حق امر و نهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
 
خط ۲۰: خط ۲۰:


==== [[تعیین]] قلمرو [[اطاعت]] ====
==== [[تعیین]] قلمرو [[اطاعت]] ====
دلایلی که برای [[اطاعت از حاکم]] قلمروی [[تعیین]] کرده، مثلاً اطاعت را فقط در [[نیکی‌ها]] تجویز کرده<ref>مغربی، تأویل الدعائم الاسلام، ج۳، ص۱۲۹؛ نیشابوری، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۶۹ {{متن حدیث|إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِي‏ الْمَعْرُوفِ‏}}.</ref>، یا اطاعت از دستورهایی که [[معصیت خداوند]] را در پی دارد، [[ممنوع]] شمرده<ref>{{متن حدیث|لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ‏ فِي‏ مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ‏}} (حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۷۴).</ref>، [[دلیل]] روشنی بر برخورداری [[حاکم]] از [[حقّ]] [[امر و نهی]] است. معنای روایاتی که اطاعت از حاکم را در قلمرویی محدود کرده یا در مواردی منع نموده، آن است که حاکم در محدوده‌ای معیّن [[حق]] امر و نهی دارد. همچنین روایاتی که اطاعت از [[فرمانداران]] و [[استانداران]] را مقیّد به رعایت حق و [[ادای حقوق]] [[مردم]] کرده<ref>امام علی{{ع}} پس از اعزام مالک اشتر به ولایت مصر در نامه‌ای به مردم نوشت: {{متن حدیث|فَاسْمَعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوا أَمْرَهُ‏ فِيمَا طَابَقَ الْحَقَّ}}؛ به سخنش گوش بسپارید و دستورش را در مواردی که مطابق با حق است، پیروی کنید (نهج‌البلاغه، نامه ۳۸).</ref>، [[گواه]] دیگری بر [[حق آمریت]] [[حکومت]] است، نیز روایاتی که [[پیروی]] مردم از [[زمامداران]] را در صورتی لازم شمرده که [[حاکمان]] به [[وظایف]] خود در قبال آنان عمل کنند<ref>{{متن حدیث|فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لَا يَنَامُ أَيَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا يَنْكُلُ‏ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ‏ أَشَدَّ عَلَى الْفُجَّارِ مِنْ حَرِيقِ النَّارِ وَ هُوَ مَالِكُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ‏ فَاسْمَعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوا أَمْرَهُ‏ فِيمَا طَابَقَ الْحَقَّ فَإِنَّهُ سَيْفٌ مِنْ سُيُوفِ اللَّهِ لَا كَلِيلُ‏ الظُّبَةِ وَ لَا نَابِي‏ الضَّرِيبَةِ فَإِنْ أَمَرَكُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَكُمْ أَنْ تُقِيمُوا فَأَقِيمُوا}}؛ بنده‌ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در ایام ترسناک، خواب نمی‌رود، و از دشمنان در اوقات بیم و هراس باز نمی‌گردد. بر بدکاران از سوزش آتش سخت‌تر است و او مالک بن حارث برادر (و از قبیله و خویشان) مذحج است. پس سخنش را بشنوید و دستور و فرمانش را در آنچه مطابق حق است، اطاعت کنید، زیرا او شمشیری از شمشیرهای خدا است که تیزی آن کند نمی‌شود و ضربه آن بی‌اثر نمی‌گردد. اگر به شما دستور داد که به سوی دشمن روانه شوید، حرکت کنید و اگر دستور داد که نروید، از حرکت باز ایستید (نهج‌البلاغه، نامه ۳۸).</ref>، دلیلِ دیگر حق آمریت مشروط حکومت و وظیفۀ [[اطاعت]] مشروط مردم<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۴.</ref>.
دلایلی که برای [[اطاعت از حاکم]] قلمروی [[تعیین]] کرده، مثلاً اطاعت را فقط در [[نیکی‌ها]] تجویز کرده<ref>مغربی، تأویل الدعائم الاسلام، ج۳، ص۱۲۹؛ نیشابوری، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۶۹ {{متن حدیث|إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِي‏ الْمَعْرُوفِ‏}}.</ref>، یا اطاعت از دستورهایی که [[معصیت خداوند]] را در پی دارد، [[ممنوع]] شمرده<ref>{{متن حدیث|لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ‏ فِي‏ مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ‏}} (حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۷۴).</ref>، [[دلیل]] روشنی بر برخورداری [[حاکم]] از [[حقّ]] [[امر و نهی]] است. معنای روایاتی که اطاعت از حاکم را در قلمرویی محدود کرده یا در مواردی منع نموده، آن است که حاکم در محدوده‌ای معیّن [[حق]] امر و نهی دارد. همچنین روایاتی که اطاعت از [[فرمانداران]] و [[استانداران]] را مقیّد به رعایت حق و [[ادای حقوق]] [[مردم]] کرده<ref>امام علی {{ع}} پس از اعزام مالک اشتر به ولایت مصر در نامه‌ای به مردم نوشت: {{متن حدیث|فَاسْمَعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوا أَمْرَهُ‏ فِيمَا طَابَقَ الْحَقَّ}}؛ به سخنش گوش بسپارید و دستورش را در مواردی که مطابق با حق است، پیروی کنید (نهج‌البلاغه، نامه ۳۸).</ref>، [[گواه]] دیگری بر [[حق آمریت]] [[حکومت]] است، نیز روایاتی که [[پیروی]] مردم از [[زمامداران]] را در صورتی لازم شمرده که [[حاکمان]] به [[وظایف]] خود در قبال آنان عمل کنند<ref>{{متن حدیث|فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لَا يَنَامُ أَيَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا يَنْكُلُ‏ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ‏ أَشَدَّ عَلَى الْفُجَّارِ مِنْ حَرِيقِ النَّارِ وَ هُوَ مَالِكُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ‏ فَاسْمَعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوا أَمْرَهُ‏ فِيمَا طَابَقَ الْحَقَّ فَإِنَّهُ سَيْفٌ مِنْ سُيُوفِ اللَّهِ لَا كَلِيلُ‏ الظُّبَةِ وَ لَا نَابِي‏ الضَّرِيبَةِ فَإِنْ أَمَرَكُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَكُمْ أَنْ تُقِيمُوا فَأَقِيمُوا}}؛ بنده‌ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در ایام ترسناک، خواب نمی‌رود، و از دشمنان در اوقات بیم و هراس باز نمی‌گردد. بر بدکاران از سوزش آتش سخت‌تر است و او مالک بن حارث برادر (و از قبیله و خویشان) مذحج است. پس سخنش را بشنوید و دستور و فرمانش را در آنچه مطابق حق است، اطاعت کنید، زیرا او شمشیری از شمشیرهای خدا است که تیزی آن کند نمی‌شود و ضربه آن بی‌اثر نمی‌گردد. اگر به شما دستور داد که به سوی دشمن روانه شوید، حرکت کنید و اگر دستور داد که نروید، از حرکت باز ایستید (نهج‌البلاغه، نامه ۳۸).</ref>، دلیلِ دیگر حق آمریت مشروط حکومت و وظیفۀ [[اطاعت]] مشروط مردم<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش