جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
*ام خالد از زنانى است که طبق روایتى از [[امام صادق]]{{ع}} جزو [[یاران]] [[امام مهدی|حضرت مهدى]]{{ع}} است. هنگامى که استاندار [[عراق]]، [[یوسف بن عمر]]، [[زید بن على]] را در [[شهر]] [[کوفه]] به [[شهادت]] رساند، دست امّ خالد را نیز به [[جرم]] [[تشیع]] و تمایل به [[قیام]] [[زید]] قطع کرد. [[ابو بصیر]] مىگوید: [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} بودیم که امّ خالد با دست بریده شده آمد. [[حضرت]] فرمود: "اى ابا [[بصیر]]! آیا میل دارى سخن امّ خالد را بشنوى؟" عرض کردم: آرى و به آن شادمان مىگردم. امّ خالد به نزد [[حضرت]] مشرّف شد و سخنانى عرضه داشت. من او را در کمال [[فصاحت]] و [[بلاغت]] یافتم. [[حضرت]] نیز در مسأله [[ولایت]] و [[برائت]] از [[دشمنان]] با او سخن گفت... <ref>ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۳۸۱؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱۴، ص ۲۳، ۱۰۸، ۱۷۶</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۲۱.</ref>. | * ام خالد از زنانى است که طبق روایتى از [[امام صادق]] {{ع}} جزو [[یاران]] [[امام مهدی|حضرت مهدى]] {{ع}} است. هنگامى که استاندار [[عراق]]، [[یوسف بن عمر]]، [[زید بن على]] را در [[شهر]] [[کوفه]] به [[شهادت]] رساند، دست امّ خالد را نیز به [[جرم]] [[تشیع]] و تمایل به [[قیام]] [[زید]] قطع کرد. [[ابو بصیر]] مىگوید: [[خدمت]] [[امام صادق]] {{ع}} بودیم که امّ خالد با دست بریده شده آمد. [[حضرت]] فرمود: "اى ابا [[بصیر]]! آیا میل دارى سخن امّ خالد را بشنوى؟" عرض کردم: آرى و به آن شادمان مىگردم. امّ خالد به نزد [[حضرت]] مشرّف شد و سخنانى عرضه داشت. من او را در کمال [[فصاحت]] و [[بلاغت]] یافتم. [[حضرت]] نیز در مسأله [[ولایت]] و [[برائت]] از [[دشمنان]] با او سخن گفت... <ref>ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۳۸۱؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱۴، ص ۲۳، ۱۰۸، ۱۷۶</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۲۱.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||