اودیه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{نبوت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اودیه | عنوان مدخل = اودیه | مداخل مرتبط = اودیه در قرآن - اودیه در حدیث | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ...}}<ref>«آنگاه، چون آن (عذاب) را مانند ابری س...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{نبوت}} | {{نبوت}} | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==اودیه در معاجم== | ==اودیه در معاجم== | ||
کلمه اودیه در معاجم به معنی جمع وادی معنا شده است و وادی به معنای بیابان، [[بادیه]] و صحرا میباشد. در نحوه [[عذاب]] [[قوم عاد]] گفتهاند: «مدتی [[باران]] برای قوم عاد نازل نشد هوا گرم و خشک و خفه کننده شده بود هنگامی که چشم قوم عاد به ابرهای تیره و تار و گستردهای از افقهای دور دست به سوی [[آسمان]] آنها در حرکت بود افتاد بسیار مسرور شدند و به استقبال آن شتافتند و در کنار درهها و سیل گیرها آمدند تا منظره [[نزول]] باران پر [[برکت]] را ببینند و [[روحی]] تازه کنند». | کلمه اودیه در معاجم به معنی جمع وادی معنا شده است و وادی به معنای بیابان، [[بادیه]] و صحرا میباشد. در نحوه [[عذاب]] [[قوم عاد]] گفتهاند: «مدتی [[باران]] برای قوم عاد نازل نشد هوا گرم و خشک و خفه کننده شده بود هنگامی که چشم قوم عاد به ابرهای تیره و تار و گستردهای از افقهای دور دست به سوی [[آسمان]] آنها در حرکت بود افتاد بسیار مسرور شدند و به استقبال آن شتافتند و در کنار درهها و سیل گیرها آمدند تا منظره [[نزول]] باران پر [[برکت]] را ببینند و [[روحی]] تازه کنند». | ||
آنها نمیدانستند که این ابرها باران زا نیستند بلکه بلایی و عذابی هستند که [[حضرت هود]] از آن آنان را با خبر ساخته بود. قوم عاد به وسیله تلهای شنی ([[احقاف]]) از قبائل بائده (نابود شده) [[عرب]] شدند تا نشانه [[کیفر]] باشند؛ زیرا [[پیامبر]] خود را [[سفیه]] پنداشتند.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۶۸.</ref> | آنها نمیدانستند که این ابرها باران زا نیستند بلکه بلایی و عذابی هستند که [[حضرت هود]] از آن آنان را با خبر ساخته بود. قوم عاد به وسیله تلهای شنی ([[احقاف]]) از قبائل بائده (نابود شده) [[عرب]] شدند تا نشانه [[کیفر]] باشند؛ زیرا [[پیامبر]] خود را [[سفیه]] پنداشتند.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۶۸.</ref> | ||
==محل سکونت [[عادیان]]== | ==محل سکونت [[عادیان]]== | ||
در رابطه با محل سکونت عادیان و در تعیین مکان [[ | در رابطه با محل سکونت عادیان و در تعیین مکان [[قوم عاد]] [[اختلاف]] است. «جغرافی دانان [[مسلمان]] در قرون وسطی احقاف را نام شنزاری در جنوب [[عربستان]] واقع بین حضرموت و عمان یعنی در بخش شرقی [[الرمله]] یا [[ربع الخالی]] دانستهاند. اما جغرافی نویسان جدید اروپایی احقاف را تمام الرمله یا نیمه [[غربی]] آن میدانند»<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۵۵.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۶۹.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||