جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==)) |
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[نقض امان در حدیث]] - [[نقض امان در تاریخ اسلامی]] - [[نقض امان در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = نقض امان (پرسش)}} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
به شخصی که به او [[پناهندگی]] داده میشود [[مستأمن]] میگویند. مستأمن وقتی که پس از اخذ [[امان]] از [[مسلمین]]، دوباره به [[دار الحرب]] برود و در آنجا سکونت [[اختیار]] کند، امانش نقض میشود | به شخصی که به او [[پناهندگی]] داده میشود [[مستأمن]] میگویند. مستأمن وقتی که پس از اخذ [[امان]] از [[مسلمین]]، دوباره به [[دار الحرب]] برود و در آنجا سکونت [[اختیار]] کند، امانش نقض میشود لکن اموالی که در [[دارالاسلام]] دارد، مشمول امان هستند تا آنکه بمیرد و پس از مردنش، این [[اموال]] همانند ترکه شخص بیوارث، به عنوان “فیء” به [[امام]] [[امت اسلامی]] تعلق میگیرد. عوامل [[نقض]] امان از طرف [[کفّار]] مستأمن و امان گرفته را بدینگونه میتوان خلاصه کرد: | ||
#[[مهاجرت]] از دارالاسلام به [[دارالحرب]] و استیطان [[مجدّد]] در آنجا. | # [[مهاجرت]] از دارالاسلام به [[دارالحرب]] و استیطان [[مجدّد]] در آنجا. | ||
#[[اقدام]] به فعالیتهای [[جاسوسی]] در [[سرزمینهای اسلامی]] به نفع [[دشمنان]] [[حربی]] [[اسلام]] و مسلمین. | # [[اقدام]] به فعالیتهای [[جاسوسی]] در [[سرزمینهای اسلامی]] به نفع [[دشمنان]] [[حربی]] [[اسلام]] و مسلمین. | ||
#سومین عامل منتفی و نقضشدن امان، [[مرگ]] شخص مستأمن میباشد، به محض مرگ او، تأمین اعطایی نیز نقض میشود، نتیجه عملی این نقضشدن امان، در اموال و ترکه میّت مستأمن، ظاهر میشود که اموالش به [[وارثان]] حربی او در دارالحرب منتقل نمیشود، بلکه در صورت عدم وجود [[وارث]] [[مسلمان]]، به امام مسلمین تعلق میگیرد. | # سومین عامل منتفی و نقضشدن امان، [[مرگ]] شخص مستأمن میباشد، به محض مرگ او، تأمین اعطایی نیز نقض میشود، نتیجه عملی این نقضشدن امان، در اموال و ترکه میّت مستأمن، ظاهر میشود که اموالش به [[وارثان]] حربی او در دارالحرب منتقل نمیشود، بلکه در صورت عدم وجود [[وارث]] [[مسلمان]]، به امام مسلمین تعلق میگیرد. | ||
اما در مورد [[مسلمانی]] که با کسب امان وارد دارالحرب شود، آیا جایز است که از اموال حربیها بدزدد؟ جوابش منفی است و جایز نیست، زیرا آنان به او امان دادهاند که [[خیانت]] از او سر نزند و لذا اگر هم چیزی [[سرقت]] کرده باشد باید به صاحبانش بازگرداند. همچنین اگر مسلمانی در دارالحرب از کافری حربی [[پول]] [[قرض]] کند آیا بعد از مراجعت به [[وطن اسلامی]]، پسدادن این قرض، لازم و [[واجب]] است یا خیر؟ [[بلی]]، باید قرض خود را بپردازد، چون قرض یک [[عهد]] است و [[خداوند]] میفرماید: به عهدهای خود [[وفا]] کنید”. حربی میتواند به عنوان [[طلب]] و دریافت قرض خود، وارد [[کشور اسلامی]] شود و در امان میباشد. | اما در مورد [[مسلمانی]] که با کسب امان وارد دارالحرب شود، آیا جایز است که از اموال حربیها بدزدد؟ جوابش منفی است و جایز نیست، زیرا آنان به او امان دادهاند که [[خیانت]] از او سر نزند و لذا اگر هم چیزی [[سرقت]] کرده باشد باید به صاحبانش بازگرداند. همچنین اگر مسلمانی در دارالحرب از کافری حربی [[پول]] [[قرض]] کند آیا بعد از مراجعت به [[وطن اسلامی]]، پسدادن این قرض، لازم و [[واجب]] است یا خیر؟ [[بلی]]، باید قرض خود را بپردازد، چون قرض یک [[عهد]] است و [[خداوند]] میفرماید: به عهدهای خود [[وفا]] کنید”. حربی میتواند به عنوان [[طلب]] و دریافت قرض خود، وارد [[کشور اسلامی]] شود و در امان میباشد. | ||
مسأله دیگر این است که با [[قدرت]] و [[توانایی]] برای مهاجرت از دارالحرب، بر مسلمان جایز نیست که در آنجا سکونت و اقامت داشته باشد؛ اما اگر او را دستگیر کنند و به [[اکراه]] و [[اجبار]] نگه دارند، [[واجب]] است که از آنجا به هر نحو ممکن فرار کند و جایز است هر مقدار از [[اموال]] آنها را نیز که میتواند حمل کند و با خود به [[کشور]] خود بیاورد؛ زیرا این عمل به مثل است، برای این که آنها ([[کفّار]]) از او سلب [[آزادی]] کرده و [[زور]] گفتهاند و بر او نیز جایز است که در حدّ توان چنین عملی را با آنها بکند، اما اگر [[مسلمانی]] را [[اسیر]] کردند و سپس او را در [[دارالحرب]] با این شرط از بازداشت [[آزاد]] کردند که در آنجا بماند آیا فرار او جایز است یا خیر؟ جواب این نیز مثبت میباشد. به این دلیل که آنها به او [[ظلم و ستم]] روا داشتهاند، او [[حق]] دارد حداقل [[دفاع]] ممکن را از خود بکند و آن، فرار از زیر [[سلطه]] ظالمانه آنهاست.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۹۷.</ref> | مسأله دیگر این است که با [[قدرت]] و [[توانایی]] برای مهاجرت از دارالحرب، بر مسلمان جایز نیست که در آنجا سکونت و اقامت داشته باشد؛ اما اگر او را دستگیر کنند و به [[اکراه]] و [[اجبار]] نگه دارند، [[واجب]] است که از آنجا به هر نحو ممکن فرار کند و جایز است هر مقدار از [[اموال]] آنها را نیز که میتواند حمل کند و با خود به [[کشور]] خود بیاورد؛ زیرا این عمل به مثل است، برای این که آنها ([[کفّار]]) از او سلب [[آزادی]] کرده و [[زور]] گفتهاند و بر او نیز جایز است که در حدّ توان چنین عملی را با آنها بکند، اما اگر [[مسلمانی]] را [[اسیر]] کردند و سپس او را در [[دارالحرب]] با این شرط از بازداشت [[آزاد]] کردند که در آنجا بماند آیا فرار او جایز است یا خیر؟ جواب این نیز مثبت میباشد. به این دلیل که آنها به او [[ظلم و ستم]] روا داشتهاند، او [[حق]] دارد حداقل [[دفاع]] ممکن را از خود بکند و آن، فرار از زیر [[سلطه]] ظالمانه آنهاست.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۹۷.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۰: | ||
[[رده:نقض امان]] | [[رده:نقض امان]] | ||