|
|
| (۲۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}}
| | #تغییر_مسیر [[معجزات پیامبر خاتم]] |
| {{امامت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[پیامبر خاتم]]''' است. "'''معجزات پیامبر'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[معجزات پیامبر در قرآن]]|[[معجزات پیامبر در حدیث]]| [[معجزات پیامبر در نهج البلاغه]]|[[معجزات پیامبر در تاریخ اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[معجزات پیامبر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| *[[معجزه]] از {{عربی|عَجَزَ يَعجِزُ}} به معنای کاری است که [[انسان]] از انجامش عاجز است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص۳۶۹.</ref>. در واقع، [[معجزه]]، [[گواهی]] عملی از جانب [[خدای متعال]] بر [[حقانیت]] ادعای کسی است که [[مدعی پیامبری]] و [[ارتباط]] با [[خداوند]] است؛ به همین [[دلیل]] است که [[قرآن کریم]] از آن به [[آیه]]{{متن قرآن|فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى}}<ref> «پس به او آن بزرگترین معجزه را نشان داد» سوره نازعات، آیه ۲۰.</ref> و بیّنه{{متن قرآن|وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ}}<ref> «و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برای آنان آن برهان فرا رسید» سوره بینه، آیه ۴.</ref> تعبیر میکند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۲.</ref>.
| |
| | |
| ==[[شق القمر]]==
| |
| *"[[شق القمر]]" از بزرگترین و آشکارترین [[معجزات]]<ref>زمخشری، کشاف عن حقائق غوامض القرآن، ج۴، ص۳۰.</ref> بعد از [[قرآن]] است<ref>ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۴۳۴.</ref>. [[تاریخ]] این واقعه که ظاهر [[قرآن مجید]] نیز بر آن [[گواهی]] میدهد، به [[درستی]] معلوم نیست. تنها میدانیم که این واقعه قبل از [[هجرت پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]] و در سالهای آغاز [[دعوت علنی]]، صورت گرفته است<ref>ابو بکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة أحوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۵؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۷، ص۵۰.</ref>.
| |
| *[[مفسران]] و [[سیرهنویسان]] این واقعه را چنین [[نقل]] کردهاند:
| |
| *چون [[رسالت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} [[آشکار]] شد و ایشان به طور علنی [[مردم]] را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] میکرد، [[قریش]] متحیر شدند که چه کنند؛ بعضی از آنها به بعضی دیگر گفتند: "باید از [[محمد]]{{صل}} چیزی بخواهیم که از راه [[سحر]] و [[کهانت]] [[قادر]] به انجام این کار نباشد". پس به اتفاق پذیرفتند که از او بخواهند [[ماه]] را در [[آسمان]] به دو نیم کند<ref>سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۱۵.</ref>.
| |
| *آنها نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمدند و گفتند: "ای [[محمد]]{{صل}}! اگر راست میگویی که [[پیامبر]] خدایی، برای ما و خودت نشانهای از نبوتت بیاور"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۲؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ص۵۰؛ فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۹، ص۲۸۸.</ref>. [[حضرت]] به آنها فرمود: "اگر من این کار را بکنم، شما [[ایمان]] میآورید؟" گفتند: "آری"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۸۲.</ref>. [[حضرت]] سؤال کرد: "چه میخواهید؟"، گفتند: "اگر در برابر [[خداوند]] [[قدر]] و منزلتی داری، بگو [[ماه]] را به دو قطعه کند"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>. آن شب، [[شب]] [[بدر]] و قرص [[ماه]]، کامل بود. [[جبرئیل]] نازل شد و بعد از رساندن [[سلام]] [[خداوند]]، گفت: "[[خداوند]] به تو میفرماید همه چیز در [[اختیار]] توست"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>.
| |
| *[[رسول خدا]]{{صل}} رو به [[آسمان]] کرد و امر فرمود که [[ماه]] به دو نیمه شود<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>؛ پس [[ماه]] به دو نیم شد، نیمهای بر کوه ابوقبیس و نیمه دیگر بر کوه سویداء، قرار گرفت<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۵؛ شمس الدین ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۱، ص۲۱۰.</ref>. در این هنگام [[رسول خدا]]{{صل}} فریاد میزد: "ای فلانی! ای فلانی![[شاهد]] باشید"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۸۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۱۷، ص۳۴۷. </ref>.
| |
| *این انشقاق به گونهای بود که حاضران کوه حرا، میان دو شکاف آن را [[مشاهده]] کردند. [[ابنمسعود]] که خود [[شاهد]] ماجرا بود، در این باره میگفت: "به [[خدا]] قسم که جانم در دست اوست، کوه حرا را میان دو نیمه [[ماه]] دیدم"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۸۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۱۷، ص۳۴۷.</ref>. از [[جبیر بن مطعم]] و [[انس بن مالک]] نیز [[روایات]] مشابهی [[نقل]] شده است<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۳؛ ۲۶۸؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ص۵۰؛ شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲.</ref>.
| |
| *عدهای از [[مردم]] چون این [[معجزه]] را دیدند، آن را [[تکذیب]] و اعراض کردند و گفتند: "این [[سحر]] است، این جادوی پسر ابی کشبه است [[محمد]]{{صل}} ما را [[سحر]] کرد"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۴۱۵؛ قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۵۴۴.</ref>. در این میان مردی گفت: "شما را [[سحر]] کرده است، همه [[مردم]] را که نمیتواند [[سحر]] کند"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ص۱۳۴؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۱۸، ص۳۰۹.</ref>. پس گفتند: "ای [[محمد]]{{صل}}! کاروانهایی که به [[شام]] و [[یمن]] فرستادیم در راهاند [[صبر]] کنید تا برسند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۶؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>؛ سپس از آنها درباره این شب میپرسیم؛ اگر هر آنچه دیدیم آنها هم گفتند، [[یقین]] پیدا میکنیم که آن از سوی خداست؛ وگرنه میدانیم که این [[سحر]] است"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۳۵۶.</ref>. هنگامی که کاروانها آمدند، وقوع این حادثه را [[تأیید]] کردند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۳۵۶.</ref>، با این حال آنها باز هم [[ایمان]] نیاوردند. سپس [[آیات]] نخستین [[سوره قمر]] نازل شد: {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت و چون معجزهای ببینند روی میگردانند و میگویند: جادویی همیشگی است و دروغ انگاشتند و از هوا و هوسهایشان پیروی کردند و هر کاری (در جای خود) پای برجاست» سوره قمر، آیه ۱-۳.</ref>
| |
| *بسیاری از [[محدثان]] و مورخان، وقوع این واقعه را دوبار ذکر کردهاند<ref>شمس الدین ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۱، ص۲۰۹؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ج۱، ص۲۰۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۳۵۷ به بعد.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۲-۳۰۴.</ref>.
| |
| | |
| ==[[شق القمر]] در منظر اهل [[علم]]==
| |
| *[[حدیث]] [[شق القمر]] را بسیاری از [[صحابه]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[نقل]] کردهاند که از جمله آنها میتوان به [[عبدالله بن مسعود]]، [[انس بن مالک]]، [[حذیفة بن یمان]]، [[عبدالله بن عمر]]، [[عبدالله بن عباس]]، [[جبیر بن مطعم]] و... اشاره کرد<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۲ _ ۲۶۶؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۸، ص۳۰۹؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ج۱، ص۱۳۴؛ قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۵۴۵.</ref>. [[شهرت]] این [[معجزه]] در میان [[صحابه پیامبر]]{{صل}}، به قدری است که جایی برای هر گونه نظر مخالف و ردّ آن باقی نمیماند<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۹، ص۲۸.</ref>. با این حال به [[نقل]] از [[علامه طباطبایی]]، عدهای وقوع این [[معجزه]] را ردّ میکنند و آن را یکی از علائم روز [[معجزه]] [[قیامت]] بر میشمارند<ref>محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۵۵.</ref>. اما [[آیه]] دوم [[سوره قمر]]، گفتار این گروه را رد کرده، صراحتاً وقوع این [[معجزه]] را بیان میکند. [[اخبار]] فراوانی هم بر وقوع این واقعه، دلالت دارند<ref>محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۵۵.</ref>. عدهای هم اشکال میکنند که اولاً: این کار، [[نظم]] [[آفرینش]] را به هم میزند؛ ثانیاً: اگر [[شق القمر]] در عصر [[رسول خدا]]{{صل}} واقع شده است، پس نباید این امر بر کسی از عالم مخفی باشد و حال آنکه چنین نیست<ref>نقل شده در کتب: شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۵۴۷.</ref>. برخی از [[علما]] در [[مقام]] پاسخ به این اشکال آنها برآمدند و جوابهایی ارائه دادهاند <ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۳۱۹- ۳۲۰.</ref>. مترجم گرامی [[تفسیر]] [[ارزشمند]] [[مجمع البیان]]، در این باب، مطلبی جالب از [[علامه]] [[مرعشی نجفی]] [[ذکر]] کرده که آوردنش را در اینجا خالی از [[لطف]] و مناسبت ندیدیم:
| |
| *[[علامه]] [[مرعشی نجفی]] فرمود: "چند سال قبل در پکن، پایتخت [[کشور]] چین، ساختمانی خراب شد. آنجا را حفاری کردند. در زیر زمین و [[سرداب]] آن، ستونهایی نمایان شد، بر بالای ستونی به خط چینی نوشته بود: این بنا در سال دوم نیمه شدن [[ماه]]، به سرانجام رسید. حساب کردند، با سال هشتم از [[بعثت]]، منطبق شد"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۲۴، ص۱۱.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۴-۳۰۵.</ref>.
| |
| | |
| ==[[ردّ الشمس]]==
| |
| *از چیزهایی که در [[اخبار]] و [[روایات]] [[علما]] و سیرهنگاران و اشعار شعرا [[آشکار]] و بارز است، [[بازگشت خورشید]] برای [[علی]]{{ع}} است؛ فضیلتی که در گذشته، کسی جز [[یوشع بن نون]]، [[وصی]] [[موسای نبی]]{{ع}}، بدان نایل نیامد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۲۰۳؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۳۸۵.</ref>. این واقعه یک بار در زمان [[حیات پیامبر اکرم]]{{صل}} و بار دیگر بعد از [[وفات]] ایشان اتفاق افتاد<ref>حسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج۲، ص۲۲۷؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۴۶؛ قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۲۹۲-۲۹۱؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۰۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۶.</ref>.
| |
| | |
| ==برگشت [[خورشید]] در زمان [[حیات رسول خدا]]{{صل}}==
| |
| *گروهی از [[اصحاب]] [[روایت]] کردهاند که: "روزی [[پیامبر]]{{صل}} در منزل نشسته بود و [[علی]]{{ع}} نیز در خدمتشان بود. در این هنگام [[وحی]] نازل شد و چون در حالت [[نزول وحی]] آرامشی بر [[حضرت]] عارض میشد که ناچار به جایی تکیه میکرد، در اینجا زانوی [[امام علی|امیرالمؤمنان]]{{ع}} را تکیهگاه خود قرار داد و سر برنداشت تا اینکه [[خورشید]] غروب کرد. [[امام علی|امیرالمؤمنان]]{{ع}} چون نمیتوانست سر [[رسول خدا]]{{صل}} را بر [[زمین]] بگذارد به ناچار، [[نماز عصر]] را نشسته خواند و [[رکوع]] و سجودش را با اشاره به جا آورد<ref>تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۵، ص۳۰؛ شیخ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۳۵۰.</ref>. هنگامی که [[حضرت]] به حالت عادی برگشت به [[امام علی|امیرالمؤمنان]]{{ع}} فرمود: "[[خدا]] را بخوان تا [[خورشید]] را برایت باز گرداند تا نمازت را به حالت [[ایستاده]] در وقتش بخوانی. [[خداوند تعالی]]، به علت طاقتت به خاطر [[خدا]] و رسولش، تو را [[اجابت]] میکند". پس [[حضرت علی]]{{ع}} از [[خدا]] خواست که [[خورشید]] را برای او برگرداند. [[خداوند]] هم [[خورشید]] را بر او باز گرداند تا اینکه به موضعش در [[آسمان]] در وقت عصر رسید، پس [[حضرت]]، [[نماز]] عصرشان را خواند؛ سپس [[خورشید]]، غروب کرد"<ref>حسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج۲، ص۳۲۷؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۵؛ شیخ طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۳۵۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۶.</ref>.
| |
| | |
| ==برگشت [[خورشید]] پس از [[وفات پیامبر]]{{صل}}==
| |
| *هنگامی که [[حضرت علی]]{{ع}} در [[شهر]] [[بابل]] -نزدیک [[کوفه]]- خواست از شط [[فرات]] عبور کند. بسیاری از همراهان او سرگرم گذراندن چهارپایان و وسایل خود از [[آب]] بودند. [[حضرت]]، همراه تعدادی از یارانشان، [[نماز عصر]] را به جا آوردند<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۳۱۸؛ حسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج۲، ص۲۲۷-۲۲۸؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۴۶؛ شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۳۵۱.</ref>. هنوز [[سپاهیان]] از رودخانه عبور نکرده بودند که [[خورشید]]، غروب کرد و [[فضیلت]] [[نماز]] اول وقت و [[جماعت]] با [[حضرت]] را از دست دادند. [[امام]] که از [[ناراحتی]] [[مسلمانان]] با خبر شده بود، از [[خدا]] خواست [[خورشید]] را بر او برگرداند تا همه [[اصحاب]]، [[نماز]] را در وقتش به جا آورند. [[خداوند]]، دعای [[حضرت]] را [[مستجاب]] کرد و [[خورشید]] را برگرداند.[[اصحاب]] در آن روز، بسیار [[تسبیح]] و [[استغفار]] کردند<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۳۱۸.</ref>.
| |
| *مرحوم [[شیخ صدوق]] در کتاب من لایحضره الفقیه این جریان را به نحو دیگری بیان کرده است<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۲۰۳-۲۰۴.</ref>. همچنین به [[روایت]] "اسماء" این اتفاق، در صهباء، هنگام [[غزوه خیبر]] رخ داده است<ref>تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۵، ص۲۷.</ref> و [[نقل]] میکند: "دیدم [[خورشید]] غروب کرده است، سپس بعد از غروب، دوباره طلوع کرد و بین کوهها و [[زمین]] قرار گرفت"<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۲۰۳؛ نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی، ج۳، ص۳۳؛ شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی احوال انفس النفیس، ج۲، ص۵۸.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۷.</ref>.
| |
| | |
| ==[[ردّ الشمس]] در آیینه [[روایات]]==
| |
| *بسیاری از [[اصحاب]]، [[روایت ردّ الشمس]] را با اندکی تفاوت، [[نقل]] کردهاند؛ از جمله [[اسماء بنت عیمس]]، [[امسلمه]]، [[جابربن عبدالله انصاری]]، [[ابوسعید خدری]]، [[ابوهریره]] و...<ref>تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۵، ص۲۶؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۴۵؛ شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۳۵۰.</ref>. شاید همین تعدد [[روایات]] و [[اختلافات]] جزئی بین این [[روایات]]، باعث شده است که "[[ابن شهر آشوب]]" [[گمان]] کند که [[ردّ الشمس]] چندین بار بر [[حضرت]] صورت گرفته است؛ از جمله در بساط، [[خندق]]، [[حنین]]، [[خیبر]]، [[قرقیسیاء]]، [[براثا]]، [[غاضریه]]، [[نهروان]]، [[بیعت رضوان]]، [[صفین]]، [[نجف]]، بنیمازر، وادی عقیق و [[احد]]. ایشان در ادامه این چنین آورده است: "اما معروف دوبار است؛ یک بار در زمان [[پیامبر]]{{صل}} در کراع غمیم و بار دیگر بعد از [[وفات]] ایشان در [[بابل]]"<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۳۱۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۷-۳۰۸.</ref>.
| |
| | |
| ==[[حدیث ردّ الشمس]] در منظر [[اهل سنت]]==
| |
| *هیچ شکی درباره [[حدیث ردّ الشمس]] و اختصاص آن به [[علی]]{{ع}} وجود ندارد<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی احوال انفس النقیس، ج۲، ص۵۸.</ref>. بسیاری از مؤرخان و سیرهنگاران [[اهل سنت]] در کتابهایشان، به طور مفصل به این موضوع پرداختهاند؛ به گونهای که ادعا شده، که آنان در این باره به [[اجماع]] رسیدهاند<ref>قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۷۵۹.</ref>.
| |
| *از میان بزرگان [[اهل سنت]]، تنها چهار نفر، این [[فضیلت]] را رد کردهاند؛ [[ابنحزم اندلسی]]، [[ابنجوزی]]، [[ابنتیمیه]] و [[ابنکثیر]]. خواننده با [[خواندن]] درشتگوییهای آنها میپندارد که بازگشت [[خورشید]] به خاطر [[علی]]{{ع}}، فقط [[عقیده شیعه]] است و [[اسلام]]، [[اعتقاد]] به آن را زننده و بیدلیل و [[شایسته]] [[دشنام]] و نسبتهای [[زشت]] میداند. گروهی از حافظان [[موثق]]، [[حدیث]] ردّ الشمس را با اسناد فراوانی [[نقل]] کردهاند.
| |
| *گروهی از کارشناسان [[علم حدیث]]، بعضی از اسناد را صحیح و بعضی را [[حسن]] دانستهاند. ایشان بر کسانی که [[سند]] این [[حدیث]] را ضعیف میدانند - مانند ابنحزم - خرده گرفته و به [[مخالفت]] برخاستهاند. در این میان، عدهای از بزرگان پیدا شدهاند که [[انکار]] این [[فضیلت]] [[نبوی]] و [[کرامت]] [[علوی]] را که از نظر [[روایات]]، امری قطعی است بر آنها گران آمده و تألیف خود را به آن اختصاص دادهاند تا در آن، اسناد و طرق [[حدیث]] [[رد الشمس]] را به تفصیل بیان کنند. [[ابوبکر]] ورّاق کتابی به نام من روی [[رد الشمس]] نوشته است، [[ابوالقاسم حسکانی]] و [[ابوعبدالله بصری بغدادی]] کتابی به نام جواز [[رد الشمس]] تألیف کردند و [[ابوالحسن شاذان فضیلی]]، [[حافظ ابوالفتح ازدی]] و دیگران نیز کتابها و رسایلی در باب [[رد الشمس]] به رشته تحریر در آوردهاند<ref>علامه امینی، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۳، ص۱۸۹-۲۰۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۸.</ref>.
| |
| | |
| == جستارهای وابسته ==
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| * [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']]
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| [[رده:مدخل]]
| |
| [[رده:پیامبر خاتم]]
| |
| [[رده:معجزات پیامبر]]
| |