|
|
| (۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}}
| | #تغییرمسیر [[اهل بیت پیامبر خاتم]] |
| | |
| '''اهل بیت''' - که گاه با عناوینی چون [[عترت پیامبر]]{{صل}}، [[ذوی القربی]] و [[آلمحمد]]{{عم}} خوانده میشوند - در سخنان [[رسول گرامی]]{{صل}} و [[سیره عملی]] آن حضرت نقشی محوری یافته، در جایگاهی بس والا قرار گرفتهاند. حدیث متواتر [[ثقلین]] اهل بیت را کنار [[قرآن]] مینشاند<ref>مسند احمد، ج۳، ص۳۹۴؛ صحیح مسلم، سنوسی، ج۸، ص۲۳۳؛ المستدرک، ج۳، ص۱۱۸.</ref>. حدیث پرآوازه سفینه، اهل بیت [[پیامبر]]{{صل}} را به کشتی نوح همانند میکند و کسانی را که از این کشتی بهره نگیرند غرق دریای گمراهی میخواند<ref>المستدرک، ج۳، ص۱۶۳؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۸؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۹۴.</ref>. در حدیثی دیگر که به حدیث امان معروف است، [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}}اهلبیت خود را محور وحدت امت مینامد و مخالفان آنان را در حزب ابلیس جای میدهد<ref>المستدرک، ج۳، ص۱۶۲؛ ذخائر العقبی، ص۱۷؛ الصواعق المحرقه، ص۱۸۷.</ref>. در روایتی دیگر، علی و فرزندانش هدایتگرانی خوانده شدهاند که هیچگاه کسی را از باب هدایت خارج نساخته و درِ ضلالت را به روی کسی نمیگشایند<ref>کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۱ـ۶۱۲.</ref>
| |
| | |
| ==واژهشناسی لغوی==
| |
| *"اهل بیت" ترکیبی اضافی و مرکب از "اهل" و "بیت" است. واژه "اهل" به معانی سزاوار و لایق به چیزی، مختار و منتخب، خاندان، اقوام و خویشان، عیال و فرزندان، ملت و امت و ... آمده<ref>بصائر ذوی التمییز، ج۲، ص۸۳ ـ ۸۴.</ref>. که قدر جامع همه آنها تعلق، سنخیت، اُنس و الفت داشتن با چیزی و اختصاص داشتن به آن است. البته هرچه تعلق چیزی به چیزی بیشتر باشد اختصاص بدان شدیدتر است و هرچه اختصاص شدیدتر باشد صدق عنوان "اهل" قویتر خواهد بود<ref>التحقیق، ج۱، ص۱۶۹ ـ ۱۷۱، «اهل».</ref>. از نظر واژهشناسان "آل" به دلیل اینکه مصغّر آن "اُهَیْل" است با "اهل" یکی است، با این تفاوت که "آل" مخصوص انسانهاست و باید به اسم عَلَم اضافه شود، در حالی که چنین التزامی در کار برد "اهل" وجود ندارد<ref>مفردات، ص۹۸، «آل».</ref>.
| |
| *"بیت" نیز به معنای خانه و محل سکونت است<ref>لسان العرب، ج۱، ص۵۴۵، «بیت».</ref> و بدین ترتیب، ترکیب "اهلبیت" به معنای "ساکنان خانه" است.
| |
| *اهل بیت در آیات و روایات برخاندان [[پیامبر]]{{صل}} "وابستگان بیت نبوی" منطبق میگردد. با توجه به معنای لغوی، ترکیب اهل بیت در درجه نخست کسانی را در برمیگیرد که با صاحب بیت پیوندی نزدیکتر برقرار ساختهاند. چنین است که محدثان، مفسران و سیره نویسان مسلمان ـ با وجود گرایشهای گوناگونی که داشتهاند ـ همواره ارتباط چند نام را با اصطلاح اهل بیت ناگسستنی یافتهاند: [[امام علی|علی]]، [[فاطمه زهرا|فاطمه]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}}<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۷، ص۱۶۶.</ref> و احادیثی را از [[پیامبر]]{{صل}} نقل کردهاند که بر پایه آنها محبوبترین اهل بیت{{عم}} نزد [[پیامبر]]{{صل}} [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}}و [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} هستند<ref>السنن الکبری، ج۵، ص۱۴۳؛ کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۰۴؛ المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۱۳۶.</ref>. گفتنی است که بر اساس روایاتی پرشمار<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۴؛ الصافی، ج۴، ص۱۸۹؛ کمال الدین، ص۲۷۸.</ref>. عنوان اهل بیت شامل سایر [[امامان]] [[معصوم]]{{عم}} نیز میشود.
| |
| *اهل بیت که گاه با عناوینی چون عترت [[پیامبر]]{{صل}}، ذوی القربی و آلمحمد{{صل}} خوانده میشوند در سخنان [[پیامبر|رسول گرامی]]{{صل}} و سیره عملی آن حضرت نقشی محوری یافته، در جایگاهی بس والا قرار گرفتهاند. حدیث متواتر ثقلین اهل بیت را کنار قرآن مینشاند<ref>مسند احمد، ج۳، ص۳۹۴؛ صحیح مسلم، سنوسی، ج۸، ص۲۳۳؛ المستدرک، ج۳، ص۱۱۸.</ref>. حدیث پرآوازه سفینه، اهل بیت [[پیامبر]]{{صل}} را به کشتی نوح همانند میکند و کسانی را که از این کشتی بهره نگیرند غرق دریای گمراهی میخواند<ref>المستدرک، ج۳، ص۱۶۳؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۸؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۹۴.</ref>. در حدیثی دیگر که به حدیث امان معروف است، [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}}اهلبیت خود را محور وحدت امت مینامد و مخالفان آنان را در حزب ابلیس جای میدهد<ref>المستدرک، ج۳، ص۱۶۲؛ ذخائر العقبی، ص۱۷؛ الصواعق المحرقه، ص۱۸۷.</ref>. در روایتی دیگر، علی و فرزندانش هدایتگرانی خوانده شدهاند که هیچگاه کسی را از باب هدایت خارج نساخته و درِ ضلالت را به روی کسی نمیگشایند<ref>کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۱ـ۶۱۲.</ref>.
| |
| | |
| ==اهل بیت{{عم}} در قرآن==
| |
| {{همچنین ببینید|اهل بیت در قرآن}}
| |
| *در قرآن کریم، ترکیب «اهل بیت» یک بار {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ }}﴾}} <ref> و پیش از آن، (پستان) دایگان را از او بازداشتیم؛ (خواهر موسی) گفت: میخواهید شما را به خانوادهای رهنمون شوم که او را برای شما نگهدارند و خیراندیش او باشند؟؛ سوره قصص، آیه: ۱۲.</ref> و «اهلالبیت» دوبار آمده است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ }}﴾}} <ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بیگمان او ستودهای ارجمند است؛ سوره هود، آیه: ۷۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}} <ref> و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه: ۳۳.</ref>، از این میان آنچه به خاندان گرامی [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} اشاره دارد و به اعتراف همگان فضیلتی بس والا برای آنان رقم میزند آیه ۳۳ سوره احزاب است، افزون بر این، آیات فراوان دیگری میتوان یافت که درباره اهلبیت نازل شده، یا بالاترین مصداق خود را در این گروه یافته است. اهلبیت همان «صراط مستقیم»اند که همواره دستیابی به آن را از خدا میطلبیم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}﴾}} <ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره حمد، آیه: ۶.</ref><ref>مناقب، ج۳، ص۸۹ـ۹۰.</ref> و به نشانه و ستارهای همانندند که به مدد آن هدایت مییابیم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ}}﴾}} <ref> و نشانههایی را (برای مردم نهاد) و آنان با ستاره راهیابی میکنند؛ سوره نحل، آیه: ۱۶.</ref><ref>تفسیر فرات الکوفی، ص۲۳۴؛ مجمع البیان، ج۶، ص۵۴۵.</ref>. علم کتاب نزد ایشان است و آنان صاحبان علم<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۳۲۳.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}﴾}} <ref> خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی میدهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۸.</ref> و عالم به تأویل متشابهات و راسخان در علم<ref>البرهان، ج۱، ص۵۹۸ـ۶۰۰.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}﴾}} <ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه) اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد؛ سوره آل عمران، آیه: ۷.</ref> و بابهایی هستند که برای ورود به مدینه علم، گزیری از آنها نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}} <ref> از تو درباره ماههای نو میپرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّاند؛ و نیکی آن نیست که از پشت خانهها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانهها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۹.</ref><ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۵۰۹؛ البرهان، ج۱، ص۴۰۸ـ۴۰۹.</ref>. فضایل اهلبیت چنان والاست که دشمنان بر آن حسد میبرند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ }}﴾}} <ref> یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک میبرند؛ سوره نساء، آیه: ۵۴.</ref><ref>کتاب سلیمبن قیس، ص۱۹۴؛ بصائرالدرجات، ص۵۵ـ۵۶؛ تفسیر ابنابی حاتم، ج۳، ص۹۷۸.</ref> و دانش آنها چنان گسترده است که نشاید آن را با دانش دیگران برابر انگارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه: ۹.</ref><ref>الکافی، ج۱، ص۲۱۲؛ جامع البیان، مج۱۲، ج۲۳، ص۲۴۱؛ مجمع البیان، ج۸، ص۷۶۷.</ref> خداوند آنان را برای تبیین آموزههای کتاب خویش برگزیده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا }}﴾}} <ref> سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیدهایم به میراث دادیم؛ سوره فاطر، آیه: ۳۲.</ref><ref>الکافی، ج۱، ص۲۱۵؛ عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۴۶۸؛ مجمع البیان، ج۸، ص۶۳۸؛ المیزان، ج۱۷، ص۴۵.</ref> و [[امام]] پیشین را واسطه انتقال معارف امانات الهی به [[امام]] پسین ساخته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا}}﴾}} <ref> خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید؛ سوره نساء، آیه: ۵۸.</ref><ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۴۹؛ البرهان، ج۲، ص۱۰۲.</ref> اهلبیت در خانههایی بلند مرتبه جای گرفتهاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}}﴾}} <ref> (این چراغ) در خانههایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند؛ سوره نور، آیه: ۳۶.</ref><ref>الدر المنثور، ج۶، ص۲۰۳.</ref> و در کار نیک از همگان پیشی میگیرند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ}}﴾}} <ref> برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ سوره فاطر، آیه: ۳۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج۸، ص۶۳۹.</ref> آنان در راه میانه گام برمیدارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا }}﴾}} <ref> و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۳.</ref><ref>کتاب سلیمبن قیس، ص۴۶۵، ۴۰۸؛ الکافی، ج۱، ص۱۹۱؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۱۹.</ref> و ریسمان نجات بخش خداوندیاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ }}﴾}} <ref> و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید ؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۳.</ref><ref>الغیبه، ص۴۲ـ۴۳؛ الصافی، ج۱، ص۳۶۵ـ۳۶۶؛ نورالابصار، ص۱۱۲.</ref> و برای بهرهمندی از رحمت و مغفرت الهی، راهی جز هدایتیابی به ولایت آنان نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى}}﴾}} <ref> و به راستی من آمرزنده آن کسم که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته کند سپس به راه آید؛ سوره طه، آیه: ۸۲.</ref><ref>النور المشتعل، ص۱۴۲؛ مناقب، ج۳، ص۱۰۳؛ تفسیر قرطبی، ج۱۱، ص۱۵۴.</ref>
| |
| ==فضایل اهل بیت{{عم}}==
| |
| {{همچنین ببینید|فضایل اهل بیت}}
| |
| *بسیاری از آیات قرآن کریم به اهل بیت ارتباط مییابد؛ اعم از شأن نزول یا انطباق ـ که شمار آنها به صدها فقره میرسد<ref>شواهد التنزیل.</ref>.
| |
| | |
| ==='''پاک از پلیدیها'''===
| |
| {{همچنین ببینید|تطهیر اهل بیت}}
| |
| {{همچنین ببینید|آیه تطهیر}}
| |
| *بر اساس بخشی از آیه ۳۳ سوره احزاب که به آیه تطهیر شهرت یافته، اراده تخلفناپذیر خداوند بر این تعلق گرفته است که هرگونه پلیدی را از اهلبیت بزداید و آنان را به طور کامل پاک و پاکیزه گرداند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}} <ref> خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه: ۳۳.</ref> دانشمندان شیعه این فضیلت را برابر با عصمت میدانند. چنین برداشتی از آیه با توجه به نکات ذیل تأیید میگردد:
| |
| | |
| ====اراده تکوینی خدا بر تطهیر اهلبیت از هرگونه پلیدی====
| |
| *بیتردید، اراده در آیه تطهیر تکوینی است؛ نه تشریعی، زیرا اراده تشریعی خداوند به تطهیر همه مؤمنان تعلق گرفته است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ }}﴾}} <ref> میخواهد شما را پاکیزه گرداند؛ سوره مائده، آیه: ۶.</ref> و برای کسی فضیلتی به ارمغان نمیآورد، در حالی که این آیه ویژه اهلبیت {{عم}}است و به اعتراف همگان آنان را در جایگاهی بس والا مینشاند<ref>تلخیص الشافی، ج۲، ص۲۵۰، ۲۵۳؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۰؛ المیزان، ج۱۶، ص۳۱۲ـ۳۱۳.</ref>. البته ناگفته نماند که اراده تکوینی خداوند در طول اراده انسانهاست و با آن منافاتی ندارد. از سوی دیگر، با نگاهی گذرا به آیات قرآن کریم درمییابیم که واژه "رجس" درباره مجموعهای از آلودگیهای ظاهری و باطنی به کار رفته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}﴾}} <ref> ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام ، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه: ۹۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}} <ref> بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمیآورند؛ برمیگمارد؛ سوره اعراف، آیه: ۱۲۵.</ref>؛{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}﴾}} <ref> بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمییابم که برای خورندهای که آن را میخورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بیگمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه: ۱۴۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ}}﴾}} <ref> گفت: بیگمان عذاب و خشمی از (سوی) پروردگارتان برای شما رقم خورده است آیا در نامهایی که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید- (و) خداوند هیچ برهانی بر (تأیید) آنها نفرستاده است- با من چالش میورزید؟ پس چشم به راه (عذاب خداوند) بدارید که من نیز با شما از چشم به راه داشتگانم؛ سوره اعراف، آیه: ۷۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ}}﴾}} <ref> هنگامی که نزد ایشان باز گردید برای شما به خداوند سوگند خواهند خورد که دست از سر آنان بدارید؛ بنابراین از آنان رو بگردانید که پلیدند و به کیفر آنچه انجام میدادند جایگاهشان دوزخ است؛ سوره توبه، آیه: ۹۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ}}﴾}} <ref> و اما در بیماردلان بر پلیدیشان پلیدی میافزاید و آنان کافر خواهند مرد؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ}}﴾}} <ref> و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمیورزند برقرار میدارد؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الأَنْعَامُ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ }}﴾}} <ref> چنین است؛ و هر که حرمتهای خداوند را سترگ بدارد همان نزد پروردگارش برای او بهتر است. و (گوشت) چارپایان بر شما حلال است جز آنچه (حرام بودن آن) برایتان خوانده شود پس، از پلیدیها که بتهایند دوری گزینید و از گفتار دروغ (نیز) بپرهیزید ؛ سوره حج، آیه: ۳۰.</ref> و چون در این آیه با الف و لام جنس یا استغراق همراه گشته است همه نوع پلیدی را در برمیگیرد<ref>فتح القدیر، ج۴، ص۲۷۸؛ روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۸؛ الالهیات، ج۴، ص۱۲۸ـ۱۲۹.</ref>، در نتیجه پیام آیه این است که خداوند با اراده تکوینی تخلفناپذیر خود هرگونه پلیدی را از اهلبیت زدوده و آنان را پاک و مطهّر ساخته است، چنانکه برخی از راویان و مفسران اهلسنت، در تفسیر آیه شریفه این حدیث را از [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} گزارش کردهاند که من و اهلبیتم از همه گناهان پاکیزه و مبرا هستیم<ref>دلائل النبوه، ج۱، ص۱۷۱؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۶؛ فتحالقدیر، ج۴، ص۲۸۰.</ref>. [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} نیز در ضمن احتجاجهای خویش در ماجرای فدک به آیه استشهاد کرده و اهلبیت{{عم}} را از هر بدی معصوم و از هر زشتی پاکیزه دانستهاند<ref>کتاب سلیمبن قیس، ص۲۲۷؛ بحارالانوار، ج۳۰، ص۳۰۶.</ref>.
| |
| | |
| ====سازگاری «اذهاب» و «تطهیر» با عصمت====
| |
| *برخی از کسانی که آیه تطهیر را دلیل بر عصمت اهلبیت نمیدانند، بر این نکته پای میفشارند که پاک ساختن از پلیدیها (تطهیر) و زدودن آلودگیها (اِذهاب رجس) نه تنها گواه بر عصمت اهلبیت نیست، بلکه نشان آن است که آنان نیز، همچون دیگران، از آلوده شدن به گناه ایمنی ندارند، زیرا اذهاب و تطهیر درباره «رفع» پلیدیهای موجود به کار میرود؛ نه «دفع» آنچه هنوز تحقق نیافتهاست<ref>روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۸.</ref>، در حالی که دامنه کاربرد این واژه، فراتر از رفع آلودگیهای موجود است و دفع پلیدیهای تحقق نیافته را نیز در برمیگیرد.
| |
| *[[شیخ مفید]] برای توضیح معنای اذهاب از یکی از مترادفهای آن کمک میگیرد که در قالب دعا چنین به کار میرود: «خداوند هر گونه ناگواری را از شما دور گرداند». روشن است که مقصود گوینده تنها بر طرف شدن گرفتاریهای موجود نیست، بلکه میخواهد که از آغاز، گَرد بلا بر او ننشیند<ref>سلسله مؤلفات، ج۶، ص۲۷؛ «المسائل العکبریه»؛ منشور جاوید، ج۵، ص۲۹۳ـ۲۹۴.</ref>. چگونگی کاربرد این واژه در روایات نیز شاهدی گویا بر مدعاست، چنان که [[پیامبر|پیامبراکرم{{صل}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|« مَنْ أَطْعَمَ أَخَاهُ حَلَاوَةً أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ مَرَارَةَ الْمَوْت»}}<ref>هرکس کام برادر مؤمن خود را شیرین سازد خداوند تلخی مرگ را از وی دور گرداند؛ بحارالانوار، ج۱۸، ص۱۶؛ ج۲۳، ص۱۱۶؛ ج۴۷، ص۱۳۳؛ ج۶۳، ص۳۹۷؛ ج۷۲، ص۴۵۶.</ref>. واضح است که منظور از این سخن آن نیست که ابتدا تلخی مرگ را به وی میچشاند و سپس آن را برطرف میسازد، بلکه مقصود این است که از ابتدا مرگ برای چنین شخصی گوارا خواهد بود.
| |
| *نگاهی گذرا به موارد کاربرد واژه تطهیر در قرآن نیز بر آنچه گفته شد مهر تأیید میزند؛ از باب نمونه در سوره واقعه، در وصف کتاب مکنون آمده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}}﴾}} <ref> که جز پاکان را به آن دسترس نیست؛ سوره واقعه، آیه: ۷۹.</ref> یکی از احتمالاتی که بیشتر مفسران [[اهل سنت]] به آن اشاره کردهاند این است که منظور از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْمُطَهَّرُونَ}}﴾}} فرشتگان الهی است که از آغاز آفرینش از وسوسههای شیطانی و آلودگی به طبیعت جسمانی، پاک و منزه بودهاند<ref>التفسیرالکبیر، ج۲۹، ص۱۹۵ـ۱۹۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۲۳۹ـ۲۹۲؛ روح المعانی، مج۱۵، ج۲۷، ص۲۳۵.</ref>؛ همچنین در سوره مدثّر به [[پیامبر|پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} دستور داده شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ }}﴾}} <ref> و جامهات را پاکیزه گردان؛ سوره مدثر، آیه: ۴.</ref> از جمله اقوال مفسران در این آیه این است که مقصود از لباس، همین لباس ظاهری است و منظور از سفارش به تطهیر یا این است که پیامبر و دیگر مسلمانان باید لباس آلوده به نجاست را شست و شو دهند "رفع" یا آنکه، بر خلاف شیوه رایج در دوران جاهلیت، لباسهای خود را کوتاه کرده، بر زمین نکشانند تا به نجاست آلوده نگردد "دفع"<ref>التفسیرالکبیر، ج۳۰، ص۱۹۱ـ۱۹۲؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۴۱۱.</ref>. این مفسران عربزبان در تفسیرهای خود بر احادیثی اعتماد کردهاند که زبان مادری غالب راویان آنها نیز عربی بوده است و هیچ یک از آنان استفاده از واژه تطهیر درباره دفع آلودگیهای تحقق نیافته را ناسازگار با برداشت زبانی خود نمیدیدهاند.
| |
| | |
| ====مقصود از اهلبیت====
| |
| *[[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} پیش و پس از نزول آیه تطهیر، با شیوههایی به یاد ماندنی اهلبیت را به همگان معرفی کرده، راهِ هرگونه توجیهی را بسته است. براساس روایات فراوانی که به «حدیث کساء» شهرت یافته، [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} پارچهای بر روی خود و [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} و فرزندانشان، [[امام حسن|حسن]]{{ع}} و [[امام حسین|حسین]]{{ع}} انداخته، جمله {{عربی|اندازه=150%|« اللَّهُمَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي»}} را برای آیندگان به یادگار گذاشت<ref>مسند احمد، ج۷، ص۴۱۶ـ۴۱۷؛ ج۵، ص۷۹؛ صحیح مسلم، سنوسی، ج۸، ص۲۷۶؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۳۱، ۳۲۸، ۳۶۱.</ref> و در پاسخ به [[امّ سلمه]] که از شایستهترین همسران [[پیامبر]] بود و پیوستن به اصحاب کساء را درخواست میکرد، فرمود: «رحمت خدا بر تو باد. تو همواره به راه خیر و رستگاری بودهای و چقدر من از تو راضیام؛ لیکن این فضیلت ویژه من و این گرامیان است»<ref>جامعالبیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۱ـ۱۳؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۶۰ـ۲۶۱؛ بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۴۱.</ref>. [[پیامبر|پیامبر خدا]]{{صل}} برای آنکه وظیفه خویش در تبیین آیات الهی را به گونهای شایسته به جای آورد، به این مقدار نیز بسنده نکرده، بلکه با به کارگیری شیوهای فراموش نشدنی و در مدت زمانی نسبتاً طولانی، آن هم به صورت هر روزه، به معرفی اهلبیت پرداخت. در روایتی از [[ابن عباس]] در اینباره آمده است: [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} تا ۹ ماه، روزی۵ بار، هنگام فرا رسیدن وقت نماز به در خانه [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} میآمد و میفرمود: درود و رحمت خدا بر شما اهلبیت، خداوند اراده کرده است که هرگونه پلیدی را از شما اهلبیت دورگرداند و به طور کامل و شایسته پاکتان سازد. وقت نماز است، آماده شوید. رحمت خدا بر شما باد<ref>عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج۱، ص۴۹۵؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۶؛ سننالترمذی، ج۵، ص۳۱.</ref>. مضمون این حدیث در تفسیر آیه شریفه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا }}﴾}} <ref>و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن؛ سوره طه، آیه: ۱۳۲.</ref> نیز به چشم میخورد<ref>تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۱۳۶؛ الدرالمنثور، ج۵، ص۶۱۳.</ref>، با این همه، برخی از مفسران با دستاویز قرار دادن روایاتی از عِکرمه، [[عروة بن زبیر]] و [[مقاتل بن سلیمان]]<ref>تفسیر ابنابی حاتم، ج۹، ص۳۱۳۲؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۳؛ روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۹.</ref>، یا با استناد به این نکته که آیات پیش و پس از فقره معروف به آیه تطهیر درباره همسران [[پیامبر]] است<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۱۹؛ غرائب القرآن، ج۵، ص۴۶۰؛ تفسیر ابنکثیر، ج۳، ص۴۹۱، ۴۹۴.</ref> تلاش کردهاند که اصحاب کساء را از گستره تطهیر خارج سازند، یا دست کم زنان [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} را نیز در قلمرو آن بگنجانند. در این باره به بیان چند نکته بسنده میکنیم:
| |
| *یک. سه راوی یاد شده کینه اهلبیت را در دل میپرورانده و به تصریح تذکره نویسان اهلسنت، اشخاصی فاسق، غیر قابل اعتماد، و دروغگو بودهاند؛ [[احمد بن حنبل]] و [[مالک بن انس]]، از پیشوایان چهارگانه [[اهل سنت]]، و نیز مسلم ـ که کتاب صحیح او از معتبرترین کتب روایی [[اهل سنت]] به شمار میرود ـ به نکوهش عکرمه پرداخته و از نقل روایاتش خودداری میورزیدهاند<ref>وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۵ـ۲۶۶؛ میزان الاعتدال، ج۵، ص۱۱۶؛ تهذیب التهذیب، ج۷، ص۲۳۰، ۲۳۳.</ref>. نسائی، صاحب سنن، مقاتل را یکی از ۴ نفری میشمارد که در جعل حدیث پرآوازهاند و [[خارجة بن مصعب]]، از معاصران مقاتل، میگوید: من خون یهودی را حلال نمیشمارم؛ امّا اگر بر [[مقاتل بن سلیمان]] دست یابم، شکمش را میدرم<ref>وفیات الاعیان، ج۵، ص۲۵۶ـ۲۵۷؛ میزان الاعتدال، ج۶، ص۵۰۵، ۵۰۷؛ تهذیب التهذیب، ج۱۰، ص۲۵۳، ۲۵۵.</ref>. [[عروة بن زبیر]] نیز همچون برادرش عبدالله با اهلبیت [[پیامبر]] دشمنی میورزیده و با شنیدن نام [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} به شدت دگرگون میشده است. به گفته [[ابو جعفر اسکافی]] وی از کسانی بود که با دریافت مبالغی هنگفت از معاویه در نکوهش [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به جعل حدیث میپرداخت<ref>شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۶۳ـ۶۴، ۶۹، ۱۰۲.</ref>.
| |
| *دو. شمار احادیثی که آیه تطهیر را ویژه خمسه طیّبه میداند، حتی در میان کتب روایی [[اهل سنت]]، بسیار بیشتر از روایات کسانی چون عکرمه است و حتی برخی از این منابع به نقل از راویانی چون [[زید بن ارقم]] بر خروج نساء النبی از مفهوم اهلبیت چنین استدلال کردهاند: زن پس از طلاق به نزد خویشاوندان خود باز میگردد، پس اهلبیت [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نَه همسران او، بلکه کسانیاند که با وی از یک ریشه بوده و صدقه بر آنها حرام گشته است<ref>صحیح مسلم، سنوسی، ج۸، ص۲۳۲ـ۲۳۳.</ref>.
| |
| *سه. روایات پیشگفته صریح در نزول آیه تطهیر به تنهایی است و حتی یک روایت بر نزول این آیه در ضمن آیات همسران [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} وارد نشده و کسی نیز آن را ذکر نکرده است، حتی کسانی که قائل به اختصاص آیه به همسران [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}اند، چنان که به عکرمه و عروه نسبت داده میشود، بنابراین، آیه تطهیر برحسب نزول جزو آیات همسران [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و نیز متصل به آن نبوده و قرار گرفتن آن بین آیات مزبور یا به فرمان [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} یا هنگام تألیف بعد از رحلت ایشان بوده و مؤید آن این است که انسجام و اتصال آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ }}﴾}} <ref>و در خانههایتان آرام گیرید ؛ سوره احزاب، آیه: ۳۳.</ref> بر فرض برداشته شدن آیهتطهیر از بین جملههای آن به هم نمیخورد، بر این اساس موقعیت آیه تطهیر نسبت به آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ }}﴾}} مانند موقعیت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ }}﴾}} <ref>امروز کافران از دین شما نومید شدند؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref> نسبت به آیه محرمات اکل از سوره مائده است<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۰۹، ۳۱۲.</ref>.
| |
| *چهار. تفاوت ضمایر آیه تطهیر با آیات پسین و پیشین، و نیز تمایز آشکار در لحن این دو بخش ـ که یکی مخاطب خود را به شدت میستاید و دیگری خوف و امید را به هم میآمیزد ـ گواه روشن این ادعاست که همسران پیامبر را از این فضیلت نصیبی نیست<ref>بحارالانوار، ج۳۵، ص۲۳۵؛ منشور جاوید، ج۵، ص۳۰۸، ۳۱۲؛ بررسی مسائل کلی امامت، ص۲۱۷، ۲۱۹.</ref>. به گفته برخی دانشمندان، اگر اصحاب جمل عایشه را در منقبت مورد اشاره آیه شریک میدیدند، بیتردید نقشی از آن بر پیشانی جمل پدید میآوردند<ref>فاطمة الزهراء{{س}}، ص۱۸.</ref>.
| |
| | |
| ===شرکت در مباهله و دعوت به دین حق===
| |
| {{همچنین ببینید|مباهله}}
| |
| *در سال دهم هجری گروهی از مسیحیان نجران ـ که شمارشان به ۶۰ تن میرسید ـ به مدینه آمدند و پس از گفت و گوهای طولانی با [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} همچنان بر درستی آموزههای مسیحی همچون الوهیت [[حضرت عیسی]]{{ع}} اصرار ورزیدند<ref>التفسیر الکبیر، ج۷، ص۱۶۵ـ۱۶۶.</ref>. سرانجام آیه معروف مباهله به این گفت و گوها پایان داد و راه دیگری فرا روی مسیحیان نهاد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}﴾}} <ref> بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش ، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم؛ سوره آل عمران، آیه: ۶۱.</ref> پیام آیه برای عالمان مسیحی ـ با توجّه به آگاهیشان از تاریخ انبیا ـ این بود که دو گروه با تضرّع خدای خود را بخوانند و از او بخواهند تا دروغگویان را به لعن و عذاب خویش گرفتار سازد. فردای آن روز پیامبر خدا در حالی که دست [[حسن]]{{ع}} را به کف و [[حسین]]{{ع}} را در آغوش گرفته بود و [[علی]]{{ع}} و [[فاطمه]]{{س}} او را همراهی میکردند، قدم به میدان مباهله نهاد و رعب و هراسی بر دل مسیحیان افکند. اسقف نجران با دیدن این صحنه به یاران خود گفت: چهرههایی را میبینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را از میان بردارد، چنان خواهد کرد<ref>الکشاف، ج۱، ص۳۶۸ـ۳۶۹؛ مجمعالبیان، ج۲، ص۷۶۲؛ التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۵.</ref>. بدین ترتیب، مسیحیان از مباهله سرباز زده، به پرداختن جزیه تن دادند. درباره این آیهو رویداد پس از نزول آن نکاتی درخور توجه است:
| |
| *الف. برخی، عناوین به کار رفته در آیه را بیارتباط با اهلبیت میشمارند و در این مسئله، راویان [[اهل سنت]] را به پیروی کورکورانه از شیعیان متهم میسازند<ref>تفسیر المنار، ج۳، ص۳۲۲.</ref>. برخی دیگر پا را فراتر نهاده و بیمهابا اعلام میکنند که در صحاح سته و مسند و مُوطّأ خبری از این احادیث نیست<ref>جامعالبیان، مج۳، ج۳، ص۴۰۹.</ref>. این در حالی است که به نقل بسیاری از محدّثان بزرگ [[اهل سنت]]، [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} پس از نزول آیه مباهله، [[علی]]{{ع}}، [[فاطمه]]{{س}}، [[حسن]]{{ع}} و [[حسین]]{{ع}} را نزد خود خواند و همچون موارد مشابه دیگر جمله {{عربی|اندازه=150%|« اللَّهُمَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي»}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص۳۰۱ـ۳۰۲؛ صحیح مسلم، سنوسی ج۸، ص۲۳۰؛ سنن الترمذی، ج۴، ص۲۹۳.</ref> را به یادگار گذاشت. آوازه این شأن نزول به گونهای است که [[سعد بن ابی وقاص]] در پاسخ این پرسش معاویه که چرا از ناسزاگویی به ابو تراب خود داری میکنی؟ بر سه ویژگی آن حضرت تأکید میورزد و یکی از آنها را منزلتی میداند که آیه مباهله برای ایشان به ارمغان آورده است<ref>صحیح مسلم، سنوسی، ج۸، ص۲۲۸ـ۲۳۰؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۱۱۱ـ۱۱۲.</ref>، بر همین اساس، بسیاری از مفسران بزرگ [[اهل سنت]]، آیه مزبور را دلیل بر نبوت [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و نیز قویترین دلیل بر فضیلت اهلبیت آن حضرت دانستهاند.
| |
| *ب. با کنار هم نهادن آیه مباهله و روایاتی که به تفسیر آن پرداخته است چنین به دست میآید که اولاً [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} پسران رسول خدایند و بر خلاف پندار دوران جاهلیت نوادگان دختری را نیز میتوان فرزند به شمار آورد<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۶.</ref>. ثانیاً [[فاطمه زهرا]]{{س}} سرآمد همه زنانی است که به گونهای به [[پیامبر]] منسوباند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۷۶۳ـ۷۶۴؛ المیزان، ج۳، ص۲۲۵.</ref>. ثالثاً مقصود از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَنفُسَنَا}}﴾}} نه خود [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، بلکه [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است، زیرا آدمی همواره دیگری را به کاری فرا میخواند و دعوت از خود تعبیر پسندیدهای نیست<ref>سلسله مؤلفات، ج۲، ص۳۸، «الفصول المختاره»؛ مجمعالبیان، ج۲، ص۷۶۴؛ التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۶.</ref> از آیه مباهله میتوان نتیجه گرفت که [[علی]]{{ع}} پس از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} سرآمد همه مردمان است و همچون ایشان بر پیامبران پیشین برتری دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۶.</ref>، چنانکه در کلامی منسوب به [[امام رضا]]{{ع}} به آن اشاره شده است<ref>سلسله مؤلفات، ج۲، ص۳۸، «الفصول المختاره».</ref>. این برداشت هرچند از دیدگاه برخی نادرست مینماید<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۶ـ۸۷.</ref>؛ اما به هر حال، منزلتی که تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَنفُسَنَا}}﴾}} به بار میآورد انکار ناشدنی است و با احادیثی چون {{عربی|اندازه=150%|« أَنَ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْه»}} <ref>مسند احمد، ج۶، ص۴۸۹؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۲۹۶؛ المستدرک، ج۳، ص۱۱۹.</ref>. نیز تأیید میگردد.
| |
| *ج. فراخوانی نزدیکترین کسان [[پیامبر]] برای مباهله نه تنها بیانگر اطمینان [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} به حقانیت خویش، بلکه همچنین نشان آن است که همه افراد اهلبیت در دعوت به دین حق و مباهله بر سر آن، شریکاند<ref>المیزان، ج۳، ص۲۲۴ـ۲۲۷.</ref>.
| |
| | |
| ===ولایت و رهبری===
| |
| {{همچنین ببینید|ولایت اهل بیت}}
| |
| {{همچنین ببینید|رهبری اهل بیت}}
| |
| *قرآن کریم والیان امر را کنار [[پیامبر خاتم|پیامبر{{صل}} قرار داده و با یک فرمان مؤمنان را به اطاعت از پیامبر و اطاعت از آنان فراخوانده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ }}﴾}} <ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید؛ سوره نساء، آیه: ۵۹.</ref>. [[پیامبر خاتم|رسولخدا]]{{صل}}افزون بر دریافت و ابلاغ [[وحی]]، دست کم دو وظیفه مهم دیگر بر عهده داشت: تبیین آموزههای وحیانی، و فرمانروایی و حکومت. بیشک اطاعت از خدا با وظیفه نخست دریافت و ابلاغ [[وحی]] پیوند میخورد و اطاعت از رسول در دو قلمرو دیگر تبیین و حکم قابل تصور است. نکته درخور توجه، آن است که از کنار هم آمدن {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّسُولَ}}﴾}} و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُولِي الأَمْرِ}}﴾}} و بسنده شدن به یک {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَطِيعُواْ}}﴾}} برای هر دو میتوان دریافت که اولواالامر، صرف نظر از دریافت و ابلاغ وحی، با [[پیامبر]]{{صل}} همسان و برابرند و بر همگان واجب است که تبیین معارف الهی را از آنان بجویند و نیز امر حکومت بر جامعه اسلامی را بدانان بسپارند<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۸.</ref>. از سوی دیگر، این اطاعت به دلیل آنکه قید و شرطی را به همراه ندارد، اطاعتی همه جانبه و بیچون و چراست، و این مطلب جز با عصمت رسول و اولواالامر سازگار نیست، زیرا سرسپردگی بدین صورت تنها در برابر کسی سزاست که از کجاندیشی و کجروی مصون است و در گفتار و رفتار، مردم را جز به آنچه رضای خداست نمیخواند<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۹، ۳۹۱؛ کشف المراد، ص۴۹۳.</ref> برخی از مفسران [[اهل سنت]] دلالت آیه بر عصمت را میپذیرند؛ ولی اولواالامر را به نخبگان امت تفسیر میکنند<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص۱۴۴.</ref>، در حالی که در منابع معتبر آنان آمده است که [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]]{{صل}} جانشینان خود را ـ با به کارگیری تعابیری چون خلیفه، والی و امیر ـ ۱۲ تن شمرده و همه آنان را از قریش "طایفه بنیهاشم"<ref>ینابیعالموده، ج۱، ص۳۴۱، ۳۵۱؛ احقاقالحق، ج۱۳، ص۱،۷۴.</ref> دانسته است. این خود نشان آن است که عنوان اولیالامر فقط بر امامان دوازدهگانه شیعه منطبق است و شامل خلفای دیگر نمیشود.
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| *[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دایره المعارف قرآن کریم؛ ص ۲۱۹ - ۲۳۲]
| |
| | |
| ==جستارهای وابسته==
| |
| {{پرسشهای وابسته}}
| |
| {{ستون-شروع|3}}
| |
| * [[هدایتگر]]
| |
| * [[ولی]]
| |
| * [[خلیفه]]
| |
| * [[شاهد]] ([[شهید]])
| |
| * [[وارث]]
| |
| * [[حجت]]
| |
| * [[امت وسط]]
| |
| * [[اصطفا]]
| |
| * [[اجتبا]]
| |
| * [[امامان از اهل بیت پیامبر خاتم]]
| |
| * [[امامان دوازدهگانه]]
| |
| * [[امامت امام على]]
| |
| * [[امام حسن مجتبى]]
| |
| * [[امام حسین]]
| |
| * [[امام سجاد]]
| |
| * [[امام باقر]]
| |
| * [[امام صادق]]
| |
| * [[امام کاظم]]
| |
| * [[امام رضا]]
| |
| * [[امام جواد]]
| |
| * [[امام هادى]]
| |
| * [[امام حسن عسکری]]
| |
| * [[امام مهدى]]
| |
| {{پایان}}
| |
| {{پایان}}
| |
| | |
| =='''[[:رده:آثار وابسته به اهل بیت|منبعشناسی جامع اهل بیت]]'''==
| |
| * [[:رده:کتابشناسی کتابهای اهل بیت|کتابشناسی اهل بیت]]؛
| |
| * [[:رده:مقالهشناسی مقالههای اهل بیت|مقالهشناسی اهل بیت]]؛
| |
| * [[:رده:پایاننامهشناسی پایاننامههای اهل بیت|پایاننامهشناسی اهل بیت]].
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| | |
| [[رده:مدخلهای اصلی دانشنامه]]
| |
| [[رده:اهل بیت]]
| |