جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== مقدمه == | |||
==مقدمه== | |||
* [[امام]] {{ع}} هنگام بازگشت از [[صفین]] [[نامه]] ۲۴ را نوشت و [[تکلیف]] بخشی از املاک خویش را مشخص کرد. [[امام]] {{ع}} در آغاز [[نامه]]، [[وصیت]] خویش را امری برای [[رضای خدا]] برمیشمرد. [[وصیت امام]] اینگونه است که [[وصی]] باید از [[اموال]] به نیکویی بهرهمند شود و از آن در [[راه خدا]] [[انفاق]] کند. [[امام]] {{ع}} گرچه [[فرزندان]] [[فاطمه]] {{ع}} را در بهرهمندی از [[اموال]]، چون دیگر [[فرزندان]] خویش میبیند، اما [[سرپرستی]] [[اموال]] را بر عهده آنان میگذارد و [[رضای الهی]] را در این میبیند که آنان بهدلیل نزدیکی به [[پیامبر]] {{صل}} و [[احترام]] و [[شرافت]] [[پیامبر]] {{صل}} بر دیگر [[فرزندان]] اولی هستند. [[امام]] {{ع}} در [[وصیت]] خود تأکید دارد که اصل [[اموال]] باید حفظ شود و از درآمد آن در مواردی که [[دستور]] داده است، [[مصرف]] شود. [[شیخ طوسی]] زمان این برنامه را که به دست [[امام]] {{ع}} نوشته شده است، دهم [[جمادی الاولی]] سال ۳۷ ق ذکر میکند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 770.</ref>. | * [[امام]] {{ع}} هنگام بازگشت از [[صفین]] [[نامه]] ۲۴ را نوشت و [[تکلیف]] بخشی از املاک خویش را مشخص کرد. [[امام]] {{ع}} در آغاز [[نامه]]، [[وصیت]] خویش را امری برای [[رضای خدا]] برمیشمرد. [[وصیت امام]] اینگونه است که [[وصی]] باید از [[اموال]] به نیکویی بهرهمند شود و از آن در [[راه خدا]] [[انفاق]] کند. [[امام]] {{ع}} گرچه [[فرزندان]] [[فاطمه]] {{ع}} را در بهرهمندی از [[اموال]]، چون دیگر [[فرزندان]] خویش میبیند، اما [[سرپرستی]] [[اموال]] را بر عهده آنان میگذارد و [[رضای الهی]] را در این میبیند که آنان بهدلیل نزدیکی به [[پیامبر]] {{صل}} و [[احترام]] و [[شرافت]] [[پیامبر]] {{صل}} بر دیگر [[فرزندان]] اولی هستند. [[امام]] {{ع}} در [[وصیت]] خود تأکید دارد که اصل [[اموال]] باید حفظ شود و از درآمد آن در مواردی که [[دستور]] داده است، [[مصرف]] شود. [[شیخ طوسی]] زمان این برنامه را که به دست [[امام]] {{ع}} نوشته شده است، دهم [[جمادی الاولی]] سال ۳۷ ق ذکر میکند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 770.</ref>. | ||
==فرازی از [[نامه]]== | == فرازی از [[نامه]] == | ||
*این است آنچه [[بنده]] [[خدا]] [[علی بن ابی طالب]] درباره داراییاش [[دستور]] میدهد و [[امیدوار]] است که [[خدا]] به او روی آورد و به بهشتش ببرد و [[امنیت]] و [[آرامش]] در درونش بنهد. این [[دارایی]] در [[اختیار]] [[حسن بن علی]] خواهد بود که خود بهطور [[شایسته]] از آن خواهد خورد و در راه خیر هم [[انفاق]] خواهد کرد. اگر پیشامدی برای [[حسن]] روی داد و [[حسین]] زنده ماند، هر آینه او به [[کارها]] خواهد پرداخت و مانند برادرش | * این است آنچه [[بنده]] [[خدا]] [[علی بن ابی طالب]] درباره داراییاش [[دستور]] میدهد و [[امیدوار]] است که [[خدا]] به او روی آورد و به بهشتش ببرد و [[امنیت]] و [[آرامش]] در درونش بنهد. این [[دارایی]] در [[اختیار]] [[حسن بن علی]] خواهد بود که خود بهطور [[شایسته]] از آن خواهد خورد و در راه خیر هم [[انفاق]] خواهد کرد. اگر پیشامدی برای [[حسن]] روی داد و [[حسین]] زنده ماند، هر آینه او به [[کارها]] خواهد پرداخت و مانند برادرش [[اجرا]] خواهد کرد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 771.</ref>. | ||
*دو پسر [[فاطمه]] را از دهش [[علی]] برابر دهشی است که به پسران دیگر [[علی]] میرسد و اینکه من انجام این [[کار]] را به دو پسر [[فاطمه]] واگذار کردم کردم برای [[خشنودی خدا]] و قصد قربت به [[رسول خدا]] و بهپاس [[احترام]] او و گرامی داشتن [[خویشاوندی]] و تماس همیشگی با آن بزرگوار است. اما بهشرط اینکه هر یک از آن دو عهدهدار این [[کار]] شدند [[مال]] را به همان وضع خود بگذارند و تنها بهره آن را بدانگونه که میدانند [[انفاق]] کنند و به این و آن [[مرحمت]] دارند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 771.</ref>. | * دو پسر [[فاطمه]] را از دهش [[علی]] برابر دهشی است که به پسران دیگر [[علی]] میرسد و اینکه من انجام این [[کار]] را به دو پسر [[فاطمه]] واگذار کردم کردم برای [[خشنودی خدا]] و قصد قربت به [[رسول خدا]] و بهپاس [[احترام]] او و گرامی داشتن [[خویشاوندی]] و تماس همیشگی با آن بزرگوار است. اما بهشرط اینکه هر یک از آن دو عهدهدار این [[کار]] شدند [[مال]] را به همان وضع خود بگذارند و تنها بهره آن را بدانگونه که میدانند [[انفاق]] کنند و به این و آن [[مرحمت]] دارند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 771.</ref>. | ||
*زنهار از نخلستان این روستاها بهفروش نرود، تا هر آنکه گذرش به آنها میافتد و جاشان را خالی میبیند، دچار اشکال و اشتباه نشود. و چنانچه کنیزکی از کنیزکانم (که به سراغ آنها میرفتم) فرزندی داشت یا باردار بود باید به پای فرزندش بنشیند، زیرا او از آن فرزندش است و اگر فرزندش مرد ولی خود او زنده ماند، دیگر آزاد است، زیرا آن وقت سایه [[بردگی]] از سرش رفع میشود و [[آیین پاک]] بدین ترتیب به او [[آزادی]] میبخشد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 771.</ref>. | * زنهار از نخلستان این روستاها بهفروش نرود، تا هر آنکه گذرش به آنها میافتد و جاشان را خالی میبیند، دچار اشکال و اشتباه نشود. و چنانچه کنیزکی از کنیزکانم (که به سراغ آنها میرفتم) فرزندی داشت یا باردار بود باید به پای فرزندش بنشیند، زیرا او از آن فرزندش است و اگر فرزندش مرد ولی خود او زنده ماند، دیگر آزاد است، زیرا آن وقت سایه [[بردگی]] از سرش رفع میشود و [[آیین پاک]] بدین ترتیب به او [[آزادی]] میبخشد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 771.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||