را منع کند:{{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خویش رسیدند دیگر آنان را از زناشویی با شوهران دلخواه خود که با هم به شایستگی به سازش رسیده‌اند باز ندارید؛ هر کس از شما به خداوند و روز بازپسین ایمان داشته باشد بدین سخن اندرز داده می‌شود؛ این برای شما پاک‌تر و پاکیزه‌تر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۳۲.</ref> باز‌ می‌فرماید: اختیار [[زنان]] شوهر مرده را در دست نگیرید و آنان را به ازدواج واندارید <ref> جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۴۰۴‌ـ‌۴۰۵.</ref> و زیر فشار قرار ندهید تا بخشی از آن‌چه به‌دست آورده‌اند، باز‌پس دهند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان داده‌اید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


=== شرایط ضمن عقد ازدواج ===
=== شرایط ضمن عقد ازدواج ===
خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:
نکاح [[عبد]] و [[کنیز]] به [[اختیار]] مولا است و آنان در این زمینه از خود اختیاری ندارند؛ چنان‌که بسیاری از اختیارات دیگر نیز از آنان سلب شده است: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَمْلُوكًا لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«خداوند بنده‌ای زرخرید را مثل می‌زند که توان هیچ کاری ندارد و کسی را که به او از خویش روزی نیکویی داده‌ایم و او پنهان و آشکار از آن می‌بخشد؛ آیا (این دو) برابرند؟» سوره نحل، آیه ۷۵.</ref><ref>عروة‌الوثقی، ج۲، ص۶۷۴؛ کنزالعرفان، ج۲، ص۱۷۶.</ref> در آیه‌ {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref> [[خداوند]] به "[[موالی]]" خطاب می‌کند که [[غلامان]] و [[کنیزان]] خود را [[همسر]] بدهید. هم‌چنین اجرای عقد ازدواج، از‌طرف خود آنان یا دیگران، باید به اجازه مولا باشد<ref> عروة‌الوثقی، ج‌۲، ص‌۶۷۴؛ مبانی العروه، ج‌۲، ص‌۲۵.</ref> و اگر عقد را بدون [[استیذان]]، انجام دهند [[باطل]] است.<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۱۰، ص‌۶۱.</ref> [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ}}<ref>«با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> برخی گفته‌اند: اگر پس از عقد، [[مولا]] ازدواج عبد را اجازه دهد کافی است ولی ازدواج کنیز، اگر پس از عقد، مورد اجازه مولا قرار گرفت، کافی نیست.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۹۳.</ref> ولایت بر نکاح باکره رشیده اختلافی است و درباره آن، سه نظریّه وجود دارد:  
نکاح [[عبد]] و [[کنیز]] به [[اختیار]] مولا است و آنان در این زمینه از خود اختیاری ندارند؛ چنان‌که بسیاری از اختیارات دیگر نیز از آنان سلب شده است: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَمْلُوكًا لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«خداوند بنده‌ای زرخرید را مثل می‌زند که توان هیچ کاری ندارد و کسی را که به او از خویش روزی نیکویی داده‌ایم و او پنهان و آشکار از آن می‌بخشد؛ آیا (این دو) برابرند؟» سوره نحل، آیه ۷۵.</ref><ref>عروة‌الوثقی، ج۲، ص۶۷۴؛ کنزالعرفان، ج۲، ص۱۷۶.</ref> در آیه‌ {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref> [[خداوند]] به "[[موالی]]" خطاب می‌کند که [[غلامان]] و [[کنیزان]] خود را [[همسر]] بدهید. هم‌چنین اجرای عقد ازدواج، از‌طرف خود آنان یا دیگران، باید به اجازه مولا باشد<ref> عروة‌الوثقی، ج‌۲، ص‌۶۷۴؛ مبانی العروه، ج‌۲، ص‌۲۵.</ref> و اگر عقد را بدون [[استیذان]]، انجام دهند [[باطل]] است.<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۱۰، ص‌۶۱.</ref> [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ}}<ref>«با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> برخی گفته‌اند: اگر پس از عقد، [[مولا]] ازدواج عبد را اجازه دهد کافی است ولی ازدواج کنیز، اگر پس از عقد، مورد اجازه مولا قرار گرفت، کافی نیست.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۹۳.</ref> ولایت بر نکاح باکره رشیده اختلافی است و درباره آن، سه نظریّه وجود دارد:  
#‌رأی حنفیّه از [[اهل‌سنّت]]<ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۴، ص‌۳۲.</ref> و مشهور میان قدما و برخی از متأخّران از [[شیعه]]،<ref>مبانی‌العروه، ج۲، ص۲۵۸؛ مستمسک‌العروه، ج‌۱۴، ص‌۴۴۰.</ref> آن است که دختر باکره در [[تصمیم‌گیری]] مستقل است و [[رضایت]] پدر و جدّ لازم نیست؛ حتّی سیّد مرتضی بر آن ادّعای [[اجماع]] کرده است.<ref>سلسلة الینابیع الفقهیه، ج‌۱۸، ص‌۶۱؛ "الانتصار".</ref> بر این نظریّه، افزون بر [[روایات]]،<ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۲۶۷.</ref> به آیاتی که گذشت، [[استدلال]] شده است؛<ref>مبانی‌العروه، ج‌۲، ص‌۲۵۸؛ سلسلة‌ الینابیع‌ الفقهیه، ج‌۱۸، ص‌۶۱ "الانتصار"</ref> به‌ طور مثال در آیه {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و کسانی از شما که می‌میرند و همسرانی به جای می‌نهند، آن همسران باید چهار ماه و ده روز انتظار کشند و چون به سرآمد عدّه خود رسیدند، در آنچه به شایستگی با خویش می‌کنند بر شما گناهی نیست و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره بقره، آیه ۲۳۴.</ref> [[اختیار]] [[زن]] پس از عدّه [[وفات]] به خود او واگذار شده است؛ گرچه آن [[زن]]، باکره مانده باشد.  
#‌رأی حنفیّه از [[اهل‌سنّت]]<ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۴، ص‌۳۲.</ref> و مشهور میان قدما و برخی از متأخّران از [[شیعه]]،<ref>مبانی‌العروه، ج۲، ص۲۵۸؛ مستمسک‌العروه، ج‌۱۴، ص‌۴۴۰.</ref> آن است که دختر باکره در [[تصمیم‌گیری]] مستقل است و [[رضایت]] پدر و جدّ لازم نیست؛ حتّی سیّد مرتضی بر آن ادّعای [[اجماع]] کرده است.<ref>سلسلة الینابیع الفقهیه، ج‌۱۸، ص‌۶۱؛ "الانتصار".</ref> بر این نظریّه، افزون بر [[روایات]]،<ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۲۶۷.</ref> به آیاتی که گذشت، [[استدلال]] شده است؛<ref>مبانی‌العروه، ج‌۲، ص‌۲۵۸؛ سلسلة‌ الینابیع‌ الفقهیه، ج‌۱۸، ص‌۶۱ "الانتصار"</ref> به‌ طور مثال در آیه {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و کسانی از شما که می‌میرند و همسرانی به جای می‌نهند، آن همسران باید چهار ماه و ده روز انتظار کشند و چون به سرآمد عدّه خود رسیدند، در آنچه به شایستگی با خویش می‌کنند بر شما گناهی نیست و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره بقره، آیه ۲۳۴.</ref> [[اختیار]] [[زن]] پس از عدّه [[وفات]] به خود او واگذار شده است؛ گرچه آن [[زن]]، باکره مانده باشد.  
# نظر شافعیّه <ref> المهذب، ج۲، ص‌۴۲۹؛ الفقه علی‌المذاهب الاربعه، ج‌۴، ص‌۳۵.</ref> و [[حنابله]] <ref> الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۴، ص‌۳۶.</ref> و برخی از [[شیعه]]،<ref> مستمسک‌العروه، ج‌۱۴، ص‌۴۴۰.</ref> [[استقلال]] [[پدر]] و جدّ، در [[ازدواج]] باکره است که بر آن، به چندین [[روایت]] <ref> وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۲۷۰؛ المهذب، ج‌۲، ص‌۴۳۰.</ref> استناد شده است. طبق [[عقیده]] برخی، [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> نیز بر مطلب دلالت دارد؛ زیرا طبق آن، [[حضرت شعیب]]{{ع}} به‌طور مستقل برای دختر خویش [[تصمیم]] گرفت.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱۳، ص‌۱۸۰.</ref> [[شافعی]] با استدلال به آیه {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدام» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> [[اذن]] [[ولیّ]] پس از آنکه [[کنیز]]، [[آزاد]] شود، را نیز شرط می‌داند؛ در نتیجه در ازدواج همه [[زنان]] اذن ولیّ شرط خواهد بود.<ref> التفسیر الکبیر، ج‌۱۰، ص‌۶۱.</ref>
# نظر شافعیّه <ref> المهذب، ج۲، ص‌۴۲۹؛ الفقه علی‌المذاهب الاربعه، ج‌۴، ص‌۳۵.</ref> و [[حنابله]] <ref> الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۴، ص‌۳۶.</ref> و برخی از [[شیعه]]،<ref> مستمسک‌العروه، ج‌۱۴، ص‌۴۴۰.</ref> [[استقلال]] [[پدر]] و جدّ، در [[ازدواج]] باکره است که بر آن، به چندین [[روایت]] <ref> وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۲۷۰؛ المهذب، ج‌۲، ص‌۴۳۰.</ref> استناد شده است. طبق [[عقیده]] برخی، [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> نیز بر مطلب دلالت دارد؛ زیرا طبق آن، [[حضرت شعیب]] {{ع}} به‌طور مستقل برای دختر خویش [[تصمیم]] گرفت.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱۳، ص‌۱۸۰.</ref> [[شافعی]] با استدلال به آیه {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدام» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> [[اذن]] [[ولیّ]] پس از آنکه [[کنیز]]، [[آزاد]] شود، را نیز شرط می‌داند؛ در نتیجه در ازدواج همه [[زنان]] اذن ولیّ شرط خواهد بود.<ref> التفسیر الکبیر، ج‌۱۰، ص‌۶۱.</ref>
# مالکیّه <ref>الفقه علی المذاهب‌الاربعه، ج‌۴، ص‌۳۴.</ref> و برخی از شیعه، موافقت پدر و دختر را لازم می‌دانند، مگر آن‌که پدر منع ‌کند: {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خویش رسیدند دیگر آنان را از زناشویی با شوهران دلخواه خود که با هم به شایستگی به سازش رسیده‌اند باز ندارید؛ هر کس از شما به خداوند و روز بازپسین ایمان داشته باشد بدین سخن اندرز داده می‌شود؛ این برای شما پاک‌تر و پاکیزه‌تر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۳۲.</ref><ref>عروة‌الوثقی، ج‌۲، ص‌۷۰۰.</ref> یا غایب ‌باشد <ref> نجاة العباد، ص‌۳۶۶‌ـ‌۳۶۷؛ عروة‌الوثقی، ج‌۲، ص‌۷۰۰.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
# مالکیّه <ref>الفقه علی المذاهب‌الاربعه، ج‌۴، ص‌۳۴.</ref> و برخی از شیعه، موافقت پدر و دختر را لازم می‌دانند، مگر آن‌که پدر منع ‌کند: {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خویش رسیدند دیگر آنان را از زناشویی با شوهران دلخواه خود که با هم به شایستگی به سازش رسیده‌اند باز ندارید؛ هر کس از شما به خداوند و روز بازپسین ایمان داشته باشد بدین سخن اندرز داده می‌شود؛ این برای شما پاک‌تر و پاکیزه‌تر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۳۲.</ref><ref>عروة‌الوثقی، ج‌۲، ص‌۷۰۰.</ref> یا غایب ‌باشد <ref> نجاة العباد، ص‌۳۶۶‌ـ‌۳۶۷؛ عروة‌الوثقی، ج‌۲، ص‌۷۰۰.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


خط ۱۳۱: خط ۱۳۱:
[[محارم]] نسبی از راه ولادت، چه به‌صورت [[مشروع]] یا [[نامشروع]]، هفت دسته هستند: مادر، دختر، [[خواهر]]، عمّه، [[خاله]]، دختر [[برادر]]، دختر خواهر: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> کلمه {{متن قرآن|أُمَّهَاتُكُمْ}}، مادر بلاواسطه [[انسان]] و همچنین مادرِ‌ مادر و مادرِ پدر و جدّه مادر و جدّه پدر هر‌چه بالا بروند را شامل می‌شود؛<ref>التبیان، ج۳، ص۱۵۷؛ مجمع‌البیان، ج۳، ص۴۶؛ کنزالعرفان، ج۲، ص‌۱۸۰.</ref> همان‌طور که منظور از دختر، فقط دختری که به [[نکاح]] صحیح از انسان متولّد شود نیست؛ بلکه نکاح [[شبهه]]، و آمیزش نامشروع ([[زنا]]) را نیز دربرمی‌گیرد. فقط [[شافعی]] دختر متولّد شده از راه زنا را [[حرام]] نمی‌داند؛ زیرا [[معتقد]] است: [[نسب]] [[شرعی]] برای آن دختر [[ثابت]] نیست.<ref>کنزالعرفان، ج۲، ص۱۸۰‌ـ‌۱۸۱؛ روح‌المعانی، مج۳، ج‌۴، ص‌۳۹۰.</ref> این [[حکم]] نیز دخترِ دختر و دختر پسر و [[دختران]] آنها هر چه پایین بروند را شامل می‌شود.<ref> التبیان، ج‌۳، ص‌۱۵۷.</ref>[[حکم]] مربوط به [[خواهر]] نیز خواهر پدری، [[مادری]]، و ابوینی را دربرمی‌گیرد. عمّه و خاله نیز شامل عمّه و خاله [[پدر]] و [[مادر]] و عمّه و خاله جدّ و جدّه و هرچه بالا بروند، می‌شود.<ref> تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۳۵‌ـ‌۲۳۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۶.</ref> دختر [[برادر]] و خواهر نیز شامل دختر برادر و خواهر پدری، مادری یا ابوینی است. [[ازدواج]] با [[خویشاوندان]] نسبی در غیر موارد پیش گفته، جایز و [[مشروع]] است که [[قرآن]] چهار مورد آن را در آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک می‌دانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشته‌ایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> خطاب به [[پیامبر]] آورده است. این [[آیه]]، گرچه خطاب به [[رسول اللّه]] است؛ ولی [[ازدواج]] با دختر عمو، دختر عمّه، دختر دایی و دختر [[خاله]] از نظر [[فقهی]] برای همه جایز است.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
[[محارم]] نسبی از راه ولادت، چه به‌صورت [[مشروع]] یا [[نامشروع]]، هفت دسته هستند: مادر، دختر، [[خواهر]]، عمّه، [[خاله]]، دختر [[برادر]]، دختر خواهر: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> کلمه {{متن قرآن|أُمَّهَاتُكُمْ}}، مادر بلاواسطه [[انسان]] و همچنین مادرِ‌ مادر و مادرِ پدر و جدّه مادر و جدّه پدر هر‌چه بالا بروند را شامل می‌شود؛<ref>التبیان، ج۳، ص۱۵۷؛ مجمع‌البیان، ج۳، ص۴۶؛ کنزالعرفان، ج۲، ص‌۱۸۰.</ref> همان‌طور که منظور از دختر، فقط دختری که به [[نکاح]] صحیح از انسان متولّد شود نیست؛ بلکه نکاح [[شبهه]]، و آمیزش نامشروع ([[زنا]]) را نیز دربرمی‌گیرد. فقط [[شافعی]] دختر متولّد شده از راه زنا را [[حرام]] نمی‌داند؛ زیرا [[معتقد]] است: [[نسب]] [[شرعی]] برای آن دختر [[ثابت]] نیست.<ref>کنزالعرفان، ج۲، ص۱۸۰‌ـ‌۱۸۱؛ روح‌المعانی، مج۳، ج‌۴، ص‌۳۹۰.</ref> این [[حکم]] نیز دخترِ دختر و دختر پسر و [[دختران]] آنها هر چه پایین بروند را شامل می‌شود.<ref> التبیان، ج‌۳، ص‌۱۵۷.</ref>[[حکم]] مربوط به [[خواهر]] نیز خواهر پدری، [[مادری]]، و ابوینی را دربرمی‌گیرد. عمّه و خاله نیز شامل عمّه و خاله [[پدر]] و [[مادر]] و عمّه و خاله جدّ و جدّه و هرچه بالا بروند، می‌شود.<ref> تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۳۵‌ـ‌۲۳۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۶.</ref> دختر [[برادر]] و خواهر نیز شامل دختر برادر و خواهر پدری، مادری یا ابوینی است. [[ازدواج]] با [[خویشاوندان]] نسبی در غیر موارد پیش گفته، جایز و [[مشروع]] است که [[قرآن]] چهار مورد آن را در آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک می‌دانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشته‌ایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> خطاب به [[پیامبر]] آورده است. این [[آیه]]، گرچه خطاب به [[رسول اللّه]] است؛ ولی [[ازدواج]] با دختر عمو، دختر عمّه، دختر دایی و دختر [[خاله]] از نظر [[فقهی]] برای همه جایز است.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


=== [[خویشاوندی]] رضاعی (شیرخواری)===
=== [[خویشاوندی]] رضاعی (شیرخواری) ===
[[تحریم]] ازدواج، به واسطه شیر خوردن در موارد متعدّدی حاصل می‌شود. قرآن فقط به دو مورد (مادر و خواهر رضاعی) پرداخته است: {{متن قرآن|ِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ}}<ref>«مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref>؛ ولی در [[حدیث]] معروفِ میان [[فریقین]]،<ref> الکشاف، ج۱، ص۴۹۴؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۶.</ref> پیامبر فرموده: تمام کسانی‌که با [[ارتباط]] نسبی [[حرام]] می‌شوند، با ارتباط شیری نیز حرام‌اند.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
[[تحریم]] ازدواج، به واسطه شیر خوردن در موارد متعدّدی حاصل می‌شود. قرآن فقط به دو مورد (مادر و خواهر رضاعی) پرداخته است: {{متن قرآن|ِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ}}<ref>«مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref>؛ ولی در [[حدیث]] معروفِ میان [[فریقین]]،<ref> الکشاف، ج۱، ص۴۹۴؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۶.</ref> پیامبر فرموده: تمام کسانی‌که با [[ارتباط]] نسبی [[حرام]] می‌شوند، با ارتباط شیری نیز حرام‌اند.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


=== خویشاوندی سببی (ازدواج)===
=== خویشاوندی سببی (ازدواج) ===
گاه یک ازدواج، سبب [[حرمت]] ازدواج‌های دیگر می‌شود. این موارد عبارت‌اند از:
گاه یک ازدواج، سبب [[حرمت]] ازدواج‌های دیگر می‌شود. این موارد عبارت‌اند از:
#‌مادر [[زن]]: حکم مادر [[زن]]، شامل مادرِ پدر زن و مادرِ مادر زن، هرچه بالا رود می‌شود.
#‌مادر [[زن]]: حکم مادر [[زن]]، شامل مادرِ پدر زن و مادرِ مادر زن، هرچه بالا رود می‌شود.
# دختر زن ([[ربیبه]]): قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|ِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ}}<ref>«مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> به مجرّد [[عقد]] ازدواج، دختر زن که از شوهر دیگر باشد، حرام نمی‌شود؛ بلکه مشروط بر این است که افزون بر عقد، آمیزش نیز صورت بگیرد: {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ}}<ref>«اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> میان [[فقیهان]] بحث است که آیا [[ازدواج]] با [[مادر]] [[زن]] نیز در ‌صورتی [[حرام]] است که با دختر او پس از [[عقد]]، آمیزش صورت گرفته باشد؟ به عبارت دیگر، آیا {{متن قرآن|الَّلاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ}} افزون بر آن‌که قید برای {{متن قرآن|وَرَبَائِبُكُمُ الَّلاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ}} است، قید {{متن قرآن|أُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ}} نیز به‌شمار می‌رود؟ قول مشهور آن است که مادرزن به مجرّد عقد و بدون آمیزش، حرام می‌شود؛<ref>الکشاف، ج۱، ص۴۹۵؛ الدرالمنثور، ج۲، ص۴۷۲؛ جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۳۵۰.</ref> زیرا در [[علم اصول فقه]] گفته شده: صفت یا استثنا، اگر پس از جملات متعدّد واقع شود، ظاهر آن است که فقط جمله پایانی را قید می‌زند، نه همه جمله‌ها را.<ref> زبدة‌البیان، ص۶۶۴؛ جواهرالکلام، ج۲۹، ص۳۵۲.</ref> [[روایات]] [[فریقین]] در این مسأله، [[متعارض]] هستند.<ref> التبیان، ج۳، ص‌۱۵۷؛ جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۴۲۵؛ وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۴۶۲‌ـ‌۴۶۵.</ref>[[حکم]] [[تحریم]] ازدواج با مادر زن و [[ربیبه]] در [[آیه]]، مادر و دختر کنیزی را که مملوک [[انسان]] است، دربرمی‌گیرد؛<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۵۹.</ref> ولی مادر و دختر زنی که انسان با او آمیزش [[نامشروع]] کند، تحریمش مورد [[اختلاف]] فقیهان است.<ref>الفقه علی المذاهب‌الاربعه و مذهب اهل البیت{{ع}}، ج‌۴، ص‌۹۴‌ـ‌۹۸؛ المختلف، ج‌۷، ص‌۵۳.</ref>
# دختر زن ([[ربیبه]]): قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|ِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ}}<ref>«مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> به مجرّد [[عقد]] ازدواج، دختر زن که از شوهر دیگر باشد، حرام نمی‌شود؛ بلکه مشروط بر این است که افزون بر عقد، آمیزش نیز صورت بگیرد: {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ}}<ref>«اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> میان [[فقیهان]] بحث است که آیا [[ازدواج]] با [[مادر]] [[زن]] نیز در ‌صورتی [[حرام]] است که با دختر او پس از [[عقد]]، آمیزش صورت گرفته باشد؟ به عبارت دیگر، آیا {{متن قرآن|الَّلاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ}} افزون بر آن‌که قید برای {{متن قرآن|وَرَبَائِبُكُمُ الَّلاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ}} است، قید {{متن قرآن|أُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ}} نیز به‌شمار می‌رود؟ قول مشهور آن است که مادرزن به مجرّد عقد و بدون آمیزش، حرام می‌شود؛<ref>الکشاف، ج۱، ص۴۹۵؛ الدرالمنثور، ج۲، ص۴۷۲؛ جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۳۵۰.</ref> زیرا در [[علم اصول فقه]] گفته شده: صفت یا استثنا، اگر پس از جملات متعدّد واقع شود، ظاهر آن است که فقط جمله پایانی را قید می‌زند، نه همه جمله‌ها را.<ref> زبدة‌البیان، ص۶۶۴؛ جواهرالکلام، ج۲۹، ص۳۵۲.</ref> [[روایات]] [[فریقین]] در این مسأله، [[متعارض]] هستند.<ref> التبیان، ج۳، ص‌۱۵۷؛ جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۴۲۵؛ وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۴۶۲‌ـ‌۴۶۵.</ref>[[حکم]] [[تحریم]] ازدواج با مادر زن و [[ربیبه]] در [[آیه]]، مادر و دختر کنیزی را که مملوک [[انسان]] است، دربرمی‌گیرد؛<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۵۹.</ref> ولی مادر و دختر زنی که انسان با او آمیزش [[نامشروع]] کند، تحریمش مورد [[اختلاف]] فقیهان است.<ref>الفقه علی المذاهب‌الاربعه و مذهب اهل البیت {{ع}}، ج‌۴، ص‌۹۴‌ـ‌۹۸؛ المختلف، ج‌۷، ص‌۵۳.</ref>
# عروس (همسر ‌پسر): {{متن قرآن|وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ}}<ref>«و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> این [[حکم]] شامل همسرِ پسر پسر و پسر دختر می‌شود.<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۵۸.</ref> قید {{متن قرآن|مِنْ أَصْلابِكُمْ}} برای خروج فرزند خوانده است؛ زیرا رسم [[نادرست]] [[جاهلیّت]] این بود که او را مشمول تمام [[احکام]] فرزند می‌دانستند و ازدواج با [[همسر]] فرزند خوانده را حرام می‌شمردند؛ ولی این حکم، از نظر [[اسلام]]، رد شده است. [[طبرسی]] از [[عطا]] [[نقل]] می‌کند که آیه، هنگامی نازل شد که [[پیامبر]] با [[زینب]]، همسر پسرخوانده خویش ([[زید بن ‌حارثه]]) پس از [[طلاق]] و گذشت عدّه، [[ازدواج]] کرد <ref>مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۸.</ref> تا این‌گونه ازدواج‌ها بر دیگران سخت نباشد. [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه می‌داشتی و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>
# عروس (همسر ‌پسر): {{متن قرآن|وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ}}<ref>«و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> این [[حکم]] شامل همسرِ پسر پسر و پسر دختر می‌شود.<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۵۸.</ref> قید {{متن قرآن|مِنْ أَصْلابِكُمْ}} برای خروج فرزند خوانده است؛ زیرا رسم [[نادرست]] [[جاهلیّت]] این بود که او را مشمول تمام [[احکام]] فرزند می‌دانستند و ازدواج با [[همسر]] فرزند خوانده را حرام می‌شمردند؛ ولی این حکم، از نظر [[اسلام]]، رد شده است. [[طبرسی]] از [[عطا]] [[نقل]] می‌کند که آیه، هنگامی نازل شد که [[پیامبر]] با [[زینب]]، همسر پسرخوانده خویش ([[زید بن ‌حارثه]]) پس از [[طلاق]] و گذشت عدّه، [[ازدواج]] کرد <ref>مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۸.</ref> تا این‌گونه ازدواج‌ها بر دیگران سخت نباشد. [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه می‌داشتی و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>
# خواهر [[زن]]: {{متن قرآن|وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ}}<ref>«جمع میان دو خواهر» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> [[ازدواج]] با دو [[خواهر]] در یک [[زمان]]، چه دائم و چه موقّت، هرچند آن رضاعی باشند، حرام است؛<ref> تحریر الوسیله، ج‌۲، ص‌۲۵۰.</ref> ولی [[ازدواج]] با آن دو در زمان‌های گوناگون و پس از جدایی از خواهر قبلی مانعی ندارد، مگر در‌ صورتی که به [[طلاق]] رجعی، از او جدا ‌شود که در این صورت باید دوران عدّه پایان‌ پذیرد.<ref>جامع المقاصد، ج ۱۲، ص‌۳۳۹.</ref>
# خواهر [[زن]]: {{متن قرآن|وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ}}<ref>«جمع میان دو خواهر» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> [[ازدواج]] با دو [[خواهر]] در یک [[زمان]]، چه دائم و چه موقّت، هرچند آن رضاعی باشند، حرام است؛<ref> تحریر الوسیله، ج‌۲، ص‌۲۵۰.</ref> ولی [[ازدواج]] با آن دو در زمان‌های گوناگون و پس از جدایی از خواهر قبلی مانعی ندارد، مگر در‌ صورتی که به [[طلاق]] رجعی، از او جدا ‌شود که در این صورت باید دوران عدّه پایان‌ پذیرد.<ref>جامع المقاصد، ج ۱۲، ص‌۳۳۹.</ref>
خط ۱۶۲: خط ۱۶۲:
[[اسلام]] برای جلوگیری از [[سوء]] استفاده مردان، تعدد طلاق را مانع ازدواج قرار داده است تا مرد بر زن سخت نگیرد و از [[حق]] طلاق که در دست او است، به [[آسانی]] استفاده نکند.<ref>عیون اخبارالرضا، ج‌۲، ص‌۱۶۱ و ۱۸۸.</ref> اسلام در دو طلاق، [[حقّ]] [[رجوع]] و بازگشت برای مرد قرار داده که پس از دو طلاق، مرد [[آزاد]] است به [[همسر]] خویش رجوع کند و با [[شایستگی]]، به [[زندگی]] مشترک سر و سامان بخشد یا با پرداخت [[حقوق]] وی و [[نیکی]] به او، برای همیشه از او جدا شود: {{متن قرآن|الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلَّا أَنْ يَخَافَا أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«طلاق (رجعی) دوبار است پس از آن یا باید به شایستگی (با زن) زندگی یا (او را) به نیکی رها کرد و شما را روا نیست که از آنچه به آنان داده‌اید چیزی بازگیرید- مگر آنکه هر دو بیم کنند که احکام خداوند را بجا نیاورند- و اگر بیم داشتید که آن دو حدود خداوند را بجا نیاورند، در آنچه زن برای آزادی خود می‌دهد (و شوهر می‌ستاند) گناهی بر آن دو نیست؛ اینها احکام خداوند است از آنها تجاوز نکنید و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.</ref>؛ و در‌ صورتی که بار سوم طلاق انجام پذیرد، حقّ رجوع در عدّه یا ازدواج پس از عدّه از مرد سلب می‌شود، مگر آن‌گاه که مردی دیگر (محلّل) با آن زن ازدواج و آمیزش کند، سپس او را طلاق گوید تا پس از عدّه شوهر دوم، اوّلی بتواند با او [[ازدواج]] کند: {{متن قرآن|فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آنگاه اگر زن را (سومین بار) طلاق داد دیگر بر او حلال نیست تا آنکه به مرد دیگری شوهر کند؛ سپس اگر (آن مرد دیگر) او را طلاق داد، چنانچه (زن و شوهر اول) گمان می‌کنند که احکام خداوند را می‌توانند بجا آورند بر آنان گناهی نیست که به یکدیگر باز گردند؛ و این احکام خداوند است که آن را برای گروهی که می‌دانند روشن می‌دارد» سوره بقره، آیه ۲۳۰.</ref>؛ البتّه پس از [[طلاق]] نهم، دیگر به هیچوجه [[حقّ]] [[رجوع]] یا ازدواج با آن [[زن]]، برای شوهر باقی نمی‌ماند.<ref>تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۵۴.</ref>[[ازدواج]] با شوهر جدید (محلّل) باید به‌صورت طبیعی انجام شود و به آمیزش که نتیجه طبیعی ازدواج است بینجامد خود زن [[تصمیم]] بگیرد با او ازدواج کند، نه آن‌که شوهر یا محلّل در این باره به‌طور مستقل تصمیم بگیرند؛ بدین جهت، [[قرآن]] با تعبیر {{متن قرآن|حَتَّى تَنْكِحَ}}، [[نکاح]] با محلّل را به زن نسبت داده؛ سپس اگر طلاقی به‌طور طبیعی حاصل شد، راه برای شوهر اوّل باز ‌می‌شود و زن اگر [[رضایت]] داد و خواستار [[زندگی]] دوباره بود، آنها می‌توانند برای بار چهارم باهم ازدواج، و زندگی مشترک را آغاز کنند؛ زیرا قرآن در این [[آیه]]، کلمه {{متن قرآن|يَتَرَاجَعَا}} از مصدر "تراجع" را به‌کار برده است؛ و از آن استفاده می‌شود که ازدواج باید با توافق دو طرف صورت پذیرد؛ ولی در بازگشت در دوره عدّه، از واژه "رجوع" استفاده شده است.<ref>مواهب‌الرحمن، ج‌۴، ص‌۳۱.</ref> از کلمه {{متن قرآن|فَإِنْ طَلَّقَهَا}} که با "إن شرطیه" آمده، شاید بتوان استفاده کرد که "شرط طلاق" در ازدواج محلّل [[باطل]] است؛ بلکه باید به‌طور طبیعی، [[زن]] را طلاق‌دهد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
[[اسلام]] برای جلوگیری از [[سوء]] استفاده مردان، تعدد طلاق را مانع ازدواج قرار داده است تا مرد بر زن سخت نگیرد و از [[حق]] طلاق که در دست او است، به [[آسانی]] استفاده نکند.<ref>عیون اخبارالرضا، ج‌۲، ص‌۱۶۱ و ۱۸۸.</ref> اسلام در دو طلاق، [[حقّ]] [[رجوع]] و بازگشت برای مرد قرار داده که پس از دو طلاق، مرد [[آزاد]] است به [[همسر]] خویش رجوع کند و با [[شایستگی]]، به [[زندگی]] مشترک سر و سامان بخشد یا با پرداخت [[حقوق]] وی و [[نیکی]] به او، برای همیشه از او جدا شود: {{متن قرآن|الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلَّا أَنْ يَخَافَا أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«طلاق (رجعی) دوبار است پس از آن یا باید به شایستگی (با زن) زندگی یا (او را) به نیکی رها کرد و شما را روا نیست که از آنچه به آنان داده‌اید چیزی بازگیرید- مگر آنکه هر دو بیم کنند که احکام خداوند را بجا نیاورند- و اگر بیم داشتید که آن دو حدود خداوند را بجا نیاورند، در آنچه زن برای آزادی خود می‌دهد (و شوهر می‌ستاند) گناهی بر آن دو نیست؛ اینها احکام خداوند است از آنها تجاوز نکنید و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.</ref>؛ و در‌ صورتی که بار سوم طلاق انجام پذیرد، حقّ رجوع در عدّه یا ازدواج پس از عدّه از مرد سلب می‌شود، مگر آن‌گاه که مردی دیگر (محلّل) با آن زن ازدواج و آمیزش کند، سپس او را طلاق گوید تا پس از عدّه شوهر دوم، اوّلی بتواند با او [[ازدواج]] کند: {{متن قرآن|فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آنگاه اگر زن را (سومین بار) طلاق داد دیگر بر او حلال نیست تا آنکه به مرد دیگری شوهر کند؛ سپس اگر (آن مرد دیگر) او را طلاق داد، چنانچه (زن و شوهر اول) گمان می‌کنند که احکام خداوند را می‌توانند بجا آورند بر آنان گناهی نیست که به یکدیگر باز گردند؛ و این احکام خداوند است که آن را برای گروهی که می‌دانند روشن می‌دارد» سوره بقره، آیه ۲۳۰.</ref>؛ البتّه پس از [[طلاق]] نهم، دیگر به هیچوجه [[حقّ]] [[رجوع]] یا ازدواج با آن [[زن]]، برای شوهر باقی نمی‌ماند.<ref>تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۵۴.</ref>[[ازدواج]] با شوهر جدید (محلّل) باید به‌صورت طبیعی انجام شود و به آمیزش که نتیجه طبیعی ازدواج است بینجامد خود زن [[تصمیم]] بگیرد با او ازدواج کند، نه آن‌که شوهر یا محلّل در این باره به‌طور مستقل تصمیم بگیرند؛ بدین جهت، [[قرآن]] با تعبیر {{متن قرآن|حَتَّى تَنْكِحَ}}، [[نکاح]] با محلّل را به زن نسبت داده؛ سپس اگر طلاقی به‌طور طبیعی حاصل شد، راه برای شوهر اوّل باز ‌می‌شود و زن اگر [[رضایت]] داد و خواستار [[زندگی]] دوباره بود، آنها می‌توانند برای بار چهارم باهم ازدواج، و زندگی مشترک را آغاز کنند؛ زیرا قرآن در این [[آیه]]، کلمه {{متن قرآن|يَتَرَاجَعَا}} از مصدر "تراجع" را به‌کار برده است؛ و از آن استفاده می‌شود که ازدواج باید با توافق دو طرف صورت پذیرد؛ ولی در بازگشت در دوره عدّه، از واژه "رجوع" استفاده شده است.<ref>مواهب‌الرحمن، ج‌۴، ص‌۳۱.</ref> از کلمه {{متن قرآن|فَإِنْ طَلَّقَهَا}} که با "إن شرطیه" آمده، شاید بتوان استفاده کرد که "شرط طلاق" در ازدواج محلّل [[باطل]] است؛ بلکه باید به‌طور طبیعی، [[زن]] را طلاق‌دهد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


=== [[همسر]] داشتن یا در عده بودن (احصان و اعتداد)===
=== [[همسر]] داشتن یا در عده بودن (احصان و اعتداد) ===
ازدواج با زن شوهردار یا زنی که در عدّه دیگری است، موجب [[حرمت]] همیشگی او بر آن مرد می‌شود؛ چنان‌که [[زنا]] با زن شوهردار، [[حرمت]] [[ابدی]] را در پی دارد.<ref>مواهب‌ الرحمن، ج‌۴، ص‌۲۵۱.</ref> [[حکمت]] این [[محدودیّت]]، [[سلامت]] [[نسل]] [[انسان‌ها]] است.<ref>مواهب‌الرحمن، ج۸، ص۲۱؛ عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص‌۱۷۹.</ref> قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref>. استثنایی که در ادامه [[آیه]] وارد شده، به عمومِ حکمِ ممنوعیّت [[ازدواج]] با [[زن]] شوهردار لطمه‌ای نمی‌زند؛ زیرا برخی {{متن قرآن|إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ}} را درباره [[زنان]] غیر [[مسلمان]] شوهردار می‌دانند که در [[جنگ]] به [[اسارت]] درمی‌آیند و به مجرّد اسارت [[نکاح]] آنان، با شوهران پیشین فسخ می‌شود؛ چه به [[تنهایی]] [[اسیر]] شوند یا شوهر هم [[اسیر]] شود؛<ref>روح‌المعانی، مج‌۴، ج‌۵، ص‌۴.</ref> بدین سبب می‌توان با آنان ازدواج کرد و برخی دیگر، {{متن قرآن|إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ}} را هرگونه [[کنیز]] دانسته‌اند که به [[ملک]] [[انسان]] وارد شود؛ چه از قبیل اسیر باشد که به‌صورت [[غنیمت]] [[جنگی]] گرفته شود یا به‌گونه‌ای دیگر به ملکیت انسان درآید. در این صورت نیز نکاح آنان با شوهران پیشین فسخ می‌شود <ref>مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۵۱.</ref> و پس از عدّه می‌توان با او ازدواج کرد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
ازدواج با زن شوهردار یا زنی که در عدّه دیگری است، موجب [[حرمت]] همیشگی او بر آن مرد می‌شود؛ چنان‌که [[زنا]] با زن شوهردار، [[حرمت]] [[ابدی]] را در پی دارد.<ref>مواهب‌ الرحمن، ج‌۴، ص‌۲۵۱.</ref> [[حکمت]] این [[محدودیّت]]، [[سلامت]] [[نسل]] [[انسان‌ها]] است.<ref>مواهب‌الرحمن، ج۸، ص۲۱؛ عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص‌۱۷۹.</ref> قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref>. استثنایی که در ادامه [[آیه]] وارد شده، به عمومِ حکمِ ممنوعیّت [[ازدواج]] با [[زن]] شوهردار لطمه‌ای نمی‌زند؛ زیرا برخی {{متن قرآن|إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ}} را درباره [[زنان]] غیر [[مسلمان]] شوهردار می‌دانند که در [[جنگ]] به [[اسارت]] درمی‌آیند و به مجرّد اسارت [[نکاح]] آنان، با شوهران پیشین فسخ می‌شود؛ چه به [[تنهایی]] [[اسیر]] شوند یا شوهر هم [[اسیر]] شود؛<ref>روح‌المعانی، مج‌۴، ج‌۵، ص‌۴.</ref> بدین سبب می‌توان با آنان ازدواج کرد و برخی دیگر، {{متن قرآن|إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ}} را هرگونه [[کنیز]] دانسته‌اند که به [[ملک]] [[انسان]] وارد شود؛ چه از قبیل اسیر باشد که به‌صورت [[غنیمت]] [[جنگی]] گرفته شود یا به‌گونه‌ای دیگر به ملکیت انسان درآید. در این صورت نیز نکاح آنان با شوهران پیشین فسخ می‌شود <ref>مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۵۱.</ref> و پس از عدّه می‌توان با او ازدواج کرد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


=== [[همسر]] پنجم ===
=== [[همسر]] پنجم ===
[[اجماع]] و [[ضرورت]] دلالت دارد که بر مرد بیش از چهار همسر به [[عقد]] دائم [[حرام]] است [[دلیل]] آن آیه {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}<ref>«و اگر می‌هراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که می‌پسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیک‌تر است» سوره نساء، آیه ۳.</ref> است که ازدواج با ۲ یا سه یا ۴ زن را تجویز می‌کند و بالاتر از عدد ‌۴ را ذکر نمی‌کند. مقتضای این آیه، [[حرمت]] مازاد بر ۴ زن است؛<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۳.</ref> بدین سبب پس از [[نزول آیه]]، [[رسول‌خدا]]{{صل}} به [[غیلان‌ بن سلمه ثقفی]] که ۱۰ همسر داشت، [[فرمان]] داد چهارتای آنان را نگه دارد و بقیّه را رها سازد.<ref>السنن الکبری، ج‌۱۰، ص‌۳۷۸.</ref> در این آیه، توضیح دو نکته لازم است:  
[[اجماع]] و [[ضرورت]] دلالت دارد که بر مرد بیش از چهار همسر به [[عقد]] دائم [[حرام]] است [[دلیل]] آن آیه {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}<ref>«و اگر می‌هراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که می‌پسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیک‌تر است» سوره نساء، آیه ۳.</ref> است که ازدواج با ۲ یا سه یا ۴ زن را تجویز می‌کند و بالاتر از عدد ‌۴ را ذکر نمی‌کند. مقتضای این آیه، [[حرمت]] مازاد بر ۴ زن است؛<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۳.</ref> بدین سبب پس از [[نزول آیه]]، [[رسول‌خدا]] {{صل}} به [[غیلان‌ بن سلمه ثقفی]] که ۱۰ همسر داشت، [[فرمان]] داد چهارتای آنان را نگه دارد و بقیّه را رها سازد.<ref>السنن الکبری، ج‌۱۰، ص‌۳۷۸.</ref> در این آیه، توضیح دو نکته لازم است:  
# تعبیر مَثْنی (دودو) و ثلاث (سه سه) و رباع (چهار چهار) به این جهت است که روی سخن با همه [[مسلمانان]] است، نه آنکه هنگام ازدواج لازم باشد انسان دو زن یا سه یا ۴ تا را با‌هم عقد کند.<ref> المیزان، ج‌۴، ص‌۱۶۸.</ref>
# تعبیر مَثْنی (دودو) و ثلاث (سه سه) و رباع (چهار چهار) به این جهت است که روی سخن با همه [[مسلمانان]] است، نه آنکه هنگام ازدواج لازم باشد انسان دو زن یا سه یا ۴ تا را با‌هم عقد کند.<ref> المیزان، ج‌۴، ص‌۱۶۸.</ref>
#"واو" در آیه، به‌معنای "اَوْ" است، نه اینکه می‌توانید دو همسر به اضافه سه‌ همسر به اضافه چهار همسر بگیرید؛ زیرا اگر مقصود این بود آن را با [[صراحت]] با لفظ مختصر و عدد نُه، ذکر می‌کرد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
#"واو" در آیه، به‌معنای "اَوْ" است، نه اینکه می‌توانید دو همسر به اضافه سه‌ همسر به اضافه چهار همسر بگیرید؛ زیرا اگر مقصود این بود آن را با [[صراحت]] با لفظ مختصر و عدد نُه، ذکر می‌کرد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
خط ۱۷۸: خط ۱۷۸:
ازدواج[[زن]] [[مسلمان]] با اهل‌کتاب * جایز نیست؛<ref>تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۵۴.</ref> امّا درباره [[ازدواج]] [[مرد]] [[مسلمان]] با [[زنان]] [[اهل‌کتاب]] چند نظر وجود دارد.
ازدواج[[زن]] [[مسلمان]] با اهل‌کتاب * جایز نیست؛<ref>تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۲۵۴.</ref> امّا درباره [[ازدواج]] [[مرد]] [[مسلمان]] با [[زنان]] [[اهل‌کتاب]] چند نظر وجود دارد.
# نظریّه غالب میان [[فقیهان]] [[شیعه]]، [[حرمت]] ازدواج دائم با زنان اهل‌کتاب و جواز [[ازدواج موقّت]] با آنان است؛<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۳۱.</ref> البتّه عدّه فراوانی از امامیّه [[معتقد]] به جواز [[نکاح]] دائم با کتابیه شده‌اند و این نظر، میان متأخّران، طرفدارانی یافته است.<ref>منهاج، خوئی، ج‌۲، ص‌۲۷۰.</ref> فقیهان [[اهل‌سنّت]] به اتّفاق، نکاح با زنان [[حرّ]] از اهل‌کتاب ([[حربی]] یا [[معاهد]]) را جایز دانسته‌اند.<ref> الام، ج‌۴، ص‌۲۶۴؛ المغنی، ج‌۷، ص‌۵۰۱.</ref> فقط برخی به [[کراهت]] قائل شده‌اند؛ به‌ویژه اگر حربی باشد.<ref> المبسوط، ج‌۵، ص‌۵۰.</ref> برای [[حرمت]] نکاح با زنان اهل‌کتاب، چند [[استدلال]] [[قرآنی]] شده است:
# نظریّه غالب میان [[فقیهان]] [[شیعه]]، [[حرمت]] ازدواج دائم با زنان اهل‌کتاب و جواز [[ازدواج موقّت]] با آنان است؛<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۳۱.</ref> البتّه عدّه فراوانی از امامیّه [[معتقد]] به جواز [[نکاح]] دائم با کتابیه شده‌اند و این نظر، میان متأخّران، طرفدارانی یافته است.<ref>منهاج، خوئی، ج‌۲، ص‌۲۷۰.</ref> فقیهان [[اهل‌سنّت]] به اتّفاق، نکاح با زنان [[حرّ]] از اهل‌کتاب ([[حربی]] یا [[معاهد]]) را جایز دانسته‌اند.<ref> الام، ج‌۴، ص‌۲۶۴؛ المغنی، ج‌۷، ص‌۵۰۱.</ref> فقط برخی به [[کراهت]] قائل شده‌اند؛ به‌ویژه اگر حربی باشد.<ref> المبسوط، ج‌۵، ص‌۵۰.</ref> برای [[حرمت]] نکاح با زنان اهل‌کتاب، چند [[استدلال]] [[قرآنی]] شده است:
# [[آیات]] حرمت ازدواج با [[مشرک]] {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا می‌خوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌دارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار را نیز جز مرد زناکار یا مشرک به همسری نگزیند و این بر مؤمنان حرام شده است» سوره نور، آیه ۳.</ref>، زیرا [[قرآن]] درباره اهل ‌کتاب که عُزیر و [[مسیح]] را [[پسر خدا]] می‌دانند {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است؛ این گفتار، سر زبان آنهاست که با گفته کافران پیشین همانندی می‌کند؛ خداوندشان بکشاد! چگونه (از حقّ) باز گردانیده می‌شوند؟» سوره توبه، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند و نیز مسیح پسر مریم را در حالی که جز این فرمان نیافته‌اند که خدایی یگانه را بپرستند که خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که می‌ورزند» سوره توبه، آیه ۳۱.</ref>، تعبیر [[شرک]] را به‌کار برده است: {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}؛ پس [[احکام]] [[مشرکان]] شامل آنان نیز‌می‌شود. در پاسخ این استدلال گفته‌اند که: در اصطلاح قرآن اهل‌کتاب، کافرند؛ ولی مشرک شمرده نمی‌شوند؛<ref>جواهرالکلام، ج۳۰، ص۳۵؛ المغنی، ج۷، ص‌۵۰۱.</ref> هرچند کلمه {{متن قرآن|يُشْرِكُونَ}} درباره آنان آمده است. [[دلیل]] این مطلب آن است که در آیات {{متن قرآن|مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«کافران از اهل کتاب و مشرکان، خوش ندارند که از پروردگارتان، خیری بر شما فرو فرستاده شود، ولی خداوند هر کس را بخواهد به بخشایش خود، ویژگی می‌دهد و خداوند، دارای بخشش سترگ است» سوره بقره، آیه ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُولَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ}}<ref>«کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ‌اند، جاودانه در آنند، آنانند که بدترین آفریدگانند» سوره بینه، آیه ۶.</ref>،{{متن قرآن|ِ لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ}}<ref>«کافران از اهل کتاب و مشرکان، (از کیش خود) دست نمی‌کشیدند تا آنکه آن برهان به آنان رسد» سوره بینه، آیه ۱.</ref>، اهل‌کتاب بر مشرکان عطف گرفته شده که دلیل بر مغایرت مفهومی بین آن دو است.<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۳۵.</ref> ثانیاً برخی [[روایات]] دلالت دارند که این [[آیه]]، به‌وسیله آیه {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> [[نسخ]] شده است. در [[حدیثی]] از [[حضرت علی]]{{ع}} آمده‌است: آیاتی در قرآن وجود دارد که نیمی از آن نسخ شده و نیمی به حال خود باقی است. [[امام]] برای این مطلب، به آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا می‌خوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌دارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref> مثال زده که قسمت اوّل آن به ممنوعیت نکاح با زنان اهل‌کتاب مربوط است که با آیه‌ {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> نسخ‌ شده؛ ولی قسمت دوم آن {{متن قرآن|وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ}}که به ازدواج زنان مسلمان با اهل‌کتاب [[ارتباط]] دارد، [[نسخ]] نشده و بر ممنوعیّت، باقی مانده است<ref>وسائل ‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۵۳۸.</ref>
# [[آیات]] حرمت ازدواج با [[مشرک]] {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا می‌خوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌دارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار را نیز جز مرد زناکار یا مشرک به همسری نگزیند و این بر مؤمنان حرام شده است» سوره نور، آیه ۳.</ref>، زیرا [[قرآن]] درباره اهل ‌کتاب که عُزیر و [[مسیح]] را [[پسر خدا]] می‌دانند {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است؛ این گفتار، سر زبان آنهاست که با گفته کافران پیشین همانندی می‌کند؛ خداوندشان بکشاد! چگونه (از حقّ) باز گردانیده می‌شوند؟» سوره توبه، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند و نیز مسیح پسر مریم را در حالی که جز این فرمان نیافته‌اند که خدایی یگانه را بپرستند که خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که می‌ورزند» سوره توبه، آیه ۳۱.</ref>، تعبیر [[شرک]] را به‌کار برده است: {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}؛ پس [[احکام]] [[مشرکان]] شامل آنان نیز‌می‌شود. در پاسخ این استدلال گفته‌اند که: در اصطلاح قرآن اهل‌کتاب، کافرند؛ ولی مشرک شمرده نمی‌شوند؛<ref>جواهرالکلام، ج۳۰، ص۳۵؛ المغنی، ج۷، ص‌۵۰۱.</ref> هرچند کلمه {{متن قرآن|يُشْرِكُونَ}} درباره آنان آمده است. [[دلیل]] این مطلب آن است که در آیات {{متن قرآن|مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«کافران از اهل کتاب و مشرکان، خوش ندارند که از پروردگارتان، خیری بر شما فرو فرستاده شود، ولی خداوند هر کس را بخواهد به بخشایش خود، ویژگی می‌دهد و خداوند، دارای بخشش سترگ است» سوره بقره، آیه ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُولَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ}}<ref>«کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ‌اند، جاودانه در آنند، آنانند که بدترین آفریدگانند» سوره بینه، آیه ۶.</ref>،{{متن قرآن|ِ لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ}}<ref>«کافران از اهل کتاب و مشرکان، (از کیش خود) دست نمی‌کشیدند تا آنکه آن برهان به آنان رسد» سوره بینه، آیه ۱.</ref>، اهل‌کتاب بر مشرکان عطف گرفته شده که دلیل بر مغایرت مفهومی بین آن دو است.<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۰، ص‌۳۵.</ref> ثانیاً برخی [[روایات]] دلالت دارند که این [[آیه]]، به‌وسیله آیه {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> [[نسخ]] شده است. در [[حدیثی]] از [[حضرت علی]] {{ع}} آمده‌است: آیاتی در قرآن وجود دارد که نیمی از آن نسخ شده و نیمی به حال خود باقی است. [[امام]] برای این مطلب، به آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا می‌خوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌دارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref> مثال زده که قسمت اوّل آن به ممنوعیت نکاح با زنان اهل‌کتاب مربوط است که با آیه‌ {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> نسخ‌ شده؛ ولی قسمت دوم آن {{متن قرآن|وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ}}که به ازدواج زنان مسلمان با اهل‌کتاب [[ارتباط]] دارد، [[نسخ]] نشده و بر ممنوعیّت، باقی مانده است<ref>وسائل ‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۵۳۸.</ref>
# برخی گفته‌اند: بر فرض که واژه [[مشرک]]، شامل [[اهل‌کتاب]] نشود، حکمتی که برای [[حرمت]] [[ازدواج]] با [[مشرکان]] بیان شده است: {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا می‌خوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌دارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref>، شامل اهل‌کتاب می‌شود؛ زیرا [[زن]] و شوهر از نظر [[اخلاقی]] و [[دینی]]، بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و در این جهت، تفاوتی میان [[شرک]] و [[آیین]] اهل‌کتاب نیست؛ بنابراین، [[ازدواج]] با [[اهل کتاب]] نیز باید [[ممنوع]] باشد؛ ولی گویا [[حکمت]] در این [[آیه]]، تعمیم‌دهنده [[حکم]] نیست و گرنه [[فسق]] یا [[اختلاف]] در [[مذهب]] نیز باید مانع ازدواج قلمداد شود؛ زیرا این حکمت در آنجا هم وجود دارد؛ در‌حالی‌که هیچ‌کس ملتزم به این مطلب نشده است.
# برخی گفته‌اند: بر فرض که واژه [[مشرک]]، شامل [[اهل‌کتاب]] نشود، حکمتی که برای [[حرمت]] [[ازدواج]] با [[مشرکان]] بیان شده است: {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا می‌خوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌دارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref>، شامل اهل‌کتاب می‌شود؛ زیرا [[زن]] و شوهر از نظر [[اخلاقی]] و [[دینی]]، بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و در این جهت، تفاوتی میان [[شرک]] و [[آیین]] اهل‌کتاب نیست؛ بنابراین، [[ازدواج]] با [[اهل کتاب]] نیز باید [[ممنوع]] باشد؛ ولی گویا [[حکمت]] در این [[آیه]]، تعمیم‌دهنده [[حکم]] نیست و گرنه [[فسق]] یا [[اختلاف]] در [[مذهب]] نیز باید مانع ازدواج قلمداد شود؛ زیرا این حکمت در آنجا هم وجود دارد؛ در‌حالی‌که هیچ‌کس ملتزم به این مطلب نشده است.
# در آیه ‌{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرت‌کنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کرده‌اند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز می‌توانند کابینی که (به زنانشان) داده‌اند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری می‌کند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref> می‌فرماید: به پیوندهای ازدواج که پیش‌تر با [[زنان]] [[کافر]] بسته‌اید، پای‌بند مباشید؛ یعنی پس از [[مسلمان]] شدن، [[همسر]] کافر خود را (مشرک باشد یا کتابی) رها کنید<ref> المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۴۱؛ الکشاف، ج‌۴، ص‌۵۱۸.</ref> برخی به‌دلیل عمومِ لفظِ {{متن قرآن|الْكَوَافِرِ}} که شامل زنان اهل کتاب هم می‌شود، دلالت آیه را بر مطلب تمام دانسته‌اند<ref>جواهر الکلام، ج‌۳۰، ص‌۲۹.</ref> این نظر را می‌توان پاسخ داد، زیرا بحث و [[شأن نزول]] آیه درباره [[روابط]] مشرکان [[مکّه]] با [[مسلمانان]] است و شاید شامل اهل‌کتاب‌نباشد.
# در آیه ‌{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرت‌کنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کرده‌اند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز می‌توانند کابینی که (به زنانشان) داده‌اند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری می‌کند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref> می‌فرماید: به پیوندهای ازدواج که پیش‌تر با [[زنان]] [[کافر]] بسته‌اید، پای‌بند مباشید؛ یعنی پس از [[مسلمان]] شدن، [[همسر]] کافر خود را (مشرک باشد یا کتابی) رها کنید<ref> المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۴۱؛ الکشاف، ج‌۴، ص‌۵۱۸.</ref> برخی به‌دلیل عمومِ لفظِ {{متن قرآن|الْكَوَافِرِ}} که شامل زنان اهل کتاب هم می‌شود، دلالت آیه را بر مطلب تمام دانسته‌اند<ref>جواهر الکلام، ج‌۳۰، ص‌۲۹.</ref> این نظر را می‌توان پاسخ داد، زیرا بحث و [[شأن نزول]] آیه درباره [[روابط]] مشرکان [[مکّه]] با [[مسلمانان]] است و شاید شامل اهل‌کتاب‌نباشد.
خط ۲۵۰: خط ۲۵۰:
شوهر حق دارد هر [[زمان]] که بخواهد، از همسر خویش بهره ببرد، مگر زن، مانع [[شرعی]] (حیض، [[احرام]]، [[اعتکاف]]، [[روزه]] و‌...) یا [[وظیفه]] مهم‌تری داشته باشد و بر زن لازم است که منافیات این حقِّ شوهر را برطرف سازد.<ref>منهاج، سیستانی، ج‌۳، ص‌۱۰۳.</ref> قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«همسرانتان کشتگاه شمایند، هر جا (و هر گاه) که خواهید به کشتگاه خود درآیید؛ و برای خویش (توشه نیک) پیش فرستید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که (روزی) به لقای وی خواهید رسید و (آن روز را) به مؤمنان بشارت ده!» سوره بقره، آیه ۲۲۳.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
شوهر حق دارد هر [[زمان]] که بخواهد، از همسر خویش بهره ببرد، مگر زن، مانع [[شرعی]] (حیض، [[احرام]]، [[اعتکاف]]، [[روزه]] و‌...) یا [[وظیفه]] مهم‌تری داشته باشد و بر زن لازم است که منافیات این حقِّ شوهر را برطرف سازد.<ref>منهاج، سیستانی، ج‌۳، ص‌۱۰۳.</ref> قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«همسرانتان کشتگاه شمایند، هر جا (و هر گاه) که خواهید به کشتگاه خود درآیید؛ و برای خویش (توشه نیک) پیش فرستید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که (روزی) به لقای وی خواهید رسید و (آن روز را) به مؤمنان بشارت ده!» سوره بقره، آیه ۲۲۳.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
==== [[حق اطاعت]] ====
==== [[حق اطاعت]] ====
یکی از حقوق شوهر، [[اطاعت]] از او است؛<ref>منهاج، سیستانی، ج‌۳، ص‌۱۰۶.</ref> امّا اوّلاً در امور [[حرام]]، اطاعت از او جایز نیست؛ چنان‌که در روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} آمده: "لا [[طاعة]] لمخلوق فی [[معصیة]] [[الخالق]]" <ref>امالی، ج‌۱، ص‌۱۵۹؛ مکارم‌الاخلاق، ص‌۴۲۰.</ref> و ثانیاً این [[اطاعت]] فقط در حدِّ [[تکالیف]] مربوط به [[شوهرداری]] [[واجب]] است؛ از قبیل [[مسائل زناشویی]]، رفت و آمد [[زن]]، رفت و آمد دیگران به [[خانه]]، و در هرکاری حقِّ [[طاعت]] برای شوهر وجود ندارد. [[قرآن]] می‌فرماید: پس از آنکه آنان، از شما [[اطاعت]] می‌کنند، دنبال [[آزار]] و تعدّی به آنها نباشید: {{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا}}<ref>«مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از دارایی‌های خویش می‌بخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) می‌دارند و آن زنا» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
یکی از حقوق شوهر، [[اطاعت]] از او است؛<ref>منهاج، سیستانی، ج‌۳، ص‌۱۰۶.</ref> امّا اوّلاً در امور [[حرام]]، اطاعت از او جایز نیست؛ چنان‌که در روایتی از [[پیامبر]] {{صل}} آمده: "لا [[طاعة]] لمخلوق فی [[معصیة]] [[الخالق]]" <ref>امالی، ج‌۱، ص‌۱۵۹؛ مکارم‌الاخلاق، ص‌۴۲۰.</ref> و ثانیاً این [[اطاعت]] فقط در حدِّ [[تکالیف]] مربوط به [[شوهرداری]] [[واجب]] است؛ از قبیل [[مسائل زناشویی]]، رفت و آمد [[زن]]، رفت و آمد دیگران به [[خانه]]، و در هرکاری حقِّ [[طاعت]] برای شوهر وجود ندارد. [[قرآن]] می‌فرماید: پس از آنکه آنان، از شما [[اطاعت]] می‌کنند، دنبال [[آزار]] و تعدّی به آنها نباشید: {{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا}}<ref>«مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از دارایی‌های خویش می‌بخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) می‌دارند و آن زنا» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


==== اظهار [[زینت]] ====
==== اظهار [[زینت]] ====
خط ۲۷۴: خط ۲۷۴:


== [[خصایص پیامبر اسلام]] در ازدواج ==
== [[خصایص پیامبر اسلام]] در ازدواج ==
[[رسول]] اسلام{{صل}} ویژگی‌هایی داشته که کسی در آنها، با [[حضرت]] [[شریک]] نبوده است. برخی [[فقیهان]]، از‌جمله، محقّق حلّی، در کتاب نکاحِ [[شرایع]]،<ref>شرایع‌الاسلام، ج‌۲، ص‌۲۷۱.</ref> مواردی از آنها را بیان داشته‌اند که متأخّران، این قسمت از بحث را به‌دلیل نبودن ثمره عملی، حذف کرده‌اند. برخی از این ویژگی‌ها، به [[ازدواج]] مربوط است که عبارت‌اند از<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>:
[[رسول]] اسلام {{صل}} ویژگی‌هایی داشته که کسی در آنها، با [[حضرت]] [[شریک]] نبوده است. برخی [[فقیهان]]، از‌جمله، محقّق حلّی، در کتاب نکاحِ [[شرایع]]،<ref>شرایع‌الاسلام، ج‌۲، ص‌۲۷۱.</ref> مواردی از آنها را بیان داشته‌اند که متأخّران، این قسمت از بحث را به‌دلیل نبودن ثمره عملی، حذف کرده‌اند. برخی از این ویژگی‌ها، به [[ازدواج]] مربوط است که عبارت‌اند از<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>:
=== جواز [[نکاح]] دایم با بیش از ۴ [[همسر]] ===
=== جواز [[نکاح]] دایم با بیش از ۴ [[همسر]] ===
این مسأله، از ضروریّاتی است که مورد اتّفاق [[فریقین]] است.<ref>جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۱۱۹.</ref> در کتاب جواهر، [[استدلال]] [[ابوعبیده]] به آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> بدون هیچ توضیحی بیان شده است.<ref> جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۱۲۰.</ref> کیفیّت و استدلال را شاید بتوان چنین بیان کرد که در این [[آیه]]، چهار گروه از [[زنان]] بر [[پیامبر]] [[حلال]] شده‌اند: همسرانی که مهری مشخّص برای‌شان پرداخته است، همسرانی که [[ملک]] [[یمین]] وی بوده‌اند و آنان را [[آزاد]] کرده سپس به ازدواجشان درآورده، همسرانی که از بستگان خود برمی‌گزیند و زنی که داوطلبانه خود را به پیامبر می‌بخشد.<ref>احکام القرآن، ج‌۳، ص‌۵۳۶.</ref> مجموع این موارد می‌تواند تعداد بسیاری از زنان را دربرگیرد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
این مسأله، از ضروریّاتی است که مورد اتّفاق [[فریقین]] است.<ref>جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۱۱۹.</ref> در کتاب جواهر، [[استدلال]] [[ابوعبیده]] به آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> بدون هیچ توضیحی بیان شده است.<ref> جواهرالکلام، ج‌۲۹، ص‌۱۲۰.</ref> کیفیّت و استدلال را شاید بتوان چنین بیان کرد که در این [[آیه]]، چهار گروه از [[زنان]] بر [[پیامبر]] [[حلال]] شده‌اند: همسرانی که مهری مشخّص برای‌شان پرداخته است، همسرانی که [[ملک]] [[یمین]] وی بوده‌اند و آنان را [[آزاد]] کرده سپس به ازدواجشان درآورده، همسرانی که از بستگان خود برمی‌گزیند و زنی که داوطلبانه خود را به پیامبر می‌بخشد.<ref>احکام القرآن، ج‌۳، ص‌۵۳۶.</ref> مجموع این موارد می‌تواند تعداد بسیاری از زنان را دربرگیرد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
=== جواز نکاح با لفظ "هبه ===
=== جواز نکاح با لفظ "هبه ===
آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> و [[روایات]]، بر این مطلب [[گواه]] است <ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۲۶۶؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۳۴.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> و [[روایات]]، بر این مطلب [[گواه]] است <ref>وسائل‌الشیعه، ج‌۲۰، ص‌۲۶۶؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۳۴.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
=== تخییر [[همسران پیامبر]]{{صل}} در جدایی یا ادامه [[زندگی]] با او ===
=== تخییر [[همسران پیامبر]] {{صل}} در جدایی یا ادامه [[زندگی]] با او ===
[[خدا]] به پیامبر می‌فرماید: به همسرانت بگو: اگر خواهان [[دنیا]] هستید، بیایید تا مهرتان را بدهم و به‌گونه‌ای [[نیکو]] شما را رها کنم و اگر خواستار پیامبر و سرای [[آخرت]] هستید، [[خداوند]] برای نیکوکارانتان [[پاداش]] بزرگی مهیّا کرده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایه‌های آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوه‌ای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«و اگر خدا و پیامبرش و سرای واپسین را می‌خواهید، بی‌گمان خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۲۹.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
[[خدا]] به پیامبر می‌فرماید: به همسرانت بگو: اگر خواهان [[دنیا]] هستید، بیایید تا مهرتان را بدهم و به‌گونه‌ای [[نیکو]] شما را رها کنم و اگر خواستار پیامبر و سرای [[آخرت]] هستید، [[خداوند]] برای نیکوکارانتان [[پاداش]] بزرگی مهیّا کرده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایه‌های آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوه‌ای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«و اگر خدا و پیامبرش و سرای واپسین را می‌خواهید، بی‌گمان خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۲۹.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
=== ممنوعیت ازدواج با [[کنیزان]] ===
=== ممنوعیت ازدواج با [[کنیزان]] ===
خط ۲۸۶: خط ۲۸۶:
{{متن قرآن|يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا}}<ref>«ای زنان پیامبر! هر یک از شما دست به زشتکاری آشکاری زند عذاب او دو چندان می‌گردد و این (کار) بر خداوند آسان است» سوره احزاب، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا}}<ref>«و هر یک از شما که در برابر خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کند و کاری شایسته انجام دهد پاداش او را دوبار می‌دهیم و برای او روزی ارجمندی آماده می‌داریم» سوره احزاب، آیه ۳۱.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
{{متن قرآن|يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا}}<ref>«ای زنان پیامبر! هر یک از شما دست به زشتکاری آشکاری زند عذاب او دو چندان می‌گردد و این (کار) بر خداوند آسان است» سوره احزاب، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا}}<ref>«و هر یک از شما که در برابر خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کند و کاری شایسته انجام دهد پاداش او را دوبار می‌دهیم و برای او روزی ارجمندی آماده می‌داریم» سوره احزاب، آیه ۳۱.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
=== [[سقوط]] رعایت "[[حق]] قسم ===
=== [[سقوط]] رعایت "[[حق]] قسم ===
یکی از [[حقوق زن]] در‌صورت [[تعدّد زوجات]]، آن است که شوهر، [[زمان]] را میان آنان عادلانه تقسیم کند <ref>تحریر الوسیله، ج‌۲، ص‌۲۷۰؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۳۹.</ref> که در اصطلاح به آن، حقِّ قَسْم می‌گویند که [[لزوم]] رعایت آن، از رسول‌اکرم{{صل}} ساقط شد.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۳۸.</ref> [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا}}<ref>«(اختیار با توست که موعد) هر یک از آنان را که خواستی واپس افکنی و هر کدام را خواستی نزد خود جای دهی و اگر هر یک از آنان را که وا نهاده بودی بخواهی، بر تو گناهی نیست؛ این، بدان نزدیک‌تر است که چشم آنان روشن گردد و اندوهگین نگردند و همگی به آنچه تو به آنا» سوره احزاب، آیه ۵۱.</ref>؛ هرچند وی، حتّی‌الامکان، [[مساوات]] را رعایت‌ می‌کرد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
یکی از [[حقوق زن]] در‌صورت [[تعدّد زوجات]]، آن است که شوهر، [[زمان]] را میان آنان عادلانه تقسیم کند <ref>تحریر الوسیله، ج‌۲، ص‌۲۷۰؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۳۹.</ref> که در اصطلاح به آن، حقِّ قَسْم می‌گویند که [[لزوم]] رعایت آن، از رسول‌اکرم {{صل}} ساقط شد.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۳۸.</ref> [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا}}<ref>«(اختیار با توست که موعد) هر یک از آنان را که خواستی واپس افکنی و هر کدام را خواستی نزد خود جای دهی و اگر هر یک از آنان را که وا نهاده بودی بخواهی، بر تو گناهی نیست؛ این، بدان نزدیک‌تر است که چشم آنان روشن گردد و اندوهگین نگردند و همگی به آنچه تو به آنا» سوره احزاب، آیه ۵۱.</ref>؛ هرچند وی، حتّی‌الامکان، [[مساوات]] را رعایت‌ می‌کرد.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


=== ممنوعیت [[ازدواج]] با [[همسران]] [[پیغمبر]] ===
=== ممنوعیت [[ازدواج]] با [[همسران]] [[پیغمبر]] ===
[[زنان پیامبر]] بر دیگران [[حرام]] دائم‌اند؛ یعنی پس از [[وفات]] [[حضرت]] نمی‌توانند با دیگر [[مسلمانان]] [[ازدواج]] کنند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
[[زنان پیامبر]] بر دیگران [[حرام]] دائم‌اند؛ یعنی پس از [[وفات]] [[حضرت]] نمی‌توانند با دیگر [[مسلمانان]] [[ازدواج]] کنند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref><ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[ازدواج (مقاله)|مقاله «ازدواج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب) |دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


== ازدواج در [[آخرت]] ([[بهشت]])==
== ازدواج در [[آخرت]] ([[بهشت]]) ==
در قرآن از همسران اهل ‌بهشت، یاد‌شده است. احتمال دارد آنان، [[زنان]] [[صالح]] و با [[ایمان]] در [[دنیا]] باشند که پس از رفع نارسایی و [[پیری]]، برای ورود به بهشت، شاداب و [[جوان]] می‌شوند و شاید از [[روایات]] متعدّد، از‌جمله روایاتی که [[برتری]] زنان [[شایسته]] و با ایمان را بر [[حورالعین]] [[اثبات]] می‌کند، بتوان استفاده کرد که حورالعین، موجودی غیر از [[انسان]] است؛<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۵، ص‌۲۰۷.</ref> البتّه بعید نیست که هر دو گونه "همسران" در بهشت وجود داشته باشند. در [[سوره یس]]، آن‌گاه که [[نشاط]] و [[شادی]] [[اهل بهشت]] را بیان می‌کند، می‌فرماید: آنان با زنانشان در سایه درختان بهشت بر تخت‌ها تکیه زده‌اند: {{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ}}<ref>«آنان و همسرانشان در سایه‌سارها بر تخت‌ها پشت می‌دهند» سوره یس، آیه ۵۶.</ref> بعضی گفته‌اند: [[ازدواج]]، به مفهوم رایج آن، در [[بهشت]] مطرح نیست؛ زیرا در [[آخرت]]، تکلیفی وجود ندارد و جای [[عقد]] و تزویج نیست؛ هرچند [[قرآن]] گفته: {{متن قرآن|كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ}}<ref>«چنین است، و زنان سیاه چشم درشت دیده‌ای را همسر آنان گردانیدیم» سوره دخان، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ}}<ref>«(آنان) بر تخت‌هایی کنار هم چیده پشت می‌دهند و زنانی درشت چشم را به همسری آنان در می‌آوریم» سوره طور، آیه ۲۰.</ref>؛ زیرا مقصود از این [[آیه]]، ازدواج اصطلاحی نیست؛ چون لفظ تزویج در این آیه، همراه "باء" آمده؛ در‌حالی‌که [[ازدواج]] اصطلاحی، خودش، متعدّی است و به بای تعدیه نیازی‌ندارد.<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۵، ص‌۲۰۷.</ref> برای [[زنان]] بهشتی، اوصافی ذکر شده است:  
در قرآن از همسران اهل ‌بهشت، یاد‌شده است. احتمال دارد آنان، [[زنان]] [[صالح]] و با [[ایمان]] در [[دنیا]] باشند که پس از رفع نارسایی و [[پیری]]، برای ورود به بهشت، شاداب و [[جوان]] می‌شوند و شاید از [[روایات]] متعدّد، از‌جمله روایاتی که [[برتری]] زنان [[شایسته]] و با ایمان را بر [[حورالعین]] [[اثبات]] می‌کند، بتوان استفاده کرد که حورالعین، موجودی غیر از [[انسان]] است؛<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۵، ص‌۲۰۷.</ref> البتّه بعید نیست که هر دو گونه "همسران" در بهشت وجود داشته باشند. در [[سوره یس]]، آن‌گاه که [[نشاط]] و [[شادی]] [[اهل بهشت]] را بیان می‌کند، می‌فرماید: آنان با زنانشان در سایه درختان بهشت بر تخت‌ها تکیه زده‌اند: {{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ}}<ref>«آنان و همسرانشان در سایه‌سارها بر تخت‌ها پشت می‌دهند» سوره یس، آیه ۵۶.</ref> بعضی گفته‌اند: [[ازدواج]]، به مفهوم رایج آن، در [[بهشت]] مطرح نیست؛ زیرا در [[آخرت]]، تکلیفی وجود ندارد و جای [[عقد]] و تزویج نیست؛ هرچند [[قرآن]] گفته: {{متن قرآن|كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ}}<ref>«چنین است، و زنان سیاه چشم درشت دیده‌ای را همسر آنان گردانیدیم» سوره دخان، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ}}<ref>«(آنان) بر تخت‌هایی کنار هم چیده پشت می‌دهند و زنانی درشت چشم را به همسری آنان در می‌آوریم» سوره طور، آیه ۲۰.</ref>؛ زیرا مقصود از این [[آیه]]، ازدواج اصطلاحی نیست؛ چون لفظ تزویج در این آیه، همراه "باء" آمده؛ در‌حالی‌که [[ازدواج]] اصطلاحی، خودش، متعدّی است و به بای تعدیه نیازی‌ندارد.<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۵، ص‌۲۰۷.</ref> برای [[زنان]] بهشتی، اوصافی ذکر شده است:  
# ‌زیبایی: {{متن قرآن|فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ}}<ref>«در آن (بهشت) ها دوشیزگانی خوشخو و خوشرویند» سوره الرحمن، آیه ۷۰.</ref>. [[بدن]] آنان در شفّاف بودن، همانند تخم‌مرغ است که تازه از شکم مرغ درآمده، [[دست]] [[انسان]] آن را لمس نکرده و [[آفتاب]] بر آن نتابیده و غباری بر آن ننشسته باشد: {{متن قرآن|كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ}}<ref>«گویی آنان (در سپیدی)، تخم‌های فرو پوشیده پرندگان‌اند» سوره صافات، آیه ۴۹.</ref><ref>نمونه، ج‌۱۹، ص‌۵۷.</ref> و از نظر سفیدی توأم با سرخی، همانند یاقوت و مرجان است: {{متن قرآن|كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ}}<ref>«که گویی چون یاقوت و مرجانند» سوره الرحمن، آیه ۵۸.</ref> چشمان آنان سیاه و درشت است: {{متن قرآن|وَحُورٌ عِينٌ}}<ref>«و سیاه‌دیده زنانی درشت چشم» سوره واقعه، آیه ۲۲.</ref> آنان دارای چشم‌های فروهشته‌اند. این معنا از آیه {{متن قرآن|فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ}}<ref>«در آن (بهشت) ها زنان چشم فرو هشته اند که پیش از آن (شوی) ها، هیچ آدمی و پری به آنها دست نزده است» سوره الرحمن، آیه ۵۶.</ref> استفاده شده است.<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۵، ج‌۲۷، ص‌۱۸۴.</ref>
# ‌زیبایی: {{متن قرآن|فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ}}<ref>«در آن (بهشت) ها دوشیزگانی خوشخو و خوشرویند» سوره الرحمن، آیه ۷۰.</ref>. [[بدن]] آنان در شفّاف بودن، همانند تخم‌مرغ است که تازه از شکم مرغ درآمده، [[دست]] [[انسان]] آن را لمس نکرده و [[آفتاب]] بر آن نتابیده و غباری بر آن ننشسته باشد: {{متن قرآن|كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ}}<ref>«گویی آنان (در سپیدی)، تخم‌های فرو پوشیده پرندگان‌اند» سوره صافات، آیه ۴۹.</ref><ref>نمونه، ج‌۱۹، ص‌۵۷.</ref> و از نظر سفیدی توأم با سرخی، همانند یاقوت و مرجان است: {{متن قرآن|كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ}}<ref>«که گویی چون یاقوت و مرجانند» سوره الرحمن، آیه ۵۸.</ref> چشمان آنان سیاه و درشت است: {{متن قرآن|وَحُورٌ عِينٌ}}<ref>«و سیاه‌دیده زنانی درشت چشم» سوره واقعه، آیه ۲۲.</ref> آنان دارای چشم‌های فروهشته‌اند. این معنا از آیه {{متن قرآن|فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ}}<ref>«در آن (بهشت) ها زنان چشم فرو هشته اند که پیش از آن (شوی) ها، هیچ آدمی و پری به آنها دست نزده است» سوره الرحمن، آیه ۵۶.</ref> استفاده شده است.<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۵، ج‌۲۷، ص‌۱۸۴.</ref>
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش