←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۱۰: | خط ۴۱۰: | ||
میدانیم که [[حضرت صالح]]، ماده شتر حاملهای را به [[اذن پروردگار]] از [[دل]] صخره بیرون آورد. این اتفاق در شهر [[حجر]]، یا [[سرزمین]] حجر و یا [[مدائن]] [[صالح]] اتفاق افتاد. این سه اسم به یک محدوده جغرافیایی تمرکز دارند الا اینکه اگر حجر را نام یکی از شهرهای سیزده گانه [[قوم ثمود]] محسوب کنیم اختصاصی خواهد بود. | میدانیم که [[حضرت صالح]]، ماده شتر حاملهای را به [[اذن پروردگار]] از [[دل]] صخره بیرون آورد. این اتفاق در شهر [[حجر]]، یا [[سرزمین]] حجر و یا [[مدائن]] [[صالح]] اتفاق افتاد. این سه اسم به یک محدوده جغرافیایی تمرکز دارند الا اینکه اگر حجر را نام یکی از شهرهای سیزده گانه [[قوم ثمود]] محسوب کنیم اختصاصی خواهد بود. | ||
سرزمین قوم ثمود در [[عربستان سعودی]] در بین [[مدینه]] و [[شام]] واقع بود.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۴.</ref> | سرزمین قوم ثمود در [[عربستان سعودی]] در بین [[مدینه]] و [[شام]] واقع بود.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۴.</ref> | ||
==[[ارض]]== | |||
#{{متن قرآن|...وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ...}}<ref>«و آن مرد مصری که او را خریده بود به همسر خود گفت: جایگاه او را نیکو بدار (و با خادمان مگمار) باشد که به ما سود رساند یا او را به فرزندی بگزینیم؛ و بدینگونه یوسف را در آن (سر) زمین جای دادیم و (بر آن شدیم) تا بدو از (دانش) خوابگزاری بیاموزیم و خداوند بر کار خویش چیرگی دارد اما بسیاری از مردم نمیدانند» سوره یوسف، آیه ۲۱.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یوسف) گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ}}<ref>«و آن مرد مصری که او را خریده بود به همسر خود گفت: جایگاه او را نیکو بدار (و با خادمان مگمار) باشد که به ما سود رساند یا او را به فرزندی بگزینیم؛ و بدینگونه یوسف را در آن (سر) زمین جای دادیم و (بر آن شدیم) تا بدو از (دانش) خوابگزاری بیاموزیم و خداوند بر کار خویش چیرگی دارد اما بسیاری از مردم نمیدانند» سوره یوسف، آیه ۲۱.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مَا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که شما میدانید ما نیامدهایم تا در این سرزمین تبهکاری کنیم و ما دزد نیستیم» سوره یوسف، آیه ۷۳.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|...وَمِنْ قَبْلُ مَا فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ}}<ref>«چون از او ناامید شدند رازگویان به گوشهای رفتند: بزرگ ایشان گفت آیا نمیدانید پدرتان در پیشگاه خداوند از شما پیمان گرفته است و پیش از این با یوسف چه کوتاهی کردهاید؟ من از این سرزمین پا بیرون نمینهم تا پدرم اجازه دهد یا خداوند درباره من داوری فرماید» سوره یوسف، آیه ۸۰.</ref>. | |||
همه این [[آیات]] به داستان [[حضرت یوسف]] مربوط میشود.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۶.</ref> | |||
===اشاره [[آیه]] ۲۱=== | |||
کاروانیان وقتی حضرت یوسف را از قعر [[چاه]] بیرون آوردند او را به [[مصر]] رساندند. «[[قرآن]] میگوید: کسی که در مصر یوسف را خرید، به همسرش سفارش او را کرده گفت: [[مقام]] این [[غلام]] را گرامی دار و به چشم بردگان به او نگاه نکن،؛ چراکه ما امیدواریم بهره فراوانی از این [[کودک]] در [[آینده]] ببریم و یا او را به عنوان فرزند برای خودت [[انتخاب]] کنیم... آن گاه اضافه میکند: این چنین یوسف را در آن [[سرزمین]] متمکن، متنعم و [[صاحب اختیار]] ساختیم. این [[تمکین]] در [[ارض]]، یا به خاطر آن بود که آمدن یوسف به مصر و مخصوصاً گام نهادن او در محیط [[زندگی]] [[عزیز مصر]] [[وزیر]] یا نخست وزیر مقدمهای برای [[قدرت]] فوق العاده او در آینده شد و یا به خاطر اینکه زندگی در قصر [[عزیز]] قابل مقایسه با زندگی در قعر چاه نبود»<ref>تفسیر نمونه، ج۹، ص۴۲۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۷.</ref> | |||
===اشاره آیه ۵۵=== | |||
[[پاکدامنی]] یوسف چون بر همگان روشن گشت [[فرعون]] او را فراخواند و از او خواست تا [[مشاور]] او باشد تا از [[بحرانی]] که [[تعبیر خواب]] برایش [[پیش بینی]] کرده [[کشور]] را [[نجات]] دهد. حضرت یوسف با فکرهایی که در سر داشت پیشنهاد داد [[سرپرستی]] خزانههای مصر به او واگذار شود.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۸.</ref> | |||
===اشاره آیه ۵۶=== | |||
[[خداوند]] حضرت یوسف را به [[پیروزی]] رساند و در هفت سال [[وفور نعمت]]، به [[حفظ]] و [[حراست]] و جمعآوری این آذوقههای کشور مشغول شد و در هفت سال [[قحطی]] بعدی؛ تمام [[مردم مصر]] شیفته او شدند.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۹.</ref> | |||
===اشاره آیه ۷۳=== | |||
قضیه جام گمشده [[برادران یوسف]] مربوط به [[سفر]] دوم آنان به مصر است. [[حضرت یوسف]] با جاگذاری پیمانه [[سلطان]] در درون بار [[بنیامین]] او را توقیف کرد. در [[تورات]] آمده است که حضرت یوسف وقتی خود را به برادرانش شناساند به آنها گفت: به نزد پدرم بروید و به او بگویید که پسرت [[حاکم مصر]] شده است به نزد من بیا و در جوشن ساکن شو. | |||
درباره «جوشن» اطلاعات خوبی وجود دارد که بد نیست در اینجا به [[اختیار]] آورده شود. | |||
در [[قاموس کتاب مقدس]] گفته شده است: «جوشن شهری با [[ولایتی]] خرم و باروری است که در شمال [[شرق]] [[مصر]] در [[میانه]] [[دریای قلزم]] و [[رود نیل]] واقع است... فعلاً آن را شرفیه گویند که از ابوزعبیل به دریا و از [[دشت]] جعفر به وادی تومیلات ممتد است<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۲۹۸. </ref>. بر پایه سخن [[دایرة المعارف کتاب مقدس]] میتوان گفت: «سرزمینی در مصر که به نام [[سرزمین]] جوشن نیز نامیده شده و در [[اراضی]] رعمسیس واقع بوده است<ref>پیدایش ۴۷:۱۱.</ref>... جوشن در شرقیترین ناحیه دلتا و شمال شرقی هلیوپولیس قرار داشت)<ref>دائرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۸۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۹.</ref> | |||
===اشاره [[آیه]] ۸۰=== | |||
چون حضرت یوسف{{ع}} بنیامین را نگاه داشت [[برادران یوسف]] نگران شدند زیرا به پدرشان قول داده بودند بنیامین را صحیح و سالم برگردانند. [[برادر]] بزرگشان به قولی که داده بود سخت پایبند بود. پیشنهاد [[تحصن]] در نزدیک دربار را داد. این [[امید]] میرفت که او [[عزیز مصر]] بر سر [[لطف]] آید و به خاطر یک پیمانه، که سرانجام پیدا شد مرد غریبی را به قیمت داغدار کردن [[برادران]] و [[پدر]] پیرش [[مجازات]] نکند لذا او به خاطر همین احتمال در مصر ماند و برادران را برای کسب دستور به [[خدمت]] پدر فرستاد تا ماجرا را برای او شرح دهند»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۶۹.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۱۰.</ref> | |||
===نتیجه کلی=== | |||
با مطالبی که گفته شد کاملاً مشخص است که منظور از [[ارض]] در [[آیات]] «[[سرزمین مصر]]» است. یادآور شویم که [[روایت]] تورات از جوشن نیز نقطهای جغرافیایی را برای ما مشخص میکند و ما آن را ذکر کردیم.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۱۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||