|
|
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| [[اهل بیت]] در لغت: از سخنان لغت شناسان به دست می آید که اهل بر نوعی رابطه و پیوند میان یک انسان با انسان یا چیز دیگری دلالت می کند ، همسر یک مرد اهل وی می باشد ، چنان که نزدیک ترین افراد به او نیز اهل او هستند ، امت هر پیامبری اهل او به شمار می روند. ساکنان خانه یا شهر و آبادی ، اهل خانه یا شهر و آبادی اند. پیروان هر دین و آیینی اهل آن دین اند. فرد یا افرادی که دانش و هنر و حرفه ای را دارند ، اهل آن دانش و هنر و حرفه محسوب می شوند. (معجم المقاییس فی اللغة ، ج۱ ص۹۳ ; المصباح المنیر ، ج۱ ، ص۳۷ ; لسان العرب ، ج۱ ، ص۱۸۶ ; اقرب الموارد ، ج۱ ، ص۲۳ ; المفردات فی غریب القرآن ، ص۲۹ ; المعجم الوسیط ، ج۱ ، ص۳۱) بنابراین ، [[اهل بیت]] در لغت به معنای ساکنان یک خانه است ، ولی در عرف مسلمانان معنای خاصی دارد که بیان خواهد شد. (المفردات فی غریب القرآن ، ص۲۹). | | #تغییرمسیر [[اهل بیت پیامبر خاتم در حدیث]] |
| واژهآل نیز در اصلاهل بوده است ، حرف هاء به همزه و سپس به الف تبدیل شده است (لسان العرب ، ج۱ ، ص۱۸۶). کاربرد واژه آل از واژه اهل محدودتر است ، زیرا آل به زمان و مکان و حرفه و مانند آن اضافه نمی شود. و به انسان اختصاص دارد ; در مورد انسان نیز تنها به انسان هایی که جایگاه ویژه ای اعم از مثبت یا منفی دارند ، اضافه می شود مانند: آل ابراهیم ، آل عمران ، آل فرعون (المفردات ، ص۳۰).
| |
| [[اهل بیت]] در قرآن: کلمه [[اهل بیت]] در قرآن در سه آیه به کار رفته است: یکی در آیه۷۳سوره هود که مربوط به حضرت ابراهیم{{ع}} و همسر اوست. فرشتگان ، خطاب به همسر ابراهیم گفتند: (رَحْمة اللّه وبرکاته علیکم أهل البیت إنّه حمید مجید) ; رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان باد بی گمان او ستوده ای بزرگوار است. دیگری در آیه ۱۲ قصص که مربوط به خاندان موسی{{ع}} است. خواهر حضرت موسی{{ع}} به درباریان گفت: (هل أدلّکم علی أهل بیت یکفلونه لکم) ; آیا شما را بر خانواده ای راهنمایی کنم که برای شما از وی سرپرستی کند: آیا شما را به خانواده ای راهنمایی کنم که این کودک (موسی) را برای شما نگهداری می کنند. و سوم در آیه ۳۳۳ سوره احزاب که به آیه تطهیر معروف است. خداوند خطاب به پیامبر و خاندان او فرموده است: (إِنّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرِّجس أهل البیت ویطهّرکم تطهیراً) ; خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند، درباره این که مقصود از [[اهل بیت]] در آیه چه کسانی اند اقوال مختلفی مطرح شده است. دیدگاه مورد قبول شیعه و جمع کثیری از اهل سنت این است که مقصود اهل کساء می باشد ، یعنی پیامبر {{صل}} ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین (علیهم السلام) (ر.ک: مدخل آیه تطهیر).
| |
| [[اهل بیت]] در روایات: واژه [[اهل بیت]] در احادیث نبوی چهار کاربرد مختلف دارد که می توان آنها را کاربردهای: اعم ، عام ، خاص و أخصّ نامید. کاربرد اعم آن کسانی که هیچ گونه پیوند خویشاوندی نسبی یا سببی با پیامبر ندارند را شامل می شود. آنان مسلمانانی اند که در پیروی از پیامبر{{صل}}) صادق و ثابت قدمند. چنان که پیامبر {{صل}} سلمان فارسی (مناقب ابن شهرآشوب ، ج۱ ، ص۸۵۵ ; الصواعق المحرقة ، ص۲۸۱)وابوذر غفاری (مکارم الاخلاق ، ص۴۵۹۹) را از [[اهل بیت]] به شمار آورده است ، در برخی روایات [[اهل بیت]] بر افراد دیگری نیز اطلاق شده است که اسامة بن زید (الصواعق المحرقة ، ص۲۸۱) و واثلة بن اسقع (تفسیر طبری ، ج۲۲ ، ص۱۲) از آن جمله است.
| |
| کاربرد عام [[اهل بیت]] همه خویشاوندان نسبی پیامبر {{صل}}) را دربرمی گیرد ، کسانی که صدقه واجب (زکات) بر آنان حرام شده است. (صحیح مسلم ، ج۴ ، ص۱۸۷۳ ، باب فضائل علی بن ابوطالب ، حدیث۷۷).در حدیث دیگری ، تعبیر [[اهل بیت]] در خصوص عباس عموی پیامبر و فرزندان او به کار رفته است (الصواعق ، ص۲۸۱).
| |
| کاربرد خاصّ [[اهل بیت]] مربوط به همسران پیامبر {{صل}}) است. بدون شک ، همسران پیامبر {{صل}}) مطابق معنای لغوی و عرفی ، [[اهل بیت]] پیامبرند ، مقصود از بیت در این جا ، بیت سُکنی (محل سکونت) است ، نه بیت نَسَب یا نبوت. در یکی از احادیث مربوط به شأن نزول آیه تطهیر (احزاب:۳۳) آمده است که ام سلمه به پیامبر {{صل}}) گفت:آیا من نیز از اهل البیت هستم ، پیامبر ، پاسخ داد: آری. (المسند ، ج۱۸ ، ص۲۵۸۸). گفتنی است که در سایر احادیثی که از امّ سلمه نقل شده ، پیامبر {{صل}} به پرسش امّ سلمه از او که آیا من از [[اهل بیت]] یعنی کسانی که آیه تطهیر در مورد آنان نازل شده ، هستم؟ پاسخ مثبت نداد. ولی میان این دو دسته روایات منافاتی نیست ، زیرا آن روایات مربوط به قبل از نزول آیه تطهیر در حق [[اهل بیت]] و پیش از دعای پیامبر {{صل}}) در حق آنان است ، و این حدیث ، مربوط به پس از نزول آیه تطهیر و دعای پیامبر {{صل}}) در مورد [[اهل بیت]] است. (مشکل الآثار ، ج۱۱ ، ص۳۳۵ ; الصواعق ، ص۲۸۱۱).
| |
| کاربرد أخصّ [[اهل بیت]] به گروهی از خاندان پیامبر {{صل}}) اختصاص دارد که از ویژگی عصمت برخوردارند. مصداق آن در روایات مربوط به آیه تطهیر و آیه مباهله ، اصحاب کساء (علی ، فاطمه ، حسن و حسین (علیهم السلام) ) است ( مدخل آیه تطهیر ; مشکل الآثار ، ج۱۱ ، ص۳۳۲ـ ۳۳۹ ; الصواعق المحرقه ، ص۲۸۱۱). و در احادیثی مانند حدیث ثقلین ، حدیث سفینه و مانند آنها که بر وجود اهل البیت در همه زمان ها دلالت دارد ، علاوه بر اصحاب کساء ، امامان معصوم از دودمان امام حسین{{ع}} می باشد. توضیح آن پس از این خواهد آمد.
| |
| شمس الدین سخاوی مصری از کسانی است که به کاربردهای مختلف اهل البیت در احادیث نبوی توجه کرده است. وی گفته است: اهل البیت دو کاربرد اعمّ و اخصّ دارد. کاربرد اعمّ آن همسران پیامبر ، خویشاوندان نسبی اوکسانی که صدقه (زکات) بر آنان حرام شده است و صحابه ای چون سلمان که در پیروی از پیامبر {{صل}} صادق بودند را شامل می شود. و کاربرد اخصّ آن به کسانی که آیه تطهیر در شأن آنان نازل شده است (اصحاب کساء) اختصاص دارد (الصواعق ، ص۲۸۱).
| |
| در احادیث امامان [[اهل بیت]] (علیهم السلام) نیز [[اهل بیت]] در سه معنا بکار رفته است:کاربرد عامّ که مؤمنان راستین را شامل می شود چنان که امام صادق فرموده است:هر کس پرهیزکار و صالح باشد از ما [[اهل بیت]] است (دعائم الإسلام ، ج۱ ، ص۶۲۲). امام{{ع}} به دو آیه از قرآن کریم بر این معنا استشهاد کرده است: (ومن یتولّهم منکم فإنّه منهم) ; و هر کس از شما آنها را به دوستی گیرد، از آنان خواهد بود (مائده:۵۱) ، (فمن تبعنی فإنّه منّی) ; پس هر که از من پیروی کند، بی گمان او از من است (ابراهیم:۳۶۶).
| |
| کاربرد خاصّ آن به خویشاوندان پیامبر {{صل}}) اختصاص دارد. چنان که امیرالمؤمنین فرموده است:هرگاه در جنگ با دشمنان اسلام ، کار سخت می شد و مردم از مقابله با دشمن خودداری می کردند ، پیامبر {{صل}}) [[اهل بیت]] خود را به کارزار می فرستاد ، عبیدة بن حارث در جنگ بدر ، حمزه در احد و جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسیدند (نهج البلاغه ،نامه۹۹). و کاربرد اخصّ آن به آن دسته از خویشاوندان پیامبر {{صل}}) اختصاص دارد که از مقام و منزلت ویژه ای برخوردارند و گفتار و رفتار آنان ملاک حق و راهنمای حقیقت است. چنان که امیرالمؤمنین{{ع}} فرموده است:به [[اهل بیت]] پیامبرتان بنگرید و به سمت و سوی حرکت آنان ملتزم باشید و از آنان پیروی کنید ، زیرا آنان هرگز شما را از مسیر هدایت خارج نکرده و به گمراهی باز نمی گردانند ، نه از آنان پیشی بگیرید که گمراه خواهید شد ، و نه از آنان فاصله بگیرید که هلاک خواهید شد (نهج البلاغه ، خطبه۹۷). امام حسن مجتبی{{ع}} خطاب به اهل عراق فرمود:ما [[اهل بیت]]ی هستیم که خداوند آیه مبارکه تطهیر (احزاب:۳۳) را درباره آنان نازل فرموده است (تفسیر ابن کثیر ، ج۵ ، ص۴۵۸۸). روایات در این خصوص بسیار است.
| |
| از کاربردهای چهارگانه [[اهل بیت]] در روایات اسلامی ، دو کاربرد اخیر متداول است و هرگاه [[اهل بیت]] بدون قرینه به کار رفته باشد ، یکی از آن دو مقصود است ، و اصطلاح رایج در مورد اوّل اصحاب و در مورد دوم ، ازواج است. بدین جهت در مجامع حدیثی و در باب فضایل اصطلاح اصحاب ، ازواج و [[اهل بیت]] به صورت جداگانه مطرح شده اند. از دو معنای اخیر ، در کتاب های شیعه ، معنای دوم رایج تر است و هرگاه [[اهل بیت]] بدون قرینه مطرح شود ، معنای اخصّ آن مقصود است ، و مباحث بعدی این نوشتار ناظر به همین معناست.
| |
| عصمت [[اهل بیت]]
| |
| بارزترین ویژگی [[اهل بیت]] به معنای أخصّ آن ، عصمت است. این ویژگی از آیه تطهیر به روشنی به دست می آید ، زیرا در این آیه از [[اهل بیت]] به عنوان کسانی یاد شده است که خداوند اراده کرده است هرگونه پلیدی را از آنان دور سازد. کلمه إنّما که از ادوات حصر است ، و روایات شأن نزول بیانگر این است که این مسئله از ویژگی های [[اهل بیت]] است ، و به آنان اختصاص دارد ، بنابراین ، نمی توان اراده در آیه را اراده تشریعی دانست ، زیرا اراده تشریعی به زدودن پلیدی از افراد همگانی است. بنابراین ، اراده در آیه اراده تکوینی است ، و اراده تکوینی خداوند تخلّف ناپذیر است. بنابراین ، پاکی [[اهل بیت]] از هرگونه پلیدی ، تخلف ناپذیر و حتمی است ، در نتیجه ، آنان از هرگونه پلیدی پیراسته و معصوم اند. ( مدخل آیه تطهیر).
| |
| حدیث ثقلین نیز که از احادیث متواتر است و در سند آن تردیدی وجود ندارد (نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار ، جلد اوّل) بر عصمت [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}}) (به معنای اخصّ آن) دلالت می کند ، زیرا در این حدیث ، [[اهل بیت]] به عنوان ثقل اصغر در کنار قرآن که ثقل اکبر است قرار گرفته و دو میراث گرانبهای پیامبر {{صل}}) به شمار آمده که از یکدیگر جدا نخواهند شد و اگر مسلمانان به آن دو تمسک جویند گمراه نخواهند شد. بدون شک ، قرآن کریم کلام خداوند است و هیچ گونه خطا و انحرافی در آن راه ندارد: (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه) ; هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر به سویش نمی آید (فصلت:۴۲) ، بنابراین ، [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}}) نیز که در کنار قرآن قرار گرفته و تمسک به آن مانع گمراه شدن انسان است ، هیچ گونه خطا و انحرافی در آن راه نخواهد داشت. برخی از محققان اهل سنّت نیز دلالت حدیث ثقلین را بر طهارت و پیراستگی [[اهل بیت]] از آلودگی و خطا پذیرفته اند. عبدالرؤوف مناوی گفته است: در این حدیث ، پیامبر {{صل}}) امت را توجیه کرده است که در زمینه دین به کتاب و عترت تمسک جویند ، با آن دو به نیکویی عمل کنند و حق آنها را بر خود مقدم دارند. این دستور درباره قرآن به این جهت است که معدن علوم دینی و اسرار و حکمت های شرعی است ، و درباره عترت به این جهت است که هرگاه عنصر پاک باشد بر فهم دین کمک می کند ، و از طرفی ، پاکی عنصر به نیکویی اخلاق می انجامد ، و نیکویی اخلاق به صفای قلب و پیراستگی و طهارت آن منتهی می گردد (فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر ، ج۳ ، ص۱۸ـ۱۹). زرقانی در (شرح المواهب اللدنیة ، ج۸ ، ص۲) وسندی در (دراسات اللبیب ، ص۲۳۳) نیز این مطلب را باز گفته اند. (نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار ، ج۲ ، ص۲۶۶ـ۲۶۹).
| |
| به اعتقاد برخی از عالمان اهل سنّت در عصمت اخلاقی و عملی [[اهل بیت]] (حضرت زهرا و امامان دوازده گانه شیعه (علیهم السلام) ) شکی نیست ، و جز انسان نادانی که منکر اسلام باشد در آن تردید نمی کند ، آنچه مورد اختلاف است ، عصمت علمی آنان است (النبراس ، ص۵۳۲۲ ، حاشیه بحرالعلوم) ، ولی با توجه به این که حدیث ثقلین تمسک به [[اهل بیت]] در حوزه دین را مانع از ضلالت می داند ، عصمت علمی آنان نیز به روشنی به دست می آید.
| |
| برتری [[اهل بیت]]
| |
| از حدیث ثقلین برتری [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}}) بر دیگران نیز به روشنی به دست می آید ، زیرا پیامبر {{صل}}) آنان را در کنار قرآن قرار داده است ، قرآن را ثقل اکبر و [[اهل بیت]] را ثقل اصغر نامیده است ، و فرد دیگری را در ردیف قرآن قرار نداده است. بنابراین همان گونه که قرآن کریم که کلام الهی است ، بر مسلمانان برتری دارد ، [[اهل بیت]] نیز که در کنار قرآن و ملازم با آن هستند ، بر دیگران برترند. سعدالدین تفتازانی در این باره گفته است: مفاد آیه تطهیر و حدیث ثقلین برتری [[اهل بیت]] بر دیگران است ، و ملاک برتری آنان ، صرف انتساب آنها به پیامبر نیست ، زیرا بر اساس کتاب و سنت و اجماع ، ملاک برتری علم و تقواست ، این ملاک در [[اهل بیت]] وجود دارد ، این مطلب از قرار گرفتن آنان در کنار قرآن و وجوب تمسک به آنان به دست می آید ، زیرا تمسک به قرآن جز عمل به علم و هدایت قرآن نیست ، همین گونه است تمسک به عترت. (شرح المقاصد ، ج۵ ، ص۳۰۱ـ ۳۰۳).
| |
| آیه مباهله نیز بر برتری اهل کساء بر دیگر صحابه پیامبر دلالت می کند ، زیرا بر اساس این آیه پیامبر {{صل}} از جانب خداوند مأموریت یافته است تا از میان کودکان ، مردان و زنان مسلمان افرادی را برای مباهله با نصرانی های نجران با خود همراه نماید. و پیامبر {{صل}} از مردان ، حضرت علی{{ع}} و از زنان ، حضرت زهرا (علیها السلام و از کودکان ، حسن و حسین (علیهما السلام) را برگزید.بدون شک برای مباهله کسانی برگزیده می شوند که از نظر ایمان و قرب به خداوند از جایگاه بالایی برخوردار باشند ، و در مباهله ای که یکی از افراد آن پیامبر {{صل}}) است ، باید کسانی با او همراه شوند که یا در مرتبه او باشند ، و یا از دیگران نسبت به مقام او نزدیک تر باشند ، و از طرفی ، اگر غیر از افراد یاد شده ، فرد دیگری از مسلمانان نیز از چنان جایگاه بالای ایمانی و معنوی برخوردار بود ، پیامبر {{صل}}) او را نیز برمی گزید ، زیرا در مورد رفتار پیامبر {{صل}}) احتمال کوچک ترین کار خلاف عدل و حکمت وجود ندارد. (نهج الحق وکشف الصدق ، ص۱۷۹و ۲۱۵ ۲۱۶ ; اللوامع الإلهیة ، ص۵۱۵ ; دلائل الصدق ، ج۲ ، ص۱۳۲ـ ۱۳۳۳). ابوریاح ، خدمت کار امّ سلمه از پیامبر {{صل}}) روایت کرده که اگر در روی زمین افرادی گرامی تر از علی ، فاطمه ، حسن و حسین (ع) وجود می داشت خداوند به من دستور می داد که به واسطه آنان مباهله کنم ، لکن خداوند به من دستور داد که به کمک آنان مباهله کنم ، آنان برترین افرادند. (ینابیع المودة ، ص۲۸۷) برتری [[اهل بیت]] از آیات و روایات دیگری مانند آیه مودت (شوری:۲۳) حدیث سفینه ، حدیث باب الحطة ، حدیث نجوم و مانند آنها نیز به دست می آید. چنان که در خصوص برتری هر یک از آنان نیز دلایلی وجود دارد که در مدخل های مخصوص هر یک خواهد آمد.
| |
| مرجعیت علمی [[اهل بیت]]
| |
| حدیث ثقلین بیانگر مرجعیت علمی [[اهل بیت]] است ، زیرا پیامبر {{صل}}) از مسلمانان خواسته است که به قرآن و عترت او تمسک جویند تا گمراه نشوند. نخستین و اساسی ترین منبع و مرجع علمی مسلمانان قرآن کریم است و پس از آن سنّت پیامبر {{صل}} قرار دارد ، و نقش [[اهل بیت]] در این باره این است که ترجمان قرآن و حافظان و ناقلان سنّت پیامبرند ، پیامبر گرامی {{صل}}) مأموریت داشت تا حقایق و معارف قرآن را برای مردم بیان کنند ، اما او به مقتضای حکمت و مصلحت ، این کار را به صورت تدریجی انجام داد. بدون شک او بخش عظیمی از حقایق و معارف قرآن را برای مردم بیان کرد ، ولی بخش دیگری را که شرایط بیان آنها فراهم نبود ، یا مصلحت این بود که در زمان های بعد بیان شود را به عترت معصوم خود سپرد تا آنان آن را بیان کنند. (اصل الشیعة واصولها ، ص۱۶۲) حاصل آن که : حفظ کامل آنچه توسط پیامبر {{صل}}) بیان شده بود و تبیین آنچه بیان نشده بود به [[اهل بیت]] پیامبر سپرده شد.
| |
| راه شناخت درست قرآن و سنت پیامبر {{صل}} تمسک به [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}}) است ، و بدین صورت آنان مرجع علمی مسلمانان در شناخت معارف و احکام دین می باشند. ملاعلی قاری گفته است:[[اهل بیت]] غالباً به صاحب بیت و احوال او از دیگران آگاه ترند ، بنابراین ، مراد از [[اهل بیت]] دانشمندان آنان و آگاهان به سیره پیامبر {{صل}} و واقفان بر راه و روش او ، و دانایان به حکم و حکمت او می باشد ، به این جهت است که شایستگی آن را دارند که دوشادوش کتاب خدای سبحان قرار گیرند (المرقاة ، ج۵ ، ص۶۰۰) ابن حجر نیز گفته است: پیامبر {{صل}} بدان جهت قرآن و عترت را ثِقل نامیده است که ثِقل به چیزی که گرانبها و دارای اهمیت است گفته می شود ، و قرآن و عترت این گونه اند ، زیرا هر دو معدن علوم لدنی و اسرار و حکمت های عالی و احکام شرعی اند ، بدین جهت بر تمسک به آن دو و فراگیری معرفت از آن دو تحریض و تأکید شده است. این تشویق و تأکید در مورد عترت مخصوص کسانی است که کتاب خدا و سنت رسول خدا {{صل}} را می شناسند ، و آنها هستند که تا قیامت از قرآن جدا نخواهند شد (الصواعق المحرقة ، ص ۱۸۹).
| |
| قرآن کریم [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}}) را به عنوان کسانی که خداوند آنان را از هرگونه پلیدی پاک کرده است ، معرفی نموده است (احزاب:۳۳) و از سوی دیگر یادآور شده است که حقایق متعالی و معارف مکنون قرآن را جز انسان های مطهّر از پلیدی ها درک نمی کنند: (إِنَّهُ لَقُرآنٌ کریم* فِی کتاب مَکنُون* لا یمَسُّهُ الاّ الْمُطهّرون) ; که این ] پیام [ قطعاً قرآنی است کریم، در کتابونهفته که جز پاک شدگان بر آن دست نزنند (واقعه:۷۷ـ۷۹۹) همان گونه که طهارت شرعی ، شرط تماس بدن انسان با ظاهر قرآن است ، طهارت روح و جان از رذایل نیز شرط فهم معارف و حقایق قرآن است ، و هر چه معارف و حقایق لطیف تر و عمیق تر باشد ، فهم آن به طهارت روحی بالاتر و عمیق تری نیاز دارد ، و عالی ترین آن ملازم با عصمت است. (المیزان فی تفسیر القرآن ، ج۱۹ ، ص۱۳۷) بنابراین ، معارف و حقایق قرآن را به طور کامل و عمیق جز پیامبر {{صل}}) و [[اهل بیت]] معصوم او کسی نمی داند ، و برای درک این حقایق باید به آنان رجوع کرد. امام صادق{{ع}} فرموده است:حقایق مربوط به گذشته و آینده و احکامی که حق و باطل را در مورد زندگی بشر از هم جدا می سازد ، در قرآن وجود دارد ، و ما آن را می دانیم. (اصول کافی ، ج۱ ، باب الرد إلی الکتاب والسنّة ، حدیث۹). همچنین فرموده است:ما راسخان در علم هستیم و تأویل قرآن را می دانیم (همان ، باب الراسخین فی العلم ، حدیث۱) ، احادیثی که از امامان [[اهل بیت]] (علیهم السلام در این باره روایت شده ، فراوان است.
| |
| وجوب پیروی از [[اهل بیت]]
| |
| از حدیث ثقلین ، وجوب پیروی از [[اهل بیت]] نیز به روشنی به دست می آید ، زیرا در این حدیث ،. نجات امت از گمراهی منوط به تمسک به کتاب خدا و [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}}) گردیده است ، تمسّک به معنای درآویختن است ، درآویختن به قرآن به شناخت دستورات قرآن و پیروی از آنهاست ، همین گونه است درآویختن به [[اهل بیت]] ، یعنی نخست باید دستورهای آنان را شناخت ، سپس آنها را بکار بست.
| |
| خداوند اطاعت از خود و رسول خود و اولی الأمر را واجب کرده است: (أَطیعُوا اللّهَ وأَطیعُوا الرَّسُول وَأُولی الأمر مِنکم) ; خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاء امر خود را (نساء:۵۹۹). با توجه به این که اولی الأمر بر الرسول عطف شده است ، بدون این که فعل أطیعوا تکرار شود ، معلوم می شود که ملاک وجوب اطاعت از اولی الأمر همان ملاک وجوب اطاعت از رسول خدا {{صل}}) است. اطاعت رسول خدا بدان جهت که رهبری الهی است و از مقام عصمت برخوردار است ، واجب است ، اگر او معصوم نبود ، اطاعت از او بدون هیچ قید و شرطی واجب نمی شد ، این مطلب در مورد اولی الأمر نیز جاری است ، و آنان نیز به دلیل این که از صفت عصمت برخوردارند ، باید به صورت مطلق اطاعت شوند. ( ر.ک: آیه اولی الأمر).
| |
| بنابراین ، آیه اولی الأمر بر معصوم بودن کسانی که پس از پیامبر {{صل}}) در رهبری جامعه اسلامی جانشین او می باشند ، و بر وجوب اطاعت از آنان دلالت می کند ، و از طرفی ، آیه تطهیر و روایات مربوط به آن مصادیق اولی الأمر معصوم را معرفی کرده است ، آنان چنان که گذشت اصحاب کساء هستند. پس ، اطاعت از [[اهل بیت]] معصوم پیامبر {{صل}} به عنوان متولیان امر هدایت و رهبری امت اسلامی ، پس از آن حضرت ، واجب است.
| |
| حدیث سفینه نوح نیز بر وجوب پیروی از [[اهل بیت]] دلالت می کند ، زیرا در این حدیث پیامبر {{صل}}) [[اهل بیت]] خود را به کشتی نوح تشبیه کرده است که هر کس داخل آن شد از طوفان نجات یافت ، و هر کس از داخل شدن در آن سرباز زد هلاک گردید ، بنابراین ، هر کس از [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}}) پیروی کند ، از گمراهی نجات خواهد یافت ، و هر کس از پیروی از آنان سرباز زند ، گمراه خواهد شد. ابن حجر مکی گفته است: وجه تشبیه آنان به کشتی نوح این است که هر کس به خاطر تشکر از کسی که این شرافت را به آنان اعطا کرده است ، آنها را دوست بدارد و عظیم بشمارد و هدایت دانشمندان آنان را بگیرد و به کار بندد از تاریکی مخالفت ها نجات یافته است و هر کس با آنان مخالفت کند ، در دریای کفران نعمت و پرتگاه های طغیان هلاک خواهد شد. (الصواعق المحرقة ، ص۱۹۱). وی درباره سند حدیث سفینه گفته است: این حدیث از طرق مختلف که برخی از آنها برخی دیگر را تقویت می کند ، روایت شده است (همان). برای آگاهی از سند حدیث سفینه ( نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار ، جلد چهارم).
| |
| | |
| مودّت و محبّت [[اهل بیت]]
| |
| در وجوب محبّت [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}} نمی توان تردید کرد. در آیه (قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی) (شوری/۲۳) دوستی خویشاوندان پیامبر {{صل}}) به عنوان مزد رسالت آن حضرت به شمار آمده است. مقصود از قربی (خویشاوندان) در این آیه همان کسانی اند که آیه تطهیر در مورد آنان نازل شده است ، چنان که حاکم نیشابوری روایت کرده است که حسن بن علی (علیهما السلام) پس از شهادت علی بن ابوطالب{{ع}} برای مردم سخنرانی کرد و به معرفی خود پرداخت و گفت: من از [[اهل بیت]]ی هستم که جبرئیل به سوی آنان فرود می آمد ، ومن از [[اهل بیت]]ی هستم که خداوند هرگونه پلیدی را از آنان دور ساخته است. و من از [[اهل بیت]]ی هستم که خداوند مودّت آنان را بر هر مسلمانی واجب کرده و فرموده است: (قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی ومن یقترف حسنة نزد له فیها حُسناً) ; بگو: به ازای آن ] رسالت [ پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی درباره خویشاوندان و هر کس نیکی به جای آورد برای او در ثواب آن خواهیم افزود.اقتراف حسنه ، مودت ما [[اهل بیت]] است (المستدرک علی الصحیحین ، ج۳ ، ص۱۷۲).
| |
| به نقل خوارزمی از ابن عباس ، هنگامی که آیه المودّة فی القربی نازل شد ، کسانی به پیامبر {{صل}} گفتند: این خویشاوندان تو که مودّت آنان بر ما واجب شده ، چه کسانی اند؟ پیامبر {{صل}} پاسخ داد: علی ، فاطمه و دو پسر آنها (المناقب ، حدیث ۲۶۳).
| |
| طبری از ابودیلم روایت کرده که هنگامی که علی بن الحسین (علیهما السلام) را به صورت اسیر وارد دمشق کردند ، مردی شامی برپا خاست و از کشته شدن امام حسین{{ع}} و یارانش و اسیر شدن زن و فرزندانش اظهار خوشحالی کرد. حضرت سجاد{{ع}} به او گفت: آیا آیه(قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی) را قرائت کرده ای؟ آن مرد گفت: آیا مقصود از قُربی شما هستید ، امام{{ع}} پاسخ داد:آری. (تفسیر طبری ، ج۲۵ ، ص۱۶ـ۱۷۷).
| |
| ابن عساکر از امام حسین{{ع}} روایت کرده که فرمود: قرابتی که خداوند آن را عظیم شمرده و رعایت آن را واجب کرده ، و اجر رسالت قرار داده ، قرابت ما [[اهل بیت]] است (شواهد التنزیل ، ج۲ ، ص۱۴۴۴ ،تعلیقه).
| |
| حافظ ابوعبداللّه گنجی از طبرانی روایت کرده که پیامبر {{صل}} فرمود: خداوند پیامبران را از درخت های گوناگونی (سرچشمه های مختلفی) آفرید و من و علی را از یک درخت (منشأ) آفرید. من ریشه آن درخت و علی شاخه آن ، فاطمه لقاح و حسن و حسین میوه های آن است. هر کس به یکی از آنها درآویزد نجات یافته و هر کس روی برگرداند ، سقوط خواهد کرد. و اگر فردی سه هزار سال میان صفا و مروه عبادت کند و محبت ما را نداشته باشد ، خداوند او را به دوزخ خواهد افکند ، سپس آیه (قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی) را تلاوت کردند (کفایة الطالب ، ص۱۳۱۷۷) ابوعبداللّه گنجی درباره سند حدیث گفته است: هذا حدیث حسن عال.
| |
| ابونعیم اصفهانی از زاذان روایت کرده که علی{{ع}} فرمود:درباره ما آل حم ، این مطلب مقرر شده است که مودّت ما را جز مؤمنان رعایت نخواهند کرد ، سپس آیه (قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی) را تلاوت کرد. (تاریخ اصفهان ، ج۲ ، ص۱۶۵۵).
| |
| ابن حجر مکی پس از نقل روایات مربوط به وجوب محبّت [[اهل بیت]] گفته است: از احادیث پیشین وجوب محبّت [[اهل بیت]] و حرمت شدید بغض نسبت به آنان ، معلوم شد. بیهقی و بغوی و دیگران بر وجوب محبت آنان تصریح کرده اند ، و شافعی در ابیاتی که از او نقل شده به آن تصریح کرده است ، چنان که گفته است: یا أهل بیت رسول اللّه حبّکم * فرض من اللّه فی القرآن أنزله (الصواعق المحرقه ، ص۲۱۷) وی ، پس از نقل حدیث ، إنّما مثل أهل بیتی فیکم مثل باب حطّة فی بنی إسرائیل من دخله غفر له گفته است: وجه تشبیه [[اهل بیت]] به باب حطّه این است که خداوند داخل شدن از آن در که در أریحا بود ، را به بیت المقدس با تواضع و استغفار ، سبب آمرزش بنی اسرائیل و مودّت [[اهل بیت]] را سبب آمرزش امت اسلامی قرار داد. (همان ، ص۱۹۰ـ۱۹۱
| |
| فخرالدین رازی بر وجوب محبت [[اهل بیت]] این گونه استدلال کرده است:شکی نیست که پیامبر {{صل}}) علی ، فاطمه ، حسن و حسن (علیهم السلام را دوست می داشت ، بر این اساس ، این عمل بر همه امت واجب است زیرا خداوند فرموده است (واتَّبعوه لعلّکم تهتدون) ; و از او پیروی کنید تا هدایت شوید (اعراف۱۵۸). و نیز فرموده است: (قُلْ إن کنتم تحبّون اللّه فاتّبعونی یحببکم اللّه) ; بگو: اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد. و نیز فرموده است: (لقد کان لکم فی رسول اللّه أُسوة حسنة) . (التفسیر الکبیر ، ج۲۷ ، ص۱۶۶۶). وی ، آل محمد {{صل}}) را به علی ، فاطمه ، حسن و حسین تفسیر کرده و گفته است: آل محمد کسانی اند که نسبت آنان به پیامبر {{صل}}) باز می گردد ، بنابراین ، هر کس نسبتش با پیامبر شدیدتر و کامل تر باشد ، آل او خواهد بود. و شکی نیست که فاطمه ، علی ، حسن وحسین (علیهم السلام) با پیامبر {{صل}}) شدیدترین تعلق را داشتند. بنابراین ، آنان آل پیامبرند. آن گاه به روایتی استشهاد کرده است که زمخشری نقل کرده که هنگامی که آیه مودت نازل شد ، از پیامبر {{صل}}) پرسیدند اقربای شما که محبّت آنها بر ما واجب است ، چه کسانی اند ، پیامبر {{صل}}) فرمود: علی ، فاطمه و دو پسر آنان است (همان).
| |
| اشکال:در آیات قرآن تأکید شده است که پیامبران الهی بر تبلیغ رسالت خداوند از مردم درخواست مزد نمی کردند ، و این یکی از ویژگی های پیامبران بوده است ، آنان تأکید می کردند که مزدشان بر خداوند است و نه دیگری (إِنْ أجری إلاّ علی اللّه) ; پاداش من جز برعهده خدا نیست. در این صورت ، چگونه می توان مودّت [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}} را مزد رسالت او به شمار آورد؟
| |
| پاسخ: از مجموع آیات مربوط به مزد رسالت پیامبر {{صل}} به دست می آید که وی هیچ گونه مزد مادی و غیر مادی که به خود او باز گردد از مسلمانان نخواسته است: (قُل ما أسألکم علیه من أجر وما أنا من المتکلّفین) ; بگو مزدی بر این ] رسالت [ از شما طلب نمی کنم و من از متکلّفین نیستم (ص:۸۶۶). و اگر هم مودّت [[اهل بیت]] خود را به عنوان مزد رسالت خویش مطرح کرده است ، در واقع به خود آنان باز می گردد:(قل ما سألتکم من أجر فهو لکم إن أجری إلاّ علی اللّه) ; بگو: هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام برای خود شما است اجر من تنها بر خداوند است (سبأ:۴۷) ، مزدی که پیامبر {{صل}}) از مردم خواسته است و در واقع به خود آنان باز می گردد این است که آیین او را بپذیرند و به آن عمل کنند ، چرا که آیین او راه خدا است ، و برگزیدن راه خدا مایه سعادت مندی انسان خواهد بود (قل ما أسألکم علیه من أجر إلاّ من شاء أن یتّخذ إلی ربّه سبیلاً) ; بگو: در برابر آن هیچ گونه پاداشی از شما نمی طلبم مگر کسی که بخواهد راهی بسوی پروردگارش برگزیند (فرقان:۵۷۷). امّا پیمودن راه خدا در گرو شناخت آن است ، و شناخت راه خدا به راه شناسی نیاز دارد که هم راه را به خوبی بشناسد و هم در پیمودن آن کوشا و راسخ قدم باشد ، این راهنمایان همان [[اهل بیت]] معصوم پیامبرند. بدیهی است کسی که بخواهد از راهنمایی آنان به طور کامل بهره ببرد ، قبل از هر چیز باید آنان را دوست بدارد و به آنان با دیده تکریم و تعظیم بنگرد تا شخصیت آنان برای او جذّاب و تأثیرگذار باشد. این مطلب در آیه مودت قُربی آمده است.
| |
| ولایت و رهبری [[اهل بیت]]
| |
| ولایت و رهبری [[اهل بیت]] دلایل عقلی و نقلی بسیاری دارد. از نظر عقل و با توجه به فلسفه امامت ، عصمت یکی از مهم ترین شرایط امام است. آیاتی از قرآن نیز بر این مطلب دلالت می کند (ر.ک: آیه اولی الأمر وآیه صادقین). از سوی دیگر ، از بحث های گذشته به دست آمد که [[اهل بیت]] از ویژگی عصمت برخوردارند ، بنابراین ، امامت و رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی {{صل}}) به آنان اختصاص دارد.
| |
| علاوه بر این ، اطاعت از [[اهل بیت]] چنان که گذشت واجب است. دلایل وجوب پیروی از [[اهل بیت]] اطلاق دارد و همه بایدها و نبایدهای مربوط به زندگی مسلمانان را شامل می شود و در این جهت تفاوتی میان مسایل عبادی ، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی وجود ندارد. به عنوان مثال در آیه اولی الأمر ، اطاعت از اولی الأمر همان جایگاه و گستره ای را دارد که اطاعت از پیامبر {{صل}}) دارد.اولی الأمر چنان که بیان گردید از ویژگی عصمت برخوردارند ، و این ویژگی به [[اهل بیت]] پیامبر {{صل}}) اختصاص دارد.
| |
| از مباحث مربوط به مودت [[اهل بیت]] نیز روشن شد که مودت جنبه طریقی دارد ، و غرض اصلی این است که مردم راه حق را بشناسند و با پیمودن آن به سعادت و رستگاری برسند ، شناخت راه حق و پیمودن آن نیز همه عرصه های زندگی فردی و اجتماعی ، عبادی و سیاسی را دربرمی گیرد.
| |
| نکته درخور توجه در این باره این است که در بسیاری از نقل های حدیث ثقلین ، هم تمسک به [[اهل بیت]] بیان شده است و هم ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) . به عبارت دیگر ، در جریان غدیر خم ، پیامبر گرامی {{صل}} هم درباره عترت و [[اهل بیت]] خود سخن گفت و مسلمانان را به پیروی از آنان سفارش کرد ، و هم امیرالمؤمنین{{ع}} را به عنوان ولی و رهبر امت اسلامی پس از خود معرفی کرد. (ینابیع المودة ، ص۳۶ـ ۴۰)پیامبر {{صل}}) با این کار نشان داد که ولایت و رهبری امیرالمؤمنین{{ع}} نخستین گام در جهت تحقق بخشیدن به مفاد حدیث ثقلین است.
| |
| نکتـه دیگـر این که در بـرخی از نقـل هـای حـدیث ثقلیـن ، از قـرآن و اهـل بیت بـا عنـوان خلیفتیـن تعبیـر شـده اسـت:إنّـی تـرکت فیکـم خلیفتین: کتـاب اللّه وأهـل بیتی (المسند ، ج۵ ، ص۱۸۱ ; مجمع الزوائد ، ج۹ ، ص۱۶۳ ; فیض القدیر ، ج۳ ، ص۱۴ ; کنزالعمال ، ج۱ ، ص۱۶۶ ; نفحات الأزهار ، ج۲ ، ص۲۸۴ـ ۲۸۵) ، مطابق این حدیث ، [[اهل بیت]] ، جانشینان پیامبرند ، و جانشینی آنان همه جانبه است.
| |
| در حدیث دیگری پس از بیان این که پیامبر {{صل}} قرآن و عترت را به عنوان دو میراث گرانبهای خود برای امت اسلامی معرفی کرده است ، این مطلب بیان شده است که زمین هیچ گاه از [[اهل بیت]] خالی نخواهد بود ، زیرا اگر چنان شود ، زمین بر اهلش خشم خواهد گرفت سپس فرمود: خدایا تو هرگز زمین را از حجت خود خالی نخواهی گذاشت ، آنان از نظر تعداد اندک و از نظر منزلت در پیشگاه خداوند بزرگ ترین مقام را دارند (ینابیع المودّة ، ص۲۷). بنابراین ، [[اهل بیت]] ، حجت های خداوند بر زمین اند ، و امامت و رهبری از آن حجت های خداوند است.
| |
| گواه دیگر بر این که حدیث ثقلین بر امامت [[اهل بیت]] (ع) دلالت می کند ، این است که امیرالمؤمنین{{ع}} در مواردی به آن احتجاج کرده است که روز شوری از آن جمله است. (مناقب ابن مغازلی ، ص۱۱۲۲).
| |
| مورد دیگر ، احتجاج با طلحه ، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابووقّاص است (ینابیع المودة ، ص۴۳) ، و مورد دیگر ، احتجاج وی در زمان خلافت عثمان و در مسجد پیامبر ، در برابر جمعی از صحابه است (همان ، ص۱۳۷).
| |