حسن سلوک در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
 
خط ۱۰۹: خط ۱۰۹:
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}}، در ادامه [[تفسیر آیه]] قبل، چنین می‌فرماید: سپس به [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] می‌دهد که با این گروه [[مدارا]] کن و بدی‌های آنها را با [[عفو و گذشت]] و [[نیکی]] دفع کن، و سخنان نامطلوب آنها را با [[بهترین]] [[منطق]] پاسخ گو: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}} در این [[راه]]، [[عجله]] و شتابی نداشته باش و بدان: ما به آنچه آنها می‌گویند و توصیف می‌کنند، آگاه‌تریم: {{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ}}. می‌دانیم حرکات [[ناشایست]] و گفتار [[خشن]] و انواع [[اذیت]] و [[آزار]] آنها تو را ناراحت می‌کند، اما تو [[وظیفه]] نداری که در برابر آن خشونت‌ها و زشت‌گویی‌ها، [[مقابله به مثل]] کنی؛ تو [[بدی]] را با نیکی پاسخ ده که این خود، یکی از موثرترین روش‌ها برای بیدارکردن غافلان و فریب‌خوردگان است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}}، در ادامه [[تفسیر آیه]] قبل، چنین می‌فرماید: سپس به [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] می‌دهد که با این گروه [[مدارا]] کن و بدی‌های آنها را با [[عفو و گذشت]] و [[نیکی]] دفع کن، و سخنان نامطلوب آنها را با [[بهترین]] [[منطق]] پاسخ گو: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}} در این [[راه]]، [[عجله]] و شتابی نداشته باش و بدان: ما به آنچه آنها می‌گویند و توصیف می‌کنند، آگاه‌تریم: {{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ}}. می‌دانیم حرکات [[ناشایست]] و گفتار [[خشن]] و انواع [[اذیت]] و [[آزار]] آنها تو را ناراحت می‌کند، اما تو [[وظیفه]] نداری که در برابر آن خشونت‌ها و زشت‌گویی‌ها، [[مقابله به مثل]] کنی؛ تو [[بدی]] را با نیکی پاسخ ده که این خود، یکی از موثرترین روش‌ها برای بیدارکردن غافلان و فریب‌خوردگان است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref>.


هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}، زیر عنوان “بدی را با نیکی دفع کن”، می‌فرماید: چه کسی گفتارش بهتر است از آن کس که [[دعوت]] به سوی [[خدا]] می‌کند و [[عمل صالح]] انجام می‌دهد، و می‌گوید: من از [[مسلمانان]] هستم و با تمام وجودم [[اسلام]] را پذیرفته‌ام. گرچه [[آیه]] به صورت استفهام است، ولی پیداست که استفهام، انکاری است؛ یعنی هیچ‌کس سخنش از داعیان به سوی [[الله]] و منادیان [[توحید]] بهتر نیست؛ همان منادیانی که با عمل صالح خویش، [[دعوت]] زبانی خود را تأکید و تثبیت می‌کنند، و با [[اعتقاد]] به اسلام و [[تسلیم]] در برابر [[حق]]، بر عمل صالح خویش صحه می‌گذارند. این آیه با [[صراحت]]، [[بهترین]] گویندگان را کسانی معرفی کرده که دارای این سه وصفند: دعوت به الله، عمل صالح و تسلیم در برابر حق. در [[حقیقت]]، چنین کسانی، علاوه بر سه رکن معروف [[ایمان]]: [[اقرار]] به لسان، [[عمل به ارکان]] و ایمان به جنان ([[قلب]])، بر رکن چهارمی نیز چنگ زده‌اند، و آن، [[تبلیغ]] و نشر [[آیین حق]] و [[اقامه دلیل]] بر مبانی [[دین]] و زدودن آثار [[شک و تردید]] از [[قلوب]] [[بندگان]] خداست. این منادیان با این چهار [[وصف]]، بهترین منادیان جهانند، گرچه گروهی از [[مفسران]] این اوصاف را [[تطبیق]] بر شخص [[پیامبر]] {{صل}}، و یا پیامبر و امامانی که دعوت به سوی حق می‌کردند، و یا خصوص مؤذن‌ها کرده‌اند؛ ولی پیداست، آیه مفهوم وسیع و گسترده‌ای دارد که تمام منادیان توحید را که واجد این صفاتند، فرا می‌گیرد، هر چند [[برترین]] مصداقش شخص پیامبر {{صل}} است (مخصوصاً با توجه به [[زمان]] [[نزول آیه]])، و [[درجه]] بعد، [[ائمه معصومین]] و بعد از آنها، تمام [[علما]] و [[دانشمندان]]، مجاهدین [[راه]] حق، آمرین به معروف و ناهین از منکر و [[مبلغان]] اسلام از هر قشر و گروه، هستند، و این آیه، بشارتی است بزرگ و افتخاری است بی‌نظیر برای همه آنها که می‌توانند به آن دلگرم باشند، و اگر گفته‌اند، در این آیه، [[مدح]] [[بلال حبشی]] [[مؤذن]] مخصوص پیامبر {{صل}} است، نیز به خاطر همین است که او در دورانی تاریک و وحشتناک، نغمه توحید را سرداد و [[جان]] خود را در برابر آن، سپر ساخت، و با [[ایمان راسخ]] و [[استقامت]] کم‌نظیر و [[اعمال صالح]] و تداوم خط صحیح [[اسلام]]، این اوصاف را تکمیل نمود. جمله {{متن قرآن|وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}، را دو گونه [[تفسیر]] کرده‌اند: نخست این که: {{متن قرآن|قَالَ}} در این جا، از ماده “قول” به معنای [[اعتقاد]] است؛ یعنی اعتقاد [[راسخ]] به اسلام دارد. دیگر این که، “قول” در این جا، به همان معنای “سخن گفتن” است؛ یعنی از روی [[افتخار]] و [[مباهات]] به [[آیین پاک]] [[خداوند]]، صدا می‌زند: من از [[مسلمین]] هستم. معنای اول مناسب‌تر است، هر چند جمع هر دو در مفهوم [[آیه]] امکان دارد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۲۷۸-۲۷۹.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}، زیر عنوان “بدی را با نیکی دفع کن”، می‌فرماید: چه کسی گفتارش بهتر است از آن کس که [[دعوت]] به سوی [[خدا]] می‌کند و [[عمل صالح]] انجام می‌دهد، و می‌گوید: من از [[مسلمانان]] هستم و با تمام وجودم [[اسلام]] را پذیرفته‌ام. گرچه [[آیه]] به صورت استفهام است، ولی پیداست که استفهام، انکاری است؛ یعنی هیچ‌کس سخنش از داعیان به سوی [[الله]] و منادیان [[توحید]] بهتر نیست؛ همان منادیانی که با عمل صالح خویش، [[دعوت]] زبانی خود را تأکید و تثبیت می‌کنند، و با [[اعتقاد]] به اسلام و [[تسلیم]] در برابر [[حق]]، بر عمل صالح خویش صحه می‌گذارند. این آیه با [[صراحت]]، [[بهترین]] گویندگان را کسانی معرفی کرده که دارای این سه وصفند: دعوت به الله، عمل صالح و تسلیم در برابر حق. در [[حقیقت]]، چنین کسانی، علاوه بر سه رکن معروف [[ایمان]]: [[اقرار]] به لسان، [[عمل به ارکان]] و ایمان به جنان ([[قلب]])، بر رکن چهارمی نیز چنگ زده‌اند، و آن، [[تبلیغ]] و نشر [[آیین حق]] و [[اقامه دلیل]] بر مبانی [[دین]] و زدودن آثار [[شک و تردید]] از [[قلوب]] [[بندگان]] خداست. این منادیان با این چهار وصف، بهترین منادیان جهانند، گرچه گروهی از [[مفسران]] این اوصاف را [[تطبیق]] بر شخص [[پیامبر]] {{صل}}، و یا پیامبر و امامانی که دعوت به سوی حق می‌کردند، و یا خصوص مؤذن‌ها کرده‌اند؛ ولی پیداست، آیه مفهوم وسیع و گسترده‌ای دارد که تمام منادیان توحید را که واجد این صفاتند، فرا می‌گیرد، هر چند [[برترین]] مصداقش شخص پیامبر {{صل}} است (مخصوصاً با توجه به [[زمان]] [[نزول آیه]])، و [[درجه]] بعد، [[ائمه معصومین]] و بعد از آنها، تمام [[علما]] و [[دانشمندان]]، مجاهدین [[راه]] حق، آمرین به معروف و ناهین از منکر و [[مبلغان]] اسلام از هر قشر و گروه، هستند، و این آیه، بشارتی است بزرگ و افتخاری است بی‌نظیر برای همه آنها که می‌توانند به آن دلگرم باشند، و اگر گفته‌اند، در این آیه، [[مدح]] [[بلال حبشی]] [[مؤذن]] مخصوص پیامبر {{صل}} است، نیز به خاطر همین است که او در دورانی تاریک و وحشتناک، نغمه توحید را سرداد و [[جان]] خود را در برابر آن، سپر ساخت، و با [[ایمان راسخ]] و [[استقامت]] کم‌نظیر و [[اعمال صالح]] و تداوم خط صحیح [[اسلام]]، این اوصاف را تکمیل نمود. جمله {{متن قرآن|وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}، را دو گونه [[تفسیر]] کرده‌اند: نخست این که: {{متن قرآن|قَالَ}} در این جا، از ماده “قول” به معنای [[اعتقاد]] است؛ یعنی اعتقاد [[راسخ]] به اسلام دارد. دیگر این که، “قول” در این جا، به همان معنای “سخن گفتن” است؛ یعنی از روی [[افتخار]] و [[مباهات]] به [[آیین پاک]] [[خداوند]]، صدا می‌زند: من از [[مسلمین]] هستم. معنای اول مناسب‌تر است، هر چند جمع هر دو در مفهوم [[آیه]] امکان دارد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۲۷۸-۲۷۹.</ref>.


هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ}}، در ادامه [[تفسیر آیه]] قبل می‌فرماید: آیه بعد، بیان گویایی است از [[اجر]] و [[پاداش]] این گروه از [[مؤمنان]] [[شکرگزار]] صالح‌العمل و [[توبه]] کار، که به سه پاداش مهم در آن اشاره شده است؛ نخست می‌فرماید: آنها کسانی هستند که ما [[بهترین]] اعمالشان را قبول می‌کنیم: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا}}. چه بشارتی از این بالاتر که [[خداوند بزرگ]] و [[قادر]] و [[منان]] عمل [[بنده]] [[ضعیف]] و ناچیز را پذیرا شود که این خود، گذشته از آثار دیگر، افتخاری است بزرگ، و موهبتی است عالی و [[معنوی]]! با این که خداوند همه [[اعمال نیک]] را می‌پذیرد؛ چرا می‌گوید: بهترین [[اعمال]] آنها را پذیرا می‌شود؟ در پاسخ این سؤال، جمعی از [[مفسران]] گفته‌اند: منظور از بهترین اعمال، [[واجبات]] و [[مستحبات]] است، در برابر مباحات که اعمال خوبی است، اما چیزی نیست که مورد پذیرش واقع شود و اجر و ثوابی به آن تعلق گیرد. پاسخ دیگر این که: خداوند بهترین اعمال آنها را معیار پذیرش قرار می‌دهد، و حتی اعمال [[درجه]] دو و کم اهمیت آنها را به [[حساب اعمال]] [[درجه]] یک، به [[فضل]] و رحمتش می‌گذارد. این درست به آن می‌ماند که خریداری به عنوان فضل و [[کرم]]، اجناس متفاوتی را که از طرف فروشنده‌ای عرضه شده است، به جای جنس اعلا [[محاسبه]] کند، و از فضل و [[لطف خداوند]]، هر چه گفته شود، عجیب نیست.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ}}، در ادامه [[تفسیر آیه]] قبل می‌فرماید: آیه بعد، بیان گویایی است از [[اجر]] و [[پاداش]] این گروه از [[مؤمنان]] [[شکرگزار]] صالح‌العمل و [[توبه]] کار، که به سه پاداش مهم در آن اشاره شده است؛ نخست می‌فرماید: آنها کسانی هستند که ما [[بهترین]] اعمالشان را قبول می‌کنیم: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا}}. چه بشارتی از این بالاتر که [[خداوند بزرگ]] و [[قادر]] و [[منان]] عمل [[بنده]] [[ضعیف]] و ناچیز را پذیرا شود که این خود، گذشته از آثار دیگر، افتخاری است بزرگ، و موهبتی است عالی و [[معنوی]]! با این که خداوند همه [[اعمال نیک]] را می‌پذیرد؛ چرا می‌گوید: بهترین [[اعمال]] آنها را پذیرا می‌شود؟ در پاسخ این سؤال، جمعی از [[مفسران]] گفته‌اند: منظور از بهترین اعمال، [[واجبات]] و [[مستحبات]] است، در برابر مباحات که اعمال خوبی است، اما چیزی نیست که مورد پذیرش واقع شود و اجر و ثوابی به آن تعلق گیرد. پاسخ دیگر این که: خداوند بهترین اعمال آنها را معیار پذیرش قرار می‌دهد، و حتی اعمال [[درجه]] دو و کم اهمیت آنها را به [[حساب اعمال]] [[درجه]] یک، به [[فضل]] و رحمتش می‌گذارد. این درست به آن می‌ماند که خریداری به عنوان فضل و [[کرم]]، اجناس متفاوتی را که از طرف فروشنده‌ای عرضه شده است، به جای جنس اعلا [[محاسبه]] کند، و از فضل و [[لطف خداوند]]، هر چه گفته شود، عجیب نیست.
خط ۲۵۲: خط ۲۵۲:


==== نکاتی در [[تدبر]] آیه شریفه ====
==== نکاتی در [[تدبر]] آیه شریفه ====
# به [[دلیل]] قوله: {{متن قرآن|إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«من به سوی تو بازگشته‌ام و من از فرمانبردارانم» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref> که در ذیل آیه قبل، آیه پانزدهم، آمده است، {{متن قرآن|أُولَئِكَ}} فی قوله: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ}}، اشاره است به کسانی که از [[مسلمانان]] بوده و به سوی [[پروردگار متعال]] [[توبه]] می‌کنند، و با این [[وصف]]، اعمال واجب و مستحب کسانی مورد قبول [[خدای متعال]] قرار می‌گیرد که [[مسلمان]] و توبه کار باشند.
# به [[دلیل]] قوله: {{متن قرآن|إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«من به سوی تو بازگشته‌ام و من از فرمانبردارانم» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref> که در ذیل آیه قبل، آیه پانزدهم، آمده است، {{متن قرآن|أُولَئِكَ}} فی قوله: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ}}، اشاره است به کسانی که از [[مسلمانان]] بوده و به سوی [[پروردگار متعال]] [[توبه]] می‌کنند، و با این وصف، اعمال واجب و مستحب کسانی مورد قبول [[خدای متعال]] قرار می‌گیرد که [[مسلمان]] و توبه کار باشند.
#{{متن قرآن|نَتَقَبَّلُ}}از باب تفعل است، و معنای آن، دلالت بر مطاوعه؛ یعنی قبول کردن دارد، و لذا معنای صدر آیه چنین می‌شود. این مسلمانان توبه‌کار، کسانی هستند که ما اعمال واجب و مستحب ایشان را قبول کرده و از گناهانشان در می‌گذریم، و با توجه و دقت در این معناست که [[لطف]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] [[قادر]] [[بی‌نیاز]] را نسبت به [[بندگان]] [[ضعیف]]، اما [[مؤمن]] تایب، در می‌یابیم.
#{{متن قرآن|نَتَقَبَّلُ}}از باب تفعل است، و معنای آن، دلالت بر مطاوعه؛ یعنی قبول کردن دارد، و لذا معنای صدر آیه چنین می‌شود. این مسلمانان توبه‌کار، کسانی هستند که ما اعمال واجب و مستحب ایشان را قبول کرده و از گناهانشان در می‌گذریم، و با توجه و دقت در این معناست که [[لطف]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] [[قادر]] [[بی‌نیاز]] را نسبت به [[بندگان]] [[ضعیف]]، اما [[مؤمن]] تایب، در می‌یابیم.
# مراد از قوله: {{متن قرآن|أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا}} در [[آیه شریفه]]، [[اعمال]] صالحی است که مورد [[رضایت]] [[خدای تعالی]] باشد، و این معنا به دلالت ذیل [[آیه]] قبل، آیه پانزدهم، فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي}}<ref>«و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و برای من، در دودمانم شایستگی قرار بده» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref> می‌باشد، که در آن از خدای تعالی درخواست می‌کند، عمل صالحی را انجام دهد که مورد [[خشنودی]] او باشد، و این درخواست را برای [[فرزندان]] خود هم دارد: {{متن قرآن|وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۸۹.</ref>
# مراد از قوله: {{متن قرآن|أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا}} در [[آیه شریفه]]، [[اعمال]] صالحی است که مورد [[رضایت]] [[خدای تعالی]] باشد، و این معنا به دلالت ذیل [[آیه]] قبل، آیه پانزدهم، فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي}}<ref>«و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و برای من، در دودمانم شایستگی قرار بده» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref> می‌باشد، که در آن از خدای تعالی درخواست می‌کند، عمل صالحی را انجام دهد که مورد [[خشنودی]] او باشد، و این درخواست را برای [[فرزندان]] خود هم دارد: {{متن قرآن|وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۸۹.</ref>
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش